پنجشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۹۰

فيروزه خطيبی-آنی زانولد، هنرمند و حامی بی پروای مسلمانان همجنسگرا


آنی زانولد، هنرمند و حامی بی پروای مسلمانان همجنسگرا
فيروزه خطيبی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Gaymulsim-2011-11-9-133547148.html

«آنی زانولد» یکی از آن هنرمندانی است که با موضع گیری در مورد یک موضوع خاص محبوبیت خود را در میان بزرگ تر ها و به ویژه رهبران مسلمانان آمریکا به خطر انداخته است.

«آنی» نه تنها به کار پیش نمازی که معمولا برای مردها در نظر گرفته شده اشتغال دارد بلکه از حامیان با شهامت و بی پروای مسلمانان همجنسگرا، مسلمانان علاقمندان به هردو جنس مونث و مذکر و نیز مسلمانانی است که تغییر جنسیت داده اند .

«آنی» درنظر دارد تا دراواخر سال جاری به عنوان عاقد، خطبه عقد مراسم ازدواج دو زن همجنسگرا را هم بخواند که بر اساس برداشت های مذهبی که او از اسلام دارد، از کلام خدا و قرآن مجید برگرفته شده است.«آنی» ٤٩ ساله که یک خواننده و ترانه سرای مسلمان اهل مالزی است در این مورد می گوید:«جامعه ای که ما درحال ساختن آن هستیم با مسجدی که شما معمولا به آن قدم می گذارید تفاوت های زیادی دارد. ما موقع دعا و مناجات با خدای خودمان به مسئله ترجیحات جنسی کسی کاری نداریم. درمسجد ما همه جورمسلمانی برای خود جایی دارد. مسلمان همجنسگرا، مسلمانی که با یک نفر از دین دیگری ازدواج کرده و غیره. درضمن ما دوجنس مخالف را در این محل عبادت از همدیگر جدا نمی کنیم و برایمان کاملا قابل قبول است که یک زن به عنوان پیشنماز درجلوی صف عبادتی که مردها هم در آنجا نماز می خوانند بایستاد. ارزش های ما بر اساس مساوات گذاشته شده اند. ما این ارزش ها را از کتاب آسمانی مسلمانان آموخته ایم و از آن ها به شدت پیروی می کنیم.»

گروه «مسلمانان پیشرو» که «آنی زونولد» در سال ۲۰۰۷ آن را با همکاری «پاملا تیلور» پایه گزاری کرده است، یک گروه فمینستی و مسلمان آمریکایی است که اساس آن بر ١٠ اصل گذاشته شده است.ازجمله مساوات در میان افراد از هر جنسیت، همجنسگرا، متمایل به هردو جنس موافق و مخالف، افرادی که جنسیت خود را عوض کرده اند و آن هایی که جنسیت خود را مورد سئوال قرار داده اند. افرادی که با لشگرکشی و جنگ مخالفند، کسانی که با خشونت مخالفند و کسانی که احساس می کنند متون اسلامی باید مورد بحث و بررسی بیشتری قرار گیرد.»

اهداف برخی از اعضای گروه «ال جی بی تی کیو» LGBTQ با کسانی که ازشیوه های سنتی که در اکثر مساجد آمریکا به صورتی عقیدتی رواج دارد مخالفند هماهنگ است. درعین حال این گروه غیرانتفاعی و شیوه هایی که در رابطه با دین اسلام به کار گرفته حتی در میان طرفداران رفرم در اسلام نیز تازگی دارد و در نوع خود منحصر به فرد و بی سابقه به شمار می رود.

جمعیت مسلمانان آمریکا بین ٣ تا ٦ میلیون نفر تخمین زده شده است. این مسلمانان را مهاجرانی از اقصی نقاط جهان تشکیل می دهند. هم چنین کسانی که در ایالات متحده آمریکا متولد شده اند و یا آن هایی که بعدها به دین اسلام گرویده اند.

بنا برهمین آمار بدست آمده از سازمان آمارگیری (پیو) PIU در سال ٢٠١١، بیش از نیمی از این جمعیت چند میلیونی حداقل یک بار درهفته به مسجد می روند درحالی که تعداد باقی مانده یا اصولا نماز نمی خوانند و یا اینکه درخلوت خانه خود به مناجات می پردازند. براساس این آمار، 37 درصد از این اشخاص بر این باورند که دین را فقط به یک صورت و به شکل سنتی آن می توان تعبیر کرد. بسیاری از این افراد هم با لباس های و سرپوش های اسلامی در ملاء عام ظاهر می شوند اما بسیاری دیگر از مسلمانان ساکن آمریکا از این پوشش های اسلامی استفاده نمی کنند.

تفسیر قرآن

برخلاف شیوه های رایج در جهان مسیحیت از نوع پروتستان که در آن تفسیر انجیل به اشکال مختلف امکان پذیر است و به این صورت ترجمان مختلفی برای برخورد با برای مثال همجنسگرایی در آن امکان پذیر است، در مساجد و مراکز اسلامی به ندرت درباره موضع اسلام در مقابل «همجنسگرایی» و جایگاه و یا ممنوعیت آن در دین اسلام سخن می رود.

برای بحث و بررسی مسئله «همجنسگرایی» در اسلام معمولا به آیه «لوط» رجوع می شود. داستان حضرت لوط هفت بار (و تقريباً بصورت تكراري) ‌در ٢٧ سوزه مختلف قرآن آمده است، و دراغلب این موارد از قوم لوط سئوال شده است كه چرا لواط می كنند؟ ساکنان «سودوم و گومورا» گفته می شود احیانا به خاطر انحرافات جنسی و همجنسگرایی به دست خداوند نابود شده اند. برهمین اساس در حداقل ٦ کشور اسلامی جهان همجنسگرایی یک گناه کبیره محسوب شده و مجازات آن مرگ است.

درنتیجه یکی از بزرگ ترین و بانفوذترین سازمان ها و مراکز اسلامی ایالات متحده آمریکا نیز به همان صورت به مسئله همجنسگرایی نگاه می کند که رهبران کاتولیک در«واتیکان»:«همجنسگرایی یک اختلال و آشفتگی اجتماعی و یک بیماری اخلاقی است.»

معظم صدیق، رئیس پیشین جوامع اسلامی آمریکای شمالی می نویسد:«هیچ فردی به صورت طبیعی همجنسگرا بدنیا نمی آید. همانطور که هیچ فردی طبیعتا دزد، دروغگو و قاتل متولد نمی شود. این عادات شوم و شیطانی بعدها و بخاطر عدم وجود یک سیستم تربیتی و تعلیماتی صحیح در فرد ایجاد می شود.»

«شکیل سید» مدیر اجرایی شورای اسلامی کالیفرنیای جنوبی با بیش از٥٠٠ هزار عضو در این مورد می گوید:«البته این نظریات به این معنی نیست که ما مسلمانان همجنسگرا را از خود می رانیم. اسلام هیچکس را به این دلیل مطرود و یا محکوم نمی کند. سازمان «ال جی بی تی کیو» و افراد وابسته به آن می توانند هرکاری که به نظر آن ها درست می رسد را انجام بدهند و ما به عملکرد آن ها احترام می گذاریم. اما اگر کسی برای همجنسگرایی از دین اسلام مجوز بخواهد متاسفانه مایوس خواهد شد.»

درسال ٢٠٠٨ هنگامی که دادگاه عالی کالیفرنیا ازدواج دو فرد هم جنس را قانونی اعلام کرد، شورای اسلامی کالیفرنیای جنوبی رسما اعلامیه ای به عنوان «عدم رضایت» از این تصمیم منتشر ساخت:«ما معتقدیم که این تصمیم نوعی تخلف از قوانین آسمانی و سرپیچی از دستورات خداوند است. قوانینی که در آن به وضوح هم درقرآن و هم در انجیل سخن رفته است.»

اما اینگونه اعلامیه ها به این معنی نیست که مساجد مسلمانان لبریز از مخالفان همجنسگرایی است. ارسلان ایفتیخار، وکیل حقوق بشری و نویسنده کتاب «آرامش طلبی اسلامی، مسلمانان جهانی در دوران پس از اوساما» می گوید:«هرچند بیشتر مسلمانان معتقدند که همجنسگرایی نبایست جزئی از جریان اصلی اسلام و آموزش های مذهبی آن باشد اما به نظر من اغلب آمریکایی ها از هردین و مذهبی که باشند معتقدند که سازمانی چون «ال جی بی تی کیو» و اعضای آمریکایی و مسلمان آن نبایست تحت هیچ گونه تبعیض قراربگیرند. چرا که در این مملکت آن ها از قوانین حقوق شهروندی وسیع تری برخوردارند.»

یک سوره و چند تفسیر

بسیاری از کارشناسان اسلام معتقدند که سوره «لوط» در «قرآن» یا کتاب آسمانی مسلمانان می تواند به اشکال مختلف ترجمه و تفسیر شود. یکی از این کارشناسان، تنها امام همجنسگرای شناخته شده، «دایی عبدالله» است که قرآن را به زبان های عربی، چینی و انگلیسی خوانده است.

«دایی عبدالله» که در مدتی بیش از یک دهه فعالیت های مذهبی کوشیده است تا به مسلمانان همجنسگرای دیگر کمک کند تا با دوگانگی که مسئله جنسیت و مسلمان بودن برای آن ها بوجود آورده مبارزه کنند می گوید:«طبق ترجمه سنتی، آیه «لوط» درواقع داستان همجنسگرایی است. اما داستانی است که مردم از دیدگاه هنجاری و معیاری به آن نگاه می کنند و نه از دیدگاه یک فرد همجنسگرا .»

اما برداشت خود «دایی عبدالله» از آیه «لوط» این است که «خداوند قوم لوط را بخاطرهمجنسگرایی نابود نکرد بلکه بخاطر وحشیگری های جنسی که دراین جامعه رواج داشته و روابطی که بیشتر شبیه به تجاوز دستجمعی بوده آن ها را از بین برده است.»

«دایی عبدالله» هم چنین معتقد است که رفتار کلی جوامع مسلمان آمریکایی نسبت به همجنسگرایان و همجنسگرایی در دهسال گذشته به مراتب بهتر شده است. با این حال اغلب این مسلمان روش زندگی همجنسگرایان را نمی پسندند:«پیش از این مردم فکر می کردند که همجنسگرا بودن و مسلمان بودن دو قطب کاملا متضاد ند اما امروز آن ها قبول کرده اند که افرادی هستند که هم همجنسگرا هستند و هم مسلمان. البته هنوز بخش جنسی این مسئله را نپذیرفته اند. آن ها معتقدند که این مسلمانان همجنسگرا هم باید به هرجهت تن به یک ازدواج و زندگی زناشویی بدهند. هرچند همسران بی گناه این افراد محکوم به زندگی در یک رابطه بدون عشق خواهند شد. درنتیجه این افراد ازدواج می کنند بدون آن که بخش جنسی آن را تجربه کنند. درحالی که خداوند سکس را برای لذت بشر آفریده است.

آغازمبارزات زونولد

«آنی زونولد» می گوید ین که مسلمانان آمریکایی به تمام شرایطی که برای آن ها تعیین شده تن در می دهند، انگیزه ای شد برای آغاز مبارزات او برای احقاق حقوق همجنسگرایان در جوامع اسلامی:«هرهفته بخشی از نماز جمعه مساجد به ضدیت با همجنسگرایی اختصاص دارد ولی هیچ یک از افرادی که در جمع مسلمانان حاضر نشسته اند به این مسئله اعتراض نمی کنند و به آن عکس العملی نشان نمی دهند. حتی تصور این مسئله هم برای من رنج آوراست.»

سازمانی که «زنولد» آن را پایه گزاری کرده است، مکانی است برای عبادت و شنیدن صدای مسلمانانی که با نظرگاه رهبران مسلمان آمریکایی موافق نیستند. رهبرانی که اغلب به نظر می رسد خود را نماینده همه مسلمانان دانسته و ازجانب همه آن ها سخن می گویند.

«زونولد» مسلمان زاده ای است که اغلب دوران زندگی خود را در آلمان و مصر گذرانده و تحصیلات خود را در در کالجی در ایالت «ایلینویز» دنبال کرده است. او بعدها به کار خوانندگی و آهنگسازی روی آورد و درحال حاضر هم با بسیاری از هنرمندان سرشناس موسیقی از جمله «کب مو»خواننده «بلوز» و «ملیسا منچستر» خواننده معروف آمریکایی همکاری دارد. شوهر او اهل هلند است و این دو صاحب یک دختر سیزده ساله هستند.

در ابتدا «زونولد» برای مدتی طولانی دین خود را از دیگران پنهان می کرد. شاید بیشتر به این خاطر که نمی خواست این مسئله به رابطه او با حرفه موسیقی لطمه بزند. اما پس از وقایع یازدهم سپتامبر او تصمیم گرفت همه جا خود را به عنوان یک مسلمان معرفی کند.

در روزهای پس از یازدهم سپتامبر، پرزیدنت جورج دبلیو بوش از گروهی از مسلمانان به عنوان رهبران جوامع اسلامی آمریکا دعوت کرد تا در مراسم خاصی شرکت کنند و از مردم آمریکا خواست که به خاطر عملکرد گروهی تندرو همه مسلمانان را گناهکار نشناسند. «زونولد» ضمن استقبال از این حرکت رئیس جمهور آمریکا، از اینکه کسانی به عنوان نماینده او و مسلمانان دیگری چون او در این مراسم شرکت کرده اند که درواقع جزو جریان اصلی جامعه مسلمان این کشور به شمار نمی روند متعجب شد:«اغلب مسلمانان آمریکایی به اسلامی اعتقاد دارند که با اسلام آن هایی که خود را نماینده ما معرفی می کند تفاوت های فاحشی دارد.»

جهاد برای ایجاد تغییرات اجتماعی

«زانولد» برای نخستین بار در طول زندگی حرفه ای، مذهب را وارد کارهای هنری خود کرده است. نتیجه آن هم آلبوم تازه ای است به نام «مردم بیدار شوید». آنی زانولد در این مورد می گوید:«جهاد در زبان عربی پاسخی است به چالش های درونی بشرتا انسان بتواند به خداوند نزدیک تر شده، بخشنده و مهربان مثل خداوند باشد.» در این آلبوم صدای «زانولد» با صدای ضرب و ریتم های خاورمیانه ای ادغام شده است . اما جامعه مسلمان و فروشندگان سی دی در این جوامع کار او را حرام خواندند واز پخش آثار او خودداری کردند:«نمی توانستم باورکنم که چنین مسئله ای در آمریکا اتفاق می افتد.»

درسال ٢٠٠٧، «زانولد» علاوه بریک گروه موسیقی، گروه فعالان اجتماعی پیشرو خود را تشکیل دارد تا از طریق آن بتواند از تساوی حقوق مرد و زن و آزادی جنسی مسلمانان دیگر دفاع کند. کارشناسانی نیز دعوت شدند تا به کارتجزیه و تحلیل آیات قرآن در رابطه با مسائل و مشکلات مسلمانان رسیدگی کنند.

بنیاد مسلمانان پیشرو امروزه در شهرهایی در پنج ایالت مختلف آمریکا شعبه دارد و هزاران شهروند مسلمان آمریکایی به عضویت آن درآمده اند. به زودی با برگزاری یک گردهم آیی این گروه آغاز انجام پروژه ای را تحت عنوان«ذکر ادبی» آغاز می کند تا بتواند نوع اسلامی که این گروه نماینده آن می باشد را هرچه بهتربه دیگران معرفی کند. یک سایت اینترنتی نیز به همین منظور درجهت پیشبرد اهداف سازمان آغاز به کار کرده است. اهدافی که مهم ترین آن ها بنا برگفته «آنی زانولد» «جدا ساختن سیاست از مسجد و ترجمه صحیح آیات قرآن است.»


iran#

«ادی مورفی» از نقش مجری برنامه اسکار استعفا داد


«ادی مورفی» از نقش مجری برنامه اسکار استعفا داد
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Eddimurphy-2011-11-9-133565748.html


کم تر از ٢٤ ساعت پس از آن که «برت رتنر» از مقام تهیه کننده برنامه پخش تلویزیونی اسکار استعفا داد، «ادی مورفی» کمدین و بازیگری که قرار بود نقش مجری مراسم اهدای جوایز اسکار را برعهده داشته باشد نیز اعلام کرد در این برنامه شرکت نخواهد کرد.

دربیانیه ای که روز چهارشنبه منتشر شد «ادی مرفی» گفته است:«قبل از هرچیز باید بگویم که من کاملا از تصمیم برگزار کنندگان مراسم اهدای جوایز اسکار در رابطه با تغییر تهیه کننده این برنامه ودلایل مربوط به آن حمایت می کنم. من بی صبرانه منتظر بودم تا بتوانم در برنامه امسال جوایز اسکار شرکت کنم. برنامه ای ویژه که تیم نویسندگان و تهیه کنندگان درنظر داشتند و کار تهیه آن تازه آغاز شده بود. با این همه مطمئن هستم که تیم تازه تهیه کنندگان و مجریان این برنامه می توانند به همان اندازه موثر بوده و به همان اندازه موفق باشند.»

