دوشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۳

در ادامه بحث راهکار آقای محمد نوری زاد

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_26.html
در ادامه بحث راهکار آقای محمد نوری زاد
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_26.html

سه هفته پبش در مورد راهکار "خروج از تنگنا" که آقای محمد نوری زاد برای ایران مطرح کردند، بحث شد و به اظهارات حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه تهران نیز در همان تاریخ، اشاره شد (1).
 
وضعیت در ایران هنوز تغییری نکرده اما بیدار اندیشی (2) در مورد تأثیر نتایج مذاکرات اتمی بر اوضاع ایران بسیار لازم است و آقای نوری زاد این کار را کرده و می نویسد "مذاکره ی ایران با کشورهای 1+ 5 احتمالاً به صلح خواهد انجامید و درهای تأسیسات هسته ای ما گِل گرفته خواهد شد و میلیاردها پول بی زبان این مردم دود خواهد شد. این شکست خفت بار که پایان ذلت بارش از همان ابتدای ورود به داستان هسته ای مشخص بود، به عصبی تر شدنِ حاکمیت منجر خواهد شد. معمولاً مردی که در بیرون خانه از حریف قَدَرِ خود سیلی خورده و تحقیر شده، در خانه عبوس می شود و به هر بهانه بر سر اهل و عیال خود می کوبد. گمان من بر این است که دستگاه های امنیتی بعد از این که خیالشان از مجامع جهانی و هسته ای راحت شد، به جان معترضان داخلی خواهند افتاد تا نبضِ قضایا را به دست گیرند و اقتدار زخم خورده ی خود را به رخ بکشند. خلاصه از ما گفتن. این که: کاپیتولاسیون مگر نه این است که آخوندها بر کشورما مسلط شده اند و ضمنِ این که هیچ نسبتی با ایران ندارند و تا می توانند نقدینگی و ذخایرش را غارت می کنند و به خارج می فرستند، ذخایر انسانی اش را نیز به زندان و اعدام و دام اعتیاد و بیکاری و بی هویتی و تن فروشی در انداخته اند؟ می گویم: چه این مذاکره به صلح انجامد و چه به هرکجای دیگر، این روزهای فهمیدگی برگشت پذیر نیست. با عصبی تر شدن حاکمیت و برچیدنِ معترضان مدنی، حتماً میخ بیشتری بر تابوت ظلم کوفته خواهد شد. مثل عصبی شدن حاکمیت در سال 88 که به جهش فکری و آگاهی وصف ناپذیر مردم از یکسوی و به شتاب حاکمیتِ جور در رسیدن به دره ی درماندگی و سقوط حتمی اش از جانب دیگر منجر شد" (3).

روز گذشته نیز سحام نیوز گزارش داد که "عصر روز یکشنبه نرگس محمدی که قرار بود همراه محمد نوریزاد و علی سیف زاده با خانم کلاودیا روت، نایب رئیس پارلمان آلمان در هتل اسپیناس تهران ملاقات داشته باشد، در مقابل ورودی این هتل در بلوار کشاورز بازداشت و به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات برده شد. به گزارش سایت تلاش٬ خانم محمدی پاسی از نیمه شب (بوقت تهران) پس از پرس و جو و تهدید به دستگیری و اجرای حکم یکساله اش آزاد شد. محمد نوریزاد و علی سیف زاده توانستند با قانونگزار آلمانی در لابی هتل که شماری از مامورین امنیتی در آن حضور داشتندگفتگوی کوتاهی داشته باشند" (4).

حالا بیائیم فرض کنیم که 6 ماه آینده نیز نظیر یک سال و نیم گذشته رفتار رژیم با جنبش سیاسی و مدنی در ایران، عوض نشود. آیا فکر می کنید می توان به نتیجه ای بهتر از سال 88 امید داشت؟ یعنی نمی شود فقط به حاکمیت نگریست و فکر کرد تغییرات در آن بخودی خود می تواند مشکل را حل کند. منظورم فقط اشکالات برنامه اصلاح طلبان نیست که سالهاست به تفصیل بحث شده است (5). برنامه آلترناتیو هم در جزئیات مطرح شده است (6). اما چرا به جایی نمی رسیم؟ بگوییم در داخل کشور بطور منقطع شرایطی بوده که بتوانیم بنشینیم و به توافق برسیم. در خارج حتی اینگونه انقطاع ها را نیز نمی توان دلیل عدم موفقیت دانست و نمی شود شکست ها را فقط به اقدامات رژیم نسبت داد. واقعیت این است که آنچه همیشه بطور کلیشه ای می گوییم حقیقتی است در مورد ایرانیان در زمان حاضر و آن بدگویی و برای هم زدن است که ربطی به رژیم ندارد. شاید انقلاب ناموفق 1357 به این روحیه بیشتر دامن زده باشد اما به هر حال واقعیت است. تا دو ایرانی با هم نزدیک می شوند همه تلاش دیگران نابود کردن همراهی آن دو نفر می شود و تیشه به ریشه زدن ها شروع می شود. این بیماری ملی است. یادم است که آیت الله خمینی داستانی از مدرسه ابتدایی را برای کودکان تکرار می کرد که وقتی چند چوب به هم متصل است کسی نمی تواند آنها را بشکند. شاید آن زمان هم ما این مسأله را داشته ایم و او راهی برای مقابله با این روحیه یافته بود و به همین دلیل موفق شد. به هر حال متأسفانه اپوزیسیون ایران 36 سال است این مسأله را دارد و دلیل شکست ماست و به همین علت هم هر از چندگاهی با خود شعر ناصر خسرو را زمزمه می کنیم که "از ماست که بر ما است" و گوشه عزلت می گزینیم. ابداً منظورم اختلاف عقیده و تفاوت در پلاتفرم های سیاسی و فکری نیست. اتفاقاً آنگونه اختلافها سبب تعدد احزاب و بالندگی جوامع سالم و موفق بوده و هست. مسأله نابودسازی یکدیگر است و نمی شود شکست ها را تنها به دلیل اختناق رژیم توضیح داد.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
ششم بهمن ماه 1393
January 26, 2015

پانویس:
1. بحثی درباره راه حل محمد نوری زاد برای ایران
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_2.html


2. ایران و بیدار اندیشی
http://www.ghandchi.com/391-Awake.htm


3. محمد نوری زاد: کاپیتولاسیونِ آخوندی
https://www.facebook.com/m.nourizad/posts/1024702944223988


4. بازداشت چند ساعته نرگس محمدی
http://sahamnews.org/1393/11/274073


5. پيشنهاد يک راه حل ساده برای اصلاح طلبان ايران
http://www.ghandchi.com/686-ReformersSolution.htm


6. پلاتفرم حزب آينده نگر
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm

ایرانسکوپ#
#iranscope

یکشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۳

درخواستی از خانم عاطفه گرگین

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_25.html
درخواستی از خانم عاطفه گرگین
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_25.html
http://www.ghandchi.com/864-khosro-golsorkhi.htm


چهار ماه پیش لینکهای اتهامات به خانم شکوه میرزادگی و پاسخ ایشان برای چندمین بار از سوی برخی هواداران چپ پخش شد. منظور لینکهای مصاحبه هایی است که صدای آمریکا شش ماه پیش از آن در ماه مارس 2014 با خانم عاطفه گرگین، خانم شکوه میرزادگی و دیگر افراد مرتبط با پرونده خسرو گلسرخی، انجام داده بود. همه تهمت زنی ها به خانم میرزادگی نیز سالهاست در گوشه و کنار جنبش سیاسی ایران شنیده می شود.  در همان تاریخ در "عاطفه گرگین و شکوه میرزادگی: دو روایت از دستگیری خسرو گلسرخی" درخواست شد که به این بازار شایعات خاتمه داده شود که نتیجه ای نداد (1).

