سه‌شنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۰

رقيب اصلی «جدايی نادر از سيمين» در اسکار يک فيلم اسراييلی است


رقيب اصلی «جدايی نادر از سيمين» در اسکار يک فيلم اسراييلی است
http://www.voanews.com/persian/news/Oscars_IranIsrael-2012-01-30-138312994.html

در ميان نامزدهای اسکار در بخش بهترين فيلم خارجی، امسال فيلمی از اسراييل به نام «پاورقي» حضور دارد که اصلی ترين رقيب فيلم ايرانی «جدايی نادر از سيمين» محسوب می شود.

ژوزف سدار، کارگردان فيلم «پاورقی» برای فيلمی نامزد دريافت جايزه اسکار شده است که به رقابت يک پدر و پسر اسراييلی می پردازد.

ژوزف سدار تنها چند ساعت بعد از اعلام نامزدی اش در بخش بهترين فيلم خارجی اسکار، گفت: واقعا احساس خوش شانسی می کنم و هيچ راهی برای توضيح اين حس ندارم.

اين کارگردان ۴۳ ساله اسراييلی که متولد آمريکاست پيشتر برای هر چهار فيلمی که ساخته، نامزد دريافت جايزه اسکار شده است.

امسال، فيلم «پاورقی» او بر زندگی يک استاد دانشگاه عصبی متمرکز است که همه عمرش را صرف مطالعه متون باستانی عهدعتيق، کرده است. اين فيلم در جايی جذاب می شود که متوجه می شويم اصلی ترين رقيب آکادميک اين استاد سالخورده، پسر جوان اوست. پسری که با دريافت يک جايزه بزرگ ملی، بر محبوبيتش در ميان توده مردم افزوده می شود و اين برای پدر، ناخوشايند است.

ژوزف سدار می گويد موضوع اين فيلم به او کمک کرد که با موضوع نامزدی جايزه اسکار، بهتر کنار بيايد. آقای سدار می افزايد: مثل ماجرای فيلم، هميشه اين حس دوگانه وجود دارد در هنگام اعلام نامزدی برای دريافت يک جايزه، همزمان حس خوشحالی و افتخار و از طرف ديگر، هراس از اينکه ممکن است اسم شما به اشتباه اعلام شده باشد.

فيلم «پاورقی» از اسراييل، امسال در بخش بهترين فيلم خارجی مراسم اسکار با چهار فيلم ديگر رقابت می کند اما به عقيده منتقدان سينما، اصلی ترين رقيب آن، فيلم ايرانی «جدايی نادر از سيمين» ساخته اصغر فرهادی است.

وقتی از ژوزف سدار پرسيده شد که آيا مايل است در کنار اصغر فرهادی از روی فرش قرمز مراسم اسکار عبور کند؟ او پاسخ داد: اميدوارم که دست در دست همسرم و يا شايد يکی از تهيه کنندگان فيلمم از روی فرش قرمز عبور کنم. اما دست کارگردان ايرانی را هم احتمالا می گيرم. مطمئن نيستم که امسال توجه همه علاقمندان به مراسم اسکار بايد به اين دو فيلم معطوف شود. اما بايد اعتراف کنم که يک حس شاعرانه در اين شرايط می بينم که اين دو فيلم در کنار هم و در يک بخش جای گرفته اند.

هشتاد و چهارمين دوره مراسم اسکار، روز ٢۶ فوريه - هفتم اسفندماه - برگزار می شود.




iran#

خبر هولناک سازمان پزشکان بدون مرز در مورد زندانيان ليبی


خبر هولناک سازمان پزشکان بدون مرز در مورد زندانيان ليبی
http://www.voanews.com/persian/news/Doctors_SansFrontiers-2012-01-27-138188124.html

ويديو
http://www.voanews.com/MediaAssets2/persian/2012_01/LibyaMSFTorture-26Jan12.wmv

در حالی که گزارش سازمان ملل متحد از بی قانونی و شکنجه در ليبی خبر می دهد سازمان پزشکان بدون مرز نيز خدمات درمانی انساندوستانه خود در زندان های مصراته را بدليل شکنجه زندانيان، متوقف کرد.

سازمان پزشکان بدون مرز می گويد خدمات درمانی خود در مصراته را متوقف کرده است زيرا از پزشکان و پرستاران سازمان خواسته شده بود زندانيانی را که تحت شکنجه قرار گرفته بودند بطور موقت درمان کنند، تا شکنجه آنان ادامه يابد.

گروه های حقوق بشر بارها از اعمال شکنجه مردم، بويژه در مورد کسانی که در طی خيزش مردمی ليبی برای معمر قذافی جنگيده بودند، ابراز نگرانی کرده اند.

سازمان پزشکان بدون مرز می گويد اين سازمان برای درمان زندانيانی که در جنگ مصراته زخمی شده اند به آن شهر رفته است، ولی مجبور شده است زخم های ناشی از شکنجه زندانيان را درمان کند.

در بيانيه سازمان آمده است هدف کارکنان آن درمان زخميان جنگ و زندانيان بيمار است و نه معالجه مکرر زندانيان در فاصله شکنجه ها.

سازمان پزشکان بدون مرز می گويد اين مساله را با مقام های مصراته و ارتش ملی ليبی در ميان گذاشته ولی به شکايت آنان هيچگونه ترتيب اثری داده نشده است. در نتيجه اين تشکيلات تصميم گرفته است خدمات خود را در بازداشتگاه های مصراته، متوقف کند.

سازمان ملل متحد نيز خبر از آن داده است که طرفداران رژيم پيشين ليبی که در حبس نيروهای انقلابی به سر می برند، مورد شکنجه قرار می گيرند.

گزارش ناپديد شدن طرفداران پيشين معمر قذافی و بدرفتاری با آنان برای شورای انتقالی ملی ليبی که تعهد کرده حقوق بشر را در آن کشور حفظ کند، مايه شرمساری توصيف شده است.



iran#

دوشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۰

هرانا؛ اعمال فشار بر حسین رونقی جهت اعتراف تلویزیونی


هرانا؛ اعمال فشار بر حسین رونقی جهت اعتراف تلویزیونی
https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/11219-1.html

خبرگزاری هرانا – حسین رونقی جهت مصاحبه تلویزیونی بر علیه خود و همبندیانش از سوی بازجویان پرونده تجت فشار قرار گرفت.

احمد رونقی ملکی پدر این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام کرد پسرم را روز شنبه جهت انجام مصاحبه تلویزیونی به خارج از بند بردند.

پدر ابن زندانی در خصوص تطمیع و تهدید این زندانی به هرانا گفت: "بازجویان پرونده به پسرم گفته اند که قصد صدور حکم سنگین برای تو را نداشتیم و برای اینکه آزاد شوی باید تن به این مصاحبه بدهی"

وی در ادامه افزود: "حسین درخواست بازجویان را نپذیرفته و مجددا به بند ۳۵۰ منتقل شده است."

احمد رونقی ملکی ضمن یادآوری بیماری های فرزندش گفت: "من از تمامی مسئولان، رهبر جمهوری اسلامی، مسئولان زندان، دادستان تهران خواستارم که جلوی این بی قانونی را بگیرند و هم اکنون یکی از کلیه های پسرم ۲۰ درصد از کار افتاده و دیگری ۸۰ درصد و مسئول هر اتفاقی بر عهده بازجویان پرونده، سازمان زندانها و دادستانی است."

لازم به ذکر است روز شنبه حسین اصغری دیگر زندانی محبوس در بند ۳۵۰ روز شنبه وادار به اعترافات تلویزیونی بر علیه خود و دوستانش شده است.

بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:

اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی: هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند، مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است.
بخش ز بند ۳ ماده ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس به ارتکاب جرمی متهم می‌شود مجبور نشود که علیه خود شهادت دهد و یا به مجرم بودن اعتراف نماید.



iran#

یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۰

مصاحبه اسد همايون در مورد خطر جنگ با ايران


مصاحبه اسد همايون در مورد خطر جنگ با ايران
http://azadeganiran.com/AudioVideo/AHMeybodiWarIranIsrael-27Jan2012.mp3

منبع:
انقلاب اسلامی



iran#

گفتگو با عبدالله مهتدی

گفتگو با عبدالله مهتدی
http://www.youtube.com/watch?v=J4A2c2nUH8s


iran#

محاکمه ديکتاتور پيشين گواتمالا به اتهام نسل کشی


محاکمه ديکتاتور پيشين گواتمالا به اتهام نسل کشی
http://www.voanews.com/persian/news/Guatemala_HR-2012-01-28-138253144.html

يک قاضی گواتمالا رأی داد که برای محاکمه «افراين ريوس مونت» ديکتاتور سابق کشور، به اتهام نسل کشی، مدارک کافی وجود دارد.

در اين حکم که روز پنجشنبه صادر شد، آمده است که «مونت» بايد پاسخگوی اتهام قتل هزاران نفر از بوميان آن کشور باشد که در دوره زمامداری او در سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۳ کشته شده اند.

کشتار مورد اشاره در حکم قاضی، بخشی از اقداماتی بود که با هدف شکست شورشيان چپ گرا انجام شد. در حال حاضر مونت در بازداشت خانگی بسر می برد.

مونت سال گذشته کرسی خود در کنگره گواتمالا را از دست داد، و در پی آن مصونيت سياسی او نيز از بين رفت.



iran#

جمعه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۰

بازداشت مدير عامل شرکت توليدکننده پروتزهای مصنوعی پستان


بازداشت مدير عامل شرکت توليدکننده پروتزهای مصنوعی پستان
http://www.voanews.com/persian/news/JeanClaude_Mas-2012-01-27-138189734.html

پليس فرانسه می گويد، مدير عامل شرکت فرانسوی پلی ايمپلنت پروتزيس را دستگير کرده است. اين شرکت، توليدکننده پروتزهای مصنوعی پستان است، که گفته می شود غيراستاندارد و احتمالأ سرطان زا هستند.

به گفته پليس، ژان کلود ماس روز پنجشنبه در خانه اش در جنوب فرانسه، دستگير شد.

شرکت تحت نظارت ژان کلود ماس در سال ۲۰۱۰ و به دنبال اعلام تخلف از سوی بازرسان بهداشتی بسته شد.

در همان زمان اعلام شد، سليکون هايی که اين شرکت در ساخت اندام های مصنوعی به کار برده است، از نوع غيرقابل مصرف در تجهيزات پزشکی است و احتمال نشت آن زياد است.

محصولات شرکت پلی ايمپلنت پروتزيس به بيش از ۶۰ کشور جهان، از جمله کشورهای اروپايی و آمريکا، صادر شده است.



iran#

تولید گوشت آزمایشگاهی با طعم و ظاهر طبیعی


تولید گوشت آزمایشگاهی با طعم و ظاهر طبیعی
http://www.radiofarda.com/content/f7_Race_to_serve_up_artificial_chicken/24464829.html

در اواخر سال میلادی جاری گروهی کوچکی از دانشمندان در شهر واشینگتن به صرف ناهار گردهم خواهند آمد، ناهاری که احتمالاً قرار است زندگی ما را در سراسر جهان متحول کند. غذای این دانشمندان مرغ سوخاری خواهد بود، البته مرغی که بر خلاف بافت و مزه گوشت مرغی‌اش هرگز زنده نبوده و به جیک جیک کردن هم نرسیده!

به نوشته روزنامه «گاردین»، انجمن «پتا»، بزرگ‌ترین گروه حمایت از حیوانات در جهان، پنج سال پیش با تعیین ضرب الاجل سی‌ام ماه ژوئن سال ۲۰۱۲ به دانشمندان اعلام کرد در صورتی که تا این تاریخ موفق به تهیه گوشت مرغ آزمایشگاهی شوند، پاداشی یک میلیون دلاری دریافت خواهند کرد. «پتا» دو شرط را هم برای گوشت مرغ مورد نظرش در نظر گرفت: اول اینکه گوشت آزمایشگاهی باید از گوشت مرغ «طبیعی» غیر قابل تمایز باشد و دوم اینکه امکان تولید و عرضه تجاری آن وجود داشته باشد.

هم اکنون گروه فیزیولوژی عروقی در دانشگاه «ماستریخت» هلند در زمینه تولید گوشت آزمایشگاهی پیشتاز هستند. این گروه اعلام کرده‌اند که تا پایان سال جاری میلادی نوعی «برگر» گوشت گاو مصنوعی تولید خواهند کرد. با این حال دو مسئله مانع دستیابی گروه هلندی به جایزه یک میلیون دلاری پتا خواهند بود: نخست نوع گوشت تولیدی آنهاست، که ظاهراً «گوشت گاو» خواهد بود و دیگر آنکه نمونه گوشت تولیدی گروه دانشگاه ماستریخت تا به اینجای کار از نوارهایی به طول چند سانتی‌متر فرا‌تر نرفته است. به گزارش گاردین کار این گروه به کندی پیش می‌رود و بعید به نظر می‌رسد بتواند در آینده نزدیک گوشت‌هایی قطور‌تر و با مقادر زیاد تولید کند.

اما گروه دومی هم در هلند و در دانشگاه اولترشت در حال انجام آزمایش بر روی سلول‌های بنیادی کشت شده از رویان هستند. یک سلول بنیادی توانایی تولید بالقوه چندین تن گوشت را داراست، بدین معنا که می‌توان با استفاده از مجموع سلول‌های بنیادی برگرفته از تنها یک رأس گاو غذای مردم یک کشور را تأمین کرد.

از سویی دیگر، ولادیمیر میرونوف، رئیس پیشین مرکز پژوهشی همسان سازی زیستی در دانشگاه پزشکی کارولینای جنوبی، نیز در حال حاضر در همین زمینه با یک شرکت تولیدی گوشت برزیلی همکاری می‌کند. میرونوف که در بخش مهندسی بافت تخصص دارد موفق شده با استفاده از سلول‌های رویان بوقلمون بافت عضلانی گوشت را در مقادیر کم کشت نماید.

این پژوهشگر دانشگاه کارولینای جنوبی معتقد است که گوشت حاصل از مهندسی بافت در ‌‌نهایت به مرحله تولید انبوه خواهد رسید: «البته کسانی هستند که این نوع گوشت را «غذای فرانکشتاین» می‌دانند. از دید این افراد چنین گوشتی غیر طبیعی است، اما در واقع هیچ چیز غیر طبیعی در این نوع غذا وجود ندارد. ما از سلول حیوانات استفاده می‌کنیم و آن‌ها را در یک محیط مناسب کشت می‌دهیم. تنها تفاوت هم در این واقعیت است که این وسط هیچ حیوانی کشته نمی‌شود.»

به نظر می‌رسد که اولین نسل از گوشت‌های آزمایشگاهی، گوشت‌های تکه‌ای کوچک خواهند بود، با این هدف طولانی مدت که دست آخر گوشت عضلانی را به شکل مصنوعی پرورش دهند. از دیدگاه نظری بافت عضلانی هر حیوانی را می‌توان در محیط آزمایشگاهی پرورش داد، همچنان که می‌توان شیر، پنیر و تخم مرغ را نیز از این طریق به شکل مصنوعی تولید کرد. به رغم تمامی پیشرفت‌ها تا بدین لحظه گوشت‌های آزمایشگاهی بی‌رنگ، بی‌مزه و فاقد بافت بوده‌اند و امکان دارد دانشمندان مجبور شوند برای طبیعی ساختن این گوشت‌ها چربی و حتی خون آزمایشگاهی و افزودنی‌های رنگی به آن اضافه کنند.

پروفسور جولی گلد، فیزیکدان زیست‌شناسی از دانشگاه فنی چالمرز در شهر گوتنبرگ سوئد می‌گوید به باور او چنین محصولاتی تا ارائه تجاری به بازار راه درازی در پیش دارند: «منابع مالی تخصیص داده شده به این پروژه‌ها خیلی ناچیزند. یک آدم پولدار دیوانه نیاز داریم که [برای پیشبرد این طرح] سرمایه گذاری کند و هزینه‌ها را متقبل شود.»

یک نکته حائز اهمیت دیگر که می‌تواند در نتیجه تولید گوشت آزمایشگاهی حاصل شود آن است که چنین فرآورده‌ای در مقایسه با گوشت طبیعی حاصل از کشتار حیوانات میزان انرژی و فضای بسیار کمتری را مصرف خواهد کرد. بر پایه یافته‌های پژوهشی سال گذشته دانشمندان آکسفورد و آمستردام، روند تولید گوشت مصنوعی تنها یک درصد زمین و چهار درصد آب مورد نیاز برای تولید گوشت‌های معمولی را مصرف خواهد کرد.

