چهارشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۵

احمد شاملو: ای قـلـب در بـه در از یـاد مبر ...

https://goo.gl/0xXIQf
احمد شاملو: ای قـلـب در بـه در از یـاد مبر ...
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_82.html

ای قـلـب در بـه در از یـاد مبر ...







ای قـلـب در بـه در از یـاد مبر ...
ای قـلـب در بـه در از یـاد مبر ...
Posted by Ahmad Shamlou on Sunday, January 3, 2016




 




منبع:
فیسبوک مهدی خانبابا تهرانی


----------------------

بیزاری آیت الله خامنه ای از شاه سلطان حسین-ویرایش دوم

بیزاری آیت الله خامنه ای از شاه سلطان حسین-ویرایش دوم
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_79.html

آیا هیچوقت از خود پرسیده اید که چرا سالها پیش آیت الله خامنه ای بحث شاه سلطان حسین را مطرح کرد؟ هشت سال پیش یعنی یکسال قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 آیت الله خامنه ای گفت: "اگر روزی در میان مسؤلان كشور مسؤلان بی جرئت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، كار مملكت و جمهوری اسلامی تمام است چرا كه مسؤلان ترسو و مقهور، ملت های شجاع را نیز به ملت های ضعیف تبدیل می كنند." در واقع همان زمان بود که آيت الله خامنه ای از محمود احمدی نژاد و کابینه وی به دلیل مواضع و عملکرد آنها در زمینه برنامه اتمی ایران تمجید کرد و به آنها همچنین توصیه کرد که برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری خود را آماده کنند. انتخاباتی که يکسال بعد، آنهم یکهفته بعد از انجام پرمناقشه اش، نهایی بودن گزینش محمود احمدی نژاد را، خود آیت الله خامنه ای در نماز جمعه 29 خرداد 1388، اعلام کرد (1).

اما در نظر آیت الله خامنه ای، جنگ اصلاح طلبان و اصولگرایان نظیر دعوای حیدری و نعمتی، جمهوری اسلامی را همواره در حالت آماده باش نگهمیدارد و به اين طريق از اینکه جمهوری اسلامی از خارج یا از داخل غافلگیر شود، جلوگیری به عمل می آید. دقیقاً شاه عباس نیز به همین دلیل از دعوای حیدری و نعمتی که قبل از صفويه آغاز شده بود حمایت میکرد و تلاشی نداشت که آنرا از بین ببرد، اما در عین حال قدرقدرتی حکومت شبه مذهبی صفوی و شخص خود را فراتر از همه این کشمکش ها میدانست. در مقايسه در زمان شاه سلطان حسین، قدرت روحانیت شيعه بیش از همه تاریخ ایران بوده است و روحانیون خیلی بیشتر کنترل امور مملکت را در دست خود داشتند، وليکن خود حکومت بود که برخلاف دوران شاه عباس احساس قدرقدرتی خويش را از دست داده بود و مقهور جنگ نعمتی و حیدری شده بود و نه آنکه بر فراز آن بنشیند.

آیت الله خامنه ای *خود* را شاه عباس قلمداد می کند، و نه روحانیت را، و مطمئناً دوران شاه سلطان حسین را به رغم همه قدرت بيکران روحانيون در آن زمان، نه تنها ارج نمی نهد، بلکه خوار می شمارد. در واقع اگر آنچه علی شریعتی با تفکیک شیعه صفوی و علوی کرده است، و در میان روشنفکران اسلامی ریشه دوانده، وجود نداشت، آیت الله خامنه ای الگوی خود را در تاریخ ايران به روشنی ذکر میکرد که کسی نیست جز شاه عباس. تمام مثالهای از صدر اسلام نیز که در جمهوری اسلامی، و در خطبه های خودِ آقای خامنه ای مرسوم است، به دلیل آن سنت علی شریعتی است که صفويه را به نوعی بدنام کرده است، وگرنه دولت صفوی سرمشق واقعی جمهوری اسلامی بوده و شاه عباس ایده آل آیت الله خامنه ای است. منظورم البته حکومت سلطانی و بحثهایی نیست که آقای اکبر گنجی مطرح میکند که در گذشته مخالفتم را با آن نظرات توضیح داده ام (2).

در اینجا قصدم از اين بحث شکل قدرت یعنی *سلطنت* در دوران صفوی نیز نیست بلکه منظور اقتدار نخستین صفویان و بویژه شاه عباس در منطقه است که سرمشق آیت الله خامنه ای برای جمهوری اسلامی است و این نگرش منطقه ای دلیل حمایت آیت الله خامنه ای از محمود احمدی نژاد بود. آقای خامنه ای یک شانس تاریخی آورد و آن حمله طالبان و القاعده به آمریکا در سپتامبر 2001 بود که به سقوط طالبان در افغانستان و بعد هم به سقوط صدام در عراق توسط آمریکا منجر شد که در اتحاد با جمهوری اسلامی ايران انجام شد. این رویدادها موقعیت ایران را در منطقه به اوج خود در یک قرن اخیر رساند بويژه آنکه پیش از آنهم سقوط شوروی، موقعیت ایران و ترکیه را در ميان جمهوری های سابق شوروی در آسیای صغیر تقویت کرد و با سقوط طالبان در افغانستان و سقوط دولت صدام در عراق، نه تنها نفوذ ایران در آن دو کشور تقویت شد، بلکه در مقايسه، دولت های سنی مذهب عرب در منطقه تضعيف شدند، و حتی در پاکستان نیز موقعيت ايران تقويت شد. به اين طريق در کل منطقه، موقعیت نظامی، اقتصادی و استراتژيک ایران تقویت شده و وضعيت جمهوری اسلامی دوران آقای خامنه ای نسبت به زمان نوشیدن جام زهر توسط آیت الله خمینی، بهتر است. البته با سقوط بهای نفت در یکسال اخیر موقعیت کل خاورمیانه تضعیف شده و در آینده نزدیک این نیروبندی ها می تواند دستخوش تغییرات جدی شود.

