دوشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۴

وقت تشکیل "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" است

http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_4.html
وقت تشکیل "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" است
http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_4.html
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative.htm
Time for a Global Secular Initiative
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative-english.htm


استراتژی گلوبال غرب برای مقابله با کمونیسم در دوران جنگ سرد برافراشتن پرچم حقوق بشر در جهان بود و در آن نبرد، غرب جنبشهای ضد سکولار نظیر اسلامگرایی در خاورمیانه را متحد خود قلمداد می کرد. حمایت آمریکا از القاعده در افعانستان بخوبی این سیاست را تا هنگام سقوط اتحاد شوروی نشان می دهد. اما با پایان جنگ سرد، غرب همچنان در کلاف سردرگم استراتژی های کهنه ای که برای وضعیتی از جهان طراحی شده بودند که واقعیت کنونی صف بندی های گلوبال نیست، محصور مانده است (1).
 
درست است که در رابطه با دولتهایی که غرب را به چالش می کشند، نظیر طالبان هنگامیکه در افغانستان در قدرت بود، یا ایران جمهوری اسلامی، حقوق بشر کانون توجه است، اما در نگاه کلان به اسلامگرایی بمثابه چالش دنیای مدرن، آنگونه که در دنیای عرب شاهدیم، مسأله فقط دولت ها نیستند. دنیا با جریانی ضدسکولار روبروست و دقیقاً سکولاریسم غرب که اسلامگرایان از آن متنفرند نقطه قوت غرب است که نباید در موردش معتذر بود و پوزش خواهانه سخن گفت. متأسفانه استراتژی غرب پس از حملات یازدهم سپتامبر در خاک آمریکا همچنان بر عدم تأکید بر سکولاریسم مبتنی است.
 
غرب لازم است درک کند که سکولاریسم باید در کانون استراتژی گلوبال آن قرار گیرد تا بتواند با اسلامگرایی مقابله کند. غرب و بویژه ایالات متحده آمریکا میراث توانمندی از اندیشه و پراتیک سکولار را با خود دارد که نشان داده برای بیش از 200 سال با موفقیت برای مردم آمریکا رونق و شکوفایی به ارمغان آورده و دیدگاهی است که باید به آن افتخار کرد و اشاعه داد نه آنکه درباره اش پوزش خواهی کرد (2).
 
امروز جنبش سکولاری بسیار قوی در پایه های مردمی در ایران و بقیه خاورمیانه در جریان است که نیاز به حمایت غرب دارد و متأسفانه برخورد اعتذارآمیز غرب در مورد سنت سکولار خودش به این جنبشها کمکی نمی کند. این جنبش های سکولار از تجربه دولت اسلامی در ایران برخاسته اند که حیات طبیعی خود را طی کرده و بسیاری از پیشگامان انقلاب 1357 به نتیجه سکولاریسم رسیده اند. این جنبشی است مردمی و چیزی نیست که از بالا بر مردم تحمیل شده باشد.
 
اکنون وقت آن است که "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" را برای به چالش کشیدن داعش، هم شیعه و هم سنی، آغاز کرد، نه با زور بلکه با منطق. خشونت متقابل اسلامگرایی و دنیای مدرن فقط مردم بیگناه بیشتری را به کشتن می دهد و همچنین تعداد بیشتری از آنهایی را که به هر یک از دو طرف دعوای ایدئولوژیک متعهد هستند، به کام مرگ می افکند. نتیجه استراتژی کهنه چیزی نبوده است که بتوان در 15 سال گذشته به آن افتخار کرد. سکولاریسم راه حلی برد-برد برای همه جهان است همانگونه که برای قرن ها برای آمریکا و اروپا ثابت شد. تجربه شکست سکولاریسم در مناطقی نظیر خاورمیانه یا دنیای پیشین کمونیستی نباید به غلط بخاطر سکولاریسم درک شود؛ آنچه شکست دیکتاتوری ها بود. این ها واقعیاتی است که لازم است در سطح جهانی مورد گفت و گو قرار گیرد، در نبرد ایده ها و نه جنگ تفنگها، در تلاشی که هدایتش را "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" در دست گیرد (3).
 
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com 
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com 
پانزدهم بهمن ماه 1393
February 4, 2015

پانویس:

1.
صف بندی های گلوبال در زمان حاضر
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update.htm


2. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm


3. چرا سکولاریسم در نیمی از جهان شکست خورد
http://www.ghandchi.com/639-WhySecularismFailed.htm


چرا سکولاريسم آينده ايران را رقم خواهد زد
http://www.ghandchi.com/491-SecularismFuturism.htm
   
   
 متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 
Time for a Global Secular Initiative
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative-english.htm

وقت تشکیل "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" است
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative.htm
 
The global strategy of the West to confront Communism during the Cold War era was to raise the flag of human rights in the world, and in that battle, the West considered anti-secular movements such as Islamism in the Middle East as its ally. US support of Al-Qaeda in Afghanistan highlighted that policy till the collapse of Soviet Union.  But with the end of Cold War, the West is still entangled in its old strategies that were drawn for a state of the world that no longer is the current reality of the global lineups (1).

