دوشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۹۳

عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود

عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah.htm
Saudi Committing Shah's Mistake
اشتباه اصلی شاه در مورد مخالفانش کمک به نیروهای اسلامی محبوب خود نظیر گروه دکتر علی شریعتی بود که ساواک بی خطر می پنداشت، جهت خنثی کردن نیروهای اپوزیسیونی که از دید آنها هستی رژیم شاه را مورد تهدید قرار می دادند، اینهمه بجای آنکه با قبول دموکراسی، با همه گروه های اپوزیسیون، مطلوب و نامطلوب، بطور منطقی کار کنند. و به اینگونه رژیم شاه بالاخره توسط همین گروه های به اصطلاح بی خطر سرنگون شد.
عربستان سعودی مشابه همین کار را انجام می دهد. سالها پیش برای مقابله با شیعیان در منطقه که دشمن تلقی می شدند، آنها به رشد گروه اسلامی محبوب خود طالبان در پاکستان یاری رساندند. همچنین برای دفع شوروی و کمونیستها در منطقه که دشمن می پنداشتند، به رشد القاعده در افغانستان کمک کردند. و نه تنها از صدام حسین در جنگ عراق علیه ایران حمایت کردند، بلکه پس از جنایت هولناک حمله القاعده به مرکز تجارت نیویورک در سال 2001، عربستان گروه های اسلامی دیگر تازه محبوب شده خود را برای هدف مقابله با القاعده تقویت کرد. داعش نتیجه چنین استرانژی است. امروز عربستان دوباره مشغول انجام همین کار است وقتی که به شکل گیری و رشد گروه اسلامی محبوب تازه ای با وظيفه جنگ در سوریه و آموزش در عربستان برای مقابله با داعش مشغول است. این هم دوباره همان استراتژی قدیمی سعودی است.
آنچه عربستان سعودی می تواند از تجربه شاه بیاموزد آغاز کردن دموکراسی در آن کشور و تلاش برای کار با همه گروه های اپوزیسیون، مطلوب و نامطلوب،  سنی، شیعه و سکولار است، بجای آنکه همان اشتباه قدیمی همیشگی را دوباره تکرار کند. چند بار باید که هیولای فرانکنشتاین را خلق کرد و از این تجربه نیاموخت.

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
بیست و هشتم مهرماه 1393
October 20, 2014
 

ایران#
#iran
iranscope@

Saudi Committing Shah's Mistake

Saudi Committing Shah's Mistake
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah-english.htm


عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah.htm
 
Shah's main mistake about his opponents was to help the growth of some favored Islamist forces like Dr. Ali Shariati's group, which Savak considered benign, to counter the other opposition forces that were perceived as detrimental to Shah's regime, rather than working with all opposition groups, favored or not favored, in a logical way, by accepting democracy in Iran, and this is how Shah's regime was finally overthrown by these same so-called benign groups.
 
Saudi Arabia has been doing the same thing. Years ago to counter Shiites in the region, that they perceived as enemy, they helped the growth of a favored Islamist group called Taliban in Pakistan. Also to counter the Soviets and Communists in the region, which they perceived as enemy, they helped the growth of Al-Qaeda in Afghanistan. And not only they supported Saddam Hossein in the Iraq's war against Iran, but after Al-Qaeda heinous WTC attack in New York in 2001, Saudi started to help the growth of other newly favored Islamist groups to counter Al-Qaeda. ISIS is the result of such strategy. Today, Saudi is again doing the same thing trying to help the formation and growth of a new favored Islamist group tasked with war in Syria and trained in Saudi Arabia to counter ISIS. This is again the same old strategy of Saudi.
 
What Saudi Arabia can learn from the experience of the Shah is to start ushering in a democracy in that country and try to work with all opposition groups, favored and not favored, Sunni, Shia and secular, rather than repeating the same old mistake over and over again. How many times one should create a Frankenstein's monster and not learn from the experience.
 