برای گیاهخواران و طرفداران حیوانات دستاورد تولید چنین گوشت‌هایی آزار دیدن کمتر حیوانات زبان بسته خواهد بود. به گفته مدیر «پتا»: «تنها در ایالات متحده، سالیانه بیش از چهل میلیارد مرغ، ماهی، خوک و گاو به شیوه‌هایی وحشتناک برای تهیه گوشت سلاخی می‌شوند و گوشت حاصل از سلول‌های بنیادی مانع عذاب کشیدن این حیوانات خواهد شد.»


iran#

Norouz - Tahvile Saal نوروز - تحويل سال



Norouz - Tahvile Saal نوروز - تحويل سال

http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Norouz/saltahvil.htm


iran#

چهارشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۰

راهکار تازه علم برای مداوای پيرچشمی


راهکار تازه علم برای مداوای پيرچشمی
http://www.voanews.com/persian/news/StemCells_Eyes-2012-01-25-138030203.html

پیرچشمی، یا زوال یاخته های شبکیه، نوعی بیماری چشم است که به کوری منتهی می شود، و میلیونها نفر از مردم دنیا، به ویژه در سنین بالا، به آن مبتلا می شوند و در حال حاضر برای آن چاره و علاجی وجود ندارد.

اما اخیراً با اقداماتی که در جامعه پزشکی بعمل آمده است امید به یافتن راهی برای درمان این بیماری قوت گرفته است.

دانشمندان با استفاده از مطالعاتی که در زمینه سلول پایه انجام گرفته است، سلولهای پایه را، که از جنین گرفته می شود، به درون چشم بیمار تزریق می کنند، تا جایگزین سلولهای مرده در شبکیه چشم شود.

دکتراستیون شوارتس، از مرکز چشم دانشگاه کالیفرنیا، می گوید: روش ابداعی هنوز در مرحله کاملاً ابتدایی است، و تنها در دو بیمار نتیجه مثبت داده است؛ اما نویدی است که در آینده می توان با کاربرد روشهای سلول پایه، پیر چشمی را درمان کرد.

نتیجه این آزمایش در نشریه پزشکی لنست* منتشر شده است.

* Lancet




iran#

حشمت الله طبرزدی: باید در مقابل شقاوتهای حکومت فریاد اعتراض برآورد


حشمت الله طبرزدی: باید در مقابل شقاوتهای حکومت فریاد اعتراض برآورد
چهار شنبه 25 ژانويه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1680

پیام مهندس طبرزدی در مورد نامه سردار حسین علایی و نیروهای درون نظام

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران" در یادداشتی از زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) ضمن استقبال از مقاله اخیر سردار حسین علایی در روزنامه اطلاعات که با ذکر اشتباهات حکومت پهلوی در سال های آخر قدرت از آن به عنوان تجربه ای مهم و عبرت آموز برای «سایرین» و به طور غیرمستقیم رژیم فعلی نام برده بود، نقش سردارانی چون حسین علایی در بیان حقایق درون حکومت را دارای اهمیتی خاص برشمرد.

سردار حسین علایی از کسانی است که با طرح بحران حکومت شاه در اواخر سلطنت، عبرت آموزی از تاریخ را به خامنه ای گوشزد کرد. رفتار خامنه ای با جنبش مردم و جوانان کشور آنقدر تلخ بوده است که حتی بخشی از عناصر سپاه را وادار به واکنش نموده است. این امری طبیعی و انسانی است که از درون نظام سرکوبگر آنانی که نگاهشان بسوی مردم ستمدیده و قلبشان برای مردم و کشورشان می طپد از خود واکنش نشان دهند. در پروسه جنبش سبز شاهد بوده ایم که ریزش نیروها از درون حکومت شدت گرفته است و آنانی که دستشان بخون مردم آلوده نشده خود را در کنار مردم دیده اند. حتی روحانیون زیادی از سالهای دور در مقابل ظلم عصیان کرده اند و امروز نیز تعدادی در زندانها بسر میبرند. بنا بر این، این اطمینان وجود دارد که بسیاری از سپاهیان و روحانیونی که با ظالم و ظلم زمانه یعنی ولایت موافقتی ندارند در دفاع از مردم از خود واکنش نشان دهند. نیروهای مخالف استبداد درون نظام بخوبی میدانند که این نظام با سوء استفاده از اعتقادات پاک هزاران تن از جوانان کشور از آنان بعنوان چماق سرکوب بر علیه مردم ایران استفاده کرده است و هر زمان که نیازی به آنان نداشته باشد به آسانی آنان را از موقعیتی که دارند به زیر می کشد. این خاصیت استبداد است. شاید بسیاری از فرماندهان سپاه بخاطر موقعیت نظامی و منافع اقتصادی بالایی که دارند متوجه آینده خود و این نظام نباشند و زمانی متوجه واقعیت شوند که دیر شده باشد اما مطمئناً هستند بسیاری در این نیروی نظامی که نه درد حکومت که درد مردم روح آنان را جریحه دار کرده است. این فرزندان دوران جنگ و حتی پس از جنگ باید بدانند که هیچ مرجعی بالاتر از مردم یک سرزمین وجود ندارد. این کشور متعلق به مردم ایران است و نه حکومت. آنانی که امروز ادعای تملک بر آن دارند غاصبانی هستند که صباحی دیگر در قدرت نخواهند بود این درس تاریخ است. این حکومت به ناحق حقوق مردم ستمدیده را از آنان سلب کرده است و این عمل غاصبانه و شنیع را توسط نیروهایی که از طریق فریب و تطمیع به گرد خود جمع کرده است انجام می دهد.

باید دانست دفاع از مردم در مقابل هر ظالمی نه تنها به مبارزان سیاسی که به همه کسانی که در این سرزمین از منافع متعلق به مردم ایران برخوردارند مربوط می شود. آن بخش از روحانیونی که بخاطر مخالفت با ولایت مستبد می خواهند سرنوشت خود را به مسیر مردم تغییر دهند باید در مقابل شقاوتهای حکومت فریاد اعتراض برآورند، آن سپاهیانی که نمی خواهند بدنامی تاریخ را با خود داشته باشند باید اعتراضات خود را به گوش مردم برسانند. مردم ایران باید آگاه شوند که همه نیروهای درون نظام با ظلم استبداد موافق نیستند و این حقیقت باید هر چه زودتر روشن شود.

اکنون دیگر بازی های سیاسی حکومت برای مردم رنگی ندارد. انتخابات نمایشی حاکمیت دیگر نمی تواند مردم را بفریبد. تجربه انتخابات سال 88 بسیار گرانتر از آن بود که مردم بتوانند آنرا فراموش کنند، نقش سردارانی چون حسین علایی در بیان حقایق درون حکومت و بیداری نیروهای سپاه و روشنگری روحانیون در میان توده های مردم از اهمیت خاصی برخوردار است من از اعتراض سردار حسین علایی، روحانیون معترض و همه کسانی که همانند علایی اعتراضشان را به هر شکل مسالمت آمیزی اعلام می کنند حمایت میکنم. آنان باید بدانند که مردم ستمدیده ایران نیز آنان را فراموش نخواهند کرد.

حشمت الله طبرزدی، زندان رجایی شهر





iran#

سه‌شنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۰

سعيد رضوی فقيه در فرودگاه تهران بازداشت و به اوين منتقل شد


سعيد رضوی فقيه در فرودگاه تهران بازداشت و به اوين منتقل شد
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۰, ساعت ۰:۰۳
http://www.rahesabz.net/story/48159

جـــرس: سعيد رضوی فقيه، عضو سابق دفتر تحکیم و از فعالان جنبش سبز، از هفته گذشته در زندان اوين به سر می برد.

به گزارش «ندای سبز آزادی»، رضوی فقيه که هفته پيش پاريس را به مقصد تهران ترک کرده بود، در فرودگاه بین المللی تهران بازداشت و به زندان منتقل شده است.

رضوی فقيه از فعالان سابق دانشجويی و عضو سابق دفتر تحکيم وحدت است که چند سال پيش به قصد ادامه تحصيل به فرانسه رفت. او پس از سفر به فرانسه نيز يک بار به ايران بازگشت اما پس از تحولات انتخابات رياست جمهوری ايران را ترک کرده بود.

با اين حال شش روز پيش وی تصميم به بازگشت گرفت و بر اساس اخبار رسيده بلافاصله در فرودگاه بازداشت شد.

هنوز مشخص نيست که این فعال سیاسی از سوی کدام نهاد بازداشت و به زندان منتقل شده است.

گفتنی است سه سال پیش نعمت احمدی، وکیل سعیدرضوی فقیه از ارسال پرونده سابق موكل خود به دادگاه تجدیدنظر خبرداده بود. به گفته وی موكلش دو پرونده دارد كه یكی از آنها مربوط به سخنرانی هایی است كه بعد از ماجرای بازداشت آقاجری انجام داده و به همین دلیل پرونده ای برای رسیدگی به اتهاماتش در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد تشكیل شده است.

در آن زمان پس از اینكه رضوی فقیه احضار و برای وی قرار صادر شد، به خارج از كشور سفر كرد و به دلیل اینكه آدرسی از محل سكونت وی در دست نبود، دادگاه بدون حضور وی برگزار شد.

رضوی فقیه سابقه فعالیت در روزنامه‌های اصلاح طلب صبح امروز، بهار، دوران امروز، بنیان، نوروز، یاس نو و وقایع اتفاقیه را در کارنامه خود دارد. رضوی فقیه هنگام عضویت اش در شورای سردبیری "یاس نو" در دفتر این روزنامه بازداشت شد. وی به حکم سعید مرتضوی و بدلیل مقالاتی که در اعتراض به صدور حکم اعدام برای هاشم آغاجری در مطبوعات منتشر کرده بود از مرداد ۱۳۸۲ بیش از دو ماه را در انفرادی گذراند.

رضوی فقیه طی سالهای ابتدایی دهه هشتاد دو دوره بعنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شد.
او که دارای مدرک دکتری فلسفه از دانشگاه تربیت مدرس تهران است برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری در رشته‌ای دیگر به فرانسه رفت و در آنجا نیز در مهر ۱۳۸۵ بعنوان دبیر اتحادیة انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا انتخاب شد.



iran#

احضار دکتر محمد ملکی برای اجرای حکم


احضار دکتر محمد ملکی برای اجرای حکم
چهار شنبه 25 ژانويه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1677


روز دوشنبه مورخ سوم بهمن ماه، برگه احضاریه از طرف دادستان عمومی انقلاب تهران، جهت اجرای حکم زندان به دکتر محمد ملکی ابلاغ شد. در این احضاریه از ایشان خواسته شده است تا ظرف مدت سه روز از زمان رویت نامه خود را به زندان اوین، بخش اجرای احکام دادسرای شهید مقدس، معرفی نماید.

دکتر محمد ملکی که هم اکنون 78 سال دارد، پس از انتخابات خرداد 88، در تاریخ 31 مرداد ماه در منزل خود و درحالیکه در بستر بیماری بود بازداشت شد و مدت بیش از شش ماه را در زندان اوین گذراند. ایشان در طول دوران زندان بدلیل مشکلات جسمی و حمله قلبی چندین بار در بیمارستان بستری شد و نهایتا در اسفند سال 88 از زندان آزاد شد.

پس از آزادی از زندان، طبق کیفرخواست صادره توسط دادگاه انقلاب، ایشان به محاربه، توهین به آیت‌الله خمینى، آیت‌الله خامنه‌اى و نیز تبلیغ علیه نظام متهم گردید. در تاریخ پنجم مرداد ماه امسال، دادگاه دکتر محمد ملکی بطور غیرعلنی برگزار شد که ایشان بدلیل غیرقانونی دانستن دادگاه و در اعتراض به غیرعلنی بودن آن، در دادگاه از خود دفاع نکرد. سرانجام دادگاه، او را در مهر ماه امسال به جرم تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم کرد.

دکتر محمد ملکی که اولین رییس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بوده است، از سال 1360 تا 1365 نیز بدلیل اعتراض به انقلاب فرهنگی در دانشگاهها، به مدت پنج سال تحت سخت ترین شکنجه ها زندانی بوده و بار دیگر در اسفند ماه سال 1379 به همراه جمعی از فعالان ملی-مذهبی دستگیر شد و مدت بیش از 6 ماه را در زندان انفرادی گذراند. ایشان در شهریور ماه امسال در نامه ای سرگشاده به احمد شهید، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل، شرح مختصری از شکنجه هایی که در زندانهای دوران مختلف دیده است را بازگو کرد و اعلام داشت حاضر است درباره مشاهدات خود از زندانها شهادت دهد. دکتر ملکی در ماههای اخیر، بدلیل نگارش این نامه احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفت



iran#

قندچی-چرا سکولاريسم در ايران استبدادی شد


چرا سکولاريسم در ايران استبدادی شد
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/683-WhyDictatorship.htm

هميشه وقتی به دوران رضا شاه رجوع می شود گفته می شود که سکولاريسم گسترش يافت و استبداد جای دموکراسی مشروطه را گرفت. اما از خود نمی پرسيم چرا استبداد آمد؟ اغلب يا به شخصيت رضا شاه و نقش سردار سپه در فوج لياخوف و به توپ بستن مجلس در دوران محمد علی شاه مراجعه می شود و يا خطر پراکندگی و تجزيه ايران در پی مشروطيت که نياز به دولتی مقتدر را افزايش داد و يا اينکه بريتانيا در پی وقوع انقلاب اکتبر، بر عکس پيش از آن که دولتی ضعيف را در ايران می پسنديد، اين بار خواهان دولتی مقتدر بود که جلوی نفوذ شوروی در کشورهای همجوار آن کشور را سد کند. اما اگر نيک بنگريم پاسخ واقعی دليل استبداد را دقيقاً بايد در خود دموکراسی مشروطه و ايده آلهای سکولارها در آن انقلاب جستجو کرد. چرا؟

سکولارها نيروی اصلی در شکل دادن انقلاب مشروطه بودند، اما بعد از پيروزی هر روز که می گذشت می ديدند فرسنگها از آرزوهايشان که ديدن ايران بعنوان بريتانيا يا فرانسه بعدی بود، فاصله دارند. حتی مشاهده ميکردند که رسيدن به بسياری از ايده آلهای سکولارشان، در دوران استبداد پيش از مشروطه ميسرتر بود، تا در دوران دموکراسی مشروطه که برای هرچه می خواستند بايد ملت و نمايندگانش را قانع ميکردند.

درست است با اينهمه امثال دهخدا ها و مصدق ها به آرمان های دموکراتيک پای بند ماندند، اما برای اکثريت سکولارها آشکار بود که اين راه به اين زودی ها به جامعه مدرنی که در اروپا ديده يا درباره اش شنيده بودند، نخواهد رسيد. ممکن است گفته شود پس چرا در ايران بعد از انقلاب 57 نيز به استبداد رسيديم. پاسخم اين است که اين بار اتفاقاً برعکس، جامعه ای را که از نظر اجتماعی بسيار پيشرفت کرده بود، نيرويی می خواست به 1400 سال پيش عقب ببرد، و اين هدف هم به اين سادگی عملی نبود و باز به استبداد نياز داشت و با روال متعادل ممکن نبود، و چنين بود که به استبداد خمينی رسيديم.

جالب است در دوران مشروطيت وقتی روشنفکران ايران از آينده نگری و اروپا مينويسند، مردم ميخواهند بدانند آنجا چه خبر است، و اينگونه نوشته ها مورد استقبال قرار می گيرند، اما در سالهای بعد از انقلاب سفيد، فيلمی مانند جعفرخان از فرنگ آمده است مورد استقبال واقع می شود که در آن روشنفکران ايران، يک آينده نگر را مورد تمسخر قرار داده اند، چرا که می بينند رسيدن سريع به اين ايده آلها بقيمت فشار و فرسودگی مردم تمام شده است، و به اينگونه حتی از يک نيروی واپسگرا که خواستار بازگشت به گذشته است، حمايت می کنند.

در سالهای آخر رژيم شاه حتی ازدواج همجنسگرايان در ايران مطرح می شود و سريال ايتاليا ايتاليا در تلويزيون ايران در نوروز پيش از انقلاب که با مخالفت شديد جامعه مذهبی ايران روبرو شد، تأکيد بر حقوق همجنسگران داشت. البته نميخواهم مانند برخی تحليلگران غربی بگويم علت سقوط رژيم شاه اين بود که ميخواست سريع جلو برود؛ حرفی که شايد در مورد دوران رضا بشود گفت، اما در انقلاب 1357 مطمئناً فقدان دموکراسی همانگونه که در گذشته بحث شده، اصل مسأله بود (1).

با اينحال جدا از آنکه از تاريخ چگونه ارزيابی کنيم، لازم است اين درس را بياموزيم که رسيدن به ايده آلهای سکولار و آينده نگر از راه دموکراتيک نميتواند سريع بدست آيد و اگر دوباره روشنفکران ايران بخواهند سريع به چنان اهدافی برسند، دور باطلی را که بعد از مشروطيت با استبداد سکولار و بعد هم استبداد مذهبی انجام داديم، تکرار خواهيم کرد.