«تام شراک»، رئیس آکادمی علوم و هنرهای تصویری در ادامه این بیانیه گفت: «ما شرایط «ادی» را در این قضیه و احساس او را نسبت به از دست دادن همکاری تهیه کننده مورد نظرش «برت رتنر» درک می کنیم و آرزوی موفقیت او را داریم.»

«ادی مورفی» اخیر در فیلم تازه « برت رتنر» به نام « تاور هایست» Tower Heist بازی کرده است که هم اکنون در سینماهای آمریکا در حال نمایش است.

تام شراک و تیم همکاران او در «آکادمی» از جمله رئیس تازه آن «داون هادسن» درحال حاضر در صددند تا مجری تازه ای برای اجرای مراسم اسکار پیدا کرده و درعین حال تهیه کننده دیگری را جانشین «برت رتنر» کنند.

رتنر روز سه شنبه به خاطر ادای کلماتی مستهجن علیه همجنسگرایان، علیرغم معذرت خواهی مجبور به استعفا از نقش خود به عنوان تهیه کننده برنامه تلویزیونی پخش جوایز اسکار شد. این جوایز قرار است در روز ٢٦ فوریه ٢٠١٢ درهالیوود برگزار شود.


iran#

خبر بازداشت آريا آرام نژاد خواننده ترانه های ...


خبر بازداشت آريا آرام نژاد خواننده ترانه های ...



برای ديدن يوتوب حمايت از آريا آرام نژاد در آمريکا روی لينک زير کليک کنيد
http://www.youtube.com/watch?v=WmryYShBv-w

















iran#

سه‌شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۹۰

پزشک معالج مایکل جکسون مجرم شناخته شد


پزشک معالج مایکل جکسون مجرم شناخته شد
الیزابت لی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Murreysentenced-2011-11-8-133438113.html

دادگاه لس آنجلس روز دوشنبه دکتر کنراد موری، پزشک معالج مایکل جکسون را در نتیجه کوتاهی و عدم رسیدگی به وضعیت این خواننده در شرایط حساس بین مرگ و زندگی، که درنهایت به قتل غیرعمد او درسال ٢٠٠٩ انجامید مجرم شناخت.

این تصمیم شش هفته پس از آغاز محاکمات این پزشک و تنها پس از ٩ ساعت که از تشکیل جلسه مشورت هیئت منصفه برای تصمیم گیری در این مورد می گذشت توسط رهبر این هیئت در دادگاه اعلام شد.

الیزابت لی گزارشگر صدای آمریکا در دادگاه محل محاکمات دکتر موری شرایط این دادگاه و عکس العمل عموم را در رابطه با رای دادگاه به شرح زیر گزارش می دهد:
پس از تشکیل جلسه دادگاه برای قرائت رای هیئت منصفه، این رای توسط فرد مسئول به این صورت برای حاضران خوانده شد: «ما اعضای هیئت منصفه این دادگاه، متهم کنراد رابرت موری را به جرم قتل غیرعمد مایکل جکسون گناهکار می شناسیم.»

پزشک مخصوص مایکل جکسون درحالی که کوچکترین تغییری در چهره اش به چشم نمی خورد به این سخنان گوش می داد. کمی بعد «موری» با دستبند مخصوص از دادگاه به زندان برده شد.

درمحوطه بیرونی دادگاه، جمعی از هواداران مایکل جکسون با شنیدن نتیجه رای دادگاه با خوشحالی فریاد کشیدند. یکی از این طرفداران سلطان پاپ به خبرنگاران گفت:«من خوشحالم که بالاخره عدالت برقرار شده است و به خصوص برای اعضای خانواده جکسون خیلی خوشحالم. برای بچه های مایکل و همه هواداران او در سراسر جهان. همگی ما از این رای دادگاه راضی هستیم.»

از سوی دیگرحامیان «کنراد موری» می گویند فشارها برای یافتن فردی که بتوان گناه مرگ مایکل جکسون را بر گردن او گذاشت زیاد بوده است.»

درطول مدت محاکمات، تیم دادستانی پزشک مخصوص مایکل جکسون را به عنوان پزشکی بی توجه که از یک ماده بیهوشی خطرناک به عنوان یک داروی خواب آور برای بیمار خود استفاده کرده است به هیئت منصفه معرفی کرد. بنا بر اظهارات دادستان، دکتر موری که لوازم و ابزار لازم را برای نجات دادن جان بیمار خود در دسترس نداشته است با این عمل موجب مرگ مایکل جکسون شده است. چند تن از شاهد های دادستانی نیز به عنوان کارشناس در همین رابطه شهادت دادند که «پروپوفول» داروی مناسبی برای درمان عوارض بیخوابی مایکل جکسون نبوده است.

دکتر موری بر اساس قانون اساسی آمریکا که طبق آن مجرم می تواند از دادن شهادت درصورتی که احساس کند به او ضرر خواهد زد خودداری کند،از حق خود استفاده کرد و از حضور بر صندلی شاهد سر باز زد. وکلای مدافع دکتر موری نیزخود مایکل جکسون را مقصر دانستند که بنا برگفته آن ها با دست خود ماده بیهوشی «پروپوفول» را بخود تزریق کرده است. بنا براین گفته آن ها، جکسون از بی خوابی رنج می برده است و از دکتر موری می خواسته است تا با تزریق داروهای خواب آور به او کمک کند. موری هم پیش تر گفته بود که در روز مرگ مایکل جکسون او مقدار کمی پروپوفول به مایکل جکسون تزریق کرده است.

برطبق قوانین ایالات متحده آمریکا، قتل غیر عمد یکی از کم ترین جرائم گناهان در رده بندی قتل نفس به شمار می رود. بنا برهمین اصل، دکترموری به چهار سال زندان محکوم شده است و اجازه طبابت او نیز برای همیشه لغو خواهد شد. حکم دادگاه در جلسه جداگانه ای رسما به کنراد موری ابلاغ خواهد شد.


iran#

اهدای جوایز «ام تی وی» یا مراسم تجلیل از لیدی گاگا و جاستین بیبر؟


اهدای جوایز «ام تی وی» یا مراسم تجلیل از لیدی گاگا و جاستین بیبر؟
http://www.voanews.com/persian/news/arts/MTV-2011-11-8-133465388.html

مراسم اهدای جوایز «ام تی وی» MTV اروپا، به مراسمی برای تجلیل از لیدی گاگا و جاستن بیبر تبدیل شد. این مراسم یکشنبه شب در شهر بلفاست در ایرلند شمالی برگزار شد. این اولین باری بود که بلفاست میزبان مراسم جوایز «ام تی وی» اروپا می شد.

لیدی گاگا، خواننده آمریکایی موسیقی پاپ موفق شد توجه شرکت کنندگان را در طول مراسم اهدای جوایز «ام تی وی» به خود جلب کند و علاوه برآن به چهار جایزه در رده بندی های مختلف نیز دست پیدا کند.

این خواننده نیویورکی ٢٥ ساله جوایز بهترین خواننده زن، محبوب ترین خواننده و بهترین ترانه و ویدیو را برای آهنگ "Born this way" دریافت کرد. تجلیل از این ترانه «لیدی گاگا» را به شدت احساساتی و متاثر کرد و او را به گریه واداشت. او از «هیولاهای کوچک خود»، اصطلاحی که برای توصیف طرفدارانش به کار می برد تشکر کرد و گفت موقع نوشتن “Born this way” می دانست که این یک ترانه خاصی خواهد بود.

لیدی گاگا ضمن دریافت جایزه خود گفت:«این مهمترین آهنگیه که تا حال نوشتم و مهمترین آلبوممه و این لحظه هم مهمترین لحظه ایه که تو زندگیم داشتم.»

لیدی گاگا طی مراسم اهدای جوایز «ام تی وی» اروپا مطابق معمول چند بار لباس خود را عوض کرد و ترانه های خود را به سبکی ِمتفاوت و غیرقابل پیش بینی ویژه خود اجرا کرد.

یکی دیگر از هنرمندانی که موفق به دریافت چند جایزه در این مراسم شد، جاستن بیبر، خواننده نوجوان کانادایی است که جایزه بهترین خواننده مرد و بهترین خواننده پاپ سال را دریافت کرد.سلنا گومز خواننده و دوست دختر جاستن بیبر هم مجری این برنامه بود.

کیتی پری جایزه بهترین اجرای زنده را از آن خود ساخت. برونو مارس، خواننده و ترانه سرای آمریکایی نیز جایزه بهترین خواننده جدید و تازه نفس را دریافت کرد.

اما یکی از مهمترین جوایز این شب، جایزه "ستاره جهانی"بود که به گروه قدیمی«کوئین» Queen تعلق گرفت. « برایان می» از اعضای این گروه، ضمن دریافت این جایزه، از این که این مراسم در شهر بلفاست در ایرلند شمالی، مکانی که در گذشته صحنه خشونت بار برخورد کاتولیک ها و پروتستان ها بوده است برگزار می شود ابراز خشنودی کرد:«بلفاست بلاخره داره زیبایی خودش رو نشون می دهد و الگویی ِاست برای جهان که چطور می شه به دنبال مصیبت و اندوه به حقیقت و صلح رسید.»

مراسم جوایز ام-تی-وی با اجرای دو ترانه معروف گروه کویین we will rock you و we are champions به پایان رسید.


iran#

فیروزه خطیبی-فیلم «آرگو» درباره وقایع گروگانگیری در ایران آماده اکران می شود


فیلم «آرگو» درباره وقایع گروگانگیری در ایران آماده اکران می شود
فیروزه خطیبی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Argo-2011-11-7-133374198.html

بنا برگزارش نشریه «هالیوود ریپورتر»، فیلم «آرگو» درباره وقایع گروگانگیری سال ١٩٧٩ در کنسولگری ایالات متحده آمریکا در تهران با بازی و کارگردانی «بن افلک»قرار است تا درچهاردهم سپتامبر ٢٠١٢ از طریق استودیوی پخش «برادران وارنر» اکران شود.

پیش از این، فیلم نامزد جایزه اسکار «شهر»Town ساخته افلک نیز در ماه های پائیزی به نمایش گذاشته شد تا بتواند وارد رقابت های جوایز اسکار شود.

در فیلم «آرگو» که فیلمنامه آن را «جورج کلونی» نوشته، بازیگران دیگری چون «آلن آرکین»، «جان گودمن» و «برایان کرنستون» ایفای نقش کرده اند و گروه کثیری از بازیگران ایرانی و عرب تبارنیز در آن نقش های فرعی را برعهده دارند.

از چندی پیش استودیوی تهیه فیلم وارنر و دیگر دست اندرکاران «آرگو» از جمله خود بن افلک، از نزدیک با آژانس های ویژه برای یافتن بازیگران ایرانی مناسب نقش های مختلف این فیلم همکاری داشته اند. با تبلیغات وسیع در نشریات و رسانه های فارسی زبان ایرانی لس آنجلس، آن ها در مدت کوتاهی توانستند سیلی از علاقمندان به بازی در این فیلم ازجمله بازیگران حرفه ای مشتاق و آماتور به ویژه آن عده از جویندگان شانس ورود به هالیوود را به خود جذب کنند. بنا برگزارش های رسیده، تعداد بازیگران حرفه ای و آماتور ایرانی که برای شرکت در این پروژه سینمایی داوطلب شدند بیش از حد انتظار تهیه کنندگان فیلم بوده است.

«آرگو» آن بخش از ماجراهای گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران را به نمایش می گذارد که کم تر در اطراف آن صحبت شده است. داستان ٦ آمریکایی که توانستند در جریان تهاجم دانشجویان خط امام به محل سفارت فرار کرده ودر خانه سفیر کانادا در تهران مخفی شوند. این مقامات می دانند که هرلحظه ممکن است محل اختفای آن ها کشف شود و در اینجاست که یک مامور ومتخصص پیشین «سیا» به نام «تونی مندز» با بازی «بن افلک» تصمیم می گیرد علیرغم خطرات آشکار این گروه را از مرزهای ایران خارج کند.

فیلمنامه «آرگو» بر اساس مقاله ای به قلم «جاشوآ بیرمن» با عنوان «چگونه سازمان جاسوسی آمریکا از یک حقه علمی – تخیلی برای نجات آمریکایی ها از تهران استفاده کرد» که در سال ٢٠٠٧ در نشریه آمریکایی «ویرد» به چاپ رسیده نوشته شده است. «کریس تریو» به اتفاق «جورج کلونی» که با نوشتن و کارگردانی فیلم «سیریانا» تسلط و آگاهی خود را بروقایع خاورمیانه به نمایش گذاشته کار نوشتن این فیلمنامه را برعهده داشته اند. مقاله «بیرمن» نیز بر محور چگونگی اشغال سفارت آمریکا، شرح تدابیر «سیا» برای نجات ماموران آمریکایی و یک سری اتفاقات وتلاش ها برای نجات گروگان ها توسط «سیا» با همکاری کشور کانادا می گردد.

نشریات حامی دولت ایران در داخل کشور از هم اکنون عکس العمل هایی در رابطه با تهیه فیلم آرگو نشان داده اند و می نویسند:«همان طور که شاهد هستید آمریکا مجددا هالیوود را بازیچه دست خود می کند و حتی کسانی که افتخار دریافت و نامزدی آکادمی اسکار را دارند را در جهت شکل دهی افکار مردمانش به کار میگیرد.»


iran#

دوشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۰

شاهین فاطمی-فروپاشی پول مشترک اروپا؟


فروپاشی پول مشترک اروپا؟
شاهین فاطمی
پنچ‌شنبه ۱۲ آبان
.۰۸.۱۲
http://www.iranvajahan.net/cgi-bin/news.pl?l=fa&y=1390&m=08&d=12&a=3

در زمان نوشتن این ستون، آینده سیاسی و اقتصادی یونان در مرحله اول و سپس سرنوشت یورو، و تا حدودی سلامت اقتصاد اروپا در مخاطره و نا معلوم است. مضاف بر آن، بهبود اقتصاد آمریکا نیز در گرو جهت تحولات اقتصادی چند روز آینده در اروپا خواهد بود. حوادث دو روز گذشته، که با اعلام غیره منتظره رفراندوم از سوی جورج پاپندرو آغاز شد، در ظاهر کاملا غیر منتظره و شگفت انگیز بنظر می رسد.

طی دو سال گذشته یکی از رایج ترین مطالب مورد بحث در محافل اقتصادی، سرنوشت یورو، پول مشترک اروپا بوده است. پیش از این کمتر کسی به خود اجازه می داد در مورد تداوم این آخرین نمونه همکاری بین المللی شکی ابراز کند، اما حوادث یکی دو سال گذشته که با مسائل یونان آغاز شد و سپس دیگر کشورهای عضو اتحادیه پولی اروپا را کم و بیش با نوعی مسائل بانکی و مالی رو به رو کرد، اکنون تقریباً به اوج غیرقابل بر گشت خود رسیده است.

در گذشته نزدیک پیش بینی ها درباره آینده یورو طیف گسترده ای را در بر گرفته بود. جمعی پس از ماجرای ایرلند و تقلیل اعتبار پرتقال از طرف مؤسسه اعتباری FITCH یک نوع تسلسل غیر قابل پیشگیری را در مورد مشکلات کشورهای عضو اتحادیه مالی پیش بینی می کردند. سناریوی آنها نوعی" دومینوی" مُسری بود که سرانجام شامل اکثر کشورهای جنوب اروپا می شد.

معیار این بدبینی بر پایه نسبت مقروض بودن این کشورها در ارتباط با درآمد ملی شان استوار بود. زمانی که کشوری از حد متعارف این ضرورت، که در چهارچوب اتحادیه پولی اروپا حد اکثر شصت در صد تعیین شده بود بگذرد، از یکی از خطوط قرمز شرایط عضویت گذشته است. اکثر کشور های عضو در زمان احداث این اتحادیه، کم و بیش، در چنین چارچوبی قرار گرفتند. پاره ای از این کشور ها، همانند یونان، پرتقال و حتی اسپانیا، با پیوستن به اتحادیه پولی اروپا ناگهان از اعتباربیشتری بر خوردار شدند. این بار اوراق قرضه آنها به جای آنکه به نام دراگما، اسکودو،یا پزهتا عرضه شود، به نام یورو فروخته می شد. در نتیجه، به علت اعتباریورو، هم بهره ای که دولتها می بایستی به خریداران اوراق قرضه بپردازند کمتر بود وهم برای بازار مرغوبتر. اوراق قرضه فروختن و وام گرفتن هم آسان تر شد و هم ارزان تر. کشور های پیرامونی و جنوبی اروپا هر کجا در توانائی جمع آوری مالیات و یا کاستن از مخارج با دشواری روبرو بودند، دست بدامان انتشار و فروش اوراق قرضه میشدند.