آيا تقويت موقعيت استراتژيک ايران در منطقه و حتی رشد استقلال ايران می تواند دليلی برای صرفنظر کردن مردم ايران از حقوق انسانی خود باشد؟ اتفاقاً بالعکس، در اروپا، در زمان اوج فتوحات کشورهای اروپایی در جهان، در خود آن کشورها، مهمترين بحث های حقوق بشر مطرح شد یعنی هنگامی که فرانسه حتی در انقلاب آمریکا، بریتانیا را کنار میزد، انقلابیون فرانسه در خود آن کشور برای حقوق انسانی خود بپا خواستند و انقلاب کبیر فرانسه را علیه همان دولتی که متحد انقلابیون آمریکا بود، سازمان دادند. منظور اینکه به این دلیل که جمهوری اسلامی نقش قدرتمندی امروز در منطقه خاورمیانه و آسيای صغير بازی میکند و اقتدار سیاسی ایران نسبت به بسياری از دوران های تاريخ معاصر بیشتر شده است، نه تنها دلیلی بر قبول دیکتاتوری در ایران نبايد باشد بلکه اتفاقاً دلیلی بیشتر بر مخالفت کردن با استبداد و خواستار شدن حقوق مدنی است، و حتی استقلال ايران در صورت عدم رشد دموکراسی به راحتی با يک جنگ می تواند بر باد رود. در ايران حتی سکولاريسم را نيز بايد بعنوان یک حق بشر و تلاشی مردمی مطرح کرد، نه آنکه اميد داشت از بالا فراهم شود (3).

بازهم تکرار می کنم که مخالفت با استبداد به معنی مخالفت با استقلال نیست اما اگر شاه عباس امروز در ايران حکومت میکرد دقیقاً ما بایستی برای حقوق مدنی و سکولار مردم ایران مبارزه میکردیم و نه آنکه قبول کنیم که یا کور شویم یا دور شویم وقتی درشکه شاه عباس در چهار باغ اصفهان در حرکت است. امروز استقلال، توجیهی برای صرفنظر کردن از حقوق فردی نیست. حتی در همان سالهای 1950 یعنی زمان مصدق و کودتای 28 مرداد در ایران، کشورهای سرمایه داری و سوسیالیستی نوپایی نيز بودند که با قدرتهای اصلی سرمايه داری و سوسياليستی مخالفت کردند و راه خود را رفتند و پیروز هم شدند گرچه به موقع مصالحه هایی نیز کردند. نمونه اول، هندوستان است که هنوز بزرگترین دموکراسی جهان است و نمونه دوم  چین، که هنوز بزرگترین کشور سوسیالیستی جهان است، صرفنظر از اينکه اين رژيم ها مورد علاقه ما هستند يا نه. در نتیجه راه حل این نیست که نیروهای سکولار ایران از مبارزه برای حقوق فردی و سکولاریسم دست بردارند و دوباره نظیر انقلاب 1357 همان اشتباهی را مرتکب شوند که اجازه داد نیرویی ارتجاعی رهبری مردم را در دست گیرد، آنروز رهبری انقلاب و امروز رهبری اصلاحات! انقلاب ارتجاعی یا اصلاحات ارتجاعی حتی ما را از زمان امیرکبیر هم عقب تر میبرد (4). به همین دلیل نیز این بحث در همان سال 1388 با میرحسین موسوی در ارتباط با موضوعاتی که جنبش سبز با آن دست و پنجه نرم میکرد، مطرح شد (5).

کلاً قرار نیست مردم ایران از حقوق فردی خود چشم پوشی کنند به این خاطر که مثلاً دولتی برای ايران استقلال یا سکولاریسم يا جمهوری به ارمغان آورد. اتفاقاً این درسی است که از تجربه سالهای دموکراسی ناقص در ایران سالهای 1320 تا 1332 باید گرفت که نباید برای هرگونه ایده آل ایدئولوژیک درست یا غلط حاضر شد از حقوق فردی خود چشم پوشید آنگونه که عده ای از کمونیستها از حقوق خود چشم پوشیدند و نامش را هم گذاشتند فداکاری و برده وار از استالین پیروی کردند. اگر اینترنت ما سانسور است نباید توجیه کنیم که مثلاً دولت دارد برایمان استقلال میاورد و از حقوق فردی خود صرفنظر کنیم، بلکه باید بروشنی بگوییم که این کار دولت برای ما قابل قبول نیست. نباید وقتی مذهبی نیستيم خود را مجبور کنيم که هر جمله مان را با بسم الله الرحمان الرحیم شروع کنيم و فکر کنيم داريم فداکاری میکنيم و به اينگونه اتحاد با نیروهای مذهبی را تقویت می کنيم. خیر، صرفنظر کردن از حقوق فردی يعنی توجيه کردن آنچه در دوران جنبش سبز دیدیم که دولتی بخود اجازه داد در کهریزک چنان جنایاتی را انجام دهد و هنوز هم آقای احمدی نژاد از مردم نه تنها پوزش نخواسته بلکه بهترين فرزندان این کشور هنوز در زندان هستند و اقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد همچنان در حصر به سر می برند. این به اصطلاح "فداکاری ها" برای نه تنها روشنفکران ما بلکه برای همه مردم ايران زهر است. در روزهای بعد از انقلاب 57 وقتی تظاهرات زنان در جريان بود چریکهای فدائی خلق به دختران طرفدار خود میگفتند روسری سر کنند و با این "فداکاری" اتحاد را حفظ کنند. این رهنمودها غلط بود که عاقبت به آنجا رسیدیم که شاهدیم.

اگر قرار است اتحاد با صرفنظر کردن از حقوق فردی و انسانی ما باشد، چنان اتحادی به پشیزی نمیارزد و ادامه دیکتاتوری به رنگی دیگر است؛ یک روز به خاطر رنگ رژیم سکولار، و روز دیگر به دليل رنگ رژیم مذهبی، صرفنظر کردن از حقوق فردی توجيه می شود. یک روز در دولتی وابسته و روزی دیگر در دولتی مستقل. هیچ دموکراسی و استقلالی بدون برآورده کردن حقوق فردی تک تک شهروندان ايران نه پایدار خواهد بود و نه ممکن. از توصيه فداکاری های بی معنی در جهت صرفنظر کردن از حقوق فردی دست برداريم که جز ضرر برای ملت ما نتیجه دیگری نداشته است. به یاد آوریم، در غرب آن حرکت فلسفی دکارتی که درک حقوق فردی را آغاز کرد با نوعی به اصطلاح "استکبار" فردی و نه از خودگذشتگی، همراه بود (6).