هنوز در ايران تحولی نشده است و می بينيم بسياری از سکولارهای ايران گويی دشمن خود را نيروهای اسلامی اصلاح طلب می بينند. اين ديدگاه بسيار خطرناک است. نسل کنونی سکولارهای ايران بسيار خوشبخت است که با يک نيروی متشکل اصلاح طلب اسلامی هم سنگر است، چرا که اين نيرو تکامل جامعه ايران را متعادل تر خواهد کرد و از اينکه دوباره مردم آنگونه زير فشار قرار گيرند که از سکولاريسم متنفر شوند، جلوگيری به عمل ميايد. چه دوست داشته باشيم و چه نه، مردم ايران و بقيه کشورهای اسلامی اگر بخواهند به شکل دموکراتيک به جامعه مدرن برسند نميتوانند اين راه را يک شبه طی کنند، وگرنه دوباره نتيجه کار به ضد خود بدل خواهد شد (2).


سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
چهارم بهمن ماه 1390
January 24, 2012

پانويس:

1. http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

2. http://www.ghandchi.com/678-ReligiousReformers.htm




iran#

وخامت حال عبدالله مومنی؛ اطلاعی از محل نگهداری وی در دست نیست


وخامت حال عبدالله مومنی؛ اطلاعی از محل نگهداری وی در دست نیست

ادورانیوز: عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) روز دوشنبه به علت دل درد شدید به بهداری اوین منتقل شد.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، عبدالله مومنی روز دوشنبه به دلیل دل درد شدید به بهداری اوین منتقل شد که با برخورد نامناسب و زننده مسوولین بهداری اوین مواجه می‌شود و در اعتراض به این برخورد بهداری اوین را ترک می‌کند. آنطور که دیگر زندانیان سیاسی زندان اوین به خانواده‏های خود اطلاع داده‏‌اند وی ساعاتی بعد به دلیل شدت درد زیاد از ناحیه شکم مجددا به بهداری اوین منتقل می‌شود که از آن زمان تا کنون اطلاعی از وضعیت سلامت وی در دست نیست و احتمال داده می‏‌شود که وی را به جای محل دیگری منتقلش کرده‌اند.

ایشان عصر روز دوشنبه در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده خود توضیح می‏دهد که مسوولان اوین برای درمان وی تنها به تزریق یک آمپول اکتفا کرده‏‌اند.

خانواده عبدالله مومنی در صحبت کوتاهی با خبرنگار ادوارنیوز از وضعیت سلامت و محل نگهداری وی شدیدا ابراز نگرانی کردند. خانواده آقای مومنی می‏‌گویند که مسوولان زندان اوین به ندرت اجازه استفاده از تلفن را به زندانیان سیاسی می‏‌دهند و به همین دلیل طی بیست و چهار ساعت گذشته انها هیچ خبری از وضعیت جسمی عبدالله مومنی ندارند. فاطمه آدینه وند، همسر این عضو در بند سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به ادوارنیوز توضیح داد که در روز دوشنبه و بعد از غیبت آقای مومنی در جلسه ملاقات هفتگی با خانواده، مسوولان زندان اوین از دادن توضیح درباره وضعیت سلامت وی طفره رفته‌‏اند.

خانم آدینه وند همچنین اظهار داشت که عبدالله مومنی در یک ماه اخیر به دلیل وضعیت نا مناسب جسمی و عدم رسیدگی مسوولان زندان از ابتلا به کهیر نیز رنج می‏‌برد.

عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) به طرز خشونت آمیزی دستگیر شد ونزدیک ۱۰۰ روز را در انفرادی وبازجویی تحت شکنجه به سر برد.



iran#

دوشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۰

حسین رونقی از بیمارستان به زندان بازگردانده شد


هرانا؛ حسین رونقی از بیمارستان به زندان بازگردانده شد
https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/11146-1.html

خبرگزاری هرانا - حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی که برای چندمین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، علی‌رغم نیاز مبرم به مراقبت‌های پزشکی پس از عمل به زندان اوین بازگردانده شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین رونقی ملکی که به تازگی و جهت ادامه‌ی درمان در بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران بستری شده بود، تنها چند روز پس از عمل جراحی و در شرایطی که از وضعیت جسمی مساعدی برخوردار نبود، برای چندمین بار متوالی به زندان منتقل شد.

آقای ملکی که به بیماری کلیوی مبتلاست، بنا به گفته‌ی پزشکان بایستی در خارج از زندان تحت مراقبت پزشکی قرار گیرد. این مهم در حالیست که مسئولان تاکنون با مرخصی استعلاجی وی موافقت نکرده‌اند.

این زندانی سیاسی در طی ماه‌های گذشته چندین مرتبه به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفته است اما به علت بازگرداندن زودهنگام به زندان و عدم رسیدگی پزشکی پس از عمل، هربار بیماری وی شدیدتر می‌گردد.

حسین رونقی ملکی که بنا به رای دادگاه انقلاب، به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم است، از آذرماه سال ۱۳۸۸ تاکنون در زندان به سر می‌برد.



iran#

نخستين پرواز تجاری هواپيمای بوئينگ ۷۸۷


نخستين پرواز تجاری هواپيمای بوئينگ ۷۸۷
http://www.voanews.com/persian/news/Being787_Dreamliner-2012-01-23-137878423.html

اولين پرواز تجاری هواپيمای جديد بوئينگ ۷۸۷ موسوم به دريم لاينر انجام شد. اين هواپيما روز شنبه از فرانکفورت به توکيو رفت.

شرکت هوايی آل نيپون ژاپن اولين خط هوايی است که در پاييز امسال هواپيمای بوئينگ ۷۸۷ دريم لاينر را تحويل گرفت - هواپيمای آخرين مدلی که شرکت های هوايی و مسافران بی صبرانه در انتظار توليد آن بودند.

رابرت پين، سخنگوی فرودگاه فرانکفورت، می گويد: ما با شرکت های هوايی، سازندگان هواپيما و سازندگان تجهيزات لازم در فرودگاه برای هواپيماهای جديد مانند ۷۸۷ همکاری می کنيم. ما خيلی افتخار می کنيم که اين هواپيما اينجاست.

اين جت مسافربری از مواد سبک ساخته شده و در نتيجه مصرف بنزين آن کمتر از هواپيماهای مشابه است وبدنه آن از ترکيب عناصر مختلف ساخته شده که در مقايسه با الومينيوم، خوردگی و زنگ زدگی آن کمتر است. وزن کم هواپيما آن را قادر می سازد مسير های طولانی را بدون توقف طی کند، کاری که هواپيماهای بزرگ قادر به آن نيستند.

امکانات داخل هواپيمای دريم لاينر نيز تغييرکرده است. در پروازهای طولانی، رنگ چراغ های داخل هواپيما تدريجا عوض می شود تا از خستگی مسافران بکاهد. رطوبت داخل هواپيما دو برابر شده و فشار داخل کابين در ارتفاع کمتری تنظيم می شود، دو عاملی که به گفته شرکت بوئينگ موجب کمتر شدن بروز سردرد می شود و مسافران در پرواز های طولانی با انرژی بيشتری به مقصد می رسند.

شرکت آمريکايی بوئينگ متعهد شده است در صنعت هواپيماسازی و سفرهای هوايی انقلاب ايجاد کند.




iran#

یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰

حسین رونقی ملکی برای سومین بار تحت عمل قرار گرفت


هرانا؛ حسین رونقی ملکی برای سومین بار تحت عمل قرار گرفت
يكشنبه 02 بهمن 1390 ساعت 01:41 |
https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/11121-1.html

خبرگزاری هرانا – حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ که دو روز پیش جهت ادامه درمان بیماری کلیوی خود به بیمارستان منتقل شده بود برای بار سوم تحت عمل جراحی قرار گرفت.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از تهران، وی که از دو روز پیش در بیمارستان هاشمی نژاد تهران بستری شده است برای ادامه درمان در پی پیوند دوم کلیه خود تحت عمل قرار گرفته است.

پزشک معالج این زندانی معتقد است در صورت نگهداری وی در شرایط مشابه پیشین احتمال پیوند مجددا کلیه غیرممکن خواهد بود.

گفتنی است حسین رونقی ملکی پس از انجام عمل جراحی اول به دلیل نگهداری در محیط آلوده زندان و عدم استراحت پزشکی کلیه پیوندی خود را از دست داده بود.

یکی از نزدیکان وی میگوید آقای رونقی هم اکنون در شرایط نامناسبی بسر می برد و علی رغم اتمام عمل جراحی که برای خارج کردن لوله کار گذاشته شده در عمل قبلی انجام گرفته؛ هنوز به هوش نیامده است.


iran#

جمعه، دی ۳۰، ۱۳۹۰

لطفاً روی لينک زير کليک کنيد

http://iranscope.blogspot.com/

بیانیه جبهه ملی ایران : كشتن فرزندان دانشمند يك ملت، جنايت عليه بشريت است


بیانیه جبهه ملی ایران : كشتن فرزندان دانشمند يك ملت، جنايت عليه بشريت است
جمعه 20 ژانويه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1648


آن ترسوهايي كه مبارزه با سياست خارجي غلط يك كشور را با كشتن دانشمندان ملت آن كشور انجام مي دهند با فرقه هاي تروريستي همچون القاعده چه تفاوتي دارند؟ آيا هوشمندي آنها هم در همان حد است؟ آنها كه دانشمندان آلماني را در مصر كشتند، آنها كه دهها دانشمند پاكستاني را كشتند تا پاكستان به بمب اتمي دست نيابد، و آنها كه دهها دانشمند عراقي را كشتند تا به برنامه هاي تكونولوژيك عراق ضربه بزنند، اكنون دانشمندان ما را هدف گرفته اند. دانشمندان ما سياستگذار نيستند، آنها خدمتگذار كشور هستند. آنها مانند هر دانشمند ديگري در هر كجاي جهان در راستاي دانش و حرفه خود به ملت خود خدمت مي كنند. دانشمندان هر كشور، نه تنها ثروت ملي كه ثروت جهاني هستند و بايد حرمت اهميت آنان در جامعه جهاني حفظ شود. همانگونه كه شما موشك اندازي كور را محكوم مي كنيد، چون مردم بيگناه و بي دفاع را آسيب مي زند، و بمب گذاري هاي تروريستي كه مردم بيگناه را قتل عام مي كند محكوم مي كنيد، چگونه قتل جوانان دانشمند ما را توجيه مي كنيد؟ مردانگي آنست كه از تاريكخانه خود برون آييد و شمشيرتان را براي جنايتكاران و دشمنان واقعي بشريت بركشيد. ملت ايران با تمدن كهن و انساندوستانه خود هميشه به دوستي و همزيستي با مردم جهان انديشيده و حتي دشمنان بي تمدن و غارتگر خود را با فرهنگ والاي خود رام و متمدن كرده است. شما كه ملت ما را هدف گرفته ايد بجز نيكي از ملت ايران نديده ايد. شما هر كه هستيد، نماينده راستين ملت شريف خود نيستيد. به آينده بيانديشيد. شما بخوبي مي دانيد كه ملت ايران حافظه اي تاريخي دارد و نخواهد توانست اين رفتار وحشيانه شما را فراموش كند . 27 دي 1390

از شوراي مركزي جبهه ملي ايران

لقا اردلان، داود هرميداس باوند، عيسي خان حاتمي، جمال درودي، كورش زعيم، شاهين سپنتا.



iran#

شرکت ۱۳٢ ساله کداک اعلام ورشکستگی کرد


شرکت ۱۳٢ ساله کداک اعلام ورشکستگی کرد
http://www.voanews.com/persian/news/Kodak_Bankruptcy-2012-01-20-137744243.html

شرکت بزرگ و مشهور آمريکايی «ايستمن کداک» اعلام ورشکستگی کرد. اين شرکت که نامش بيش از يک قرن با عکاسی مترادف بود، قربانی همان فنآوری هايی می شود که خود به خلق آنها کمک کرده است.

شرکت ۱۳٢ ساله کداک، مستقر در روچستر در ايالت نيويورک که زمانی دوربين عکاسی و صنعت فيلم را تحت سلطه خود داشت از سال ٢۰۰۷ تا به امروز سوددهی نداشت، چون با توسعه عکاسی ديجيتال، فيلم و دوربينهای دستی، از تعداد مشتريان اين شرکت روز به روز، کاسته شد.

کداک روز پنجشنبه خبر داد که شرکتهای تابعه اش در ايالات متحده اعلام ورشکستگی کرده اند. ولی اين موضوع شامل شرکتهای زيرمجموعه کداک در خارج از آمريکا نمی شود.

کداک می گويد تلاش کرده است از گروه مالی سيتی يک اعتبار ۹۵۰ ميليون دلاری بگيرد تا با سازماندهی مجدد خود بتواند، تجديد حيات کند.

برنامه های کداک شامل تمرکز بر توليد چاپگرها و ساير محصولات غيرمرتبط با عکاسی است.

شرکت کداک خود برای اولين بار پايه گذار فنآوری عکاسی ديجيتال بود، اما در حال حاضر از رقبای خود عقب افتاده و بدنبال فروش حق تأليف فنآوريهايش است تا بتواند سرمايه لازم را برای توسعه مجدد فراهم آورد.


iran#

پنجشنبه، دی ۲۹، ۱۳۹۰

منجيق شماره دوم


ارسالی مهدی خانبابا تهرانی

منجيق شماره دوم

اينجا را کليک کنيد


iran#

تصميم گيری در مورد ثانيه کبيسه


تصميم گيری در مورد ثانيه کبيسه
http://www.voanews.com/persian/news/Leap_Second-2012-01-19-137659443.html

اتحادیه ارتباطات بین المللی درباره صرفنظر کردن احتمالی از «ثانیه کبیسه» تصمیم گیری می کند.

ثانیه کبیسه از سال ۱۹۷٢ میلادی به این طرف برای تطبیق زمان با روند گردش زمین مورد استفاده قرار می گیرد، اغلب تحت تاثیر اتفاقات طبیعی نظیر زمین لرزه ها و جزر و مد واقع می شود.

ایالات متحده آمریکا و فرانسه خواهان لغو ثانیه کبیسه هستند در حالیکه بریتانیا، چین و کانادا از حامیان استفاده از آن محسوب می شوند.

در ۴۰ سال گذشته ۳۴ ثانیه کبیسه به زمان اضافه شده است؛ تفاوت زمانی ناشی از نامنظمی گردش زمین حدود ۹۰ ثانیه در هر سده برآورد می شود.




iran#

اهدا نوار ويديويی تاريخ تکامل اپل به دانشگاه استنفورد


اهدا نوار ويديويی تاريخ تکامل اپل به دانشگاه استنفورد
http://www.voanews.com/persian/news/Apple_Stanford-2012-01-19-137658408.html

يک نوار ويديويی مربوط به فعاليتهای شرکت اَپل در سالهای ۱۹۸۰ تفاوتهای اين شرکت را با فعاليتهای امروز آن، نشان می دهد.

اين ويديو همراه با هزاران ويديو، کتاب، نرم افزار و مطالب ديگر، که بيانگر تاريخچه يکی از پرنفوذترين شرکتهای الکترونيکی جهان است، به آرشيو دانشگاه استنفورد سپرده شد، تا در آنجا نگاهداری شوند.

اميد دست اندرکاران اين اقدام آنست که تاريخ نويسان، صاحبان صنايع و سياستگذاران، با استفاده از اين مجموعه، اين نکته را دريابند که چگونه يک شرکت کوچک که در آغاز از يک گاراژ در سيليکان ولی کاليفرنيا آغاز بکار کرد، توانست به يکی از بزرگترين شرکت های جهان تبديل شود.

يکی از کارشناسان دانشگاه استنفورد می گويد به کمک اين مجموعه شما می توانيد به تاريخ تحول صنعت کامپيوتر پی ببريد.

اين مجموعه همچنين شامل تصاويری از استيو جابز، خالق دستگاههای متعدد کامپيوتری است، که انقلابی در صنعت ارتباطات ايجاد کرد.


iran#

چهارشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۰

تعطیلی ویکیپدیا در اعتراض به 'محدود شدن آزادی بیان در اینترنت'


تعطیلی ویکیپدیا در اعتراض به 'محدود شدن آزادی بیان در اینترنت'
چهارشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۰
http://www.daneshjoonews.com/news/politics/10595-1390-10-28-13-59-47.html

ویکیپدیا، دانشنامه اینترنتی چند زبانه، امروز (چهارشنبه ۱۸ ژانویه) به مدت ۲۴ ساعت، سایت انگلیسی خود راتعطیل کرده است. این کار، در مخالفت با دو طرح مبارزه با تکثیر غیر مجاز محصولات دیجیتالی انجام گرفته که در حال حاضر در کنگره و مجلس نمایندگان آمریکا در دست بررسی است.

به نوشته بی بی سی، کاربران به هنگام ورود به این سایت با صفحه ای سیاه مواجه می شوند که این پیام سیاسی بر روی آن نوشته شده است:"دنیایی را بدون دانش آزاد تصور کنید!"