دو ماه پیش خانم میرزادگی مقاله ای در نقد آقای ادیب برومند رهبر جبهه ملی منتشر کردند (2). بحثی بود که بسیاری دیگران هم مطرح کرده بودند (3)، اما حملات شخصی به خانم میرزادگی از نو شروع شد (4). خانم میرزادگی نیز پاسخ دادند (5). دوباره حمله دیگری به خانم میرزادگی بازهم با مطرح کردن پرونده خسرو گلسرخی انجام شد (6) و آقای دکتر اسماعیل نوری علا پاسخ گفتند (7). بالاخره چند روز پیش مصاحبه ای از خانم عاطفه گرگین منتشر شده که در آن حملات علیه خانم میرزادگی تکرار شده است (8).

واقعاً بحث بر سر چیست؟ زمانی در چین کمونیست در دادگاه های خلق اعلام می کردند فلانی خائن است و از مردم می پرسیدند که اعدامش کنند یا نه و فریاد موافقت مردم کافی بود که متهم به جوخه اعدام سپرده شود. در اوائل انقلاب در ایران دادگاه هایی که سران رژیم سابق را به جوخه های اعدام سپردند دست کمی از دادگاه های خلق چین نداشت و فریادهای تأیید را آیت الله خلخالی در نماز جمعه از مردم دریافت می کرد. در بخشی از اپوزیسیون ایران نیز در کردستان هنگامیکه قدرت مدتی قبل از حمله عراق به دست احزاب کردی افتاد دادگاه های خلقی با حضور توده مردم کرد تشکیل و به اصطلاح جاش ها (لغت کردی به معنی همکار رژیم) اینگونه اعدام شدند. رژیم اسلامی نیز بعد از سقوط قدرت آن احزاب کردی بسیاری از مخالفان را با حکم دادگاه های انقلاب اعدام کرد. آیا برای حق خواهی در مورد خسرو گلسرخی دنبال اینگونه دادگاه های خلق هستیم؟

اگر خانم عاطفه گرگین در 30 و چند سال گذشته می خواستند برای پرونده خسرو گلسرخی در دادگاهی مدرن تقاضای رسیدگی کنند می توانستند از آقای پرویز ثابتی در آمریکا شکایت کنند. اما در رابطه با خانم میرزادگی، اصلاً فرض کنیم که حرف خانم گرگین درست است و ایشان در بازجویی ها لو داده و تواب شده بود. چنین کسی خود قربانی است و نه مجرم. برخی دوستان چپ همه این سالها هتک حرمت خانم شکوه میرزادگی را ادامه داده اند اما هیچ اقدام قانونی در مورد عامل اصلی اعدام خسرو گلسرخی انجام نداده اند. چرا؟ چون خانم میرزادگی بخاطر فعالیت سیاسی و مدنی برای مردم ایران جلوی چشم بوده و هدفی است آسان؟ به چه حقی ترور شخصیت خانم میرزادگی جایز شمرده شده است؟ کدام آزاد اندیشانی را سراغ دارید که قربانیان دوران دیکتاتوری را هدف قرار دهند؟ لطفاٌ مصاحبه اخیر خانم عاطفه گرگین را دوباره بخوانید (8) و کمی فکر کنید. هیچکسی کامل نیست اما دوستان، به خانم میرزادگی یک پوزش بدهکارید.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
پنجم بهمن ماه 1393
January 25, 2015

پانویس:
1. عاطفه گرگین و شکوه میرزادگی: دو روایت از دستگیری خسرو گلسرخی
2. یادداشتی از شکوه میرزادگی به ادیب برومند، رییس هیئت رهبری جبهه ملی
http://iranscope.blogspot.com/2014/11/blog-post_25.html


3. درباره جبهه ملی و خانم میرزادگی
http://iranscope.blogspot.com/2014/12/blog-post_19.html


 
4. پيرامون يکی از پرگويی‌های کاشف "سکولاريسم نو"، علی شاکری زند
http://news.gooya.com/politics/archives/2014/12/189886.php
 
5. از جنس درخت، نه از جنس تبر! پاسخی به آقای علی شاکری زند و همه‌ی کسانی چون او، شکوه ميرزادگی
http://news.gooya.com/politics/archives/2014/12/190004.php


6. شکوه میرزادگی و راز گل سرخ، پرویز داورپناه
http://ehterameazadi.blogspot.de/2014/12/blog-post_41.html


7. گامی چند در احوالات کاشف «راز گل سرخ»!، اسماعیل نوری علا
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=64290


8. گفتگو با خانم عاطفه گرگین، همسر خسرو گلسرخی
http://ehterameazadi.blogspot.de/2015/01/blog-post_480.html




ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۳

شفافیت: خبر ایران و گروه های لابی در واشنگتن

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_23.html
شفافیت: خبر ایران و  گروه های لابی در واشنگتن
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_23.html
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups.htm


Transparency: Iran News and Lobby Groups in Washington, DC
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups-english.htm
ایران بعنوان بخشی از خاورمیانه درگیر نبردی کلان علیه رادیکالیسم اسلامی، چه شیعه و چه سنی است، آنگونه رویارویی که نه تنها جنبه های سیاسی و ایدئولوژیک دارد، که برای گروه های سیاسی و مدنی مطرح است (1)، بلکه این وضعیت پژواکی امنیتی و نظامی دارد که برای دولت های منطقه (2) و فراسوی آن (3) حائز اهمیت است.

در وضعیتی که در بالا توصیف شد، "قابل فهم است که گروه های مختلف سیاسی در واشنگتن لابی دارند. دشمنان سرسخت جمهوری اسلامی، چه ایرانی و چه آنهایی که کشورهای دیگر را نمایندگی می کنند، لابی های خود را در واشنگتن دارند. همچنین لابی هایی که به جمهوری اسلامی تمایل دارند در اینجا حضور دارند. هیچ اشکالی هم ندارد که هر دو این گروه ها در واشنگتن فعالند. بالاخره اینجا دموکراسی است و گروه های لابی گر تلاش می کنند نقطه نظرات خود را به شیوه ای متمدنانه به کنگره آمریکا منتقل کنند،" اما همانگونه که به تفصیل در ارتباط با فشار آژانسهای امنیتی و گروه های لابی گر بحث شده است "ژورنالیسم صادقانه نیاز به آزادی از فشارهای سیاسی دارد تا واقعیات بطور دقیق، عادلانه و متعادل گزارش شوند" و تحت چنان فشارها لطمه می بیند، "حال چه ژورنالیستها انتخاب کنند که در تهران زندگی و کار کنند، یا در واشنگتن" (4).

