پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۹۴

اصل بحث خود انتخابات نیست

اصل بحث خود انتخابات نیست
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_31.html
 
ثبت نام رهبران همبستگی برای شرکت در انتخابات اسفند ماه موجی از حمایت ها و مخالفتها را به همراه داشته است (1).  حملاتی که متأسفانه برخی در اپوزیسیون به این دوستان از جمله در مورد سن دو تن از آنان مطرح کرده اند چندان تفاوتی با آنچه شورای نگهبان حتی هنگام ثبت نام انجام داده ندارد که مهندس حشمت طبرزدی جزئیات ماجرا و مخالفت خود را همان روز ثبت نام، منتشر کرد (2).
 
گفتمان نظری دلیل شرکت در انتخابات را نیز سخنگوی "همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران" به روشنی توضیح داده است (3). آقای سید مصطفی تاجزاده نیز نظر اصلاح طلبان را در رابطه با انتخابات اسفندماه بسیار عالی بیان کرده است (4).
 
اما نه اختلافات اپوزیسیون در این رابطه موضوع تازه ای است و نه برخوردهای ضد دموکراتیک رژیم به انتخابات و  سالهاست همه این بحثها مطرح شده است. حتی فاش شدن بیشتر اقدامات اسراییل و قدرتهای بزرگ در منطقه در نیم قرن اخیر آنقدر غیرمنتظره نیست (5). آنچه شرایط این انتخابات را متفاوت می کند وضعیت حاضر خاورمیانه است که در یک سال اخیر به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. خبرهایی که از جمله از شورای فقهای داعش می رسد در قرن بیست و یکم باور نکردنی است (6).
 
سالهاست پاسخ به اینکه چرا در زمان انقلاب 1357 نیروهای اسلامی پیروز شدند، داده شده است (7) اما این پرسش همیشه بوده که چرا نیروهای معتدل اسلامی نظیر نهضت آزادی نتوانستند رهبری را به دست گیرند و اسلامگرایی افراطی با کمک آیت الله خمینی پیروز شد. امروزه همین بحث در کل خاورمیانه مطرح است. اصل بحث انتخابات اسفندماه و وضعیت کنونی خاورمیانه بر حول پاسخ به این سؤال است. یازده سال پیش پاسخی به این سؤال در مقاله ای تحت عنوان "چرا اسلامگرائی میکشد" مطرح شد که شاید امروز مطالعه و تأمل مجدد بر آن مفید باشد (8).

به امید
جمهوری آینده نگر
دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
دهم دی ماه 1394
December 31, 2015

پانویس:
 
1. جبهه ملی و شرکت طبرزدی، زعیم، باوند و حاتمی در انتخابات
http://www.ghandchi.com/1070-jebhe-melli.htm
 
2. حشمت طبرزدی: اقدامات قانون شکن و غیر دموکراتیک رژیم در گام اول انتخابات
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_68.html
 
3. حشمت طبرزدی: کاندیداتوری رفسنجانی و خمینی/ تشدید چالش در حکومت (بیست و پنجم آذرماه 1394)
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_77.html
 
پویش: گفتگوی رضا گوهرزاد با مهندس حشمت طبرزدی
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_45.html
 
4. سید مصطفی تاجزاده: آرایش نیروهای سیاسی ایرانی در انتخابات 7 اسفندماه
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/7.html
 
5. به عبارت دیگر: یوسی آلفر
https://www.youtube.com/watch?v=O0oSi3q_YjA
 
6. فتوای "فقهای" داعش در مورد "سکس" با زنان برده
http://ir.voanews.com/content/oisis-women-slave/3123347.html
 
7. ترقی خواهی در عصر کنونی- متن کامل - ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm 
 
8. چرا اسلامگرائی میکشد؟- ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills.htm 

Why Islamism Kills?- Second Edition
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills-english.htm
 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com  

 
 
----------------------

سه‌شنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۴

هديه يك نقاش پناهنده به نخست وزير استان

هديه يك نقاش پناهنده به نخست وزير استان
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_67.html

ارسالی مهدی خانبابا تهرانی















منبع:

-------- Weitergeleitete Nachricht --------
Betreff: Mensch des Jahres 2015
Datum: Tue, 29 Dec 2015 21:33:13 +0000
Von: Asadi, Behrouz
An: m.kh.tehrani@gmail.com


سلام مهدى عزيز
رفيق ارجمند و گرامى اين مقاله در مورد اينكه منو بخاطر فعاليتهاى انسانى به مثابه مرد و يا بعبارتى انسان ٢٠١٥ اومده
سپاس از تو رفيق
درضمن هفته پيش من نزد ريس جمهور بودم واين    نقاشى را كه يك هنرمند سورى پناهنده كشيده بود بهش تقديم كردم   
http://www.allgemeine-zeitung.de/lokales/mainz/nachrichten-mainz/einst-selbst-ein-fluechtling_16500587.htm


Mit freundlichen Grüßen
Behrouz Asadi
Leiter Migration Rheinland -Pfalz /Hessen
MW Malteser Werke gemeinnützige GmbH
Psycho-soziale Betreuung Mainz
Jäger str 37
55131 Mainz

Telefon:01712279232
Telefax: 06131-333 18 32
Mobil:    01712279232
e.Mail:   behrouz.asadi@malteser.org
Web:     http://www.malteser-werke.de/

----------
MW Malteser Werke gemeinnützige GmbH
Sitz: Köln
AG Köln HRB 31629
Geschäftsführer: Sebastian Schilgen,Patrick Hofmacher

Rechtlicher Hinweis: Diese E-Mail kann vertrauliche Informationen enthalten. Sollten Sie diese E-Mail irrtümlich erhalten haben, bitten wir darum, den Absender umgehend zu informieren und die E-Mail von IhremSystem zu löschen. Personen oder Organisationen, für die diese Nachricht nicht bestimmt ist, ist es nicht gestattet, sie erneut zu übertragen, zu verbreiten oder sie anderweitig zu verwenden
 
----------------------

تاجزاده: آرایش نیروهای سیاسی ایرانی در انتخابات 7 اسفندماه

سید مصطفی تاجزاده: آرایش نیروهای سیاسی ایرانی در انتخابات 7 اسفندماه
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/7.html

آرایش نیروهای سیاسی ایرانی در انتخابات 7 اسفندماه شبیه مرحله دوم انتخابات شوراهای محلی فرانسه در ماه پیش است. دو جناح سنتی چپ و راست، با همه نقاط ضعف و قوت خویش، در مرحله اول انتخابات شکست سنگینی از حزب فاشیست خوردند. در نتیجه در مرحله دوم ائتلافی نانوشته صورت دادند و با هوشیاری در تمام حوزه های باقی مانده نامزدهای حزب نژادپرست جبهه ملی را پشت سر گذاشتند و یا سوسیالیست ها پیروز شدند و یا کاندیداهای راست معتدل. آن چه به پیروزی ایشان مدد رساند، مشارکت گسترده فرانسویان حتی پیشتر از مرحله اول در دور دوم انتخابات بود که نگران موفقیت مجدد فاشیست ها شده بودند.
در 7 اسفندماه نیز جناح اصلاح طلب باید ائتلافی نانوشته با اصول گرایان معتدل، علیه جبهه پایداری و مؤتلفانش شکل دهند و از ایرانیان نیز انتظار می رود که با حضور گسترده خود در انتخابات مانع پیروزی نامزدهای جنگ طلبی شوند که قصد دارند به محض به قدرت رسیدن برجام را لغو کنند و با استمرار و حتی شدت بخشیدن به فضای امنیتی، پلیسی به مصاف حقوق و آزادی های اساسی هم وطنان خود بروند. بر این اساس در حوزه هایی که احتمال رأی آوری نامزد تکفیری بالاست، لازم است یکی از نامزدهای اصلاح طلب یا اصول گرای معتدل به نفع دیگری کنار رود. ترجیح در صحنه ماندن کاندیدایی است که احتمال رأی آوری بیشتری دارد. به هر رو در هر حوزه ای که یک خوارج مسلک رأی بیاورد بعد از انتخابات باید به ترتیب اصلاح طلبان، اصولگرایان معتدل و سایر نامزدها و نیروهای فعال در آن حوزه به ملت درباره کوتاهی خود توضیح دهند. ما نباید این انتخابات مهم و سرنوشت ساز را به داعش مزاجان شیعی واگذار کنیم. در این کارزار باید حامیان صلح و دموکراسی با پشتوانه رأی قاطع ملت بر مدافعان جنگ و تحریم و استبداد دینی غلبه کنند.

