یکشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۳
جمعه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۳
بحث آزاد در فیس بوک حزب آینده نگر ایران
بحث آزاد برای همگان در فيس بوک فارسی حزب آینده نگر ایران امکان پذیر است.
شما می توانید مطالب خود را درج کنید و همچنین در مورد مطالب خود و دیگران کامنت
بگذارید.
لطفا برای ورود به فیس بوک حزب آینده نگر به لینک زیر مراچعه کنید:
To post topics in English please use links noted in
the following English text
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party-english.htm
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party-english.htm
سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
سی و يکم مردادماه 1393
August 22, 2014
ایران#
#iran
iranscope@
Free Discussion on Facebook of Iran's Futurist Party
Free
Discussion on Facebook of Iran's Futurist Party
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party-english.htm
Free discussion for everyone is possible on the English Facebook page of Iran's Futurist Party.
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party-english.htm
Free discussion for everyone is possible on the English Facebook page of Iran's Futurist Party.
You can post your own topics or comment on posts of others and
yourself.
Please to enter the English Facebook page of Iran's Futurist
Party, visit the following link:
برای درج مطلب به
زبان فارسی از
لينکهای ذکر شده در متن فارسی زیر استفاده کنید
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party.htm
http://www.ghandchi.com/814-futurist-party.htm
Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
August 22, 2014
ایران#
#iran
iranscope@
جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۳
دوشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۳
فيس بوک Facebook
فيس بوک فارسی اگر مايليد لايک کنيد
http://www.facebook.com/ghandchi
English Facebook, please "like" the page if you wish
http://www.facebook.com/iranscope
http://www.facebook.com/ghandchi
English Facebook, please "like" the page if you wish
http://www.facebook.com/iranscope
ایران#
#iran
iranscope@
یکشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۳
یکشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۳
مقالات جديد سام قندچی در وبلاگ آينده نگر
برای مقالات جديد سام قندچی لطفا به وبلاگ آينده نگر مراجعه کنيد
ایران#
#iran
iranscope@
جمعه، دی ۰۶، ۱۳۹۲
حزب آينده نگر ايران Iran's Futurist Party
حزب آينده نگر ايران
لطفاً در صورت تمايل لايک بزنيد
Iran's Futurist Party
Please *like* it if you so choose
ایران#
#iran
iranscope@
دوشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۲
سهشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۲
مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل Singularity Topics with Kurzweil's Comments
Singularity Topics with Kurzweil's Comments
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil-eng.htm
مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil-eng.htm
مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm
ایران#
#iran
iranscope@
جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۹۲
توصيه ای به آقای حسن روحانی
توصيه
ای به آقای حسن روحانی
سام قندچی
در تمام سالهايی که قلم زده ام تلاشم اين بوده
تا آنچه را بنظرم بنفع
جنبش مدنی و سياسی ايران است ، بيان کنم و نه آنکه برای دولت ها طرحی ارائه کنم.
دليل اين امر هم اين است که دولت های ايران، آمريکا و ديگران به اندازه کافی مشاور
و محقق و صاحب نظر دارند. اما در چند روز اخير پس از درخواست آقای محمود احمدی نژاد
برای مناظره با آقای حسن روحانی در مورد کارنامه دولت دهم عده ای از اپوزيسيون
ايران به آقای روحانی توصيه کرده اند که وارد اين مناظره شود. هرچند بحث در مورد
کارنامه همه دولت های ايران از جمله دولت فعلی نوعی کنترل و تعادل دولت است و کار
شايسته ای است و خوب است متداوماً در رسانه ها صورت پذيرد اما با درگير شدن آقای روحانی در اين کار مخالفم.
اجازه دهيد نکته ای را در مورد دولت سيد محمد خاتمی ذکر کنم. بنظر
اينجانب آقای خاتمی يکی از با صداقت ترين رؤسای جمهوری در ايران بودند، اما يک
اشتباه بزرگ آقای خاتمی اين بود که در دوران زمامداری خود نظير اپوزيسيون عمل می
کردند و وقتشان را صرف بحث و ارائه نظرات و توصيه و نقد و غيره می کردند بجای آنکه
حکومت کنند. در مقايسه با ايشان آقای محمود احمدی نژاد در دوران رياست جمهوری شان
حکومت کردند و می دانستند که رييس جمهور هستند.
به هر حال اميدوارم که دولت آقای روحانی وعده های دوران انتخابات
را با حکومت کردن درست خود جامه عمل بپوشاند. متأسفانه اعدام های سياسی اخير بسيار مسأله
انگيز است. افراد اعدام شده به فعاليت مسلحانه متهم شده اند
اما از يکسو اتهامات واقعيت ندارد و از سوی ديگر اعتدال يعنی پايان دادن به روشهای
خشونت آميز نظير اعدام و آغاز مذاکره دولت با نيروهای مخالف حتی آنها که مسلح هستند و
قانع کردن آنها برای پايين گذاشتن تفنگ و آغاز ديالوگ مسالمت آميز جهت تحقق
مطالبات مورد نظر.
امروز در روز درگذشت نلسون ماندلا و در آستانه شانزدهم آذر (1) چه
خوب است بر نيازديالوگ همه نيروهای سياسی دوباره تأکيد کنيم و اينکه دولت وظيفه
دارد فضای اعتدال را برای چنين مهمی فراهم کند.