در واقع سه گروه قدرتمند لابی در شهر واشنگتن هستند که تلاش می کنند اخبار ایران را تحت نفوذ خود در آوردند. برای آنکه خبر ابژکتیو باشد مهم است که در مورد چنین نفوذها شفاف باشیم. بهترین راه برای ابژکتیو بودن در مورد خبر این است که همه جوانب خبر را گزارش کنیم. به عبارت دیگر تشکیلاتهای خبری که بعنوان بخشی از گروه لابی کار می کنند همه حقی دارند که کار خود را بکنند اما برای آنکه خبرهای ایران ابژکتیو باشد مهم است که رابطه چنان منابع خبری با گروه های لابی بیان شود، همانگونه که وقتی خبری از منابع دولت ایران نقل می شود به روشنی برای حفظ شفافیت منبع خبر را برای خوانندگان مشخص می کنیم.

در حال حاضر سه گروه لابی عمده در رابطه با ایران در منطقه شهر واشنگتن در آمریکا وجود دارد. اولی بنام نیاک (www.niacouncil.org) است که اساساٌ در چارچوب دیدگاه های اصلاح طلبان اسلامی فعالیت می کند. برخی آژانسهای خبری در آمریکا نظیر Payvand.com، Iranian.com و Iroon.com در رابطه نزدیکی با نیاک هستند گرچه ممکن است منابع مالی از نیاک دریافت نکنند. اشکالی در اینجا نیست اما مهم است که در این مورد شفاف بود. لابی قدرتمند دیگری در واشنگتن به سازمان مجاهدین خلق متعلق است. آنها سایت خیری iranfocus.com را منتشر می کنند. سومین گروه لابی قدرتمند در واشنگتن گروهی هوادار اسراییل بنام CDI سی دی آی است (cdi-iran.org). بنیانگذار سی دی آی دکتر بهروز بهبودی (www.bbehbudi.net) است. همچنین آقای امیر عباس فخرآور در رهبری سی دی آی بوده است. رادیو کوچه (www.radiokoocheh.com) نیز در میان تشکیلاتهایی است که از سی دی آی منابع مالی دریافت کرده است.

برخی ژورنالیستهای ایرانی برای روزنامه های امنیتی در جمهوری اسلامی ایران کار کرده اند و چه آنکه از جمهوری اسلامی بریده باشند و چه نه، وقتی اکنون در خارج کار می کنند، مسأله ای ندارند که برای نشریاتی در خارج کار کنند که امنیتی باشد. برخی نیز شاید مطلع نیستند. همین بحث در مورد کار با نشریات و تشکیلاتهای خبری هدایت شده توسط لابی ها صادق است. برای برخی از ژورنالیستها مسأله ای نیست که برای چنان رسانه هایی کار کنند. همانطور که اشاره شد، "ژورنالیسم صادقانه همان ژورنالیسم است و با کار اطلاعاتی فرق دارد، چه در ایران و چه در آمریکا. اگر در هر کدام از این دو کشور کسی انتخاب می کند که کار اطلاعاتی [یا کار لابی] کند، مسأله ای نیست و تصمیم خودش و شغلش است، اما لطفاً اجازه دهید آنهایی که می خواهند فقط ژورنالیستی باصداقت باشند کار خودشان را بکنند" (5).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com 
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com 
سوم بهمن ماه 1393
January 23, 2015

پانویس:

1. . خاورمیانه در دام اتوپیسم
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm


2. امارات، گفتمانی درباره داعش
http://www.ghandchi.com/852-uae-isis.htm


3. صف بندی های گلوبال در زمان حاضر
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update.htm


4. کار صادقانه ژورنالیستی درباره ایران در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/843-honest-journalism.htm


5. همانجا.

 متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
Transparency: Iran News and Lobby Groups in Washington, DC
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups-english.htm

شفافیت: خبر ایران و گروه های لابی در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups.htm
 
Iran as part of the Middle East is involved in a grand battle against radical Islamism, whether Shiite or Sunni, an encounter which not only has ideological and political aspects that are of interest to peaceful political and civil rights groups (1) but the situation also has intelligence and military repercussions that are of interest to the states in the region (2) and beyond (3).

In a situation described above, "it is understandable that various political groups have their lobbies in Washington DC. Arch enemies of Islamic Republic of Iran, both Iranian and those representing other countries, have their lobbies in DC. Also there are lobbies that favor Islamic Republic of Iran. There is nothing wrong for either one of these groups to exist in DC. After all this is a democracy and the lobby groups try to pass their views to US Congress in a civilized manner" but as discussed extensively with regards to pressure from intelligence agencies and lobby groups, "honest journalism requires freedom from political pressure, to report facts accurately, fairly and in a balanced way" and will suffer under such pressures, "whether one is reporting from Tehran or Washington" (4).

Actually there are three Iran-related powerful lobby groups in the city of Washington that try to influence Iran news. For the news to be objective, it is important to be transparent about such influences. The best way to be objective about the news is to say all sides of the story. In other words, the news organizations that work as part of a lobby group have every right to do so, but for Iran news to be objective, it is important that the relationship of such sources with the lobby groups to be disclosed the same way that when we quote news from Iran's state media, where we clearly specify the source to be transparent to our audience.

Currently there are three major Iran-related lobby groups in Washington, DC area. The first one is NIAC (www.niacouncil.org) which basically is in line with the views of Islamic reformists in Iran.  Some Iran news agencies in the US such as Payvand.com, Iranian.com and Iroon.com are in close relations with NIAC although may not receive funding from NIAC. There is nothing wrong with that, but it is important to be transparent about it. Another powerful lobby group in DC is close to Mojahedin Khalq Organization (MEK). They publish iranfocus.com news. The third powerful lobby group in DC is a pro-Israel lobby group called CDI (http://cdi-iran.org). Its founder is Dr. Behrooz Behbudi (www.bbehbudi.net). Also Mr. Amir Abbas Fakhravar has been in the leadership of CDI.  Radio Koucheh (www.radiokoocheh.com) is among the news organizations that have received funding from CDI.

Some Iranian journalists have worked in Islamic Republic for some intelligence driven journals in Iran and whether they are disenchanted with Islamic Republic of Iran or not, now working abroad, have no problem to work for intelligence driven publications or news organizations abroad. Some others may not be aware. The same is true about publications and news organizations that are driven by lobby groups. Some journalists have no problem to work for those news media. The issue here is transparency. As has been noted, "honest journalism is just that and is different from intelligence work [or lobby work], whether in Iran or in the US. If in either country anybody chooses to do intelligence work [or lobby work], it is fine and that is their job and prerogative but please let those who want to be just an honest journalist to do their work" (5).