در واقع عامل اساسی مقروض شدن این کشورها مربوط می شود به عدم توانایی پاره ای از آنها در توازن بودجه کشور، زیرا یکی دیگر از معیارهای سلامت اقتصادی در اتحادیه اروپا میزان کمبود بودجه سالانه است که قرار بود از سه درصد تجاوز نکند.
اقدام به توافق بر روی پول مشترک در میان چندین کشور، یکی از مراحل نهائی ادغام کامل اقتصادی کشورهای داوطلب است، اما آنقدر این کار حساس و حیاتی است که اگر زودتر ازموعد انجام دیگر مراحل ادغام کشورها صورت پذیرد، فاجعه انگیز خواهد بود. درایالات متحده آمریکا بیش از یکصد و سی و هفت سال فاصله است میان زمانی که سیزده ایالت در سال هزار و هفتصد و هفتاد و شش برای همکاری اقتصادی و سیاسی اولین گام را برداشتند وتولد ایالات متحده امریکا را اعلام کردند تا سال هزار و نهصد و سیزده یعنی زمانی که بانک مرکزی آمریکا یا "فدرال رزرو" احداث شد و میان این ایالات "دلار" به عنوان پول مشترک برگزیده شد. در دوران پیش از آن هر منطقه ای پول خود را داشت و بانک های منطقه ای پولی را به جریان می انداختند و غالباً پشتیبان پول رایجشان طلا و یا نقره بود. اما هیچکدام از این پولها ی منطقه ای در نقاط دیگر قابل قبول و وصول نبودند. بانک های مرکزی در کشورهای اروپائی در مقایسه با آمریکا سابقه بسیار قدیمی تر و طولانی تری دارند. مثلاً بانک مرکزی سوئد بیش از چهار صد سال سابقه دارد، بانک مرکزی فرانسه در زمان ناپلئون آغاز به کار کرد، ولی همه این ها در چهار چوب یک کشور واحد کار می کردند و نه هفده کشورمتفاوت. از آنجا که آمریکا از ایالات متفاوت تشکیل شده بود چنین بانکی هرگز تا سال هزارو نهصد و سیزده تأسیس نشد. شاید اگر چندین بحران بزرگ بانکی مانند آنچه در سال هزار و نهصد وهفت اتفاق افتاد پیش نیامده بود مردم آمریکا حاضر به تاَسیس بانک مرکزی نمی شدند، زیرا در آمریکا یک رقابت و سوءظن ریشه دار میان حقوق شهروندان در ایالات و قدرت حکومت مرکزی (فدرال) وجود دارد و از این رو در قانون اساسی آمریکا حدود حکومت فدرال مشخص و در اصل یازدهم آن به صراحت بیان شده است که تمام حقوقی که در این قانون اساسی به حکومت مرکزی واگذار نشده است متعلق به ایالات می باشد. با این وسیله آمریکایی ها توانسته اند از این که کنگره ، سنا و یا رئیس جمهور بتوانند بر میزان قدرت و حوزه اختیار دولت مرکزی بیافزایند از طریق قانون اساسی جلو گیری کنند و سد معتبری در مقابل هر نوع پیشروی دولت فدرال تعبیه کرده اند.

در تأسیس بانک مرکزی اروپا و ایجاد پول مشترک، آنچه در اروپا اتفاق افتاد در تاریخ اقتصادی جهان بی سابقه است. در مدت زمانی کمتر از پنجاه سال کشورهای اروپایی توانستند نخست در اتحادیه ای شش کشور را به خاطر استفاده مشترک از فولاد و ذغال سنگ متحد و هم آهنگ کنند. سر انجام این تلاش به جائی رسید که دیگر مراحل ادغام اقتصادی یعنی منطقه تجارت آزاد، گمرک مشترک، بازار مشترک و سر انجام اتحادیه پولی با سرعت انجام شود تا جائی که امروز بیست و هفت کشور اروپایی در این اتحادیه عضویت دارند. انگیزه این کشورها همان طور که از نظر تاریخی مشهود است برای پیشگیری از جنگی دیگر میان آلمان و فرانسه همانند جنگهای قرن نوزدهم و جنگ اول و دوم جهانی بود.

اتحادیه اروپا


نابغه ای به نام Jean Monnet با این پیشینه فکری که کشورهائی که با هم تجارت کنند هرگزعلیه یکدیگر نخواهند جنگید دست به کارتشکیل اتحادیه اروپا شد و این امر با سرعت بی سابقه ای پیش رفت. این سرعت و شدت عمل به جائی رسید که سر انجام این کشورها تصمیم گرفتند پول های ملی خود را کنار گذاشته و به جای «فرانک» فرانسه، «لیر» ایتالیا و «مارک» آلمان و دیگر پول های رایج، همگی پول های خود را به یورو تبدیل کنند و یورو را به عنوان یگانه پول رایج اتحادیه اروپا به طور رسمی از یکم ژانویه 2002 به چرخش نهند.از همان ابتدا بسیاری از اقتصاد دان ها معتقد بودند که همراه با ادغام پول های این کشورها سیاست مالی یا (Fiscal Policy) نیز باید همگام شود.در واقع پول مشترک و سیاست بودجه ای مشترک همانند اسبان یک دُرشکه هستند که اگر با هم و در توازن حرکت نکنند سرانجام این مَرکب سرنگون خواهد شد. اما از آنجا که تصمیم به داشتن پول مشترک بیشتر یک تصمیم سیاسی بود تا اقتصادی، و به ویژه پس از فرو پاشی کشورهای کمونیستی در اروپای شرقی، از نظر سیاسی تعمداً در این امر تعجیل شد و علت آن هم واضح بود. رهبران اروپای غربی نگران بودند که اگر یک آلمان متحد پس از فروپاشی سیستم کمونیستی دراروپا ایجاد شود و برای همیشه به نوعی وابسته به بقیه کشورهای اروپائی نباشد، این خطر وجود دارد که آلمان و دیگر کشورهای اروپائی که از چنگ کمونیسم رها گشته اند، یک بار دیگر یک قدرت متجاوزسیاسی شوند و در آینده زمینه رقابت و سرانجام جنگ دیگری فراهم شود.

هزینه عجله

آنچه امروز اروپا با آن رو به رو است هزینه ای است که برای این عجله و زود دست به کار شدن مجبور به پرداخت آن است. توضیح و توجیه مسائلی که امروز اروپا با آن دست به گریبان است چندان دشوار نیست. کشورهائی که یکایک به این اتحادیه پیوستند هریک دارای اقتصادی متفاوت و همچنین سیستم های حکومتی متفاوت بودند.مثلاً در یونان قوانین بازنشستگی و دقت در دیوانداری و محاسبات عمومی بسیار با آنچه در آلمان متداول است متفاوت بود ویا از نظر امور مالی و اداری، اسپانیا و پرتقال هیچگونه شباهتی به دانمارک و هلند ندارند. این چند گانگی سرانجام باعث شد که هر یک از این کشورها با استفاده از بهره بسیار پائین بانک مرکزی اروپا که بهره را در تمام کشورهای عضو یکنواخت نگه می دارد، دست به ولخرجی بزنند. با بودجه های نامتعادل هر سال بر بدهیها افزوده شد در حالیکه هیچگونه قدرت مرکزی برای نظارت بر توازن مخارج و در آمد ها وجود نداشت و پیش آمد آنچه امروز همه شاهد آن هستیم.

با در نظر گرفتن مشکلات ساختاری و عدم هر گونه انضباط مالی، امروزکسی نباید ازآنچه در یونان می گذرد متعجب باشد زیرا همان گونه که ما ماهها پیش در این ستون پیش بینی کردیم، نجات یونان تقریباً غیر ممکن است چون کسی به درستی نمی داند بدهی این کشور تا چه حد است، پاره ای اهل فن رقمی بین سیصدو پنجاه الی پانصد میلیارد دلار را تخمین می زنند که امکان باز پرداخت چنین بدهی از سوی یونان در ذهن کسی نمی گنجد.

در هفته گذشته نیمی ازبدهکاری های یونان به بانک ها مشمول بخشودگی شد بازهم اگربه همه قول وقرارها و تعهدات در مورد کاستن از مخارج و ازدیاد در آمد دولت عمل می شد، تازه ده سال دیگرمیزان بدهی های یونان به یکصد و بیست در صد (یعنی دو برابرمیزان متعارف) تقلیل می یافت. یونان در این ماجرا تنها نیست. دیگر کشورهای پیرامونی اروپا نیز با این گونه مسائل رو به رو هستند. طی چند سال اخیر به علت رکود اقتصادی بین المللی اغلب این کشورها برای آنکه دچاررکود وبحران شدید اقتصادی بین المللی از نوع آنچه درسال هزار و نهصد و بیست و نه به وقوع پیوست نشوند، بر کسر بودجه ها افزوده شد تا سعی شود میزان بیکاری اندکی تقلیل یابد.

اعلام رفراندم در یونان، اگر در مورد آن تجدید نظر نشود، نتیجه ای جز خروج یونان از منطقه یورو نخواهد داشت. اروپا و جامعه بین المللی نخواهد توانست راه حل چندان بهتری از آنچه تا کنون عرضه کرده است، برای حل این بحران بیابد و یونانی ها نیزظاهراً تصورمی کنند با خروج از یورو مسائل شان پایان می پذیرد، غافل از آنکه بازگشت به دراکما تازه اول دوران سختی و ریاضت است. پاره ای از کارشناسان امور مالی بین المللی صحبت از این می کنند که احتمالا چندین کشور در سال های آینده از یورو خارج خواهند شد و تنها آن کشورهائی باقی خواهد ماند که شباهت و توازن مالی نزدیک تری با هم دارند از نوع آلمان، فرانسه، بلژیک، هلند و احتمالاً اطریش. این گروه از کشورها، با داشتن شرایط مشابه، پول مشترک وبانک مرکزی مشترک خواهند داشت و کشورهای حاشیه ای مسیر دیگری خواهند پیمود. این مسائل از نظر سیاسی برای اروپا بسیار گران تمام خواهد شد زیرا فرو پاشی یورو ممکن است مقدمه ای باشد برای فرو پاشی اتحادیه اروپا و این گزینشی نیست که اروپایی ها بعد از تحمل این همه سختی ها برای قبول آن آماده باشند.

کشورهائی مانند یونان و پرتقال اگر از یورو خارج شوند نیازمند رفرم و آزادسازی عمیق اقتصادی هستند تا بتوانند با تقلیل ارزش واحد پول خود پس از گذار از یک دوره بسیار سخت مجدداً وارد رونق اقتصادی شوند. طبق آخرین گزارش بانک بین الملل که هر ساله کشورها را بر مبنای آمادگی برای کار و کسب (Doing Business Index) درجه بندی می کند، یونان در رتبه یکصدم قراردارد. شاید با خروج از یورو، یونان نا چار به اصلاح و خصوصی سازی و رقابتی کردن اقتصاد خود شود.

پاریس / 11/3/2011



iran#

در کرج برگزار شد: همبستگی با جنبش جهانی ضد سرمایه داری


ايميل فورورد شده

در کرج برگزار شد: همبستگی با جنبش جهانی ضد سرمایه داری

• سمینار "همبستگی با جنبش جهانی ضد سرمایه داری، ریشه های بحران و چشم انداز آینده" روز ۱۳ آبان در کرج برگزار شد ...
کانون مدافعان حقوق کارگر: سمینار "همبستگی با جنبش جهانی ضد سرمایه داری، ریشه های بحران و چشم انداز آینده" به دعوت کانون مدافعان حقوق کارگر با شرکت تعدادی از اعضای تشکل‌ها و فعالان حوزه های کارگری، زنان و دانشجویان در روز جمعه ۱٣ آبان ۱٣۹۰ در کرج برگزار شد.
در این سمینار، ابتدا هدف از برگزاری سمینار و همچنین برخی دیدگاه های موجود در مورد مبارزات ضدسرمایه داری و ضرورت این مبارزات قرائت شد که متن آن در ذیل همین گزارش درج شده است. سپس سخنرانان به نوبت نظرات خود را در این زمینه ارائه دادند.

- آقای ناصر آغاجری، یکی از کارگران قدیمی، به زمینه های بحران های سرمایه داری و بحران اخیر پرداخت و مبارزان ضد سرمایه داری را به عنوان منادیان وجدان بشری معرفی کرد و مورد حمایت قرار داد. وی به این نکته اشاره کرد که مردم بدون تشکیلات و سازماندهی نخواهند توانست که کاری کنند و این که وجود ویژگی های مرید و مرادی و احساس نیمه خدا بودن در میان روشنفکران چپ، مانع انسجام و وحدت نیروهاست...

- آقای گوهری از سندیکای کارگران شرکت واحد، به دفاع از حقوق کارگران پرداخت و خواهان همبستگی جهانی کارگران برای مقابله با نظام سرمایه داری شد...

- آقای وطن خواه از سندیکای فلزکار مکانیک و نماینده کارگری، به وضعیت معیشت کارگران در ایران و سایر کشورها پرداخت و در انتها شعری با مضمون "کنفرانس داووس به عنوان نماد نمایندگان سرمایه داری" قرائت کرد...

- آقای یاسر عزیزی، به بیان خواسته های مبارزان ضد سرمایه داری پرداخت و نقاط قدرت و ضعف آن را مطرح کرد. وی گفت که غیر از واکاوی، این جنبش باید مورد پردازش دقیق قرار گیرد تا بتواند یک راهکار ارائه دهد. اگر نیروهای چپ در این وقایع، الترناتیو خود را بر اساس مباحث دقیق معرفت شناختی علمی ارائه ندهند، سرمایه داری بارها ثابت کرده است که با اندکی تخفیف می‌تواند بدیل خویش را ارائه دهد. او افزود که باید مشخص کنیم ما چه نسبتی با وقایع وال استریت داریم؟ آیا می‌خواهیم نقش تاریخی ایفا کنیم یا تنها افشا کنیم؟...

- آقای محمودی یکی دیگر از سخنرانان، مقاله ای با عنوان "حالا نوبت شماست" قرائت کرد که در آن، به دخالت های امپریالیسم و سرمایه داری جهانی در مبارزات مردم جهان و به ویژه ایران پرداخته بود (اشاره به سخنان دخالت آمیز کلینتون در رابطه با ایران)...

- آقای مالجو اقتصاد دان مستقل، به بررسی وضعیت سرمایه داری انگلی و نابودی محیط زیست و تمدن انسانی به دست سرمایه داری پرداخت و ضرورت مقابله با زیاده خواهی های این نظام را برای حفظ تمدن انسانی بیان داشت و عنوان نمود در شرایط کنونی هر آلترناتیوی که در برابر سرمایه داری ارائه شود، باید پروژه ی غیر کالایی کردن کار و پول و طبیعت را به پیش برد...

- آقای جعفر عظیم زاده، نماینده اتحادیه آزاد کارگران، به بیان آغاز فصل جدیدی در تاریخ بشر پرداخته و مبارزات ضد سرمایه داری اخیر را فصل نوینی در مقابله با حاکمیت منحط نظام سرمایه داری عنوان کرد. وی افزود جنبش ضد سرمایه داری در ایران بسیار قوی است، ولی به دلیل وجود سرکوب نمی‌تواند در خیابان ها حضور یابد. وی گفت جنبش کنونی، کل سرمایه داری را هدف گرفته است و نه فقط امپریالیسم را....

- آقای محمد غزنویان، فعال حقوق کودکان و زنان، گفت: نباید دچار ساده اندیشی شد که همه چیز، دارای خصلت عمومی است و باید شرایط و ویژگی های خاص آن را به حساب آورد. وی در ادامه صحبت‌هایش به مرگ قذافی اشاره کرد و عنوان نمود که هرچند از مرگ یک دیکتاتور باید شادی کرد، ولی نحوه ی این مرگ بسیار تاسف آور بود ...

- آقای خسرو صادقی بروجنی، پژوهشگر و اقتصاد دان، ضمن ارائه مقاله تحقیقی درباره ی ضرورت دگرگونی نظام سرمایه داری و جایگزینی آن با یک نظام برتر، ضرورت گسترش و بسط تشکل های کارگری و مردمی برای مقابله با نظام رو به زوال سرمایه داری را یادآوری کرد.

- آقای نصرت، از فعالان قدیمی کارگری و اجتماعی، به بیان ضرورت اتحاد و شناخت واقعی از تمامی جنبش ها و تشکل‌های کارگری و ضرورت وحدت در میان اقشار زحمتکش پرداخت.

- خانم شهناز نیکو روان، روزنامه نگار مستقل، به ضرورت مقابله با رسانه‌های سانسورگر و قدرتمند سرمایه داری پرداخت و به مزایای وجود فضای اینترنتی و ضرورت گسترش آن، برای مقابله با انحصار رسانه های متعلق به نظام ضد انسانی سرمایه داری اشاره کرد. وی مطرح کرد که قدرت مطلق حکام دیکتاتور از یک سو و ناتوانی توده های مردم از سوی دیگر، موجبات ادامه بقای نظام جهانی سرمایه داری و دیکتاتوری را فراهم می‌سازد.