براساس گزارش ها، دو سایت اطلاع رسانی ردیت (Reddit)، و بوئینگ بوئینگ (Boing Boing) هم امروز در اعتراض تعطیل شده اند.

این در حالی است که توییتر، از شبکه های اجتماعی اینترنتی از شرکت در این اعتراض خودداری کرده است.

گوگل، بزرگترین موتور جستجوی اینترنتی، هم با سیاه کردن لوگوی این سایت، از کاربران می خواهد که از طریق لینکی طوماری را امضا کنند که در آن از کنگره خواسته شده که مانع از سانسور و گردش آزاد اطلاعات شوند.

طرفداران این طرح در مجلس نمایندگان آمریکا می گویند هدف از آن، جلوگیری از سرازیر شدن درآمد به سوی "وبسایت های خودسر" است.

به نظر می رسد منظورشان، سایت هایی است که قوانین حق مولف را زیرپا می گذارند.

بسیاری از دست اندرکاران صنایع موسیقی و فیلم از این طرح استقبال کرده، اما در مقابل شمار زیادی نیز از بابت محدودیت‌هایی که این قوانین ممکن است برای آزادی بیان بوجود آورد، ابراز نگرانی کرده‌اند.

جیمی ویلز، بنیانگذار ویکیپدیا تصمیم خود در مورد بستن این سایت را ابتدا از طریق توئیتر اعلام کرد.

او نوشت: "این تصمیم جامعه ویکیپدیاست و من افتخار می‌کنم که با پیشگام شدن در این راه سهم کوچکی در مبارزه با سانسور بازی می‌کنم."

سایت انگلیسی زبان ویکیپدیا روزانه در حدود ۲۵ میلیون مراجعه کننده دارد.

http://www.daneshjoonews.com/news/politics/10595-1390-10-28-13-59-47.html/


iran#

نيک آهنگ کوثر-کاريکاتوری تحت عنوان بر سردر کاروانسرایی


نيک آهنگ کوثر
پنجشنبه ۲۹ دى ۱۳۹۰
بر سردر کاروانسرایی
http://www.roozonline.com/persian/cartoon/cartoon-item/archive/2012/january/19/article/-94d982460a.html





Publish Post




















iran#

پیام تبریک احمد منتظری به اصغر فرهادی و قدردانی از پیام صلح وی


تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۰, ساعت ۱۷:۲۱
پیام تبریک احمد منتظری به اصغر فرهادی و قدردانی از پیام صلح وی
http://www.rahesabz.net/story/47879/

جـــرس: در ادامه واکنش ها به موفقیت جهانی سینماگر برجسته ایرانی، اصغر فرهادی و اظهارات صلح دوستانه وی هنگام دریافت جایزه، احمد منتظری طی پیام تبریکی به این هنرمند ایرانی، از کوتاهی مقامات کشوری در قدردانی از این موفقیت و موارد مشابه، اظهار تاسف کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری، احمد منتظری، رئیس این دفتر، در پیام خود به اصغر فرهادی به مناسبت موفقیت فیلم «جدایی» در کسب جایزه منتقدین جهانی، خطاب به وی خاطرنشان کرد: "بسیار جای تأسف است که مسئولین مملکتی به جای ارج نهادن بر این کرامت هنرمندانه به آن بی اعتنایی می‌کنند. متأسفانه همین رفتارهاست که موجب شده نخبگان کشور در لیست صادرات ایران قرار گیرند و روز به روز بر آمار فرار مغزها از کشور افزوده شود و در مقابل کارگران ساده واردات ایران را تشکیل دهند."

متن کامل این پیام به شرح زیر است:

باسمه تعالی

با سلام به همه هنرمندان کشور عزیزمان ایران

"من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"

اینجانب به آقای اصغرفرهادی نویسنده و کارگردان توانای فیلم "جدایی نادر از سیمین" تبریک عرض می کنم؛ و به عنوان یک ایرانی از موفقیت هموطن هنرمندم در سطح جهانی بسیار شادمان، و از افتخاری که این فیلم ارزشمند کسب نموده سرافرازم. و البته شادمانی من موقعی که ایشان پیام صلح و دوستی مردم شریف ایران را یک بار دیگر به گوش جهانیان رسانید مضاعف گردید.


چند ماه قبل که این فیلم را مشاهده کردم تحت تأثیر امتیازات خاص آن قرار گرفتم، از چهره معصوم دختر یازده ساله ای که پدر و مادر خود را با نگاه و صحبت به صداقت و محبت تشویق می‌نمود تا پایبندی نادر به اصل انسانی- اسلامی نیکی به پدر.


بسیار جای تأسف است که مسئولین مملکتی به جای ارج نهادن بر این کرامت هنرمندانه به آن بی اعتنایی می‌کنند. متأسفانه همین رفتارهاست که موجب شده نخبگان کشور در لیست صادرات ایران قرار گیرند و روز به روز بر آمار فرار مغزها از کشور افزوده شود و در مقابل کارگران ساده واردات ایران را تشکیل دهند.


فراموش نمی‌کنم که وقتی خبر اخذ جایزه صلح نوبل سرکار خانم شیرین عبادی را به آیت‌الله منتظری گفتم بسیار خوشحال شدند و فرمودند: "باعث افتخار است که یک خانم ایرانی برنده چنین جایزه‌ مهمی شده است". ولی افسوس که قدر ناشناسی و حسادت بعضی موجب شد که یک دوست واقعی را دشمن بنامند و به جای گل و شیرینی بر سرش تهمت و ناسزا بریزند و به جای شکر نعمت، کفران نعمت نمایند.

دعای خیر ملت پشتیبان هر آن که ایرانی است و دغدغه وطنی آباد و آزاد و دور از جنگ و ظلم و ستم در سر دارد و زیر لب زمزمه می‌کند:

وطن يعنی محبت، مهربانی نثار هر كه دانی و ندانـــــی

وطن يعنی نگاه هموطن دوســــــت هر آنجايی كه دانی هموطن اوست

احمد منتظری
1390/10/28


گفتنی است، در حالیکه کسب موفقیت بین المللی توسط اصغر فرهادی سبب واکنش مثبت و تشویق بسیاری از هنرمندان و چهره های جریان اصلاحات و جنبش سبز واقع شده بود، روز گذشته فرج الله سلحشور، سینماگر حامی حکومت ادعا کرد: جایزه گرفتن جدایی نادر از سیمین را برای ایران افتخار نمی دانم و معتقدم فرهادی یک فیلم متضاد با اعتقادات مردم و فرهنگ ایرانی ساخته و ارسال کنندگان این فیلم به اسکار، به کشور و اسلام خیانت کرده اند و به نظر من و تمام ولایتمداران، جایزه مذکور هیچ افتخاری برای کشور و ملت ما نیست بلکه یک خیانت بزرگ در حق ملت است.

این کارگردان حامی رهبری همچنین مدعی شد: "جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمی توان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است."



iran#

تلاش نپال برای جلب گردشگران به مکان تولد بودا


تلاش نپال برای جلب گردشگران به مکان تولد بودا
http://www.voanews.com/persian/news/Nepal_Buddha-2012-01-18-137555208.html

دولت نپال اميدوار است امسال ۱۰۰ ها هزار توريست را به مکان تولد بودا جذب کند. اين در حالی است که تحولات سياسی اخير باعث شده بسياری از جمعيت بزرگ بوداييان جهان از سفر به لومبينی، صرف نظر کنند.

ميليون ها بودايی در سراسر جهان محل تولد بودا را مکانی مقدس محسوب می کنند. معبد لومبينی، يکی از مقدس ترين معابد بودايی جهان، در ٢۴۰ کيلومتری جنوب غربی کاتماندو، پايتخت نپال واقع است. بوداييان معتقد، بر اين باورند که پيامبرشان ٢ هزار و ۵۵۵ سال پيش در اين مکان متولد شده است.

بوداکه ابتدا شاهزاده «سيدهارتا» نام داشت تصميم گرفت زندگی راحت و مجلل خود را رها کرده و در عوض برای دعا و تفکر در جنگل های نپال و هندوستان، پناه گيرد.

اکنون کشور نپال تلاش دارد پس از يک سال کشمکش های سياسی، پيروان بودا را بار ديگر به سفر به آن کشور تشويق کند. در لومبينی، بجز معبد، بقايای صومعه های باستانی، درخت مقدس بُدی*، و جاذبه های توريستی ديگر نيز وجود دارد.

هيچ آمار رسمی از تعداد کسانی که هر سال از لومبينی ديدار می کنند وجود ندارد؛ اما، دولت اين کشور اميدوار است طی سال ميلادی جاری صدها هزار نفر از اين مکان ديدن کنند.

يوگندرا شاکيا، يک راهنمای سفر، معتقد است اکنون زمان آن رسيده که توريست های خارجی بيشتری به لومبينی جذب شوند تا سرمايه گذاری بيشتری در اين مکان ممکن شود.

يوگندرا شاکيا می گويد: احتمالاً بايد از تفکر محافظه کارمان که تلاش داشتيم لومبينی را برای خود حفظ کنيم، دست بکشيم. اول از همه اينجا، مکان تولد حضرت بودا است و به ٢۸ درصد جمعيت کره زمين، تمام بوداييان جهان، تعلق دارد. بايد بپذيريم که لومبينی بيشتر مکانی بين المللی است و لزوماً تنها بخشی از نپال نيست. در اين صورت سرمايه گذاری بين المللی بيشتری صورت خواهد گرفت و توسعه اين منطقه سريع تر خواهد بود.

يونسکو در سال ۱۹۹۷ لومبينی را در فهرست ميراث جهانی قرار داد اما طرح توسعه و پيشرفت اين منطقه هنوز تکميل نشده است. تنها صومعه ها اجازه ساخت در اطراف لومبينی را دارند و به هيچ ساختمان تجاری مجوز ساخت داده نمی شود.

کشور نپال در سال ميلادی گذشته حدود ۸۰۰ هزار بازديدکننده داشت و اميدوار است امسال جمعيت بيشتری از لومبينی ديدن کنند.

* Bohdi Tree



iran#

بهمن مقصودلو در بحثی در مورد "جدايی نادر از سيمين"


بهمن مقصودلو در بحثی در مورد "جدايی نادر از سيمين"
http://www.youtube.com/watch?v=zNeeXzjCK7g


iran#

سه‌شنبه، دی ۲۷، ۱۳۹۰

تکليف جنبش سياسي ايران با تروريسم!


تکليف جنبش سياسي ايران با تروريسم!
سام قندچي
http://www.ghandchi.com/470-Terrorism.htm

جنبش سياسي ايران هنوز پس از سه دهه مبارزه با يک رژيم تروريستي تکليف خود را با تروريسم روشن نکرده است و اينکه هنوز چريکهاي فدائي خلق با وجود وداع با تروريسم کماکان نامشان مثل فدائيان اسلام، تداعي کننده توجيه جنايت بخاطر هدف عقيدتي است، نشانگر اين واقعيت است که تسويه حساب با تروريسم در جنبش سياسي ايران هنوز راه زيادي در پيش دارد.

يکي از برجسته ترين وجوه جنبش سياسي ايران در دوران جمهوري اسلامي طرفداري روشن از حقوق بشر بمثابه يک حق بدون قيد و شرط بوده است و به جرئت ميتوان گفت که بويژه در دو دهه گذشته، موضوع دفاع از حقوق بشر در صدر توجه تمام گروه هاي سياسي ايران جدا از هر مرام و انديشه اي که داشته اند، قرار داشته است و ديگر حقوق بشر خوب و بد، يکي براي خود و ديگري براي مخالفين خود را کسي توجيه نميکند، و اين امر مايه شعف است.

اما موضوع ديگري که به همين اندازه اهميت دارد مخالفت بدون قيد و شرط با تروريسم است که با شگفتي بايد گفت اکثر جريانات سياسي ايران، توجهي به آن نداشته و بسختي در مطبوعات اپوزيسيون طرح شده است.

در واقع تروريسم در ايران محدود به تروريسم اسلامگرايان نبوده است. تازه تروريسم اسلامگرا هم با جمهوري اسلامي شروع نشده است. در واقع يکي از برجسته ترين قتل هاي تروريستي در تاريخ معاصر ايران قتل احمد کسروي در دوران حکومت شاه است که با فتواي مذهبي انجام شد. اگر فتواي مشابه آيت الله خميني براي قتل سلمان رشدي در زمان حکومت مذهبي جمهوري اسلامي بود، فتواي قتل کسروي در دوران حکومت سکولار داده شد. البته به همين دليل فتوا دهنده تقيه کرد و مثل فتواي رشدي با بوق و کرنا فتواي خود را اعلام نکرد.

اما در اين واقعيـت تغييري حاصل نميشود که وقوع آن رويداد در زمان دولت سکولار نشان ميدهد که تبديل مجدد دولت ايران به دولتي سکولار، به خودي خود به معني حل اينگونه جنايات نخواهد بود، و بايستي با اين موضوع بطور مشخص برخورد کرد و به تطور افکار مردم ايران کمک کرد که جامعه هيچگاه جنايت براي اهداف عقيدتي را نپذيرد، چه آنکه با تقيه و مخفيانه در رژيم سکولار روي دهد و چه علناً در رژيم مذهبي يا عقيدتي، چه نظير واقعه سپتامبر 2001 در خارج مرزهاي موطن تروريست ها انجام شود و چه در سرزمين شان.

يعني در جامعه باز در آينده ايران که در آن مستقل انديشي رشد کند، هر گونه جنايتي بخاطر هر عقيده اي بايستي تقبيح شود جدا از آنکه آن عقيده چه باشد.

براي ديدن جنايات عقيدتي در سطح جهاني لازم نيست که فقط به يک ايدئولوژي خاص نظير اسلام توجه کنيم. خاطره ترور تروتسکي توسط عُمّال استالين در مکزيک در صدر جنايات عقيدتي کمونيسم ثبت شده است. اما فقط مسأله محدود به قتل کسروي و تروتسکي نيست که بسيار درباره شان صحبت شده است. برخورد به ترورهائي که هنوز در تاريخ ايران از سوي بسياري از نيروهاي مترقي کماکان به شکل مثبت از آنها ياد ميشوند است که براي خشکاندن اين نحوه تفکر در جامعه ما و جلوگيري از وقوع دوباره آن، مورد نياز است. برخي جوانب اين بحث را در نوشته "هدف وسيله را توجيه نميکند" توضيح دادمhttp://www.ghandchi.com/270-EndMeans.htm.

مثلاً ترور ناصرالدين شاه بوسيله ميرزا رضا کرماني در برخي نوشته هاي تاريخ نويسان معاصر ما با تحسين نوشته شده است. يا نوشته هاي مسعود احمد زاده و پويان که از بنيانگذاران چريکهاي فدائي خلق بودند و ترور براي اهداف عقيدتي را در سالهاي رژيم شاه تجويز کردند، هنوز تقبيح نشده است. نوشته هاي مشابه بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق هم به همينگونه هستند. اينکه اين سازمانها بعداً ضد جمهوري اسلامي شده اند اصلاً به اين معني نيست که از اين نظر تفاوتي بين اينها و فدائيان اسلام قائل شويم. همه اين ها ترور براي اهداف عقيدتي يا سياسي را جائز شمرده اند و جنش سياسي ايران براي هميشه بايستي با اين نحوه نگرش تسويه حساب کند. ترور خوب و ترور بد وجود ندارد.

اينکه ملتي به پا خيزد و در مقابل حمله سربازان مسلحانه از خود دفاع کند با ترور مقامات سياسي يا عقيدتي بخاطر آنکه آنها را سمبل يک رژيم يا يک سيستم عقيدتي دانستن، تفاوت دارد. اين که ترور بد و خوب نداريم، ديدگاهي است که نظير ديدگاه حمايت بدون قيد و شرط از حقوق بشر، ميبايست در ميان ايرانيان عمومي شود، جدا از آنکه تروريست اسلامگرا، يا کمونيست، يا سلطنت طلب، يا ليبرال باشد. يعني بايستي مردم ما در برابر ترغيب به جنايت عقيدتي توسط معتقدين به هر عقيده مذهبي يا سياسي بايستند و در آنصورت ميشود اميد داشت که ديگر در جامعه مان امثال قتل کسروي ها را شاهد نباشيم. مخالفت با تروريسم نظير حمايت از حقوق بشر بايستي بدون قيد و شرط باشد و نه آنکه با هزار تبصره و اما و اگر انجام شود.