منبع:
اینترنت


----------------------

دوشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۴

گورستان یهودیان ایران در گیلیارد دماوند گویا قدمتی دارد که به 700 سال قبل از میلاد باز می گردد

گورستان یهودیان ایران در گیلیارد دماوند گویا قدمتی دارد که به 700 سال قبل از میلاد باز می گردد
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/700.html

الهام یعقوبیان: با سپاس از آقای علی خدایی
https://goo.gl/HuxnmT

Ali khodaei: دماوند، در گذشته معروف ترین و زیباترین ییلاق تهران بوده و حالا شهری است متصل به تهران بزرگ. در آن سالها که ساحل خزر در گیلان و مازندران قبله تابستانی تهرانی ها نشده بود، آنها که دستشان خوب به دهانشان می رسید دو ماه تابستان را در دماوند کنگر می خوردند و لنگر می انداختند و آنها که دستشان تا نیمه دهانشان می رسید، در یکی از شب های جمعه و روزهای جمعه تیر و مرداد سری به دماوند می زدند و در حاشیه باغ های آن ولو می شدند. خیال وصف تابستان دماوند را که هنوز دلم برای صحرا و سر پل و کوچه باغ های آن پر می کشد ندارم، در باره روستاهای به غایت زیبای اطراف آن که حالا به زور پول باد آورده اهل تجارت شده اند شهرک هائی با خانه های ویلائی نمی خواهم بنویسم. رینه، مُشا، پونه، احمدآباد، چنار، گیلیارد و... بلکه می خواهم در باره مهجورترین و درعین حال یکی از تاریخی ترین گورستان هائی برایتان بنویسم که در فاصله دو کیلومتری دماوند، از طرف گیلیارد به سمت دماوند قرار دارد. گورستانی کهن که معروف است به گورستان یهودیان ایران. از دوستان و همکاران جوان و تازه بازیافته ام در تهران خواستم که بروند و از دماوند، باغ خانم رخشان، رودخانه این شهر، برج شبلی آن و این گورستان برایم عکس بگیرند. رفتند و گرفتند و فرستادند. یعنی همین عکس هائی که بر پیشانی این نوشته جای دارند و من در وسوسه انتشارشان بودم.
من نه در پی تاریخ زندگی یهودیان در ایران هستم و نه محقق تاریخ و بی شک اشاره ام به گورستان یهودیان در گیلیارد دماوند کامل نیست و در اساس نیز هدفم تدقیق تاریخ این گورستان نیست، بلکه اشاره ام به از بین رفتن بخشی از آثاری است که بهرحال تاریخ ایران است، حتی اگر گورستان باشد! و این که فراموش نکنیم این بخش های تاریخ در کدام گوشه ایران خفته اند. والا، خیال دارم که حداقل، درباره یک بخش از خدمات یهودیان به فرهنگ و ادب ایران، یعنی موسیقی ایران جداگانه مطلبی بنویسم.
گورستان یهودیان در گیلیارد دماوند که من در نوجوانی (13 یا 14 سالگی) یکبار مراسمی مذهبی و یا مراسم خاکسپاری در آن را، از فاصله ای چند ده متری دیدم، گویا قدمتی دارد که به 700 سال قبل از میلاد باز می گردد.
این گورستان اکنون چنان شخم خورده و ویران شده که من بعنوان یک ایرانی تعجب می کنم که نمایندگان کلیمیان ایران در مجلس، در طول 37 سال گذشته چرا دهان باز نکرده و خواهان حراست از آن نشده اند. این که اسرائیل چه کرده و چه می کند و چه نقشی در منطقه دارد و بقیه حرف هائی که جای بحث آن اینجا نیست، هیچ ارتباطی به تاریخ ایران و ایرانیانی با تنوع قومیت و مذهب ندارد.
سنگ قبرهای که در این گورستان از جا کنده شده و پخش شده اند و شاید برخی از آنها به غارت رفته اند تا به خارج منتقل شوند، اشکال مکعب و مستطیل دارند. روی اکثر سنگ قبرها که در میان آنها سنگ قبرهائی 800 ساله یافت می شود، عباراتی به خط عبری نوشته شده و حجاری هائی دارند از شمعدان مقدس یهودیان با هفت شاخه. و این عدد 7 چه عدد رازگونه ایست در ایران: هفت خان رستم، هفت پیکر نظامی، 7 دریای حافظ و مولوی، 7 شهر عشق عطار و....

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی
در وسط این گورستان هنوز بقایای چهار ستون یک مقبره مسقف باقی است که شکل گهواره دارد اما نام و هویت آن که زیر سقف این مقبره به خاک سپرده شده معلوم نیست.
آخری کلیمی که دراین گورستان به خاک سپرده شده تاریخ سنگ قبرش 1378 هـ.ش است.
گویا تا 80 سال پیش حداقل 500 یهودی در منطقه گیلیارد زندگی می کرده اند و چهار کنیسه و یک حمام عمومی داشته اند




----------------------

یکشنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۴

پویش: گفتگوی رضا گوهرزاد با مهندس حشمت طبرزدی

پویش: گفتگوی رضا گوهرزاد با مهندس حشمت طبرزدی
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_45.html


آقای طبرزدی درباره شرکت همبستگی در انتخابات توضیح می دهد که با تأکید بر مخالفت با مهندسی انتخابات و نظارت استصوابی است و می گوید در فرم ها نیز جاهایی که تفتیش عقاید است خط کشیده یا پر نکرده اند و ضوابط غیرقانونی که با حق آزادی انتخاب در تضاد است را نمی پذیریم و ملاک برای ما رأی مردم است. اولین گام ما در مجلس تغییر قانون اساسی به قانونی سکولار خواهد بود و مردم می بینند که اگر این قاعده اسلامیت برقرار باشد، نمی توانند نفس بکشند.



منبع:




----------------------

دکتر اسماعیل نوری علا: در چند و چون مطالبات داخل کشور

دکتر اسماعیل نوری علا: در چند و چون مطالبات داخل کشور
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_49.html


گروه بندی کنشگران سياسی داخل کشور
موضوع اين مقاله، چنانکه از عنوان اش پيداست، بررسی چند و چون عمل کرد مطالبه محوران داخل کشور است. اما لازم است که ابتدا جايگاه اين گروه را در مجموع کنشگران سياسی داخل کشور معين کرد. از نظر من، نيروهای سياسی «داخل کشور» را می توان به شش گروه کلی تقسيم کرد؛ با اين توجه که در درون هر گروه خرده گروه هائی يافت می شوند که با هم بيشتر تقارن دارند تا تخالف و، لذا، می توان آنها را، از يک ديد بيرونی و غير درگير در داخل، در يک گروه کلی گرد آوری کرد. شش گروه برآمده از تقسيم بندی مورد نظر من چنين اند:
1. بنيادگرايان (معبران در قدرت نشستهء قانون اساسی شريعت مدار کنونی)
2. اصلاح طلبان وفادار به اين قانون اساسی اما قرار گرفته در حاشيهء قدرت
3. مطالبه محورانی که خواست های خود منوط به اجرائی شدن «مواد مغفوله»ی قانون اساسی شريعت مدار کنونی می دانند
4. مطالبه محورانی که بی اعتناء به قانون اساسی فعلی خواست های خود را مطرح می سازند
5. انحلال طلبان خواستار تبديل قانون اساسی فعلی به قانون اساسی مبتنی بر ايدئولوژی
6. انحلال طلبان خواستار يک قانون اساسی فارغ از مذهب و ايدئولوژی (سکولار دموکرات ها)
از ميان اين اين شش گروه، گروه ششم بهيچ روی از جانب حکومت گران اسلامی تحمل نشده و در داخل کشور، بر اثر سرکوب شديد و ترسی که از اين بابت ايجاد شده، نيروئی گسترده، ناراضی، خاموش و نامرئی محسوب می شوند، حال آنکه در هر فرصتی که پيش آيد نه تنها تمايلات خويش را آشکار می سازند بلکه نيروهائی از گروه های ديگر را نيز بخود جلب کرده، به آنها جرأت بخشيده، و وادار به موضع گيری های سکولار دموکرات می کنند. بهر حال، از آنجا که اين نيرو، در صحنه های علنی اجتماعی و قابل مشاهده، خاموش و نامرئی است، من ييش از اين در اينجا از آنها سخن نمی گويم و تنها بر اين نکته تأکيد می کنم که نهادها و شخصيت هائی که در خارج کشور خود را حامی جنبش سکولار دموکراسی ايران معرفی می کنند، علی القاعده، بايد بلندگو و سخنگوی آن ها باشند.
شايد اين سخن، با وجود «انحلال طلبان خواهان عبور از قانون اساسی فعلی و استقرار قانون اساسی ديگری که مبتنی بر ايدئولوژی باشد» غلوآميز به نظر رسد؛ چرا که در بادی امر بايد توقع و انتظار داشت که اين انحلال طلبان (گروه پنجم) نيز اگرچه صريحاً از مقولهء «انحلال» سخن بميان نمي آورند اما با اظهار اعتقاد به يک «ايدئولوژی ديگر» بايد برای حکومت فعلی همانقدر خطرناک محسوب شوند که انحلال طلبان سکولار دموکرات. اما در عمل می بينيم که چنين نيست و آنها کم و بيش از جانب حکومت تحمل می شوند، و ليبرال های متمايل به ايدئولوژی های ناظر بر سرمايه داری افسار گسيخته همانقدر از آزادی بيان برخوردارند که کمونيست های سرخ سرخ. در دانشگاه می توان عکس چه گوارا به دست گرفت و دست به تظاهرات سياسی چپ گرايانه زد. انديشمندان و نويسندگان کمونيست همانقدر می توانند در تريبون ها ظاهر شوند که ليبرال های غير مذهبی. به نظر من، علت اين وضعيت شگفتی آور را بايد در دلزدگی عمومی مردم از هر نوع ايدئولوژی (چه مذهبی و چه غير مذهبی) جستجو کرد. چرا که اکنون، برخلاف چهل سال پيش، دکان های ايدئولوژيک ديگر رونقی ندارند و وجودشان حکومتيان را هراسان نمی کند و می توان از آنها همچون سوپاپ اطمينانی که باعث نترکيدن ديگ بخار می شود استفاده کرد. پس، می توان نتيجه گرفت که تنها آن گروه های سياسی برای حکومت اسلامی مسلط بر ايران خطرناک محسوب می شوند که مردم، آشکار و پنهان، از آنها پشتيبانی کرده و آنان را بديل حکومت فعلی و وسيلهء نجات خود از شر اين حکومت تلقی می کنند.