چرا هروقت که اینترنت در پاکستان برای سایتهای اسلامی مسدود می شود فوراً اسلامگرایان ضد سکولار جلوی دفتر مسؤل کنترل اينترنت تظاهرات می کنند اما در ایران از روز اولی که فیلترینگ اینترنت شروع شد هيچيک از اصلاح طلبان که حتی آنزمان در قدرت هم شريک بودند، نرفتند جلوی وزارت اطلاعات نسبت به این امر اعتراض کنند و اصولگرايانی نيز که خود فيلتر شدند نام سايت خود را با توافق پشت پرده عوض کردند و اينگونه فيلترينگ سايت خود آنها تمام شد اما هيچگاه عليه کل فيلترينگ اینترنت اعتراضی نکردند و هم اصلاح طلبان و هم اصول گرايان اين تصور را دامن زدند که رژيم لطف کرده که اینترنت را مجاز ساخته است غافل از اینکه دولت در ایران وقتی همه اين سالها خواسته است با آمریکا در زمینه اقتصادی و نظامی در منطقه رقابت کند به دلايل علمی و تکنولوژيک راه دیگری جز مجاز ساختن اينترنت نداشته است چرا که به روش طالبان نمیشود در این عصر و زمانه رقابت نظامی و اقتصادی کرد همانطور که حکومت طالبان نتوانست و شکست خورد يعنی دقيقاً به همین دلیل است که در ايران در رابطه با اینترنت خط مشی آیت الله خامنه ای که توسعه اينترنت در عین فيلتر کردن آن است، جلو رفت و نه خط مشی آیت الله احمد جنتی که مانند طالبان میخواست اینترنت و تلویزیون ماهواره را ببندد. در نتیجه کسی لطفی به ما نکرده است که اینترنت در ایران اجازه رشد داشته است و ما نیز وقتی حقوق فردی مان در دسترسی به سایت های مورد علاقه مان نقض می شود، شايسته است نظیر آن اسلامگرایان پاکستانی، اعتراض کنیم تا فیلترها برداشته شود.

خلاصه کنم امروز اگر هر رهبر رژیم ادعا کند که برای ايران عظمت دوران کورش کبير يا قدرقدرتی دوران شاه عباس را به ارمغان آورده است و از آمريکا پيشی گرفته، بهتر است که بداند مردم ايران نيز حقوق فردیِ نه کمتر از مردم آمريکا را از آن رژيم طلب خواهند کرد و هر نوع توجيهی برای قبول استبداد در واقع نشان می دهد که آن سخنوران خود به اين عظمت باور ندارند و سطح انتظاراتشان از ايران نه تنها در حد آمريکای قرن بيست و يکم نيست بلکه حتی در حد آمريکای قرن هجدهم نيز نبوده و می خواهند همه را نظير دوران انقلاب 57 فريب دهند. نميخواهم بگويم آنها که اینگونه نظرات را ترویج می کنند قصد آسيب رساندن به مردم ايران را دارند اما اکثريت آنهايی نيز که در دوران حزب توده يا انقلاب 57 چنين اشتباهاتی را در رهنمود دادن به مردم ايران مرتکب شدند هدفشان لزوماً ضرر زدن به مردم ما نبود (7).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
دهم فروردین ماه 1395
March 29, 2016
 
*ویرایش نخست این نوشتار در تاریخ پنجم شهريور ماه 1389 برابر با بیست و هفتم ماه اوت 2010 منتشر شده بود.
 
پانویس:

1. تشکر از آيت الله خامنه ای برای بزرگترين خدمت وی به اپوزيسيون
http://www.ghandchi.com/569-KhameneiOpposition.htm

2.  وصيّت نامه خامنه ای و داستان رژيم سلطانی
http://www.ghandchi.com/594-Sultanism.htm

3.  اشتباه اساسی در نحوه طرح سکولاريسم در ايران
http://www.ghandchi.com/598-Secularism_is_a_Human_Right.htm
 
4. از انقلاب ارتجاعی 57 تا قهقرای اصلاح طلبی نود و چهار
http://www.ghandchi.com/1135-ghahgharaaye94.htm  

5. نگاهی به اشتباه اساسی آقای موسوی در پرتو فلسفه علم
http://www.ghandchi.com/595-MousaviError.htm
 
6. دکارت و لائیکات (مردم عادی غیر روحانی یا غیرمتخصص)
http://www.ghandchi.com/397-Descartes.htm

Descartes and Laity
http://www.ghandchi.com/397-DescartesEng.htm
 
7. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm


 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 


----------------------

خسرو باقرپور: بوسه ی پرستو!

خسرو باقرپور: بوسه ی پرستو!
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_45.html

 
بوسه ی پرستو!
 (برای پرستو جانِ فروهر)
اگر چه؛
هنوزم؛
گلویم؛
پُر از بغضِ پرپر زدن های پروانه؛
در یورشِ آن شبِ ناگهان است:
زمستان شکن می دمد لاله در کوهساران
بنفشه عرق می کند در تبِ گُل
سحر دل سپرده به رقصِ چناران،
به آوازِ سِهره، به تنبورِ باران
خدارا! چه غوغایی اندر میان است!
پرستو هنوزم، نفس می کشد؛
جانِ پروانه ای را.
چه هنگامه ای
در بهارِ جهان است!
اسن. فروردین 1395


منبع:
https://goo.gl/6pnUWm 

----------------------

نوستالژی خلافت برای جوانان مسلمان اروپا

نوستالژی خلافت برای جوانان مسلمان اروپا
 
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_87.html

 
 
سؤال می شود چرا جوانانی که در خانواده های مسلمان اما در اروپا بزرگ شده اند جلب داعش می شوند. پاسخ بسیار ساده است. نوستالژی خلافت اسلامی برای جوان ناراضی مسلمان در اروپا حتی مؤثرتر از خاورمیانه است، چون دولت های اروپایی ادعای اسلامی یا حتی مذهبی بودن ندارند.
 
این نوستالژی برای اهل تسنن نیز بهتر کار می کند تا برای شیعیان. آیت الله خمینی وقتی می خواهد دولت مورد نظر خود را  در کتاب "ولایت فقیه" توصیف کند حتی از مثال واتیکان و عثمانی بهره می گیرد چون هم دولت صفوی تئوکراسی نبود و هم اینکه جوانان شیعه آن زمان، ملایانی را که با رژیم شاه کار می کردند به وضعیت دوران صفوی تشبیه می کردند و به همین دلیل نیز علی شریعتی از تفکیک شیعه صفوی و علوی می گفت.
 
به هرحال نوستالژی خلافت عثمانی حتی در نامی که داعش برای خود برگزیده منعکس است هنگامیکه خود را خلافت اسلامی برای همه جهان می نامد. حالا آیا چنین نوستالژی را می توان با گلوله نابود کرد یا که لازم است اوتوپیسم آن را برای جوانان، چه اروپایی و چه خاورمیانه ای، توضیح داد (1).