It is true that with regards to states which challenged the West, such as Taliban, when it was in power in Afghanistan, or Iran's Islamic Republic, the human rights issue is the critical focus but in the grand scale of Islamism as a challenge to the Modern World, the governments are not the only problem, as we can witness in most of the Arab world. The world is facing an anti-secular current and exactly the secularism of the West which the Islamists despise, is the point of strength of the West-- not to be apologetic about. Unfortunately the strategy of the West even after September 11th attacks stateside in the U.S., has still remained to de-emphasize secularism.

The West needs to realize that secularism has to be the focus of its global strategy to be able to confront Islamism. The West and particularly the United States has a very strong heritage of secular thought and practice which has shown to be very successful for over 200 years to bring progress and prosperity to people of the United States and it is something to be proud of and to promote rather than to be apologetic about (2).

Currently there is a strong grass root secular movement in Iran, and in the rest of the Middle East, which needs the support of the West and unfortunately the apologetic approach of the West about its own secular tradition is not helping these movements.  These secular currents have risen from the experience of Islamist state in Iran having run its natural course, and many of the pioneers of 1979 Revolution have reached the conclusion of secularism. It is a grass root movement and is not something being forced on people from above.

It is time to start a Global Secular Initiative (GSI) to challenge Daesh, whether Shiite or Sunni, not by force but by reason. Mutual violence between Islamism and the Modern World will only kill more innocent people and also more of those committed to ideologies of both sides will die. The outcome of the old strategy has not been anything to be proud of in the last 15 years. Secularism is a win-win solution for the whole world just as it proved to be in the U.S. and Europe for centuries. The experience of defeats of secularism in areas like the Middle East or in former Communist world should not be understood as the problem of secularism, rather it was the failure of dictatorships. These are the facts that need to be communicated to the world in a war of ideas and not guns which the Global Secular Initiative (GSI) can spearhead (3).

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com

February 4, 2015

Footnotes:

1
. Global Lineups at the Present
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update-english.htm


3. Why Secularism Failed in Half of the World
http://www.ghandchi.com/639-WhySecularismFailedEng.htm


چرا سکولاريسم آينده ايران را رقم خواهد زد
http://www.ghandchi.com/491-SecularismFuturism.htm
   

ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۴

چرا عربستان سعودی به یمن حمله کرد


http://iranscope.blogspot.com/2015/04/blog-post_10.html
چرا عربستان سعودی به یمن حمله کرد 

ممکن است مایه شگفتی باشد که چرا عربستان سعودی از تقاضای عبد ربه منصور هادی، رییس جمهوری کوتاه مدت یمن که از کشور خود فرار کرده، استفاده کرد تا سریعاً به یمن حمله کند. در واقع یمن هدف راحتی بود برای نشان دادن قدرت در منطقه هنگامیکه آمریکا اساساً در حال ترک این ناحیه است. نیروهای آمریکا و ناتو، افغانستان را ترک کرده اند و داعش و ایران در حال پر کردن خلاء قدرت هستند. همین وضعیت در پاکستان وجود دارد کشوری که از عبور کاروانهای ناتو از خاک خود بهره می برد و خروج ناتو از افغانستان تأثیر اقتصادی مهمی بر آن گذاشته است. وضعیت یمن به سعودی اجازه می دهد اتحادهای تازه ای را مشابه آنچه با طالبان در روزهای جنگ با شوروی داشت، شکل دهد. البته، امروز طالبان پاکستان، خود را با داعش متحد کرده است. همچنین داعش بسیاری از جنگجویان طالبان در افغانستان را به خود جلب کرده است. در نتیجه، حرکت عربستان در منطقه، رقابتی تنگاتنگ با داعش و ایران برای تسلط بر این بخش خاورمیانه است.

