چهارشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۹۱

قندچی-ايرانيان و ازدواج همجنسگرايان

ايرانيان و ازدواج همجنسگرايان
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/727-gay-marriage.htm

متن انگليسی English Text
http://www.ghandchi.com/727-gay-marriage-eng.htm

اين مقاله در بلاگ فراديد منتشر شده است:
http://ir.voanews.com/content/blog/1536442.html


علی لاريجانی رييس مجلس شورای اسلامی ايران گفته است رابطه همجنسگرايان "وحشی گری مدرن امروز غرب" است. پیش از او، محمود احمدی نژاد ريیس جمهوری ایران در جریان سفری به نیویورک گفته بود که در ایران "همجنسگرا وجود ندارد." در همین حال قوانين جزائی در جمهوری اسلامی ايران برای عمل کردن به روابط همجنسگرايانه مجازات هائی سخت، حتی اعدام را تجويز می کند.

اينکه درغرب و از جمله در آمريکا در موافقت يا مخالفت با ازدواج همجنسگرايان چه بحث هايی جريان دارد موضوع اين نوشتار نيست، بخصوص که در آمریکا، با توجه به مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری، موضع هر دو کاندیدا، و نیز موضع هر دو حزب اصلی دمکرات و جمهوریخواه به وضوح اعلام شده است.

بنظر می رسد در محافل ايرانی صرفنظر از دلایلی که موافقان و مخالفان حق ازدواج برای همجنسگرايان ارائه میدهند این پرسش کلی و اولیه مطرح است که آیا جامعه ايران آمادگی ورود به چنين بحث هايی را دارد؟ حتی بعضی ها معتقدند که وارد شدن به این بحث ها می تواند به جنبش دموکراسی خواهی ايران لطمه وارد کند.

تحقیقات علمی نشان می دهد آنهايی که خود را همجنسگرا می بينند، بيش از بقيه مردم در خطر خودکشی قرار دارند (1). و در ايران نه فقط اين خطر بطور ضمنی وجود دارد بلکه دولت نیز حق حيات همجنسگرايان را عملا تهديد می کند (2).

به عبارت ديگر اگر درغرب و از جمله در آمريکا موافقت يا مخالفت با حق ازدواج همجنسگرايان مطرح است، در ايران موافقت يا مخالفت با حق زندگی همجنسگرايان شکل می گیرد که دولت نيز خود فعالانه يک طرف مناقشه است. در چنين شرايطی آيا عدم ورود به چنین بحث هائی بيشتر موجب انزوا و دوری از مردم نيست؟

 
سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
دهم آبان ماه 1391
Oct 31, 2012

پانويس:
 




iran#

یکشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۱

لغو مراسم ختم استاد احمد قابل در تهران و نجف آباد

لغو مراسم ختم استاد احمد قابل در تهران و نجف آباد
http://advar-news.biz/article13612.html

ادوارنیوز: مراسم هفتم مرحوم استاد قابل به دستور شورای تامین استان تهران لغو شد.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، افرادی که خود را از فرمانداری تهران معرفی کردند در تماس با خانواده قابل اعلام کرده اند که به دستور شورای تامین استان تهران مراسم هفتم مرحوم احمد قابل باید لغو شود. این افراد هیچ دلیلی برای لغو این مراسم اعلام نکردند.‏

طبق اطلاعیه خانواده قابل بنا بود مراسم هفتم استاد قابل در روز سه شنبه نهم آبان از ساعت 3:30 تا 5 عصر در مسجد جامع شهرک غرب واقع در میدان صنعت برگزار شود که بدیونسیله اعلام میگردد با ممانعت استانداری تهران ، این مراسم لغو شده است.‏

همچنین مراسم ختمی که قرار بود در روز پنجشنبه یازدهم آبان در حسینیه اعظم شهر نجف آباد برگزار شود نیز در تماس تلفنی افرادی که خود را کارمندان فرمانداری شهر نجف آباد معرفی کردند، لغو شد.‏

در روزهای پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم آبان نیز مراسم ختم مرحوم قابل در شهر مشهد، علی رغم حضور گسترده و مشهود ماموران امنیتی داخل و اطراف مسجد و فیلمبرداری از چهره شرکت کنندگان در مراسم، با آرامش و بدون هیچ مشکلی برگزار شد.‏ در اقدامی خلاف عرف و قانون، روزنامه خراسان از درج اطلاعیه فوت و مراسم ختم مرحوم قابل خودداری کرد.‏ علی رغم همه اعمال محدودیت ها و حضور ماموران امنیتی، استقبال مردم مشهد از این مراسم بسیار گسترده و باشکوه بود.‏

در روز شنبه ششم آبان ماه نیز مراسم ختمی در شهر فریمان برگزار شد. این مراسم نیز که با استقبال گسترده مردم شهر فریمان روبرو شد، بدون هیچ مشکلی با آرامش کامل برگزار شد.

iran#

شنبه، آبان ۰۶، ۱۳۹۱

رضا خندان: اعتصاب غذا تنها کاری است که نسرین توانسته انجام دهد، باید از او حمایت کنیم

رضا خندان: اعتصاب غذا تنها کاری است که نسرین توانسته انجام دهد، باید از او حمایت کنیم
http://www.we-change.org/spip.php?article10087

تا قانون خانواده برابر: روز 5 شنبه فعالان جنبش زنان و دانشجوی به دیداررضا خندان و نیما و مهرواه رفتند تا هم نگرانی خود را از اعتصاب غذای نسرین ستوده اعلام کنند و هم بار دیگر به خانواده این زندانی سیاسی بگویند که کنارشان هستند. عالیه مطلب زاده در این دیدار به نگرانی فعالان زنان نسبت به سلامت ستوده اشاره کرد و گفت: ما همه نگران سلامتی ایشان هستیم و نمی دانیم چه کاری از دست ما برمی آید سلامت نسرین برای همه ما مهم است و دوست نداریم آسیبی به وجود نازنین اش برسد.

رضا خندان بیان کرد: چندین سال است که کسانی که اعتصاب غذا می کنند حجم انبوهی از نامه ها و در خواست ها برای آن ها نوشته می شود که از آن ها می خواهند اعتصاب غدای خود را بشکنند که به جای زوم شدن روی حکومت روی شخص اعتصاب کننده زوم می کنند و به او فشار وارد می کنند. به نظر من هم زمان که تلاش می کنیم زندانی نیز به اعتصابش پایان دهد این فشارها باید روی مسئولانی باشد که شرایط را برای زندانی چنان سخت می کنند که زندانی مجبور باشد برای اعتراض دست به اعتصاب غذا بزند.

وی درباره اعتصاب غذای اخیر همسر خود افزود: ‌این دفعه از 4 تا 5 ماه پیش که پرونده مهراوه مطرح شد، نسرین گفته بود که اگر این پروسه ادامه یابد دست به اعتصاب غذا می زند و اینکه تنها کاری است که نسرین می تواند انجام دهد. من نمی دانم چقدر می تواند موفق باشد اما باید از او حمایت کنیم. وقتی کسی اعتصاب غدا میکند افرادی که بیرون هستند این را یا از سر دلسوزی قبول نمی کنند یا بخاطر نگاه انتقادی که به این مسئله دارند. من یکبار با نسرین صبحت می کردم نسرین گفت اعتصاب غذا معامله نیست بلکه فرد به جایی می رسد که دیگر باید فریاد بزند. به نظر من هم این جوری نیست که با اعتصاب غذا چیزی عوض نشود به حکومت هم فشار می آید. روزهای اول که نسرین اعتصاب غذای خود را شروع کرده معاونان زندان آمدند و روز ملاقات را عوض کردند. اینجوری نیست که چیزی عوض نشود.

اما اگر شنبه به من قرار ملاقات بدهند شاید بتوانم با او صحبت کنم. با تغییر روز ملاقات که موافقت کردند اما هنوز به بچه ها تلفن نداده اند.

که آقای خندان در پاسخ به این سوال که آیا ملاقات های حضوری به ستوده داده اند، گفت: ما در هر حال ملاقاتمان کابینی است. دادستانی در سال جدید یکبار نامه داد برای ملاقات حضوری اما ما در دادسرا در دو ماه اول سال چند بار ملاقات حضوری داشتیم البته در شرایط غیرعادی.

وی درباره تاثیر تغییر روز ملاقات ها گفت: همیشه چهارشنبه ها می رفتیم دوست داشتیم با بقیه باشیم اما این ها برای انزوای بیشتر نسرین روز دیدار را چهارشنبه داده اند. اگر روز ملاقات یکشنبه بود نسرین بالاخره می توانست خانواده های دیگر راهم ببیند. امسال چهارشنبه ها مهراوه 4 ساعت کلاس ریاضی دارد و نمی توانست بیاید. نسرین خواستار تغییر روز ملاقات شد البته اصراری هم بر یکشنبه بودن که روز ملاقات بقیه هست نداریم . فقط می خواستیم روز دیگری باشد اما مخالفت کردند. این مخالفت جرقه ای شد برای این که نسرین اعتصاب غذا کند.

یک ماه بود که گفته بودند بعد از ملاقات کابینی بچه ها بروند آن سوی شیشه و مادرشان را ببینید اما فقط این هفته بچه ها توانستند بروند و مادرشان را ببینیند. نسرین غذا درست کرده بود. خیلی هم شرایط ناجوری آن جا بود. ما از شب عید تا حالا فقط یک بار ملاقات حضوری داشتیم.

یکی دیگر از فعالان زن پرسید آیا هنوز ممنوعیت برای دیدار مادرو دیگر اعضای خانواده خانم ستوده با ایشان برقرار است؟ خندان بیان کرد: فقط خواهرشان می توانند با او دیدار داشته باشند و مادرو برادر نسرین تا حالا نتوانسته اند با او دیداری داشته باشند.

یکی دیگر از حاضران وضعیت پرونده وکالت ایشان در کانون وکلای دادگستری را جویا شد که همسر خانم ستوده اظهار داشت آن پرونده بلاتکلیف مانده است و به نظرم با توجه به حکمی که برای ایشان صادر کرده اند دیگر نیازی نمی ببیند که این پرونده را به جریان بیاندازند. اولین بار که ایشان را به دادگاه آوردند دوستان آمدند و سروصدای زیادی شد و بعد از آن دیگر نسرین را به دادگاه نیاوردند.

تهیه و تنظیم: فروغ سمیع نیا/ عکس: مریم رحمانی


iran#

قندچی-دو استراتژی متضاد نيروهای اسلامی در خاورميانه

دو استراتژی متضاد نيروهای اسلامی در خاورميانه
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/726-islamists-strategies-middle-east.htm

متن انگليسی English Text
http://www.ghandchi.com/726-islamists-strategies-middle-east-eng.htm

اين مقاله در بلاگ فراديد منتشر شده است:
http://ir.voanews.com/content/blog/1534448.html


بنظر می رسد نيروهای اسلامی در خاورميانه دو استراتژی متضاد را دنبال می کنند. از سويی نيروهايی نظير اخوان المسلمين، آمريکا را با توجه به آنچه که در مصر رخ داده است، متحدی برای خود در بقدرت رسيدن در کشورهای ديگر خاورميانه می بينند، که اين امر حتی دولت هايی نظير امارات متحده را هم به وحشت انداخته است زیرا اخوان المسلمين را تهديدی جدی برای رژيم خود تلقی می کنند.

از سوی ديگر استراتژی نيروهايی نظير القاعده و جمهوری اسلامی ايران در خاورمیانه کماکان بر پایه ضديت با آمريکاست.

عملکرد جمهوری اسلامی بسيار مغشوش است. تهران ضمن آنکه نظیر القاعده بر روش آمريکا ستيزی تکيه کرده است، می خواهد در
جریان اختلاف القاعده و اخوان المسلمين، خود را با اخوان المسلمين متحد کند چرا که القاعده را در استراتژی کنترل بر خاورميانه و جهان اسلام رقيب می شمارد. اما آمريکا ستيزی جمهوری اسلامی با استراتژی اخوان المسلمين در تضاد است. در عین حال اخوان المسلمين نیز از نزدیک شدن به جمهوری اسلامی ايران، در رقابت با القاعده در دنيای عرب، زیان می بیند چرا که اسلامگرايان سنی مذهب، ايران را عامل شکست خود در افغانستان و عراق می شناسند.

گسترش عمليات نيروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوريه و عراق نيز بيشتر به ايجاد شکاف ميان سنی ها و شيعيان منجر شده است
. بهار عربی در عین حال به یکی از زمینه های اختلافات ميان دولت ايران و اپوزيسيون نيز مبدل شده است (1).