دو نوع مطالبه محوری
حال می رسيم به گروه مطالبه محوران. در مورد انواع مطالبه محوران داخل کشور نيز می توان بطور کلی چنين ديد که آنان ـ در غياب هرگونه آلترناتيو سکولار دموکرات، و گسترنده تر شدن هرچه بيشتر قدرت سرکوب حکومت ـ چارهء ديگری ندارند جز اينکه آنچه را می خواهند از همين حکومت مطالبه کنند. حتی اين باور که اينان اغلب آدميانی خيال پرورند که، به اميد رسيدن به «شير»، همواره گاو نر را می دوشند نمی تواند نافی حضور کم اثر و حنی تأثير بلند مدت آنان در صحنهء سياسی داخل کشور باشد. آنان اميدوارانه آتش سوسو زن چراغ «مبارزهء بی خشونت» را پاس می دارند و از اين لحاظ قابل احترام اند.
به عبارت ديگر، «مطالبه محوران داخل کشور» را می توان جدی ترين گروهی دانست که در داخل فضای خطرناک سياسی کشور می کوشند، از طريق طرح مطالبات گوناگون، حکومت و دولت برآمده از آن را تحت فشار قرار دهند؛ با اين اميد که شايد از اين فشارها چيزی هم در جهت آزادی و بهبود نصِب مردم شود، که البته تا کنون چنين نشده و حکومت حاضر به دادن هيچگونه امتيازی به اين گروه ها، مگر اينکه امتياز گرفتن مطالبه محوران - در پايانِ بازی - به نفع حاکمان تمام شود، نبوده است.
با این حال سکولار دموکرات های انحلال طلب خارج کشور هم، اگرچه از اين حکومت مطالبه ای نداشته و خواستار «نا - بودیِ» کل آن هستند اما، با توجه به وضع کشور، بايد که از هرگونه مطالبهء مطرح شده در داخل مرزهای وطن مان پشتيبانی کنند، که می کنند.
اما، در عين حال، هر آنگاه که گروهی مطالبه ای را مطرح می کند، و از اين طريق شعلهء اميدی را بر می افروزد، لازم است که چگونگی کارش، و نتيجهء محتمل آن را، با معيارهائی دقيق ارزيابی کرد؛ بخصوص که تجربه های مکرر سال های پس از انقلاب نشان داده است که مرز ميان «مطالبه محوران خواستار اجرائی شدن مواد مغفولهء قانون اساسی شريعت مدار» با «مطالبه محوران فارغ از اشاره به قانون اساسی شريعت مدار» بسيار ناپايدار و شکننده است و گروه دوم می توانند به آسانی، و بر اثر اشتباهاتی ساده لوحانه، تبديل به گروه اول شده و حاصل کارشان به تقويت مبانی حقوقی و قانونی رژيمی بيانجامد که سال ها است کلاً حقانيت و قانونيت (و بقول خودشان مشروعيت) خويش را از دست داده است. در اين صورت داستان اين گروه حکايت اقدام به برداشتن زير ابروی عروس و کور کردن او است!

يک محموعه از مطالبات واحد اما در دو نگارش
من در اينجا، برای نشان دادن نتايج عملی ملاحظات فوق، صرفاً به «يک مطالبه» در «دو نگارش مختلف» می پردازم که هر دو متن خطاب به حکومت و در مورد انتخابات پيش روی اسفند ماه اند.
نگارش اول:
شرایط ضروری برای یک انتخابات آزاد، دموکراتیک و فراگیر بشرح زیر اعلام می شود:
1. زندانيان سياسي و عقيدتي، منطبق با اصل 23 ممنوعیت تفتیش عقاید، در يك اعلامیه عمومي آزاد شوند.
2. فعاليت و گردهمایی برای حزب هاي سياسي و سازمان هاي مدني، طبق اصل های 26 و 27 قانون اساسی آزاد شود.
3. رسانه ها، بر پایهء اصل 24 قانون اساسی، آزاد اعلام و از تهدید و سانسور خودکامگی- محور مطبوعات خودداری شود.
4. شوراي نگهبان نباید در گزينش نامزدان دخالت كند، زیرا مسئولیت قانونی اش تنها نظارت بر اجرای درستکارانهء انتخابات است.
5. امامان جمعه، مسئولان تراز اول حاکمیت و فرماندهان نظامی از دخالت در انتخابات و از تبلیغ علیه یا له نامزدان پرهیز نمایند.
6. وزارت کشور با یک پرسشنامهء ساده نامزدان را شناسایی و بدون تفتیش عقیده یا التزام نامنویسی کند.
7. يك كارگروه، شامل نمايندگان دولت و نمایندگان حزب هایی که در انتخابات شرکت می کنند بر حوزه های رای گیری نظارت کنند.
8. نامزدان مجلس ميزان و منبع پول هايي را که براي تبليغات انتخاباتي خود هزينه مي كنند، به كارگروه نظارت اعلام كنند. نامزدانی که در گذشته تصدی مقام کشوری، لشگری یا انتخابی داشته اند میزان و منابع ثروت اکتسابی خود را در طول مدت تصدی اعلام کنند. گزارش دروغ یا پنهانکاری موجب عدم صلاحیت نامزد می شود.
9. صدا و سیما وقت مساوی به همهء نامزدان در حوزه های انتخابیه خود تخصیص بدهد.
10. کارگروهي از ناظران برگزيدهء شوراي حقوق بشر سازمان ملل انتخابات را نظارت كنند.
چنين مجلسي مي تواند آغازگر يك جنبش سياسي بي خشونت و تدريجي براي قانونگزاري مورد نياز يك جامعهء آزاد و مردمسالار باشد كه در آن همهء مردم بی هيچ تبعيض يا محدوديت در سرنوشت و اداره كشور مشاركت داشته باشند، و همهء مردم برای پیشرفت و نیرومندی و سربلندی میهن تلاش نمایند».
نگارش دوم:
شرایط ضروری برای یک انتخابات آزاد، دموکراتیک و فراگیر بشرح زیر اعلام می شود:
1. زندانيان سياسي و عقيدتي آزاد شوند.
2. فعاليت و گردهمایی برای حزب هاي سياسي و سازمان هاي مدني آزاد شود.
3. رسانه ها آزاد باشند و تهدید و سانسور خودکامگی- محور وجود نداشته باشد.
4. شوراي نگهبان در گزينش نامزدان دخالت نكند.
5. وزارت کشور، با یک پرسشنامهء ساده، نامزدان را شناسایی و بدون تفتیش عقیده یا التزام نامنویسی کند.
6. يك كارگروه، شامل نمایندگان حزب هایی که در انتخابات شرکت می کنند بر حوزه های رای گیری نظارت کنند.
7. صدا و سیما وقت مساوی به همهء نامزدان در حوزه های انتخابیه خود تخصیص بدهد.
8. کارگروهي از ناظران برگزيدهء شوراي حقوق بشر سازمان ملل انتخابات را نظارت كنند.
پرسش محتوم: براستی تفاوت اين دو متن چيست؟ مگر نه اينکه هر دوی آنها مطالبات مشابهی را مطرح می کنند؟ و چرا ـ از ديدگاه سکولار دموکراسی ـ متن دوم بر متن نخست ارجحيت دارد و می توان از آن پشتيبانی کرد؟
پاسخ اين پرسش ها را بايد در مراجعات مکرر متن اول به «مواد مغفولهء قانون اساسی اسلامی شريعتمدار کنونی» جستجو کرد که، بی کارکردی موجه و معطوف به نتيجه ای متفاوت، زمينهء تأکيد بر نکات زير را فراهم می آورد:
الف: قانون اساسی شريعتمدار کنونی را بعنوان چارچوب مراجعه تثبيت می کند و حتی آزادی ها و شرايط مطالبه شده را در متن آن جای می دهد؛ حال آنکه نگاهی سريع به اين قانون اساسی شريعت مدار ثابت می کند که هيچ يک از خواست های نويسندگان متن اول بموجب مواد مختلف اين قانون عملی نيستند و اجرائی شدن کل مواد اين قانون مشروط به مواد شريعتی است که دو گروه نخست مندرج در ابتدای اين مقاله (يعنی «بنيادگرايان شريعتمدار» و «اصلاح طلبان وفادار به قانون اساسی») پاسدار آن محسوب می شوند. به عبارت ديگر، موادی که در اين قانون «مغفوله» اعلام می شوند در واقعيت امر «مغفوله» نيستند بلکه، بوسيلهء مواد شريعت مدار همين قانون، «عملی» محسوب نمی شوند.
ب: با پذيرش قانونی اساسی شريعتمدار کنونی، حکومت و دولت برخاسته از آن نيز حقانيت قانونی پيدا کرده و برسميت شناخته می شوند حال آنکه مطالبه مح.ران يک کشور اشغال شده به دست بيگانه نيز می توانند مطالبات خود را مطرح کنند بی آنکه اشغال کشورشان را به رسميت بشناسند.
پ: و از همين راه همه نهادهای ديگر برآمده از آن، همچون مجلس خبرگان رهبری، ولايت فقيه، دولت، و قوای سه گانه نيز حقانيت می يابند.

نتيجه گيری و انتباه
من، در دادن صفت «ساده لوحانه» به کار نويسندگان متن اول، قصد اهانت و جسارت نداشته و صرفاً به مسئلهء نتايج سهل الوصول آن برای حکومت و صعب العبور آن برای مطالبه محوران اشاره کرده و، با توجه به اينکه نويسندگان متن اول يقيناً فکر می کرده اند که با يادآوری مواد مغفوله و رجوع مکرر به قانون اساسی کنونی بهانه را از دست مجريان انتخابات می گيرند، اين تلاش بيهوده را ناشی از «ساده لوحی سياسی» آنان دانسته ام.
گروه های سياسی هنگامی که مطالبات خود را در چهارچوب قواعد بازی هر آن حکومتی که باورش ندارند بيان می کنند در واقع وارد جريانی می شوند که بردش يک سره از آن حکومت است و باخت اش يکسره به مطالبه کنندگان می رسد. حال آنکه طرح مطالبات بدون اشاره به آن قواعد بازی که حکومت پاسدار آن است لااقل اگر حاصلی برای مطالبه کنندگان نداشته باشد برگ برنده ای را نيز به دست حکومت گران نمی دهد.
اين موضوع تنها يک نمونه از «مطالبه محوری ساده لوحانه» است که در واقعيت امر امضای برخی از سرشناس ترين مدعيان سکولار دموکراسی را در داخل کشور در پای خود دارد. تنها کافی است تا، از اين منظر و به مدد اين معيار، خوش بينی ها و نحوهء طرح مطالبات مختلف را در همين چند سالهء دولت حسن روحانی به مشاهدهء ارزيابانه گذاشت تا روشن شود که عمق ساده لوحی مندرج در اينگونه مطالبه محوری تا چه حد است.