در عرض 9 ماه گذشته، به دلیل حرکات ضدآمریکایی داعش، که در گذشته متحد عربستان بود، موقعیت عربستان در عراق و سوریه به مخاطره افتاد و ایران خلاء موجود را پر می کند. همچنین نزدیک شدن آمریکا و ایران، حضور بیشتر ایران را در خاورمیانه تقویت می کند. اما عربستان نفوذ خود را در شیخ نشین های خلیج فارس، اردن، غزه، مصر و حتی لبنان دارد. اساساٌ عربستان و ایران در این هنگام کاهش حضور آمریکا، برای تسلط بر منطقه در رقابت هستند و گروه های افراطی نیز برای بدست آوردن سرزمین در تلاشند. سعودی ها تلاش کردند ادامه حضور آمریکا را برای مدتی بیشتر در عراق با ارائه نفت ارزان قیمت میسر کنند (1). با اینحال، عربستان سعودی خوب می داند که همه این تلاشها ممکن است حضور آمریکا را قدری طولانی تر کند اما آن روزهایی که آمریکا در مقیاس بزرگ نظامی در دو سوی ایران در عراق و افغانستان حضور داشت، مدتهاست که به سر رسیده است.  حتی اگر عربستان قیمت نفت را همچنان پایین نگهدارد، دخالت آمریکا چندان بیش از ابعاد کنونی افزایش نخواهد یافت، مگر آنکه اتفاقی بسیار غیرمترقبه در منطقه روی دهد. جالب است اشاره شود وقتیکه داعش نزدیکی آمریکا و ایران را دیده، موقتاً جنایات ضدآمریکایی خود را کاهش داده است.

در حال حاضر، چالش عربستان گسترش حضور خود در خاورمیانه از طریق متحدان سنتی خود است. سعودیها حتی تلاش کردند که گروه هایی نظیر جبهه النصره را در سوریه اصلاح کنند و سعی کردند گروه های جدید طرفدار خود را در سوریه بوجود آورند، اما همه این تلاشها شکست خورد. سرکشی داعش بزرگترین ضربه را به امید عربستان برای تسلط بر منطقه وارد آورده است. این وضعیت بسیار شبیه زمانی است که القاعده سرکشی سبعانه ای را آغاز کرد و با حملات یازدهم سپتامبر سال 2001 به آمریکا، لطمه بزرگی به عربستان در خاورمیانه وارد کرد. (2). در همین حال، بایستی در مورد برخی متحدان ایران در منطقه نظیر حافظ اسد هم متذکر شد که برای ایران خسارت بوجود می آورند. با اینحال ایران و عربستان نمی توانند امیدوار باشند که خلافت خود را ایجاد کنند و مجبورند با متحدان خود برای تسلط بر خاورمیانه همکاری کنند.

اکنون عبد ربه منصور هادی متحد عربستان، و علی عبدالله صالح رییس جمهوری پیشین یمن متحد ایران است؛ اما در سیاست این منطقه، عهدو بیعت ها سریع تر از آنچه تصور می شود، تغییر می کند. در حال حاضر، حملات عربستان به یمن برای نشان دادن عربستان بمثابه قدرت نظامی و اقتصادی قوی در منطقه؛ و هدف فوری هم آوردن پاکستان به عرصه جنگ برای تأمین پیاده نظام است. کمکهای لجستیکی آمریکا از این عملیات نظامی بهترین کاری است که آمریکا می تواند برای عربستان انجام دهد تا که خلاء حاصل از خروج آمریکا را پر کند تا که داعش نتواند از این خلاء بهره گیرد. برخی تحلیلگران معتقدند که یمن به ویتنام عربستان تبدیل خواهد شد. زمان نشان خواهد داد که آیا این درگیری به درازا خواهد کشید یا اینکه آتش آن با تلاشهای مشترک ایران و عربستان با میانجیگری آمریکا خاموش خواهد شد.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
بیست و یکم فروردین ماه 1394
April 10, 2015
 
پانویس:
1. نفت ارزان سعودی برای نگهداشتن آمریکا در عراق و سوریه
http://www.ghandchi.com/842-saudi-oil.htm


2. عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah.htm 
 
متون برگزیده

Why Saudi Arabia Attacked Yemen
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/898-saudi-yemen-english.htm

چرا عربستان سعودی به یمن حمله کرد
http://www.ghandchi.com/898-saudi-yemen.htm

It may seem strange why Saudi Arabia used the request of Yemen's short-term president Abd Rabbuh Mansur Hadi, who had just fled the country, to quickly attack Yemen. But Yemen was an easy target to show power in a region where the US is basically leaving. US and NATO forces have left Afghanistan and the power vacuum is being filled by ISIS and Iran. The same is true for Pakistan which benefited a lot from NATO convoys going through that country and their exit from Afghanistan has economic impact on Pakistan. Yemen's situation positions Saudi to form new alliances similar to those it had with Taliban in the days of fighting the Soviet Union in Afghanistan. Of course, nowadays Pakistani Taliban is allying itself with ISIS. Also ISIS is attracting many former Taliban fighters in Afghanistan. Therefore, Saudi's move in the region will be a head to head competition with ISIS and Iran to dominate this part of the Middle East. 