سياست ايران در قبال اسراييل هم عملاً برای اسلامگرايان در کشورهای عربی امکان مانورهای بيشتری را فراهم کرده است. اخوان المسلمين توانسته است امتيازهای بيشتری از اسراييل بگيرد. در همین حال ميانجيگری اخير مصر بين اسراييل و دولت حماس در غزه موقعيت اخوان المسلمين را در جهان عرب تقويت کرده است.

در این میان ترکيه، کارنامه متفاوتی را ارائه می دهد. ترکیه از یکسو اخوان المسلمين را در کنار خود دارد و از سوی ديگر القاعده نيز در رقابت با اخوان المسلمين نميخواهد با غضب ترکيه روبرو شود و سالهاست که از انجام عمليات تروريستی در آن کشور اجتناب کرده است، حال آنکه با حملات تروريستی به سفارتخانه های آمريکا در ليبی و اقدامات خصمانه در مصر و تونس تلاش کرده است اخوان المسلمين را بی اعتبار کند.
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
هفتم آبان ماه 1391
Oct 28, 2012


پانويس:





















iran#

جمعه، آبان ۰۵، ۱۳۹۱

ويديو ناراضی چينی و خواننده رپ کره جنوبی

ويديو ناراضی چينی و خواننده رپ کره جنوبی
http://ir.voanews.com/content/aiweiwei-psy/1533765.html




*برای مشاهده ويديو به لينک زير مراجعه کند


آی وی وی، هنرمند ناراضی چينی ويديويی تهيه و منتشر کرد که در آن با آهنگ معروف سای، خواننده رپ کره جنوبی در حال رقصيدن است.

آی وی وی که بخاطر بيان ديدگاه هايش درباره نقض حقوق بشر در چين شهرت دارد می گويد فيلم طنزآميز ويديويی را بامداد پنجشنبه بوقت محلی و پس از اطلاع از تخريب خانه يکی از دوستانش توسط مقام های چين تهيه و روی اينترنت منتشر کرد.

آی وی وی به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت شادی از افراد در چين بطور مداوم سلب می شود، خانه هايشان تخريب می شود، افراد هميشه زير کنترل مقام ها هستند و گذرنامه افراد می تواند براحتی توقيف شود و اين همه بر شادی افراد تاثيرگذار است.

وی گفت با اين همه هر روز می توان فرصتی برای خنده يافت. خنده مهم است.

به گفته آی وی وی، ويديوی طنز آميز چهار دقيقه ايش پيش از آنکه دستخوش توقيف مقام ها شود در چندين وبسايت قابل مشاهده بود و ده ها هزار نفر موفق به ديدن آن شدند.

*برای مشاهده ويديو به لينک زير مراجعه کند











iran#

نامه حسین رونقی از زندان اوین به نسرین ستوده؛ چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می رود دل خون نباشیم؟

نامه حسین رونقی از زندان اوین به نسرین ستوده؛ چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می رود دل خون نباشیم؟
http://www.kaleme.com/1391/08/04/klm-117330/

چکیده :ما نیز در کنار تو ایستاده‌ایم و به هدفمان ایمان داریم؛ مگر جز این است که همه ما درد‌ها و شادی های مشترکی داریم؛ پس چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می‌رود دل خون نباشیم؟ آری همه خسته دل و رنجوریم، اما واقعیت دیگری نیز هست؛ این واقعیت که به زندان افتادن، اگر برای دفاع از حقوق دیگران، برای حفاظت ازشان و منزلت مردم، و برای صیانت از آزادی، منافع ملی و پیشرفت سرزمینمان باشد، هر چند ظلم است و رنج، افتخار نیز هست؛ از این روست که ما به وجود تو و هم بندیانی چون تو، مفتخریم....

حسین رونقی فعال حقوق بشر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای خطاب به نسرین ستوده که این روزها در بند زنان همین زندان در اعتصاب غذا به سر می برد نوشته است: چند روزی است که دست به اعتصاب غذا زده‌ای و می‌دانم برای چه؛ برای دستیابی به حقوق ابتدایی و انسانی‌ات – که نمادی از حقوق همه ماست – و از تو اکنون دریغ شده؛ چنان که از ما هم دریغ شده؛ برای همین نمی‌دانم آیا باید مانند دیگران بگویم که اعتصابت را پایان ده یا نه؟ اگر بگویم آری، تایید سکوت در قبال ناروایی‌ها را چه کنم؟ اگر بگویم نه، پس چرا با تو همراهی نمی‌کنم؟ چرا به غریب وارگی و مظلومیتت می‌نالم؟ چرا تو را، خودم و دیگران را می‌بینم و دم در نمی‌کشم؟

به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است: روزی در همین زندان به من گفتی که ایمان دارم کارمان بیهوده نیست؛ راه‌مان درست است و بی‌انجام نیست؛ و تمامی رنج‌های ما ثمر خواهد داشت؛ گفتی در این زمانه تراکم ارتباطات که هیچ رازی سرپوشیده نمی‌ماند، پیروزی با ماست؛ و برایم از آنگ سان سوچی و دیگر مبارزان راه آزادی مثال آوردی، همه آنان که دیر زمانی رنج کشیدند و ایستادگی کردند اما ایمانشان را در کوران ناکامی‌ها از کف ندادند.

کلمه روز گذشته خبر داد که نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل محبوس در بند زنان زندان اوین که از هفته ی پیش دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود دو روز پیش در پی وخامت حالش به بهداری این زندان منتقل شده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، هفته ی گذشته در گفتگو با کلمه با اعلام خبر اعتصاب غذای وی در زندان گفته بود: من خیلی اصرار کردم که از اعتصاب غذا صرف نظر کند اما می گفت من هیچ کاری اینجا از دستم بر نمی آید و آخرین راه اعتراض برای من همین اعتصاب غذا است. شما تصور کنید یک وکیل لایحه ی دفاعیه ی خودش را که دادسرا خواسته محاکمه کند، ناچار شده روی یک دستمال کاغذی بنویسد و آن را هم ازش گرفته اند به عنوان یک کار غیرقانونی و از آن تاریخ ملاقات حضوری بچه ها را قطع کردند. من نگران همسرم هستم، او در حال حاضر هم از شدت ضعف و لاغری قیافه اش درست قابل شناسایی نیست برای کسانی که در این مدت او را ندیده اند چه برسد از این به بعد.

نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در بازداشت است و در دادگاه به جرم “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل ۶ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

کسی به فکر گل ها نیست

کسی به فکر ماهی ها نیست

کسی نمی خواهد

باور کند که باغچه دارد می میرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی می شود

و حس باغچه انگار

چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است

حیاط خانه ما تنهاست

حیاط خانه ما

در انتظار بارش یک ابر ناشناس

خمیازه می کشد

و حوض خانه ما خالی ست

نسرین بانوی عزیز!

در راه دشوار آزادی، انسان های آزاده، لاجرم درد‌ها و رنج‌های بسیاری را متحمل می‌شوند؛ دردهایی از جنس نابجای ظلم و ستم؛ اما این درد‌ها و رنج‌ها که ما در کنار هم، برای هدفی مشترک، برای ایران عزیزمان متحمل می‌شویم، بیهوده و بی‌ثمر نیستند.

بانوی ایثار!

چند روزی است که دست به اعتصاب غذا زده‌ای و می‌دانم برای چه؛ برای دستیابی به حقوق ابتدایی و انسانی‌ات – که نمادی از حقوق همه ماست – و از تو اکنون دریغ شده؛ چنان که از ما هم دریغ شده؛ برای همین نمی‌دانم آیا باید مانند دیگران بگویم که اعتصابت را پایان ده یا نه؟ اگر بگویم آری، تایید سکوت در قبال ناروایی‌ها را چه کنم؟ اگر بگویم نه، پس چرا با تو همراهی نمی‌کنم؟ چرا به غریب وارگی و مظلومیتت می‌نالم؟ چرا تو را، خودم و دیگران را می‌بینم و دم در نمی‌کشم؟

بانوی استوار سرزمینم!

روزی در همین زندان به من گفتی که ایمان دارم کارمان بیهوده نیست؛ راه‌مان درست است و بی‌انجام نیست؛ و تمامی رنج‌های ما ثمر خواهد داشت؛ گفتی در این زمانه تراکم ارتباطات که هیچ رازی سرپوشیده نمی‌ماند، پیروزی با ماست؛ و برایم از آنگ سان سوچی و دیگر مبارزان راه آزادی مثال آوردی، همه آنان که دیر زمانی رنج کشیدند و ایستادگی کردند اما ایمانشان را در کوران ناکامی‌ها از کف ندادند.

نسرین عزیز!

ما نیز در کنار تو ایستاده‌ایم و به هدفمان ایمان داریم؛ مگر جز این است که همه ما درد‌ها و شادی های مشترکی داریم؛ پس چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می‌رود دل خون نباشیم؟ آری همه خسته دل و رنجوریم، اما واقعیت دیگری نیز هست؛ این واقعیت که به زندان افتادن، اگر برای دفاع از حقوق دیگران، برای حفاظت ازشان و منزلت مردم، و برای صیانت از آزادی، منافع ملی و پیشرفت سرزمینمان باشد، هر چند ظلم است و رنج، افتخار نیز هست؛ از این روست که ما به وجود تو و هم بندیانی چون تو، مفتخریم.

امروز، من نیز تصمیم گرفته‌ام برای دستیابی به حقوق خود و مخالفت با ظلم و ستم حاکم و اتفاقات ناگواری که زیر سایه قانون شکنی و قانون گریزی، تبدیل به رویه و عادت شده است، اعتراض کنم. آنچه مسلم است دیگر حربه فریب، تزویر، دروغ و سرکوب کند شده و شناخت و آگاهی مردم، سلاح تهدید، تطمیع و تزویر را از کار انداخته است. سرانجام و ناگریز، بنیادهای ستم فرو می‌ریزد، ظلم به پایان می‌رسد و آزادی طلوع می‌کند.


iran#

پنجشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۱

قندچی-آیا صندوق های بازنشستگی در خطرند

آیا صندوق های بازنشستگی در خطرند
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/725-entitlements-watchdog-sec.htm

متن انگليسی English Text
http://www.ghandchi.com/725-entitlements-watchdog-sec-eng.htm

اين مقاله در بلاگ فراديد منتشر شده است:
http://ir.voanews.com/content/blog/1532395.html

رکود بزرگ اقتصادی و سقوط بازار سهام در سال های دهه 1930 در آمريکا، تجربه ای بيدار کننده نه تنها برای صاحبان سهام بلکه برای دولت ايالات متحده بود. در واکنش به امواج شکننده ناشی از سقوط بازارسهام، دولت آمريکا کميسيون نظارت بر ایمنی و داد و ستدهای اوراق بهادار را به وجود آورد، که اختصارا اس ئی سی نامیده می شود.

اس ئی سی بزودی 80 ساله خواهد شد و اهميت نقش وجودی آن در قرن گذشته قابل انکار نيست. درخواست شرکت های خصوصی برای ثبت و ارائه سهامشان به بازار بايد از مميزی اس ئی سی عبور کند تا مشخص شود قيمت سهامی که برای عرضه به عموم پیشنهاد شده است، با ارزش واقعی آنها مطابقت دارد.

وقایع منجر به سقوط بازار سهام در دهه 1930 در آمریکا، در سالهای بعد در کشورهايی نظير کويت رخ داد، که فاقد نهادهايی نظارتی، نظیر ای ئی سی، هستند. خیلی زود معلوم شد ارزش سهام بسياری از شرکت هايی که در بورس سهام آن کشور معامله می شد، واقعی نبوده است. در آمريکا، در نتیجه وجود اس ئی سی، تکرار چنين وقایعی عملا غیرممکن شده است.

وضعيت کنونی اقتصاد جهان، بويژه بحران جاری در اروپا، اکنون این پرسش را مطرح ساخته است که آيا ايجاد نهادی نظير اس ئی سی برای نظارت بر ایمنی صندوق های بازنشستگی و بخصوص از دیدگاه تعهدات دولت ها به مردم در قبال حقوق بازنشستگی شان ضروری نيست؟

افراد در دوران اشتغال و کارآئی به این امید سهمی از درآمد خود را به صندوق های بازنشستگی می پردازند که بتوانند به هنگام پیری از آن به عنوان منبعی برای تامین مخارج خود استفاده کنند.

اما برنامه های موسوم به رياضت اقتصادی در بسياری از کشورهای اروپا، گویای خالی شدن و یا قریب الوقوع بودن خطر خالی شدن صندوق های بازنشستگی است. توسل مردم در آن کشورها به اعتصاب در اعتراض به از دست دادن حقوقی که در طول عمرخود بابت آن پرداخته اند، قابل درک است. خطر ورشکستگی دولت ها در کشورهايی نظير يونان برای مردم همانقدر مصیت بار است که سقوط بازار سهام در سال های دهه 1930 برای مردم آمريکا مصیبت بار بود.