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com

January 23, 2015

Footnotes:

1. Middle East Trapped in Utopianism
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism-english.htm


4. Doing Honest Journalism about Iran in Washington
http://www.ghandchi.com/843-honest-journalism-english.htm


5. ibid.
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

دوشنبه، دی ۲۹، ۱۳۹۳

آقای روحانی چرا با رهبران اپوزیسیون گفتگو نمی کنید

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_73.html
آقای روحانی چرا با رهبران اپوزیسیون گفتگو نمی کنید
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_73.html
http://www.ghandchi.com/862-rouhani-leaders.htm 

جناب حسن روحانی، ریاست جمهوری ایران، تا چند ماه دیگر دولت اعتدال شما، دو ساله خواهد شد. در این مدت دولت شما با آمریکا بطور مرتب گفتگو داشته و این امر مایه خوشحالی است چرا که غیر آن در دنیای کنونی یعنی جنگ طلبی.  البته ممکن است از همه گفتگوها نتیجه ای بدست نیاید ولیکن برگزیدن راه دیالوگ یعنی حسن نیت و مسالمت جویی بجای تنش آفرینی. با اینحال متأسفانه با نیروهای سیاسی ایرانی برخورد دولت شما چنین نبوده است. مثلا دو ماه پیش آقای ادیب برومند رهبر جبهه ملی ایران از سوی وزارت اطلاعات به دلیل مقاله یکی از اعضاء جبهه مورد تهدید قرار گرفت و در این مورد شورای مرکزی جبهه ملی در داخل کشور بیانیه ای منتشر کرد (1).

چرا اصلاً باید رابطه با اپوزیسیون مسالمت جو از طرف وزارت اطلاعات انجام شود؟ مگر جبهه ملی تشکیلات مسلح مخفی است که سازمانهای امنیتی خود را با آن طرف می بینند. چرا شما با رهبران جبهه ملی تماس نمی گیرید و گفتگوهای منظم و شفاف برقرار نمی کنید. جبهه ملی رهبران بسیار با تجربه ای دارد که می توانند در سیاستگذاری های کشور کمک کنند. مثلاً در میان امضاء کنندگان بیانیه چشمم به نام عیساخان حاتمی (2) افتاد که سیاستمداری توانا و کارآزموده بوده و در بسیاری از عرصه های سیاسی و اجتماعی در ایران صاحب نظر است. آیا نمی توان با امثال او در  مورد مسائلی نظیر حل و فصل تحریم ها که کمر همه ایرانیان را شکسته است، مشورت کرد.
 
رهبران فکری، مدنی و سیاسی ایرانیان بیان واقعیت گوناگونی جامعه هستند و همکاری با آنها یعنی اجتناب از شورش چرا که آنها بیان کننده خواستهای مردم ایرانند. حال چه آنهایی که سالهاست وادار به ماندن در خارج شده اند و با همه فیلترینگ اینترنت در ایران محبوب تر هم شده اند و چه آنها که هنوز در داخل هستند. گفتگو به معنی موافق بودن با نظرات دیگران نیست. مثلاً خود به روشنی نظرم را در مورد پلاتفرم آقایان رضا پهلوی و میرحسین موسوی نوشته ام (3) اما اگر رییس جمهوری ایران بودم حتماً با هر دو آنها باب گفتگو را می گشودم چرا که هردو آنها علیه دولت سلاح بلند نکرده اند و بطور مسالمت آمیز حرف خود را زده اند. ایران سالهاست که نه در وضع انقلابی است و نه در وضع جنگی و عادی کردن جامعه نمی تواند فقط در مذاکرات با قدرت های جهانی انجام شود. به یاد دارم وقتی جرج بوش به استرالیا سفری داشت حتماً با رهبران اپوزیسیون آنکشور هم دیدار می کرد. این کار به دولت بوش تضمین بیشتری می داد که با استرالیا همکاری کند چرا که می دانست نیروهایی که در قدرت نیستند نیز از هر توافقی حمایت خواهند کرد.

مطمئنم که دولت شما رهبران اپوزیسیون را می شناسد. چرا بجای فرستادن مأموران وزارت اطلاعات، وزارت کشور یا ارگانهای دیگر باب گفتگو با اپوزیسیون را چه در داخل و چه در خارج باز نمی کنند. چرا ما از هم قهر هستیم؟ شخصاً در عرصه سیاسی خود را جمهوریخواه سکولار دموکرات می دانم و از تلاشهای آقای احمد تقوایی برای اتحاد سکولاردموکراتها حمایت می کنم (4). مردم ایران هم مثل اینجانب بالاخره از رهبران سیاسی معینی که نامهایشان را دولت می داند اما بیان نمی کند،حمایت می کنند؛ از آقای رضا پهلوی گرفته تا میرحسین موسوی تا حجت الاسلام کروبی. چرا با همه باب گفتگو باز نشود تا بتوانند حرف های خود را در تلویزیون ایران بزنند. آیا تجربه شاه را ندیدیم که آنقدر صبر کرد که حتی به شاپور بختیار میدان دهد و آنهم وقتی که دیگر دیر شده بود. از چه وحشت داریم. در واقع باید بیشتر از این حالت قهر کردن 36 ساله وحشت کرد.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
سی ام دی ماه 1393
January 20, 2015

پانویس:
1. بیانیه اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران
http://ehterameazadi.blogspot.de/2015/01/blog-post_34.html

 
2. عیساخان حاتمی
https://www.facebook.com/esakhan.hatami

 
3. میرحسین موسوی و رضا پهلوی رهبران دموکراتیک نیستند
http://www.ghandchi.com/848-mousavi-rezapahlavi.htm

 
4. حمایت از تلاشهای احمد تقوایی برای اتحاد جمهوریخواهان سکولار دموکرات
http://iranscope.blogspot.com/2014/11/blog-post_64.html

ایرانسکوپ#
#iranscope

نکته ای در مورد بحث پرویز نیکخواه در مصاحبه عباس میلانی

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_85.html
نکته ای در مورد بحث پرویز نیکخواه در مصاحبه عباس میلانی  http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_85.html
http://www.ghandchi.com/861-abbas-milani-parviz-nikkhah.htm

خوشبختانه در 30 سال اخیر پژوهشهای تاریخی بسیار معتبری در همه عرصه های تاریخ ایران منتشر شده که علاقمندان می توانند در اینترنت پیدا کنند. هفته گذشته مصاحبه ای از آقای دکتر عباس میلانی با بی بی سی منتشر شد که در آن از دکتر پرویز نیکخواه در رابطه با اشتباهات اپوزیسیون پیش از انقلاب در ارزیابی از انقلاب سفید و برخورد جنبش مذهبی با آن، سخن به میان آمده است (1).