بنظر من فقط قبول سکولاريسم و حقوق بشر در قانون اساسي کافي نيست و نه تنها قانون مدني ايران بايستي قتل هاي عقيدتي را جنايت محسوب کند، بلکه قانون اساسي ايران نيز بايستي به روشني قوانين قصاص، سنگسار، و احکام فقهي نظير قتل مرتد را جنايت عليه بشريت خوانده و محکوم کند. مضافاً آنکه بنظر من تروريسم بايستي بدون قيد و شرط در قانون اساسي مدرن همه جوامع بمثابه جنايت خوانده شده و تقبيح شود. نميشود تروريسم خوب و بد را پذيرفت، وگرنه هميشه آنها که در قدرت نيستند با هزار دروغ و تقيه به آن دست زده و عمل خود را به حق تلقي خواهند کرد.

اگر گروهي امروز در مبارزه با جمهوري اسلامي تروريسم را به حق تلقي کند، چه مجاهدين خلق باشد چه جندالله بلوچستان، بايستي تروريسم آنها را بروشني بمثابه جنايت محکوم کرد. مبارزه با رژيم تروريستي توجيه گر مبادرت به تروريسم از سوي مخالفين نيست وگرنه با تغيير رژيم کماکان جنايات تروريستي پا برجا ميماند، هرچند انجام دهندگانش آنهائي خواهند بود که امروز در قدرت هستند و اين تسلسل شرارت ادامه خواهد يافت.

در واقع اگر نظرات نويسندگاني نظير علي سيناhttp://www.faithfreedom.org/ و انور شيخ http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Islam/intelislam.htm درباره اسلام که نشان ميدهند اسلام از ابتدا و از اساس يک سيستم عقيدتي با امتزاج غير قابل گسست از سياست بوده است و تفکيک ايندو غير ممکن است را در نظر بگيريم، ميبينيم که چرا حتي روشهائي نظير جدائي سياست و مذهب که جنبش باب و بعداً بهائيان در پيش گرفتند هم نتوانست مشکل را حل کند و حتي تشديد جنايات عقيدتي را به دنبال داشت و در پرتو تحليل آنها از اسلام شايد اگر عده اي آخوندهاي ايران نظير برخي ملايان دوران رضا شاه راه جدائي سياست و مذهب را در پيش گيرند ويا که پروتستانيسم اسلامي تازه در ايران به آخوند زدائي خود سياست زدائي از اسلام را اضافه کند، احتمالاً بازهم به نتيجه مشابه بهائيان خواهند رسيد.

البته همانطور که قبلاً توضيح داده ام جدائي سياست و مذهب با سکولاريسم يعني جدائي دولت و مذهب متفاوت است http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm. سکولاريسم هم بعد از مشروطيت و هم در عصر پهلوي گرچه کامل نبود وليکن توانست به رشد جامعه مدني در ايران ياري بسيار رساند با اين حال نتوانست معضل جنايات عقيدتي را حل کند و قتل کسروي و عدم مقابله مردمي با آن نشان ميدهد که بايستي براي هميشه به انديشه جنايت براي عقيده جدا از آنکه عقيده هر مذهب معيني باشد را که شايد از زمان حسن صباح و اسمعيليان در ايران توجيه ميشده است، پايان داد. برخي مورخين ميگويند که حتي لغت assassin در زبان انگليسي که به معني تروريست است از همان نام فرقه حسن صباح آمده است http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/HassanSabbah.htm.

واقعيت اين است که نقش جمع هاي مسلمانان در مساجد و امثالهم بعد از جمهوري اسلامي هم از بين نخواهد يافت و آنچه مهم است اين است که مردم مسلمان ترور و جنايات ديگر نظير قصاص را تقبيح کنند و نه آنکه اسلام را ترک کنند يا نه که بنظر نميرسد به اين زودي ها چنان تغييرهائي در جهان ميسر باشد هرچند تعداد کساني که شديداً مذهبي باشند با افزايش دانش و رشد ليبراليسم و مستقل انديشي در جامعه، بيشتر و بيشتر کاهش خواهد يافت. اگر نابود کردن مذهب به زور ممکن بود، دوران استالين در شوروي و دوراني در چين که ريشه کني مذهب انجام شد نميبايست به ضد خود بدل شده و بيحاصل شود.

نابودي فاشيسم و کمونيسم هم نبايستي اين تصور باطل را بوجود آورد که مذاهبي نظير اسلام و مسيحيت هم به اين سادگي از بين بروند. فاشيسم که زود شکست خورد و هيچگاه به درجه رشد ميان مردم نرسيد. کمونيسم هم بعد از بيش از نيم قرن در قدرت حداکثر براي تعداد معدودي روشنفکر به درجه يک مذهب رسيد و براي مردم عادي بيشتر مثل مدهب فرعوني متعلق به صاحبان قدرت تلقي ميشد و نه مردم http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htmو در هيچيک از جوامع کمونيستي به مقام يک مذهب براي مردم صعود نکرد. اما مذاهبي مانند اسلام و مسيحيت ميلياردها پيرو دارند.

آنچه بنظر من بيشتر و بيشتر به جنايات مذهبي پايان داده است رشد ليبراليسم و مستقل انديشي در ميان مردم است و نه ريشه کن شدن يک مذهب يا عقيده معين.

در واقع ريشه هاي مذهب فقط فقر و عدالت، يا عدم وجود دانش نيست و خود تکامل بشر و موجوديت انسانها بمثابه ابزار هوشمند است که ديدگاهي که همه چيز را نظير صنعت گران داراي خالق و مخلوق ميبينند را در ميان مردم تقويت ميکند http://www.ghandchi.com/237-IslamistGod.htm و نه ديدگاههاي ديگر حتي با وجود اذعان معما در وراي دانش موجود در جهان http://www.ghandchi.com/449-Enlightenment.htm. به هرحال تا وقتي که انسان به شکل کنوني آن است، بعيد بنظر ميرسد که مذاهب موجود و از جمله مذاهب ابراهيمي از بين بروند و مجامع انساني از خيريه ها تا جمع هاي محلي مذهبي ادامه خواهند يافت.

مشکل ترور و جنايات عقيدتي در نتيجه بايستي با قبول اين واقعيت انجام شود نه با اميد کاذب به از بين رفتن مذاهب ابراهيمي نظير اسلام، که چنان تصوري بيش از يک رؤيا نخواهد بود و تازه لزوماً همانطور که ذکر شد ريشه کني مذاهب نظير آنچه تجربه دوران معيني در چين و شوروي آشکار کرد لزوماً به معني پايان يافتن جنايات عقيدتي نيست و شايد تشديد کننده نوع ديگري از جنايات عقيدتي توسط مخالفين مذاهب باشد که به همان اندازه قابل تقبيح است.

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
16 فروردين 1386
April 5, 2007





iran#

روسیه در مورد نقش رادارهای آمریکا در شکست جست وجو گر فضایی تحقیق می کند

روسیه در مورد نقش رادارهای آمریکا در شکست جست وجو گر فضایی تحقیق می کند
http://www.voanews.com/persian/news/Russia_ProbeFailure-2012-17-01-137502433.html

روسیه تشعشعات رادارهای آمریکا را عامل احتمالی شکست جست و جوگر فضایی می داند که قرار بود به یکی از اقمار مارس سفر کند.

یوری کاپتف، یکی از مقامهای فضایی روسی روز سه شنبه گفت کمیسیونی دولتی به ریاست او تشکیل شده تا در مورد احتمال تاثیر رادارهای آمریکا بر جست وجوگر فوبوس- گرونت تحقیق و تفحص کند.

به گفته او قرار است برای روشن شدن موضوع نمونه ای از فوبوس، به صورت آزمایشی، تحت تشعشاتی مشابه رادارهای آمریکایی قرار بگیرد.

روزنامه روسی کمرسانت، در شماره روز سه شنبه خود، از قول کارشناسانی که نامشان ذکر نشده، نوشته است که امکان دارد جست وجوگر فضایی وارد محوطه ای شده باشد که زیر پوشش رادار قرار داشته و این امر بر سیستم الکترونیکی آن تاثیر گذاشته باشد.

ولادیمیر پوپوفکین، رئیس آژانس فضایی روسیِ «روسکوسموس»، هفته گذشته گفته بود امکان دارد اختلال های خارجی پشت شکست های اخیر فضایی روسیه قرار داشته باشد.

لاشه بازمانده از جست و جو گربی سرنشین حدود ۱۳ تنی فوبوس- گرونت، پس از دوماه سرگردانی در مدار زمین روز یکشنبه به درون اقیانوس آرام در نزدیکی ساحل جنوبی شیلی فروافتاد.

شکست این عملیات ۱۶۵ میلیون دلاری، که قرار بود از خاک فوبوس، یکی از قمر های سیاره مارس، نمونه برداری کند، آخرین شکست در سلسله شکست های اخیری بود که برنامه فضای روسیه، پنج دهه پس از سفر موفقیت آمیز فضایی یوری گاگارین، فضانورد روسی، با آن ها روبرو می شود.

ماه اوت گذشته نیز یک سفینه تدارکاتی بی سرنشین روسی که عازم ایستگاه فضایی بین المللی بود در سیبری سقوط کرد.

پس از آن که ایالات متحد آمریکا در ماه ژوئیه برنامه شاتل فضایی خود را متوقف کرد، اکنون روسیه تنها کشور جهان است که به ایستگاه فضایی مسافر می فرستد.


iran#

دوشنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۰

پیشرفت فناوری اسرار مومیایی ها را بر ملا می سازد


پیشرفت فناوری اسرار مومیایی ها را بر ملا می سازد
http://www.voanews.com/persian/news/Mummies_Egypt-2012-15-01-137378003.html

امروزه مومیایی ها مردم آمریکا را مجذوب خود کرده اند. آنها برای دیدن گنجینه های نهفته در آرامگاه تات شاه هجوم می آورند و در عین حال از تماشای دیگر مومیایی ها در سایر موزه ها نیز غافل نمی شوند.

از سال ۱۹۳۲ که برای نخستین بار فیلم «مومیایی» به تماشاگران عرضه شد، مومیایی ها همیشه نزد مردم محبوبیت ویژه ای داشته اند.

سلیمه اکرام مصر شناس و استاد دانشگاه آمریکایی در قاهره می گوید تمدن باستانی مصر هزاران سال است که مردم را مجذوب و مبهوت خویش کرده است.

اکرام که در ساخت نمایشگاه «زندگی ابدی در مصر باستان» در موزه ملی تاریخ طبیعی واقع در واشنگتن دست داشته است می گوید:«هزارن سال پیش حتی یونانی ها و رومی ها به صورت گردشگر از مصر دیدن می کردند.»

وی می گوید: «من امیدوارم که مردمی که با تاریخ و تمدن مصر باستان آشنا می شوند به مومیایی ها تنها به عنوان افراد مرده نگاه نکنند. بلکه بیشتر به نحوه زندگی آنها در گذشته توجه کنند.»

مومیایی ها ده ها سال است که در موزه های ایالات متحده آمریکا برای دیدن عموم به نمایش گذاشته می شوند ولی از سال گذشته تا کنون همه آنها از معرض دید عموم برداشته شده اند و مردم بی صبرانه منتظر بازگشت آنها هستند.

بنا به گفته برونو فرولیچ، انسان شناسی که در آزمایشگاه مومیایی ها را اسکن می کند، امروزه تعداد مومیایی ها برای نمایش افزایش یافته و با کمک فن آوری هایی مانند سی تی اسکن می توان نتیجه گرفت که آنها چه کسی بوده اند و چگونه زیسته اند.

او می گوید: «با کمک تصاویر بدست آمده از سی تی اسکن می دانیم که مومیایی در چه سنی مرده است، چه جنسیتی داشته و ساختار استخوان بندی وی چگونه بوده است. از همه این اطلاعات نتیجه می گیریم که آنها چگونه زیسته اند.»

با کمک این فن آوری نیز یک فیلم سه بعدی بنام «مومیایی: اسرار آرامگاه» ساخته شده که در موزه جدید هنرهای زیبا در ریچموند ویرجینیا به نمایش درآمده است.

تماشای این فیلم مقدمه ای برای بازدید بیش از ۱۰۰ اثر مکشوفه در این نمایشگاه فراهم می کند. همه این آثار از موزه بریتانیا وام گرفته شده اند.

در مجموع چهار مومیایی در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده اند که تمامی آنها در باندپیچی اصیل خود قرار دارند. این مومیایی ها یکی از جذابیت های عمده این نمایشگاه هستند.

دیدن انسان هایی که ۳ هزار تا ۳۵۰۰ سال پیش می زیستند برای هیچکس خالی از لطف نیست.


iran#

یکشنبه، دی ۲۵، ۱۳۹۰

افزایش محدودیت‌ها و نگرانی از وضعیت جسمی زهرا رهنورد


افزایش محدودیت‌ها و نگرانی از وضعیت جسمی زهرا رهنورد
یکشنبه، ۲۵ دی‌ ۱۳۹۰
http://nedayeazadi.org/news_cur.php?id=3322

ندای آزادی : در حالی که نزدیک به یک سال از زندان خانگی غیرقانونی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد می گذرد، آنان نه تنها از حداقل حقوق شهروندی خود در ملاقات و صحبت با اعضای خانواده بهره مند نیستند، بلکه ماموران اطراف "زندان اختر" برخورد بسیار نامناسبی با اقوام و نزدیکانی که برای گرفتن کوچکترین خبری به کوچه اختر می روند، دارند.

به گزارش کلمه، پیش از این، بعد از دیدار میرحسین موسوی و همسرش در دوم شهریور ماه با فرزندان خود که برای بار اول و آخر در خانه یکی از دختران بود و به دنبال انتقال این گفته میرحسین که آینده روشن است و ذکر این مساله که با توجه به شرایط شرکت در انتخابات بی‌معنی است به مدت بیش از سه ماه کلیه ارتباطات به طور صددرصد با خانواده قطع شده بود.

همچنین در هفته های اخیر به دلایلی مبهم و نگران کننده مجددا کلیه ارتباطات بسیار محدود و کم شمار باز هم بطور کامل قطع شده و ماموران از هرگونه ملاقات یا ارتباط تلفنی یا رسیدن هر خبری جلوگیری می کنند.

شایان ذکر است برخلاف اطلاعات داده شده در برخی رسانه ها تابه حال دیداری با دختران به صورت جمعی، یا در خانه پدری صورت نگرفته و همین چند ملاقات پراکنده ی انگشت شمار علاوه بر اینکه که در مکانی خارج از محل نگهداری این دو شخصیت بوده است، هیچ یک نتوانسته موجب آسایش و آرامش خاطر نسبی فرزندان گردد. بلکه دیدن شرایط تلخ آنها و نیز نحوه برخورد ماموران افزایش نگرانی فرزندان را به همراه داشته است.

به گزارش خبرنگار کلمه، در آخرین مورد این رفتارها، یکی از برادران سالخورده میرحسین موسوی که نزدیک به یک سال است بعد از غم از دست دادن پدر و خواهرزاده شهیدش، در فراق برادر خود نیز است، همراه با همسرش به کوچه اختر محل زندگی برادر خود می رود تا شاید بتواند این سد بی خبری را شکسته و اطلاعی هرچند اندک از سلامت آنها بدست آورد.

ماموران مستقر در این مکان نه تنها هیچ همراهی و همکاری با این برادر نگران نکردند بلکه با برخوردی زننده و تمسخر آمیز از آنان می خواهند که دیگر به این مکان مراجعه نکنند و به خانه خود رفته استراحت نمایند!

زندانبانان با ابراز بی اطلاعی از میرحسین موسوی گفته اند که کسی اینجا نیست و در برابر اصرار برادر میرحسین ادعا کرده اند که کسی میرحسین موسوی یا زهرا رهنورد را نمی شناسد و افرادی به این اسم در اینجا نیستند. این ادعا که ما اینجا میرحسین موسوی نداریم یا کسی به این اسم نمی شناسیم اخیرا بارها تکرار شده و نگرانی بسیار جدی در مورد محل نگهداری این دو همراه مظلوم و مقاوم جنبش سبز ایجاد کرده است.

این برادر سالخورده که در روزهای گذشته به شدت نگران و مضطرب وضعیت برادر خود شده برای فرو نشاندن اضطرابی که در کل خانواده از بی خبری از برادر و همسر برادرش وجود دارد به زندان بن بست اختر مراجعه کرده بود. بردار میرحسین موسوی ناباورانه و متاثر از این رفتار غیرانسانی و غیراخلاقی بدون اینکه موفق شود اطلاعی از عزیز در بند خود بدست آورد، باز می گردد.

این رفتار بی ادبانه و خشن در حالی صورت می گیرد که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد حتی از حق ملاقات مطابق روال زندانیان عادی یا تماس تلفنی با اعضای خانواده خود نیز محروم شده اند و معدود ملاقاتهای بسیار کوتاه و نامنظمی هم که تاکنون صورت گرفته، در چند ماه گذشته رفته رفته محدودتر و امنیتی تر شده، تاحدی که هفته های اخیر حتی با هرگونه خبرگیری ساده نیز مخالفت می شود.