In the last 9 months, due to anti-American moves of ISIS, which used to be Saudi Arabia's ally, Saudi's position in Iraq and Syria has been jeopardized and Iran has been filling the power vacuum. Also US rapprochement with Iran will further strengthen Iran's presence in the Middle East. But Saudi has its own influence in the Persian Gulf sheikdoms, Jordan, Gaza, Egypt and even Lebanon. Basically Saudi and Iran vie for dominance in a region when the US is leaving and the extremist groups strive to grab land. Saudi tried to encourage the continuation of US presence in Iraq by keeping oil prices low (1). Nonetheless, Saudi Arabia knows well that all these efforts may extend the US stay a bit longer but the days when US was heavily involved militarily on the two sides of Iran, in Iraq and Afghanistan, are long gone. Even if Saudi Arabia continues to keep the oil prices low, US involvement will not increase much beyond its current dimensions, unless something drastic happens in the region. It is interesting to note that ISIS, seeing US and Iran's rapprochement, has temporarily decreased its anti-US atrocities.

Currently, Saudi's challenge is to expand its presence in the Middle East by using its traditional allies. They have even tried to reform groups like Al-Nusra in Syria or tried to create new pro-Saudi groups in Syria but failed on both attempts. ISIS having gone wild was the biggest blow to Saudi Arabia's hope for dominance in the region. The situation was very similar to how Al-Queda went rogue during Sept 11th, 2001 attacks of the US, a development which hurt Saudi Arabia's position in the Middle East (2).  At the same time, one should note that some of Iran's allies in the region, such as Syria's Assad, have also been a liability for Iran. Basically, Iran and Saudi cannot hope to have a Caliphate of their own and need to work with their respective allies when vying for dominance in the Middle East. 

Currently, Yemen's Abd Rabbuh Mansur Hadi is Saudi's ally and Yemen's former president Ali Abdullah Saleh is Iran's ally but in the politics of this region, allegiances change more rapidly than imagined. For now, Saudi Arabia's attacks on Yemen are intended to show Saudi as a strong military and economic power and the immediate objective is to bring Pakistan to provide the foot soldiers for the war. US logistical support of these military operations is the best US can do to help Saudi to fill in the vacuum left by US exit so that ISIS will not fill in the vacuum. Some analysts predict Yemen to become Saudi's Vietnam. Time will tell whether this conflict will be that long or will be extinguished through the joint efforts of Iran and Saudi with the help of US mediation.

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com

April 10, 2015


Footnotes:
1. Saudi Cheap Oil to Keep US in Iraq and Syria
http://www.ghandchi.com/842-saudi-oil-english.htm

 
2. Saudi Committing Shah's Mistake
ایرانسکوپ#
#iranscope

چهارشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۴

فهرستی از برخی صفحات جالب در فیسبوک

http://iranscope.blogspot.com/2015/04/blog-post_8.html
فهرستی از برخی صفحات جالب در فیسبوک

A list of a few interesting Persian Facebook pages
لطفا اگر شما هم صفحه جالبی می شناسید که مایلید توصیه کنید لینک آنرا برای ایرانسکوپ ارسال کنید
iranscope@hotmail.com




































 Human Rights in Iran-Amnesty International


دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۴

آیا در این دو جمله حقیقتی وجود دارد؟

http://iranscope.blogspot.com/2015/04/blog-post_6.html
آیا در این دو جمله حقیقتی وجود دارد؟

جمله اول:
بسیاری از اصلاح طلبان معتقدند که زیاده خواهی روشنفکران تحول خواه بود که سقوط اصلاح طلبان را در پی پایان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در خرداد ماه 1384، رقم زد و باعث پیروزی محمود احمدی نژاد شد که جامعه ایران را به قهقرا برد.

جمله دوم:
بسیاری از پادشاهی خواهان معتقدند که زیاده خواهی روشنفکران تحول خواه بود که سقوط رژیم پهلوی را با خروج محمد رضا شاه از کشور در بهمن ماه 1357، رقم زد و باعث پیروری آیت الله خمینی شد که جامعه ایران را به قهقرا برد.

آیا در این دو جمله حقیقتی وجود دارد؟ شاید از نظر تاریخی وجود داشته باشد. اما اگر به این دلیل تنفر از روشنفکران تحول خواه را در دل بپرورانیم، وضعيت اپوزیسیون سیاسی آن می شود که شاهدش هستیم یعنی در ظاهر همه خواهان اتحاد و همکاری اما در پشت سر، نفرت پراکنی، که نتیجه ای جز نابودی اپوزیسیون سیاسی به ارمغان نیاورده، تا حدی که امروز اپوزیسیون سیاسی در مؤسسات خبری و حقوق بشری در خارج، نفوذ خود را از دست داده و این مؤسسات جولانگاه گروه های لابی شده اند که عاملانشان خود را در زیر ظاهر به اصطلاح "سیاسی نیستیم" پنهان کرده اند (1).