لازم است گفته شود که دلیل مخالفت اکثریت اپوزیسیون در آنزمان با دکتر پرویز نیکخواه، پس از بازداشت ایشان، به دلیل موضع وی در تأیید انقلاب سفید نبود.  در اپوزیسیون ایران از روز اول انقلاب سفید، کسانی بودند که شعار "اصلاحات آری دیکتاتوری نه" را مطرح کردند که به وضوح به معنی حمایت از اصلاحات مطرح شده در انقلاب سفید در عین مخالفت با دیکتاتوری بود. البته بعدها بخشی از اپوزیسیون سکولار چپ،  15 خرداد را بمثابه نقطه عطف جنبش مردم پس از 28 مرداد ارزیابی کردند و در مورد انقلاب سفید موضعی شبیه به کسانی نظیر آیت الله ناصر مکارم شیرازی در مجله  "مکتب اسلام" اتخاذ کردند، اما حتی آن زمان نیز در اپوزیسیون آنهائی که به شعار "اصلاحات آری دیکتاتوری نه " اعتقاد داشتند همچنان حضور فعال داشته و بخش مهمی از اپوزیسیون سکولار ایران را تشکیل می دادند. مضافاً آنکه لازم است تأکید کنم که هردو بخش جنبش، دکتر پرویز نیکخواه را به دلیل موضع جدید او در مورد انقلاب سفید، محکوم نکردند. گرچه بخشی از چپ در اپوزیسیون سکولار موضع فکری اش نسبت به انقلاب سفید به روحانیت نزدیک بود و با نظر لیبرالها و چپ هایی که معتقد به شعار "اصلاحات آری دیکتاتور نه" بودند، تفاوت داشت، اما واقعیت این است که نه تنها دکتر پرویز نیکخواه در ابتدا به دسته اول تعلق داشت بلکه بعد از تغییر موضع نیز این نبود که به موضع دوم تغییر فکر داده باشد، بلکه حمایت دکتر پرویز نیکخواه بعد از تغییر موضع حمایت هم از انقلاب سفید بود و هم از استبداد و اختناق.

دلیل محکوم کردن دکتر پرویز نیکخواه در اپوزیسیون به خاطر همکاری وی با شکنجه گران ساواک در آن سالها بود. امروز بسیاری از دست اندرکاران رژیم سابق نیز عملکرد ساواک در آن سالها را محکوم می کنند و این درست نیست که چنین برداشتی داده شود که گویا محکوم کردن دکتر پرویز نیکخواه به دلیل آندسته مواضع نظری بود که بعد از دستگیری مطرح کرد. سالها قبل از او و نیز سالها بعد از او بسیاری در اپوزیسیون نظرات مشابهی داشتند، و به دلیل مواضع سکولارشان همان زمان انقلاب به رغم آنکه با شکنجه و دیکتاتوری شاه سالها مبارزه کرده بودند مورد حمله شدید هواداران آیت الله خمینی قرار گرفتند؛ اما، موضوع مخالفت با دکتر نيکخواه در اپوزیسیون ابداً به این مسائل ربطی نداشت. نگارنده این سطور نه به بحث های شخصی علاقه ای دارد و نه به پلمیک، اما بحث در اینجا موضوعی شخصی نیست و در مورد مواضع سیاسی اپوزیسیون است که هم اشتباهات آن بخش را که همسو با "مکتب اسلام" بوده، تاریخ نگاران ثبت کرده اند و هم نظرات لیبرایها و چپ هایی را که با شعار "اصلاحات آری دیکتاتوری نه،" خواستار دموکراسی سکولار در ایران بودند و این هردو ربطی به محکوم دانستن دکتر پرویز نیکخواه در اپوزیسیون ندارد. حتی مسأله بخاطر ضعف نشان دادن دکتر پرویز نیکخواه در برابر ساواک نبود بلکه بخاطر همکاری فعال دکتر پرویز نیکخواه با ساواک بود.

البته مجازات اعدام و از جمله اعدام دکتر پرویز نیکخواه در جمهوری اسلامی محکوم است و آرزو دارم در جامعه ایران هرچه زودتر مجازات اعدام برای همیشه از بین برود. امروز درباره انقلاب سفید بسیاری پژوهشهای ارزشمند بویژه در ارتباط با حقوق زنان و اصلاحات ارضی منتشر شده است. بسیاری از کسانیکه سلطنت رضا شاه و محمد رضا شاه را بسیار مثبت ارزیابی می کنند و از هواداران رژیم پادشاهی در آنزمان بوده و هستند، ابداً عملکرد ساواک و همکاران ساواک را تأیید نمی کنند. برخی ممکن بود زیر شکنجه حرفی بزنند که خود را رها کنند یا ضعف نشان دهند اما آنها که کاسه داغتر از آش شدند و به مجریان آن روشهای قرون وسطایی با مخالفان تبدیل گشتند بحث دیگری است. متأسفانه آقای دکتر پرویز نیکخواه از دسته دوم بود. تفاوت زیادی است بین او و تکنوکراتهایی که برای سربلندی ایران در رژیم شاه کار می کردند (2).
 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
سی ام دی ماه 1393
January 20, 2015

پانویس:
1. به عبارت دیگر: گفتگو با عباس میلانی
https://www.youtube.com/watch?v=E5BgM3dYtrI

 


ایرانسکوپ#
#iranscope

صف بندی های گلوبال در زمان حاضر

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_19.html
برای درک اوضاع جهانی در ارتباط با حملات رادیکالهای اسلامگرا و جنگهای خاورمیانه، بد نیست نگاهی به صف بندی های گلوبال در حال حاضر بیاندازیم. بیش از دهسال پیش هنگام حمله آمریکا به عراق، دیدگاه های گلوبال تازه ای برای درک جهان در مقایسه با دوران جنگ سرد، به تفصیل مطرح شدند (1). در سال گذشته، تقابل آمریکا و دیگر کشورهای غربی با روسیه در اوکراین، نشان داد که حوزه نفوذ از نوع جنگ سرد، اما به شکلی تغییریافته، همچنان در درگیری های منظقه ای نقش ایفا می کند. 

در اروپا، اکثر کشورهای بلوک شرق پیشین، نظیر کشورهای بالتیک، عضو ناتو هستند و در حوزه نفوذ آمریکا قرار دارند، و از روسیه فاصله می گیرند؛ در صورتیکه برخی دیگر نظیر بلاروس نه تنها عضو سی اس تی می باشد بلکه بسیار به روسیه نزدیک است. همچنین کشورهای تجزیه شده یوگسلاوی پیشین اساساٌ متحد آمریکا هستند بغیر از صربستان که به روسیه نزدیک است. برخی دیگر از کشورهای اروپای شرقی که در گذشته از روسیه فاصله می گرفتند اما متحد آمریکا هم نبودند، نظیر آلبانی، نه تنها امروز عضو ناتو هستند بلکه کاملاً در حوزه نفوذ آمریکا قرار دارند. رومانی نیز مثال دیگری است. در آسیای صغیر، برخی کشورهای شوروی سابق نظیر ارمنستان به روسیه نزدیکند، در صورتیکه در منطقه قفقاز، گرجستان متحد نزدیک آمریکا است و آذربایجان، گرچه عضو سی آی اس می باشد، اما به آمریکا نزدیکتر است. گوئی نقشه دوران جنگ سرد تغییر کرده اما همچنان وجود دارد. در خاورمیانه، ایران که در گذشته متحد آمریکا بود امروز به روسیه نزدیکتر است در صورتیکه عراق که به روسیه نزدیکتر بود در حال حاضر به آمریکا نزدیکتر است، و هردو کشور بیش از دوران جنگ سرد غیرمتعهد شده اند.