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 20, 2014
 

ایران#
#iran
iranscope@

یکشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۳

دوستان عزیز

http://goo.gl/496M25
دوستان عزیز، متأسفانه چون این صفحه فنپيج است قادر به دیدن مطالب صفحات فیس بوکی شما نیستم. اگر مطلبی دارید، لطفا درج کنید یا کامنت بگذارید و با به آدرس ایمیل ایرانسکوپ ارسال کنید.
http://www.iranscope.com

Dear Friends

http://goo.gl/KOiO0j
For IranscopeEnglish please click below
http://facebook.com/iranscope

Dear Friends, Unfortunately since this is a fan page, I cannot see the feeds from your Facebook pages. If you have any materials, please either submit here or post a comment or email it to Iranscope's email address.

پنجشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۳

Futurist Outlook and not Future'ism

Futurist Outlook and not Future'ism
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook-english.htm


آینده نگری و نه آینده گرایی
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook.htm
 
In the last half century, there have been extensive discussions about the development of Modern Futurism. (1)
 
Despite all these discussions there is an erroneous understanding about futurism as a "Future'ism." Seven years ago in a paper in Persian entitled "What is Futurism?", I discussed that "Some people think to be a futurist means to choose a specific future as a vision, and to move towards it from an analytic angle and to participate in forming it from a practical standpoint. If this was the meaning of being a futurist, then all socialists and communists of the last 200 years should be considered futurists." (2)
 
Unfortunately in English language the word "futurist" can imply the above erroneous understanding which was criticized in the paper "what is Futurism?"
 
Fortunately in Persian language, the futurists have accepted the term "ayandehnegar" which means having a "future-oriented outlook" and thus avoided the term "ayandehgaraa" meaning "future'ism." The word "ayandehnegar" clearly shows that we have future in view in our outlook and definitely it does not mean that we have a certain future in mind to which to feel a belonging to strive to reach.
 
In fact, the issue is not just a difference of language and it constitutes the essential difference of Utopianism and Modern Futurism. This is also why Futurism should be sought in an analytical, visionary and participatory approach towards issues in various topics and not be limited to technical subjects of future studies (3).
 
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 16, 2014

Footnotes:

1. Modern Futurism
 
2. آينده نگري چيست؟
 
3. Singularity Topics with Kurzweil's Comments
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil-eng.htm



ایران#
#iran
iranscope@

آینده نگری و نه آینده گرایی

آینده نگری و نه آینده گرایی
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook.htm
 
Futurist Outlook and not Future'ism
 
در نیم قرن اخیر بحث های مفصلی در مورد تکامل آینده نگری مدرن صورت گرفته است. (1)
 
به رغم همه این بحثها بسیاری برداشت غلطی از آینده نگری دارند. هفت سال پیش در نوشتاری تحت عنوان "آینده نگری چیست" که به فارسی منتشر شد، آمده: "برخی فکر میکنند آینده نگر بودن یعنی آینده معینی را از زاویه نظری برگزیدن، از زاویه تحلیلی گرایش بسوی آنرا دیدن، و از زاویه عملی هم در شکل دادن آن مشارکت کردن. اگر معنای آینده نگر بودن چنین بود، دیگر میبایست همه سوسیالیستها و کمونیستها در 200 سال گذشته را آینده نگر تلقی میکردیم." (2)
 
متأسفانه در زبان انگلیسی واژه فیوچریسم می تواند برداشت غلطی را که در نوشتار "آینده نگری چیست" مورد نقد قرار گرفته، تداعی کند.
 
خوشبختانه در زبان فارسی آینده نگرها واژه "آینده نگر" را پذیرفته اند و از واژه "آینده گرا" پرهیز کرده اند. واژه آینده نگر به روشنی داشتن توجه به آینده را در نگرش ما نشان می دهد و ابدا درکی نمی دهد که گویی آینده ای مشخص مدنظر است که ما خود را به آن متعلق دانسته و در پی رسیدن به آن هستیم.
 