منبع:
http://isdmovement.com/2015/1215/122817/122815.Esmail-Nooriala-Analysis-of-claimers-actions-inside-Iran.htm



----------------------

جامعه مدنی: گفتگویی با حشمت طبرزدی درباره خواست های همبستگی

جامعه مدنی: گفتگویی با حشمت طبرزدی درباره خواست های همبستگی
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_59.html


در این برنامه جامعه مدنی آقای مهدی فلاحتی با مهندس حشمت طبرزدی در مورد برنامه و تاریخ همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران بحث شده است و اینکه همبستگی در انتخابات اسفندماه چه مطالباتی را مطرح می کند






----------------------

نمایشگاه نقاشی های نوری زاد

نمایشگاه نقاشی های نوری زاد

http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_96.html
 

آقای مخمد نوری زاد آثار نقاشی خود را در تهران به نمایش گذاشت.



منبع
https://www.youtube.com/watch?v=ZUKEL3LXrJ8



----------------------

جبهه ملی و شرکت طبرزدی، زعیم، باوند و حاتمی در انتخابات

جبهه ملی و شرکت طبرزدی، زعیم، باوند و حاتمی در انتخابات
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_39.html
 
روز گذشته بطور کلی در مورد نظرات برخی مخالفان شرکت حشمت طبرزدی، کورش زعیم، هرمیداس باوند و عیساخان حاتمی در انتخابات اسفندماه بحث شد (1). همچنین آقای طبرزدی بطور مستدل در مورد دلیل شرکت خود در این انتخابات توضیح داده اند (2). مصاحبه مفصل آقای زعیم درباره انتخابات نیز روز گذشته منتشر شده است (3).
 
اما امروز وبلاگ "احترام آزادی" که به مدیریت آقای پرویز داورپناه توسط بخشی از جبهه ملی منتشر می شود این عبارات را بالای عکس طبرزدی، زعیم، باوند، حاتمی و مفتی زاده درج کرده: "منتظرالوکاله های مفلوک !! / سلوک مکلایان، هزار بار مخرب تر از کور اندیشی ملایان (ماده 28 ــ انتخاب شوندگان) ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه" (4).
 
نمی دانم درباره عبارات بالا چه بگویم، اما تا آنجا که به بحث نظری مربوط می شود مثالی از تاریخ معاصر انتخابات در استرالیا شاید برای روشن شدن موضوع کمک کند. آیا فرد یا حزبی ممکن است خواهان تغییرات بنیادی در کل جامعه باشد و آنرا علناً اعلام کند و در عین حال به قوانین جاری کشور متعهد باشد و برای انتخاب شدن به مقامات دولتی در هر سه قوه تلاش ورزد؟ پاسخ آری است. منظور چیست؟ اجازه دهید مثالی بزنم. در سال 1993 در استرالیا آقای پال کیتینگ* از حزب کارگر که به روشنی هوادار ایجاد جمهوری در استرالیا است، به مقام نخست وزیری انتخاب شد، و سه سال هم انجام وظیفه کرد، یعنی پادشاه، کماکان ملکه الیزابت بود، و آقای کیتینگ هم به قوانین موجود متعهد بود، نه صوری، بلکه واقعی، با اینحال حتی بعد از انتخاب به مقام نخست وزیری، در پروسه رفراندوم و مراحل دیگر قانونی برای ایجاد جمهوری، نظیر سالهای پیش از انتخابش، شرکت میکرد و از جمله در دوران دولت او طرح جمهوری به رأی گذاشته شد، هرچند رأی نیاورد. دیگر آنکه حتی رقیب محافظه کار وی، "جان هوارد" نیز که در سال 1996 مقام نخست وزیری را ربود، از طرح جمهوریخواهی برای استرالیا دفاع می کرد.

به امید
جمهوری آینده نگر
دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
ششم دی ماه 1394
December 27, 2015

پانویس:
 
1. سخنی با برخی مخالفان شرکت حشمت طبرزدی در انتخابات
http://www.ghandchi.com/1069-heshmat-tabarzadi.htm
 
2. حشمت طبرزدی: کاندیداتوری رفسنجانی و خمینی/ تشدید چالش در حکومت (بیست و پنجم آذرماه 1394)
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_77.html
 
3. کورش زعیم: انتخابات مجلس دهم
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_88.html
 
4.  احترام آزادی، وبلاگ دکتر پرویز داورپناه،  ششم دی ماه 1394
منتظرالوکاله های مفلوک !!
 
Paul Keating*
 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com  

 
 
----------------------


شنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۴

کورش زعیم: انتخابات مجلس دهم

کورش زعیم: انتخابات مجلس دهم
گفتگوی کیهان لندن (روشنک استرکی) با کورش زعیم
شنبه 5 دی ۱۳۹٤خ

پرسش ۱: جناب زعیم با توجه به نزدیک شدن به موسم انتخابات مجلس شما چه مقدار این انتخابات و نحوه گزینش با روش استصوابی را دموکراتیک می دانید؟
کورش زعیم: خود واژه "استصوابی" توهین به عقلانیت رای دهندگان است، زیرا می گوید عده ای که عقلانیت خودشان ثابت نشده، خود را خرد برتر بشمارند و به دهندگان فرمان بدهند که به چه کسی رای بدهند. این نه تنها دموکراتیک نیست که زشت ترین جنبه دیکتاتوری است.
پرسش ۲: با مشروطه، ایران واجد پارلمان شد، و پارلمان صدای ملت است. آیا اکنون صدای ملت را می توان از پارلمان شنید؟ آیا این ملت است که دارد فرمان می راند؟
کورش زعیم: البته ما در دوران حکومت مشروطه پهلوی تنها در مجلس یکم تا ششم آزادی داشتیم، از آن پس مجلس تحت اختیار شاه درآمد. در دوران پس از جنگ و پهلوی دوم هم تنها در مجلس های 14 تا 16 آزادی و صدای ملت را تجربه کردیم. پس از انقلاب ما تنها در مجلس اول در سال 1358، کاریکاتوری از یک مجلس ملی را داشتیم و از آن پس تا کنون حکومت مذهبی خودکامه داشته ایم که ملت در آنها محلی از اعراب نداشته است. روحانیان بلندپایه به صراحت اعلام کرده اند که ملت حق رای دادن و دخالت در حکومت را ندارد.
پرسش ۳: دقیقا اگر این ملت نیست که قانون می گذارد پس فرمان نیز نمی راند، پس چه کسی در کشور بنام ملت قانون وضع می کند و نسبت ملت با این قوانین چه هست؟
کورش زعیم: کشور ما مانند همه کشورهای دیکتاتوری توسط یک محفل برگزیده اداره می شود که کشور را در اشغال خود درآورده و آنرا تیول خود می دانند. اینگونه حکومتها را گروه کوچکی تعیین می کنند به این ترتیب که یک تن از میان خودشان را در راس می نشانند و او را حفاظت می کنند تا منافع آنان را حفاظت کند، گاهی این کار با نفوذ بیگانگان انجام میگیرد. کم کم گروهی چاپلوس و فرمانبردار گرد او را میگیرند که هدفشان ثروت اندوزی و بهره برداری از رانت های قدرت است. حاکم کشور برای اطمینان از امنیت خود دست آنها را که گرد او آمدند اند باز می گذارد. به این ترتیب شبکه های فساد و خشونت علیه مخالفان شکل میگیرد. قانونهایی که وضع می شوند نه تنها از تخصص ملت گرا برخوردار نیستند که اغلب خفقان و خاموش کردن هرگونه اعتراض را هدف می گیرند. ما بدترین نوع اینگونه حکومت را در دوران دولت نهم و دهم تجربه کردیم که هشتصد میلیارد درآمد کشور را دزدیدند یا بر باد دادند و کشور را به ورطه سقوط و نابودی کشاندند. در این مدت مرکز ثقل قدرت تنها نظاره گر بود.
پرسش ٤: آقای زعیم بعنوان یک فعال ملی چه مقدار علاقه دارد در پارلمان باشد و آیا مکانیسم فعلی اجازه این حضور را می دهد؟
کورش زعیم: اگر شرایط نمایندگی در پارلمان دموکراتیک و انتخابات آزاد باشد، هر فعال سیاسی وطن پرستی باید علاقه داشته باشد که در تعیین سرنوشت و تامین سعادت مردم به پارلمان برود. من خواستهای خود را که خواستهای همه ملت ایران است به رییس جمهور نوشتم. همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران هم در بیانیه خود همان شرایط را از حاکمیت مطالبه کرد. ما تحقق خواستهایمان را، که در کشورهای دموکراتیک بسیار عادیست و نیازی به مطالبه آنها نیست، در شرایط دیکتاتوری و خفقان و سرکوب حاکم غیرممکن می دانیم، ولی لازم بود که آنرا به آگاهی همه مردم ایران برسانیم که بدانند کناره گیری ما از قدرت داوطلبانه نیست و بر ما تحمیل شده است.
پرسش ۵: برای اینکه مجلس فعلی بطور واقعی ملی شود چه باید کرد و چه می کنید در واقع؟

کورش زعیم: همانگونه که توضیح دادم، در شرایط کنونی این ممکن نیست. هرگونه نافرمانی مدنی و به خیابان کشاندن مطالبات هم در شرایط بشدت خطرناک امنیتی بین المللی کنونی ممکن است کشور را دچار آشوب و شورشهای مسلحانه کند که موجودیت کشور را به مخاطره خواهد انداخت. ولی اگر تغییراتی مثبت در راس هرم قدرت صورت بگیرد که برخلاف کنون گوش شنوا داشته و علاقه به نجات کشور از فساد و سیاستهای ضد منافع ملی داشته باشند، شاید بتوانیم برای تسریع در عملیات نجات دست بکار شویم.