به امید
جمهوری آینده نگر
دموکراتیک و
سکولار در ایران،
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
ايرانسکوپ
December 6, 2013
پانويس:
English
ایران#
#iran
iranscope@
پنجشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۹۲
جنگل فراموش شده
http://www.google.com/url?q=http%3A%2F%2Fwww.savepasargad.com%2F2013%2F2013-Nov%2Fjangal-e-faramosh-shode.htm&sa=D&sntz=1&usg=AFQjCNFjs63ua9gpJI0UJNv4aCXr9ohIeg با سپاس از توجه خانم شکوه ميرزادگی و کميته نجات پاسارگاد به شعر جنگل فراموش شده
ایران#
#iran
iranscope@
سهشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۲
چهارشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۲
پيشنهاد تشکيل کميته سازمان ملل برای بررسی تحريمهای ايران Proposal To Form UN Committee To Review Iran Sanctions
پيشنهاد تشکيل کميته سازمان ملل برای بررسی تحريمهای ايران
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions.htm
Proposal To Form UN Committee To Review Iran Sanctions
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions-eng.htm
PROPOSAL TO FORM UN COMMITTEE TO REVIEW IRAN SANCTIONS
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions-eng.htm
Persian Text متن فارسی
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions.htm
The subject of relation of sanctions against Islamic Republic of Iran and the issue of human rights in Iran is not a new discussion among Iran's opposition (1). Also what the US and Europe can do for Iran in this regard has been discussed a lot (2). The views of Shirin Ebadi, Iran's Nobel Peace Laureate, are also known to the Iranian opposition and international community (3). Therefore, in the following proposal repetition of those arguments has been avoided.
International sanctions against Iran that have been intensified during the presidency of Mahmoud Ahmadinejad are being criticized by some parts of opposition inside Iran. Of course, some other parts of Iran's internal opposition want the continuation of the sanctions. Iran's opposition abroad does not have a unified view on sanctions either. Undoubtedly Iran's government is against the international sanctions although some extremist pro-government groups in Iran see the continuation of sanctions and even the occurrence of a war as a blessing. Outside Iran some extremist groups inside the Arab governments and Israel have similar positions (4).
Iran's government, at times, did not view sanctions as such an important issue and at other times has blamed them for the inflation and other economic problems of the country. In some reports from Iran many people see the sanctions as the reason for the economic problems inside the country, but others have blamed the government policies. Some people have expressed agreement with smart sanctions but at the same time have said many of the sanctions have destroyed the Iranian people and as examples have mentioned the sending of money to Iranian students abroad or the scarcity of some medical drugs inside Iran.
At the present, the discussions of 5+1 negotiations are focused on removal of Iran sanctions. Negotiations of Iranian government in various areas have been going on for years (5). But at this juncture of time the discussion of sanctions is the hottest and it is necessary that Iran's opposition help in this regard.
A proposal that I would like to suggest is to create a committee in the United Nation under the leadership of Shirin Ebadi to review the opinion of Iranian people about the removal of sanctions and to report its results to the 5+1 summit. This committee can travel to Iran and with cooperation of Iranian government to reflect the real views of Iranian people.
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,
Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
November 13, 2013
Footnotes:
1. IRI Sanctions: Yes or No?
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctionsEng.htm
تحريم بين المللي: آري يا نه؟
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctions.htm
2. What Can US and Europe Do for Iran
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRANEng.htm
آمريکا و اروپا برای ايران چه کار ميتوانند بکنند
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRAN.htm
3. Nobel Peace Prize: Good News and Bad News
http://www.ghandchi.com/276-NobelPeacePrize.htm
4. Danger of IRI-Israel War (and What Iranian Opposition Needs to Do)
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
خطر جنگ جمهوري اسلامي و اسرائيل و اينکه اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
5. Time for Iran 1+1 Talks
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1-eng.htm
وقت مذاکرات 1+1 فرا رسيده است
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1.htm
ایران#
#iran
iranscope@
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions.htm
Proposal To Form UN Committee To Review Iran Sanctions
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions-eng.htm
پيشنهاد تشکيل کميته
سازمان ملل برای بررسی تحريمهای ايران
سام قندچی
نسخه انگليسی English Text
موضوع رابطه تحريم های بين المللی عليه جمهوری اسلامی ايران و
مسأله حقوق
بشر در ميان اپوزيسيون ايران بحث تازه ای نيست (1). همچنين در اين باره که آمريکا و
اروپا در اين مورد برای ايران چه کار می توانند بکنند بارها بحث شده است (2).
نظرات خانم شيرين عبادی، برنده جايزه نوبل صلح، نيز چه در ميان اپوزيسيون ايران و
چه در مجامع بين المللی شناخته شده است (3). در نتيجه در پيشنهاد زير از تکرار آن
مجادلات پرهيز شده است.
تحريم های بين المللی که در دوران رياست جمهوری محمود احمدی نژاد
تشديد شد حتی مورد اعتراض بخش هايی از اپوزيسيون داخل کشور نيز قرار گرفته است.
البته در همين حال بخش های ديگری از اپوزيسيون داخل ايران خواستار ادامه تحريمها هستند.
جريانات اپوزيسيون خارج از ايران نيز نظر مشترکی بر سر موضوع تحريم ها ندارند. دولت ايران
بدون شک مخالف تحريمهای بين المللی است هرچند برخی گروههای تندرو هوادار رژيم ادامه
تحريمها و حتی وقوع جنگ را نعمت می دانند. در خارج نيز برخی جريانات تندرو در دولت
های عربی و اسراييل موضع مشابهی دارند
(4).
دولت ايران در زمانهايی تحريمها را چندان مسأله
نمی دانست و در زمانهای ديگر عامل تورم و مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده است.
در گزارشهايی نيز که از ايران می رسد بسياری از مردم تحريمها را عامل
معضلات اقتصادی داخل کشور می دانند و برخی نيز سياستهای دولت را مقصر دانسته
اند. برخی با تحريمهای هوشمند موافق بوده اند اما در عين حال گفته اند شماری از تحريمها مردم
ايران را به ورطه نابودی کشانده است و از جمله مشکلات نقل و انتقال ارز برای دانشجويان
مقيم خارج يا موارد ناياب بودن برخی داروها در ايران را ذکر کرده اند.
در حال حاضر بحث های 5+1 با ايران بر روی مسأله برداشتن تحريمهای
ايران متمرکز شده است. مذاکرات دولت ايران در زمينه های مختلف سالها است که جريان
دارد (5). اما در اين برهه زمانی بحث تحريمها بسيار حاد شده است و لازم است که
اپوزيسيون ايران نيز بتواند در اين رابطه کمک کند.