در واقع این امر فقط اختلاف زبانی نیست و تفاوت اساسی میان اتوپیسم و آینده نگری مدرن است. به همین دلیل نیز آینده نگری را می بایست در برخورد تحلیلی، نظری و مشارکتی به مسائل گوناگون در عرصه های مختلف شناخت و نه آنکه فقط در موضوعات تکنیکی در مورد مبحث آینده نگری جستجو کرد. (3)
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
بیست و چهارم مهرماه 1393
October 16, 2014
 

 پانویس:
 
1.  آینده نگری مدرن
 
2. آينده نگري چيست؟
 
3. مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm

 


ایران#
#iran
iranscope@

دوشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۳

بزودی دوره جدید بلاگ ایرانسکوپ Iranscope Blog New Edition Soon

بزودی دوره جدید بلاگ ایرانسکوپ منتشر خواهد شد.
Iranscope Blog New Edition Soon 











ایران#
#iran
iranscope@

مطالب برگزیده ایرانسکوپ از منابع دیگر

برای مطالب فارسی برگزیده ایرانسکوپ از منابع دیگر روی لینک زیر کلیک کنید:














ایران#
#iran
iranscope@

Iranscope's picks from other sources

For Iranscope's picks in English from other sources, please click on the following link:

http://www.facebook.com/iranscope
http://twitter.com/ayandehnegar


ایران#
#iran
iranscope@

پنجشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۳

خاورمیانه در دام اتوپیسم

خاورمیانه در دام اتوپیسم
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm
متن انگليسي English Text
دانيل بل در کتاب پايان ايدئولوژي از همان تجربه استالينيسم به اين نتيجه رسيد که با پايان قرن بيستم، عصر ايدئولوژی که در قرن نوزدهم در اوج خود بود به پايان ميرسد و فضا برای تفکراتِ محدود تر، باز میشود. اين پيش بينی دانيل بل در 1960 بود که درست از آب در نيامد و جنبش های عمومی تری نظير مائوئيسم، فمينيسم، جنبش ضد جنگ و جریانات فراگير ديگری در دهه های 60 و بعد از آن، پديد آمدند (1).
با اینحال نیم قرن بعد ما شاهدیم که نه تنها مائوئیسم در چین فراموش شده است بلکه به سختی بتوان اثری از آن در نقاط دیگر جهان پیدا کرد و کشورهای شرق آسیا کانون توجهشان جملگی بر پیشرفت اقتصادی  است. همین واقعیت را در مورد اتوپی کمونیسم در امریکای لاتین می توان گفت که هیچیک ار احزاب سوسیالیست در آمریکای مرکزی و جنوبی کاری با نوشداروی اتوپیسم ندارند. روسیه و کشورهای اروپایی بلوک شرق پیشین نیز دنبال رؤیاهای اتوپیستی نیستند. بنظر می رسد تنها بخش جهان که هنوز به دنبال اتوپی می گردد خاورمیانه است و با سقوط اتوپی های سکولار مائوئیستی، کاستریستی، بعثی و پان عربی، اتوپی تازه اسلامگرائی به اشکال مختلف اختراع شده است.
در ایران، جائی که انقلاب اسلامی در پایان قرن بیستم به وقوع پیوست (2)، در زندگی واقعی، اتوپی جای خود را بیش از پیش به پراگماتیسم می دهد، و گروههای مختلف افراطی تحت کنترل دولت قرار دارند. اما در نقاط دیگر خاورمیانه، اتوپیسم تازه، جذرومد خود را داشته است و رهبری آن را طالبان، القاعده و اکنون خلافت اسلامی، به دست گرفته اند.
آرزو برای آرمانشهر به مخالفان رژیم های دیکتاتوری آرامش می دهد هنگامیکه لازم نیست نگران بازنشستگی در دوران پیری، بیمه عمر برای بازماندگان، درآمد و دیگر مسؤلیت های فردی خود باشند با این امید که در سیستم ایده آلی که قرار است جایگزین رژیم موجود شود، همه این مسائل برطرف خواهد شد. اما واقعیت سخت جوامع مابعد انقلابی در قرون نوزدهم و بیستم، بارها ثابت کرده است که این تفکر خوش خیالانه ضمانتی ندارد و می شود دلشکستگی ها را در نوشته های بیشمار آنهائی دید که در انقلابها جان خود را از دست ندادند و زنده ماندند و دیدند که این قولهای اتوپیسم بی پایه است. اما همه این واقعیات، بنیادگرایان مذهبی را از دادن وعده های بهشت در آسمان و زمین باز نمی دارد (3).
درست است که حتی سکولارهای خاورمیانه هنوز با ديدگاههای اتوپيستی سر در گریبانند (4). اما مسأله اصلی در خاورمیانه پاسخ اسلامگرایان به آرزوی آرمانشهرخواهی در این دوران پایان اتوپی های سکولار نظیر مائوئیسم است. گروههای اسلامگرا به پيروان خود وعده می دهند که نه تنها با شهید شدن در آخرت  پاداش گیرند بلکه خانواده و دوستانشان در سرزمین شیرو عسل زندگی کنند، بنابراین دلیلی برای نگرانی در مورد خود و خانواده در پیری، معضلات درمانی و تأمین معاش بازماندگان نیست. به همین دلیل چالش این گروهها در مورد تفکرشان است و تنها تکیه بر حملات نظامی ممکن است که راه حل وضعیت کنونی خاورمیانه نباشد.