پرسش ٦: شما فکر می کنید ممکن است تا انتخابات فضای سیاسی کشور بسته شود و بار این بسته شدن فضا تا چه میزان بر دوش فعالان اپوزسیون خواهد بود؟ و وقتی این افراد عملا از صحنه رقابت حذف می شوند پس چرا باید دست و دهان آنها بسته شود؟

کورش زعیم: فضای سیاسی هم اکنون هم بسته است و بهیچوجه اجازه فعالیت سازمانهای سیاسی و مدنی میهن پرست، راستگو و درستکار را نمی دهند. آنها از کسانی که مخالف دیکتاتوری و غارتگری آنها هستند بشدت هراس دارند. من بعید نمی دانم که روند بازداشتها افزایش یابد و حتا فهرستی برای ترور برخی فعالان میهنی داشته باشند. ورود فعالان سیاسی ملی به مجلس مساوی خواهد بود با تدوین قانونهای ملی، جلوگیری از فساد و دست درازی به خزانه ملی، آزادیهای مدنی، برابری همه مردم و رفع هرگونه تبعیض و خشونت، لغو اعدام، نظارت و حسابرسی همه قراردادهای دولتی، مبارزه با بیسوادی، بررسی جدی بودجه کشور و حذف هزینه های فرمایشی و غیرضروری برای پیشرفت کشور، پاسخگو کردن هم نهادها و مقام ها به مجلس و به ملت، کوچک کردن دولت و جلوگیری از ریخت و پاش، بازسازی نظام مالیاتی و پاسخگو کردن همه بنگاههای اقتصادی، برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با همه کشورهای جهان، و غیره. اینها همه از جام زهر برای حاکمیت خطرناکتر است.

پرسش ۷: اینکه شما امروز در انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی ثبت نام کردید. انگیزه شما از این ثبت نام چه بود و آیا واقعا شما به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه اعتقاد دارید؟ اگر ندارید چطور پای برگه ثبت نام را امضا کردید؟

کورش زعیم: رفتن ما برای نام نویسی یک حرکت نمادین و اعتراضی بود. ما در بیانیه اول (همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران) ده شرط برای یک انتخابات آزاد و دمکراتیک تعیین کرده بودیم که مشابه آنچه بود که من در ۱۱ تیرماه در نامه ام به رییس جمهور اسلامی نوشته بودم. متعاقب آن، ما هفته پیش یک فراخوان داده بودیم که هم میهنان فرهیخته و میهن پرست برپایه این ده شرط برای نامنویسی نمادین مراجعه کنند. خود ما هم (با دکتر باوند،حشمت تبرزدی، عیسی خان حاتمی و اسماعیل مفتی زاده) که سه تن ما اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران هستیم و هر پنج تن در کمیته مرکزی همبستگی، برای نامنویسی مراجعه کردیم.
منطبق با اصول فراخوان و بیانیه، برای مثال: من در پاسخ به دو پرسش (دین) و (مذهب) نوشتم خصوصی است، در جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی واژه (مقدس) را خط زدم زیرا همیچ سازمانی نمی تواند مقدس باشد، و جمله (التزام به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه) را هم خط زدم. ما می دانستیم که ما را در همان آغاز رد می کنند، فقط میخواستیم اعتراضمان را به شرایط انحصاری و خفقانی انتخابات اعتراض کنیم. آنها حتا پرسشنامه من را هم نپذیرفتند، بنابراین هیچ نامنویسی انجام نگرفت.

پرسش۸: اینکه شورای همبستگی برای انتخابات، از چه زمانی و با چه هدفی شکل گرفت؟ ارزیابی شما اینست که این شورا تا چه حد به اهداف خود دست پیدا خواهد کرد؟

کورش زعیم: همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران را ما در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ اعلام موجودیت کردیم که در رسانه های فارسی زبان بین المللی منعکس شد. چند ماه پیش از آن با مشارکت حدود ۲۵ حزب و سازمانهای مردم نهاد مدنی، حقوق بشری، کارگری، فرهنگی، قومی و غیره تشکیل شده بود. در ۲۷ اردیبشت ۸۸، ما که تقلب و اعتراضات گسترده مردمی را پیش بینی می کردیم، مانیفستی برای تغییرات بنیادین در نظام سیاسی به عنوان (پیشنهاد برای نجات میهن) منتشر کردم که گسترده بازتاب یافت و برایم خیلی گران تمام شد، ولی حرف دل بخش عمده ای از جمعیت ناراضی ایران بود. پس از ماجرای ۸۸ که شمار زیادی از اعضای همبستگی به عناوین مختلف بزندان افتادند، و شرایط اختناق و امنیتی شدیدتر شد، ما دست نگه داشتیم تا شرایط مناسبتر شود.
اکنون کمیته مرکزی همبستگی که من دبیر سیاسی آن هستم بر این باور است که هنگام اعلام کردن مطالبات رسیده است. ترس ما از اینست که با افزایش فشارهای امنیتی و احتمالن اعمال خشونتبار برای زهر چشم گرفتن از مردم، اعتراضات مردم بشدت مغبون و خشمگین به خیابانها بکشد و کنترل حوادث از دست دولت و حتا سازمانهای امنیتی در برود. آنگاه ما یک جنگ داخلی روی دستمان خواهیم داشت.

پرسش ۷: و کلام آخر؟
کورش زعیم: کلام آخر اینکه، پس از 37 سال صبر و انتظار و ناکامی نمی توانیم کماکان دست روی دست بگذاریم و تماشاچی جابجا کردن مهره ها و عروسک های خیمه شب بازی باشیم. باید خواستهای خود را مطرح کنیم و آنقدر فشار وارد بیاوریم تا بلکه بتوانیم شرایط نجات کشور و ملت را بدون آشوب و ستیزگری و نافرمانی مدنی خشونت بار فراهم کنیم.

منبع:


----------------------

سخنی با برخی مخالفان شرکت حشمت طبرزدی در انتخابات

سخنی با برخی مخالفان شرکت حشمت طبرزدی در انتخابات
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_3.html
 
حشمت طبرزدی در چندماه اخیر به کرات در مورد دلیل تصمیم "جبهه دموکراتیک ایران" و "همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران" برای شرکت در انتخابات اسفندماه مجلس پاسخ داده است (1).
 
البته حق هر کسی است که با شرکت در این انتخابات مخالف باشد و آن را بطور عمومی اعلام کند همانگونه که آقای محمد نوری زاد چنین کرده است (2).
 
برخی دوستانی که حشمت طبرزدی را مورد حمله قرار می دهند خود با اینکه در خارج کشور هستند در همه این سالها یک کلمه در مورد مطالبات همجنسگرایان ایران ننوشته اند هنگامیکه خودشان در کشورهایی نظیر آمریکا زندگی می کنند و در اینجا حتی ازدواج همجنسگرایان قانونی شده اند. آیا سکوت آنها به دلیل ملاحظات سیاسی نیست آنهم وقتی در خارج کشور فعالیت و زندگی می کنند (3).
 
دموکراسی خواهی به معنی دفاع از همه مطالبات دموکراتیک مردم است و کسانی نظیر حشمت طبرزدی، کورش زعیم، هرمیداس باوند و عیساخان حاتمی به روشنی نظراتشان را در مورد جمهوری اسلامی و نظارت استصوابی اعلام کرده اند و کسی را با شرکت خود در انتخابات، فریب نداده اند. ای کاش دیگران هم که به دلیل ملاحظات سیاسی از سخن گفتن از حقوق همجنسگرایان آنهم در خارج کشور طفره می روند اقلاً همین قدر درباره حق دموکراتیک بخشی از جامعه ایران که حتی در قانون اساسی تهدید به مرگ شده است، با شفافیت عمل می کردند.

به امید
جمهوری آینده نگر
دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
پنجم دی ماه 1394
December 26, 2015

پانویس:
 
1. حشمت طبرزدی: کاندیداتوری رفسنجانی و خمینی/ تشدید چالش در حکومت (بیست و پنجم آذرماه 1394)
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_77.html
 
گفتگو با مهندس حشمت الله طبرزدی در سالروز 16 آذر  (سیزدهم آذر ماه 1394)
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/16.html
 
حشمت طبرزدی دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران در برنامه گفت و شنود از سیمای رهایی (هشتم مرداد ماه 1394)
http://iranscope.blogspot.com/2015/07/blog-post_90.html
 
2. محمد نوری زاد در تاریخ چهارم دی ماه 1394:
دوستانی از انتخابات پرسیدند و من گفتم: شرکت در انتخابات یا شرکت نکردن در آن، به اراده ی فردیِ هرکس بستگی دارد. و گفتم: من نه شما را ترغیب می کنم نا بازتان می دارم. من اما خودم شرکت نمی کنم. تحریمی هم در کار نیست. و البته نظرِ جمعیتی را که بخت و اقبال و رهایی مردم و کشور را در شرکت کردن در انتخابات و حضور در مجلس و در مقدرات کشور می دانند، محترم می شمارم و باور دارم که آینده ی رشد و سر برکشیدن های ما جز از طریق فعالیت های حزبی و تشکیلاتی میسر نمی شود. به دوستان پرسشگر گفتم: ایکاش مختصر شهامتی بود و این شرکت نکردن در انتخابات به یک امر مملکتی و یک خواست مدنیِ بخشِ وسیعی از مردم بدل می شد. اما چه جای درد که آخوندها و سرداران بسیاری را نان خور خود کرده اند و ترسان از نان بریدگی!
 