در تاریخ، جنبشهای ارتجاعی مذهبی و غیرمذهبی زیادی بوده که بر مبنای نوستالژی و مقاومت در برابر ترقی، شکل گرفته اند. نمونه ای برجسته از اینگونه جنبشها، کو کلاکس کلان ها در آمریکای شمالی بودند که در سودای احیاء دوران "پرعظمت" بردگی سیاهان و دولت کنفدراسیون جنوب بودند، و هنوز تا به امروز، بازماندگانشان در ایالات جنوبی آمریکا فعالند گرچه دیگر اقدامات خشونت آمیز را برای بیان نظرات و خواستهای خود، کنار گذاشته اند (2).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
یازدهم فروردین ماه 1395
March 30, 2016
 
پانویس:
 
1. خاورمیانه در دام اتوپیسم
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm


Middle East Trapped in Utopianism
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism-english.htm

 
2. از کو کلاکس کلان تا داعش
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk.htm

From KKK to Daesh
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk-english.htm
 
مطلب مرتبط
تروریستهای اسلامگرا، مسلمانانی ضدسکولارند
http://www.ghandchi.com/1138-anti-secular-muslims.htm 

Islamist Terrorists are Anti-secular Muslims
http://www.ghandchi.com/1138-anti-secular-muslims-english.htm
 
 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 
IS Nostalgia for EU Muslim Youth
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/1149-nostalgia-daesh-english.htm

نوستالژی خلافت برای جوانان مسلمان اروپا
http://www.ghandchi.com/1149-nostalgia-daesh.htm
 
It is asked why the youth from Muslim families who have been raised in Europe are attracted to Daesh. The answer is very simple. Nostalgia of Islamic Caliphate works for unhappy Muslim youth in Europe even more than the Middle East, because European governments do not claim to be Islamic or even religious states.
 
This nostalgia also works better for Sunni Muslims in comparison to the Shiites. Ayatollah Khomeini in his book entitled "Velayat-e faghih" even describes his desired state by using the examples of Vatican and Ottomans, because Safavids were not theocratic and also Shiite youth at that time, resembled the mollahs who cooperated with Shah's regime to the situation in Safavid era and this is why Ali Shariati talked of separation of Safavid Shi'a and Alavi Shi'a.
 
At any rate, the nostalgia of Ottoman Caliphate is even reflected in the name "IS" that Daesh has chosen  by which it refers to itself as Khilafat of Islam for the whole world. Now how can such nostalgia be destroyed by bullets or it is necessary to explain the Utopianism of it for the youth, whether in Europe or in the Middle East.
 
In history, there have been many reactionary movements, religious and not religious, that were formed based on a nostalgia and resisting progress. One prominent example of such movements, was the Ku Klux Klan in North America who were yearning to restore the "glory" days of black slavery and the Confederate States of the South, and still to this day, their remnants are active in the Southern states of the U.S. although they have abandoned the use of violence to express their demands and ideas (2).

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
March 30, 2016

Footnotes:
 
1. Middle East Trapped in Utopianism
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism-english.htm

خاورمیانه در دام اتوپیسم
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm  

2. From KKK to Daesh
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk-english.htm

از کو کلاکس کلان تا داعش
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk.htm
 
Related Article
Islamist Terrorists are Anti-secular Muslims
http://www.ghandchi.com/1138-anti-secular-muslims-english.htm

تروریستهای اسلامگرا، مسلمانانی ضدسکولارند
http://www.ghandchi.com/1138-anti-secular-muslims.htm
 
 
 

----------------------
http://www.iranscope.com

SEARCH

رضاخندان: نشسته بودیم تا فیلم "لیست شیندلر" را ببینیم

رضاخندان: نشسته بودیم تا فیلم "لیست شیندلر" را ببینیم
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_77.html

به پیشنهاد مهراوه دیشب نشستیم تا فیلم "لیست شیندلر" را ببینیم. در قسمتی از فیلم که ماموران نازی به خانه های یهودیان هجوم آورده و با انواع صداهای وحشتناک و تیراندازی و کشتار و تخریب، تمام اعضای خانواده ی آنان را بازداشت و قتل عام را آغاز می کنند؛ کم کم احساس کردم صدای این هجوم شبانه بیشتر و بیشتر و واقعی تر به نظر می رسد. صدایی شبیه شلیک گلوله و فریاد و عربده هایی که کم کم واقعی تر شده است.
چند لحظه بعد متوجه شدیم سر و صداهای فیلم عینا از بیرون ساختمان هم می آید. گروهی چند نفره سر خیابان از ماشین شان پیاده و وارد کوچه شده و از ابتدای کوچه به ترتیب شروع به تخریب و شکستن شیشه های تمام خوردروهای پارک شده در کوچه شده اند. صدای شکستن شیشه های ماشین ها عین صدای شلیک گلوله بود که پشت سرهم می آمد. ظرف چند دقیقه حداقل 16 ماشین را تخریب و با فحاشی و ایجاد رعب و وحشت در ساعت یک و نیم شب از محل گریخنتند.
بیشتر ماشین های ما که ساکن هستیم و مهمان هایی که برخی از آنان از شهرستان آمده بودند همه را متلاشی کرده و رفتند. دقایقی بعد از تماس ساکنین گروههای مختلف پلیس و آتش نشانی در محل حاضر و با انبوهی از ماشین های تخریب شده و کوچه ای پر از شیشه های خرد شده و اهالی وحشت زده روبرو شدند.
و این تصاویر گوشه ای از تخریب ماشین هاست که ظرف یکی دو دقیقه در کوچه خلق شد.

منبع:



----------------------

سه‌شنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۵

آیا بحثهای اقتصاد مقاومتی جدید است

آیا بحثهای اقتصاد مقاومتی جدید است
 http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_38.html

روز گذشته آقای احمد تقوایی در گفت و گویی با رضا گوهرزاد مجری برنامه پویش در تلویزیون اندیشه به موضوع اقتصاد مقاومتی پرداخت (1). آقای ایرج مصداقی نیز دیدگاه دیگری در این مورد در میان اپوزیسیون مطرح کرده است (2). امروز هم در برنامه افق نو صدای آمریکا آقایان مجید محمدی و علی علیزاده نظرات خود را در گفت و گو با مسعود سفیری مجری برنامه، بحث کردند (3).
 
بتازگی بحث در مورد اقتصاد مقاومتی در داخل ایران بالا گرفته است. این بحثها دوسال پیش نیز در صدر دیالوگ اقتصادی داخل کشور قرار داشت. مثلاً آقای صادق زیباکلام در آبان ماه 1393 مناظره ای داشت که هنوز هم تحت عنوان "مناظره صادق زیباکلام با عبدالرضا داوری در قایمشهر" در اینترنت قابل دسترسی است و بحثها بر تقابل اقتصاد دولتی و خصوصی متمرکز بود گرچه در آن زمان، اجماعی در میان شرکت کنندگان حاصل شده بود.
 