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
هفدهم مهرماه 1393
October 9, 2014
 

 پانویس:
1.  چرا سکولاريسم در نيمی از جهان شکست خورد

2. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

3. وعده بنياد گرائی مذهبی: بهشت هم در زمين و هم در آسمان

4. مشکل اصلی سکولارهای ایران
 


ایران#
#iran
iranscope@

Middle East Trapped in Utopianism

Daniel Bell in his End of Ideology in 1960, concluding from Stalinism, thought the time of ideologies which were at their zenith in 19th Century is over, and predicted parochial currents of thought after that. But his prediction failed and we witnessed comprehensive ideologies again in 60′s and beyond including Maoism, feminism, antiwar currents, etc. (1)
Nonetheless a half century later, we see that the utopianism of Maoism not only is forgotten in China but it hardly exists anywhere else in the world and East Asian countries are all focused on economic development. Same is true of Communist Utopia in Latin America and none of the socialist parties in Central and South America has anything to do with Utopian panacea. Russia and former European Eastern Bloc countries do not chase any Utopian dreams. It seems like the only part of the world that still cares for Utopia is Middle East and with the fall of last secular Utopias of Maoism, Castroism, Ba'athism and Pan-Arabism, a new Utopia of Islamism has been invented in various forms.
In Iran, where the main Islamic Revolution happened at the end of 20th Century (2), in real life, the Utopia is being replaced more and more with pragmatism, and the various extremist groups are under control of the state. But elsewhere in the Middle East, new Utopianism has had its ebb and flow with Taliban, Al-Qaeda and now IS spearheading the crusade.
The desire for Utopia is a solace especially for the opponents of dictatorial regimes when one would not need to worry about retirement for old age, life insurance for survivors, income and other personal responsibilities hoping that when the ideal system replaces the existing regime, all will be taken care of. But the harsh reality of all post-revolutionary societies in 19th and 20th centuries, time and again, proved that such wishful thinking is unwarranted and one can read about it, in all kinds of disappointments of those who did not die in the revolutions, and lived to see how those utopian promises were unfounded. But all this does not stop the religious fundamentalists from promising paradise on Heaven and Earth (3).
True that even the seculars in the Middle East still are struggling with the Utopian perspectives of life (4). But the real issue in the Middle East is the response of Islamists to this desire for Utopia at the time of end of secular Utopias such as Maoism. These Islamist groups promise their followers that not only they will be rewarded in eternity by martyrdom but their family and friends will be living in the land of milk and honey, thus no need to worry about the hardships of supporting families in the old age, health issues, well being of survivors, etc. This is why any challenge to these groups is about their thinking and just military attacks may not be the solution to the current situation in the Middle East.

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 9, 2014

Footnotes:

1. Why Secularism Failed in Half of the World
2. FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
3. وعده بنياد گرائی مذهبی: بهشت هم در زمين و هم در آسمان
4. مشکل اصلی سکولارهای ایران