اگر جنبش مدنی در داخل کشور بتواند کانون توجه خود را بر سکولاریسم متمرکز کند قادر خواهد بود تا حدی خلأ راهبردی حاضر را پر کند (2). اما واقعیت این است که بدون رهبری سیاسی هیچ جنبش اجتماعی به جایی نمیرسد. بحث های بیهوده در مورد اهمیت تاریخی دولت روحانی و تفاهمنامه اتمی ظریف دردی را دوا نمی کند. فرض کنیم دولت حسن روحانی نظیر دولت علی امینی عمل کند با این تفاوت که موفق تر باشد و بیشتر دوام آورد. سؤال این است که اپوزیسیون با این وضعیت، تأثیری در اوضاع نخواهد داشت، حال چه هر روز به خامنه ای و اوباما لعنت بفرستد یا ازهر دو آنها تمجید به عمل آورد.

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هفدهم فروردین ماه 1394
April 6, 2015

پانویس:  

1. شفافیت: خبر ایران و گروه های لابی در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups.htm
Transparency: Iran News and Lobby Groups in Washington, DC
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups-english.htm

 
2. جنبش مدنی لازم است سکولاریسم را در کانون فعالیت خود قرار دهد
http://www.ghandchi.com/896-jonbeshe-madani-secularism.htm

ایرانسکوپ#
#iranscope

شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۴

جنبش مدنی لازم است سکولاریسم را در کانون فعالیت خود قرار دهد

http://iranscope.blogspot.com/2015/04/blog-post.html
جنبش مدنی لازم است سکولاریسم را در کانون فعالیت خود قرار دهد

در 30 سال گذشته شاید تنها بشود از صفحه فیسبوکی "آزادی یواشکی زنان در ایران" که به همت خانم مسیح علینژاد تأسیس شده نام برد که به رغم فعالیتی مدنی، سکولاریسم را در کانون فعالیت خود قرار داده است. دفاع از پوشش اختیاری و مخالفت با حجاب اجباری در عرصه زندگی زنان بعنوان حقوق مدنی، به روشنی بمعنای قرار دادن جدایی مذهب و دولت در کانون توجه این حرکت است (1).

متأسفانه در همه این سالها که جنبش مدنی در ایران بسیار شکوفا بوده، اساساٌ این جنبش نه تنها سکولاریسم را در کانون توجه خود قرار نداده، بلکه بنوعی از طرح آن پرهیز کرده است. همه پبشرفت فکری چشمگیر ایرانیان در خودآگاهی از سکولاریسم در 20 سال اخیر مدیون توجه جنبش سیاسی است که خوشبختانه، برخلاف گذشته، سکولاریسم نه از بالا، بلکه بمثابه موضوعی حقوق بشری ترویج شده، با اینحال این تلاش به جنبش سیاسی محدود مانده، در صورتیکه اساساً سکولاریسم سنگ بنای جامعه مدنی است (2).

شاید به همین دلیل خانم شیرین عبادی، از فعالین جنبش مدنی، هنگام دریافت جایزه صلح نوبل، نه تنها از سکولاریسم در سخنرانی خود دفاعی نکردند بلکه از "دموکراسی اسلامی" حمایت به عمل آوردند (3). اما مثلاً چگونه می توان بدون جدایی مذهب و دولت برای حقوق همجنسگرایان در ایران کاری کرد؟ یا شخص باید اسلام را بعنوان تصمیم گیرنده عرصه مدنی به رسمیت بشناسد و از حق همجنسگرایان صرفنظر کند و یا باید اسلام را نابود کند. در صورتیکه جدایی مذهب و دولت قضاوت در مورد موضوعات مدنی را بر اساس حقوق انسانی ممکن می کند، بدون آنکه تعرضی به مذهب شود (4).