این وضعیت بد در کنار خبرپراکنی های مغرضانه ی رسانه های حکومتی و امنیتی، اتهامها و توهین های مکرر و ابهام در نیت آنان در راستای پخش اینگونه خبرها و نیز در کنار کاهش وزن مشهود خانم رهنورد ، لرزش دست و حالت رنجور او در بعضی دیدارها، خانواده را دچار بهت و نگرانی جدی در مورد سلامت غذایی و خطرات دارویی آنها یا تهیه سناریویی بدخواهانه درمورد آنان کرده است.

انجمن اسلامی جامعه پزشکی اوایل تابستان امسال از وضعیت سلامت رهبران جنبش سبز ابراز نگرانی کرده و خواستار معاینه میرحسین موسوی و مهدی کروبی توسط پزشکان مستقل شده بود، درخواستی که هیچگاه اجابت نشد.

همچنین سعید حجاریان که از کارشناسان زبده امنیتی کشور است چندی پیش در نامه ای نسبت به سلامت رهبران جنبش سبز به دولتمردان هشدار دادو به ” شایعه تلخی” اشاره کرد که حتی تصورش آزار دهنده است.




iran#

فيروزه خطيبی-پیشبرنده ایده های نو


پیشبرنده ایده های نو
ویژه گی ایرج گرگین ایجاد ارتباط میان ذهنیت ایرانی و جهانی بود
فيروزه خطيبی
پانزدهم ژانويه 2012
http://www.iranian.com/main/2012/jan-19

یادم می آید ده یا یازده ساله بودم که مدتی در طبقه چهارم یک ساختمان در محله قدیمی باغشاه زندگی می کردیم. اطاقهای متعدد این آپارتمان به بالکن طویل و وسیعی وصل میشد که درست در مقابل باغ عظیم و حمام "شعاع السلطنه" یکی از شاهزاده های قاجار قرار گرفته بود.

شب های تابستان – وقتی ما بچه ها توی تاریکی آخر شب زیر ملافه های خنک روی تختخواب هایمان می خوابیدیم می توانستیم کورسوی چراغ و رفت و آمد گاه و بیگاه افرادی را که در آن خانه بزرگ وسط آن باغ انبوه سبز تیره زندگی می کردند را ببینیم.

"شعاع السلطنه" از فرزندان "کامران میرزا" یکی از پسران ناصرالدینشاه بود که بخاطر جاه طلبی های سیاسی اش مدتی مورد غضب برادر ناتنی اش مظفرالدینشاه قرار می گیرد و پس از آن اولاد و بازماندگانش در همان باغ سبز و انبوه روبروی خانه ما به صورتی "زنده بگور" میشوند! بعدها، حمام خانه "شعاع السطلنه" هم تبدیل به یک حمام عمومی می شود. من در بچگی بارها به آن حمام رفته بودم و ساختمان قدیمی و حوضچه کوچک آب یخی که در سربینه ی این حمام وجود داشت در واقع پاشویه ای بود که بعد از یک شستشوی داغ و طولانی از آن رد میشدیم و هنوز هم بعنوان یکی از دلچسب ترین خاطرات حسی زندگی در حافظه ام نقش بسته است.

اما آن شب های تابستان در مهتابی خانه باغشاه به تماشای آمد و رفت اشکال و اشباح گنگی که پشت پنجره های خانه "شعاع السلطنه" در حرکت بودند ختم نمیشد.

تابستان آن سال پدرم که نمایشنامه نویس رادیو ایران بود برای من یک رادیوی ترانزیستوری کوچک خرید و من هر نیمه شب بعد از شنیدن «داستان شب» به برنامه ای از رادیو ایران گوش می دادم که در آن زمان توسط "ایرج گرگین" یکی از خوش صدا ترین گوینده های رادیو پخش می شد و این برنامه که اسم آن را بیاد ندارم اختصاص داشت به معرفی و پخش موسیقی کشورهای آمریکای جنوبی.

در این برنامه ، موسیقی آمریکای لاتین از کوبا تا کلمبیا و شیلی و از جمله برزیل پخش می شد. شنیدن موسیقی کوبایی و "تانگوی" آرژانتینی لذت خاصی داشت اما عمق ریتم "سامبای "برزیلی و نیم نت های "باسانوا" نزدیکی زیادی با نواهای آشنای موسیقی سنتی ایرانی داشتند. در آن شب های پرستاره، زیرپشه بندهای نیم افراشته، گرگین قطعاتی از اشعار "اوکتاویو پاز" – "گابریلا میسترال" و "پابلونرودا" را هم چاشنی این نغمات می کرد و این همه هوش از سر من خواب آلود می برد و با این موسیقی و این اشعار و آن صدای رویایی به دنیای خیالی آمریکای جنوبی و برزیل می رفتم. گاه این صدا تبدیل به تصویر خیالی مردی میشد شبیه به قهرمان فیلمهای ماجراجویانه، مردی خوش رو و زیبا اندام که بر روی کشتی بادبانی در دریای دورافتاده "کارئیب" شمشیر به دست ،با دزدان دریایی می جنگید، مردی که پیراهن سفید و آستین بلند او در چند جا پاره شده و موهای نرم قهوه ای رنگ بلند تا سر شانه اش در باد تکان تکان میخورد...

بعدها در هفده سالگی هنگامی که از دبیرستان رضا شاه کبیر در چهارراه کالج تهران فارغ التحصیل می شدم احتیاج به سه ماه کارآموزی در یکی از ادارات داشتم تا بتوانم در آخر تابستان همان سال دیپلم دبیرستانم را دریافت کنم. در آن زمان مادرم (زینت مودب خطیبی) که با نام «آرزو» در رادیو ایران به عنوان بازیگر نمایش های رادیویی و گوینده «رادیو دریا» کار می کرد واسطه شد تا «ایرج گرگین» در یکی از ادارات تلویزیون ملی ایران به نام «جشن های شاهنشاهی» برای من به عنوان کارآموز شغلی دست و پا کند. من به عنوان ماشین نویس در این اداره که در سربالایی خیابان نادر روبروی ساختمان اصلی و نوساز تلویزیون ملی ایران بود مشغول به کار شدم. بخش جشن های شاهنشاهی که دو یا سه سال پیش از آن برای تهیه و تولید برنامه های ویژه این جشن ها تاسیس شده بود محل آمد و شد کارگردان ها، تهیه کننده ها و فیلمسازان مستند جوان و تحصیل کرده اروپا و آمریکا بود. هرچند کار در این قسمت به عنوان ماشین نویس برایم ملال آور بود اما همین شغل باعث شد تا کم کم با دیگر طبقات این ساختمان و افرادی که در آن به کار مشغول بودند آشنا شوم. از جمله بخش «پژوهش و تحقیقات» که در آن برای نخستین بار با «فریدون رهنما» شاعر و فیلمساز برجسته آشنا شدم و بیشتر اوقاتم در این دفتر و در جوار شاعران و نویسندگانی که با آن همکاری داشتند می گذشت.

من به عنوان یک نوجوان علاقمند به ادبیات و نویسندگی، برای نخستین بار با چهره ممتازی از روشنفکران آن دوران چون «فریدون رهنما» که در آن زمان پس از فیلم «سیاوش در تخت جمشید» مشغول ساختن فیلم دیگری به نام «پسر ایران از مادرش بی خبر است» بود. آشنایی با رهنما و تفکرات او و کمی بعد ایفای نقش کوچکی در فیلم او، نقطه عطفی در زندگی من بود که مسیر فکری و شغلی مرا از همان زمان برای همیشه تغییر داد. چندی بعد من به دعوت «رهنما» به عنوان کارمند در قسمت پژوهش و تحقیقات مشغول به کار شدم. در این بخش از تلویزیون ملی ایران از روی پژوهش هایی که در اطراف موضوعات مختلف در ارتباط با نواحی مختلف ایران و فرهنگ ها چند گونه آن انجام می شد فیلم های مستندی تهیه می کردند. بعد ها بخش «تاتر و نمایش» هم به «پژوهش و تحقیقات» اضافه شد و من به عنوان منشی تا روزی که به آمریکا مهاجرت کردم مشغول به کار بودم.

اما در آمریکا باز هم با «ایرج گرگین» روبرو شدم. یک بار در مراسم روخوانی نمایش «کانون تئاتر» لس آنجلس که استاد تاتر، «خلیل موحد دیلمقانی» و دوست و همکلاس پیشین گرگین پایه گزاری کرده بود و به خاطر دارم که «آقای گرگین» در خاتمه یک نطق کوتاه و اثرگذار، دیلمقانی را «مردی شریف» خواند و من فکر کردم که این زیبا ترین تعریفی است که درباره فردی می توان داشت.

بعدها آقای گرگین از من و دخترم «لیلا» که در آن زمان 9 سال داشت دعوت کرد تا در یک فیلم تبلیغاتی برای «دانشنامه ایرانیکا» بازی کنیم. در یک یا دو روزی که این فیلم برداری به طول انجامید و بخشی از آن نیز در منزل مسکونی خانم و آقای گرگین در لس آنجلس انجام شد من متوجه شدم که گرگین تا چه اندازه حرفه ای است و از چه نظم و انظباط کاری که بسیاری دیگر در این حرفه از آن بویی نبرده اند برخوردار است. این فیلم کوتاه بعدها توانست به منزل افرادی که با «ایرانیکا» و اهداف آن آشنایی نداشتند راه پیدا کرده و به پیشبرد این دانشنامه وزین و اهداف آن یاری دهد.

در دوران کار خبرنگاری با «رادیو فردا» یک بار از «آقای گرگین» تلفنی داشتم که ضمن آن مرا با هنرمند برجسته ای به نام «مینو جوان» در لس آنجلس معرفی کرد. اپراخوانی معروف که آلبوم تازه اش مجموعه ای از زیباترین ترانه های محلی ایرانی بود. مصاحبه من با «مینو جوان» در رادیو فردا یکی از پرشنونده ترین قطعاتی بود که برای این رادیو تهیه کردم. در این که «ایرج گرگین» سلیقه ویژه ای در تشخیص و شناسایی هنر و هنرمند داشت شکی نیست. اما ویژه گی دیگر او همان پیشبرد مدرنیته و ایده های نو و تازه برای ایجاد ارتباط میان ذهنیت ایرانی و جهانی بود.

چه در آن شب های گرم تابستانی روی بالکن خانه باغشاه که هنرهای ناشناخته آمریکای لاتین را به میلیون ها ایرانی شنونده رادیو معرفی می کرد و چه در آخرین تماس تلفنی که یک خواننده ترانه های محلی ایرانی را در آمریکا به من معرفی کرد تا این صدای جهانی شده را چون پیامی آشنا به گوش میلیون ها شنونده داخل ایران برساند.

یادش گرامی باد!







iran#

لطفاً اينجا را کليک کنيد

قندچی-دو راهکار نبوغ آميز آيت الله جنتی برای حل مسأله اينترنت


دو راهکار نبوغ آميز آيت الله جنتی برای حل مسأله اينترنت
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/682-JannatiInternet.htm

در مورد راه حل هايی نظير اينترنت ملی که برای معضل اينترنت در ايران توسط متخصصين جمهوری اسلامی ايران ارائه شده است بيش از پنج سال است که دوست و دشمن حرف زده اند (1).

اما کمتر کسی در مورد دو راهکار نبوغ آميز آيت الله جنتی حرفی ميزند.

آيت الله احمد جنتی اولين راهکار نبوغ آميز خود را برای حل مسأله اينترنت از همان اولين روزهای اينترنت در ايران مطرح کردند. حدود بيست و چند سال پيش که هنوز کسی از تطور وب چيزی نشنيده بود و مردم عادی نيز نه تنها در ايران بلکه در آمريکا به ندرت حتی از وجود اينترنت خبری داشتند، چند دانشمند فيزيک در ايران يکباره به اين فکر افتادند که اينترنت را به ايران گسترش دهند تا بتوانند بهتر با هم قطاران خود در عرصه علم و دانش تبادل نظر کنند. البته در مورد رواج استفاده از اينترنت در ميان ايرانيان بسيار بحث شده است (2).

در همان اولين روزها، چشم های تيزبين آيت الله جنتی اين مسأله را تشخيص دادند و ايشان اعلام کردند که بهترين کار، جلوگيری از ورود اينترنت به ايران است. شايد اگر به پيشنهاد ايشان عمل شده بود امروز نيازی به صرف ميلياردها دلار بودجه کشور برای فيلترينگ اينترنت وجود نداشت و اصلاً مسأله ای بنام اينترنت در ايران نداشتيم. البته در آن سالها طالبان در افغانستان يا به دليل نبوغ خودشان يا که شايد با استماع سمع از سخنان آيت الله جنتی در خطبه نماز جمعه، به راهکار آيت الله جنتی عمل نمودند و کاملاً اينترنت را در افغانستان که در آنزمان در يد قدرتشان بود، ممنوع اعلام کردند. به ياد دارم آن روزها طرفداران طالبان در خارج در گروه های اينترنتی شرکت ميکردند و وقتی از آنها پرسيده می شد که در افغانستان اينترنت را ممنوع کرده اند و چطور خود در خارج در آن شرکت ميکنند، می گفتند هدفشان به راه راست آوردن ما شرکت کنندگان در اينترنت است تا که قانع شويم اينترنت را در همه دنيا از بين ببريم. به هرحال در ايران، آيت الله خامنه ای همواره با نظر آيت الله جنتی مخالف بود و می گفت اينترنت باشد اما مطالب مضر آن فيلتر شود.

البته همه اين حرفها به گذشته های بسيار دور تعلق دارد و واقعيت امروز اين است که در ايران اينترنت وجود دارد؛ همانطور که دوش آب وجود دارد. منظور اين است که بسياری روحانيون در موقع ورود دوش به حمام های ايران با آن مخالف بودند ولی بعضی بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزينه حمام غسل کنيم و بعد از حمام خارج شويم. غسل در خزينه چيزی شبيه فيلترينگ بود. اما شايد حق با آيت الله جنتی های آن دوران بود که وقتی دوش آزاد شد، ديگر کسی بعد از آن دوست ندارد در خزينه غسل کند. خلاصه راهکار اول آيت الله جنتی در همان ابتدای کار اينترنت در ايران، پذيرفته نشد.

حالا بيش از بيست سال بعد، پس از همه اين ندانم کاری ها که به دليل گوش ندادن به راهکار اول آيت الله جنتی، اينترنت همه کشور ايران را فرا گرفته، و نه تنها جوانان آزادمنش، بلکه حتی جامعه مدرسين حوزه علميه قم که در وب سايت خود زندگينامه آيت الله احمد جنتی را نيز درج کرده اند، ديگر وقت آن رسيد که راهکار دومی آيت الله جنتی برای حل اين مسأله اينترنت در ايران، ارائه می دادند. شايد درکم در سطور زير از تعلق اين راهکار دوم به آيـت الله جنتی درست نباشد، چون گفتار تازه ايشان خيلی تکنيکی بود و با بسياری از اصطلاحاتی که به کار برده بودند، آشنايی نداشتم (3).

اما راهکار نبوغ آميز دوم برای حل مسأله اينترنت، از کار انداختن پروتکل «وی پی اِن» است. اين راهکار آنقدر مبتکرانه است که همه سارقان اطلاعات در جهان را خوشحال کرده است چون با خيال راحت، اطلاعات تکنيکی و علمی ايران را می توانند بدون دردسر مواجه شدن با اينکريپشن، يعنی بدون درد سر رمزی شدن اطلاعات، به يغما ببرند. به عبارت ديگر برای ممانعت از يک جوان ايرانی که بخواهد يک وبسايت تفريحی را در خارج با وی پی اِن تماشا کند، اين پروتکل «وی پی اِن» در تمام شبکه های اينترنت ايران هر روز يا قطع می شود و يا با تأخير کار می کند. نتيجه اش چيست؟ بسيار ساده، تمام کسانيکه مطالب واقعاً مهمی دارند که بايد با وی پی اِن بفرستند، ديگر حوصله اين قطع شدن ها و تأخيرها را ندارند و مطالب خود را که روزانه با تيم علمی يا فنی شرکت يا مؤسسه تجاری طرف معامله خود در ميان ميگذارند، بدون استفاده از سيستم ايمنی «وی پی اِن» بطور عادی برای هم ميفرستند، و تمام سارقين اطلاعات در جهان نيز براحتی ميتوانند اين اطلاعات را بدزدند، چرا که برای آن سارقين کاری ندارد که اين ردو بدل های اطلاعات در داخل به اصطلاح اينترنت ملی ايران صورت بگيرد يا نه. تازه بسياری از شرکت ها و مؤسسات دولتی اعضا تيم های علمی و فنی شان، در هر زمان معين، در نقاط مختلف دنيا هستند و مجبورند با يکديگرارتباط داشته باشند و تبادل نظر کنند و در زمانيکه وی پی اِن کار نکند، نه ميايند به کسی اطلاع دهند و نه حوصله دردسر دارند. فقط از اف تی پی غيرايمن، برای رد و بدل اطلاعات حياتی خود، استفاده ميکنند، چون مانند اين دستگاه های دولتی بيکار نيستند و کار توليد محصول علمی و تکنيکی دارند که بايد به موقع آماده شود تا بتوانند در سطح منطقه و جهان برای محصولاتشان رقابت کنند. به عبارت ساده تر، قطع وی پی اِن در ايران يعنی همه محرمانه ترين اطلاعات علمی و فنی کشور را در معرض سارقان بين المللی قرار دادن و قوی ترين اينترنت ملی، يا بهتر بگوييم "اينترانت" ملی، نميتواند از اين واقعيت جلوگيری کند.