پيشنهادی که بنظر اينجانب می رسد تشکيل کميته ای درسازمان ملل به
رياست خانم شيرين عبادی است که بتواند مسأله نظر مردم ايران در مورد برچيدن تحريمها
را بررسی کرده و نتايج آن را به اطلاع نشست 5+1 برساند. اين کميته می تواند به
ايران سفر کرده و با همکاری دولت ايران نظرات واقعی مردم را منعکس کند.
به امید
جمهوری آینده نگر
دموکراتیک و
سکولار در ایران،
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
ايرانسکوپ
November 13,
2013
پانويس:
1. تحريم بين المللي: آري يا نه؟
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctions.htm
IRI Sanctions: Yes or No?
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctionsEng.htm
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctions.htm
IRI Sanctions: Yes or No?
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctionsEng.htm
2. آمريکا و اروپا برای ايران چه کار ميتوانند بکنند
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRAN.htm
What Can US and Europe Do for Iran
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRANEng.htm
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRAN.htm
What Can US and Europe Do for Iran
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRANEng.htm
3. دموکراسي اسلامي پلوراليسم نيست
http://www.ghandchi.com/308-IslamicDemocracy.htm
http://www.ghandchi.com/308-IslamicDemocracy.htm
Nobel Peace Prize: Good News and Bad News
http://www.ghandchi.com/276-NobelPeacePrize.htm
http://www.ghandchi.com/276-NobelPeacePrize.htm
4. خطر جنگ جمهوري اسلامي و اسرائيل (و
اينکه اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند)
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
Danger of IRI-Israel War (and What Iranian Opposition Needs to
Do)
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
5. وقت مذاکرات 1+1 فرا رسيده است
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1.htm
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1.htm
Time for Iran 1+1 Talks
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1-eng.htm
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1-eng.htm
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions-eng.htm
Persian Text متن فارسی
http://www.ghandchi.com/797-un-iran-sanctions.htm
The subject of relation of sanctions against Islamic Republic of Iran and the issue of human rights in Iran is not a new discussion among Iran's opposition (1). Also what the US and Europe can do for Iran in this regard has been discussed a lot (2). The views of Shirin Ebadi, Iran's Nobel Peace Laureate, are also known to the Iranian opposition and international community (3). Therefore, in the following proposal repetition of those arguments has been avoided.
International sanctions against Iran that have been intensified during the presidency of Mahmoud Ahmadinejad are being criticized by some parts of opposition inside Iran. Of course, some other parts of Iran's internal opposition want the continuation of the sanctions. Iran's opposition abroad does not have a unified view on sanctions either. Undoubtedly Iran's government is against the international sanctions although some extremist pro-government groups in Iran see the continuation of sanctions and even the occurrence of a war as a blessing. Outside Iran some extremist groups inside the Arab governments and Israel have similar positions (4).
Iran's government, at times, did not view sanctions as such an important issue and at other times has blamed them for the inflation and other economic problems of the country. In some reports from Iran many people see the sanctions as the reason for the economic problems inside the country, but others have blamed the government policies. Some people have expressed agreement with smart sanctions but at the same time have said many of the sanctions have destroyed the Iranian people and as examples have mentioned the sending of money to Iranian students abroad or the scarcity of some medical drugs inside Iran.
At the present, the discussions of 5+1 negotiations are focused on removal of Iran sanctions. Negotiations of Iranian government in various areas have been going on for years (5). But at this juncture of time the discussion of sanctions is the hottest and it is necessary that Iran's opposition help in this regard.
A proposal that I would like to suggest is to create a committee in the United Nation under the leadership of Shirin Ebadi to review the opinion of Iranian people about the removal of sanctions and to report its results to the 5+1 summit. This committee can travel to Iran and with cooperation of Iranian government to reflect the real views of Iranian people.
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,
Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
November 13, 2013
Footnotes:
1. IRI Sanctions: Yes or No?
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctionsEng.htm
تحريم بين المللي: آري يا نه؟
http://www.ghandchi.com/319-IRISanctions.htm
2. What Can US and Europe Do for Iran
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRANEng.htm
آمريکا و اروپا برای ايران چه کار ميتوانند بکنند
http://www.ghandchi.com/445-USEUIRAN.htm
3. Nobel Peace Prize: Good News and Bad News
http://www.ghandchi.com/276-NobelPeacePrize.htm
4. Danger of IRI-Israel War (and What Iranian Opposition Needs to Do)
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
خطر جنگ جمهوري اسلامي و اسرائيل و اينکه اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
5. Time for Iran 1+1 Talks
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1-eng.htm
وقت مذاکرات 1+1 فرا رسيده است
http://www.ghandchi.com/790-iran-talks-1plus1.htm
ایران#
#iran
iranscope@
دوشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۹۲
برداشت غلط اپوزيسيون از ايران
برداشت
غلط اپوزيسيون از ايران
سام قندچی
برداشت غلط اپوزيسيون از ايران موضوع تازه ای نيست. در زمان شاه
اگر کسی در اپوزيسيون می گفت که در ايران سرمايه داری رشد کرده و کشور به قدرت عمده
منطقه ای در خاورميانه تبديل شده است او را مدافع رژيم شاه قلمداد می کردند. گوئی
مثلا اپوزيسيون در آمريکا به اين دليل با دولت وقت مبارزه می کند و خواستار گرفتن
قدرت است که رشدی در کشور خود نمی بيند يا فکر نمی کند که آمريکا قدرت جهانی است.
اينگونه برداشت غلط از ايران از زمان مشروطيت به بعد در ميان اپوزيسيون ايران مرسوم
بوده است. گوئی هر آنکس که در اپوزيسيون است قرار بوده که در تصور خود ايران را
کشوری درمانده نظير سوازيلند ببيند و يا حداکثر شبيه ايران دوران مظفرالدينشاه
قاجار، در صورتيکه واقعيت ايران بعد از مشروطيت ابدا چنين نبوده است.