- آقای زرافشان زمینه های گسترش بازار مالی و همچنین حاکم شدن سرمایه های مالی در این دوره را توضیح داده و پوسیدگی و گندیدگی نظام مالی حاکم بر دنیای سرمایه داری را گوشزد کرد.

- آقای مرادی نیز بر ضرورت تشکل یابی کارگران و زحمتکشان و وحدت میان طبقه ی کارگر در سطح جهانی تاکید کرد.

- در انتهای بخش سخنرانی سمینار، آقای علیرضا ثقفی به سازماندهی نوین و ضرورت اتحاد نیروهای کارگری و اجتماعی در سراسر جهان پرداخت و خواسته‌های مبارزان ضد سرمایه داری را در ابعاد مختلف، مورد بررسی قرار داد.

در ادامه برنامه و در بخش تریبون آزاد، چند تن از شرکت کنندگان پرسش های خود را مطرح کرده و ضرورت ادامه چنین سمینارهایی را عنوان نمودند.

در انتها آقای زرافشان، تاریخچه گسترش سرمایه داری مالی را پس از جنگ جهانی دوم، تشریح کرد.

مشروح گزارش و مجموعه مقالات سمینار، به زودی در وبلاگ کانون مدافعان حقوق کارگر منتشر خواهد شد.

***

نظام سرمایه داری باید دگرگون شود
این خواست میلیون ها تظاهرکننده و اعتراض کننده به نظام سرمایه داری در سراسر جهان است.

از اواخر قرن بیستم که تظاهرات ضد سرمایه داری، با عنوان مخالفت با جهانی سازی، در میان جوانان، کارگران، دانشجویان، معلمان و اکثریت قاطع مزدبگیران در جوامع سرمایه داری آغاز شد، مشخص بود که این نظام، در بحرانی عظیم قرار گرفته است. سرمایه داری که دهه ی پایانی قرن بیستم، شروع به بازسازی خود در شکلی جدید کرده بود، با ارائه نظم نوین جهانی گمان می کرد که دیگر هیچ بدیلی نمی تواند آن را از پای در آورد و با تمام وجود، تلاش در استثمار و بهره کشی هرچه بیشتر از نیروی کار در سراسر جهان را وجهه همت خود قرار داده بود. تئوریسین های این نظام آن را پایان تاریخ می دانستند و میلیون ها نسخه کتاب، روزنامه، مجله و... در مناقب و مکارم سرمایه داری منتشر کردند. برای خود فرهنگسراها و فرهنگستان ها ساختند. علوم نظری مانند جامعه شناسی و روان شناسی و... را در جهت تثبیت نظام حاکم قرار دادند و نظرات مخالف را به هر ترتیب و هر ترفند، از گردونه "علمی" خارج کردند. تئوریسین های سرمایه داری، مبارزان سیاتل و جنوا را مشتی واخورده و نمک نشناس معرفی می کردند و خود را در اوج پیروزی می دیدند و مخالفان را به هیچ می انگاشتند.

اما بحران سراسری سرمایه داری و فروپاشی بازارهای مالی، رویاهای بسیاری از جیره خواران خان سرمایه را آشفته کرد. هرچند در ابتدا همه طرفداران نظم موجود، تلاش می کردند که این بحران را کوچک جلوه داده و چنین وانمود کنند که می توان بر آن، همانند بحران های قبلی فائق آمد، اما عمق بحران آن چنان زیاد بود که بخشش های سخاوتمندانه ی اموال عمومی از طرف قدرت های سرمایه داری، نه تنها بحران را متوقف نکرد، بلکه آن را روز به روز عمیق تر کرد.

در کنار این مساله، نوید فروپاشی نظام سرمایه داری، گسترش آگاهی و به پا خواستن کارگران، زحمتکشان، اقشار آگاه و روشنفکران مخالف نظام سرمایه داری، افقی جدید را در پیش جامعه بشری می گشاید. امروزه مبارزان ضد سرمایه داری، در وجه اول، بازار مالی سرمایه داری، این پادگان و دژ تسخیر ناپذیر و نماد عظمت و قدرت این نظام را مورد تهاجم قرار دادند که نشان دهنده ی عمق آگاهی این مبارزان، در هدف گرفتن مرکز اعصاب این نظام رو به زوال است. ماه هاست که جمعیت عظیمی از مخالفان نظم سرمایه داری در کشورهای مختلف، با صراحت خواسته های خود را که دگرگونی این نظام است، بیان می کنند. البته هنوز بعضی از مبلغان سرمایه منکر این موضوع بوده و یا خواهان انحراف این مبازرات از مسیر اصلی خود هستند.

در کشور ما نیز، کسانی که تا عمق وجود وابسته به نظام سرمایه داری هستند و افتخارشان آن بوده که نهادهای بین المللی سرمایه، همانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، از برنامه های آنان حمایت کرده و به گسترش بازار مالی در ایران مباهات می کنند، با عوام فریبی و نعل وارونه زدن، می خواهند خودشان را همراه با جنبش ضدسرمایه داری نشان دهند. این ترفند جدیدی نیست. در خود مراکز اعتراض علیه این نظام هم، فرصت طلبانی از هیات حاکمه‌ های آن کشورها هم تلاش کردند تا خود را همراه با این اعتراضات نشان دهند. خوشبختانه مبارزان ضد نظم سرمایه، به خوبی دوستان را از فریبکاران باز می شناسند و آنان را به راحتی تفکیک می کنند.

کانون مدافعان حقوق کارگر که خود را جزیی از جنبش ضد سرمایه داری جهانی می داند، با توجه به شرایط حاکم بر جامعه ی ایران، وظیفه ی خود دانست تا از نیروهای مستقل مخالف نظم سرمایه دعوت کند تا نظرات خود را درباره ی بحران سرمایه داری، چشم انداز آینده ی آن و هم چنین شیوه های همبستگی با جنبش ضد سرمایه داری ابراز دارند. به همین جهت، از تمامی فعالان ضد سرمایه داری می خواهیم دست اتحاد به یکدیگر داده و یک بار دیگر، بر وحدت طبقاتی در برابر غارتگران و بهره کشان از نیروی کار، تاکید کنند.

۱٣ آبان ۱٣۹۰




iran#

بیانیه بیش از یکصد و بیست تن از روشنفکران ایرانی در محکومیت سرکوبگری رژيم حاکم و تجاوز نظامی خارجی به ایران


بیانیه بیش از یکصد و بیست تن از روشنفکران ایرانی در
محکومیت سرکوبگری رژيم حاکم و تجاوز نظامی خارجی به ایران

در هفته های اخیر امواج نگران کننده ای از چند سو برخاسته، و تهدید ایران به حمله ی نظامی باز در دستور کار قرار گرفته و بعضی مقامات دولت آمریکا، اسرائیل، انگلستان، بعضی دول ديگر، و حتی شماری از مخالفان حکومت ايران در تأييد چنان تهاجمی سخنان فاقد دقت و دور از تدبير ابراز کرده اند. تحولات مهم و دورانساز موسوم به بهار عرب، بويژه سرانجام عبرت آموز ديکتاتور ليبی و نظام تبعيض- محور او که با مداخله ی مستقيم و عملیات نظامی ناتو محقق گشت، اينک کسانی را بدين طمع انداخته است تا رهايی ايران از دست نظام ستمگر فقيه سالار را در اجرای سناریويی مشابه بجويند. چنين سخنان و اقدامات نامسئولانه ای خطر عظيمی را متوجه ملت و مملکت ايران می سازد، و مايه نگرانی ماست.

ما امضاکنندگان اين نامه، گروهی از کوشندگان راه آزادی و مدافعان حقوق بشر، خواهان گذار به دموکراسی در ايران، و برپايی حاکميت برآمده از انتخابات عمومی و آزاد در راستای تأمین حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی همه ی ایرانیان هستيم، و اميد می بريم تا در آينده ای نزديک نظامی در ايران قوام يابد که تمامی مردم ایران، زنان و مردان، از هر قوم، زبان و دین و باوری، بتوانند به شيوه ی برابر در اداره ی آن مشارکت آزادانه و حضور مؤثر داشته باشند. نظامی که نیمی از جمعیت کشور- زنان- را با تبعیض های ناروا از حقوق اساسی و برابر محروم نسازد. ما راه رسيدن به اين خواسته را التزام اکيد به حق حاکميت ملی، حفظ تماميت ارضی ايران، و استيفای همه جانبه حقوق مردم می دانيم.

رفتار جمهوری اسلامی ايران در عمر سی و اند ساله اش خلاف اين بوده است: از مجازات شتابزده سران رژيم پيشين بدون رعايت موازین قضايی ، سرکوبی اقليتهای قومی و مذهبی، نقض معاهدات بين المللی، شکنجه و کشتار زندانيان سياسی، تداوم عامدانه ی جنگی ويرانگر، حذف برنامه ريزی شده ی معارضان داخل و خارج از کشور، تا گسترش تروريسم دولتی. دستگاه ديکتاتوری ولايت فقيه اعمال ضدّبشری و خلاف اخلاق را همواره در لفاف ايدئولوژيک فروپيچيده، و مشی مسئوليت گريزی را در سايه ی شعارهای مزوّرانه پيش برده است: اين حکومت چه بسيار ستمگریها را به نام دين توجيه نموده، و چه فراوان معامله های غيرقانونی و زيانبار را با پرده پوشی انجام داده است.

بی پایگی منطقی و بی محتوايی ادّعاهای فريبنده دستگاه ولايت فقيه اکنون بيش از هر زمان ديگر برملا گشته است، و فساد مالی لايه های حاکميت برخی از وفاداران به نظام حاکم را هم نگران کرده است. اينک اين رژيم تنها از راه ارعاب و اختناق، به پشتوانه ی زندان و شکنجه می کوشد قدرتنمايی کند. دور نيست روزی که ايرانيان کابوس ظلم و جهل را از سر بتارانند، و با همدلی و همقدمی کشورشان را به جايگاهی شايسته در عرصه جهان برسانند. تقارن اين فرصت تاريخی در ايران با تحولات دورانساز منطقه البته مايه ی اميدواری فراوان و نيز موجب فراخوان به تدبير و عقلانيت هر چه بيشتر است.

ما امضاکنندگان اين نامه نگرانيم که مبادا تشبث به مقولاتی همچون دخالت بشر دوستانه و حمايت از دموکراسی، دستمايه ی اقدامات ضدايرانی و جنايتهای غيرانسانی قرار گيرد. مبادا مفاهيم والا و آرمانی مانند دموکراسی، و کمکهای بشردوستانه و حقوق بشر نقاب قدرتپرستی و منفعت جويی عدّه ای قرارگيرد تا باز به ايران و ايرانی لطمه وارد سازند و کشور را به تباهی بيشتر بکشانند.

ما امضاکنندگان اين نامه معتقديم، و از سر مسئوليت انسانی اعلام می کنيم که کمکهای بشردوستانه و دموکراسی از دهانه ی توپ در نمی آيد؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی را موشکهای هدايت شده ارمغان نمی آورد؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی از شکم هواپيمای بمت افکن بر سر مردم فرو نمی ريزد ؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی را طياره های بدون سرنشين کنترل از راه دور شليک نمی کند. ما با تهاجم نظامی به کشورمان ایران به هر مستمسک که باشد، از جمله بهانه ی نگرانی از ماجراجوييهای نامسئولانه ی رژيم در فعاليتهای هسته ای، مخالفيم. البته بهتر آن است که همه ی سلاحهای هسته ای و کشتار جمعی يکسره از منطقه جمع آوری و خنثی شود. خيرخواهان مردم، از جمله حاملان و حاميان راستين دموکراسی برای ايران، خواه امروز درون مرزهای جغرافيايی کشور باشند خواه بيرون از آن، همصدا و همدرد با همه ی مردمند، و هرگز رضايت نمی دهند به حمله ی نظامی به ايران، به کشتن هزاران تن از آحاد ملت، و به تخريب زيرساختهايی که در طیّ چندين نسل گام به گام با تحمل هزينه های گزاف ايجاد شده است.

صدای اعتراض به سیاست سرکوب واختناق جمهوری اسلامی از همه جا از درون و برون ايران برمی خيزد. شايسته نيست گردهمايی يا تشريک مساعی مخالفان رژيم به کمک بيگانگان سازماندهی گردد، يا در چارچوب منافع و مقاصد دولتهای خارجی پيش رانده شود. فعاليتها نبايد پشت درهای بسته ی بريده از نظارت مردم و مشارکت مستقيم تمامی نیروهای اوپوزیسیون که برای تحقق دمکراسی و حقوق بشر در ایران مبارزه می کنند پنهان بماند.

ما امضاکنندگان اين نامه، با پرهيز از افتادن به دام دوگانه ی مغلطه آميز "يا رژيم ولايت فقيه يا خاورميانه جديد"، از همگان می خواهيم تا در اين برهه ی سرنوشت- ساز هم نسبت به سرکوبگری رژيم هم نسبت به خطر تهاجم نظامی بيگانگان هشيار باشند و هشدار دهند. به ملاحظه ی مصلحت کشور به حکومت جمهوری اسلامی اکيداً توصيه می کنيم در جهت رفع ابهام از برنامه هسته ای کشور با آژانس انرژی اتمی و ناظران بين المللی همراهی کند تا دليلی برای تهديد به جنگ و ويرانی باقی نماند. از پژوهندگان آزاده می خواهيم تا هم فساد گسترده ی دستگاه ولايت فقيه را افشا کنند، هم نتايج ويرانگر نظامیگری جهانی را.

امضاکنندگان:

یرواند آبراهامیان، شجاع آذری، سیروس آرین پور، داریوش آشوری، حمید احمدی،رضا افشاری، مهران ادیب، ابوالفضل اردوخانی، زینت اسماعیل زاده ، رضا اغنمی، محمد جواد اکبرین، بابک امیر خسروی، نوشابه امیری،ابراهیم خلیفه سلطانی، فریبا امینی ، محمد امینی، مهدی امینی ، عبدالعلی بازرگان، گلبرگ باشی، منیره برادران، محمد برقعی ، نسرین بصیری، رضا بورقانی، بهروز بیات، فرزانه بذرپور،حمید بهشتی،کورش پارسا، سیاوش پارسانژاد، شهرنوش پارسی پور، اکرم پدرام نیا،علی پرسان، امیر پیشداد، شهرام تهرانی، اسدالله تیورچی، محمد جلالی، رامین جهانبگلو، بهرام چوبینه،رضا حاجی، هوشنگ حسن یاری، فاطمه حقیقت جو، حمید حمیدی،محسن حیدریان، مهدی خانبابا تهرانی، حمید دباشی، پرویز دستمالچی، مهرداد درویش پور، مهران راد، مصطفی رخ صفت، محسن رضوانی،علی رضایی، سعید رهنما، محمد رهبر، مینا زند ، ماندانا زندیان، حمید زنگنه،حمید سالک، بهروز ستوده، فرج سرکوهی، محمد سهیمی، جلال سرفراز،علی شاکری، احمد شاکری، معصومه شفیعی، پرویز شوکت،محمد صابر،شهلا صالح پور، احمد صدری، محمود صدری، فرهاد صوفی، اشکبوس طالبی، رضا علیجانی، نورالدین غروی، رضا فانی یزدی، حسین فروزین، پرستو فروهر، منصور فرهنگ ،پویان فخرایی، کامبیز قائم مقام،محسن قائم مقام، حسین قاضیان، فیروز قریشی، مصطفی قهرمانی،سام قندچی،مرتضی کاظمیان، عبدی کلانتری، ، مهرانگیز کار، عزیز کراملو، علی کشتگر، علی کشگر،حسین کمالی، حمید کوثری، آزاده ی کیان،تقی کیمیایی اسدی، مهدی گرامی، ایرج گرگین،اکبر گنجی، رضا گوهرزاد، عبدالکریم لاهیجی ، بهمن مبشری، ملیحه محمدی، مرتضی محیط ، فرخنده مدرسی، عباس معروفی، رضا معینی ، حسن مکارمی، علی اکبر مهدی،هایده مغیثی، محمد علی مهرآسا، همایون مهمنش، زیبا میر حسینی، یاسر میردامادی،رضا نافعی، شیرین نشاط ، اصغر نصرتی،مهدی نوربخش، محمد رضا نیکفر، بهمن نیرومند، سهیلا وحدتی، پروین وفایی،نادر هاشمی، عطا هودشتیان، حسین هوشمند،یوسف یزدی،.



iran#

یکشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۹۰

درگذشت « اندی رونی» قدیمی ترین مجری خبری تلویزیون آمریکا


درگذشت « اندی رونی» قدیمی ترین مجری خبری تلویزیون آمریکا
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Andyrooney-2011-11-6-133326298.html

«اندی رونی» مجری قدیمی و مشهور برنامه های خبری آمریکا که در برنامه تفسیر خبرهفتگی «شصت دقیقه» 60 Minutes در شبکه (سی بی اس) CBS یک برنامه کوتاه چند دقیقه اجرا می کرد پس از مشکلات ناشی از یک عمل جراحی به علت ایست قلبی درگذشت. او هنگام مرگ 92 سال داشت.