3. چرا باید امروز از حقوق مساوی برای همجنسگرایان دفاع کرد
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_2.html

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com  

 
 

----------------------
http://www.iranscope.com

حشمت طبرزدی: اقدامات قانون شکن و غیر دموکراتیک رژیم در گام اول انتخابات

حشمت طبرزدی: اقدامات قانون شکن و غیر دموکراتیک رژیم در گام اول انتخابات
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_68.html


اصولا در ایران حکومت های غیر دموکراتیک و قانون شکن، با صراحت قانون را رد نمی کنند اما همواره ان را دور زده و زیر پا می گذارند.
شرکت ازاد در انتخابات از اصول مسلم اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و مذکور در اصول گوناگون قانون اساسی موجود است. بر اساس دموکراسی و اصل حاکمیت ملی، ملاک جابه جایی قدرت، مراجعه به ارای عمومی است.افراد یا احزاب با برنامه های معین، خود را به ارای عمومی عرضه می کنند تا اکثریت رای خود را اعلام کنند و همین رای ،ملاک قرار خواهد گرفت.هیچ فرد یا گروه حق تحمیل رای خود به اکثریت را ندارد و هیچ مقامی حق سلب ازادی انتخاب مردم از مرحله ی کاندیداتوری تا مرحله ی رای دادن و اعلام نتایج را نخواهد داشت.
در ایران امروز اما این حق در همه ی مراحل سلب می شود.
روز گذشته به عنوان عضو ارشد همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران، به همراه چند تن از همپایگان برای ثبت نام در فرمانداری تهران حاضر شدم . اینک به عنوان یک روزنامه نگار و کاندیدای مجلس شورا از تهران، به صورت مستند به چند مورد که حاکی از قانون شکنی حکومت در گام اول انتخابات و غیر دموکراتیک بودن انتخاباتی است که رژیم بر گذار می کند، اشاره خواهم کرد.
همان گونه که اشاره شد، فقط مردم و اکثریت حق دارند در مورد کاندیدا ها و البته با رای خود داوری کنند. به جز ان، هیچ دخالتی پذیرفته نیست و ما مردم ایران نباید حق هیچ دخالت غیر قانونی به قدرتمندان بدهیم. اما شور بختانه انها با سوئ استفاده از قدرت، زمینه ی دخالت های قانون شکنانه به نام نظارت استصوابی یا تعیین و اعمال ملاک های به ظاهر قانونی اما سلب کننده ی حق تعیین سرنوشت و حق انتخاب ازاد را فراهم اورده اند.
برای مثال، با وجود این که از رهبر جمهوری اسلامی حاکم در ایران تا رییس تشخیص مصلحت، فقهای شورای نگهبان، و اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری رژیم ، اعضای تشخیص مصلحت و سایر دست اندرکاران که حساس ترین پست ها را در اختیار دارند،در سنین بالاتر از 75 سالگی هستند اما با تصویب قانون با اعمال اراده ی غیر دموکراتیک، از ثبت نام شخصیت های ملی، ازادیخواه، با تجربه ، پاک دست و اماده ی خدمت به مردم، بالا تر از 76 سال، ممانعت به عمل می اورند.این یک تبعیض اشکار است و اگر یک نماینده ی مجلس نمی بایست بیش از 75 سال سن داشته باشد، اولا با رای دهنده است که او را انتخاب کند یا نکند و دوم این که، چرا رهبر رژیم یا دبیر شورای نگهبان یا اعضای خبرگان رهبری، که مسئولیت سنگین تری برای خود تراشیده اند بتوانند تا روز مرگ رهبر و رییس باشند، اما مردم حق نداشته باشند نمایندگان خود را برگزینند؟!
مانع دوم در برگزاری انتخابات ازاد و دموکراتیک، تعیین فوق لیسانس به عنوان شرط ثبت نام است.البته با لحاظ یک تبصره ی کاملا تبعیض امیز و رانتی برای عوامل حکومت که در پست های مدیریتی و یا در مجلس مشغول رانت خواری و فساد بوده اند.انها با ارایه ی لیسانس می توانند، ثبت نام نمایند.جمهوری اسلامی با راه اندازی کارخانه های مدرک سازی و رانت خواری، عملا از این راه مانع ثبت نام افراد و شخصیت های اگاه، دلسوز، ملی و نمایندگان واقعی زحمتکشان و طبقات گوناگون اجتماعی می شوند. گویا قرار است مجلس اریستوکرات های بی سواد اما رانت خوار و وابسته به طبقات وابسته به حکومت راه بیندازند و نه مجلس ملی و نمایندگان واقعی طبقات گوناگون اجتماعی.چرا باید زیر بار چنین ستم اشکاری رفت؟
سومین عامل قانون شکنانه و غیر دموکراتیک در مسیر انتخابات، وجود فرم های ثبت نام ،متضمن تفتیش عقاید و تجسس از زندگی خصوصی شهروندان و سپردن ان، به دست نهاد های امنیتی و اعمال نظارت استصوابی است. تا جایی که حتا در هنگام ثبت نام، مامور شورای نگهبان همچون عامل امنیتی به سراغ کاندیدا ها از جمله من امد و قصد پرسش های غیر قانونی را داشت که در پاسخ به اعتراض من، اعلام کرد که کار شورای نگهبان از همین جا و با پرسش از کاندیدا ها شروع می شود!؟ به راستی که حقارت امیز و قانون شکنی اشکار است!گویا به جای زنان و مردان شجاع و ملی برای دفاع از حقوق اساسی شهروندی، قرار است گماشته برای حکومت تعیین نمایند!؟
البته اعضای همبستگی زیر بار هیچیک از این شروط غیر قانونی و غیر دموکراتیک نرفته و نمی روند. اما جا دارد اعلام کنم ، همه ی ما مردم ایران می بایست تلاش کنیم تا دست متجاوزین به حقوق اساسی خود از دخالت در انتخابات را قطع نماییم.این تلاش البته طولانی مدت بوده اما زمان بار دهی ان فرا رسیده است.








منبع:

اینترنت

مطلب مرتبط:
لینک گفتگوی حشمت طبرزدی با رادیو فرهنگ
http://radiofarhang.nu/radio/2015-02-18-11-38-05/item/3417-2015-12-26-15-03-02

 



----------------------

بهروز نیکذات: زندگیه دیگه!

بهروز نیکذات: زندگیه دیگه!
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_42.html

 
گاهی خسته میشی ...

اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش ...
یه مدت بری سراغ خودت ...

هیچ کاری نکنی ...
حتی نفسم نکشی ...

اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی, میبینی ...
یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده

و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ...

گم میشی ...
و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی...!

مواظب خودتون باشید گم نشید....


منبع:

----------------------

توضیحات آیت الله شجونی درباره تهدیدهای ساواک با عکس های برهنه زنان

توضیحات آیت الله شجونی درباره تهدیدهای ساواک با عکس های برهنه زنان
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_26.html


آیت الله شجونی در مورد عکس های لختی زنان که ساواک از او، آقای فلسفی و وعاظ مطرح کرده، پاسخ می دهد.






----------------------

جمعه، دی ۰۴، ۱۳۹۴

آیت الله جنتی: متأسفانه آمار ثبت نامی ها هی داره بالا میره، در خبرگان و مجلس

آیت الله جنتی: متأسفانه آمار ثبت نامی ها هی داره بالا میره، در خبرگان و مجلس
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_54.html

 
در این سخنرانی آیت الله احمد جنتی از تعداد زیاد ثبت نام کنندگان برای انتخابات مجلس اظهار تأسف می کند و می گوید آیا اینهمه که برای مجلس خبرگان ثبت نام کرده اند فکر می کنند مجتهد هستند! همچنین می گوید تعیین صلاحیت برای مجلس شورا و مجلس خبرگان کار شورای نگهبان است و اینکه چرا برخی می گویند حق الناس یعنی مردم باید صلاحیت ها را تعیین کنند و شورای نگهبان نباید تعیین صلاحیت کند. آیت الله جنتی می گوید نظارت استصوابی حق الناس است.





----------------------

حشمت طبرزدی: اعضای همبستگی برای انتخابات ثبت نام کردند

حشمت طبرزدی: اعضای همبستگی برای انتخابات ثبت نام کردند
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_25.html

 
صبح امروز ،ادینه 4 دیماه پنج تن از اعضای شورای همبستگی، اقایان هرمیداس باوند، عیسا خان حاتمی، کورش زعیم، حشمت اله طبرزدی و اسماعیل مفتی زاده با حضور در محل فرمانداری تهران، برای دهمین دوره ی مجلس شورا، ثبت نام کردند.
قرار بود محمد ملکی نیز در این جمع حضور داشته باشد و ثبت نام کند که به دلیل بیماری از این امر بازماند.
همچنین از گوشه و کنار کشور خبر می رسد دهها تن از زنان و مردانی که به شرایط همبستگی برای برگزاری انتخابات ازاد و دموکراتیک باور دارند، ثبت نام کرده اند که اسامی انها به زودی اعلام می شود تا هم میهنان در ایران و سراسر جهان بتوانند روز 7 اسفند ماه به انها رای بدهند.
اگاهی های تکمیلی در بیانیه های بعدی اعلام خواهد شد.

روابط عمومی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
4/دیماه/1394 خورشیدی.
 