در ايالات متحده آمريکا، در بعضی شهرها، از جمله در شهر استاکتون در ايالت کاليفرنيا، دولت های محلی اعلام ورشکستگی کرده اند، و فعلا وضعیت حقوقی ناشی از بدهی شهرداری ها به سکنه شهرهایشان در ارتباط با صندوق های بازنشستگی مبهم و نامعلوم است.

حراست از حقوق بازنشستگی مردم، خواه در مورد صندوق های بازنشستگی خصوصی یا دولتی، حتی از حفاظت از حقوق صاحبان سهام، که تحت نظارت اس ئی سی است، حائز اهمیتی بیشتر است، چرا که پرداخت های مردم به صندوق های بازنشستگی به امید تامین مایحتاج زندگی آنان در ایام پیری است، حال آنکه سرمايه گذاری در بازار سهام، به امید کسب درآمدی است که در اصطلاح حسابداری، درآمدی قابل خرج، تلقی می شود.

قبل از هر چیز باید روشن شود برای محافظت از حقوق بازنشستگی مردم آیا به ایجاد نهادی نظیر اس ئی سی نیاز است، یا اینکه نهادهای دولتی موجود می توانند جوابگوی چنین نظارتی باشند. پس از آن است که می توان روشن ساخت یک نهاد نظارتی چگونه می تواند نظارت خود را بر صندوق های بازنشستگی، چه دولتی باشد و چه خصوصی، برقرار و اعمال کند. و دست آخر اینکه چنین نهادی آیا برای نظارت بر حقوق و تعهداتی که دولت در قبال مردم دارد محتاج به حمایت نهادی جامع تر و جهانی تر نظیر یک بانک مرکزی بین المللی نیست، که فعلا وجود ندارد؟

چيرگی بر چنین موانعی ممکن است دشوار و یا حتی غيرممکن جلوه کند؛ اما پذیرفتن وضعیت توام با هرج و مرج کنونی نیز عملا دستورالعمل رسیدن به وقوع فاجعه ای بالقوه در آینده ای است که می تواند عواقب خود را شايد بدتر از آنچه که امروز در يونان و اسپانيا شاهد آن هستيم، آشکار کند.

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
چهارم آبان ماه 1391
Oct 25, 2012














iran#

انتقال نسرین ستوده به بهداری زندان یک هفته پس از اعتصاب غذا

انتقال نسرین ستوده به بهداری زندان یک هفته پس از اعتصاب غذا

چکیده :نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل محبوس در بند زنان زندان اوین که از هفته ی پیش دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود دو روز پیش در پی وخامت حالش به بهداری این زندان منتقل شده است....

نسرین ستوده، فعال حقوق بشر در بند که از هفته ی پیش دست به اعتصاب غذا زده بود در پی وخامت حالش به بهداری این زندان منتقل شده است.

به گزارش خبرنگار کلمه، نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل محبوس در بند زنان زندان اوین که از هفته ی پیش دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود دو روز پیش در پی وخامت حالش به بهداری این زندان منتقل شده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، هفته ی گذشته در گفتگو با کلمه با اعلام خبر اعتصاب غذای وی در زندان گفته بود: من خیلی اصرار کردم که از اعتصاب غذا صرف نظر کند اما می گفت من هیچ کاری اینجا از دستم بر نمی آید و آخرین راه اعتراض برای من همین اعتصاب غذا است. شما تصور کنید یک وکیل لایحه ی دفاعیه ی خودش را که دادسرا خواسته محاکمه کند، ناچار شده روی یک دستمال کاغذی بنویسد و آن را هم ازش گرفته اند به عنوان یک کار غیرقانونی و از آن تاریخ ملاقات حضوری بچه ها را قطع کردند. من نگران همسرم هستم، او در حال حاضر هم از شدت ضعف و لاغری قیافه اش درست قابل شناسایی نیست برای کسانی که در این مدت او را ندیده اند چه برسد از این به بعد.

وی در تشریح اعتصاب غذای همسرش گفته بود: ما از اول همواره مشکلاتی داشتیم درباره ی ملاقات ها و احضارها و تهدیدها، خصوصا روی خانواده که طبعا حساسیت همسر من است و در حال حاضر مدتی است که این فشارها بیشتر شده و تمرکز آن را بر روی بچه های ما گذاشتند. دخترم را ممنوع الخروج کردند و اخیرا از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تماس گرفتند در رابطه با آن ممنوع الخروجی ما را شفاها احضار کردند، که همسرم از این هم خبر دار شد. از طرفی ملاقات های حضوری ما هم بیش از سه ماه است که توسط دادستانی قطع شده، ملاقات های کابینی ما را هم به روزهای چهارشنبه تبعید کردند که مانند بقیه روزهای یکشنبه نباشیم تا اینگونه بتوانند ما را منزوی کرده و تحت کنترل داشته باشند. از سوی دیگر دختر من روزهای چهارشنبه ۴ ساعت درس ریاضی دارد که منطقا نمی تواند هر هفته غیبت کند و از اول مهرماه فقط یک بار توانسته به دیدن مادرش بیاید. و وقتی که مهراوه نمی آید رفتن ما بی او کمی سخت و تلخ است. تقاضا کردیم که روز را تغییر بدهند، درخواست کردیم مثل بقیه یکشنبه باشد و یا هر روز دیگری غیر از این روز که مخالفت کردند. مشکل دیگر هم بحث تلفن است که ۱۸ ماه است تلفن های زندانیان سیاسی قطع شده و این بی خبری برای یک مادر در طول هفته آزار دهنده است.

نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در بازداشت است و در دادگاه به جرم “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.


iran#

چهارشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۹۱

برگزاری مراسم تدفين احمد قابل در ميان انبوه نيروهای امنيتی

برگزاری مراسم تدفين احمد قابل در ميان انبوه نيروهای امنيتی
http://news.gooya.com/politics/archives/2012/10/149202.php

ندای سبز آزادی: مراسم تشييع و تدفين استاد احمد قابل امرور در مشهد با حضور جمع کثيری از مردم در کمال آرامش و نظم برگزار شد.

در اين مراسم که از صحن آزادی حرم امام رضا انجام شد، جمع کثيری از مردم، شخصيت های سياسی و مذهبی شرکت داشتند.

شرکت کنندگان در مراسم تدفين استاد احمد قابل با شعارهای "لااله الا الله" ، "الله اکبر" و "ای قابل آزاده راهت ادامه دارد"، اين رزمنده هشت سال دفاع مقدس را راهی ديار ابدی کردند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است که حضور نيروهای امنيتی در مراسم بسيار گسترده و کاملا مشهود بود . نيروهای امنيتی با تعداد بسيار زيادی دوربين از مردم حاضر در مراسم فيلم می گرفتند، اما مردم آرامش را کاملا حفظ کردند و تا اين لحظه هيچ برخوردی بين مردم و ماموران گزارش نشده است.

عليرغم اينکه اين مراسم با بايکوت خبری رسانه های رسمی در مشهد همراه شده بود، جمع کثيری از مردم از ساعات اوليه صبح در صحن آزادی و بهشت رضا حاضر شده بودند تا در مراسم تشييع استاد قابل شرکت کنند. به عقيده کسانی که در مراسم حاضر بودند مشهد در سالهای اخير چنين تشييع جنازه باشکوهی به خود نديده بود.

در اين مراسم پيام آيت الله صانعی در خصوص ويژگی های شخصيتی و علمی استاد احمد قابل توسط نماينده اين مرجع تقليد قرائت شد.

پس از مراسم تشييع، پيکر استاد احمد قابل در بهشت رضا در ميان اندوه خانواده و دوستان در آرامش به خاک سپرده شد.

به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی حجت الاسلام و المسلمين احمد منتظری بر پيکر اين انديشمند فرزانه نماز گزارد.

در مراسم تشييع استاد احمد قابل نماينده دفتر آيات عظام صانعی، بيات، احمد منتظری، عمادالدين باقی، محمد نوری زاد، ابوالفضل موسويان ، مهندس حسين فرزين ، عبايی ، ناصر آملی و جمع ديگری از شخصيت های سياسی و مذهبی شرکت داشتند.

مراسم ختم احمد قابل روز پنجشنبه صبح از ساعت ۹ تا ۱۱ و عصر از ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۳۰ در مسجدالنبی واقع در خيابان کوهسنگی، و جمعه صبح از ساعت ۹ تا ۱۱ درحسينيه انصار الحسين واقع در خيابان امام خمينی، ميدان ده دی برگزار می گردد.

بر اساس گزارش های رسيده، در شهرهای قم، تهران و نجف آباد نيز مراسم جداگانه ای برگزار خواهد شد.

استاد قابل پس از يک دوره طولانی درمان و عمل جراحی در تهران و مشهد و در حاليکه دوران نقاهت را ميگذراند، با وخيم شدن حالش از شنبه هفته پيش ۱۵ مهر از منزل به بيمارستان قائم مشهد منتقل شد و در بخش داخلی اورژانس بيمارستان قائم مشهد و روز چهارشنبه اتاق آی سی يو اين بخش بستری بود. از روز چهارشنبه پزشکان احتمال بروز مرگ مغزی می دادند . ظهر امروز دوشنبه اول آبان ماه استاد قابل در سن ۵۵ سالگی درگذشت.‏

اين پژوهشگر دينی، جانباز جنگ تحميلی و از انقلابيون و بنيان‌گذاران جمهوری اسلامی بود، از نيمه ی دهه ۷۰ به علت انتقادهای بی پروا و مشفقانه اش ، بارها هدف سرکوب و برخورد امنيتی و قضايی قرار گرفت. بارها به زندان رفت و رفتار غيرانسانی و ضدقانونی را تجربه کرد. ازجمله در سال ۱۳۸۰ و ۸۱ که ۱۲۵ روز در بند امنيتی ۲۴۰ اوين در انفرادی گذراند.

وی همچون استادش آيت الله منتظری، از فعالان فکری، معنوی و سياسی جنبش سبز بود. در جريان بازداشت پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸، در دفاعيه اش در برابر قاضی دادگاه انقلاب با اشاره به عکس رهبر جمهوری اسلامی روی ديوار دادگاه، گفت: «اين آقا در خطبه های نمازجمعه و پيش چشم همه ی من و شما و در ساير سخنرانی هاشان، بارها و بارها حکومت پر از ظلم و جور خويش را با حکومت سراسر عدل امير مؤمنان علی(ع) مقايسه می کند و به اين وسيله صراحتا به مولای متقيان(ع) و پيامبر خدا(ص) و اسلام اهانت می کند!! چطور است که شما به اتهام «اهانت احتمالی به رهبری» غيرت می ورزيد و صدها نفر را ماه ها بازداشت کرده و برخی را به مدت های طولانی زندانی می کنيد، ولی من مدعی پيروی از امير مؤمنان(ع) اينقدر بی غيرت باشم که در برابر اين جسارت ها و اهانت های آشکار هيچ واکنشی نشان ندهم؟!! مگر من بی غيرت باشم که سکوت کنم. والله در برابر اين جسارت ها و اهانت ها می ايستم حتی اگر به قيمت جانم تمام شود!».

iran#

دعوت در سايت مهدی خزعلی به راه پيمايی صلح در 13 آبان

دعوت در سايت مهدی خزعلی به راه پيمايی صلح در 13 آبان

دوستان و عزیزان، هموطنان گرامی؛

امروز بیش از همیشه عفریت شوم جنگ در عرصه های سیاسی و اقتصادی و نظامی بر سرمان سایه افکنده است، قربانی اول این جنگ خانمان سوز مردم بی دفاع و مظلوم هستند، دزدان و رهزنان با انبان خود آسوده در کاخ هایشان غنوده اند و مردم با فقر و فلاکت دست و پنجه نرم می کنند، بیایید برای پاسداشت صلح و آزادی روز 13 آبان با نماد و جامه سبز - که پیام آور صلح و دوستی است - در تظاهرات قانونی که جناح حاکم اعلام می کند شرکت کنیم.

باید با آرامش، وقار، سکینه و سکوت خود را بر انحصار طلبان ثابت کنیم، با سکوت و آرامشمان بگوییم که ما اغتشاشگر نبوده و نیستیم، ما فقط به دنبال حقوق مصرّح در قانون اساسی هستیم، نگذاریم ما را تحریک کنند و ما را به سمت خشونت سوق دهند، با پوششی مناسب و آراسته ظاهر شویم که نتوانند بهانه ای بگیرند و جوانان شان را علیه ما تحریک و تشجیع نمایند.

بیایید با نمادی سبز(پیراهن سبز، مانتوی سبز، روسری سبز، پیشانی بند سبز، شال سبز) از میدان هفت تیر به سوی محل سابق سفارت امریکا حرکت کنیم، شعار ندهیم، فقط با نشان دادن نمادین  v سبز، حرف دلمان را بیان کنیم.