بنظر می رسد برخی کسانی که امروز در این گفت و گوها شرکت دارند تصور می کنند دولت آقای حسن روحانی قادر به رشد اقتصاد مقاومتی نبوده و اگر مثلاً دولت محمود احمدی نژاد بر سر کار بود، چنین هدفی حاصل می شد. از سوی دیگر مخالفین آنها، اکثراً، هواداران آقای احمدی نژاد را نماد اقتصاد دولتی ارزیابی می کنند که از دید آنها مسؤل همه مصائب حاضر است. البته امروز می دانیم که بسیاری از سرمایه داران خصوصی در دوران آقای احمدی نژاد رشد کردند هرچند لزوماً همان سرمایه داران خصوصی دوران خاتمی و رفسنجانی نبودند؛ اما به هر حال سرمایه خصوصی را نمایندگی می کردند.
 
موضوع مورد بحث امروز تحت عنوان اقتصاد مقاومتی، فراتر از مسأله مالکیت در اقتصاد، چه دولتی و چه خصوصی است و کشور در حال حاضر در وضعیتی قرار دارد که بهای نفت در بازارهای بین المللی به حدود یک چهارم دوران تحریم ها رسیده و در نتیجه حتی با حذف همه تحریم ها، درآمد نفتی ایران شدیداً کاهش یافته است. تازه همانطور که می دانیم آزمایشات موشکی اخیر بر لغو تحریمها اثر داشته و گفته می شود برهم خوردن سفر امروز آقای روحانی به اطریش نیز به این موضوع مرتبط است. به هر حال تنها درآمد عمده دولت در حال حاضر مبالغی است که در معامله برجام نصیب ایران شده و شاید سؤال فوری این است که چگونه می شود از این دارایی، در صورت وصول کامل در این شرایط، برای سرمایه گذاری سودمند به نفع آینده کشور بهره جست.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
دهم فروردین ماه 1395
March 29, 2016
 
پانویس:
 
1. احمد تقوایی: بحثی درباره اقتصاد مقاومتی
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_76.html
 
2. ایرج مصداقی: بررسی پیام نوروزی خامنه ای و اعترافات او
https://vimeo.com/160407944
 
3. افق نو: آیا آشتی ملی در ایران امکانپذیر است؟
https://www.youtube.com/watch?v=rGwOIGNIHj8
 
 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 
 
----------------------

نگاهی به چند شادباش نوروزی امسال

http://www.ghandchi.com/dr-massoume-price-why-we-have-fish-for-nowruz.htm
نگاهی به چند شادباش نوروزی امسال
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_29.html

دستکم دوسالی است که در مورد سنت بد پیام دادن برای نوروز (1) بحث می شود اما گویی هنوز شادباش های نوروزی به شکل پیام همچنان ادامه دارد. در میان شحصیت های سیاسی ایران، آقای مهدی خانبابا تهرانی در شادباش نوروزی خود از سنت نامیمون پیام دادن، دوری گزیده بود (2).

اما جدا از بحث بالا، برخی در شادباش خود حرف تازه ای در مورد نوروز داشتند. از جمله در شادباش شاهزاده رضا پهلوی بحث ماهی قرمز سفره هفت سین شنیدنی بود (3). چند سالی است که برخی ماهی قرمز را در سفره هفت سین پدیده ای مرتبط با چین توصیف کرده اند. دکتر معصومه پرایس سال گذشته در مقاله ای علمی تحت عنوان "چرا برای نوروز ماهی داریم" نشان دادند که این سنت ایرانی است (4). برخی دیگر هم از لحاظ محیط زیست با ماهی قرمز در سفره هفت سین مخالفند. عواقب جانبی محیط زیستی را باید توجه کرد و راهکارهای مناسب یافت و نه آنکه به قول آلمانی ها نوزاد را با آب حمام بیرون بریزیم. متأسفانه گاهی طرفداران محیط زیست مسائل درستی مطرح می کنند اما بجای راه حل های علمی نوعی یکجانبه گری را به شکل مذهبی ناتورالیستی، برمی گزینند و به اینطریق حتی به خود طبیعت هم در درازمدت لطمه بیشتر وارد می شود، هرچند در ظاهر حرفهایشان مردم پسندتر جلوه می کند (5).

در پایان باید از همه خوانندگان پوزش بخواهم که نه همه شادباش های نوروزی را خوانده و شنیده ام و نه در این مختصر همه آنچه را که خوانده و شنیده ام، ذکر کرده ام. در نتیجه مانند هر مطلب دیگری، لطفاً مطالب و نظرات خود را در صورت تمایل مستقیماً در صفحه فیسبوکی خوانندگان ایرانسکوپ، درج کنید (6).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
دهم فروردین ماه 1395
March 29, 2016
پانویس:
1. سنت بد پيام های نوروزی
http://www.ghandchi.com/757-payame-norouzi.htm
2. چرا شادباش نوروزی مهدی خانباباتهرانی را حالا منتشر می کنم
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_48.html
3. پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی
https://www.facebook.com/pahlavireza/videos/10153514886971235
4. دکتر معصومه پرایس: چرا برای نوروز ماهی داریم
http://www.ghandchi.com/dr-massoume-price-why-we-have-fish-for-nowruz.htm
5. تکامل گیاهان راه حل دی اکسید کرین است و نه ضدیت با جی ام او
http://www.ghandchi.com/948-evolution-plants.htm

Evolution of Plants Solves CO2 not Anti-GMO
http://www.ghandchi.com/948-evolution-plants-english.htm
6. آدرس صفحه فیسبوکی خوانندگان ایرانسکوپ
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 
----------------------

دوشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۵

احمد تقوایی: بحثی درباره اقتصاد مقاومتی

احمد تقوایی: بحثی درباره اقتصاد مقاومتی
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_76.html

جدلی درباره اقتصاد مقاومتی بین آیت الله خامنه ای و آقای حسن روحانی در جریان است. آقای احمد تقوایی
موضوع گفتمان اقتصاد مقاومتی را در ایران در گفت و گویی با آقای رضا گوهرزاد مجری برنامه پوبش در تلویزیون اندیشه، مورد بررسی قرار می دهد. در پرتو این بحث اقتصادی در کل خاورمیانه موضوع جنبش اسلامی در ایران و منطقه مورد ارزیابی قرار می گیرد.