ایران#
#iran
iranscope@

دوشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۳

آينده نگری يعنی شراب نو را در مشک کهنه نميريزند

آينده نگری يعنی شراب نو را در مشک کهنه نميريزند
سام قندچی
 
 
دوستم جک لی (1) که نوزده سال پيش فوت کرد هميشه اين عبارت عيسی مسيح را يادآور می شد که "شراب نو را در مشک کهنه نميريزند" (2). جک در خانواده ای مسيحی در چين متولد شده بود و نامزدش در انقلاب آن کشور در سال 1949 کشته شد. او بعد از انقلاب بهمراه پدرو مادر و بقيه خانواده به هنگ کنگ و سپس به بريتانيا و بالاخره  آمريکا مهاجرت کرد؛ تغيير مذهب داد و بودايی شد، اما از آموزه های اخلاقی همه مذاهب از جمله مسيحيت و مکاتيب مختلف فلسفی بهره می جست.  از بنيانگذاران تشکيلات فراسوی جنگ در پالو آلتو کاليفرنيا بود که در سالهای 1980 برای پايان دادن به جنگ سرد فعاليت چشمگيری به انجام رساند (3). جک در تدوين نوشتار "يک ديدگاه  آينده نگر" در سال 1989 با اينجانب همکاري داشت (4).

ممکن است به غلط برداشت شود که عيسی مسيح با آوردن مثال "شراب نو را در مشک کهنه نميريزند" می خواهد به شکلی مشک کهنه را مورد تحقير قرار دهد. اما خود وی همواره آيينی را که نمايندگی می کرد ادامه مذهب يهود می دانست و هيچگاه قصد تخطئه آن مشک کهنه را نداشت. وقتی می گفت که ريختن شراب نو در مشک کهنه باعث پاره شدن مشک کهنه می شود منظورش اين است که هم شراب نو تلف می شود و هم مشک کهنه. به عبارت ديگر مشک کهنه جای خود را دارد و برای برخی هم کماکان قابل استفاده اما جايی مناسب برای ريختن شراب نو نيست.
 
وقتی به جنبش سياسی ايران در 30 و چند سال گذشته نظری بيافکنيم اکثريت شرکت کنندگان در اين حرکت به نظرات نوينی رسيده اند هرچند در گذشته به جريانات مختلفی تعلق داشته اند. ممکن است برخی در گذشته بخشی از دستگاه سلطنت بوده اند. بهترين مثال هم شادروان داريوش همايون بود که گرچه در قبل از انقلاب از ارکان رژيم محمد رضا شاه بود اما بعد از انقلاب به نظرات تازه ای رسيده بود (5). يا در همين جنبش سبز در سال 1388 ميرحسين موسوی و مهدی کروبی به نظرات تازه در عرصه دموکراسی رسيدند گرچه در گذشته از ارکان رژيم خمينی بودند. يا امروز شخص محمود احمدی نژاد که در سال 1388 سرکوب کننده اصلی جنبش سبز بود اکنون به مخالف جدی دخالت روحانيت در شئون مختلف زندگی سياسی ايران تبديل شده است.
 
اگر از نظر مخالفين همه اين افراد بايد در قالب هايی که در گذشته بوده اند باقی بمانند در واقع شراب نو را در مشک های کهنه ريخته ايم.
 
ممکن است گفته شود که دقيقا در هر سه مثال بالا يعنی چه مرحوم داريوش همايون بعنوان پادشاهی خواه و چه ميرحسين موسوی و مهدی کروبی بعنوان اصلاح طلبان اسلامی که خواستار رجعت به "عصر طلايی" خمينی هستند و چه محمود احمدی نژاد بعنوان يک اصولگرا، اين خود آنها هستند که در مشکهای کهنه باقی مانده اند. اين حرف درست است و دقيقا حق هر کسی است که در مذهب يا مکتب کهنه خود باقی بماند. يعنی از نظر عيسی مسيح اين امر مسأله ای نيست که کسی همچنان بخواهد در مذهب يهود باقی بماند. مسأله اين بود که اگر کسی مايل است که نظرات تازه را بپذيرد نبايد راه او را از شرکت در تشکيلات تازه سد کرد و فکر کرد که چنان باز کردن راه، خيانتی به راه نو است. اتفاقا مثال عيسی مسيح حکايت از اين دارد که نظرات جديد وقتی تازگی می آورند و حيات بخش می شوند که به آنهائی که در راه کهنه بودند فرصت تعلق به راه تازه داده شود تا آنان هم مشکهای نويی شوند برای شراب نو هرچند پيشتر مشکهای کهنه ای بودند برای شرابی کهنه.
 