واقعیت این است که گرچه صف بندی های گذشته از نو ترسیم شده اند اما نه روسیه از نظر گلوبال آنقدر مهم است و نه صف بندی های آمریکا-روسیه عوامل تعیین کننده در ژئوپولتیک جهانی هستند. در حقیقت نه روسیه، بلکه چین تنها قدرت جهانی است که با آمریکا قادر به رقابت است. چین که تنها دولت عمده کمونیستی در جهان است تا کنون روابطش را با غرب به روشی دوستانه در قرن بیست و یکم تنظیم کرده است. شاید بیشتر تنشهایی که در رابطه روسیه و آمریکا می بینیم به دلیل تکبر و اشتباهات دیپلماسی بوده تا آنکه بخاطر تفاوت های غیرقابل اجتناب سیستمهای اجتماعی-سیاسی باشد که جهان در دوران جنگ سرد شاهد آن بود. صف یندی های گلوبال آمریکا و روسیه اساساٌ بازمانده دوران جنگ سرد اما در شکل نوین است. جهان پدیده مشابهی را زمانی که قدرتهای استعماری کهن نظیر پرتغال، هلند، و اسپانیا جای خود را به بریتانیا، فرانسه و آلمان می دادند، تجربه کرده است. حرارت ناشی از بقایای نظم جهانی دوران جنگ سرد را نباید با صف بندی های گلوبال پیش رو اشتباه کرد که لزوماً از طریق دولت های ملی در آینده تعریف نمی شوند (2).

رابطه جنبش اسلامگرایی رادیکال و گلوبالیسم به تفصیل در دهه گذشته مورد بحث قرار گرفته است (3). روبرو شدن با تهدید اسلامگرایی رادیکال که شبیه وضعیت سال 2001 است نیازمند همکاری بین المللی نیروهای مدرن است. همه طرفهای بازمانده از دوران جنگ سرد مدرن هستند و واقعیت این است که هیچ کدام به بهشت اتوپیستی برای جهان اعتقادی ندارد. اما بسیاری از نیروهای اسلامگرا در گذشته متحدان آمریکا بودند و همچنان ضدیت بسیاری از این گروه ها با نفوذ روسیه مورد استقبال آمریکا است. به عبارت دیگر مدلهای توتالیتر اتوپیستی که در دولتهای مدرن به شکل های فاشیسم و کمونیسم در قرن بیستم خود را نشان داد از نظرگاه امروز روسیه و چین بسیار فاصله دارد. ما در دوران استالین و مائو زندگی نمی کنیم. تنها جنبشهایی که مدلهای اتوپیستی را برای توجیه عملیات مستبدانه مورد استفاده قرار می دهند نیروهای اسلامگرای رادیکال هستند و این مسأله گلوبالی است که لازم است با آن مواجه شویم. اسلامگرایان رادیکال امید کاذب برای آنهایی که دنبال خواب و خیال بی اساس در دنیایی که هیچگونه صف بندی مدرن برای اشاعه بهشت های خیالی ندارد، فراهم می کنند. بظور خلاصه صف بندی های گلوبال از یکسو بقایای دوران جنگ سرد هستند که همچنان دوام آورده اند و در برابر تلاشهای گلوبال برای پیشرفت در حل مسائل منطقه ای مانع ایجاد می کنند؛ و از سوی دیگر ما با جنبش قوی رادیکالیسم اسلامی روبرو هستیم که اتوپی قرون وسطایی را بمثابه نوشداروی همه معضلات بشریت، تبلیغ می کند (4).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com 
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com 
بیست و نهم دی ماه 1393
January 19, 2015

پانویس:

1. يک جهان بيني از سوي شهر مرتدان
http://www.ghandchi.com/314-Vision.htm

2. دولت های ملی و صف بندی های جهانی
http://www.ghandchi.com/326-GlobalLineups.htm 
 
3. اسلام و گلوباليسم
http://www.ghandchi.com/695-IslamGlobalization.htm

4. خاورمیانه در دام اتوپیسم
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 



Global Lineups at the Present
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update-english.htm

صف بندی های گلوبال در زمان حاضر
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update.htm

To better understand the state of the world with regards to radical Islamist attacks and wars in the Middle East, it may be useful to take a fresh look at global lineups at the present. Over ten years ago at the time of US intervention in Iraq, new global visions to comprehend the world in contrast to the Cold War era were extensively discussed (1). 


The conflict of US and other Western countries with Russia in Ukraine last year showed the changed Cold War type of spheres of influence still plays a major role in regional conflicts.
In Europe, most former Eastern Bloc countries such as Baltic States are NATO members, are in the U.S. sphere of influence and keep distance from Russia; whereas some others are like Belarus which is not only CSTO member but is very close to Russia. Also remnants of countries like Yugoslavia are mainly US allies except for Serbia which is close to Russia. Some Eastern European countries that used to keep distance from Russia but were not US allies, such as Albania, are not only NATO members today but are fully in US sphere of influence. The same can be said about Romania. In Asia Minor, some former Soviet states such as Armenia are closer to Russia, whereas in Caucasus region, Georgia is a close US ally and Azerbaijan, although a CIS member, is closer to the US. It is as if the Cold War map has changed but it still exists. In Middle East, Iran which used to be a US ally is now closer to Russia whereas Iraq that used to be close to Russia is now closer to the U.S. and they are both more nonaligned than they were during the Cold War era.

The reality is that although such lineups of the past are redrawn but neither Russian power is that important globally nor US-Russia's lineups are determining factors in global power maps. In fact, not Russia, but China is the only world power that rivals the US. China which is the only major Communist country in the world has so far handled its relations with the West in a cordial manner in the 21St Century. Perhaps a lot of what tensions we see in the relations of Russia versus US and Europe is more due to arrogance and errors of diplomacy on both sides than to be the inevitability of differences of socio-political systems that world witnessed during the Cold War era. The global lineups of US and Russia are basically remnants of the past Cold War in a new form. The world has seen similar phenomena when old colonial powers like Portugal, Holland and Spain were replaced by UK, France and Germany. The heat due to remnants of old world order should not be mistaken with the forthcoming global lineups that are not necessarily defined by political power of nation states in the future (2).

The relationship of radical Islamist movement and globalization has been discussed extensively during the last decade (3). Facing radical Islamist threat today which is similar to the situation in 2001 requires a global cooperation of modern forces. All sides of the remnants of Cold War era are modern and reality is that neither side believes in any Utopian paradise for the world. But many of the Islamist forces used to be US allies and still the opposition of many of these groups to Russian influence is welcome by the US.  On the other hand, the Utopian totalitarian models which were present in modern states in the forms of Fascism and Communism of 20th Century are far from the thinking of Russia and China of today. We are not living in the times of Stalin and Mao. The only movements that are promoting Utopian models to justify their despotic actions are the Islamist radicals and that is a global issue to deal with. The radical Islamists provide false hope for those seeking such pipe dreams in a world which has no modern lineup to advocate imaginary paradises. In short global lineups in the world are on one hand the remnant of the Cold War era which still lingers on and prevents global efforts to make progress on the regional issues; and on the other hand we are facing a very strong fanatic Islamist movement that advocates a Medieval Utopia as a panacea to fix all problems of humanity (4).