منبع:



----------------------

ثانیه شماره2، 3 و 4

ثانیه شماره2، 3 و 4
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/2-3-4.html

ارسالی مهدی خانباباتهرانی


ثانیه شماره2، دیماه 1394 درباره عبدالرحیم جعفری بنیانگذار انتشارات امیرکبیر، درباره میرزاملکم خان و مطالبی دیگر
https://goo.gl/8ou2vq

ثانیه شماره3، بهمن ماه 1394، نگاهی به زندگی برادران خیامی ، حاج محمدصادق فاتح یزدی بنیانگذار کارخانه جهان چیت، و مطلبی درباره مصادره ها
https://goo.gl/XJlr16

ثانیه شماره4، اسفند ماه 1394، درباره قانون متحد الشکل شدن لباس در دوره پهلوی اول، نگاهی به تاریخ غذاهای یهودی، نگاه به زندگی آیت الله سیدکاظم شریعتمداری
https://goo.gl/lvCgdt

 



----------------------

بهروز جاوید تهرانی درباره اظهارات حسام نواب صفوی

بهروز جاوید تهرانی درباره اظهارات حسام نواب صفوی
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_50.html

#حسام_نواب_صفوی، بازیگر #سینما پس از بازگشت از سفری به اروپا همزمان با حملات تروریستی به #بروکسل، نوشت: "از نیروهای امنیتی و دفاعی ایران تقاضا می‌کنم امنیت اروپا را به عهده بگیرند."
 این آدرس دادن اشتباه و ربط دادن امنیت ایران و مصون ماندن از شر حملات تروریستی داعش به نهادهای امنیتی کارآمد را میتوان به نزدیکی ایشان با همین نهادهای امنیتی تفسیر کرد. کافی بود وی کمی در زمینه #اهل‌سنت ایران تفکر و تحقیق می‌کردند تا ریشه این امنیت را پیدا کنند. آرامش و امنیت ایران تنها مدیون "مولانا عبدالحمید اسماعیل‌زهی" است که علی رغم تمام ناملایمات از سوی حکومت شیعه، به مدارا ایمان دارد.

 پ‌ن: "شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید" چندین بار تاکید کرده اعدام راه حل مناسبی برای مهار جرایم نیست. او به تبعیض مذهبی در ایران و اجازه نداشتن برگزاری عیدها و نماز اهل‌سنت و داشتن مسجد جداگانه در شهرهایی مانند تهران نیز بارها اعتراض کرده است. همچنین وی ازاقدامات گروه جندالله در منطقه انتقاد کرده و آن را فتنه‌گرانه خوانده‌است و خواستار بررسی و تحقیق مسئولان در مورد عوامل اصلی شکل گیری این گروه شده است.
 

منبع:



----------------------

خسرو باقرپور: من و خیابان و این پیرمرد

خسرو باقرپور: من و خیابان و این پیرمرد
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_81.html

چه اخم های جدیدی!
چه شیار های غریبی!
این صورتِ من است؟
چه پیر شده ام من!
دیروز بود که می گفتم:
-این خیابان چه کهنه شده!
-این دکّه دارِ پیر؛
که عصرهای یکشنبه؛
آبجویِ سوم را مهمانم می کرد،
چه پیر شده!
من و خیابان و این پبرمرد،
مهربان بودیم
و گاه گاه می گریستیم،
ما چه زود پیر شدیم.
اسن. فروردین 1395

منبع:



----------------------

علی سجادی درباره نظر خانم نماینده مجلسی که می گوید زنان قبل از 40 سالگی عقل درست حسابی ندارند

علی سجادی درباره نظر خانم نماینده مجلسی که می گوید زنان قبل از 40 سالگی عقل درست حسابی ندارند
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/40.html

علی سجادی: ظاهراً در مکه در زمان پیامبر، مردها هم تا سن چهل سالگی دارای «عقل درست و حسابی» محسوب نمی شده اند. از جمله همه کسانی که در دارالندوه (مجلس مکه در دوران موسوم به «جاهلیت») شرکت می کردند می بایستی حداقل 40 سال سن داشته بودند. (به نقل از مسعودی در مروج الذهب) از جمله به همین دلیل است که پیامبر اسلام در 40 سالگی پیامبری خود را آغاز کرد، چون قبل از آن - به عقیده اهالی مکه - «عقل درست و حسابی» نداشته است. در ضمن این بزرگوار هیچ ارتباطی با من ندارد و من هم هنوز - «از آن جهت» چهل سالم نشده است!
بعد از تحریر: 1- یکی از رفقا تلفنی گفت با دقت در بینی زهرا خانم متوجه می شوید که آن را عمل کرده است. ایشان که در این زمینه وارد است، حتی با توجه به نتیجه عمل که به عقیده ایشان در عکس مشهود است، نام دکتر را هم ذکر می کرد. 2 - اگرچه مومنین و مومنات خیلی سعی دارند خود را زشت و نامرتب نشان دهند، ولی این بانو نباید هنوز به مرحله چهل سالگی - و به قول حجت الاسلام درگذشته عباسی (نماینده اسبق بندر عباس در مجلس اسلامی) سن «استهلاک زنان» - رسیده باشد، بنابراین حرف او را در مورد خودش جدی بگیرید!

منبع:
https://goo.gl/MB4lyw



 



----------------------

آمران به معروف و ناهیان از منکر، اما در عربستان

آمران به معروف و ناهیان از منکر، اما در عربستان
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_71.html

اگر فکر می کنید آمران به معروف و ناهیان از منکر فقط عذاب دهندگان مردم در ایران جمهوری اسلامی هستند، حتماً فیلم زیر را ببینید تا این همکاران آنها را در حال انجام وظیفه در عربستان مشاهده کنید. فیلم به زبان انگلیسی است.



منبع:



----------------------

یکشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۵

آشنایی ام با مهدی خانبابا تهرانی

http://www.khanbabatehrani.com/
آشنایی ام با مهدی خانبابا تهرانی
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_55.html
 
روز گذشته ویدیویی را دوستی برایم ارسال کرده که در آن سخنران، از نتیجه پژوهش های خود در مورد لهستانی های مهاجر در دوران جنگ دوم جهانی بعنوان سندی برای اثبات "خیانت" چپ ایران و مشخصاً "خیانت" آقای مهدی خانبابا تهرانی به مردم ایران، سخن می گوید (1). شخصاً از ورود به بحث در اینگونه گفتارهای پلمیکی پرهیز می کنم و اگر نه به خاطر توهینی که به آقای مهدی خانبابا تهرانی شده، شاید هیچگاه این چندخط را نمی نوشتم. بگذریم که آقای خانبابا تهرانی نیازی به معرفی نگارنده این سطور ندارد.
 
تا آنجا که به موضوع تاریخ لهستانی ها در ایران مربوط می شود، پژوهشهای زیادی منتشر شده و واقعاً بحث تازه ای نیست (2). درباره مسأله مارکسیسم و جنبش کمونیستی که بیش از نیمی از بشریت را برای یک قرن و نیم تحت تأثیر قرار داد با عباراتی نظیر خیانت این فرد و آن فرد نمی شود به نتیجه ای رسید و البته در سه دهه گذشته به تفصیل نقد شده است (3). همچنین دستیابی به دیدگاه های نو برای متنفکرین آینده نگر از جمله بر نقد گذشته سوسیالیستی، لیبرالی و دیگر دستاوردهای بشریت متکی است (4).
 