«اندی رونی » به عنوان خبرنگار و مجری این برنامه پرتماشاگر خبری تلویزیونی،به مدت 33 سال در پایان اخبار یکشنبه شب، برنامه ای کوتاه اما هیجان انگیز و طنزآمیز درباره موضوع های مختلف از صبحانه گرفته تا جغرافیای سیاسی اجرا می کرد.

بسیاری «اندی رونی» را به عنوان یک مجری بداخلاق که از همه چیز ایراد می گیرد می شناسند که اغلب از تماشاگران تلویزیونی و هواداران خود می خواست که چنانچه او را در یک مکان عمومی می بینند به هیچوجه به او نزدیک نشوند.

«اندی رونی» هرچند به خاطر گزارش های برجسته خود جوایز متعددی در رشته روزنامه نگاری دریافت کرده بود اما بیش از هرچیز خود را یک نویسنده می دانست. نویسنده ای که ترجیحا در برنامه های تلویزیونی شرکت می کند.

اندی رونی چهارهفته پیش در یک برنامه ویژه درحالی که «فرارسیدن لحظه ای که همواره از آن وحشت داشته »است را به تماشاگرانش اعلام می کرد از آن ها برای همیشه خداحافظی کرد و کارخود با برنامه «شصت دقیقه» را پایان داد.

با انتشار خبر درگذشت اندی رونی، جف فاگر رئیس شبکه تلویزیونی «سی بی اس» و تهیه کننده برنامه «شصت دقیقه» به خبرنگاران گفت:«این روز بی نهایت غم انگیزی برای این شبکه و برنامه شصت دقیقه به شمار می رود. برای ما بسیار ناراحت کننده است که فردی مثل «اندی رونی» دیگر در حول و حوش این محل حضور نداشته باشد. او عاشق زندگی بود ومهم تر از هرچیز دیگر، او تمام لحظات این زندگی به صورتی که خودش می پسندید زیست. خاطره او همیشه با ماست و جایش همیشه خالی خواهد ماند.»

«مارلی سیفر» یکی از قدیمی ترین همکاران «اندی رونی» به خبرنگاران گفت:«اندی تا لحظات آخر حیات به کاری که عاشقانه دوست می داشت پرداخت و زندگی بدون این کار را برنمی تابید.»

«استیو کرافت» یک روزنامه نگار از همکاران «رونی» می گوید:«اندی واقعا زندگی کرد. فکر کنید آدم نود و دو سال زندگی کند و همه این دوران را به انجام کاری بپردازد که دوست دارد ودرضمن آن میلیون ها نفر را هر هفته سرگرم کند.»

«اندی رونی» کار روزنامه نگاری را به عنوان نویسنده ضمن خدمت در ارتش آمریکا آغاز کرد. او پس از پایان خدمت در شبکه تلویزیونی «سی بی اس» مشغول به کار شد و به مدت ٦٠ سال در این حرفه باقی ماند. نیمی از این مدت زمان پشت دوربین به عنوان نویسنده و تهیه کننده گذشت و نیمه دیگر جلوی دوربین به عنوان گوینده ومجری خبری. او در سال ١٩٧٨ به برنامه «شصت دقیقه» پیوست و به خاطر توجه خاصش به جزئیات و انتقادهایی بجا از موضوع ها و مسائل روزمره مورد توجه قرار گرفت وعنوان «پادشاه بداخلاقی» را از آن خود ساخت.

او یک بار در یکی از این برنامه ها در رابطه با کاریابی گفته بود:«به نظر من ما به اشخاصی احتیاج داریم که بتوانند عملا یک کاری انجام بدن. در حال حاضر ما رئیس زیاد داریم اما مرئوس نداریم. به نظر من همه این اشخاصی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند باید بروند دنبال شغل لوله کشی و برق کشی و شب ها هم وقتی می روند خانه، کتاب های شکسپیر را بخوانند.»


iran#

جوایز جشنواره سینمایی رم برای «ریچارد گیر» وکارگردان ایرانی فیلم «شرایط»


جوایز جشنواره سینمایی رم برای «ریچارد گیر» وکارگردان ایرانی فیلم «شرایط»
http://www.voanews.com/persian/news/arts/romefestival-2011-1-6-133336023.html

ششمین جشنواره سینمایی «رم» همراه با تظاهراتی در اعتراض به تقلیل بودجه های هنری دولت به پایان رسید. در این جشنواره که امسال نیزکوشش زیادی برای جلب چهره های معروف سینمای جهان داشته است، «ریچارد گیر» بازیگر برنده اسکارسینمای آمریکا، فعال حقوق بشری و از حامیان مبارزات آزادی طلبی مردم تبت، جایزه یک عمرفعالیت های هنری این جشنواره را به دست آورد.

روز جمعه گذشته درمراسم پایانی فستیوال، جایزه نخست این جشنواره سینمایی به «سباستین بورنزتین» فیلمساز اسپانیائی برای فیلم «یک قصه چینی» اهدا شد.

این فیلم با شرکت «ریکاردو دورین» ماجرای صاحب تنهای یک مغازه خرده فروشی است که زندگی اش با حضور ناگهانی یک مرد جوان چینی زیر و رو می شود.

«گیوم کانت» فرانسوی جایزه بهترین بازیگر سال جشنواره را برای بازی در فیلم «یک زندگی بهتر» ساخته «سدریک کاهن» بدست آورد. منتقدین سینمایی نشریات ایتالیایی از این فیلم به شدت استقبال کرده اند. فیلم «یک زندگی بهتر» درباره زوج صاحب رستورانی است که هرروز به مقدار بدهی های آن ها اضافه می شود.

جایزه ویژه «یک استعداد نوظهور» فستیوال به دو زن فیلمساز، مریم کشاورز – کارگردان ایرانی/آمریکایی فیلم «شرایط» و «امانوئل مییه» اهدا شد.

مریم کشاورز با فیلم «شرایط» در بخش خارج از مسابقه جشنواره حضور پیدا کرد و توانست یکی از دوبرنده جایزه «استعدادهای تازه» از سوی هیئت داوران فستیوال سینمایی رم باشد.

فیلم "شرایط"، داستان ناگفتنی های زندگی امروز جوانان ایرانی درشرایط حاکم در جامعه تحت حکومت رژیم اسلامی است. فیلم ماجرای عشق و عاشقی و ارتباط جنسی میان دودختر نوجوان از یک خانواده طبقه متوسط در تهران امروز است. فیلم نگاهی است به گوشه های ممنوعه و «تابو»های جامعه امروزی ایران که با گرایش پسرخانواده که عاشق یکی از این دو دختر است به نیروهای امنیتی ،مشکلات و پیچیدگی های تازه ای در روند داستان فیلم بوجود می آید.

دربخش رقابت های جشنواره امسال «رم» پانزده فیلم بلند و داستانی رقابت می کردند. یک هیئت داوران به رهبری «انیو موریکونی» آهنگساز معروف ایتالیایی، دریافت کنندگان جایزه «مارک اورلیو»ی این فستیوال را تعیین می کردند. اما احتمال برگزاری دوباره و آینده این فستیوال نامعلوم است.

جلسه گشایش این فستیوال نیز همراه با تظاهرات مردمی بود که از کسربودجه هنری مملکت ناراضی هستند و این نارضایتی را با هجوم به مراسم فرش قرمز فستیوال و پرتاب میخ برروی آن نشان دادند. جمعی از این تظاهر کنندگان توسط پلیس دستگیرشدند.

«جیانکارلو گالان» که درحال حاضر در سمت وزیرفرهنگ ایتالیا به خدمت مشغول است، در سال ٢٠٠٦ با تاسیس فستیوال سینمایی رم مخالفت کرد. او در آن زمان فرمانداز منطقه شمال شرقی «ونتو» بود و اعتقاد داشت که این فستیوال رقیبی خواهد شد برای جشنواره معتبر «ونیز».

در روزهای اخیر «گالان» که به جشنواره امسال دعوت نداشت، گفته بود که «جشنواره سینمایی رم» درحال انقراض است.

«پیرا دتاسی» مدیر فستیوال سینمایی «رم» برخلاف عقیده «گالان» براین باور است که فستیوال حداقل برای چند سال آینده به کار خود ادامه خواهد داد. او روز پنجشنبه گذشته به روزنامه «کریر دلا سرا» گفت :«ما به هیچوجه برنامه ای برای بستن درهای این فستیوال نداریم.»

هرچند بزرگ ترین و مطرح ترین ستارگان سینمای جهان از جمله «جورج کلونی» و «آل پاچینو» درماه سپتامبر گذشته در فستیوال «ونیز» شرکت داشتند اما بازیگران دیگری چون «ریچارد گیر»، «مگی جیلینحال» و «کریستین اسکات توماس» امسال جزو مدعوین جشنواره سینمایی رم بودند.

درجشنواره امسال فیلم های مستند در بخش جداگانه ای به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلم این بخش به «دختر مدل» ساخته مشترک «دیوید ردموند» و «اشلی سابین» رسید.

در بخش دیگری از جشنواره، با تشکیل نمایشگاهی به نام «پیر پائولو پازولینی» از این کارگردان برجسته و ازستارگان قدیمی «مونیکا ویتی» و «ادری هیپورن» نیز تقدیر شد.


iran#

شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۰

جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا در تورنتو افتتاح شد


جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا در تورنتو افتتاح شد
http://www.voanews.com/persian/news/arts/diaspora_2011-04-11-133239953.html

یازدهمین «جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا» روز ۱۰ آبان در تورنتو، بزرگترین شهر کانادا افتتاح شد.

«جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا» امسال با نمایش گزیده ای از ۲۷ فیلم بلند و کوتاه، مستندهای ویژه زندگی مهاجران و نیز زندگی و فعالیت های حرفه ای آن ها در خارج از کشورهای مادری شان برگزار می شود.

جشنواره سال ۲۰۱۱ با موضوع «موج تغییر» برگزار می شود. «موج تغییر» به تحولات بنیادین و مهمی اشاره می کند که عامل فعالیت جنبش های آزادی خواهانه و موفقیت انقلاب های مردمی در کشورهای منطقه خاورمیانه بوده اند.

سینمای دیاسپورا به مسائل ویژه مهاجران در کشورهای میزبان، مهاجرت و تقابل فرهنگ ها و تنوع فرهنگی در کشورهای مهاجرپذیر می پردازد.

جنبش سبز مردم ایران، چالش های مسلمانان و یهودیان و دوستی دوباره آن ها، کودکان خشونت و نیز فیلمسازان زن مسلمان و عرب از جمله موضوعات اصلی هستند که در جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا در تورنتو مورد توجه قرار گرفته اند.

دیوید، بغداد را فراموش کن، کوفته، درس هایی برای زفیره، آلمانیا، در برابر چشم های شما، دیدگاه های بی حجاب، شب برمه از جمله فیلم هایی هستند که در یازدهمین دوره «جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا» اکران می شوند.

«اگر بمیری می کشمت» از جمله فیلم های این جشنواره در مورد زندگی مهاجرانی است که بین فرهنگ خود و فرهنگ کشور میزبان گرفتار شده اند. گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش یک دختر کرد را بازی می کند که برای پیدا کردن نامزدش به پاریس سفر می کند.

فیلم «امین» ساخته شاهین پرهامی، فیلمساز ایرانی کانادایی ساکن مونترال نیز از جمله دیگر آثاری است که برای اولین بار در این جشنواره بین المللی در تورنتو به نمایش در می آید. این فیلم تاکنون چندین جایزه جشنواره های مختلف را از آن خود کرده است.

شهرام تابع محمدی، مدیر و بنیانگزار ایرانی کانادایی این جشنواره گفته است در حاشیه جشنواره امسال نمایشگاه عکس، شب شعر و کنسرت موسیقی نیز برگزار خواهند شد.

در بخشی از یازدهمین «جشنواره بین اللملی فیلم دیاسپورا» مراسم بزرگداشت دبپا مهتا، فیلمساز سرشناس کانادایی هندی تبار و کارگردان فیلم های آب و بچه های نیمه شب برگزار خواهد شد.

این جشنواره پنج روزه همچون سال های گذشته با حمایت «شورای هنر انتاریو»، «شورای هنر تورنتو»، کنسولگری فرانسه در تورنتو، کنسولگری هلند در تورنتو و چندین نشریه و رسانه برگزار می شود.


iran#

درخشش و سکوت محمد علی فردین


درخشش و سکوت محمد علی فردین
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Fardin-2011-11-4-133248028.html

بیش از دوازده سال پس از مرگ «محمد علی فردین» یکی از محبوب ترین بازیگران سینمای پیش از انقلاب موسوم به «فیلمفارسی»، نشریه اینترنتی جدید آنلاین ، شبکه اینترنتی نسل تازه ای از روزنامه نگاران ایران، درمقاله ای به نام «فردین، از درخشش تا سکوت» یاد این بازیگر را زنده می دارد.

فردین با عنوان قهرمان کشتی جهان وارد سینما شد و کار بازیگری را ابتدا با نقش کوچکی در فیلم «دو قلوها» به کارگردانی شاپور یاسمی درنقش برادر دوقلوی ناصر ملک‌مطیعی آغاز کرد. بعدها «فردین» با فیلم «گنج قارون»، داستان جوان ساده دل و فقیری که دلباخته دختر مردی ثروتمند می شود به محبوبیتی کم نظیردست یافت. بازی در نقش «علی بی غم» هرچند برای خود «فردین» یکنواخت و دلگیرکننده بود و به او فرصتی برای درخشش در نقش های جدی ترسینمایی نمی داد اما نام او را درگوشه و کنار ایران و کشورهای همجوار برسر زبان ها انداخت و فردین کم کم جزئی از زندگی روزمره وگوشه ای از فرهنگ مردمی آن دوران شد. این بازیگر بعدها با فیلم «سلطان قلب ها» تبدیل به یک پدیده شد. پدیده ای که هرگز دیگر کسی درسینمای ایران نتوانست دربازیگری سینما به محبوبیت او برسد:

«محمدعلی فردین ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد. پدرش که یکی از مدیران ادارۀ تسلیحات (قورخانه) بود، در تئاتر هم در کنار مرحوم تقی ظهوری کارهای مولیر را اجرا می‌کرد. بدین‌ سان فردین از همان کودکی با تئاتر آشنا و به آن علاقه‌مند شد.

او دوران ابتدایی را در دبستان ترقی در خیابان شهباز گذراند. در این دوران بیشتر وقت خود را صرف ورزش می‌کرد. ابتدا با فوتبال از باشگاه شمارۀ سه شروع کرد. بعد از مدتی به شنا و ژیمناستیک روی آورد و این رشته را تا قهرمانی ادامه داد، اما سرانجام آن را هم کنار گذاشت و به کشتی روی آورد. او کشتی را هم از همان باشگاه شمارۀ سه شروع کرد و پس از مدتی به باشگاه نیرو و راستی رفت و زیر نظر کیومرث ابوالملوکی به فراگیری فنون کشتی پرداخت.

ابوالملوکی در مورد فردین می‌گوید: "بسیار باهوش بود. فنون کشتی را به‌راحتی یاد می‌گرفت و راحت‌تر از آن اجرا می‌کرد. بیش از آن که از زور بازو و قدرت خود استفاده کند، از هوش و ذکاوت خود بهره می‌برد"

پس از باشگاه نیرو و راستی، فردین به باشگاه تهران رفت. در این‌جا بود که با تختی آشنا شد. بسیاری معتقدند که تختی و فردین از دوستان دوران دبستان بوده‌اند، اما دست‌نوشته‌های فردین بیانگر آن است که او در باشگاه کشتی با تختی آشنا شد.

فردین در این باشگاه زیر نظر حبیب‌الله بلور به صورت حرفه‌ای کشتی را دنبال کرد و به تیم ملی راه یافت. او از معدود کشتی‌گیرانی بود که در همان سال اول حضور در تیم ملی، موفق به کسب مدال نقرۀ مسابقات جهانی توکیو (۱۹۵۴) شد. اما به دلیل آسیب‌دیدگی و پاره‌ای نامهربانی‌ها مجبور شد با دنیای کشتی خداحافظی کند.