سالها پيش با شروع فيلترينگ، ارتباط هر فعال سياسی ايرانی با مردم خود قطع شد، و به عوض مؤسسات بزرگ بين المللی که می توانستند تلويزيون ماهواره و آنتی فيلتر قوی بسازند، ارتباطشان با مردم ايران قوی تر شد. بعد هم جمهوری اسلامی به هر ايراندوستی که در خارج روزنامه نگار است و با رسانه های بين المللی همکاری ميکند انگ جاسوسی زد. همانطور که عده ای ديگر نيز در اپوزيسيون به هر کسی که با رسانه های جمهوری اسلامی در ايران همکاری ميکند، انگ عامل وزارت اطلاعات ميزنند. واقعيت اين است کسی که مهم ترين اطلاعات ذيقيمت ايرانيان را دارد در اختيار سارقين بين المللی قرار ميدهد نه فعالين مدنی و سياسی بلکه کسی است که در ايران به بهانه جلوگيری از دسترسی چهارتا جوان به سايت های خارج کشور، اطلاعات بسيار مهم علمی و تکنيکی کشور را با قطع «وی پی اِن» در معرض ديد سارقان بين المللی قرار ميدهد. عجب نبوغی!


سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و ششم دی ماه 1390
January 16, 2012

پانويس:

1. http://www.ghandchi.com/485-filtershekan3.htm
2. http://www.ghandchi.com/gozari.htm
3. http://www.youtube.com/watch?v=PgOpfwOqeJY







iran#

جمعه، دی ۲۳، ۱۳۹۰

آریا آرام نژاد با دستبند و پابند در زندان بابل


آریا آرام نژاد با دستبند و پابند در زندان بابل
جمعه 13 ژانويه 2012



آریا آرام نژاد، هنرمند جوان و آهنگ‌ساز نام‌آشنای هوادار جنبش سبز است که پس از عاشورای ۱۳۸۸ ترانه‌ای با عنوان «علی برخیز» منتشر کرد. او چندی بعد، در پی استقبال قابل توجه از این اثرش در فضای مجازی، در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد.

او پس از گذراندن نزدیک به ۵۰ روز انفرادی و زندان که تمام این مدت را در بند انفرادی زندانهای متی‌کلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری سپری کرده بود، به قید وثیقه آزاد و در دادگاه انقلاب شهرستان بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.

از این آهنگ ساز و خواننده ی مردمی تا به حال آهنگ هایی چون علی برخیز، دلتنگی و برای لمس آزادی منتشر شده است . http://www.youtube.com/watch?v=LhJ6...

همسر آریا آرام نژاد خبر داد که این هنرمند سبز با دستبند و پابند به دادگاه آورده شده است.

به گزارش کلمه، عادله ضیایی همسر این هنرمند سبز در صفحه فیس بوکش نوشته است:

امروز برای بررسی مواردی از پرونده دوم آریا به دادگاه آمد هرچند همشهریانش از دیدنش خوشحال شدند و با ادب ومهربانی واحترام با او برخورد می کردند: اما” فرزند خلف پدر ،با دستبند وپابند به دادگاه آورده شد”

هرچند او با لبخندی به لب ،آرام بود و می گفت :این لباس به من احساس بدی نمی دهد .این نظام ماست که باید ، از اینکه یک هنرمند را در این وضعیت قرار داده است احساس بدی داشته باشد.

فتنی است، آبان ماه جاری، پنج مامور اداره اطلاعات استان مازندران با ورود به منزل این هنرمند جوان هوادار جنبش سبز در بابل، او را بازداشت کردند. این در حالی است که او در همین روز برای برای پیگیری پرونده خود در مرحله تجدیدنظر، به شهر ساری و دادگاه استان مازندران مراجعه کرده و در زمان هجوم ماموران، تازه از ساری برگشته بود.

دستگیری این فعال جنبش سبز با ضرب و شتم همراه بوده و ماموران در داخل منزل به آقای آرام نژاد دستبند زده اند. آنها همچنین ضمن تفتیش منزل، بخشی از دست نوشته های آریا و مدارک کاری و همچنین کامپیوتر شخصی او را نیز توقیف کرده و با خود برده‌اند.

آریا آرام نژاد ماه پیش، از بند انفرادی بازداشتگاه شهید کچوئی اداره اطلاعات ساری به بند انفرادی زندان متی کلای شهرستان بابل منتقل شد. با توجه به شرایط زندان و وضعیت آریا خانواده وی از سلامتش ابراز نگرانی می کنند.

خبرنامه گويا



iran#

ایرج گرگین درگذشت


ایرج گرگین درگذشت
http://www.voanews.com/persian/news/gorgin-137271138.html

ایرج گرگین بامداد امروز در پی یک دوره طولانی بیماری در بیمارستان فیرفکس در ویرجینیای شمالی، آمريکا، در ۷۷ سالگی درگذشت.

ایرج گرگین فعالیتهای اجتماعی و روزنامه نگاری را از اوان نوجوانی با انتشار روزنامه دانش آموز در سال ۱۳۳۰ در تهران آغاز کرد. سپس در انتشار روزنامه جوانان دموکرات فعالیت داشت. هنگام شروع به تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ضمن همکاری با بسیاری از روزنامه ها و نشریات در ایران، فعالیتهای هنری گسترده ای را نیز آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۳۷ به عنوان تهیه کننده و گوینده خبر به رادیو ایران پیوست.

در همان سال طرح ایجاد یک رادیوی فرهنگی در تهران را ارائه داد که پس از تصویب به اجرا درآمد و رادیو تهران ایجاد شد. این رادیو نقش مهمی در پیشبرد فرهنگ در جامعه ایفا کرد.

در سال ۱۳۴۰ برای تحصیل در رشته تلویزیون به ژاپن رفت و در بازگشت به ایران، ضمن فعالیتهای هنری، ترجمه و نوشتن، به ادامه کار در رادیو پرداخت.

در سال ۱۳۴۵ به همکاری با تلویزیون ملی ایران که تازه تشکیل شده بود پرداخت و اولین گوینده خبر آن بود.

در سال ۱۳۴۶ مدیر روابط عمومی و انتشارات تلویزیون ملی ایران شد.

در سال ۱۳۴۹ مدیریت خبر تلویزیون را برعهده گرفت و انتشار مجله تماشا توسط تلویزیون و با همت وی آغاز شد.

در سال ۱۳۵۰ مدیریت تولید تلویزیون بر عهده وی گذارده شد.

در سال ۱۳۵۱ برای ادامه تحصیل به کالیفرنیا رفت و در رشته مدیریت ارتباطات در دانشگاه USC تحصیل کرد.

در بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۳ مدیریت شبکه دوم تلویزیون را بر عهده گرفت.

طی سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به ساخت چند فیلم از موزه های مختلف دنیا پرداخت با عنوان «حضور ایران» که از جمله به دلیل وقایع و تحولات سیاسی در ایران ناتمام ماند.

در سال ۱۳۵۹ از ایران خارج شد و در کالیفرنیا اقامت گزید.

در سال ۱۹۸۱ رادیو امید را درجنوب کالیفرنیا بنیان نهاد.

در سال ۱۹۹۷ در تأسیس رادیو آزادی در پراگ، جمهوری چک مشارکت داشت و سالها مدیریت آن را برعهده داشت. این رادیو بعداً تبدیل به رادیو فردا شد.

در سال ۲۰۰۹ بازنشسته شد و مقیم ویرجینیای شمالی در ايالات متحده شد.

صبح جمعه ۱۳ ژانویه بعد از یک دوره بیماری طولانی در بیمارستان فیرفکس در ویرجینیا درگذشت.



iran#

پنجشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۰

انتشار کتابی جدید در ژاپن درباره خاندان حاکم بر کره شمالی


انتشار کتابی جدید در ژاپن درباره خاندان حاکم بر کره شمالی
http://www.voanews.com/persian/news/NKorea-Book-Japan-01-11-2012-137125193.html

هفته آینده کتابی در ژاپن به بازار عرضه می شود که می گویند نویسنده اش از زاویه ای متفاوت بر زوایای تاریک خانواده حاکم بر کره شمالی و سلسله موروثی آن نور می تاباند.

نویسنده این کتاب روزنامه نگار ژاپنی «یوجی گومی» است و کتابش را عمدتا بر اساس مصاحبه با پسر ارشد کیم جونگ-ایل، رهبر سابق کره شمالی نوشته است. او به نقل از کیم جونگ-نام از جمله می نویسد که کیم جونگ ایل برای سپردن قدرت به کیم جونگ-اون، پسر جوانترش اعتماد اندکی داشت.

یوجی گومی در کتاب خود می گوید: «احساس می کنم کیم جونگ-نام، به برادرش کیم جونگ-اون حسادت می کرد چون پدرشان، او را به عنوان رهبر آینده انتخاب کرده بود. کیم به من گفت که برادر کوچکترش هیچ چشم اندازی درباره حکمرانی بر کره شمالی و مردم آن ندارد».

گومی می گوید سال گذشته جمعا هفت ساعت با کیم جونگ-نام در پکن و ماکائو مصاحبه کرده و همچنین از یک ماه پیش و به دنبال مرگ کیم جونگ-ایل، بارها با او مکاتبه کرده است: «کیم جونگ-نام، بارها به من گفت که قصد بازگشت به کره شمالی را ندارد. اما افراد بسیاری از جمله مردم کره شمالی و چین از او انتظار دارند که به عنوان یک رهبر، به کره شمالی بازگردد».

نویسنده کتاب، کیم جونگ-نام ۴۰ ساله را، علی رغم زندگی اعیانی اش در تبعید و عمدتا ماکائو، یک سوسیالیست واقعی توصیف می کند که خواستار تغییر ساختاری کره شمالی و اصلاح اقتصاد دولتی چین است.

گومی می گوید:«او را ترغیب کردم تا درباره کره شمالی بیشتر حرف بزند و از خط مشی سیاسی کره شمالی انتقاد کند اما او هنوز تصمیمش را نگرفته است».

گومی همچنین به نقل از کیم جونگ نام می گوید که کیم جونگ-ایل، از این که پسرانش پس از او قدرت را در دست بگیرند، اطمینان نداشت. از سویی بدنه قدرت کره شمالی نیز گفته است که رهبر جدید کشور، پسر سوم کیم جونگ-ایل، نقشی نمادین خواهد داشت تا از ادامه حاکمیت نظامی و اقتصاد بسته، اطمینان حاصل کنیم.

یوجی گومی که در روزنامه شیمبون توکیو می نویسد، در کتاب خود می گوید کیم نمی خواست که کتاب در این زمان حساس و به مدت کوتاهی پس از مرگ پدرش منتشر شود. اما ناشر قصد دارد کتاب را بیستم ژانویه، سی دیماه، وارد بازار کند.

به گفته گومی، کیم ابراز نگرانی کرده که اگر این کتاب پخش شود، از پیونگ یانگ «عملی مخاطره آمیز» سرخواهد زد. هرچند به گفته نویسنده کتاب، پکن نخواهد گذاشت که به کیم آسیبی برسد زیرا او سالهاست که تحت حفاظت چین است و از نظام این کشور پشتیبانی می کند.
در اواخر دهه ۹۰ میلادی کیم جونگ-نام برای جانشینی پدرش آماده می شد اما در سال ۲۰۰۱ پس از آن که قصد داشت با گذرنامه جعلی جمهوری دومنیکن همراه با یک زن و یک پسربچه وارد ژاپن شود بازداشت شد، محبوبیت و شانسش را از دست داد. او آن زمان به ماموران تحقیق و تجسس ژاپنی گفت با همسفرانش قصد داشتند از پارک «دیزنی لند» توکیو بازدید کنند.
به دنبال مرگ پدرشان کیم جونگ-ایل، برادر ناتنی کیم به عنوان «جانشین رهبری» و «فرمانده معظم» کره شمالی معرفی شده است.

در سال ۲۰۰۳ کتاب دیگری در ژاپن منتشر شد که نویسنده اش ادعا می کرد سرآشپز خانواده کیم است. او در کتابش کیم جنگ-اون را فرزند محبوب پدر، و کیم جونگ-چول، پسر وسطی خانواده را فردی «نالایق» که پتانسیل جانشینی را ندارد، توصیف کرده است.
به گفته برخی تحلیلگران علی رغم تبلیغات رسانه های کره شمالی و معرفی کیم جونگ-اون به عنوان یک رهبر باتجربه، سکان کنترل کشور در دستان یک یا چند تن از چهره های ارشد، از جمله جانگ سونگ تائک، معاون کمیسیون دفاع ملی و شوهر خواهر رهبر سابق این کشور، کیم جونگ-ایل است.

یک موسسه مرتبط با وزارت خارجه کره جنوبی گزارشی را منتشر کرده که پیش بینی می کند امسال کره شمالی دست به آزمایش سوم هسته ای و موشک دوربرد بزند تا برای کیم جونگ-اون اعتبار نظامی بگیرند.


iran#

بیانیه شماره2 همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشر در ايران


بیانیه شماره2 همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشر در ايران
چهار شنبه 11 ژانويه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1604

هممیهنان گرامی

دربهار سال 1388 شخصیتهائی ملی و آزادیخواه از سازمانها وگروههای گوناگون سیاسی و فرهنگی و اجتماعی درونمرز پس از گفتگوهای فراوان بنا به ضرورت زمان و اوضاع اسفناک میهن بر آن شدند که درسندی توافق خود را در بنیاگذاری "همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران" اعلام نمایند. با وجود 36 عضو در زندانهای جمهوری اسلامی یا به نوعی دربند، همچنان بر مواضع 12گانه خود وفادار و کوشا می باشند.

همیاری هم میهنان برونمرز، بويژه در خبررسانی درجامعه بین المللی مورد تقدیر است. تارنماي ما نیز به نام (همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشر در ايران) با کوشش هموندان برونمرز در راستای هدفهاي همبستگي بکارمی پردازد. گردانندگان تارنما مسئول نشر محتویات آن هستند.

"همبستگی برای دموکراسی وحقوق بشر در ایران" طبق قوانين کشورهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا به ثبت رسیده است و هیچگونه نماینده یا نمایندگی در هيچ كشوري ندارد. برپا کردن هر گونه کنفرانس، کنگره يا هر نوع گردهمايی با اين نام خلاف اصول اخلاقی و سیاسی مي باشد. مسئولان همبستگي در درون ايران هم بارها اعلام كرده اند كه هيچ نمايندگي در برونمرز ندارند. از دوستان و همرزمان خواهش مي شود كه با توجه به محدوديت هاي همبستگي در درونمرز، از اعلام ارتباط با فعالان همبستگي در ايران خودداري ورزند.

با احترام

همبستگی برای دموکراسی وحقوق بشر در ایران

10دیماه 1390



iran#

چهارشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۰

قندچی-فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران -ویرایش دوم


فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران -ویرایش دوم
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomi.htm


دوباره با اینکه این موضوعات را از نظر تئوریک بارها مفصلاً بحث کرده ام (1) اما مجبورم دوباره به روشنی بیان کنم هرچند جریانات مورد خطاب من با استفاده از نام های مستعار در اینترنت سعی در ترور شخصیت و حمله به من دارند بدون آنکه رهبران آنها در بقایای حزب دموکرات و کومله و کنگره ملیت های ایران فدرال که سردمدار این برنامه های ایران برانداز هستند،خود پاسخ گوئی کنند. از سوئی در تشکیلاتهای فرونت تلویزیونی و رادیوئی شان تظاهر به ایراندوستی میکنند اما از سوی دیگر مخالفت علنی با برنامه های ایران براندازشان را با ترور شخصیت از طریق نام های مستعار پاسخ میدهند تا مسؤلیت مواضعشان را مستقیماً برعهده نگیرند. مخالفت من با برنامه های این گروها برای درهم شکستن ایران در نفرت قومی ارتباطی به ناسیونالیسم ندارد که به همان اندازه با آن مخالفم (2).