درست است که در زمان انقلاب مشروطيت بسياری از افکار مدرن از طريق
قفقاز در روسيه و استانبول در عثمانی به ايران رسيدند و عثمانی قدرت بزرگ در منطقه
خاورميانه محسوب می شد و روسيه و انگليس هم برای حوزه نفوذ خود در ايران در رقابت
بودند اما مشروطيت سنگ بنای ايران مدرن را گذاشت و حتی محمد علی شاه با کمک روسيه
نتوانست ايران را به عقب ببرد و با مقاومت متحد مشروطه خواهان روبرو شد. بعد هم در
دوران احمد شاه کشورهای خارجی مدتی از جريانات تجزيه طلبانه و ملوک الطوايفی در
ايران حمايت کردند و نه تنها انگليس مثلا از به قدرت رسيدن شاهزاده فرمانفرما در
استان فارس حمايت می کرد حتی آلمانها هم مدتی برای ايجاد حوزه نفوذ به ميرزا کوچک
خان جنگلی در گيلان ياری رساندند. اما با پيروزی انقلاب بلشويکی در روسيه سياست
انگليس عوض شد و از وجود دولت های با قدرت در ايران بعنوان سدی در برابر شوروی
حمايت کرد. و در چنين شرايط یود که عملا دولت رضا شاه که برای يکپارچگی ايران تلاش می کرد
به قدرتی در منطقه تبديل شد و از حمايـت بريتانيا نيز برخوردار شد و آنهم زمانی که دولت عثمانی در خاورميانه پس از جنگ اول
جهانی سقوط کرده و بين فاتحين جنگ تقسيم شده بود. از آن تاريخ به بعد نيز علاوه بر
موقعيت سوق الجيشی، کشف نفت ايران نيز عامل ديگر رشد ايران بعنوان قدرت منطقه ای شد.
سقوط دولت رضا شاه (1) و اشغال ايران توسط متفقين در 1320 دقيقاً
زمانی روی داد که انگليس و آمريکا با شوروی متحد شده بودند و ديگر خطر شوروی بعنوان
دليلی برای حمايت از دولتی قوی در ايران موقتاً کنار رفت، اما بعد از جنگ جهانی دوم
دوباره قدرت منطقه ای ايران اهميت خود را بازيافت و ابتدا جنبش های تجزيه طلبانه در
آذربايجان و کردستان سرکوب شدند (2) و چند سال بعد هم با کودتای 28 مرداد دولت مرکزی
قوی در ايران با
حمايـت غرب تقويت شد. حتی در زمان انقلاب ايران در 1357 نيز مسأله مرکزی غرب اين
بود که ايران به دامان شوروی سقوط نکند و به همين علت نيز از روحانيت پشتيبانی کرده
و
همچنان از وجود دولت قوی در ايران حمايت کرد. حتی در زمان حمله عراق به ايران غرب
سياست کنترل قدرت دو کشور را در نظر داشت اما خواستار سقوط دولت ايران نبود. تنها بعد از
سقوط شوروی غرب ترجيح داده است با قدرت منطقه ای ايران مقابله کند و از جنبش های
تجزيه طلبانه حمايت کرده است سياستی که از زمان جنگ جهانی اول تا اين تاريخ در مورد
ايران سابقه نداشته است.
اما جدا از سياستهای غرب، ايران چه در زمان رضا شاه و چه در سالهای
بعد از کودتای 28 مرداد و چه پس از انقلاب اسلامی، قدرت منطقه ای بوده است و اکنون
ايران، عربستان و اسرائيل سه قدرت اصلی منطقه خاورميانه هستند. اما متأسفانه هنوز
اپوزيسيون، به ايران، بعنوان کشوری مفلوک نظير سوازيلند نگاه می کند. مثلا در
خيابانی در تهران آب راه می افتد يا مثال فروش کليه آورده می شود و گفته می شود که
وقتی نمی توانند راه آب خود را درست کنند چرا روی انرژی هسته ای کار می کنند. مگر
خيابانها در آمريکا دستخوش سيل نمی شوند يا فقر در محله های فقيرنشين نيويورک بدتر
از اينها را دامن نمی زند. يا اينکه گفته می شود چرا دولت ايران مؤسسات غيردولتی در
کشورهای ديگر راه می اندازد. مگر قدرت های منطقه ای يا جهانی چنين نمی کنند. آمريکا
از مؤسسات غيرانتفاعی در کشورهای دوردست حمايـت می کند. عربستان حتی در
آمريکا مؤسسات غيرانتفاعی سنی مذهب راه می اندازد. منظورم تأييد يا محکوم کردن مؤسساتی نيست
که قدرت های منطقه ای و جهانی راه می اندازند و منظورم تأييد يا رد توسعه انرژی
هسته ای هم نيست، بلکه هدف نشان دادن اين واقعيت است که ايران قدرت منطقه ای است و زمان محمد رضا شاه
و حتی زمان رضا شاه هم اينطور بوده است و لازم نيست برای اپوزيسيون بودن اين واقعيت
ها را نفی کنيم بلکه بحث اپوزيسيون بايد اين باشد که طرح بهتر خود را برای اداره کشور
ترويج کند.