دوستان اصلاح طلب و سبز؛ اینجا دیگر خطری ما را تهدید نمی کند، شرکت در راهپیمایی قانونی و در کنار سایر هموطنان خطری ندارد، سکوت تا کی؟ همه فراخوان دهید.

و اما سخنی هم با جناح حاکم؛ شما که به 13 میلیون رأی سبز ما اقرار دارید، نمی خواهید ثلث جمعیت ایران را نابود کنید، بگذارید این ثلث(به تعبیر شما) با نماد خودش، با پوششی به رنگ دلخواه خویش که رنگ اهل بیت رسول(ص) است به خیابان بیاید، باور کنید که این هم به نفع شماست و هم به نفع ما! می توانیم بار دیگر در کنار یگدیگر به رقابت سالم و مدنی بپردازیم. این فرصت را از دست ندهید و نگذارید به خشونت کشیده شود.

* دقت بفرمایید زمان راهپیمایی هماهنگ با اعلام دولتی است!

دوستان گرامی با امضای ذیل این نامه در این تلاش مدنی ضد جنگ سهیم شوید.

1391/7/29





اخطاری  مهدی

اسدی  منوچهر

اسماعیل زنجانی  سریرا

اسماعیل زنجانی  سهیل

اسود  فرشاد

اشجاری  ناصر

اطهر مقدم  محمد رضا

اکبری  احسان

امامی  زهرا

امیدی  مریم

امینی   اکبر

امینی  حسن

ایزدی  رضا

آزاد  علیرضا

آزاد  احمد

آزادی  رضا

آزادی  سرهنگ محمد رضا

آزادی  غلامرضا

آقا محمدی  مجتبی

آگنجی  سعید

بخشی  بهنام

برهانی  امیر

برهمندپور مهدی

بنی هاشم  برزو

بهبودی  معصومه

بهبهانی  منوچهر

بیدار  حمید

بیگلری  محمد

بینش پژوه  آرش

پارسی  محمد

پاکانی  زهره

پژویان  امیر

پور محمد علی  امید

پوررکنی  مسعود

پورقادری شنگله  لاله

پورمقرری  مهسا

پویش  سعید

تفضلی نسب  بهمن

تمجیدی  مجید

توکلی  مهرداد

ثانی  محمد

جلالی خواه  موسی

حسنی نسب  عبدالله

حسینی  میرامید

خردجو  شایان

خزعلی   دکترمهدی

خزعلی   محمد حسین

خزعلی  زهرا

خطیبی  نازنین

دانش  لیلا

ذبیحی  سعید

ذبیحی  نوید

ذوالفقارلو  سجاد

رحمانی  محسن

روشنی   محمد رضا

زارعی  حمید

سرور  سروش

سلیمانی  حجة الاسلام حمید رضا

سلیمی  بهرام

سوادکوهی  علی

سهرابی راد  محمد حسین

سید محمد محسنی

شادکام نژاد  حسین

شادلو  بهروز

شمشیری  مسعود

صبایی  ابوالفضل

صحت  مهدی

ظفرمند پژمان

عابدی  ارش

عبدی  علیرضا

علی پور  امیر

علیزاده  حسن

علیزاده  حمید

غفاری  پویا


غفاری  رامتین

فراهانی  روح الله

فرزانه  رامین

فرهاد افرادی

فرهاد پور  احمد

فرهمند  علی

فرید  محمد

فقیه  مهدی

قاری  امیر

قاسمی  کوروش

قریشی  سید محمدتقی

قشقایی  محسن

قلیچ خانی  علیرضا

قویدل  جمال

کاظمی  انی

کامران  نوید

کرمانشاهی  خلیل

کریمی  حسن

کلاته  علی

کلینی  مهرشاد

لفوتی   محمد صفر

لنکرانی  نوید

لیلا شمس  سعیده

مبینی  جواد

محمدی نصر  مهرداد

محمودی  فاطمه


مرادی  محمد باقر

مزینانی  مجید

مسعودی  مجید

مسیح پور  دکتر شکر اله

مشتاق  جلیل

مشگین خط  روزبه

مصطفی پور  علی

مصلحی  علی

موسوی بجنوردی   فاطمه

مهدوی زاده  رضا (فراز)

میراسماعیلی  امیر حسین

ناجی  محمد حسین

نصیری  مزدک

نوذر  مهدی

نورمحمدی  مرتضی

نیک نژاد  محمد رضا

iran#

انتخابات اينترنتی مخالفان دولت روسيه برگزار شد

انتخابات اينترنتی مخالفان دولت روسيه برگزار شد
http://ir.voanews.com/content/putin-opposition-internet-election/1530809.html

مخالفان دولت روسيه برای گزينش رهبران خود انتخابات اينترنتی برگزار کرده اند.

اين رای گيری اينترنتی برای تعيين ۴۵ عضو مجمع رهبری مخالفان دولت پوتين صورت گرفت تا جنبش اعتراضات خيابانی ضددولتی در روسيه را سازماندهی کنند.

سازماندهندگان اين انتخابات اينترنتی می گويند ۸۲ هزار کاربر اينترنتی مخالف دولت در اين رای گيری شرکت کرده اند.

اين رای گيری تا پايان روز دوشنبه ادامه يافت و پس از شمارش آرا آلکسی ناوالنی رهبر مخالفان با بيش از ۵٠ درصد آرا نفر اول شد. آقای ناوالنی که به رهبری مبارزه با فساد دولتی و شخص پوتين مشهور است از سوی دادستانی مسکو به دزدی و اختلاس متهم شده است.

اگر اتهامات آلکسی ناوالنی در دادگاه به اثبات رسد به ده سال حبس محکوم خواهد شد.

روزهای شنبه و يکشنبه در حالی که عده زيادی در انتخاباتی اينترنتی برای مقابله با «ولاديمير پوتين» و احيای جنبش مخالفان شرکت کرده بودند، صدها معترض هم در اعتراض به بازداشت «ليبيدوف» فعال چپ و در حمايت از اين انتخابات در مرکز مسکو گرد آمدند.

مخالفان پوتين که می گويند او با کمک تقلب در ماه مه به رياست جمهوری برگشته، به انتخاباتی اينترنتی توسل جسته اند.

ايليا پونومارف، معاون مجلس روسيه، گفته بود: پس از انجام اين رأی گيری در روزهای شنبه و يکشنبه ما نتايج انتخابات شورای هماهنگی را اعلام ميکنيم. اين اولين انتخابات آزمايشی در مقياسی بزرگ برای انتخاب يک بدنه سياسی جايگزين به موازات مجلس اصلی و همينطور ساختارهای ديگر دولتی است و يکی از بزرگترين رأی گيريهای اينترنتی در جهان، خواهد بود.

پوتين پيش از اين با ناديده گرفتن کسانی که در بزرگترين تظاهرات عليه حکومت ١۲ ساله وی در سال جاری شرکت کرده بودند، اعتراض آنها را سر و صدای ميمونها خوانده بود. با اينحال گفت که اين جنبش ممکن است رهبران مدنی خلق کند.

با اينکه اين انتخابات اينترنتی، شوری در مخالفان پوتين ساکن مسکو و وبلاگها و رسانه های مستقل بپا کرده، ولی روسهايی که در خارج از شهرهای بزرگ زندگی می کنند، از اين رأی گيری کاملا بی خبرند.

با اينحال سرگئی اودالتسوف رهبر جبهه چپ جنبش مخالفان، که روز چهارشنبه به اتهام توطئه اختلال در نظم عمومی و انجام خشونت در سراسر روسيه دستگير شد، اين رأی گيری را منعکس کننده تغيير در جامعه روسيه می داند.

سرگئی اودالتسوف می گويد: اين اقدام توسط شهروندان در حمايت از دموکراسی واقعی و تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه است. و اين رويدادی منحصر به فرد، و بسيار ارزشمند است. چون شهروندان بدون دولت و قدرت، و با استفاده از فن آوری امروزی، يک انتخابات را سازماندهی کرده اند.

۲١١ نامزد از جمله فعالان دانشجويی، کارآفرينان، سرمايه گذاران سابق بانکی، وبلاگ نويسان، يک رستوران دار مقتدر در جامعه، يک نويسنده و سياستمداران طيفهای گوناگون، نامزد انتخابات شورای مخالفان روسيه بودند که بايد با رهبران سرشناس مخالفان همچون «گری کاسپاروف» قهرمان سابق شطرنج جهان و «بوريس نِمتسُف» معاون سابق نخست وزير روسيه به رقابت بپردازند.

iran#

سه‌شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۱

قندچی-موانع مقابل شکل گيری حزب آينده نگر

موانع مقابل شکل گيری حزب آينده نگر
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/724-futurist-party-obstacles.htm


ديگر در اينکه تمدن نوين فراصنعتی در جهان در حال شکل گيری است کمتر کسی ترديد دارد (1). و سالهاست که موضوع نياز به ايجاد حزب آينده نگر (2) و پلاتفرم پيشنهادی آن مورد بحث قرار گرفته است (3). پس چرا محافل کوچک آينده نگر هنوز نتوانسته اند ايجاد چنين حزبی را آغاز کنند؟

احزاب سياسی اصلی جهان در عصر صنعتی بوجود آمده و رشد کردند و مذاهب عمده جهان نيز در عصر کشاورزی پديد آمده و تطور يافتند. با اينحال مذاهبی هستند که نظير مذهب بهايی در ايران يا مذهب ديانتيک در آمريکا که اولی در عصر صنعتی و دومی در دوران فراصنعتی بوجود آمده اند؛ با اينحال در ميان دينداران آنچه در عصر صنعتی و فراصنعتی بيشتر ديده می شود، رفرم و اصلاحات در داخل مذاهب قديمی است و نه ايجاد مذاهب نوين. در مورد احزاب نيز در عصر کنونی (4) در جوامعی نظير آمريکا که در آنها احزاب سياسی توانمندی نظير حزب دموکرات و جمهوريخواه از عصر صنعتی وجود داشته است ايجاد رفرم و اصلاحات در داخل اين احزاب است که امروز بيشتر ديده می شود و نه ايجاد احزاب جديد آينده نگر در کشور (5). وليکن در جوامعی نظير ايران که در آن احزاب توانمندی وجود ندارد ايجاد حزب آينده نگر منطقی بنظر می رسد (6). سؤال اين است که چرا تلاشهايی که در اين رابطه صورت گرفته تاکنون ناموفق بوده است؟

اگر در عصر کنونی بنفع جامعه ای باشد که برای پلاتفرم معينی حزب تازه ای تأسيس شود به اين معنی نيست که اين امر به سادگی عصر صنعتی قابل انجام است. در واقع بنوعی تطور اکثر احزاب سياسی جهان رابطه تنگاتنگی با رشد و گسترش ناسيوناليسم در دنيای مدرن داشته است و در جهان امروز که با افول ناسيوناليسم و خيزش گلوباليسم روبرو هستيم (7)، خود اين واقعيت بيش از هر عامل ديگری مانع از موفقيت در ايجاد احزاب جديد است. با اين وجود در جامعه ايران به علت فقدان وجود احزاب قديمی امکان ايجاد حزب آينده نگر حتی در اين دوران افول ناسيوناليسم وجود دارد هرچند موانعی که جمهوری اسلامی در برابر آزادی اجتماعات ايجاد کرده است از اقدام عملی برای ايجاد حزب آينده نگر در داخل ايران ممانعت به عمل آورده است (8). اما چرا خارج کشور نيز در اين زمينه ناموفق بوده است؟

اساس جنبش سياسی ايرانيان خارج کشور را نيروهايی تشکيل می دهند که در پی انقلاب 57 به بيرون پرتاب شدند و پاره ای از آنها در پی تجربه انقلاب به درک آينده نگری رسيدند (9). اما پس از خروج از ايران دسته ای از آنها دوباره در داخل شبکه هايی قرار گرفتند که پيش از انقلاب در خارج وجود داشتند- شبکه هايی که اساساً به جنبش چپ تعلق داشتند و حتی رهبران شناخته شده خود را داشتند. در نتيجه اين جمع ها با خروج از ايران از نظر فکری کمتر جلو رفته اند و اکثراً به چارچوب فکری گذشته خود رجعت کرده اند به رغم آنکه بسياری از آن انديشه های گذشته ديگر برايشان قابل پذيرش نيست و بويژه پس از سقوط اتحاد شوروی اين عدم پذيرش بيشتر شده است وليکن قرار گرفتن در شبکه های بازمانده از گذشته باعث می شود که اين جمع های خارج کشور و رهبران آنها اساساً از نظر انديشه فاصله چندانی از چنبش چپ نگيرند در صورتيکه همين نيروها قبل از خروج از ايران از چپ بيشتر و بيشتر، فاصله می گرفتند و همتايانشان در ايران ابداً خود را با جريان چپ تعريف نکرده و از آن فرسنگ ها دور شده اند (10).