اگر نگاهی به جنایات داعش در عراق و سوریه بیاندازیم و جنایات اخیر میلیشیای شیعه را در چند روز گذشته هنگام بازپس گیری تکربت از داعش در عراق، مدنظر قرار دهیم به روشنی می بینیم که با خیزش داعش، چه سنی و چه شیعه، در اقصی نقاط خاورمیانه از جمله ایران، نیاز مبرمی به تشکیل ابتکار گلوبال برای سکولاریسم است (5).  چنین ابتکاری برای سکولاریسم در ایران اساساٌ حرکتی در عرصه جنبش مدنی خواهد بود. اگر جنبش مدنی در آمریکا در زمان مارتین لوترکینگ توانست تبعیض نژادی را در کانون توجه خود قرار دهد و آن معضل جامعه آمریکا را حل کند، جنبش مدنی ایران نیز با تمرکز بر موضوع جدایی مذهب و دولت که سرچشمه اکثر معضلات مدنی ایران است، می تواند به نتیجه برسد.

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
پانزدهم فروردین ماه 1394
April 4, 2015

پانویس: 

1. آزادی یواشکی زنان در ایران
2. اشتباه اساسی در نحوه طرح سکولاريسم در ايران
http://www.ghandchi.com/598-Secularism_is_a_Human_Right.htm

3. دموکراسي اسلامي پلوراليسم نيست
http://www.ghandchi.com/308-IslamicDemocracy.htm

 
4. بحث شادی امین درباره موضع جدید جمهوری اسلامی در مورد دگرباشان
http://www.ghandchi.com/895-shadi-amin.htm


5. وقت تشکیل "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" است
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative.htm 

Time for a Global Secular Initiative
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative-english.htm

ایرانسکوپ#
#iranscope

سه‌شنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۴

بحث شادی امین درباره موضع جدید جمهوری اسلامی در مورد دگرباشان

http://iranscope.blogspot.com/2015/03/blog-post_31.html
بحث شادی امین درباره موضع جدید جمهوری اسلامی در مورد دگرباشان

در پی اجلاس بررسی وضعیت حقوق بشر ایران توسط جامعه جهانی، ارزیابی های دقیق حقوقی دکتر شادی صدر و "عدالت برای ایران" درباره مواضع تازه جمهوری اسلامی در مورد دگرباشان جنسی، منتشر شد (1). 

روز گذشته خانم شادی امین از شبکه "شش رنگ" نیز در مصاحبه ای با رادیو زمانه نظر خود را در این مورد که جمهوری اسلامی در اجلاس اخیر شورای حقوق بشر سه توصیه را در ارتباط با دگرباشان جنسی پذیرفته است، توضیح داده و در ادامه گفت: "کسانی که اهمیتی برای پذیرش این توصیه‌ها قائل نیستند، و به دلیل عدم ضمانت اجرایی این توصیه‌ها، آن‌ها را فاقد اهمیت ارزیابی می‌کنند، باید به این سؤال پاسخ دهند که با چنین درکی معلوم نیست چرا با وجود رد توصیه‌های حقوق بشری از سوی ایران در دوره قبل و همچنین عدم اجرای توصیه‌های پذیرفته شده‌اش همچنان بر ضرورت کار از طریق مکانیسم شورای حقوق بشر سازمان ملل پافشاری می‌کنند و برای گرفتن بودجه و بسیج نیرو تلاش می‌کنند؟ آیا این به این دلیل نیست که پیروزی جامعه ال‌جی‌بی‌تی را به هیچ می‌گیرند و قدرت عمل و موفقیت ما را منکر می‌شوند؟ این نگاه البته از سویه‌های گوناگون در جریان است. می‌توان نیمه پر لیوان را دید و یا نیمه خالی؟ می‌توان از عدم پذیرش حرف زد و یا از پذیرش محدود به عنوان موفقیت در تغییر فضای گفتمان در حیطه رسمی در مورد همجنسگرایان و ترنسجندرها. اینجاست که “شش رنگ” بدون مکث و با تکیه بر دستآورد فعالیت چهار سال گذشته‌اش، خوب می‌داند که این موفقیت نه ساده به‌دست آمده و نه می‌توان به سادگی آن را نادیده گرفت" (2).
 