اما آشنایی ام با مهدی خانبابا تهرانی. قبل از انقلاب، دوهفته پیش از نوروز سال 1355 پس از اتمام تحصیلات در آمریکا به ایران بازگشتم. پیش از بازگشت به ایران در دوران دانشجویی که در سال 1348 شروع شده بود در کنفدراسیون فعال بودم اما هیچگاه آقای خانباباتهرانی را شخصاً ملاقات نکرده بودم. البته می دانستم که ایشان جزو جمعی بودند که به کادرها شهرت داشت و اهمیتشان در جدا شدنشان از سازمان انقلابی نبود بلکه در این بود که بر کار پژوهشی اصرار می ورزیدند و مثلاٌ ترجمه کتاب جنگ دهقانی در آلمان فردریک انگلس از کارهای این جمع بود. آنها گرچه همچنان در درون موج مائوئیستی آن دوران قرار داشتند اما افکارشان بیشتر به سوسیالیسم اروپایی شبیه بود. وقتی در آستانه سال 1355 به ایران بازگشتم برحسب تصادف با برادر مهدی خانبابا تهرانی، زنده یاد ایرج خانبابا تهرانی، آشنا شدم که بحث های جالبی در مورد موضوعات نظری با هم داشتیم. بعد از انقلاب هم که در ایران در کار ژورنالیستی بودم دورادور درباره فعاليتهای آقای مهدی خانبابا تهرانی و هدایت الله متین دفتری می شنیدم و دو سال بعد از انقلاب هم، دوستی مرا دعوت کرد که با آقایان مهدی خانباباتهرانی و بهمن نیرومند منشوری را برای جمع تازه ای بنام شورای متحد چپ  بنویسیم، و نوشتیم، اما وقتی به موضوع مالکیت رسیدیم گفتم که شخصاً مالکیت دولتی را عامل استبداد می بینم و نمی توانم آن را بعنوان راهی برای آینده بپذیرم و در نتیجه از آن جمع بیرون آمدم و هر چه بیشتر از چپ فاصله گرفتم و همچنان به کار پژوهشی در عرصه آینده نگری ادامه دادم تا به امروز. اما جز احترام برای انسانهایی نظیر مهدی خانبابا تهرانی و احمد تقوایی (5) نداشته ام که هم دموکرات بوده و هستند و هم دلشان همیشه برای ایران می طپید و فرسنگها از استالینیستهایی که حتی مرا بخاطر زیر سوال بردن مارکسیسم در همان ایران سال 1359 به مرگ تهدید کردند، فاصله داشتند. همچنین لیبرالهایی نظیر هدایت الله متین دفتری که در نزدیکی با مهدی خانبابا تهرانی بود، وقتی بسیاری از فعالین آن دوران مجبور به جلای وطن شدند از کمک دریغ نکرد و انسانیت خود را در آن سالها نشان داد. مهدی خانبابا تهرانی نزد دوست و دشمن محترم بوده است و دریغا که همه این سالها در خارج شانس دیدار نداشته ایم که در آمریکا هستم و او در اروپا. با آرزوی زندگی طولانی همراه با شادی و تندرستی برای مهدی (6).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هشتم فروردین ماه 1395
March 27, 2016
 
پانویس:
 
1. ویدیویی که آقای مهدی خانبابا تهرانی را خائن خطاب کرده است
 
2. گذر لهستانی ها به ایران
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_16.html
 
3. اطلاعیه درباره نشریه اخبار روز
http://www.ghandchi.com/1113-akhbare-rooz.htm
 
4.  چرا آینده نگری را برگزیدم
http://www.ghandchi.com/988-why-futurism.htm
 
5. حمایت از تلاشهای احمد تقوایی برای اتحاد جمهوریخواهان سکولار دموکرات
http://www.ghandchi.com/834-ahmad-taghvaei.htm
 
6. تارنمای شخصی مهدی خانبابا تهرانی
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
----------------------

سایت "انتخاب خبر" اقدام دکتر محمد ملکی را "مشکوک" خواند

سایت "انتخاب خبر" اقدام دکتر محمد ملکی را "مشکوک" خواند
 
روز گذشته در خبر انتشار سخنان جعلی منتسب به دکتر محمد ملکی متن نوشتار ایشان ضمیمه شده بود که موضوع را به روشنی توضیح داده اند (1).  همچنین لینک منبع خبر که از فیسبوک عمومی دکتر محمد ملکی است در همانجا آمده که هرکسی می تواند با یک کلیک مراجعه و بحث خود را آزادانه مطرح کند (2).
 
امروز سایت "انتخاب خبر" توضیحات ضمیمه شده در زیر را در مورد تکذیبیه مصاحبه دکتر محمد ملکی منتشر کرده و می نویسد "متأسفانه در یک اقدام پرسش برانگیز و مشکوک، دکتر محمد ملکی، رئیس اسبق دانشگاه تهران مصاحبه خود با پایگاه خبری انتخاب خبر را تکذیب کرد" (3).
 
شخصاً با سایت "ایران خبر" هیچگونه آشنایی ندارم.

اما دکتر محمد ملکی شخصیتی معتبر در جنبش سیاسی و مدنی ایران است و کاربرد اصطلاح "مشکوک" در متن زیر که در ارتباط با آقای دکتر محمد ملکی به کار رفته، کار درستی نیست.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هشتم فروردین ماه 1395
March 27, 2016
 
پانویس:
 
1. درباره انتشار سخنان جعلی منتسب به دکتر محمد ملکی
http://www.ghandchi.com/1142-mohammad-maleki.htm
 
2. لینک نوشتار دکتر محمد ملکی در صفحه فیسبوکی عمومی ایشان
 
 
3. توضیحات "انتخاب خبر" درباره تکذیبیه مصاحبه دکتر محمد ملکی با این رسانه
http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=7841,1 

انتخاب خبر: پس از انتشار مصاحبه دکتر محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ درباره شعار سال 1395، دکتر ملکی انجام هرگونه مصاحبه با این رسانه را تکذیب کرد و متن تکذیبیه ای را به شرح زیر برای رسانه های خارجی و بیگانه ارسال کرده است.