بسياری اوقات دولت هايی که قدرت منطقه ای يا حتی جهانی هستند تلاش
می کنند خود را کوچک جلوه دهند. مثلا چين مائو هميشه خود را يک کشور جهان سوم می
ناميد يا آيت الله خمينی از رژيم خود بعنوان دولت مستضعفين که مورد ظلم جهانی است
حرف می زد. اکثر رهبران جمهوری اسلامی نيز نظير آيت الله خمينی صحبت می کردند به
استثنا محمود احمدی نژاد. قبل از جمهوری اسلامی، محمد رضا شاه نيز بسيار بر قدرت
منطقه ای بودن ايران تأکيد می گذاشت و بويژه در زمان جشنهای دوهزار و پانصدساله
چنين کرد. اما جدا از آنکه دولت ايران در زمانهای مختلف فروتنانه تر يا جسورانه تر سخن
رانده باشد در يک قرن اخير ايران قدرت بزرگ منطقه ای بوده است و بويژه پس از جنگ
آمريکا با القاعده در دو کشور افغانستان و عراق، که در اتحاد آمريکا با ايران دولتشان سقوط
کرد، آندو کشور هم به حيطه نفوذ ايران اضافه شدند و در بازارهای آسيای ميانه ايران
با چين و روسيه در رقابت است، ديگر آنکه پس از عقب نشينی بهار
عربی، برای مقابله با القاعده در منطقه که دشمن اصلی آمريکا است، ايران بعنوان قدرتی
منطقه ای، متحد آمريکا به حساب می آيد هر چند در رقابت با عربستان (3) و در دشمنی
با اسرائيل (4) نيز قرار دارد.
اپوزيسيون ايران بهتر است ببيند که برای کشوری که قدرتی منطقه ای
است برنامه می ريزد و خواستار ايجاد دموکراسی و سکولاريسم بودن به اين معنا نيست که
کشور ايران را مفلوک فرض کنيم و فکر کنيم که بهترين توان صنعتی ما ساختن لولهنگ
است. ايران سالهاست که توليدات صنعتی و حتی فراصنعتی دارد و قدرت عمده منطقه
است. واقعيت ايران به معنی تأييد توان مردم ايران است و به اين معنی نيست که
دولت های ايران در صد سال اخير بهترين سيستم های سياسی بوده اند که می توانستيم
داشته باشيم و تلاش اپوزيسيون برای تغييرات دموکراتيک نه تنها هيچ کار غلطی نيست
بلکه بسيار حياتی است. در آمريکا و اروپا نيز دقيقا همواره وقتی هر نيروی سياسی
در قدرت نيست، يعنی در اپوزيسيون است، همين کار را می کند. اما تجزيه کشور و تضعيف
قدرت ايران در راه تعالی کشور نيست و دست آخر نيز باعث ديکتاتوری بيشتر می شود
همانطور که يکبار پس از پايان جنگ جهانی اول شاهد چنان وضعيتی بوديم. ايران عمده ترين قدرت
منطقه ای است و دقيقا اپوزيسيون ملی ايران برای اين واقعيت است که بايد برنامه
خود را بريزد و نه در نفی آن.
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
November 11,
2013
پانويس:
1. در شهريور 20 استقلال با آزادی معاوضه شد
http://www.ghandchi.com/676-shahrivare20.htm
http://www.ghandchi.com/676-shahrivare20.htm
2. يادداشتی درباره طرح بحث انگيز خودمختاری کردستان
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm
3. Iran and Saudi Arabia: Monarchies and Islamism
http://www.ghandchi.com/157-Saudi.htm
http://www.ghandchi.com/157-Saudi.htm
4. خطر جنگ جمهوري اسلامي و اسرائيل (و اينکه
اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند)
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
ایران#
#iran
iranscope@
شنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۲
پنجشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۲
محمد امينی و علی ميرفطروس: دو روايت از سقوط دولت دکتر مصدق
محمد
امينی و علی ميرفطروس: دو روايت از سقوط دولت دکتر مصدق
سام قندچی
سالها پيش سطور زير را به ياد اثر منظوم ساموئل تیلُر کالریج
تحت عنوان "دریانورد کهن" نوشتم:
"ساموئل تيلور کولريج، شاعر و منتقد انگليسي که بين سال هاي
1772 و 1834 زندگي مي کرد و جناياتي را که انقلاب فرانسه عليه آنهائي که خود انقلاب
کرده بودند به چشم خود ديده بود، منظومه زيبائي تحت عنوان
"ترانه دريانورد کهنسال"
در قالب داستان کشتن پرنده دريائی
خارق العاده ای به رشته تحرير درآورده است.
اين اشعار بيان احساسات نسلي
بود که آن مصيبت ها را با گوشت و پوست خود تجربه کردند،
و گوئي همه دردها از زبان يکي از انقلابيون
بيان می شود که در قامت ملواني پير در کنار خيابان تحول اجتماعي ايستاده و
به هر کس که در آن راه پاي مي گذارد داستان کشته شدن "مرغ
دريائي آزادي" را بازگو ميکند.
بسياری از دوستان کولريج پس از تجربه انقلاب فرانسه به محافظه
کاران ضدانقلابی تبديل شدند اما برخی نيز ليبرال باقی ماندند. منظومه کولريج بيان
افسوس ها و طلب بخشش از سوی آنهايی است که از زياده روی های انقلاب بجان آمده و با
بيانی زيبا و شاعرانه فغان آنهاست که به نسل های بعد منتقل می شود" (1).
گوئی نسل انقلاب 1357 ايران نيز تجربه مشابهی را طی کرده است؛
انقلابيونی که در جستجوی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی به پا خاستند و بعدها در
بازنگری های خود گاه به هزاران سال پيش نقب زده و برای يافتن پاسخی به نتيجه انقلاب
به جستجوهای خود ادامه می دهند
(2). چند سال پيش آقای علی ميرفطروس در نوشته ای تحت عنوان "آسيب
شناسی يک شکست" به وقايع پيش و پس از کودتای 28 مرداد 1332 پرداخت و آقای محمد
امينی نيز در کتاب "سوداگری با تاريخ" به نوشتار آقای ميرفطروس پاسخ مفصلی ارائه
کرد. البته اينگونه بحثها به مخالفان و هواداران مصدق محدود نيست و در ميان
ليبرالهای ايران نيز درباره ارزيابی از تصميمات دکتر مصدق در آن سالها اتفاق نظر
وجود ندارد (3). همچنين اختلاف نظرها در مورد شخصيت های جبهه ملی محدود به دوران
مصدق نيست، مثلا در مورد اشتباهات دکتر کريم سنجابی هنگام انقلاب 57 اختلافات
ليبرالهای ايران آشکارا اعلام شده اند (4). اينکه اين بحث ها بعد از 60 سال هنوز ادامه دارد ممکن است
عجيب جلوه کند (5). اما نه تنها موضوع حفاظت از دموکراسی کماکان برای نيروهای سياسی
ايران مورد توجه است (6) بلکه اين بررسی ها حتی برای دولت آمريکا در مورد تجديد رابطه
اش با مردم ايران بر مبنای احترام متقابل اهميت تعيين کننده دارد (7).