در نتيجه در خارج از کشور تلاشهايی که از نظر تشکيلاتی شده است محور پلاتفرم خود را بر نقطه مشترک چپ با نيروهای ديگر قرار داده است. تلاشهای بی شماری برای ايجاد تشکيلاتهايی با برنامه حداقلی انجام شده که هيچکدام در اين 30 سال به نتيجه ای نرسيده است. تلاشهايی نيز بطور موازی برای ايجاد تشکيلاتهايی با برنامه سکولار دموکراسی انجام شده است که بعضاً هم جمهوريخواهی را محور خود قرار داده اند. واقعيت اين است که برنامه سکولاردموکراسی چيزی نيست جز آنچه محور پلاتفرم نيروهای سياسی در انقلاب مشروطه بود و بعد ها آن پلاتفرم در داخل ايران به پلاتفرم های مليون و چپ ها تقسيم شد و در انقلاب 57 هردو آنها شکست خوردند و رفتن فراسوی آن انديشه ها در برنامه ای آينده نگر نميتواند بازگشت به برنامه سکولاردموکراسی باشد - برنامه ای که بيش از 200 سال پيش برای جوامعی نظير آمريکا توانست تحول جامعه را رهبری کند (11). نه اينکه چنين برنامه ای برای اتحادهای موقت با نيروهايی ديگر به کار نيايد اما برای آينده نگرها مطمئناً چنين برنامه ای نميتواند پلاتفرمی برای ترسيم ديدگاه آينده نگر باشد (12).

رهبران فکری جنبش کمونيستی خارج کشور اگر به نقد انديشه های آن جنبش ها پرداخته و بويژه اگر انديشه های تازه آينده نگر را آموخته اند می توانند در هدايـت فکری برای ايجاد تشکيلاتهای آينده نگر نقش ايفا کنند. به عبارت ديگر با نقد جدی از مارکسيسم (13) نه آنکه دوباره هر روز به دنبال مقاله تازه ای در نشريات بين المللی برای توجيه نيم قرن کجراه جنبش روشنفکری و سياسی ايران باشند، کاری که نوانديشان مذهبی در مورد انديشه اسلامی می کنند تا برنامه های مورد دفاع خود در گذشته را توجيه کنند. دوباره تأکيد می کنم که هر کسی آزاد است که کمونيست باشد يا ناسيوناليست يا اسلامگرا اما اينکه کسی انديشه های تعديل يافته چپ را بجای آينده نگری بنشاند نه به اولی ياری رسانده است و نه به دومی. سوسياليسم از ديدگاه آينده نگری همانقدر برنامه ای پايان يافته است که سرمايه داری (14). عدالت اجتماعی از نظر آينده نگرها نگرشی کاملاً متفاوت از چپ است (15). و اختلاف با جريانات سوسياليستی کاملاً روشن است (16). ايجاد اميد کاذب به چپ به رشد آينده نگری در ميان ايرانيان کمکی نميکند (17).

دستاوردهای مارکس همانقدر ارزشمند است که دست آوردهای ارسطو (18) اما از دومی نميتوان بازگشت به ارسطوگرايی را نتيجه گرفت (19). مثلاً جريان چپ در جنبش بين المللی به روشنی ضدگلوباليسم است اما برخی رهبران چپ ايران از يکسو می خواهند خود را آينده نگر بخوانند و از سوی ديگر نمی دانند در مورد گلوباليسم چه موضعی اتخاذ کنند. زمان آن فرارسيده که آندسته از رهبران جنبش چپ گذشته که به آينده نگری علاقمند شده اند دقيقاً از کمونيسم انتقاد کنند و دقيقاً خود را با انديشه های آينده نگری آشنا کنند وگرنه هم به خود و هم به جنبش جديد آينده نگری ضرر می رسانند و فقط به دليل علاقه به يک عبارت زيبای جايگزين زمانيکه لقب کمونيست بدنام شده است خود را با عنوان آينده نگر مطرح می کنند (20).

انديشه های آينده نگری مدرن پس از جنگ جهانی دوم با روشن شدن اين حقيقت که ديگر برنامه های سرمايه داری و سوسياليستی پاسخگوی معضلات بشر نيستند مطرح شده اند و کاملا با نظرياتی نظير تيتو که سعی ميکرد تعديلی بين سرمايه داری و سوسياليسم را بعنوان راهی ميانه برای آينده مطرح کند، تفاوت دارند. اين ها الفبای آينده نگری مدرن است (21). مثلاً آينده نگری هيچ قرابتی با فرامدرنيسم و رلاتيويسم فرهنگی ندارد  (22). اين موضوعات سالهاست که مفصلاً مورد بحث قرار گرفته اند (23).

شايد حزب آينده نگر ايران زودتر در داخل ايران تشکيل شود و بتواند برای خارج کشور نقش راهبردی ايفا کند؛ اما، نميتوان با در نظر گرفتن موانع موجود در برابر آزادی اجتماعات در ايران زمان چنين تحولی را پيش بينی کرد و محافل آينده نگر خارج کشور نمی توانند به اين اميد دست روی دست بگذارند (24).

امروزه موضوعاتی نظير دنيای آواتارها (25) و توليدات جی ام او (26) در مرکز توجه آينده نگرها قرار دارند. ديگر حتی آينده نگری نيز متحول شده است و نقطه انفصالی پاراديم جديد آينده نگری است (27). حتی موضوعاتی نظير مالکيت فکری (28) و ايجاد فراوانی اقتصادی (29) راه حل هايی اساسا متفاوت از راهکارهايی است که ديدگاه های جامعه صنعتی برای آينده مطرح می کردند. به همين دليل بحث های جنبش چپ گرچه سکولار هستند، اما تفاوتی با نظرات اسلامگرايان و ديگر بحث های تاريخی برای حل مسائل دنيای کنونی ندارند (30)، و اينگونه اتلاف وقت عملاً باعث می شود آينده نگرها نتوانند به اپوزيسيونی که محتاج نگاه تازه به جهان است، خدمتی بکنند (31).


سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
دوم آبان ماه 1391
Oct 23, 2012

پانویس:

1. http://www.ghandchi.com/353-IntelligentTools.htm
2. https://sites.google.com/site/futuristparty
3. http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm
4. http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm
5. http://www.ghandchi.com/258-FuturistPolitics.htm
6. http://www.ghandchi.com/267-CheraHezbeAyandehNegar.htm
7. http://www.ghandchi.com/387-Pre-Industrial.htm
8. http://www.ghandchi.com/627-hezbyaajebhe.htm
9. http://www.ghandchi.com/355-Iran1357.htm
10. http://www.ghandchi.com/616-CommunismOpiate.htm
11. http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm
12. http://www.ghandchi.com/401-FuturistVision.htm
13. http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm
14. http://www.ghandchi.com/303-Socialism.htm
15. http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm
16. http://www.ghandchi.com/419-akhbare-rooz.htm
17. http://www.ghandchi.com/441-OmidKazeb.htm
18. http://www.ghandchi.com/508-falsafe.htm
19. http://www.ghandchi.com/440-Aristotle.htm
20. http://www.ghandchi.com/493-CommunistCults.htm
21. http://www.ghandchi.com/347-Futurism.htm
22. http://www.ghandchi.com/304-Postmodernism.htm
23. http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
24. http://www.ghandchi.com/482-FuturistsNextStep.htm
25. http://www.ghandchi.com/706-avatars.htm
26. http://www.ghandchi.com/710-AcceleratedReturns.htm
27. http://www.ghandchi.com/716-singularity-paradigm.htm
28. http://www.ghandchi.com/718-intellectual-property.htm
29. http://www.ghandchi.com/719-creating-abundance.htm
30. http://www.ghandchi.com/721-progress-vs-history.htm
31. http://www.ghandchi.com/527-NegahTazeh.htm

iran#

دوشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۱

درگذشت احمد قابل


استاد احمد قابل دار فانی را وداع گفت
http://www.kaleme.com/1391/08/01/klm-117174/

حمد قابل، پژوهشگر نواندیش دینی و از شاگردان برجسته مرحوم آیت الله منتظری، ساعاتی پیش جان به جان آفرین تسلیم کرد.  مراسم تشییع وی طی روزهای آینده برگزار می شود.

به گزارش کلمه،خانواده مرحوم قابل با اعلام این خبر اظهار داشتند که به زودی جزییات برگزاری مراسم تشییع این اندیشمند اسلامی اعلام می شود.

مرحوم احمد قابل پس از یک دوره طولانی درمان و عمل جراحی در تهران و مشهد و در حالیکه دوران نقاهت را می گذراند، با وخیم شدن حالش از شنبه هفته پیش ۱۵ مهر از منزل به بیمارستان قائم مشهد منتقل شد و در بخش داخلی اورژانس بیمارستان قائم مشهد و روز چهارشنبه اتاق آی سی یو این بخش بستری بود. از روز چهارشنبه پزشکان احتمال بروز مرگ مغزی میدادند. ظهر امروز دوشنبه اول آبان ماه استاد قابل در سن ۵۵ سالگی به ملکوت اعلی پیوست و خیل دوستان و مشتاقان و هواداران جنبش سبز را در ماتم فرو برد.‏

خواهر مرحوم احمد قابل نیز هفته ی گذشته فوت کرده بود.

احمد قابل سال گذشته به دنبال تشخیص تومور مغزی از زندان به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. او اوایل تیر ماه سال جاری نیز بار دیگر برای در آوردن ترکش دوران دفاع مقدس تحت عمل دیگری قرار گرفت و اواخر تیر نیز بعد از عمل دشوار جراحی مغز دوران نقاهت، در بیمارستان میلاد تهران بستری شد.

این محقق نواندیش دینی، آذر ماه ٨٨ در حالی که بعد از فوت آیت الله العظمی منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر می‌کرد، بازداشت شد. این شاگرد برجسته مرحوم آیت الله العظمی منتظری، طی سال های اخیر بارها به دلیل انتقادات خود به حاکمیت، مورد بازداشت و تهدید قرار گرفته بود و در یکی از آخرین بازداشت هایش دچار بیماری و مشکلات مغزی حاد شده است و پزشکان از وجود تومور در مغز وی خبر داده اند.

اولین جلسه دادگاه وی، در حالی که او را با پابند و دستبند به جلسه دادگاه آورده بودند، در اردیبهشت ٨٩ برگزار شد و پس از تحمل حدود ١٧٠ روز زندان، با قرار وثیقه آزاد شد.

این منتقد اندیشمند، بار دیگر در شهریور ٨٩ و در پی اظهار نظر در مورد اعدام های خودسرانه، دسته جمعی و پنهانی در زندان وکیل آباد مشهد، بازداشت شد.

از موارد اتهامی احمد قابل، می توان به سخنرانی های وی در مشهد، نجف آباد و فریمان و همچنین مصاحبه های وی با رسانه های خبری و انتقاد از سیاست های نظام اشاره کرد.

برادر وی، هادی قابل درباره احتمال ارتباط بیماری احمد قابل با فشارهای دوران زندان، به کلمه گفته بود: اینکه حالا این منشا این قضیه چیست را دیگر من نه پزشک هستم و نه تخصصم این است که بگویم منشا اینکه ایشان دچار یک چنین عارضه ای شده چیست. با این حال برخی وضعیت فعلی احمد قابل ناشی از جراحات جنگ و به دلیل اینکه وی مجروح شیمیایی است می دانند و  البته دوران زندان و بازداشت و عدم رسیدگی به حال ایشان را در تشدید این وضعیت بی تاثیر نمی دانند.

هادی قابل پیش از این همچنین  در گفت و گو با کلمه، با اشاره به اینکه برادرش در گذشته مشکل خاصی نداشته است تصریح کرده بود: سال گذشته یعنی در واقع حوالی بعد از ایام عید و در تابستان سال گذشته بود که در یکی از ملاقات ها وقتی ما رفتیم زندان، مشاهده کردیم که وضعیت ایشان وضعیت خوبی نیست و حالت نیمه فلج دارد و زیر بغلش را گرفته و آورده اند برای ملاقات. ملاقات حضوری بود و همراهانی که ایشان را آوردند من را کشیدند کنار و توضیح دادند که ایشان ده پانزده روز است که در زندان وضعیت نابسامانی دارد و تعادل ندارد و چند بار زمین خورده و از تخت افتاده و قادر نیست که حتی لباسش را تنش کند. به من اخطار دادند که ایشان در حمام و دستشویی هم زمین خورده اند و این عدم تعادل نشانگر این است که مریضی شان حاد است. که خب ما بعدش اقدام کردیم و با پیگیری ایشان را از زندان منتقل کردیم بیمارستان.