سایت همبستگی
----------------------

پنجشنبه، دی ۰۳، ۱۳۹۴

حشمت طبرزدی: چرا باید به همبستگی بپیوندیم

حشمت طبرزدی: چرا باید به همبستگی بپیوندیم
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_61.html

 
در وضعیت کنونی که دو جناح موجود در قدرت رو در روی هم صف کشیده اند و حتا امکان حوادثی پر دامنه تر از سال 88 می رود، بسیاری نگران هستند که مبادا، همبستگی با حضور در میدان سپر بلای برخی شده یا مجبور به پرداخت هزینه شود و به همین دلیل راه کنار کشیدن و تحریم غیر فعال را ترجیح می دهد.
اما یادمان باشد که ما و اکثریت هم میهنان برای کسب قدرت به نفع خود و دار و دسته ی خود، پا به میدان نمی گذاریم. ما اگر امروز در میدان نباشیم،فردا همچون بخش بزرگی از اپوزسیون، فقط تماشاچی خواهیم بود و بازیکنان کسان دیگری خواهند بود.
ما به نفع جناحی وارد کارزار نمی شویم. فقط برای رهایی مردم و دموکراسی و عدالت وارد این میدان می شویم و البته باید هزینه ی ان را بپردازیم. حتا اگر در این کارزار ، یک گام ،جناح سرکوبگر عقب رانده شود، به نفع دموکراسی خواهان است. امروز هاشمی رفسنجانی جبهه ای علیه خامنه ای و دلواپسان گشوده است که اگر فرض کنیم، در این چالش، برنده ی قطعی رفسنجانی باشد، که احتمال ان زیاد نیست، باز به نفع دموکراسی خواهی است. برای این که نیرو های سرکوب در چنین نبردی، ضعیف تر می شوند و مبارزه با رفسنجانی برای ما ، راحت تر از مبارزه با خامنه ای است. در واقع این تاکتیک مبارزه است.
برخی بر این گمان هستند که اگر رفسنجانی بیاید، جمهوری اسلامی را بیمه می کند، حسن خمینی را به رهبری می رساند و به همین دلیل سعی می کنند ، مردم را به انفعال دعوت نمایند تا رفسنجانی و اصلاح طلب ها برنده نباشند. اما این تحلیل موجب می شود تا عملا خامنه ای برنده باشد.
ما نمی خواهیم از رفسنجانی حمایت کنیم و به شدت با جمهوری اسلامی و به ویژه ولایت فقیه مخالف هستیم اعم از این که خامنه ای بر کرسی باشد یا حسن خمینی جانشین او شود ،اما دوست داریم رفسنجانی بتواند چالش را ادامه بدهد. حتا اگر به احتمال کم، او در این چالش برنده ی قطعی باشد، مبارزه در شرایط جدید راحت تر است. در هر حال این ها به قدرت مطلقه ی فردی نقد دارند و خواهان شورایی کردن ان هستند. حتا طرح این حرفها به نفع دموکراسی خواهان است برای این که به تابو شکنی در بین طرفداران ولایت مطلقه ی فقیه کمک می کند.
در وضعیت کنونی دلواپسان و اصلاح طلبان بازیگران اصلی میدان هستند و میلیون ها ایرانی را به دنبال خود در این بازی کشانده اند. اما اپوزسیون یا منفعل و تماشا چی است یا بخش هایی از ان، برای اصلاح طلب ها سوت و کف می زند، بدون این که سهمی و نقشی در بازی داشته باشد.
همبستگی تلاش می کند این معادله را بر هم بزند و اپوزسیون دموکرات را وارد بازی کند تا سهم خود در اثر گذاری در میدان مبارزه و رقابت را داشته باشد. به همین دلیل من فکر می کنم نباید خاموش و تماساچی بود. دوران تماشاچی بودن به سر رسیده و باید استین بالا زد. شرایط انتخابات ازاد و دموکراتیک ، از سوی همبستگی اعلام شده است. می توان برای ثبت نام اقدام کرد و عملا وارد بازی شد. قاعده ی بازی را باید تعیین کرد. اگر ما وارد نشویم، قاعده را رژیم تعیین می کند.
تحلیل اشتباه از شرایط، موجب عملکرد اشتباه می شود. حتم داشته باشید در انتخابات پیش رو ،میلیون ها ایرانی پای صندوق ها می روند تا به این یا ان کاندیدا رای بدهند. نمی توان ذهنی برخورد کرد و مدعی شد این ها مردم نیستند یا نمی فهمند یا این که ما باید از موضع خود عدول نکنیم و همچنان در ماورا بمانیم.
این تحلیل ها خریدار ندارد. بلکه باید وارد میدان مبارزه شد و حرف زد و روی ملاک ها پا فشاری کرد و افشاگری کرد. باید مردم را همراهی کرد و کمک کرد و در عین حال مانع از این شد که دلواپسان و اقتدارگرایان ،همچنان در نبود اپوزسیون دموکرات، یکه تازی کنند. مهم ترین دشمن دلواپسان قدرت و اقتدارگرایان کسانی هستند که بخواهند قدرت را از انها بگیرند. کسانی نیستند که بخواهند شعار های رادیکال و براندازی بدهند اما در عمل، هیچ اقدامی علیه منافع قدرت مطلقه ی حاکم نکنند.
امروز 90 درصد و بلکه بیش از ان، در دست کسانی است که کم تر از 10 درصد جامعه هستند و همین 10 در صد هستند که اسلحه و زندان و زور را در دست دارد و من و تو را سرکوب می کند.
نمی گویم اگر رفسنجانی و خاتمی حاکم باشند، من و تو را ازاد می گذارند. چنین توهمی ندارم، بلکه مدعی هستم مبارزه با این ها اسان تر از مبارزه با خامنه ای و مصباح یزدی و جنتی است. برای این که ،برنده شدن خاتمی در این وضعیت، موجب ضعف جدی نیروی سرکوب می شود.زیرا در فرایند این چالش در قدرت، این نیروی سرکوب است که تحلیل می رود. ما باید کمک کنیم تا این نیرو بیشتر تحلیل برود.
به همین دلیل باید از اپوزسیون دعوت کنیم تا به همبستگی بپیوندد یا موضع همبستگی را تقویت کند ،نه موضع انهایی که از همین امروز با شعار ،، تحریم،، عملا بخشی از نیرو ها را به انفعال و عملا به نفع خامنه ای دعوت می کنند. تحریم زمانی اثر گذار است که فعال باشد و نه منفعل. تجربه نشان داد، تحریم بدون برنامه، به نفع جناح سرکوبگر بود.هر گاه با فراخوان به تحریم بتوانیم کمینه 90 درصد از رای دهندگان را به خانه نشینی بکشانیم، در انصورت تحریم بهترین ابزار است.

منبع:
https://goo.gl/yYUlly


http://www.hambastegi-iran.org/


----------------------

دکتر اسماعیل نوری علا: مفهوم تغيير و زمانه

دکتر اسماعیل نوری علا: مفهوم تغيير و زمانه
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_47.html


در این اولین بخش از سلسله گفتارهای دکتر اسماعیل نوری علا تحت عنوان «در زمانهء تغيير»که در ادامه ی شماره های پیشین نگاه همراه با علیرضا میبدی اجرا شده در مورد زمینه انقلاب 1357 با نگرشی به فلسفه تاریخ بحث شده است



منبع:

https://goo.gl/Fx379S
https://www.youtube.com/watch?v=IwINDIojOTQ



----------------------

اکبر گنجی: انجماد مغز در باب بول و نجاسات

اکبر گنجی: انجماد مغز در باب بول و نجاسات
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_90.html

 
صادق لاریجانی- رئیس قوه قضائیه- طی سخنان تندی علیه هاشمی رفسنجانی، از جمله به شدت به او تاخت که چرا با “علامه تراشی”، سید حسن خمینی را “علامه” به شمار آورده است. لاریجانی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: «آیا واقعاً شما تشخیص دهنده علامه هستید؟ کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند آیا قادر به فهم دقیق متون معمولی کتب حوزوی هستند؟ آیا می‌توانند ظرایف کتاب‌هایی مثل وسایل و کفایه شیخ انصاری را فهم کنند؟ آیا تحقیقات محقق نائینی، محقق عراقی، و محقق اصفهانی را در می‌یابند با این وضع اینها علامه تشخیص دهنده می‌شوند؟ اینها بازیگری است، اینها استهزاء حوزه‌های علمیه است، اینها خندیدن به شعور مردم است.»

هاشمی رفسنجانی نزد آیت‌الله خمینی و مراجع تقلید آن زمان فقه و اصول خوانده است. از ابتدای انقلاب تاکنون یکی از چند فرد قدرتمند اصلی جمهوری اسلامی بوده و ریاست مجلس خبرگان رهبری را هم بر عهده داشته است. حالا این که آیا ظرایف “وسایل” و “کفایه” را درک می‌کند یا نه، و اصلاً از تحقیقات محقق نائینی، محقق عراقی و محقق اصفهانی سر در می‌آورد یا نه، موضوع نوشتار کنونی نیست.

این که صادق لاریجانی هاشمی رفسنجانی را تحقیر می‌کند که فاقد سواد فقهی است و این فرد بی‌سواد، فرد بی‌سواد دیگری، یعنی سید حسن خمینی را “علامه” قلمداد می‌کند، این هم در نوشتار کنونی محل نزاع نیست.

جایگاه علمی و سیاسی افراد در نظام ولایی

شاید منتقدی بگوید جایگاه صادق لاریجانی کجا و جایگاه هاشمی رفسنجانی کجا؟ اما جایگاه سیاسی و علمی افراد امری ثابت و ماندگار نیست. هر دو تغییر می‌کنند و کرده‌اند. در نظام سلطانی فقیه سالار، نسبت فرد با ولی فقیه، جایگاه علمی و سیاسی فرد را هم تعیین می‌کند.

آیت‌الله شریعتمداری، آیت‌الله منتظری و آیت‌الله صانعی سه مصداق مهم این مدعایند. نسبت آنان که با ولی فقیه تغییر کرد، جایگاه سیاسی و مرجعیت شان هم تغییر کرد. آیتـالله شریعتمداری و آیت‌الله صانعی توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم سلب مرجعیت شدند. البته معنای این امر این نبود و نیست که اکثریت مقلدان این مراجع پس از اعلام نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دیگر از مرجع تقلید خود تقلید نکرده و به دیگر مراجع تقلید رجوع کرده‌اند. ولی رژیم با این روش آنها را به حاشیه و حصر کشاند.

محل نزاع نوشتار حاضر، “فقه فروشی” صادق لاریجانی است. چنان از فقه سخن می‌گوید که هر کس نداند گویی از فلسفه کانت، هگل، هایدگر، رالز، و…سخن می‌گوید. او به دنبال منکوب کردن شنودگانی است که تحت سلطه فقیهان به سر می‌برند. چنان از تحقیقات فقیهان دم می‌زند که ناآشنایان گمان برند که با تحقیقات معجزه آسایی روبرو هستند.