آنچه به نوشته آقای محمد امينی اهميت ويژه ای می دهد پاسخ های
مبسوط ايشان به نوشته های آقای ميرفطروس نيست بلکه بسياری از اسناد دست اولی است که از
شخصيت های حقيقی جبهه ملی در کتاب سوداگری با تاريخ ارائه شده اند. مسأله ای که در
پس بحث های 28 مرداد نهفته است تلاشهای انسانهايی است که برای سرافرازی و سعادت
مردم ايران فعاليت کردند و زندگی خود و خانواده شان در اين راه فدا شده است.
البته اينکه نتيجه همه اين تلاشها زندگی بهتر برای مردم ايران بوده يا خير موضوعی است که
نمی توان از آن به راحتی گذشت. آقای محمد امينی يکی از با دانش ترين مورخان تاريخ
ايران هستند که هم با منابع رسمی آشنايی دارند و هم با منابعی که در جنبش سياسی
ايران قابل دسترس بوده اند و نوشته های ايشان می توانند راهگشای درک بسياری از سؤالات پژوهشگران
آکادميک باشد. در اينجا لازم می دانم همچنين به ادعايی که به تازگی در مورد آقای محمد امينی
بعنوان نويسنده کتاب "دموکراسی ناقص" مطرح شده است پاسخ دهم. اينجانب شخصا با نويسنده
کتاب دموکراسی ناقص، در شهر تهران، در سال دوم انقلاب، ملاقات کردم و
ايشان آقای محمد امينی نيستند. نويسنده کتاب دموکراسی ناقص به زبان انگليسی نيز
تسلط کامل داشت و کتاب اينجانب در مورد کردستان (8) را نيز او از زبان فارسی به
زبان انگليسی ترجمه کرد و ترجمه ايشان آنقدر عالی است که گوئی از نو کتاب را به
زبان انگليسی نوشته است (9). کتاب دموکراسی ناقص يکی از دقيقترين پژوهش هايی است که
در مورد رويدادهای سالهای 1320 تا 1332 انجام شده است، جدا از آنکه کسی با نظر
نويسنده در هر مورد معين موافق يا مخالف باشد. مثلاً با اطلاعاتی که پس از سقوط
شوروی منتشر شده اند آشکار است که نظرات آن نويسنده در مورد تشکيل فرقه
دموکرات آذربايجان غلط است (10). به هر حال اميدوارم ايشان اگر در قيد حيات هستند
روزگار خوشی داشته باشند و بايد قدر کارهای تحقيقات تاريخی دقيق آنچنان را دانست
جدا از آنکه ارزيابی های مورخ در هر مورد معين امروز از نظر ما درست باشد يا نه.
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
November 1,
2013
پانويس:
1. Rime of the Ancient Mariner, Samuel
Taylor Coleridge
2. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism-Third Edition
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm
3. اشتباه مصدق در رابطه با متحدين جهانی دليل شکست مليون در 28
مرداد
http://www.ghandchi.com/546-mossaddegh.htm
http://www.ghandchi.com/546-mossaddegh.htm
4. ياداشتي کوتاه درباره دکتر سنجابي و ليبرالهاي ايران
http://www.ghandchi.com/467-KarimSanjabi.htm
http://www.ghandchi.com/467-KarimSanjabi.htm
A Short Note about Dr. Sanjabi & Iranian Liberals
http://www.ghandchi.com/467-KarimSanjabiEng.htm
http://www.ghandchi.com/467-KarimSanjabiEng.htm
5. چرا قديمی های جبهه ملی از بازگويی 28 مرداد دست بر نمی
دارند؟
http://www.ghandchi.com/658-Arrogance.htm
http://www.ghandchi.com/658-Arrogance.htm
6. مسأله *حفاظت* از دموکراسي است، نه دموکراسي خواهي
http://www.ghandchi.com/379-Protection.htm
http://www.ghandchi.com/379-Protection.htm
7. How US Can Solve Iran's Nuke Issue
http://www.ghandchi.com/743-iran-us-nuke-eng.htm
http://www.ghandchi.com/743-iran-us-nuke-eng.htm
8. کردها و شکل گيري دولت مرکزي در ايران
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm
9. Kurds & Formation OF Central Government in Iran
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm
10. يادداشتی درباره طرح بحث انگيز خودمختاری کردستان
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm
A Note about the Controversial Kurdistan Autonomy Plan
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm
A Note about the Controversial Kurdistan Autonomy Plan
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm
ایران#
#iran
iranscope@
دوشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۲
توصيه ای به وبلاگنويسان ايران A sugestion to Iran bloggers
توصيه ای به وبلاگنويسان ايران
لطفا اگر مطلبی به فارسی در وبلاگ یا سایت خود يا در فیس بوک یا گوگل پلاس يا يوتوب يا تامبلر يا جای ديگری منتشر میکنيد لینک آن را در حساب توییتری خود درج کنید و زیر مطلب هش تگ ایران را اضافه کنید. يا بطور ساده هش تگ زير را کپی کنيد: #ایران. حتما زبان فارسی را بعنوان زبان توئيتر خود انتخاب کنيد. لينک شما باید پس از چند ثانیه در جستجوگر زير دیده شود
http://twitter.com/search-home
لطفاً دقت کنيد که عبارات زير را در جستجو گر وارد کرده باشيد
#ایران OR #ايران
A sugestion to Iran bloggers
لطفا اگر مطلبی به فارسی در وبلاگ یا سایت خود يا در فیس بوک یا گوگل پلاس يا يوتوب يا تامبلر يا جای ديگری منتشر میکنيد لینک آن را در حساب توییتری خود درج کنید و زیر مطلب هش تگ ایران را اضافه کنید. يا بطور ساده هش تگ زير را کپی کنيد: #ایران. حتما زبان فارسی را بعنوان زبان توئيتر خود انتخاب کنيد. لينک شما باید پس از چند ثانیه در جستجوگر زير دیده شود