به گفته وی، در اولین سی تی اسکنی که گرفتند تشخیص تومور مغزی دادند و اعلام کردند که این تومور را که خیلی هم رشد کرده و به سمت چپ ایشان آسیب رسانده باید سریع تر عمل شود.

سال گذشته نیز مرضیه پاسدار، همسر  احمد قابل، گفته بود: از زمان فوت آیت الله منتظری که ایشان را دستگیر و بازداشت کردند بعد از شش ماه مشکلات جسمانی اشان شروع شد. به طوری که قلبشان ناراحتی پیدا کرد و پیش متخصص قلب رفتند و الان دارو مصرف می کنند و بعد از آن هم که چشمشان مشکل پیدا کرد. اما این عدم تعادل بیماری جدیدی است.

کلمه درگذشت این اندیشمند دینی را به خانواده محترم، همراهان سبز و ملت ایران تسلیت  می گوید.

iran#

iran#

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۱

نامه حسین رونقی به رهبری

تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۱, ساعت ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
نامه حسین رونقی به رهبری: باور می‌کنید هنوز هم امدادگران بازداشت شده را  وادار به سکوت می‌کنن

جرس: سیدحسین رونقی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای خطاب به رهبری نوشته است: من هم بسان همه مردم ایران از این گونه برخورد‌های غیر مسوولانه ناراضی و ناراحت هستم و نیز از اینکه هم میهنانم در سرمای شدید بدون هیچ سرپناهی زندگی می‌کنند، از اینکه با انواع بیماری‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند و با هزاران مشکل روبرو هستند در رنجم. اطلاع دارید مسوولانی که همچنان در خانه‌های گرم خود نشسته‌اند و درباره بازسازی خانه‌های زلزله زدگان وعده‌های دروغین می‌دهند. هنوز حتی نتوانسته‌اند برای این مصیبت دیدگان کانکس تهیه کنند؟ و اطلاع دارید که بخاطر یک سیلاب تعدادی از هم میهنان شمالیمان جانشان را از دست داده‌اند و بسیاری بی‌پناه مانده‌اند؟

این زندانی سیاسی در نامه خود با بیان اینکه “اطمینان دارم با هر قضاوتی که نسبت به امثال من در جمهوری اسلامی وجود داشته باشد، حداقل عده‌ای از مسولان سیاسی کشور هستند که اذعان کنند انگیزه‌های ما که پذیرفته‌ایم دوران جوانی خویش را درزندان سر کنیم، چیزی جز سربلندی و پیشرفت ایران عزیزمان نیست.” آورده است: آنچه بر امدادگران و نیروهای داوطلب و مردمی رفت یکی از تاسف بارترین پرونده ها در اسناد قوه قضایی جمهوری اسلامی است. آیا شما باور می کنید که هنوز هم امدادگران بازداشت شده را تهدید و وادار به سکوت می کنند تا از حقوق خود دفاع نکنند و از ظلم ها و قانون شکنی ها پرده برندارند. پیش از آن نیز در اداره اطلاعات تبریز و پلیس اطلاعات و امنیت به عقاید بسیاری از امدادگران توهین شد، روزهای بسیاری را به صورت غیرقانونی و بدون تفهیم اتهام در بدترین وضع و زیر فشارهای غیر انسانی در بازداشت به سر بردند.

سیدحسین رونقی ملکی از بازداشت شده های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. او پس از مدت ها تعلل و معطلی و پس از چند مرحله اعتصاب غذا و دارو، در نهایت چند هفته پیش به مرخصی درمانی آمد که به بازداشت وی در کمپ کمک رسانی به زلزله زدگان منتهی شد.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

و هر کسی کارهای شایسته انجام دهد و مومن باشد، نه از ستمی می‌ترسد و نه از آسیبی.

و من یعمل من الصالحات و هو مومن فلا یخاف ظلما و لا هضما – ۱۱۲ / طه

جناب آیت الله خامنه‌ای

با سلام و عرض ادب

من سیدحسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ به این گمان که حضرتعالی با دغدغه آشنایی مستقیم با مشکلات و رنج های مردم و کوشش در بهبود نسبی زندگی و معیشت آن‌ها به شهر‌ها و استان های کشور سفر می‌کنید، این نامه را می‌نویسم. اطمینان دارم با هر قضاوتی که نسبت به امثال من در جمهوری اسلامی وجود داشته باشد، حداقل عده‌ای از مسولان سیاسی کشور هستند که اذعان کنند انگیزه‌های ما که پذیرفته‌ایم دوران جوانی خویش را درزندان سر کنیم، چیزی جز سربلندی و پیشرفت ایران عزیزمان نیست.

جناب آیت الله خامنه‌ای

تابستان امسال زلزله‌ای در آذربایجان رخ داد که تن هم میهنانمان را تا به امروز به لرزه انداخته است. پس لرزه‌ها، سرمای شدید و بی‌تدبیری و وعده‌های دروغین مسوولان نیز درد این مصیبت دیدگان را دو چندان کرده است. آنگونه که وزیر بهداشت و استاندار آذربایجان شرقی عنوان کرده‌اند: “با گذشت بیش از دو ماه از وقوع زلزله ۱۲۰ هزار نفر در مناطق زلزله زده در سرمای شدید زیر چادر اسکان موقت زندگی می‌کنند، بسیاری از زلزله زدگان از ابتدایی‌ترین امکانات همچون حمام و توالت و لوازم گرمایشی محروم هستند. بیماری های عفونی، پوستی و… سلامت آن‌ها را تهدید می‌کند.”

این در حالی است که بسیاری از مسوولان نظام با هزینه‌های گزاف به سفرهای استانی یا به همراه خانواده‌های خود به سازمان ملل می‌روند و هزینه‌های بسیاری صرف سوریه، عراق، لبنان و دیگر کشور‌ها می‌شود. آیا همانگونه که معاون اول آقای احمدی‌نژاد عنوان کرده بود مناطق زلزله زده ظرف دو ماه بازسازی شد؟

جناب آقای خامنه‌ای

آیا سفر آقای احمدی‌نژاد در زمان وقوع زلزله به مکه، در کنار بی‌تفاوتی غیرقابل توجیه صدا و سیما نسبت به این واقعه تلخ و به گونه‌ای امنیتی با آن برخورد کردن و بازداشت امدادگران و نیروهای داوطلب مردمی، بیانگر بی‌تفاوتی مسوولان جمهوری نسبت به مردم ایران و واقعه زلزله آذربایجان نبود؟ آیا این امر بیانگر فاصله بین مردم و حاکمیت نیست؟ طبیعی است که من هم بسان همه مردم ایران از این گونه برخورد‌های غیر مسوولانه ناراضی و ناراحت هستم و نیز از اینکه هم میهنانم در سرمای شدید بدون هیچ سرپناهی زندگی می‌کنند، از اینکه با انواع بیماری‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند و با هزاران مشکل روبرو هستند در رنجم. اطلاع دارید مسوولانی که همچنان در خانه‌های گرم خود نشسته‌اند و درباره بازسازی خانه‌های زلزله زدگان وعده‌های دروغین می‌دهند. هنوز حتی نتوانسته‌اند برای این مصیبت دیدگان کانکس تهیه کنند؟ و اطلاع دارید که بخاطر یک سیلاب تعدادی از هم میهنان شمالیمان جانشان را از دست داده‌اند و بسیاری بی‌پناه مانده‌اند؟

جناب آیت الله خامنه‌ای

شاید به حضرتعالی اطلاع نداده باشند که حضور امدادگران و نیروهای داوطلب مردمی فارغ از هر مرام و عقیده‌ای در مناطق زلزله زده از اولین ساعات چشمگیر و غیر قابل انتظار بود. داوطلبانی که زندگی روزانه خود را‌‌ رها و جلیقه امدادگر بر تن کرده بودند و در امدادرسانی فرا‌تر از مسوولان تلاش می‌کردند به گونه‌ای که به گفته نماینده مردم تبریز آقای پزشکیان مردم در کمک به زلزله زدگان از مسوولان جلو‌تر بودند. اما پاسخ بسیاری از این نیرو‌ها و امدادگران داوطلب و مردمی، ضرب و شتم و بازداشت غیرقانونی توسط نیروهای لباس شخصی و اداره اطلاعات تبریز بود.

باورم این است سرچشمه همه این بی‌عدالتی‌ها قوه قضاییه است که بجای حمایت از امدادگران و فعالیت‌های قانونی و بشر دوستانه آن‌ها، تن به نفوذ نهادهای امنیتی و اطلاعاتی داد و همگام با آن‌ها به گفته خودشان برای امدادگران بی‌گناه بدون هیچ دلیل و توجیه مشخصی پرونده سازی کرد و آن‌ها را روانه زندان نمود. ما هر چه فکر می‌کنیم، در نمی‌یابیم چرا باید مزد کمک به هم میهنان رنج دیده‌مان زندان باشد؛ شاید جنابعالی بعنوان رهبر جمهوری اسلامی برای این سوال پاسخی بیابید. اما در عین حال و در کنار همه مصیبت‌ها زلزله آذربایجان نشان داد هنوز حس نوع دوستی ما ایرانیان در زلزله‌های رودبار و بم فراموش نشده است و بر همه ثابت شد که براستی آذربایجان پاره تن ایران است.

جناب آیت الله خامنه‌ای

آنچه بر امدادگران و نیروهای داوطلب و مردمی رفت یکی از تاسف بار‌ترین پرونده‌ها در اسناد قوه قضایی جمهوری اسلامی است. آیا شما باور می‌کنید که هنوز هم امدادگران بازداشت شده را تهدید و وادار به سکوت می‌کنند تا از حقوق خود دفاع نکنند و از ظلم‌ها و قانون شکنی‌ها پرده برندارند. پیش از آن نیز در اداره اطلاعات تبریز و پلیس اطلاعات و امنیت به عقاید بسیاری از امدادگران توهین شد، روزهای بسیاری را به صورت غیرقانونی و بدون تفهیم اتهام در بد‌ترین وضع و زیر فشارهای غیر انسانی در بازداشت به سر بردند. بازجویان به تفتیش عقاید پرداختند و با ورود به خصوصی‌ترین مسایل امدادگران آن‌ها را وادار به اعترافات غیرواقعی و خلاف کردند. ضرب و شتم امدادگران برای کسب اعترافات غیرواقعی از تلخ‌ترین رخداد‌ها بود و تلخی آن در سوابق برخورد نهادهای اطلاعاتی، امنیتی فراموش نخواهد شد.

جناب آقای خامنه‌ای

اینجانب در میان امدادگرانی بودم که به خاطر نوع دوستی و انسانیت و کمک به مردم بی‌پناه بازداشت شدند و توهین‌های بسیاری را تحمل کردند. بار‌ها تهدیدمان کردند که خانواده و اطرافیانمان را نیز بازداشت می‌کنند. این در حالی بود که من شخصا برای مرخصی خارج از زندان بودم و بنا به وظیفه انسانی و ملی فرصت به دست آمده برای رسیدگی به کارهای شخصی و معالجاتی خود را‌‌ رها کرده، برای کمک به زلزله زدگان شتافتم اما با برخورد خودسرانه و غیرقانونی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مواجه شدم و بر اثر ضربات وارده به هنگام بازداشت بشدت از ناحیه کلیه آسیب دیدم. نمی‌دانم این درخواست نابجایی است اگر به عنوان رهبری این نظام از جنابعالی بخواهم که ماموران و مسوولان قانون شکن و قانون گریز، قضات ناعادل و آنان که دروغ پراکنی می‌کنند را به فرض صحت مطالب عنوان شده در این نامه به میز محاکمه یک دادگاه مستقل بسپارید؟ و بیشتر از پیش به وضعیت بد زلزله زدگان بی‌پناه در سرما رسیدگی کنید؟ آنچه مسلم است حکومت باید در برابر قانون سر فرود آورد. اما اگر حاکمیتی از قانون بگریزد و شهروندان را از مزایا یا حقوق مصرح قانون محروم کند و اگر شهروندان خود را در معرض بی‌عدالتی و عدم امنیت ببینند شکاف بی‌اعتمادی میان مردم و حاکمیت پدید می‌آید. متاسفانه این است آنچه امروز همگان شاهد آن هستیم.