در این تکذیبیه که به عنوان نمونه در سایت های ایران گلوبال و قندچی با عنوان «انتشار مصاحبه دروغین با محمد ملکی در رسانه رژیم» انتشار یافته، آمده است:
"بسم الحق، اخیرا سایتی با نام «انتخاب خبر» در مصاحبه ای ساختگی، سخنانی جعلی را به بنده منتسب کرده است. دروغ بودن این سخنان برای هر کس که اندکی آشنایی با مواضع سیاسی من داشته باشد عیان خواهد بود. اینجانب ضمن تکذیب انجام هرگونه مصاحبه ای با این سایت گمنام، اعلام میکنم که تمامی این سخنان ساختگی است. بنده مواضع سیاسی و نقدهایم به نظام... را در نوشته ها و مصاحبه هایم بیان کرده ام و مشخص نیست که هدف از انتشار این جعلیات چیست. شرم آور است که این مهملات توسط سایتی منتشر می شود که ظاهرا دارای مجوز فعاليت از هيات نظارت بر مطبوعات است و ظاهرا در نظام... تنها چیزی که نیاز به نظارت ندارد، دروغ بافی توسط رسانه های ساخته حکومت است.
دکتر محمد ملکی
۷ فروردین ۱۳۹۵

توضیحات انتخاب خبر:
متأسفانه در یک اقدام پرسش برانگیز و مشکوک، دکتر محمد ملکی، رئیس اسبق دانشگاه تهران مصاحبه خود با پایگاه خبری انتخاب خبر را تکذیب کرد.

جالب توجه اینکه دکتر ملکی در تکذیبیه خود اعلام کرده است که حتی با این رسانه، مصاحبه ای انجام نداده است، در صورتی که فایل مصاحبه در دسترس است و ایشان نمی تواند مصاحبه خود با این رسانه را تکذیب کند.

تأسف بار تر اینکه امروز بامداد هنگامی که سردبیر انتخاب خبر با دکتر ملکی درباره تکذیب مصاحبه مزبور تماس گرفت، دکتر ملکی حتی اعلام کرد که مصاحبه خود با این رسانه را مطالعه نکرده و صرفاً نوشتن تکذیبیه خود را به دلیل تماس شخصی از دوستان خود در شب گذشته عنوان کرد!

ضمن تأکید انتخاب خبر بر انجام این مصاحبه در تاریخ دوم فروردین ماه 1395، اعلام می گردد که فایل صوتی مصاحبه دکتر محمد ملکی با پایگاه خبری انتخاب خبر موجود است و کل سؤال و جواب های صورت گرفته در این فایل به صراحت مشخص است و این رسانه آمادگی دارد تا فایل مصاحبه را در اختیار انتشار دهندگان متن تکذیبیه مصاحبه دکتر ملکی و همچنین افکار عمومی قرار دهد.

ضمناً در صورت اصرار آقای دکتر محمد ملکی مبنی بر عدم انجام هرگونه مصاحبه با انتخاب خبر، این رسانه آمادگی دارد تا دقیقاً پرینت شماره های تلفن و زمان مکالمه صورت گرفته که نزدیک به 20 دقیقه می باشد را از مرکز مخابرات مربوطه استعلام و دریافت کند و در اختیار همگان قرار دهد.

همچنین این رسانه انتشار مطالبی را حول و حوش تکذیبیه دکتر ملکی مبنی بر وابستگی این رسانه به سازمان های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران را شدیداً رد کرده و اعلام می دارد که صرفاً فعالیت این رسانه با هدف گسترش فضای اعتدالی در کشور و نیز تبادل آراء و افکار تمامی کنشگران سیاسی و اجتماعی داخل و خارج از کشور و با خط مشی استقلال رسانه ای صورت می گیرد. در این راستا حتی بارها لینک های اخبار و مصاحبه های انتخاب خبر از سوی دبیرخانه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه فیلتر گردیده است یا صفحه اصلی سایت از دسترس خارج گردیده است.

این رسانه حق خود می داند تا نسبت به توهین کنندگان و انتشاردهندگان جعلیات درخصوص فعالیت رسانه ای و رسالت خطیر رسانه ای انتخاب خبر در یک دادگاه صالحه شکایت کرده تا دروغ آشکار آنان بر همگان مشخص گردد.
 
منبع:
 
http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=7841,1 

 


 
 
----------------------

شنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۵

ایران ترورهای بروکسل را محکوم کرد، اما..

ایران ترورهای بروکسل را محکوم کرد، اما..
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_61.html
 
هنگامیکه القاعده در یازدهم سپتامبر 2001 هزاران نفر مردم بیگناه را در مرکز تجارت آمریکا به قتل رساند مسأله تروریسم به شکلی مطرح شد که گویی عده ای از خارج به آمریکا آمده و این جنایات را مرتکب شده اند و به همین علت نیز در واکنش به آنها آمریکا وارد جنگ در افغانستان شد.
 
اما امروز که پانزده سال از آن تاریخ می گذرد، تروریسم اسلامگرا در قامت داعش، در جنایات نوامبر پاریس، سن فرناندینو در آمریکا و این هفته در بروکسل، با تکیه بر پیروان خود در اروپا و آمریکا، به روشنی به شکل جریانی جهانی و تاریک اندیش که هدف خود را نابودی جامعه مدرن قرار داده، ظاهر شده و از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند (1).
 
دولت ایران ترورهایی را که داعش در هفته گذشته در بروکسل انجام داد، فوراً محکوم کرد.  اینکه جمهوری اسلامی ایران این جنایات را محکوم کرده مایه خوشحالی است، اما در عین حال خبرهایی حاکی از حمایت جمهوری اسلامی از تروریستهای اسلامگرا منتشر شده است. هفته گذشته سایت "عدالت برای ایران" خبر از مراسم یادبود عماد مغنیه در بهمن ماه 1394 در تهران با شرکت انیس نقاش و کاظم دارابی، منتشر کرده است (2).
 
دولت آقای حسن روحانی لازم است که موضع خود را در مورد تروریسم اسلامگرا اعلام کند. نمی توان از یکسو جنایات تروریسم اسلامگرا را در بروکسل محکوم کرد، اما جنایات تروریسم اسلامگرا را علیه ایرانیان و دیگران، در نقاط دیگر گیتی، مورد حمایت قرار داد.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هفتم فروردین ماه 1395
March 26, 2016
 
پانویس:
 
1. از کو کلاکس کلان تا داعش
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk.htm 

From KKK to Daesh
http://www.ghandchi.com/1136-daesh-kkk-english.htm 
 
3. عدالت برای ایران: مراسم سالگرد مرگ عماد مغنیه در بهمن ١٣۹۴ در تهران با شرکت کاظم دارابی و انیس نقاش
https://goo.gl/Z0llzm 
 
 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 

----------------------

بايگانی وبلاگ