در نتيجه اگر با برنامه ای نظير برنامه حزب آينده نگر در ايران تشکيلاتی ساخته می شود نبايد مثلا فکر کرد که هدف اصلی مبارزه با اصلاح طلبان يا نيروهای سياسی ديگر است بلکه بايد مقصود آن باشد که  نيروهای مختلف آزادند به حيات خود ادامه دهند اما کسانيکه قبلا با هر نيروئی بوده اند اگر دوست دارند در تشکيلات تازه آينده نگر فعال شوند، پذيرفته شوند. هدف تشکيلات هم ساختن ايران بر مبنای پلاتفرم حزبی است که مرکب از انسانهايی خواهد بود که با هر پيشينه فکری، امروز برنامه حزب آينده نگر را قبول دارند ومی خواهند برای تحقق آن تلاش کنند؛ و هيچ دليلی هم ندارد که چنين حزبی علنی نباشد (6).

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
هشتم فروردين ماه 1392
March 28, 2013
 
پانويس:

1. جک لی-جنگل فراموش شده!

2. مثال وصله کردن لباس تازه و مشک تازه
http://www.feyz.org/clientimages/35361/new%20garment,%20new%20wineskin.htm


4. يک ديدگاه آينده نگر
http://www.ghandchi.com/401-FuturistVision.htm

5. تسليت به خانواده و دوستان داريوش همايون
 
6. پلاتفرم حزب آينده نگر
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm


ایران#
#iran
iranscope@

چرا داعش بشار اسد را سرنگون نکرد

چرا داعش بشار اسد را سرنگون نکرد
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/813-isis-saudi.htm

English Text متن انگليسي
http://www.ghandchi.com/813-isis-saudi-english.htm
 
ممکن است باعث شگقتی شود که تشکيلات خلافت اسلامی (داعش سابق) حتی برای سرنگونی بشار اسد تلاش هم نکرد. همين چند ماه پيش بود که آنها در اتحاد با سعودی و قطر ظاهرا بر ضد شیعیان و ایران، به همراه اخوان المسلمین، برای تسخیر سوریه تشکیلاتی ساختند. اما چه شد؟ سعودی از ارتش مصر در سرنگونی اخوان المسلمین حمایت کرد. داعش هم تغییر مسیر داده و بسوی جنوب حمله ور شده و در موصل اعلام خلافت کرد.

شاید خلافت اسلامی هرگز نمی خواست سوریه را تصرف کند چرا که در آنصورت با اسرائیل هم مرز می شد و باید یا با اسرائیل وارد جنگ می شد و یا آنکه اعتبار خود را از دست می داد. موضع داعش در مورد غزه به خوبی این را نشان می دهد (1).

هدف خلافت اسلامی تسخیر عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس است. آنها نمی خواهند که تجربه طالبان در افغانستان را تکرار کنند. آنها می خواهند که دولت اسلامی ثروتمندی نظیر ایران با کنترل نفت، تشکیل دهند. در واقع بسیاری از بنیانگذاران جمهوری اسلامی ایران نیز گرچه شیعه هستند، ولیکن از هواداران اخوان المسلمین بودند. با سقوط اخوان المسلمین در مصر، داعش وارث برنامه ها و هواداران آن تشکیلات در خاورمیانه می شود.

همه تبلیغات ضد شیعه خلافت اسلامی برای متحد کردن جنگجویان سنی مذهب به دور تشکیلات خود است، اما هدف واقعی داعش تسخیر عربستان سعودی است. آنها وارد اتحاد ضد اسد با سعودی و قطر شدند تا بعدا به آنها حمله کنند، همانگونه که القاعده وارد اتحاد با آمریکا علیه شوروی در افغانستان شد تا بعدا تفنگهای خود را بسوی مرکز تجارت در آمریکا نشانه رود (2).

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
پانزدهم مردادماه 1393
August 6, 2014

پانويس:
1. http://www.ghandchi.com/812-hamas.htm   

ایران#
#iran
iranscope@

بايگانی وبلاگ

درباره من

عکس من

بحث آزاد در فیس بوک فارسی حزب آینده نگر
http://www.facebook.com/ayandehnegar

Free discussion on Iran's Futurist Party English Facebook Page
http://www.facebook.com/futuristparty



بيوگرافی فارسی
http://www.ghandchi.com/05-My_Profile.htm

Bio
http://www.ghandchi.com/05-My_ProfileEng.htm