واقعیت این است که در بخش های پیشرفته تر ایران جریانات واپسگرای اسلامگرا و استالینیست چند دهه است که در میان اکثریت فعالان سیاسی و حقوق بشری به کنار گذاشته شده اند و کسی در جنبش مدنی یا در اپوزیسیون جدید سیاسی ایران رابطه ای با این گونه جریانات ندارد و هیچ آدم عاقلی خود را هوادار این جریانات عقب مانده نمیداند که نظیر جمهوری اسلامی هنوز میخواهند نان شهیدان 30 سال پیش خود را بخورند. اما در بخش هایی از ایران نظیر کردستان هنوز بسیاری ار فعالین جنبش مدنی از گروه های استالیسنیت واهمه دارند . هنگامی که این گروه ها میخواهند از جنبش مدنی این مناطق بعنوان فرونت خود و برنامه فدرالیسم قومی خود استفاده کنند، همراهی می کنند. تازه ترین نمونه اش هم راه انداختن گروه فدرال با درک روشن فدرالیسم قومی در فیس بوک است که باید آن را تحریم کرد.

حتی کومله و دموکرات امروزه به چندین پاره تقسیم شده اند هرچند هنوز خود را با این نام میخوانند و نظیر حزب کمونیست گاس هال در آمریکا هستند که هنوز از یک نام بازمانده از تاریخ استفاده می کند و در هر دوره انتخابات هم دوباره آقای گاس هال کاندیدای آن حزب برای ریاست جمهوری آمریکا میشود که فقط مورد مضحکه هم نیروهای سیاسی محافظه کار در آمریکا است و هم نیروهای آینده اندیش. الیته اگر ایران دموکراتیک بود این جریانات به همین شکل فکاهی آشکار بودند و با استفاده از جو مخفی بودن خود را به شکل نیروی مهمی نشان نمیداداند و نیازی نبود آنقدر درباره شان نوشت هنگامی که در قرن 21 فقط به یک کاریکاتور مضحک جریانات تاریخی استالینیستی شباهت دارند که با رشد جنبش مدنی در این مناطق عدم جذابیت برنامه های عقب مانده آنها نیز بالاخره آشکار خواهد شد. آنهائی هم که در نقاط دیگر ایران از این واقعیت خبر ندارند وقتی به این مناطق میروند مثل کسی که از شهر به روستا میرود در ابتدا ظاهر تشکیلاتهای مستحکم غیر مذهبی بخاطر دفتر و دستکی در کشورهای همسایه باعث میشود که فکر کنند این ها از نقاط دیگر ایران پیشرفته ترند و گوئی به حزب مدرن دست یافته اند در صورتیکه قوم گرایی این ها که امروزه بجای استالیسنیسم پرچم این ها شده است دوقلوی مذهب گراِیی خمینی است و هردو ارثیه جامعه کهن ایران هستند.

بسیاری از فعالینی که از تهران جمهوری اسلامی فرار کرده و دفتر و دستک برخی از این گروهکها را در کشور همسایه عراق می بینند تصور میکنند که این ها نیرویی هستند. این جریانات با درست کردن لابی در آمریکا و اروپا و گرفتن پول از این کشورها در چند ساله اخیر و نیز با ایجاد رابطه با کشورهای همسایه نظیر آنچه فرقه دموکرات آذربایجان و کردستان پیشه وری و قاضی محمد در زمان استالین با آذربایجان شمالی کردند، هرچند بیشتر بسان کاریکاتوری که پایه ای هم امروز در میان مردم ندارند، به تحمیق نیروهای صادق جنبش مدنی و سیاسی ایران و برخی مشاوران دولت های خارجی که با واقعیات کردستان ایران آشنائی ندارند، به تحمیق مردم مشغولند و اینگونه برای خود پول و اسلحه دست و پا میکنند. این ها هیچ ربطی به جنبش واقعی مردم ایران ندارند و مانند کابوسی از اشتباهات دوران استالین، بر پیکر جنبش سیاسی ایران سنگینی می کنند و می خواهند جنبش دموکراسی خواهی نوین ایران را به بیراهه ببرند. خط مشی هایی که به همراه کابوس تاریک نفوذ شوروی در نقاط دیگر ایران حتی در میان فعالین کهن سال تر جامعه نیز، سالهاست به دور ریخته شده است، و بعنوان بخشی از تاریخی که جز ضرر، و ارمغانی جز جمهوری اسلامی که دیگرامروزه بی شباهت به شوروی استالین نیست، برای ما به بار نیاورده است. امروز وقتی مردم ما می گویند جمهوری سکولار می خواهند یعنی دولتی می خواهند که نه اسلام گرا است و نه ایدئولوژی گرا و نه قوم گرا، نه آنکه بخواهند نفی سکولاریسم توسط دولت مذهبی را به دور بریزند و بجایش نفی سکولاریسم توسط قوم گرایی را بپذیرند.

اما اگر اسلام گرایان خمینی برای مردم ما واپسگرائی دولت مذهبی را در قرن 21 به ارمغان آوردند این ها در دوران سقوط استالیسنیسم و کمونیسم برای مردم ما برنامه حکومت قومی هدیه دارند و خواب کردستان عراق را برای ایران می بینند و منتظرند که کمی اوضاع در ایران آزاد شود و بجای کمک به رشد جنبش دموکراسی خواهی در ایران، با سوء استفاده از تلاشهای کوشندگان آزادی در ایران، به تجزیه ایران دست بزنند. این ها آنقدر هم وقاحت دارند که به نمایندگی از مردم کردستان برای تظاهرات بعد از انتخابات 22 خرداد مردم در تهران و نقاط دیگر ایران به شکلی پیام میفرستند که گوئی کردستان ایران کشوری جداگانه است و گوئی این ها هم نماینده اش هستند بجای آنکه مانند فعالین کرمانشاه در مراسم یادبود کیانوش آسا، به همراه همه مردم ایران در جنبش دموکراسی خواهی ایران شرکت کنند، جنبشی که تأکیدش بر سکولاریسم است که هم ناقض اسلام گرائی است و هم قوم گرائی.

ایران نه کشوری است که از جنگ بیرون میاید و نه مناطقی است که تازه بخواهند یک کشور مدرن تشکیل دهند که بخواهند تصمیم بگیرند سیستم کانتونی سوئیس و مدل های کنفدراسیونیزم قومی را دنبال کنند یا از مدل فدرالیسم کلونی های آمریکا، پیروی کنند. علت آنکه خود من فدرالیسم استانی را برای ایران توصیه کرده ام که به شکل تطور فدرالیسم در آمریکا شباهت دارد نیز ابداً بخاطر چنان تصور های باطلی نبوده است که فکر کنم تازه ایران قرار است کشور سازی کند بلکه صرفاً به این خاطر بوده است که کشور موجود ایران که صد سال پیش بصورت دولت مدرن هر چند نه دموکراتیک، تکامل یافته و با استانهائی که ثمره تاریخ آن است شکل گرفته است، میتواند با این مدل فدرالیسم استانی به **کنترل و توازن** بیشتر که رشد دهنده دموکراسی است بهتر پیشرفت کند. اصل معنی فدرالیسم استانی یعنی انتخابی بودن سه قوه در هر استان بجای انتصاب آن از مرکز است (3).

وگرنه حل مسأله حقوق اتنیکی چه این مدل اتخاذ شود و چه نشود موضوعی مربوط به حقوق مدنی در ایران است و دولت قومی راه حل آن نیست. اگر قرار باشد به این سراشیب ها سقوط کنیم من نیز مانند بسیاری دیگر از فعالین جنبش سیاسی ایران می گویم که فدرالیسم را از برنامه خود خارج کنیم چرا که اگر فدرالیسم بخواهد مستمسکی برای تجزیه ایران و تبدیل ایران به یوگوسلاوی دیگر باشد، مناسب عاملان استعمار است و نه آزادیخواهان ایران و ما را در جنبش سیاسی ایران با چنان طرح هایی قرابتی نیست.

اصلاً بحث مخالفت با فدرالیسم قومی به این خاطر نیست که عملی نیست. بحث این است که حکومت قومی در یک استان یا دو استان یا همه کشور ارتجاعی است. توجه به خواستهای اتنیکی زبانی و فرهنگی اصلاً ربطی به قبول دولت اتنیکی ندارد (4) همانگونه که توجه به خواستهای مذهبی ربطی به قبول دولت مذهبی ندارد و اتفاقًا به عکس است و حکومت قومی و مذهبی خود عامل تبعیضات قومی است.

هر گونه تهدید شخصی و توهین و غیره هم پاسخ به این بحث های من نیست. دولت مدرن بیش از یک قرن در ایران پس از انقلاب مشروطه شکل گرفته و ما تازه در آغاز کشور سازی در ایران نیستیم که بخواهیم مرزهایمان را تعیین کنیم و یا موضوع فکریمان این سؤال ها باشد. اگر هم وضعیتی نظیر یوگسلاوی در ایران پیش بینی کنیم، در تجریه انقلاب 57 آموخته ایم که اشتباه کردیم وقتی طرفداران حکومت مذهبی را مترقی پنداشتیم، اینبار آنها را که حکومت قومی برایمان خواب دیده اند را مترقی نگاه نکرده و به روشنی با آنها از همین حالا خط کشی خواهیم کرد.

آنچه هم از گذشته های دور دست ایران چه در فلات ایران نظیر کشورهای تاجیکستان و ازبکستان و آذربایجان شوروی سابق است اگر روزی خواستند با ایران یا در منطقه متحد شوند نه فدراسیونی قومی است نه فدراسیون استانی بلکه پدیده تازه ای است نظیر اتحادیه اروپا و اصلاً به این بحث ها ربطی ندارد و بازی های مضحک تجزیه طلبان برای توجیه از هم پاشاندن ایران است که ثمره اش هم نه تقویت دموکراسی بلکه ایجاد دولت قومی نظیر دولت اردلانها در کردستان قرون وسطی در ایران است که شباهتش هم بیشتر به دولت فرمانفرمایان در استان فارس است که هردو نظیر قدرت روحانیون متعلق به دنیای کهن ایران هستند و زنده کردنشان در هر نقطه ایران واپسگرائی و بازگشت به گذشته است همانگونه که آقای خمینی برای ما 30 سال حکومت روحانیون و عقب رفتن در تاریخ را به ارمغان آورد و نه مدرنیسم.

اشتباه معینی که برخی از دوستان سیاسی کرد در ایران میکنند این است که دولت منطقه ای کردستان عراق برایشان مایه گمراهی شده است و حالا مثلاً میگویند شیعیان و سنی های کرد ایران اگر متحد شوند و یا اگر وحدت زبانی بین کردها در استانهای کردستان و آذربایجان شرقی و کرمانشاهان و ایلام ایجاد شود میتوانند دولت منطقه ای مثل کردستان عراق در ایران بوجود آوردند. اگر کردستان عراق، تازه تلویزیون و برنامه کردی دارد، آذربایجان شوروی سابق سالهای مدیدی است که همه این چیزها را داشته است. موضوع کردها و آذری های ایران این حرفها نیست و چرا مردم کردستان ایران را با این حرفها گمراه می کنید و از جنبش بزرگ دموکراسی خواهی مردم ایران دور می کنید. اگر دوباره شما باعث شوید که خون مردم ایران برای این حرف های پوچ حکومت قومی به زمین ریخته شود هیچ فرقی بین شما و خمینی نیست که با برنامه واپسگرائی حکومت مذهبی سی سال مردم ما را به نابودی کشاند..

ترکیبات قومی مناطق ایران در زمانهای مختلف به دلیل جنگهای با عثمانی یا روسیه و تاریخ بعد از آن به آن گونه شکل گرفته اند که می بینیم (5). ایران نه تنها حالا بلکه در 100 سال گذشته در حال کشور سازی نبوده است و حتی در زمان انقلاب 57 چنین هدفی را جنبش در برابر خود قرار نداد که عده ای در بقایای کومله و دیگران در بقایای حزب دموکرات کردستان و جمعاً در کنکره ملیت های ایران فدرال امروز دنبال ساختن کشوری از ترکیب استانهائی که دنبال تجزیه آن هستند حرف میزنند. این طرح های ایران شکن بس است. فعالینی هم در میان اینان که در جنبش ایران احترامی داشتند در زمان شاه از فعالین سیاسی در دانشگاه آریامهر تهران بودند و نه کسانیکه دنبال جکومت قومی ساختن در ایران و به خاطر دموکراسی خواهی در ایران جزو فعالین سیاسی حساب شوند یعنی نه بخاطر پاشداندن ایران با قوم گرایی. حتی کسی نمیدانست این دوستان کرد هستند یا که قوم گرا. تازه امروز که اصلاً جنبش سیاسی ایران انقدر انقلاب را در نظر ندارد و در پی تحول مسالمت آمیز است، عملیات مسلحانه چه جندالله چره گروه های مسلح در کردستان فقط به تطور این جنبش ضرر میزند.

آنها هم که به دنبال حمله نظامی به ایران هستند و فکر میکنند حمله ای به ایران شود و کشورهای کوچک از ایران بسازند فقط داغ خیانت بر پیشانی شان از سوی حتی کرد ها و آذری های ایران خواهد خورد و مانند آنان که بخاطر همکاری با صدام انگ خیانت خوردند به اینگونه از جنبش سیاسی ایران طرد خواهند شد. این کنگره ملیتهای ایران فدرال و بقایای کومله و حزب دموکرات هم بهتر است بساط خود را زودتر جمع کنند و بجای گرفتن پول از آمریکا و اروپا، فعالین صادق آنها به جنبش مدنی کل ایران بهپیوندند و این دفتر و دستک ها را برای عوامل استعمار بگذارند. دوران کمینترن و تصمیم گیری بیگانگان برای مرزهای ایران سالها است که سپری شده است و به همین علت است که جنبش مردم ایران پس از این همه سال همیشه از دکتر مصدق به نیکی یاد می کند. کاری نکنید که داغ خیانت تا ابد بر پیشانی تان بخورد. اگر اشتباه پیشه وری و قاضی محمد در دوران استیلای استالینیسم بر جنبش بین المللی مترقی در جهان قابل درک بود اعمال بقایای گروه های کومله، حزب دموکرات کردستان، و کنگره ایران فدرال نه تنها قابل توجیه نیست بلکه لکه ننگی خواهد بود بر پیشانی همه رهبران این جریانات.

نیروهای متعلق به حنبش دموکراتیک ایران که عامل خارجی نیستند بایستی صف خود را از این جریانات جدا کنند و روشن کنند که به دنبال دموکراتیزه کردن ایران هستند . استفاده از مدلهای فدرالیسم استانی در کشور موجود ایران هم نه برای ایران فکنی بلکه برای رشد دموکراسی در ایران است و بس. اگر همین مدل فدرالیسم استانی هم باعث سوء استفاده تجزیه طلبان باشد من شخصاً حاضرم فدرالیسم را از برنامه سیاسی پیشنهادی خود حذف کنم تا که بگذارم از آن برای ایجاد جنگ داخلی در ایران استفاده شود. رهبران این قوم گرایان بارها این حرف ها را شنیده اند و بازهم فدرالیسم را فدرالیسم قومی معنی میکنند. خود هیچ سهمی از راه انداختن چنین فدرالیسمی نمیخواهم داشته باشم و اگر دنبال آن هستید در هر مجلس مؤسسانی باید ضد فدرالیسم رأی داد. من شخصاً تا وقتی که مشخصاً این گروه ها منحل نشده اند یا اکثریت هواداران فدرالیسم از فدرالیسم قومی فاصله نگرفته اند، دیگر از موضع سیاسی جمهوری فدرال در ایران حمایت نخواهم کرد. بازهم تکرار میکنم مسأله ایران، کشور سازی نیست که حالا بخواهیم چهار استان را ادغام کنیم و کردستان تازه ای بسازیم که بعداً به کردستان بزرگ پژاک برسد (6).

این دیدگاهها در مورد آذربایجان دنبال شد و یک نسل نابود شد. این راه غلط را دوباره آزمایش نکنیم. مسأله عملی بودن یا نبودن مطرح نیست مسأله این است که این ها راه غلطی برای هر نیروی جنبش دموکراتیک ایران است و انرژی جنبش را بجای سوق دادن به دموکراتیزم به سوی تنفر قومی میبرد. حزب پژاک نمونه زنده آن را در ترکیه نشان داده است و ایران تازه با مسائل ترکیه روبرو نیست که این شعبه پژاک یا کومله یا حزب دموکرات کردستان یا کنگره ایران فدرال برای مردم ایران تجویز میکنند. این کارها ربطی به آزادیخواهی برای ایران ندارد و جنبش نوپای سکولار و دموکراتیک ایران را نابود میکند.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
23 مرداد 1388
August 14, 2009

پانویس ها:


1. http://tinyurl.com/p3f3ab
2. http://tinyurl.com/q37ywu
3. http://tinyurl.com/p8bv9f
4. http://tinyurl.com/ppr75a
5. http://tinyurl.com/rceagk
6. http://tinyurl.com/qzqaor



-------------------------------------------------------
اخبار و مقالات جدید
http://tinyurl.com/q5ov94

فهرست مقالات
http://tinyurl.com/qr4mum

بايگانی وبلاگ