ورود فردین به عرصۀ سینما اتفاقی بود. در زمستان ۱۳۳۷ زمانی که ۲۸ سال داشت، با دکتر اسماعیل کوشان آشنا شد. دکتر کوشان به او پیشنهاد کرد در فیلم "چشمۀ آب حیات" که سیامک یاسمی آن را کارگردانی می‌کرد، به عنوان هنرپیشۀ نقش اول در مقابل ایرن بازی کند. ایرن می‌گوید: "یک پلان را بارها و بارها تکرار کردم، چون فردین به دلیل کم‌رویی و خجالت نمی‌توانست آن را بازی کند." از همان آغاز چنگیز جلیل‌وند به جای او حرف می‌زد و آوازش را ایرج می‌خواند.

دومین فیلمش را، "فردا روشن است"، به همراه دلکش در سال ۱۳۳۹ بازی کرد. از آن پس دیگر به صورت حرفه‌ای به سینما روی آورد تا سال ۱۳۴۴ که فیلم "گنج قارون" به کارگردانی سیامک یاسمی را بازی کرد. تا این زمان دستمزد چندانی به بازیگران داده نمی‌شد. در یکی از دست‌نوشته‌های فردین آمده‌است که "به همراه آرمان و ناصر ملک‌مطیعی قرار گذاشتیم دستمزد زیر ۲۰ هزار تومان نگیریم"، اما در فیلم گنج قارون فردین حدود ۴۰ هزار تومان به اضافۀ پنج درصد از فروش را که حدود ۶۰۰ هزار تومان می‌شد، دریافت کرد. پس از آن دیگر ثروتمند و ستارۀ درخشان فیلم فارسی بود. کمتر ایرانی را می‌توان یافت که این فیلم را ندیده باشد. بسیاری معتقدند اگر جمعیت آن زمان را در نظر بگیریم، رکورد فروش این فیلم هنوز شکسته نشده‌است.

فردین اولین فیلم وسترن تاریخ ایران را هم بازی کرده‌است، آن هم در ایتالیا. این فیلم که عنوانش "مرا بکش" بود، در ایتالیا با نام "و حالا روحت را به خدا بسپار" به نمایش درآمد. او همچنین در لبنان فیلم "بر فراز پترا" و در هند فیلم "همای سعادت" را بازی کرد.

او علاوه بر بازیگری در زمینۀ کارگردانی، تهیه‌کنندگی و حتا گریم نیز فعال بود. استودیوی سینمایی فردین‌فیلم را بنیاد گذاشت و ویلیام وایلر، کارگردان آمریکایی را به ایران دعوت کرد.

فردین در سال ۱۳۴۷ فیلم "سلطان قلب‌ها "را ساخت. وقتی که این فیلم در مرحلۀ مونتاژ بود، مدتی را در انگلستان و به دور از سینمای ایران سپری کرد. در سال ۱۳۵۵ در فیلم "غزل" به کارگردانی مسعود کیمیایی بازی کرد و در سال ۱۳۵۶ "بر فراز آسمان" را ساخت.

بعد از انقلاب نیز به همراه سعید راد و ناصر ملک‌مطیعی در فیلم "برزخی‌ها " به کارگردانی ایرج قادری بازی کرد که سال ۱۳۶۱ روی پرده رفت. این فیلم آخرین حضور فردین در عرصۀ سینمای ایران بود و پس از آن او دیگر اجازۀ کار نداشت و از این بابت اندوهگین بود. در مراسم سالگرد علی تابش گفته بود: "همه مردم هر روز زندگی می‌کنند تا یک روز بمیرند. ما هر روز می‌میریم تا یک روز زندگی کنیم".

در این‌جا باید عنوان شود که فردین به همراه مرحوم ظهوری و سه تن دیگر سرپرستی ۴۰ کودک را به عهده گرفته بود و گروه آنها تمامی هزینۀ آنها را پرداخت و ماهی یک بار به آنها سرکشی می‌کردند.

فردین در یادداشت‌های خود خطاب به کسی که در جایی نوشته بود "فردین عددی نیست"، نوشته‌است: "امروزه تعدادی از همین بچه‌های دوست‌داشتنی و گل‌های شکفته با عنوان دکترا مشغول مداوای خانواده‌های ما هستند که بی‌شک خانوادۀ شما هم برای بازیابی سلامت به آنها مراجعه کرده‌اند و من هم با برخوردی اتفاقی در دانشگاه سان‌فرانسیسکو در ساختمان دندان‌پزشکی عظمت دستگاه الهی را بیشتر از آن چه در باره‌اش می‌دانستم، ستودم. آخر برای معالجۀ دندان‌هایم حدود پنج هزار دلار احتیاج بود که نداشتم و این گل بی‌خار که امروز شکفته با پنجه‌های طلایی خود دندان‌های مرا معالجه کرد، بدون دریافت حتا یک دلار. خدایا بنازم عظمت و بزرگی تو را. حالا شما به دنبال کدام عدد هستید؟" و در نهایت فردین پس از سکوتی طولانی در ۱۸ فروردین ۱۳۷۸ از دنیا رفت».


iran#

جمعه، آبان ۱۳، ۱۳۹۰

فیروزه خطیبی-جدایی نادر از سیمین، لئوناردو دی کاپریو و مرلین مونرو درجشنواره انستیتوی فیلم آمریکا

جدایی نادر از سیمین، لئوناردو دی کاپریو و مرلین مونرو درجشنواره انستیتوی فیلم آمریکا
فیروزه خطیبی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/AFI-2011-11-3-133173833.html

فیلم های برگزیده بیست و پنجمین سال برگزاری فستیوال «انستیتوی فیلم آمریکا» AFI که از امروز (پنج شنبه سوم اکتبر) کار خود را در هالیوود آغاز می کند، مجموعه ای است از بهترین فیلم هایی که در طول سال گذشته در جشنواره های سینمایی دیگر به نمایش درآمده است.

این مجموعه کم نظیر سینمایی شامل بسیاری از فیلم هایی است که از هم اکنون در رده بندی فیلم های درخور دریافت جوایز معتبر سینمایی از جمله «اسکار» قرار گرفته اند. فیلم هایی چون «آرتیست»، یک اثر سیاه وسفید و صامت سینمایی که سرسپاری است به آغاز کار سینما و«عصر طلائی»هالیوود. هم چنین فیلم دیگری به نام «یک هفته من با مرلین» با شرکت «میشل ویلیامز» که وقایع روزهای آخر زندگی تراژیک مرلین مونرو را بررسی می کند و فیلم دیگری به نام «شرم» Shame درباره مردی معتاد به سکس با شرکت مایکل فسبندر.

هرچند هیچ یک از این سه فیلم هنوز در سینماها به نمایش گذاشته نشده است، اما هرکدام از آن ها در یکی از فستیوال های معتبر جهان از جمله «کن»، فستیوال بین المللی «تورنتو» و فستیوال فیلم نیویورک به نمایش درآمده اند.

فیلم برگزیده شب اول فستیوال، «جی ادگار»J. Edgar، تازه ترین اثر سینمایی «کلینت ایستوود» بازیگر و کارگردان سرشناس آمریکایی است. این فیلم که در ژانر «بیوگرافی تاریخی» قرار دارد با شرکت «لئوناردو دی کاپریو» زندگی رئیس پیشین «اف بی آی»، جی. ادگار هوور را زیر ذره بین برده است. این تنها فیلم فستیوال است که برای نخستین بار در فستیوال AFI به نمایش گذاشته خواهد شد.

«لین نیدلر» مدیر جشنواره می گوید:«ما سال هاست که با این مسئله یعنی نمایش بار اول فیلم ها در کلنجار هستیم. اما بالاخره به این نتیجه رسیده ایم که اگر یک فیلم در مثلا فستیوال فیلم نیویورک به نمایش گذاشته شده، این مسئله زیاد تاثیری در کار ما و بر روی تماشاگران ما نخواهد گذاشت. اگر این فیلم یک اثرعالی باشه چرا ما باید یک فیلم دیگر رو جانشین آن کنیم اونهم فقط بخاطر اینکه فیلم در جای دیگری به نمایش درآمده؟»

دست اندرکاران AFI امیدوارند که به این صورت گزینه ای از بهترین فیلم های فستیوال های دیگرجهان را به علاقمندان سینما در لس آنجلس عرضه کنند. درعین حال آن ها با این کار نه تنها توجه دست اندرکاران صنعت فیلمسازی هالیوود را به این آثار و سازندگان آن جلب می کنند بلکه آن دسته از تماشاگرانی که به دنبال فیلم هایی هنری ترو سینمایی جدی تر هستند را هم راضی نگاه خواهند داشت.

یکی دیگر ازمدیران فستیوال، ژاکلین لیانگا می گوید قوانین تازه از جمله پخش بلیت های رایگان برای تماشای برخی از فیلم ها که از سال ٢٠٠٩ به اجرا گذاشته شده است کمک می کند تا جمع وسیع تری از تماشاگران از سطوح گوناگون اجتماعی و به ویژه جوانان به تماشای فیلم های فستیوال بنشینند:«من فکر می کنم فیلم های بزرگ و هالیوودی فستیوال می تواند وسیله خوبی باشد برای جلب توجه تماشاگران به فیلم های دیگر این جشنواره از جمله فیلم های سینمای جهان وکار فیلمسازان جوان و تازه کار.»

یکی از این فیلم های بزرگ و پرزرق و برق هالیوودی، اثر تازه و سه بعدی «استیون اسپیلبرگ» به نام «ماجراجویی های تین تین» است که در هشتمین و آخرین روز جشنواره AFI در روز ١٠ نوامبر اکران خواهد شد.

امسال بیش از ٧٠ فیلم داستانی و بلند و٤٠ فیلم کوتاه از فیلمسازان معروف و کارگردانان جوان و شناخته نشده به نمایش گذاشته خواهد شد.

«پدرو آلمادوار» فیلمساز برجسته اسپانیائی به عنوان کارگردان میهمان جشنواره امسال انستیتوی فیلم آمریکا معرفی شده است. این کارگردان در یک جلسه ویژه، چهار فیلم سینمایی که برروی او و آثارش اثرگذار بوده است ازجمله فیلمی از دهه شصت میلادی به نام «چشم هایی بدون صورت» را به تماشاگران معرفی خواهد کرد.

فیلم های سینمای جهان همواره یکی از مهم ترین بخش های جشنواره سینمایی AFI به شمار می رود. «لیانگا» مدیر جشنواره می گوید سفر به برلین و شرکت در جشنواره بین المللی فیلم در این شهر توانسته است او را با رویدادهای مهم سینمای جهان بیشتر آشنا کند:«ما فیلم های زیادی درباره فرهنگ و هویت انتخاب کرده ایم و هم چنین فیلم هایی از کسانی که خارج از فرهنگ و هویت خود فیلم ساخته اند.»

درمیان فیلم های سینمای جهان امسال فستیوال، فیلم «آلپ» از یونان ساخته «یورگس لانتیموس» کارگردان نامزد جایزه اسکار فیلم «داگ توث» Dogtooth گنجانده شده است. فیلم ارسالی اسرائیل به جوایز اسکار امسال به نام «فوت نوت» Footnoteیکی دیگر از این فیلم هاست. هم چنین فیلم «یکی بود یکی نبود در آناتولیا» از کشور ترکیه. از ایران فیلم ارسالی این کشور به اسکار، اثر برجسته اصغر فرهادی، «جدایی نادر از سیمین» و از لهستان فیلم «اسب تورین» به نمایش گذاشه خواهد شد.

علاوه بر فیلم «جدایی نادر از سیمین» فیلم دیگری از ایران به نام «سه ونیم» به کارگردانی «نقی نعمتی» نیز به نمایش گذاشته خواهد شد.این فیلم ماجرای «هانیه»، «هما» و «بنفشه» سه دختر مجرم است که ضمن آزادی موقت از زندان برای فرار از مملکت از مرزهای شمال کشور نقشه می کشند. این سه دختردرابتدا با شوخی و بازیگوشی و خنده به این سفر به صورت امری ساده نگاه می کنند اما ناگهان متوجه جدی بودن راهی که آغاز کرده اند می شوند. کم کم با نزدیک تر شدن به مرز، تنش های بین این سه دوست هم بیشتر می شود. همبستگی این سه هنگامی به اوج می رسد که یکی از دخترها به حامله بودن خود اعتراف می کند.


iran#

سرنوشت پزشک معالج مایکل جکسون در دست هیئت منصفه


سرنوشت پزشک معالج مایکل جکسون در دست هیئت منصفه
مایکل اوسالیوان
http://www.voanews.com/persian/news/arts/ConradMurray-2011-11-3-133211943.html

روز پنج شنبه وکلای مدافع و دادستان دادگاه رسیدگی به شکایت علیه «کنراد موری» پزشکی که به اتهام مسئولیت قتل غیرعمد مایکل جکسون، سلطان فقید موسیقی پاپ در دادگاهی در لس آنجلس محاکمه می شود سخنان پایانی خود را ادا کردند و سپس هیئت منصفه برای گرفتن تصمیم نهایی درمورد سرنوشت پزشک معالج این خواننده فقید، مشاوره خود را آغاز کرد.

مایکل جکسون دوسال پیش به طور ناگهانی در سن ٥٠ سالگی درگذشت. دکتر موری متهم است که با تزریق داروی خطرناک بیهوشی به بیمار خود جکسون که از بی خوابی مزمن رنج می برد باعث مرگ او شده است.

دادستان می گوید «دکتر موری» با تزریق مخلوطی از مواد آرام بخش و داروهای خواب آورقوی از جمله ماده ای که برای بیهوش ساختن بیماران پیش از عمل جراحی از آن استفاده می شود به نام «پروپوفول» موجب مرگ جکسون شده است. این درصورتی است که استفاده از «پروپوفول» تنها دراطاق عمل و با استفاده از دستگاه های اندازه گیری دقیق انجام پذیراست. هم چنین بیمار هنگام مصرف این دارو بایستی در همه لحظات مدت بیهوشی تحت نظارت پزشکان متخصص باشد.

دادستان هم چنین براین موضوع تاکید کرده است که دکتر موری مقادیر روزافزونی از این داروهای مسکن و خواب آور را برای «مایکل جکسون» تجویز می کرده است و نسخه های این داروهای خطرناک را به نام افراد مختلف می نوشته است تا بتواند مقدار بیشتری از آن ها را از داروخانه های مختلف برای جکسون تهیه کند. دکتر موری متهم است که علیرغم مشاهده حال وخیم «مایکل جکسون» از فراخواندن گروه اورژانس پزشکی و آمبولانس برای رساندن «جکسون» به بیمارستان برای مدتی طولانی خودداری کرده است.

در این آخرین روز محاکمات دکتر موری، وکلای مدافع او افرادی را به عنوان شاهد به دادگاه احضار کردند از جمله «لونت سامپسون» که خطاب به هیئت منصفه گفت که «هرگز پزشکی حاذق تر و دقیق تر از دکتر موری نداشته است.»

دکتر موری پس از ارزیابی های لازم حاضر نشد دردفاع از خود بر روی سکوی شاهد بنشیند. بنا برگفته «دنا کول» کارشناس قانونی و متخصص دادگاه های جنایی، این پزشک از ترس سئوالات پرتوان تیم دادستانی تصمیم گرفت از دادن شهادت و دفاع از خود خودداری کند:«دکتر موری بایست به سئوالات زیادی درباره خلافکاری ها و سوء رفتارهای خود پاسخ می داد که می توانست در نهایت به ضررش تمام شود و خوب البته حاضر نشد خود را در معرض این سئوالات قرار دهد.»

برخی از شاهد های وکلای مدافع از جمله کارشناس داروی «پروپوفول» سعی کردند نشان بدهند که مایکل جکسون این ماده را شخصا به خود تزریق کرده است و به این صورت کوشیدند تا دکتر موری را از این اتهام مبری کنند اما پزشکان متخصص دیگری از سوی دادستان ثابت کردند که این دارو به قدری قوی است که فرد قادر نخواهد بود تا پس از لحظاتی پس از شروع تزریق هم چنان به هوش و بیدار باقی بماند و به همین جهت تزریق فرد به خود غیرممکن است.




iran#

چهارشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۰

فيروزه خطيبی-بررسی مواضع محمدرضا شجریان پس از مصاحبه اخیر او با صدای آمریکا


فيروزه خطيبی-بررسی مواضع محمدرضا شجریان پس از مصاحبه اخیر او با صدای آمریکا
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Shajarian-2011-11-2-133092038.html

بنا بر گزارش خبرگزاری فارس، صحبت های اخیر محمدرضا شجریان در لندن در گفتگویی با مصاحبه گر برنامه بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا بررسی می شود.

بر اساس این گزارش کارشناس برنامه «رادیو گفت و گو» به خبرنگار رادیو و تلویزیون باشگاه خبری فارس گفته است:«موضوع امروز رادیو گفت و گو بررسی مواضع اخیر محمدرضا شجریان درباره نسبت اسلام وهنر است و اینکه چرا شجریان بعد از حدود ٥ دهه فعالیت هنری که بخش عمده‌ای از این فعالیت در همگرایی با دیانت بوده است، اخیرا مواضعی را اتخاذ کرده است که بوی اسلام گریزی می‌دهد؟»

بنا بر اظهارات علی جعفری که کارشناسی برنامه «رادیو گفت و گو»را برعهده دارد، در این برنامه، ستار هدایت‌خواه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، رضا مهدوی استاد دانشگاه و عضو مرکز موسیقی حوزه هنری و محمد گلریز خواننده به ارائه دیدگاه‌های خود در پاسخ به سخنان شجریان خواهند پرداخت.