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com

January 19, 2015

Footnotes:

1. A Vision from City of Heretics
http://www.ghandchi.com/314-VisionEng.htm

2. Nation States and Global Lineups
http://www.ghandchi.com/326-GlobalLineupsEng.htm


3. Islam and Globalization


ایرانسکوپ#
#iranscope

شنبه، دی ۲۷، ۱۳۹۳

آقای روحانی در مورد حمله مسلحانه به عبدالله مؤمنی چه اقدامی کرده اید

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_17.htmlhttp://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_17.html
آقای روحانی در مورد حمله مسلحانه به عبدالله مؤمنی چه اقدامی کرده اید
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_17.html
http://www.ghandchi.com/859-abdollah-momeni.htm

آقای حسن روحانی شما رییس جمهوری ایران هستید و روز گذشته خبر حمله مهاجمان قمه به دست به عبدالله مؤمنی در مطبوعات پخش شده است (1). پسر آقای مؤمنی نیز اظهار کرده است که سه ماه پیش افرادی که به سلاح کمری مسلح بوده اند مزاحم پدرشان شده اند (2).

جناب ریاست جمهوری ایران، آیا شما منتظرید تا قتلی نظیر کشتار فروهرها و نویسندگان به وقوع پیوندد، تا اقدامی کنید؟  شما رییس دولت در ایران هستید و نه بخشی از اپوزیسیون که کارتان فقط نقد کردن باشد. انتظار از شما اقدام فوری برای بازداشت این مهاجمان مسلح، و محافظت از جان آقای مؤمنی است.

گرچه در حال حاضر همه نگاه ها به اقدام شما برای رفع تحریم های بین المللی دوخته شده، اما بعد از رویدادهای تروریستی در پاریس در همه جهان نسبت به اعمال اسلامگرایان افراطی حساسیت بسیار شدیدی بوجود آمده است. اگر نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران بخواهند قدرت را در ایران کاملاً تصرف کنند، خود رژیم اسلامی را نابود کرده اند، به این دلیل که هر روز عده بیشتری به راه حلی که در مصر بالاخره به حکومت اسلام سیاسی پایان داد، تمایل پیدا می کنند (3).

در نتیجه به نفع خود روحانیت و مشخصاً اصولگرایان است که به تلاشهای اسلامگرایان افراطی که بعد از حمله به شارلی ابدو در ایران راه افتاده، دامن نزنند. دولت شما تنها امید بقای اسلامگرایان در قدرت در ایران است و این هم نه فقط بخاطر شانس بیشتر شما برای رفع تحریم های اقتصادی، بلکه بخاطر فضای بین المللی در حال حاضر است. پس از جنایات تروریستها علیه شارلی ابدو، نظیر سالهای 2001 تا 2003، انجام هرگونه حمله نظامی دولت های غربی در خاورمیانه، چندان با مخالفت مردمی در اروپا و آمریکا روبرو نخواهد شد (4).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
بیست و هفتم دی ماه 1393
January 17, 2015

پانویس:
1. گزارش ایران وایر از سوءقصد نافرجام به عبدالله مومنی در تهران
2. روایت پسر عبدالله مومنی از حادثه شب گذشته: ضاربان دو موتورسوار با تیپ گروه فشار بودند
http://www.kaleme.com/1393/10/26/klm-207553


3. Egyptian President El-Sisi Calls to Reform Islam!
http://iranpoliticsclub.net/politics/egypt-reform/index.htm


4. شاید نتیجه ای ناخواسته از حمله به شارلی ابدو
http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_14.html


Perhaps an Unwanted Result of Charlie Hebdo Attack
http://www.ghandchi.com/858-charlie-hebdo-result-english.htm

  
مطلب مرتبط:
بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت: مقامات نسبت به شناسایی، محاکمه و مجازات عاملین و آمرین(احتمالی) سوء قصد به جان عبدالله مومنی اقدام کنند
http://advar-news.biz/article14195.html


متون برگزیده


ایرانسکوپ#
#iranscope

چهارشنبه، دی ۲۴، ۱۳۹۳

شاید نتیجه ای ناخواسته از حمله شارلی ابدو

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_14.html
شاید نتیجه ای ناخواسته از حمله به شارلی ابدو
  http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_14.html
http://www.ghandchi.com/858-charlie-hebdo-result.htm

 Perhaps an Unwanted Result of Charlie Hebdo Attack
  http://www.ghandchi.com/858-charlie-hebdo-result-english.htm

 امروز القاعده یمن مسؤلیت حمله به دفتر شارلی ابدو در پاریس را بر عهده گرفت. جزئیات کارتونهای شارلی ابدو، حملات دهشتناک تروریستی و اعتراضات مردم به تفصیل در مطبوعات مورد بحث قرار گرفته است (1).

 در سال 2001، در پی حملات یازدهم سپتامبر در نیویورک، غرب همه گونه مشروعیت برای حمله به افغانستان را داشت (1). تنها پس از تجاوز به عراق که در حملات یازدهم سپتامبر مداخله ای نداشت، جنبش ضد جنگ در غرب رشد کرد و بالاخره اوباما با پلاتفرم پایان دادن به جنگ در عراق به قدرت رسید، آنهم پس از یک دهه که غرب به اندازه کافی امکانات دفاعی خود را برای اجتناب از حمله دیگری در خاک خود ایجاد کرده بود، و در نتیجه احساس می کرد که نیازی به نابود کردن منابع چنین حملاتی در خاورمیانه نیست.

 در واقع در 9 ماه گذشته به رغم گردن زدن ژورنالیستها توسط داعش در عراق، همچنان مداخله کامل غرب در جنگ علیه داعش در عراق و سوریه مشکل بود و نفت ارزان برای اجتناب از اعتراضات ضد جنگ در غرب لازم بود.

 اما یک نتیجه حمله شارلی ابدو، چه این هدف را القاعده عامداً در نظر داشته یا نه، این است که غرب دیگر نیازی به نفت ارزان برای اجتناب از اعتراضات به حضور خود در عراق و سوریه ندارد. زیرا این حمله نشان داد که همه اقدامات امنیتی در غرب برای محافظت از آمریکائیان و اروپائیان کافی نیست و جنگیدن با این نیروها در خاورمیانه مشروعیت بیشتری برای محافطت از جان مردم در غرب بدست می آورد، نگرشی که در پی حملات یازدهم سپتامبر 2001 در غرب رشد کرد.

 بنابراین پس از حمله القاعده به شارلی ایدو، چه قیمت های نفت پایین بماند و چه نه، آمریکا و متحدانش حمایت بیشتر مردم خود را برای ادامه جنگ با این نیروها در خاورمیانه، خواهند داشت.