بنی آدم از اعضای یکدیگرند

که درآفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگرعضو‌ها را نماند قرار

توکه از محنت دیگران بی‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

با احترام

سیدحسین رونقی ملکی

بند ۳۵۰ – زندان اوین

iran#

پنجشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۱

قندچی-يادداشتی درباره طرح بحث انگيز خودمختاری کردستان

يادداشتی درباره طرح بحث انگيز خودمختاری کردستان
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm

متن انگليسی English Text
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm

"در و دیوار به هم ریخته شان بر سرم می شکند..." (نيما يوشيج)

دوست عزيز، عبدالله مهتدی، اخيراً در مصاحبه خود، پس از انتقادهايی که در جنبش سياسی سراسری ايران نسبت به توافقنامه تازه حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ کردستان ايران شد، گفته است که طرح او برای کردستان ايران ايجاد منطقه ای کردنشين از چند استانی است که در حال حاضر کردهای ايران در آنها زندگی می کنند و اين منطقه را بخشی از سيستم فدرال در ايران آينده توصيف کرده است. مهم نيست که چنين منطقه ای درون يک فدرال اتنيکی تعريف شود (1) يا در داخل یک سيستم فدرال استانی (2) و يا يک منطقه خودمختار در ايرانی با حکومتی متمرکز. نتيجه همگی، منطقه ای خودمختار برای کردها ست حال چه کردها را قوم بناميم يا ملت. بحث نه بر سر فدراليسم است و نه بر سر تعريف قوم و ملت.

جنبش سراسری ايران در واکنش به اين برنامه احزاب کردی، حتی بررسی طرح هايی نظير فدراليسم برای آينده ايران را نيز به کنار گذاشته است (3). اساس بيانيه مشترک پیشنهادی هر دو حزب کردی اين است که مردم کردستان در منطقه ای خودمختار زندگی کنند، نه در استانهايی دارای پيشينه های اتنيکی گوناگون و پذیرای تلاشی فارغ از قوميت و نژاد و مليت برای دموکراسی و پيشرفت. به عبارت ديگر طرحی واپسگرايانه برای بازگشت به دوران فئودالی حکومت خودمختار اردلانها که پيش از سلطنت ناصرالدين شاه قاجار در ايران برقرار بود (4).


درست است که دولت اقليمی کردستان عراق امروز چنين وضعیتی دارد و حتی ممکن است بعداً جمهوری مستقلی بشود. اما این ناشی از شرايط خاص پس از حمله آمريکا به عراق، و پشتیبانی آمريکا از نيروهای احزاب کردی معتقد به خودمختاری کردستان عراق در جریان جنگ بود. جدايی آذربايجان شمالی از ایران نيز در پی جنگ ايران و روسيه در زمان فتحعليشاه انجام گرفت، و پس از هم پاشيدگی اتحاد شوروی به يک جمهوری مستقل تبديل شد.

به این رويدادهای تاریخی نمی توان به عنوان دليلی برای توجیه طرح های ايجاد مناطق خودمختار در ايران، يا هر کشور ديگری استناد کرد. نتيجه چنین طرح هايی جلوگیری از امکان رشد مشترک برای مردمانی با پيشينه های نژادی و قومی و ملی مختلف است (5). نمونه هايی در بسياری از کشورهای آفريقايی، آسيايی و اروپايی نيز ديده می شود، که جز فاجعه ديکتاتوری های محلی واپسگرا حاصل ديگری نداشته است، و به همين دليل است که جنبش دموکراسی خواهی ايران تجزيه طلبی را محکوم می کند (6).

حدود 65 سال پيش جمهوری مهاباد همين برنامه خودمختاری را برای کردستان مطرح کرد و جمعی از با فرهنگ ترين نخبگان کردستان در آن شرکت کردند، که پدر عبدالله مهتدی از وزيران دولت قاضی محمد ازجمله آنها بود. دولت مهابادی که با حمايت شوروی استالينی بوجود آمد در پی توافق جهانی ترومن با استالين و مذاکرات قوام السلطنه با شوروی، توسط ارتش ايران قلع و قمع شد، ضمن آنکه نيروهای ملی و حتی گروههای چپ در بقيه نقاط ايران هم از آن دفاع نکردند. رويدادی مشابه با اشتباهی مشابه نيز در همان زمان در آذربايجان رخ داد، که نتیجه اش رو در رويی دو بخش جنبش سياسی و مدنی ايران بود.

در انقلاب 57 دوباره همين اشتباه تکرار شد و نخبگانی در کردستان، نظير شادروان عبدالرحمن قاسملو، مجدا شعار "ده موک راسی بو ایران خود موختاری بو کوردان" را پیش کشیدند، و گرچه در نخستين سالگرد انقلاب، حزب های دموکرات و کومله توانستند برای مدتی کوتاه ضمن تسخیر مهاباد و سنندج قدرت را در آن نقاط به دست گيرند اما مذاکراتشان با دولت موقت مهدی بازرگان برای تدوام بخشیدن به یک دولت خودمختار در چارچوب طرح 26 ماده ای به نتيجه نرسيد و با سقوط دولت نيمه ليبرال در تهران طرح حمله به کردستان نیز جدی تر شد، و دست آخر با آغاز جنگ عراق، جنبش مدنی و سياسی در کردستان نیز عملا قلع و قمع شده بود هرچند مبارزان کردستان مورد حمايت جنبش سياسی نقاط ديگر ايران قرار داشتند.

 نه در زمان قاضی محمد، نه در زمان انقلاب 57 و نه در زمان حاضر دليل پای گذاشتن برخی نخبگان سياسی ايران در راه واپسگرای خودمختاری، دولت های خارجی نبوده اند، هرچند که بسته به منافعشان در برهه هايی مختلف از چنين طرح هايی دفاع کرده اند.  اين سابقه نه به دوران جمهوری مهاباد، بلکه به زمان اسماعيل آقا سميتقو بر می گردد که در دوران مشروطيت عليه مشروطه خواهان می جنگيد و برای بريتانيا از چاه های نفت کرکوک در عراق حفاظت می کرد.

رهبران کرد ازدوران قاضی محمد تا به امروز اساساً نه مانند اسماعيل آقا سميتقو وابسته بودند و نه ضد مشروطه، بلکه اشتباهشان در گزینش برنامه غلط و واپسگرايانه خودمختاری برای کردستان بوده است.
آیا زمان آن نرسيده است که همراه جنبش دموکراسی خواهی در کل ايران برای سعادت و خوشبختی ايران در جامعه ای متشکل و برخوردار از پيشينه های رنگارنگ قومی و ملی فعاليت کنيم؟

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و پنجم مهرماه 1391
Oct 18, 2012

پانویس:

1. http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomi.htm
2. http://www.ghandchi.com/535-FederalismeOstani.htm
3. http://www.ghandchi.com/543-MadinehFazeleh.htm
4. http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm
5. http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights.htm
6. http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm




iran#

نسرین ستوده دست به «اعتصاب غذای نامحدود» زده است

نسرین ستوده دست به «اعتصاب غذای نامحدود» زده است

 
کليپ صوتی گفتگو

نسرين ستوده، وکيل دادگستری، که از ۲۶ ماه پيش در زندان اوين به سر می برد، از روز چهارشنبه دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است. ادامه

نسرين ستوده، وکيل دادگستری، که از ۲۶ ماه پيش در زندان اوين به سر می برد، از روز چهارشنبه دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.

آن طور که همسر او می گويد اعتصاب غذای خانم ستوده در اعتراض به محروميت او از ملاقات حضوری با فرزندانش از سه ماه پيش، تغيير روز ملاقات و قطع تلفن های بند است.

در گفت و گو با رضا خندان همسر اين وکيل زندانی ابتدا درباره علت اعتصاب غذای نسرين ستوده پرسيدم.

 رضا خندان:از قبل هم اعلام کرده بود که تا روز چهارشنبه اگر مشکلاتی که در رابطه با ملاقات ها و بچه ها درست شده برطرف نشود  و با تغيير روز ملاقات يا امکان ايجاد ملاقات حضوری و امکان برقراری تماس تلفنی موافقت نشود، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

من هفته گذشته خيلی تلاش کردم که از اين کار منصرفش کنم ولی قبول نکرد و زير بار نرفت. فقط توانستم شروع  اعتصابش را تا اين هفته عقب بياندازم که در اين فاصله به دادستانی نامه بدهيم و از مسئولين دادستانی بخواهيم که شرايط ما را مثل بقيه زندانيان سياسی کنند که لااقل شبيه آنان بتوانيم در روز خودمان ملاقات داشته باشيم. يا اينکه به ما ملاقات حضوری بدهند.

 دادستانی به نامه شما چه پاسخی داده است؟

متاسفانه من به دادستانی مراجعه کرده ام ولی در اين مورد هيچ اقدامی نشده و هيچ کاری انجام نشده است. نه ملاقات حضوری داده اند و نه با تغيير روز ملاقاتمان موافقت کرده اند و هيچ کاری هم در اين مورد نشده است.

از سوی ديگر پرونده من و دخترم را به دادگاه انقلاب فرستاده اند و از شعبه ۲۸  دادگاه انقلاب چند مدت پيش تماس گرفتند و اين هم به گوش همسرم رسيده و از اين موضوع هم به شدت ناراحت بود. از همين امروز که ما به ملاقات رفتيم از صبح اعتصاب غذايش را شروع کرده بود و به دفتر زندان به طور رسمی اعلام کرده بود که اعتصاب غذايش را آغاز کرده است.





 شما چند هفته پيش در مصاحبه با نهادهای حقوق بشری گفته بوديد که خانم ستوده از سه ماه پيش از ملاقات حضوری با فرزندانشان محروم شده اند. آيا وضعيت به همان منوال است؟

بله. وضعيت به همان منوال هست منتها مشکل ديگری که اضافه شده اين است که روزهای ملاقات بند خانم ها روزهای يکشنبه است و نه روز چهارشنبه. اما به خاطر اينکه ما را بيش از حد تحت فشار و انزوا قرار بدهند و کنترل های بيشتری روی ملاقات ها انجام شود، به طور غير قانونی و خلاف مقررات زندان که هر بندی روز خاصی برای ملاقات دارد، روز ملاقات ما را تغيير داده اند.

دختر من به هيچ وجه نمی تواند روزهای چهارشنبه به ملاقات مادرش بيايد. در نتيجه ملاقات های حضوری روز چهارشنبه دخترم از چند هفته پيش تا به حال نتوانسته است شرکت کند و مادرش را ببيند.

 از چندی قبل گزارش هايی مبنی بر افزايش فشارها بر خانم ستوده در زندان منتشر شده است. ممکن است در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟

اين فشارها بيشتر بر قطع ارتباط ايشان با خانواده متمرکز است. تلفن ها نزديک به ۱۷ ماه است که قطع شده است، تهديد خانواده به بازداشت و احضار و پرونده سازی برای من و دخترم.

همسر من حاضر است هر فشاری را تحمل کند ولی روی خانواده اين فشارها برداشته شود و اين موضوع خيلی ايشان را ناراحت می کند و آنها به خوبی می دانند که فشار بر روی خانواده به خصوص بر يک نوجوان حدود ۱۲ ساله و ايجاد اين همه حاشيه می تواند مادر را تحت فشار مضاعف قرار دهد.

 چندی پيش شما در مصاحبه با کمپين بين المللی حقوق بشر گفته بوديد که خانم ستوده از نظر جسمی بسيار ضعيف و لاغر شده اند. وضعيت فعلی ايشان چطور است؟

قبل از شروع اعتصاب شان گفته بودم که وضعيت خيلی خوبی ندارد. به شدت لاغر شده و به شدت ضعيف شده به شکلی که در حالت عادی هم من خيلی نگران وضعيت شان بودم.

به مسئول سالن ملاقات گفتم که ايشان شرايط خيلی خطرناک و شکننده ای دارد ولی شما می دانيد که کسی که دست به اعتصاب غذا می زند به مرحله ای می رسد که واقعا از  جان خودش می گذرد، فکر می کند که هيچ کاری از دستش برنمی آيد و ديگر به اين فکر نمی کند که به خواسته هايش عمل خواهند کرد يا خير؟

 بلکه به جايی می رسد که ديگر می خواهد فرياد بکشد. اين گفته های من عين گفته هايی است که همسرم داشت می گفت.

 آخرين سوال من درباره پرونده اخير خانم ستوده در دادگاه انتظامی وکلا درباره لغو پروانه وکالت ايشان است.آن پرونده به نتيجه رسيده است يا خير؟

فعلا خير. به اين دليل که آنها او را به دادگاه اعزام نمی کنند آن پرونده هم به همين شکل بلاتکليف مانده است.

iran#

یکشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۱

نامه کیوان صمیمی به آیت الله خامنه ای

نامه کیوان صمیمی به آیت الله خامنه ای
http://archives.emruznews.com/2012/10/post-13636.php

 تنها راه نجات کشور از فشارهای کنونی از طریق اجرای بدون تنازل قانون اساسی و استیفای حقوق ملت است

امروز: کیوان صمیمی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای با ابراز نگرانی از شرایط کشور با تاکید بر اینکه "اگر انتقادی از شما مطرح می‌کنم برآمده از آن دل نگرانی و به معنای استیفای حقوق مردم است" آرزو کرده است که شیرینی قدرت که معمولا قدرتمداران در طول تاریخ، گرفتار آن شده‌اند را با انواع توجیه‌های آسمانی و زمینی انکار کرده‌اند باعث نشود تا واقعیات نگران کننده‌ای که بسیاری دلسوزان با تجربه‌های متفاوت و از طیف‌های مختلف، آن‌ها را به عیان می‌بینید به دیده شما و دیگر برخورداران از مقام و موقعیت، کم اهمیت جلوه کند و اقدام فوری و موثر به عمل نیاورید و در نتیجه، دوران غم انگیز پایمال شدن حقوق مردم به درازا بکشد و آنگاه موقعیت‌هایی که به سختی و با هزینه‌های سنگین طی دهه‌ها به دست آمده نابود شوند.