علی جعفری گفته است:«شجریان اخیرا در مصاحبه با شبکه صدای آمریکا VOA فارغ از مواضع ضد انقلاب، مواضعی با ضدیت اسلام و هنر گرفته است.»

علی جعفری به ویژه در مورد دیدگاه ها شجریان در رابطه با زنان خواننده اظهار داشته است که :«این مواضع آقای شجریان زمانی مهم می‌شود که ایشان در کنار حرف‌های اخیرشان درباره لزوم خوانندگی و آوازه‌خوانی زنان نیز صحبت‌هایی کرده‌اند»

گفتگوی اخیر محمدرضا شجریان در جریان کنسرت اخیر این خواننده به همراه گروه شهناز در «ساوت بنک سنتر» Southbank Center لندن انجام شده است. کنسرتی که بیش از ٢٧٠٠ تماشاگر ایرانی در آن حضور داشته اند و ضمن اجرای آن دختر استاد شجریان، «مژگان» نیز ترانه هایی را اجرا کرده است.

بیژن فرهودی، خبرنگار تلویزیون بخش فارسی صدای آمریکا در لندن ضمن اشاره به عنوان مصاحبه ای که در «تایمز لندن» با محمدرضا شجریان شده است می گوید: «روزنامه تایمز لندن نوشته است محمدرضا شجریان در کشور خود از فعالیت محروم است و به خبرنگار تایمز می گوید که چرا موسیقی اش هرگز قربانی استبداد نخواهد شد.»

شجریان در رابطه با این موضوع به خبرنگار صدای آمریکا می گوید: «استبداد در ذات در جامعه منفوره حالا به هرشکلی که میخواهد باشد. موسیقی من زبان حال مردمم بوده. اگه استبداد در مقابل مردم باشه ،هم آن در مقابل منه و هم من در مقابل آن قرار گرفته ام. بخواهم و نخواهم در مقابل استبدادم. چون با مردم زندگی می کنم. وقتی مردم خوش اند من هم خوشم.»

صدای آمریکا:«علت محرومیتتون از برگزاری کنسرت در ایران چیست؟»

شجریان: «چیزی نگفته اند به من. ولی خوب مجوز نمیدن. می دانید برای مجوز گرفتن برای یک کنسرت در ایران شما باید حداقل از پنج جای مختلف اجازه بگیرید. در وحله اول ارشاد تهران. برای شهرستان باشه، ارشاد شهرستان هم هست. بعد پلیس. اداره اماکن. هنرمند که با اداره اماکن سر و کار نداره. اداره اماکن با مکان ها سر و کار داره به ما چه مربوطه؟ بعد امام جمعه است. کافی امام جمعه بگه آهای این ها چیه؟ تعطیله. ببینید آسیب پذیری کنسرت درمملکت ما. به علت اینه که این ها روی خوشی با موسیقی و هنرموسیقی و هنرمندان ندارند مگر اینکه دربست در اختیار آنها باشید که من نیستم.»

صدای آمریکا: «پانزدهم شهریور ٨٨ یک مصاحبه ای در هانوفر آلمان با شما داشتم شما گفتید این ها می توانند مملکت را کنترل کنند اما نمی توانند اداره کنند.»

شجریان:«الان هم وضعیت به همان شکله و اگه ادامه پیدا کنه، کنترل هم دیگه نمیتوانند بکنند.»

صدای آمریکا :« استاد شجریان آیا با توجه به این صحبت هایی که در یکی دوسال اخیر کرده اید در مصاحبه ها تون نگران سلامتی خودتان در ایران نیستید؟»

شجریان:«اصلا. من زندگیم رو کردم. سی و سه سالش هم با این بدبختی گذشته. لطفی نداره زندگی برام. ولی من سعی می کنم وظیفه ای که دارم را انجام بدم. همانطور که فردوسی زبان من رو نجات داد من هم باید موسیقی این مملکت رو نجات بدم. تا الانش هم موفق بوده ام.»

صدای آمریکا:«استاد شجریان شما در کنسرت هایتان در خارج از کشور فرصتی می دهید به فرزندتان «مژگان» که تصنیف خوانی بکند با شما. این {کار} در ایران امکان پذیر نیست. آیا این پیامی است برای کسانی که مخالف این کار در ایران هستند؟»

شجریان:«ما یک حقیقتی را می خواهیم به کرسی بنشانیم. صدای زن بخشی از موسیقی ماست. شما یک ساز رو ببینید چند تا سیم داره. هر سیمی کاری می کند هر کدام از سیم ها را در بیاوریم بخشی از صدا ها را نداریم. ما به کسی نمی خواهیم دهن کجی بکنیم. ما کار خودمون را باید بکنیم.»

آقای شجریان در ادامه این سخنان به صدای آمریکا می گوید:«با همه اینکه طفلکی ها {زنان} هیچ راهی برای ارائه در ایران ندارند بخاطر عشق و انگیزه ای که دارند می آیند در کلاس ها کار می کنند. چه ساز بزنند چه آواز بخوانند. کارشان را دنبال می کنند. و خوب این خیلی ارزشمنده که این طایفه ای که تا این حد مورد بی مهری هست اینطور با عشق و علاقه دنبال می کند کارش رو. و من هم تا جایی که بتوانم حمایت می کنم از خواسته این طایفه. این خانم ها و دخترخانم ها.»

در پایان این سخنان شجریان درمورد سرنوشت آینده موسیقی ایران به صدای آمریکا می گوید: «وقتی مردم احساس کنند موسیقی شان مورد تهدید قرار گرفته و به خطر افتاده از آن خیلی خوب حفاظت می کنند.»


iran#

حیدر صارمی، خالق نقش رادیویی جانی دالر درگذشت


حیدر صارمی، خالق نقش رادیویی جانی دالر درگذشت
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Saremi-2011-11-2-133120683.html

بنا برگزارش سرویس خبری ایسنا، حیدر صارمی بازیگر تئاتر، سینما، مدیر دوبلاژ، بازیگر نمایش های رادیویی و خالق نقش «کارآگاه جانی دالر» در روز چهارشنبه یازدهم آبان (دوم اکتبر) براثر بیماری سرطان در سن ٨٧ سالگی درگذشت.

صارمی در سال ١٣٠٣ در اصفهان متولد شد. او فعالیت های هنری خود را از سال١٣٢٢ از «تئاتر گیلان» با بازی در نمایش «ریش تراش شهر سویل» آغاز کرد و به مدت ٦ سال به عنوان بازیگر در نقش های مختلف در این تئاتر به فعالیت اشتغال داشت. او بعدها به تهران آمد و در تئاتر«پارس» به گروه تئاتری جعفری پیوست و درنمایش هایی مانند «زن دلخواه من» و «طرح اقتصادی» ایفای نقش کرد.

او در سال ١٣٣٢ با بازی در فیلم «چهره آشنا» وارد عرصه سینما شد و در طول سال ها در بیش از 20 فیلم سینمایی شرکت داشته است. یک سال بعد کار در رادیو را آغاز کرد و مدتی در زمینه گویندگی و مدیریت دوبلاژ فعالیت کرد. کسانی که صدای «حیدر صارمی» را از رادیو شنیده اند بدون شک گواهی خواهند داد که او یکی از بهترین و مسلط ترین گویندگان تاریخ هفتاد ساله رادیو در ایران بوده است.

یکی از مهم ترین نقش های او «کارگاه جانی دالر» است که پس از گذشت چهل سال همواره در خاطر شنوندگان آن دوران باقی مانده است. سریال پلیسی و پرطرفداری که میلیون ها شنونده را در نقاط دور و نزدیک درسراسر مملکت سرگرم می کرد و جمله معروف او که روزگاری ورد زبان همگان بود هنوز در اذهان باقی است که می گفت:«اراتمند شما جانی دالر».

«حیدر صارمی» نقش های زیادی در داستان های شب رادیویی نیز بازی کرده است اما برای مخاطبان رادیو در دهه ٤٠ و ٥٠ که خاطرات زیادی از شخصیت رادیویی «جانی دالر» دارند، این شخصیت و خالق آن زنده یاد صارمی یکی از نوستالژی های فراموش نشدنی رادیوی آن زمان به شمار می رود.


iran#

راز تاکستان های آرام و بی دغدغه ونکوور


راز تاکستان های آرام و بی دغدغه ونکوور
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Winery-2011-11-1-133015233.html

ساکنان بریتیش کلمبیای کانادا معتقدند که این ایالت سال هاست رازی را در خود مخفی کرده است که کم کم در حال فاش شدن است. این راز شراب های درجه یک منطقه است.

شراب های بریتیش- کلمبیا در طول سال ها عمدتاً نادیده گرفته شده و حتی گاهی مورد تمسخر قرار گرفته اند. اما اخیراً چندین شراب سازی دراین منطقه موفق شده اند توجه شراب دوستان و حتی شراب شناسان را به خود جلب کنند.

محیط آرام و بی دغدغه تاکستان های «ونکوور»Vancouver به دره «نپای» کالیفرنیا و حتی تاکستان های استرالیا شباهت های زیادی دارد. برخی با تماشای مناظری از این شراب کشی ممکن است تعجب کنند از اینکه این تاکستان های متعلق به یک کارخانه شراب سازی در حومه ی ونکور در غرب کاناداست. شراب های معروف به «یخی» کانادا اکنون سال هاست که برنده جوایزه بین المللی بهترین شراب ها شده اند. اما شراب های معمولی این کشور عمدتاً مورد بی اعتنایی شراب دوستان واقع شده است. اما امروزه، ویستا دی-اوروVista D’Oro از جمله شراب سازی های است که تلاش دارد این روند را تغییر دهد.

مهمترین محصول این شراب سازی، «دی-اورو» نام دارد که مخلوطی ازعصاره چند نوع انگور و اندکی کنیاک است. با این حال بهترین شراب این کارخانه ، شرابی است که از گردو تهیه می شود.

«ویستا دی-اورو» هر سال ٣٠ بشکه یا ٦٧٥٠ لیتر شراب ِ گردوی دی-اورو تولیدی می کند که قیمت هر بطر آن ٥٠ دلار است. این شراب، با شیوه های دستی و در مخزن های کوچک تولید می شود. اولین مرحله تولید آن نیز گرفتن آب گردو توسط دستگاه های فشار قدیمی است.

شرایط آب و هوایی بریتیش- کلمبیا که از تابستان هایی خشک برخوردار است برای کاشت گونه های مختلف انگور مناسب است . جنس خاک نرم منطقه، رطوبت را به خوبی حفظ می کند. هوای منطقه شبیه ناحیه « شامپانی» فرانسه است، بنابراین مکان مناسبی برای تولید شامپانی نیز محسوب می شود.

کری کاوسکلا، مدیر هتل متروپالیتن ونکور می گوید معمولاً میهمانان هتل را به تماشای شراب سازی های اطراف تشویق می کند:« هر وقت از هر جای دنیا دیدن می کنید، تجربه و دیدن محصولات محلی کار خوبی است... این خوش شانسی ماست که ایالتمان چنین هوای مناسبی برای تولید شراب های درجه یک دارد. اما این موضوع مدت هاست که مثل یک راز مخفی بوده. اما فکر می کنم این راز در حال فاش شدنه و مردم دارند به تدریج شراب های این منطقه رو کشف می کنند.»

فروش سالانه شراب در منطقه بریتیش- کلمبیای کانادا بیش از ١٨٤ میلیون دلار است. اما تنها حدود پانزده تا بیست درصد این شراب به چین، تایوان، هنگ کنگ، آمریکا، کره جنوبی و ژاپن صادر می شود. در این ایالت، حدود ٢٠٠ شراب سازی مختلف، منطقه ای به مساحت ٤٠٠٠ هکتار را به کاشت نهال های تاک اختصاص داده اند.

در سال ۲۰۱۰ حدوداً کمی بیشتر از یازده میلیون لیتر شراب در بریتیش-کلمبیا تولید شد.


iran#

سکانسی ازفیلم «روح» آلفرد هیچکاک، ترسناک ترین لحظه تاریخ سینما


سکانسی ازفیلم «روح» آلفرد هیچکاک، ترسناک ترین لحظه تاریخ سینما
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Psycho-2011-1-11-133022068.html

نشریه سینمایی «توتال فیلم» به مناسبت فرارسیدن جشن «هالووین»در آمریکا، لحظه ای از فیلم معروف «روح» Psycho ساخته استاد دلهره سینما «آلفرد هیچکاک» را به عنوان ترسناک ترین سکانس تاریخ سینما معرفی کرد.

«توتال فیلم» در نگاهی به وحشت آورترین لحظات سینمایی، با بررسی دوباره فیلم هایی که در تاریخ سینمای جهان موجب ایجاد بیشترین ترس و وحشت در تماشاگر شده اند به این نتیجه رسید که لحظاتی از فیلم «روح» آلفرد هیچکاک بایستی به مقام اول دراین آمارگیری برسد.

صحنه هایی مربوط به دوش گرفتن «ماریون کرین» که «جانت لی» نقش او را در فیلم ایفا کرده است در متل «بیتر» Bates Motel در فیلم «روح» که یکی از ترسناک ترین و وحشت آور ترین صحنه های فیلم در تاریخ سینما محسوب می شود. فیلم «روح» که به عنوان یکی از بهترین فیلم های دهه شصت میلادی درسطح جهان شناخته شده است، یکی از ترس آور ترین فیلم های تاریخ سینما نیز به شمار می رود که در آن تنها از طریق استفاده از شیوه های «برش فیلم» یا «ادیت سینمایی» بدون نشان دادن تیغه چاقو و یا اصابت آن به بدن قربانی یک صحنه قتل و مرگ به طبیعی ترین نحو ممکنه نشان داده شده است.

این فیلم در همان سال نامزد چهار جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی سال شد و در رقابت های جوایز سینمایی «ادگار آلن پو» نیز به عنوان بهترین فیلم جنائی و دلهره آور سال شناخته شد.

در مراسم جوایز گلدن گلوب، جایزه بهترین بازیگر زن سال ١٩٦٠ به «جانت لی» بازیگر نقش اصلی این فیلم اهدا شد. این فیلم در سال ١٩٩٢ در فهرست میراث فرهنگی آمریکا و در گنجینه شاهکارهای سینمایی هالیوود قرار گرفت.

فیلم «درخشش» The Shining ساخته استنلی کوبریک فقید با شرکت «جک نیکلسون» در رتبه دوم فهرست دلهره آور ترین لحظات سینمایی جهان قرار گرفت. سکانسی که در آن «دنی تورانس» (با بازی دنی لیواد بازیگر خردسال) درحال راندن سه چرخه اش در دالان های هتل متروک و قدیمی ناگهان با خواهران دوقلوی شیطانی مواجه می شود و درچند لحظه سیلی از خون این صحنه را درخود فرو می کشد.

کوبریک مدت پنج سال برای ساختن فیلم «درخشش» وقت صرف کرد و علاقه مندان بی شمار خود را به انتظار گذاشت. بالاخره در سال ١٩٨٠ این فیلم که بر اساس رمانی به قلم «استفن کینگ» ساخته شده است برروی پرده سینما آمد.

فيلم «قتل‌عام زنجيره‌ای تگزاس» محصول ١٩٧٤ به كارگرداني «توبي هوپر» در مقام سومین فیلم ترسناک تاریخ سینما قرار دارد. فیلم درباره چند دوست است که در خانه پدربزرگ یکی از آن ها جمع می شوند و در آنجا مورد حمله آدمکشی با یک اره برقی قرار می گیرند. قاتلی که به همراه خانواده اش در گورستان ها از اجساد متلاشی شده تغذیه می کند. لحظاتی از این فیلم كه در آن «کرک» به دنبال یافتن کمک وارد یک خانه متروکه می شود و از اطاق روبرویی صدای ضجه چند خوک را می شنود، از وحشتناک ترین لحظات سینمایی به شمار می رود.


iran#

سه‌شنبه، آبان ۱۰، ۱۳۹۰

محمود دولت آبادی، نامزد جایزه بوکر برای کتابی که در ایران اجازه چاپ نیافت


محمود دولت آبادی، نامزد جایزه بوکر برای کتابی که در ایران اجازه چاپ نیافت
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Colonel-2011-10-31-132923853.html

نام محمود دولت آبادری، نویسنده سرشناس ایرانی برای نوشتن رمان «زوال کلنل» کتابی که از ترس سانسور ٢۵ سال در کشوی میز این نویسنده باقی مانده بود در فهرست نامزدهای اولیه جایزه معتبر«من بوکر آسیا» قرار گرفت.