 به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 سام قندچي، ناشر و سردبير
 ايرانسکوپ
 http://iranscope.blogspot.com 
 http://www.iranscope.com
 http://www.ghandchi.com 
 بیست و چهارم دی ماه 1393
 January 14, 2015

 پانویس:

 1. Life of Muhammad Cartoons of Charlie Hebdo
 http://iranpoliticsclub.net/cartoons/charlie-hebdo-muhammad/index.htm 

 2. From Salman Rushdie to WTC
 http://www.ghandchi.com/87-aboutWTC.htm


 متون برگزیده
 http://featured.ghandchi.com
 
Perhaps an Unwanted Result of Charlie Hebdo Attack
 Sam Ghandchi
 http://www.ghandchi.com/858-charlie-hebdo-result-english.htm 

 شاید نتیجه ای ناخواسته از حمله شارلی ابدو
 http://www.ghandchi.com/858-charlie-hebdo-result.htm 

 Today Al-Qaeda of Yemen took responsibility for Charlie Hebdo attack. The details of Charlie Hebdo's cartoons, the horrendous terrorist attack and subsequent protests have been discussed extensively in the press (1).

 In 2001, following Sept 11th attacks in New York, the West had every legitimacy to attack Afghanistan (2). Only after invading Iraq which was not involved in the Sept 11th attacks, anti-war movement in the West got traction and finally Obama came to power on the platform of ending the war in Iraq, after a decade of West creating enough defense to avoid another major stateside attack, thus feeling not the need to eliminate sources of such attacks in the Middle East.

 Actually in the last nine months, despite beheadings of journalists by ISIS in Iraq, it was still very hard for the West to get fully involved in the fight against ISIS inside Iraq and Syria and cheap oil helped to avoid extensive anti-war protests in the West.

 But one consequence of Charlie Hebdo attack, whether it was intended as such by Al-Qaeda or not, is that the West will no longer need to have cheap oil to continue its presence in Iraq and Syria. Because this attack showed that all security measures in the West are not enough to protect Americans and Europeans and fighting these forces in the Middle East is gaining legitimacy again to protect the lives of people in the West, the mindset that grew in the West in 2001 following Sept 11th attacks.

 Therefore, after Charlie Hebdo attack, whether oil prices remain low or not, the US and allies will have a lot more support from the people in the West to continue fighting these forces in the Middle East.

 Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

 Sam Ghandchi, Editor/Publisher
 IRANSCOPE
 http://www.ghandchi.com 
 http://www.iranscope.com
 January 14, 2015

 Footnotes:

 1. Life of Muhammad Cartoons of Charlie Hebdo
 http://iranpoliticsclub.net/cartoons/charlie-hebdo-muhammad/index.htm

 2. From Salman Rushdie to WTC
 http://www.ghandchi.com/87-aboutWTC.htm



 Featured Topics
 http://featured.ghandchi.com
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

سه‌شنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۳

مسأله نه سلطنت است، نه کمونیسم و نه اسلام

http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_13.html
مسأله نه سلطنت است، نه کمونیسم و نه اسلام
 http://iranscope.blogspot.com/2015/01/blog-post_13.html


بیش از یک صد سال است که رشد مدرنیسم در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران آغاز شده است؛ اما، روشنفکران ما همچنان مشکلات جامعه را در ایدئولوژی خاصی جستجو می کنند. درست است که در بهترین حالت جمهوری دموکراتیک و سکولار شکل سیاسی مناسب برای جامعه مدرن است؛ اما، از یکسو جمهوری های سکولاری را دیده ایم که بخاطر پلورالیست نبودن مانعی در برابر رشد جامعه مدرن بودند، و سقوط کردند، و از سوی دیگر اشکال دیگری را از رشد و تطور جامعه مدرن در جهان در دو قرن گذشته، مشاهده کرده ایم. 

مثلاً در بریتانیا که مهد یکی از نخستین جوامع مدرن در دنیاست تا به امروز رژیم سلطنتی برقرار است. یا در چین کمونیست در چند دهه اخیر جامعه مدرن نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر اجتماعی رشد چشمگیری کرده است هرچند اصلاحات در عرصه سیاسی در آنکشور هنوز خیلی ضعیف است. یا در ترکیه به رغم بقدرت رسیدن حزبی اسلامی در سالهای اخیر، ما همچنان شاهد تطور جامعه مدرن هستیم.  ممکن است هیچکدام از این نمونه ها شکل ایده آل رشد جامعه مدرن تلقی نشوند؛ اما، تاریخ دویست سال گذشته نشان می دهد که همه این اشکال تحول جامعه مدرن ممکن می باشند.

آنچه تجربه های بالا را از کشورهایی که در آنها سلطنت، کمونیسم یا اسلام در مقابل رشد جامعه مدرن قرار گرفته تفکیک می کند این واقعیت است که رهبران این کشورها راه و روش پلورالیسم را برگزیده اند. در مقابل در کشورهای شوروی سابق، بلوک شرق و آلبانی کثرت گرایی تنها از طریق سقوط کمونیسم و ایجاد جمهوری های سکولار دموکرات توانست برقرار شود و اکنون در همه آنها جامعه مدرن به رشد خود ادامه می دهد. 

از سوی دیگر در زمان جنگ جهانی دوم، فاشیسم در آلمان، ایتالیا، اسپانیا و یونان در برابر رشد جامعه مدرن که بعد از جنگ اول جهانی در اروپا همه جا گیر می شد، برخاست؛ اما، بالاخره شکست خورد. همچنین در آسیا در همان سالها، ژاپن سرنوشت مشابهی را تجربه کرد. امروز نیز با همه جا گیر شدن جامعه مدرن در کل جهان شاهد مقاومتهایی از سوی جریاناتی نظیر داعش در برابر این موج تحول جامعه مدرن هستیم که متقابلاً مقاومتی جهانی را در برابر خود رقم زده است.

در دو قرن اخیر پلورالیسم در واقع آن حلقه کلیدی برای دولت هایی بوده است که گرچه جمهوری های سکولار دموکرات نبوده اند اما توانسته اند به نوعی خود را تعدیل کنند، چه در بریتانیا در گذشته، چه در چین در چند دهه اخیر. پلورالیسم توان تصحیح پذیری را بدون سرنگونی سیستم موجود فراهم می کند. در بریتانیا، سلطنت آن کشور از تجربه سقوط خونین سلطنت فرانسه آموخت؛ و چین در ربع قرن اخیر از تجربه سقوط بلوک شرق و شوروی آموخته و پلورالیسم را تقویت کرده است. آینده نشان خواهد داد که آیا رژیم اسلامی در ایران از تجربه خونین طالبان و داعش آموخته و راه و روش پلورالیسم را بر خواهد گزید یا خیر.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
بیست و سوم دی ماه 1393
January 13, 2015

مطلب مرتبط:
چرا پلوراليسم؟ (ويرايش دوم)
http://www.ghandchi.com/294-cherApluralism.htm
 

متون برگزیده




ایرانسکوپ#
#iranscope

بايگانی وبلاگ