درباره نظرات خودش هم می‌گوید، نظراتی که من بیان کردم، “بحثی فنی و دقیق” بود، اما در برابر “توهمات و تخیلات” قرار گرفت. به ناقدانش می‌گوید: “جل الخالق از این همه دقت و هوشیاری!! “. سپس می‌افزاید: “ضعیف‌تر از این استدلال پیدا نمی‌شود، این بحث یک بحث فنی و دقیق است، و با استدلال‌های آسمان ریسمانی هم نمی‌شود آن را حل کرد”.

مطهری و شریعتی و فقه

این فقه چیست که این قدر عمیق است که حتی فقهی چون هاشمی رفسنجانی هم قادر به درک آن نیست. مگر در رسائل (فرائد الاصول) و مکاسب شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی چه نوشته‌اند؟ مگر این فقه همان چیزی نیست که در حوزه‌ها تدریس می‌شود؟

مرتضی مطهری به شدت گلایه می‌کرد که حوزه‌های علمیه “در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرائى افتاده که از صد سال پیش به این طرف از تکامل باز ایستاده است” (مرتضی مطهری، ده گفتار، ص ۲۸۸). حوزه‌ها به دانشکده فقه تبدیل شده‌اند (پیشین، ص ۲۸۰- ۲۷۹). فقه عامل رشد فقیهان است. به همین دلیل، “اگر کسى کفایه آخوند ملا کاظم خراسانى را بداند یک شخص محترم و با شخصیتى شمرده مى‌شود” (پیشین، ص ۲۲۰- ۲۱۹).”در نتیجه هزارها نفر پیدا مى‌شوند که کفایه را چهارلا بلدند، یعنى خودش را بلدند، رد کفایه را هم بلدند، ردِ ردِ او را هم بلدند، اما دو نفر پیدا نمى شود که قرآن را به درستى بداند! ” (پیشین، ص ۲۲۱- ۲۲۰). مطهری می‌گوید هزاران نفر کفایه دان بی خاصیت وجود دارد، اما صادق لاریجانی می‌گوید همین کفایه را هاشمی رفسنجانی نمی‌فهمد.

علی شریعتی در نقد همین فقه و فقها می‌گفت: آقا چه می‌کند؟ درس می‌دهد. چه درس می‌دهند؟ فقه درس می‌دهند. یعنی چه می‌گویند؟ نجاسات درس می‌دهند و ۲۰ سال است در بول گیر کرده‌اند. (به عنوان نمونه بنگرید به درس خارج فقه “مدرس الفقهاء والمجتهدین” آیت‌الله میرزا جواد تبریزی، تحت عنوان : نجاسات، بول و غائط، جلسه هجدم و نوزدهم ).

شریعتی می‌افزود: “فقه را می‌بینید که هزار مسئله در آداب بیت الخلاء طرح و کشف می‌کند” (علی شریعتی، مجموعه آثار ۹، ص ۱۲). “راجع به حیض، نفاس، جنابت، آداب بیت الخلاء احکام برده و حقوق خواجه بر برده‌اش هر چه خواهی بپرس، فقط در آداب مستراح رفتن شش ماه تحقیقات دقیق و نظریات مفصل علمی هست” (م ۹، ص ۲۳۴).

اینها چیزهایی هستند که صادق لاریجانی به آنها مباهات می‌کند. چرا؟ چون فقیهان در طول تاریخ بدین وسیله دسترنج مردم بیچاره را به نام خمس و سهم امام گرفته و خورده‌اند. بعد هم که نظریه باطل ولایت فقیه را اختراع کردند- که تصورش موجب تکذیبش می‌شود- قدرت سیاسی را هم به وسیله همین فقه در چنگال گرفتند.

کارنامه ۳۷ ساله جمهوری اسلامی

حتی اگر بپذیریم که هاشمی رفسنجانی قادر به درک متون فقهی نیست، اما اینک نه تنها مردم ایران، که همه مردم جهان، قادر به فهم فقه و فقاهت هستند. فقیهان ۳۷ سال است که با استناد به قانون اساسی در حال اجرای فقه‌اند. مگر فقه را آقایان به قوانین جمهوری اسلامی تبدیل نکرده و اجرا نمی‌کنند؟ مردم با پوست و گوشت و خون خود آن را حس می‌کنند. وقتی از جرثقیل فرد اعدام شده را آویزان می‌کنند، مردم معنای فقه را می‌فهمند که چیست. وقتی بر بدن افراد تازیانه وارد می‌آورند، همه معنای فقه را می‌فهمند. وقتی افراد را به اتهام اهانت به مقدسات زندانی یا اعدام می‌کنند، همه مردم فقیه می‌شوند. وقتی حکم ترور صادر می‌کنند- به عنوان نمونه حکم ترور سلمان رشدی- همه معنای عمیق تحقیقات محقق نائینی، محقق عراقی، و محقق اصفهانی را تشخیص می‌دهند. وقتی دست سارق را قطع می‌کنند و چشم فرد را به عنوان قصاص کور می‌سازند، همه به عمق فقه راه می‌یابند.

مگر حیله و کلک‌های شرعی رکن رکین این فقه نیست. این زیرکی فقیهانه چه سودی برای مردم داشته که هاشمی بلد باشد یا نباشد. کاشکی هاشمی رفسنجانی و دیگر فقیهان، فقه نمی‌دانستند:

کاشکی او آشنا ناموختی
تا طمع در نوح و کشتی دوختی
کاش چون طفل از حیل جاهل بدی
تا چو طفلان چنگ در مادر زدی

نافقیهان، از نظر معرفتی و اخلاقی برتر از فقیهانند (رجوع شود به مقاله: “برتری معرفتی و اخلاقی نا فقیه بودن“).

بدویت زدگی

فقیهان دائماً روشنفکران و رقبا را به غرب زدگی متهم می‌سازند. می‌گویند، حقوق بشر، دموکراسی، آزادی، عدالت به معنای برابری، و…محصول غربیان است. یعنی محل رویش ایده‌ها را ملاک داوری درباره حسن و قبح و صدق و کذب آنها قرار داده‌اند. افرادی که از برساخته‌های دوران مدرن دفاع می‌کنند، از نظر اینان غرب زده‌اند. غرب زدگی هم نوعی بیماری است. به همین دلیل آیت‌الله خامنه‌ای بارها گفته است که “جریان روشنفکری ایران از ابتدأ بیمار متولد شد“. چرا؟ چون غربیان در پیدایش آن نقش داشتند و این جریان، جریانی غرب زده است.

بدین ترتیب گویی فقیهان از اندیشه‌های بومی و ملی – در برابر ارزش‌های غربی- دفاع می‌کنند. گویی می‌گویند که نظریه‌ها و ارزش‌های غربیان از آن ما نبوده و نیست، ما باید خودکفا باشیم و به آن چه خود پرورانده ایم، اکتفأ کنیم. اما این گونه نیست و این مدعا کاذب است. برای نشان دادن بطلان مدعای فقیهان، باید یک پیش فرض آنان را بپذیریم. آن پیش فرض این است که “محل رویش افکار و ایده‌ها ملاک داوری درباره صدق و کذب و حسن و قبح آنهاست”.

با قبول این پیش فرض کاذب، می‌پرسیم: فقه از کجا آمده است؟ فقه برساخته مردم جزیره العرب پیش از اسلام است. قدمت قصاص و سنگسار و ارتداد و…حداقل به دین یهود می‌رسد و یهودیان آن‌ها را برساخته‌اند. خمس و حج هم قرن‌ها پیش از اسلام توسط اعراب ساخته شده‌اند.

بدین ترتیب، فقیهان عرب زده‌اند. اما عرب زدگی آنان، عرب زدگی امروزین نیست، بلکه عرب زدگی چند هزار سال پیش است و معنایی جز “بدویت زدگی” ندارد. باستانشاسان هم فرهنگ و تمدن‌های چند هزارساله گذشته را به ما می‌شناسانند، اما بدویت زده نیستند. یعنی قصد ندارند آن تمدن‌ها و رسم و رسوم را به مردم امروز به عنوان عالی‌ترین دستاوردهای بشری تحمیل کنند.

فقیهان باستان‌شناسان بدویت زده‌اند. عاشق سبک زندگی و مجازات‌های کیفری قبیلگی اعراب قرن‌ها قبل از اسلام‌اند. حقوق بشر، دموکراسی، عدالت به معنای برابری، آزادی، و…را به عنوان “جاهلیت مدرن” رد و طرد می‌کنند تا بدویت قبیلگی اعراب چند هزار سال پیش را به عنوان عالی‌ترین دستاورد بشری به مردم دوران مدرن تحمیل کنند.

با توجه به این مقدمات- از نظر اخلاقی و معرفتی- آیا حقوق بشر، دموکراسی، آزادی، عدالت به معنای برابری، و…بر “باستانشاسی عرب زده بدویت زده” ترجیح ندارد؟

از پیامبر اسلام نقل کرده اند: “کسی که شهادتین را بر زبان جاری می ‌کند، نماز ما را بخواند، رو به قبله نماید و مثل ما حیوانات را ذبح نماید…این شخص مسلمان می‌باشد“. اما مرده ریگ فقه چنان پشمینه پوشان تندخوی مدعی رحمت را گرفتار کرده که دائماً یقه این و آن را می گیرند که “شما از نظر اعتقادی از اسلام عبور کرده اید و باید اعتراف کنید که مسلمان نیستید“. بهتر است اینها به جای گره گشایی از راز و رمز حیرت و ایمان ورزی، عمر را با نجاسات سپری کنند که ساحت قماربازی– به قول مولوی- و خطر کردن– به قول گیرکگارد- همیشه با شک و حیرت همراه است و ایمان اکثر مومنان آغشته به شرک است:

گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام

گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند

پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدست بو

از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند

منبع:

----------------------

بايگانی وبلاگ