در جریان جشنواره اخیر کتاب در سنگاپور، نام ١٢ رمان از کشورهای ژاپن، چین، هند، پاکستان، کره جنوبی، بنگلادش و ایران به عنوان نامزدهای اولیه این جایزه در سال ٢٠١١ اعلام شد.

در نیمه اول سال ٢٠٠٩ سه کتاب داستان از سه نویسنده ارزنده ایرانی، به زبان آلمانی و انگلیسی و نه به زبان فارسی منتشر شد. وجه اشتراک این سه کتاب این است که هرچند همگی توسط نویسندگان ایرانی و به زبان فارسی نوشته شده اند، اما به علت شرایط حاکم و فضای سانسور در ایران، هیچ یک از این کتاب ها اجازه انتشار در داخل کشور را نداشته و به ناچار نخستین چاپ آن ها به زبان دیگری به جز فارسی و در خارج از کشور بوده است.

این سه کتاب به ترتیب «اخلاق مردم خیابان انقلاب»، نوشته امیر حسن چهلتن است که با عنوان «خیابان انقلاب تهران» به زبان آلمانی توسط انتشارات «کرشهام» در مونیخ به چاپ رسیده و سوسن باغستانی آن را از فارسی به آلمانی ترجمه کرده است. دومین کتاب، رمانی به قلم «شهریار مندنی پور» نویسنده ایرانی ساکن شرق آمریکاست که به نام «سانسور یک داستان عشقی ایرانی» توسط انتشارات «آلفرد کنوپف» در آمریکا منتشر شده و سارا خلیلی آن را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه کرده است. سومین رمان «زوال کلنل» نوشته محمود دولت آبادی است که از طرف انتشارات «یونیون» در سوئیس با عنوان «کلنل» انتشار یافته و بهمن نیرومند آن را از فارسی به آلمانی ترجمه کرده است.

داستان کتاب «زوال کلنل»، ماجرای زندگی یک خانواده ارتشی در زمان قبل و بعد از انقلاب است. پدر خانواده که در این کتاب به نام «کلنل» معرفی شده با همسرش «فروز» و فرزندانشان در تهران زندگی می کنند. نویسنده سرگذشت این خانواده را عمدتاً بعد از انقلاب ١٣۵٧ دنبال می کند و اثرات مخرب انقلاب را در از هم گسیختن این خانواده و نابودی و متلاشی شدن یکایک اعضای آن روایت می کند.

آیا «کلنل» دولت آبادی نمادی است از«کلنل محمد تقی خان پسیان»؟

کلنل یکی از سرهنگ های ارتش شاه است که به علت خودداری از شرکت در جنگ «ظفار» مورد توبیخ قرار گرفته و مدتی زندانی شده است. او نه آنچنان سرسپرده ارتش شاه است و نه دل خوشی از رهبران بعد از انقلاب ایران دارد. کلنل همواره به صورتی مستقل از هر دو حکومت باقی می ماند و تاوان این استقلال خود را نیز می پردازد: در زمان شاه به زندان می افتد و در زمان بعد از انقلاب به صورت موجودی منزوی و گوشه گیر در حاشیه ها باقی می ماند. هر کدام از فرزندان او پس از انقلاب سرنوشتی شوم پیدا می کنند. دختر کوچک او «پروانه» به مجاهدین پیوسته و در سن ١۴ سالگی در خیابان و هنگام پخش نشریه بازداشت شده وچندی بعد اعدام می شود.

یکی از پسران کلنل، محمد تقی، نیز در جریان انقلاب «شهید» می شود، فردی که به نظر می رسد وابستگی به گروه های چپ گراداشته است. پسر دیگرش مسعود، تحت تاثیر مبارزات مذهبی قرار گرفته و در جریان جنگ ایران و عراق به عنوان بسیجی به جنگ رفته و او نیز در آنجا کشته می شود. تنها دو فرزند کلنل هستند که هنوز زنده هستند و در تهران زندگی می کنند. دخترش فرزانه که با فرزندان و شوهرش که فردی فرصت طلب و خرده گیراست زندگی می کند. تنها پسر باقیمانده کلنل، امیر در اتاق زیر زمین خانه در تنهایی و انزوای کامل زندگی به سر می برد. او طرفدار حزب توده بوده و پیش از انقلاب دستگیر شده و به همراه همسرش که از سرنوشت او خبری در دست نیست تحت بازجویی قرار گرفته است. بازجوی او فردی به نام رسول خزر جاوید است که قبلاً دوست او بوده اما بعدها او را لو می دهد و سپس به صورت بازجوی او درمی آید. امیر در زندان روانی می شود و ناهنجاری های روانی و برزخ بین خودکشی و زندگی، همچنان در آن اتاق تاریک زیر زمین خانه پدری ادامه پیدا می کند. از همسر کلنل خبر زیادی در دست نیست، فقط به صورت اشاراتی در طول کتاب در می یابیم که کلنل، زن خود را به علت الکلی بودن و داشتن روابط نامشروع به دست خود و با حمایت پسرش «امیر»به قتل رسانده است. بدین ترتیب خواننده درکتاب «زوال کلنل» با خانواده ای متلاشی شده روبروست.

داستان کتاب با واقعه رویارویی کلنل با دو مامور امنیتی رژیم اسلامی شروع می شود که در نیمه شب و در هوایی بارانی، در خانه او را می زنند و از او می خواهند تا قبل از طلوع آفتاب، جسد دختر اعدام شده اش را تحویل گرفته و ترتیب دفن و کفن او را شبانه و تاقبل از طلوع آفتاب بدهد. این آغاز «کافکایی» در طول مدت خواندن کتاب با حالات رمز و رازگونه و گاه مبهم داستان ادامه دارد. بیش از نیمی از ماجراهای کتاب در همان شب حمل جسد به قبرستان وجریان خاک سپاری دختر کلنل می گذرد. جایی که آن دو مرد خرج گلوله هائی که برای اعدام دختر مصرف شده است را از او طلب می کنند.

کتاب «زوال کلنل» بر روی محور اصلی داستان کتاب، شخصیت کلنل، اندیشه ها و دست آوردهایش می چرخد و مروری است بر گذشته او. اما بیش از هرچیز دیگری، حالت روانی کرخت و بی حسی کلنل است که در این روایت مشهود است. مردی که هرآن اخبار بد و حوادث ناگوار در انتظاراوست، معهذا چنان رفتاری دارد که انگار هیچ چیز را حس نمی کند. انگار «کلنل» کتاب محمود دولت آبادی ازپس از انقلاب اسلامی، دچار یک شوک دائمی شده است.

شاید از جهاتی بتوان «کلنل» محمود دولت آبادی را با «کلنل محمد تقی خان پسیان» مقایسه کرد. یا شاید این رمان دوران اولیه آزادیخواهی در ایران در آستانه تجدد راترسیم می کند. در بخش پایانی کتاب، گفتگوی محمد تقی خان پسیان با کنسول انگلیس که او را ترغیب به خروج از ایران می کند، آورده شده که شاید تمثیلی است از حرکت خود کلنل در پس از انقلاب و فکر خروج از کشور و رفتن به اروپا. دکتر محمد مصدق، ستارخان و عمواوغلی نیز جزو شخصیت های تاریخی هستند که به صورت اشاره ای از آنان ذکری می شود.

اما کلنل تنها شخصیت داستان نیست که به او به صورت مفصل پرداخته شده است. امیر و فرزانه نیز در این داستان نقش های فرعی اما مهمی دارند. به ویژه امیر که دائما به دنبال فرصتی برای خودکشی است. او چونان کاغذ مچاله شده ای است پیچیده در ملافه و یا پتویی و افتاده بر تختخوابی؛ هیچ کاری از دست او برنمی آید. کلنل در تمامی کارهایش دست تنها است. هیچکدام از فرزندان او نمی توانند، یعنی توان و نیروی آن را ندارند، که به کمک او بیایند.

در موخره ای که مترجم کتاب نوشته است، از قول نویسنده می خوانیم که نوشتن این اثر حدود ٢۵ سال پیش شروع شده و بعد از مدتی در کشوی میز بایگانی شده است. تا اینکه در سال جدید میلادی، نویسنده که بارها آن را اصلاح و بازنویسی کرده است، احساس کرده که داستان اکنون برای انتشار آماده است.

«کلنل» شرحی از آنچه بر ایرانیان پس از انقلاب گذشت

داستان نزوال کلنل» بسیار گیرا و روان نوشته شده است و نویسنده اصل روایت گری را به خوبی رعایت کرده است. سبک نوشته به صورت روائی و از زبان نویسنده است، ولی در برخی موارد به توصیف حالات درونی شخصیت های دیگر داستان نیز می پردازد و در اینجا از زبان اول شخص، از جانب کلنل و یا امیر و یا فرزانه، صحبت می کند. نویسنده موفق می شود که شخصیت افراد را به خوبی ترسیم کرده و تمامی جوانب روحی و روانی آنان را تصور کند. حتی در برخی موارد با شرح طولانی این توصیفات روبرو می شویم و احساس می کنیم که این بخش می توانست قدری کوتاه تر بیان شود. در این داستان، بجز در چند مورد که دیالوگی بین امیر و خواهرش وجود دارد، تقریبا هیچ دیالوگی بین اشخاص به جز دیالوگ درونی شخصیت ها نیست.

از آنجایی که این داستان شرح واقعی سرنوشت بسیاری از خانواده هایی است که پس از انقلاب دچار حوادثی مشابه آنچه برای کلنل روی داده شده اند، داستان کتاب برای خواننده ایرانی گیرا و پر جذبه است و تا به آخر نیز همچنان روال ساده و صمیمی خود را به جلو می برد. ترجمه کتاب تا آنجا که می توان بدون مقایسه متن فارسی آن با آلمانی دریافت، یک دست، پخته، سلیس و روان است و نه تنها خواننده ایرانی، بلکه خوانندگان آلمانی ناآشنا به موضوع کتاب را، تا پایان کتاب علاقمند نگاه می دارد. منتقدین درنشریات آلمانی از کتاب «کلنل» استقبال کرده اند. این رمان در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت نیز با حضور خود نویسنده معرفی شده است.

تنوع در فهرست جوایز بوکر آسیایی امسال

در پنج سالی که از تاسیس جایزه بوکر آسیایی می‌گذرد. این پرتنوع ‌ترین فهرست نامزدهای اولیه است که تاکنون اعلام شده و آثاری از سراسر آسیا را دربر می‌ گیرد. اقبال، رییس هیات داوران در این مورد می گوید:«فهرست اولیه ما از نظر موضوع، گستره و دید، تنوع زیادی دارد، هم نویسندگان تازه‌ کار را داریم و هم نویسندگان کهنه‌کار را. اما چیزی که این آثار را به هم نزدیک می‌کند همان حسی است که از خواندن یک اثر خوب نصیب‌ مان می‌شود. حس تاثیر مضاعف خواندن یک جمله خوب پس از یک جمله خوب. بنابراین فهرست هم نماینده بهترین‌های آسیا است و هم آینه خود آسیا.»

اسامی نامزدهای نهایی جایزه بوکر آسیا در روز ١٠ ژانویه ٢٠١٢ اعلام و برنده آن در ١۵ مارس طی مراسمی در هنگ کنگ (محل دفتر جایزه) معرفی خواهد شد.


iran#

فیروزه خطیبی-بزرگ ترین پارتی هالووین در هالیوود!


بزرگ ترین پارتی هالووین در هالیوود!
فیروزه خطیبی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/

بیش از٥٠٠ هزار شرکت کننده خود را آماده می کنند تا در رژه معروف «هالووین» درشهر هالیوود شرکت کنند. این بزرگ ترین پارتی هالووین در جهان است که هرسال در چنین شبی در خیابان های شهر ستارگان برگزار می شود.

رویدادی که ابتدا به صورت «رژه همجنسگرایان» کار خود را آغاز کرد، امروزه توانسته است آدم هایی از هر رنگ و نژاد و جنسیت را از مناطق مختلف جهان بخود جذب کند و از آنجایی که همجنسگرایان برای پوشیدن لباس های منحصر به فرد و چشمگیرشان در شب هالووین شهرت دارند، رژه آن ها هنوز هم بخش محوری پارتی هالووین در خیابان های هالیوود به شمار می رود.

صدها هزار نفر ضمن شرکت در «کارناوال هالووین» ٢٠١١ درشب ٣١ اکتبر، از بلوار«سانتا مانیکا» در هالیوود غربی به سوی مرکز شهر هالیوود راه می افتند.

این افراد معمولا در لباس های مخصوص به شکل غول، جن و پری، موجودات فضایی، شخصیت های کارتونی، ابرقهرمان های خیالی، حیوانات مختلف، مرده های از گور گریخته و غیره در این رژه بزرگ حاضر می شوند. بسیاری هم برای یک شب خود را به شکل آن «خود دیگر» که آرزویش را دارند در می آورند. ملکه زیبائی جهان، قهرمان اسکی، یک فضانورد، یک انقلابی، یک رئیس جمهور، یک سرآشپزمعروف، یک دزد دریائی و غیره. انتظار می رود امسال تم های تازه ای هم در رابطه با «بهار عربی» و «اشغال وال استریت» جزو ایده های تازه برای خلق یک لباس مورد توجه باشد.

«جان جی دوران» شهردارهالیوود می گوید:«روزهای اول این رژه به این صورت بود که یک عده از پسرهای همجنسگرا با لباس زنانه وکفش پاشنه بلند توی بلوار هالیوود راه می افتادند. اما امروز می بینید که ما صاحب بزرگ ترین کارناوال جهانیم. این رویداد امسال هم مثل هرسال نه تنها یک واقعه شادی آور برای اهالی این شهر است بلکه جهانگردانی که ازاطراف و اکناف برای تماشای آن آمده اند هم فرصت گذراندن چند ساعت خوشی و خوشحالی بدون دغدغه را خواهند داشت.»

در جشن هالووین هالیوود علاوه بر رژه همجنسگرایان، سه صحنه بزرگ برای اجرای برنامه های هنری و موسیقی توسط معروف ترین و مطرح ترین چهره های هنری در نظر گرفته شده است. هنرمندانی جهانی که اسامی آن ها معمولا تا آخرین لحظه شروع برنامه فاش نمی شود.

شهردار هالیوود می گوید:«هرچند معموله که در شب هالووین بچه های کوچک به در خانه همسایه ها می روند و از آن ها آب نبات می خواهند باید بگویم که هالووین هالیوود نه جای بچه هاست و نه جای سگ های کوچولویی که از همه چیز می ترسند. چون تراکم جمعیت به قدری زیاده که برای خیلی ها می تواند واقعا وحشت آور باشه.»

به همین جهت هم یک هفته پیش از «رژه هالووین»، شهرداری هالیوود رژه دیگری برگزار می کند که به نام «هاول – او – وین داگی» یا «هالووین سگی» معروف است و به سگی که بهترین لباس هالووین مخصوص سگ ها را پوشیده جایزه ای اهدا می شود.

برروی یکی دیگر از صحنه های موقت در بلوار «سانتا مانیکا» که به صحنه «کاباره» معروف است برنامه هایی از نوع پرزرق و برق «برلسک» به نمایش گذاشته خواهد شد. میزبان این صحنه و برنامه های آن، «جفری دمنیت» بازیگر سینمای هالیوود است. روی این صحنه مردان زن نما و پانک های همجنسگرا برنامه هایی اجرا خواهند کرد. گروه «ترنس کانتیننتال» آهنگ های تاترهای برادوی و ترانه های معروف «پاپ» را به شیوه تازه ای اجرا می کنند. گروه «هلز بلز برلسک» یک گروه تماما زنانه رقص است که رقص های مدرن را با رقص های قدیمی و کلاسیک برلسک ادغام کرده اند و «پیتر مک» هم در لباس «جودی گارلند» روی این صحنه برنامه هایی اجرا خواهد کرد.

صحنه سوم به اجراهای هنری موسیقی و رقص های آوانگارد اختصاص دارد. میزبان این صحنه «فیلیس ناویداد» بازیگر، موزیسین و فعال حقوق جنسی و آزادی جنسیتی است.

سه میز پخش موسیقی با «دی جی» هم در گوشه و کنار شهر قرار داده شده تا تماشاگران بتوانند با رقص و پایکوبی وارد جریان اصلی جشن بشوند.

«هیلمن» عضو شورای شهر هالیوود هم می گوید:«من هرسال مشتاقانه منتظر رژه هالووین در هالیوود هستم تا یک بار دیگر این همه خلاقیت که در تهیه و ارائه این لباس های بی نظیر به خرج رفته را تماشا کنم. برای من حیرت آوره وقتی می بینم چند صد هزار نفر فقط برای اینکه چند ساعت اوقات خوشی را بگذرانند به این شکل دورهم جمع میشن. این یکی از بهترین پارتی های دنیاست.»


iran#

بايگانی وبلاگ