بنظر می رسد دلیل تناقض گویی آنهایی که این توصیه ها را فاقد اهمیت می دانند اما همچنان بر ضرورت کار از طریق این مکانیسم ها اصرار می ورزند این است که هدفشان از اینگونه فعالیت ها نه دستاوردهای آن بلکه افشاگری است. در واقع اکثریت چپ پیش از انقلاب و بسیاری بعد از انقلاب هدفشان از فعالیت های دموکراتیک و حقوق بشری تنها افشاگری بود و همین عامل باعث می شد نه رژیم، رفرم بمعنی واقعی کلمه را جدی گیرد و نه اپوزیسیون. دلیل این برخورد نیز نوعی تام گرایی فکری است که تصور می شود کل اگر عوض نشود، تغییری با اهمیت نمی تواند بدست آید. در مورد دگرباشان جنسی چنین نگرش های تام گرا یعنی آنکه انتظار داشته باشیم نه تنها رژیم دیگر اسلامی نباشد بلکه اکثریت مردم هم دیگر به اسلام و مذاهب ابراهیمی و حتی مذاهب و ایدئولوژی های دیگر که مواضع ضد دگرباشان دارند، معتقد نباشند تا بتوان وضع دگرباشان را تغییر داد. اتفاقاً دلیل موفقیت جنبش همجنسگرایان در آمریکا و اروپا دقیقاً عکس آن بود بعنی کاری نداشتند شما چه مذهبی دارید و نظرات کلی اعتقادی تان چیست بلکه تعمیم حقوق فردی به دایره دو انسان همجنسگرا را مدنظر داشتند جدا از آنکه نظر مذهب دیگران یا حتی خود آن دو درباره همجنسگرایی چیست. به همین علت در جوامعی که بیش از 90 درصد مردم مذهبی هستند، حتی ازدواج همجنسگرایان امروز به رسمیت شناخته شده است.

در واقع برخورد آمریکا و جوامع غرب به سکولاریسم نیز اینگونه بوده است و گرچه درصد بسیار کوچکی در جامعه، غیرمذهبی هستند اما چارچوب جدایی مذهب و دولت از سوی اکثریتی حتی 95 درصدی از مردمی مذهبی پذیرفته شده است چرا که شرط آن غیرمذهبی بودن نیست بلکه قبول حقوق انسانی در جامعه است جدا از اینکه مذهب هرکس چه تصوری از انسان و کائنات دارد. متأسفانه تنها معتقدان به مذاهب ابراهیمی نیستند که برایشان این نحوه اندیشیدن در مورد سکولاریسم یا حقوق دگرباشان مشکل است و بسیاری پیروان ایدئولوژی های غیرمذهبی نیز به دلیل تام گرایی نمی توانند چنین تغییراتی را بپذیرند و تنها هدفی را که از فعالیت در عرصه های حقوق بشری دنبال می کنند افشاگری رژیم و جریانات مذهبی است، نه کسب حقوق انسانی بیشتر.

 

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
یازدهم فروردین ماه 1394
March 31, 2015

پانویس: 
1. عدالت برای ایران
http://www.justiceforiran.org/persian

 
2. اقلیت‌های جنسی در «بررسی ادواری وضعیت حقوق بشر ایران»
http://www.radiozamaneh.com/212656

ایرانسکوپ#
#iranscope

دوشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۴

آقای ولایتی در مورد رابطه مذاکرات اتمی و آزادی بهاییان

http://iranscope.blogspot.com/2015/03/blog-post_30.html
آقای ولایتی در مورد رابطه مذاکرات اتمی و آزادی بهاییان

امروز آقای دکتر علی اکبر ولایتی گفتند که اگر در مذاکرات اتمی با آمریکایی ها کوتاه بیاییم فردا مسأله تسلیحات موشکی را مطرح خواهند کرد و پس فردا هم حقوق بشر و آزادی بهاییان.

خود اولین کسی هستم که می گویم حق هر کسی است که اختلافات فکری خود را با هر آیینی چه مذهب اسلام چه دیانت بهایی، در آزادی کامل بیان کند، اما هرگونه تبعیض را علیه پیروان هر مذهب و اندیشه ای، محکوم می کنم، حال چه بهاییانی باشند که روشی حذفی در آمریکا برگزینند، چه شیعیانی که روشی حذفی در ایران برقرار سازند (1).

اما در پاسخ آقای ولایتی باید بگویم اتفاقاً لازم نیست آمریکایی ها مسأله حقوق بشر را مطرح کنند و حتی اگر به دولت ایران تضمین هم بدهند که مسأله حقوق بشر را مطرح نخواهند کرد آخر همین تضییقات حقوق بشری اسلام سیاسی، باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد همانطور که تضییقات حقوق بشری رژیم سلطنتی باعث سقوط دولت شاه شد. جالب است که ترجمه مصاحبه اخیر خانم فرح پهلوی شهبانوی پیشین ایران را روز گذشته اکثر مطبوعات در داخل کشور به چاپ رساندند. درست است که خانم فرح پهلوی در مصاحبه با دی ولت می گوید که شاه نمی بایست با تندی با آمریکایی ها حرف میزد اما خود اذعان می کند که اعمال ساواک و سرکوب بود که دست آخر به سقوط رژیم شاه منجر شد، چه آمریکایی ها از شاه به دلیل تندی کردن ناراحت بودند یا نه عامل سقوط رژیم نبود (2).