http://twitter.com/search-home
لطفاً دقت کنيد که عبارات زير را در جستجو گر وارد کرده باشيد
#ایران OR #ايران
A sugestion to Iran bloggers
Please if you are publishing an English article or video in your blog, Facebook, Googleplus, YouTube, Tumblr or other sites, insert its link in your twitter account and add "Iran" hashtag at the bottom. Or simply copy the following hashtag: #iran. Make sure to choose "en_US" for encoding. Your link should show in the following search in a few seconds
http://twitter.com/search-home
Please make sure you have entered the following hashtag in your search box
#iran
http://www.netvibes.com/ayandehnegar#iranscope.com
ایران#
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@
ایران#
iranscope@
چهارشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۲
اکبر گنجی-خامنهای و تأیید رویکرد حسن روحانی در تعامل با دولتهای غربی
خامنهای و تأیید رویکرد حسن روحانی در تعامل با دولتهای غربی
اکبر گنجی
http://www.ayandeh.com/page1.php?news_id=9240
متغیرهای سیاسی مهمترین نقش را در پیدایش وضعیت کنونی ایران بازی کرده و می کنند. از نظر داخلی، سیاست همه حوزه ها را قفل کرده و بدون گشودن قفل سیاسی، قفل اقتصاد و فرهنگ و اجتماع باز نخواهد شد.
همه قلمروها در چنگال سیاست های نادرست اسیر شده اند.
انتخابات مهندسی شده ۹۲ نیز نتوانست مانع شنیدن صدای اعتراض مردم و مطالبه تغییر خواهانه آنان شود.
حسن روحانی نیز وعده های بسیار داد.
اینک همه در انتظارند که با شروع به کار دولت جدید- پس از رأی اعتماد مجلس به کابینه- مسائل و مشکلات رفته رفته حل و رفع شوند.
برخلاف دورانی که محمد خاتمی کار خود را آغاز کرد، ایران اینک تحت «شدیدترین تحریم های اقتصادی تاریخ»- به گفته اوباما و وزیر خزانه داری آمریکا- قرار دارد.
بدون حل مسائل مورد نزاع ایران و دولت های غربی به رهبری دولت آمریکا، قفل های اساسی جامعه ایران گشوده نخواهند شد. برای این که تحریم های فعلی نیز جامعه ایران را از درون نابود خواهند ساخت، چه رسد به این که تحریم ها دائما افزایش یابند.
یکی از وعده های حسن روحانی مذاکره با دولت های غربی و آمریکا جهت حل مسائل- خصوصاً لغو تحریم های اقتصادی- بود. پیروزی روحانی تقریباً با استقبال دولت های غربی مواجه شده است. یک نوع خوش بینی در جهان غرب نسبت به حل مسائل با ایران به چشم می خورد.
حسن روحانی در مراسم تنفیذ در برابر آیت الله خامنه ای نیز مجدداً از تعامل به دولت های غربی، تنش زدایی در سیاست خارجی و تحریم های اقتصادی سخن گفت.
آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنان روحانی گفت: رئيس جمهور محترم اشاره كردند به تحریم ها و فشارهائى كه دشمنان ملت ايران - كه البته در رأس آنها آمريكا است - بر كشور وارد می كنند. من می خواهم بگويم درست است كه فشارهاى دشمنان براى مردم مشكلاتى را بهوجود مىآورد، اما تجربههاى باارزشى هم در اختيار مسئولان و در اختيار مردم می گذارد. درس بزرگى كه ما از اين فشارهاى اقتصادى دريافت كرديم، اين است كه هرچه می توانيم، بايد به استحكام ساخت داخلى قدرت بپردازيم؛ هرچه می توانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهائى كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران مي بندند، وقتى با يك چنين مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاى ملت ايران خيلى زياد است.
«استحکام ساخت داخلی قدرت» و «مقتدر کردن درونی»، سخنانی بسیار سنجیده اند. اما محل نزاع، معنای این مفاهیم است که در پایان به آن خواهیم پرداخت.
خامنه ای، سپس نکته مهمی را گوشزد کرد و گفت: مسائل سياسى هم مسائل مهمى است. من تأييد می كنم نظرى را كه رئيس جمهور محترم ابراز كردند در زمينهى برخورد حكمتآميز با مسائل گوناگون بينالمللى و مسائل سياسى و مسائل ارتباطات بينالمللى و اينها. حتماً بايد برخوردِ حكمتآميز و عاقلانه باشد.
نکته کلیدی، «من تأیید می کنم» بود، یعنی تأیید رویکرد حسن روحانی در رابطه با سیاست خارجی. اگر این مدعا صادق باشد، چشم اندازهای جدیدی گشوده خواهد شد. آیت الله خامنه ای البته بر خودی بودن حسن روحانی و حرکت او در چارچوب نظام تأکید کرد که امر درستی است، اما هاشمی رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد هم خودی بوده و سه مشی متفاوت را به نمایش گذاردند. حالا باید دید که حسن روحانی چه خواهد کرد.
خامنه ای حداقل روی پنج وزیر خارجه، کشور، اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهنگ و آموزش عالی حساس بوده و بدون موافقت او وزیری برای این پست ها انتخاب نمی شود. در این دوره هم افرادی چون علی یونسی، احمد مسجد جامعی، توفیقی، معصومه ابتکار و...را به عنوان وزیر نپذیرفت.