به گزارش کلمه، این فعال سیاسی و مبارز پیش از انقلاب در نامه ی خود با بیان اینکه "اگر شما در مقابله با راهبرد مهار، همانند سوریه به نیروی نظامی خود و کمک‌های سیاسی و نظامی روسیه و چین دلخوش کرده‌اید، در اشتباهید" تاکید کرده است: برای روشن شدن موضوع کافی است در یک جلسه خصوصی با چند فرمانده صاحب صلاحیت ولی صریح اللهجه سپاه، از آن‌ها بخواهید از توان بازدارندگی نرم روسیه و چین در مقابل آمریکا (حتی بدون اروپا) و پس از آن مقایسه‌ای از توان‌های نظامی (به اضافه توان داخلی) گزارشی شفاف به شما ارائه دهند، که واقعیت‌های نگران کننده‌ای را نشان می‌دهد.

کیوان صمیمی، فعال ملی مذهبی و روزنامه نگار، هشتم آذر ماه سال ۸۹ از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد. او که تاکنون در طول مدت بازداشتش بارها دست به اعتصاب غذا زده است تنها یک بار آن هم در بهار سال ۸۹ از مرخصی استفاده کرد، اما بعد از آن از هرگونه مرخصی محروم بوده است.

این زندانی سیاسی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده و سه سال است که در زندان به سر می برد، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده ی نامه و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او همچنین عضویت در کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه و دفاع از حق تحصیل را در پرونده کاری خود دارد. او از زندانیان سیاسی در دوران نظام شاهنشاهی بوده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

آقای خامنه ای از تکبیر و تاییدهای نمایشی باید عبور کرد

بنام خدا

جناب آقای آیت الله خامنه‌ای، با سلام

بعد از گذشت ۴۷ سال که از نخستین بازداشت کوتاه مدتم می‌گذرد و مسائلی که در این دهه‌ها درگیرشان بوده‌ام، حق دارم نسبت به وضعیت مردم و کشور نگران باشم و در نتیجه احساس مسئولیت کنم. خروجی این احساس مسئولیت نیز پس از سال‌ها گفتن و نوشتن ولی اصلاحی ندیدن، انتقاد از شخص اول مملکت است.

در خصوص مسئله انتقاد، علاوه بر اتکا به متون فراوان عقلی و دینی، به صحبت‌های خودتان هم استناد می‌کنم که در چندین جا گفته‌اید (انتقاد، مخالفت و بیان صریح و شجاعانه عقاید بلا اشکال است... اگر کسی دنبال براندازی نیست ولی با سلیقه و تفکر سیاسی ما مخالف است، نباید امنیت را از او سلب کنیم زیرا در کشور آرا و عقاید مختلفی وجود دارد... اینکه می‌گویم دشمنی نباشد به این معنا نیست که انتقاد هم نباشد، حتی اعتراض به نظرات خاص رهبری نیز به معنای ضدیت با رهبری نیست). بنابراین اگر در این نامه ی کوتاه، انتقادی از شما مطرح می‌کنم برآمده از آن دل نگرانی و به معنای استیفای حقوق مردم است.

و اما بعد،

آقای خامنه‌ای، در مورد فشار‌ها و تهدیدات خارجی چه کاری می‌خواهید بکنید؟ می‌دانید که سلطه گران جهانی به سرکردگی آمریکا در جهت استراتژی (مهار ایران) کاملا برنامه ریزی شده در حال پیشروی هستند. این حرکت رو به جلو را می‌توان در مقایسه وضعیت اکنون یا حتی یک سال پیش، کاملا تشخیص داد. اگر شما در مقابله با راهبرد مهار، همانند سوریه به نیروی نظامی خود و کمک‌های سیاسی و نظامی روسیه و چین دلخوش کرده‌اید، در اشتباهید. برای روشن شدن موضوع کافی است در یک جلسه خصوصی با چند فرمانده صاحب صلاحیت ولی صریح اللهجه سپاه، از آن‌ها بخواهید از توان بازدارندگی نرم روسیه و چین در مقابل آمریکا (حتی بدون اروپا) و پس از آن مقایسه‌ای از توان‌های نظامی (به اضافه توان داخلی) گزارشی شفاف به شما ارائه دهند، که گویا مدتی بخشی از آن را هم ارائه داده‌اند. علاوه بر آن، مطالعه دکترین ایالات متحده، پیگیری مداوم راهبرد‌ها و تاکتیک‌ها آمریکا در جهان و منطقه، بررسی گزارش‌های مراکز پژوهشی استراتژیک آمریکا از جمله مصاحبه سال گذشته مرکز پژوهش‌های جهانی با استراتژیست پرنفوذ هنری کیسینجر، واقعیت‌های نگران کننده‌ای را نشان می‌دهد.

به رغم همه این موارد، عقل و تجربیات تاریخی ثابت کرده است که یک راه مطمئن برای مصونیت تهدیدهای خارجی باقی می‌ماند و آن هم انسجام داخلی است ولی متاسفانه حکومت اسلامی ایران (شاید به استثنای چند ماه اول عمر آن) نیز همانند رژیم سابق، خلاف جهت این انسجام عمل کرده است. البته شما باهوش‌تر از این هستید که انسجام و وحدت ملی را به حضور خیابانی تنها بخشی از مردم که آن هم به علت ماموریت‌های اداری، رودربایستی‌های رفاقتی و امثالهم و فقط در مورد برخی با اعتقاد قلبی است تقلیل دهید.

بنابراین لازم است با باز کردن چشم بر روی واقعیت‌ها، هر چه زود‌تر از تکبیر و تایید گرفتن‌های نمایشی یا محدود، عبور کرد و اجازه داد همه مردم و نمایندگان واقعی شان بدون ترس و در جهت نزدیک شدن به مطالبات قانونی خود، فعالیت مدنی و حزبی داشته باشند تا انسجام و مشارکت در ساختن خانه و وطن خویش را لمس کنند. در این باز کردن فضا نیز نباید نگران طرح شدن اندک مطالبات تند احتمالی در عکس العمل به فشارهای ۳۳ ساله بود زیرا مردم با بهره گیری از تجربیات گذشته، به مجرد مشاهده اصلاح رویه‌ها و همراهی مسئولان، با آن برخوردی ماندلایی خواهند کرد.

آقای آیت الله خامنه‌ای، شما با میدان دادن به صاحبان همه آرا و سلیقه‌های موجود در کشور که در جمله خودتان که در اوایل این نامه هم آمده و ذکر کرده‌اید را عملی نکنید و بسیاری از نیروهای امنیتی تان از محدود کردن منتقدان دست برندارند، نمی‌توانید شرایط لازم برای اقشار مرجع در نقد و اظهار نظر آزادانه پیرامون مسائل کشور را ایجاد کنید و در نتیجه احساس مشارکت عمومی که زیربنای انسجام ملی است را برانگیزانید. البته برای به دست آوردن انسجام داخلی و وحدت ملی که تنها سپر موثر در برابر تهدیدات استکبار جهانی است، باید هزینه‌های آن را هم بپردازید زیرا در مناسبات اجتماعی و حتی کل نظام هستی رسیدن به هیچ دستاوردی بدون پرداخت هزینه ممکن نیست. هزینه حاکمیت برای به دست آوردن آشتی ملی و کمک‌های فراگیر مردمی، محدود شدن همه صاحبان قدرت از جمله رهبری به حدود و ثقور است که قانون اساسی، این میثاق ملی، مشخص کرده است.

بنابراین در خاتمه این نکات مختصر و به عنوان یکی از مدافعان همیشگی ارزش‌های انقلاب، تنها راه نجات کشور از فشارهای کنونی را در ایجاد انسجام فراگیر واقعی نه صوری، از طریق اجرای بدون تنازل قانون اساسی و استیفای حقوق ملت می‌دانم و به شما که رهبر کشور هستید یادآوری می‌کنم چنانچه تندروی‌های فعلی و عدم مشارکت ملی ادامه پیدا کند، مسئولیت ظلم‌هایی که به هموطنان روا می‌شود، برهم خوردن نظم ظاهری موجود، اتفاقات تخریبی خارجی و احیانا داخلی، تجزیه احتمالی کشور، فروپاشی و سایر مسائل ناشی از سلطه قدرت‌های زیاده خواه خارجی یا تشدید فشارهای داخلی در درجه نخست بر ذمه شخص جنابعالی خواهد بود.

در جمله پایانی نامه‌ام آرزو دارم شیرینی قدرت که معمولا قدرتمداران در طول تاریخ، گرفتار آن شده‌اند را با انواع توجیه‌های آسمانی و زمینی انکار کرده‌اند باعث نشود تا واقعیات نگران کننده‌ای که بسیاری دلسوزان با تجربه‌های متفاوت و از طیف‌های مختلف، آن‌ها را به عیان می‌بینید به دیده شما و دیگر برخورداران از مقام و موقعیت، کم اهمیت جلوه کند و اقدام فوری و موثر به عمل نیاورید و در نتیجه، دوران غم انگیز پایمال شدن حقوق مردم به درازا بکشد و آنگاه موقعیت‌هایی که به سختی و با هزینه‌های سنگین طی دهه‌ها به دست آمده نابود شوند. و آنگاه پشیمانی؛ یک پشیمانی تاریخی برای مسببین اصلی و نیز تعیین کنندگان و بی‌جواب در مقابل مردم، تاریخ و خداوند.

چنین مباد

کیوان صمیمی

مهر ماه ۱۳۹۰

زندان رجایی شهر




iran#

وخامت وضع جسمانی حسین رونقی ملکی و مخالفت دادستان با اعزام وی به بیمارستان

هرانا؛ وخامت وضع جسمانی حسین رونقی ملکی و مخالفت دادستان با اعزام وی به بیمارستان
يكشنبه 23 مهر 1391 ساعت 16:34 |
https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/13850-1.html
 
خبرگزاری هرانا - با وجود وخامت وضع جسمانی حسین رونقی ملکی و وجود لخته‌های خون در ادرار وی، دادستان از اعزام او به بیمارستان امتناع می‌کند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس زندانی که در زمینه رفع فیلترینگ اینترنت تلاش می‌کرد، در سال ۱۳۸۸ بازداشت شد.

وی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان دچار مشکلات فراوانی شده و کلیه چپ وی ۹۰ درصد از کارافتاده است و کلیه راست او تنها ۸۰ درصد کارمی‌کند و تاکنون حدود ۷ بار در زندان مورد عمل جراحی کلیه قرار گرفته است.

حسین رونقی ملکی که ۲۱ تیرماه سال جاری با سپردن قرار وثیقه یک میلیارد تومانی به مرخصی استعلاجی اعزام شد، پس از وقوع زلزله در آذربایجان راهی مناطق زلزله زده شد و به همراه ۳۴ فعال مدنی و حقوق بشری دیگر در کمپ سرند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.

حسین در طی این بازداشت مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفت و بخصوص مامورین امنیتی چندین ضربه به کلیه‌های وی وارد کردند که این موضوع خود دلیل بد‌تر شدن وضعیت کلیه‌های وی گردید.

وی در زندان تبریز دچار خونریزی کلیه شد و هیچ امکانات درمانی هم برایش وجود نداشت و بعد هم به بند ۳۵۰ اوین تهران منتقل شد که همچنان از درمان او خودداری می‌کنند و زمانی که باید در بیمارستان و تحت معالجه باشد، در زندان و بدون امکانات پزشکی نگهداری می‌شود.

طبق آخرین اخباری که بدست گزارشگر هرانا رسیده است: اکنون در زندان کلیه‌های او دچار ناراحتی بیشتری شده و در حال عفونت کردن است و علاوه بر تکرر ادرار و سوزش در هنگام ادرار، حتی لخته‌های خون در ادرارش وجود دارد. درد همیشگی کلیه‌ها هم که از زمان زندان تبریز وجود داشت شدید‌تر شده است. این مسائل هم سبب شده که صورتش متورم شده و بدنش هم مقداری متورم گردد. دادستانی تهران هم تا این لحظه از اعزام وی به بیمارستان امتناع کرده است و ادامه نگهداری وی در بیمارستان بسیار خطرناک می‌باشد.


iran#

بايگانی وبلاگ