حالا جمهوری اسلامی چه درس اول خانم فرح پهلوی در مورد تندی نکردن با آمریکایی ها را یاد بگیرد یا نه، مهمتر درس دومی است که مصاحبه ایشان به روشنی مطرح کرده است و آنهم پرهیز از داشتن رژیمی امنیتی است که برای سالها اعصاب جامعه ای را خرد کرد و مردم را به عصیان کشید. جمهوری اسلامی سالهاست در وضعیت مشابهی قرار دارد فقط مردم و اپوزیسیون صبورتر شده اند. حتی اگر آمریکا و اسراییل و عربستان نیز تضمین دهند که برای تغییر رژیم در ایران کاری نکنند و ایران هم با ملایمت با آنها باب مراوده را باز کند، همین استبداد، مردم را به عصیان خواهد کشید و به سقوط رژیم می انجامد. مسأله دولت آقای روحانی در این نیست که با آمریکا به چه توافقی برسد، امتحان اصلی این است که بالاخره می تواند حق حیات اپوزیسیون ایران را تضمین کند و به همراه اپوزیسیون برای مشکلات مردم راهیابی کند یا نه (3).

بله اتفاقاً قبل از اینکه آمریکایی ها در مورد حقوق بهاییان حرفی بزنند، آقای ولایتی شما هستید که باید به این مسأله بپردازید و  حقوق شهروندی ایرانیان بهایی را تضمین کنید و بابت 36 سال تضییقات حقوق بشری علیه هموطنان بهایی عذرخواهی کنید.

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
دهم فروردین ماه 1394
March 30, 2015

پانویس:
1. سخنی با دوستان بهائی
http://www.ghandchi.com/488-bahaifriends.htm
2. حرفهای تازه فرح پهلوی در باره ساواک، تحریمها،اشتباهات شاه،بازگشت به ایران و...
http://www.khabaronline.ir/detail/406339/Politics/parties
3. دلیل وضعیت ایران در مذاکرات و در جنگ
http://www.ghandchi.com/893-iran-war-peace.htm





http://iranscope.blogspot.com/2015/03/blog-post_30.html
 


ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۴

دلیل وضعیت ایران در مذاکرات و در جنگ

http://iranscope.blogspot.com/2015/03/blog-post_27.html
دلیل وضعیت ایران در مذاکرات و در جنگ

آنچه امروز در وضعیت ایران در جنگ یمن و عراق و نیز در مذاکرات با آمریکا می بینیم چندان تفاوتی با دوران حمله صدام به ایران و یا  زمان مذاکرات صلح با صدام در پایان جنگ و بالاخره حمله آمریکا به عراق ندارد. ممکن است این حرف گفتن بدیهیات باشد اما مشکل دولت ایران این است که برای اپوزیسیون حق حیات قائل نیست و در نتیجه با چنین وضعی، نه در جنگ و نه در مذاکره موفقیتی حاصل نمی شود.

فقط نگاهی به خبرهای حقوق بشری در ماه های اخیر بیاندازید و ببینید نیازی به کشف اتم نیست که کسی بفهمد چرا ایران در مذاکرات هسته ای ناموفق است.

آیا این وضع با تغییر رفتار این رهبر و آن مدیر حل می شود. گویی سیاست برخی دولت های غربی مدتهاست بر اینگونه تحلیلهای سست بنا شده که مثلاً بن لادن را بکشید و القاعده و اسلامگرایی رادیکال نابود می شود یا اینکه فلان ولی و رهبر و سردار ایرانی را هدف بگیرید یا با او بسازید و همه مشکلات تمام می شود. اما عملاً این دیدگاه هایی که همه چیز، چه خوب و چه بد را با شخصیتها و رفتن و آمدن آنها توضیح می دهند فقط برای تیتر روزنامه ها خوب هستند وگرنه واقعیت دولت ها و اپوزیسیون همچنان اصل قضیه بوده و باقی است.

دولت ایران بجای جستجو برای متحد خارجی برای جنگ با عربستان و اسراییل یا چانه زدن و امتیاز دادن به این دولت و آن دولت خارجی باید با اپوزیسیون ایران حرف بزند. مشکلات ایران از نارضایتی مردم کشور است که به دلیل عدم وجود دیالوگ دولت و اپوزیسیون راهیابی نمی شود و تا زمانی که هردو طرف به هر دلیلی نتوانند با هم باب مراوده را باز کنند تغییری در وضعیت ایران چه در جنگ و چه در مذاکره صورت نخواهد گرفت (1).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هفتم فروردین ماه 1394
March 27, 2015
پانویس:
1. وقت مذاکرات 1+1 فرا رسيده است
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1.htm

Time for Iran 1+1 Talks
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1-eng.htm

ایرانسکوپ#
#iranscope

بايگانی وبلاگ