اما پذیرش محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امورخارجه بسیار مهم است. ظریف هم هیچ گاه از اصلاح طلبان نبوده است. اما دیپلماتی کارآزموده و دارای روابط گسترده در جامعه آمریکا است. او نیز همچون حسن روحانی دارای روابط خوبی با آیت الله خامنه ای است.
اخیراً کتاب خاطرات ظریف تحت عنوان «آقای سفیر» در تهران منتشر شده است. در بخشی از آن درباره ی روابط اش با آیت الله خامنه ای نوشته است: فکر میکنم در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ بین من و آقای دکتر خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت. ظاهرا آقای دکتر خرازی نیز همان موقع موضوع اعزام من را به رهبری هم گفته بودند. بعدها رهبری به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید؛ اما بگذارید روند معمول وزارت خارجه طی شود. وقتی که رسما به ما معرفی شدید، شما هم رسما موافقت کنید... همچنین نکاتی را که برای مأموریت لازم بود یادآوری کردند. از جمله نکتهای را فرمودند که من در همه کلاسهایم برای دانشجویان گفتهام. به من فرمودند، حتی اگر در موردی یقین داری که دیدگاهت ۱۸۰ درجه با من مخالف است، وظیفه داری دیدگاهت را بگویی. حتی ایشان مطرح کردند که این یک وظیفه شرعی است. بحمدلله من نیز همیشه این کار را انجام دادم.
دیپلمات های آمریکایی او را از نزدیک می شناسند و دیدارهای زیادی با او داشته اند. از جمله جو بایدن- معاون اوباما- در زمانی که سناتور بود، با ظریف دیدار کرده است. انتخاب ظریف به عنوان وزیر امور خارجه، با استقبال دولت های غربی و آمریکائیان روبرو خواهد شد.
لیسانس و فوق لیسانس و دکترای ظریف متعلق به آمریکا است. شاید تأیید ظریف را هم بتوان بخشی از «من تأیید می کنم» خامنه ای به شمار آورد. البته انتخاب ظریف با مخالفت اصول گرایان افراطی ، کیهان، رجانیور که آنها را «محفل نیویورکی ها» می نامد، مواجه شده است. کیهان خبر ویژه «واسطههای ملاقات با سوروس چه خوابی برای وزارت خارجه دیدهاند؟!» را علیه ظریف انتشار داد و نوشت که ظریف ملاقات خاتمی و جورج سوروس را ترتیب داده بود.
رجانیوز در یکی از مقاله هایش ده مشکل اساسی ظریف را برشمرده بود.
ظریف در ۱۴ مرداد در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حاضر گردید و به پرسش های نمایندگان پاسخ گفت.
او در این جلسه گفته است: در تمام مراحل کاریام نظرات مقام معظم رهبری را عملیاتی کردم، حتی اگر نظرم مخالف با نظر آقا بوده است، همچنین با هرکسی در خارج از کشور در سطح سیاست خارجی ارتباط داشتم، اجازه داشتم... خود را ملزم میدانم تا با نظرات مقام معظم رهبری هماهنگی داشته باشم و اگر حتی نظرات کارشناسیام با نظرات حضرت آقا مغایرت داشته باشد، تبعیت از نظرات ایشان را لازم میدانم.
نزدیکی ظریف به خامنه ای شرط لازم انجام کار از سوی اوست. بدون تأیید خامنه ای، حسن روحانی و تیم سیاست خارجی اش کاری از پیش نخواهند برد. مذاکره با آمریکا قطعاً نیازمند تأیید اوست. خیال خامنه ای باید کاملاً آسوده باشد که خیانتی صورت نخواهد گرفت و مسئولان در مذاکرات کاملاً به او وفادار هستند.
دو سمت دیگر نیز در سیاست خارجی او نقش کلیدی دارند. اولی، دبیر شورای عالی امنیت ملی است و دومی، نماینده ایران در سازمان ملل. هر دوی اینها هم نیازمند تأیید خامنه ای است. اگر این دو سمت نیز صاحب افراد شایسته ای شوند، حداقل امیدواری ایجاد خواهد شد. اما چرا حداقل امیدواری؟
یکم- مجرب بودن دیپلمات شرط لازم مذاکره و دفاع از منافع ملی کشور است. اما گفت و گو نیازمند سازش و عقب نشینی طرفین از مواضع حداکثری به منظور رسیدن به توافق است. طرف غربی خط قرمزهایی برای خود وضع کرده است، طرف ایرانی هم دارای خطوط قرمزی است. اگر طرفین بر خطوط قرمز خود اصرار ورزند، سازشی در کار نخواهد بود. باید دید خامنه ای تا چه اندازه دست روحانی/ظریف را باز خواهد گذاشت.
دوم- بدون تردید سیاست دولت های غربی در پرونده هسته ای ایران یک بام و دو هوایی است. در حالی که کشورهای همسایه ایران- پاکستان، هند، اسرائیل، و...- دارای صدها بمب اتمی هستند، استفاده صلح آمیز در چارچوب NPT نیز از ایران پذیرفته نمی شود. یعنی، غنی سازی اورانیوم، حق کلیه اعضای آژانس است. حسن روحانی گفته است که شفاف سازی را به حداکثر خواهد رساند تا صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران اثبات شود، اما طرف اصلی نزاع- یعنی دولت اسرائیل- مخالف غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی توسط ایران است. نتانیاهو بحث حقوقی در چارچوب NPT نمی کند، بلکه خود به تنهایی «خط قرمز» در این زمینه برای دنیا تعیین کرده است. این مسأله را چگونه می توان حل کرد؟
سوم- سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. خامنه ای هم بر «استحکام ساخت داخلی قدرت» و «مقتدر کردن درونی»، تأکید نهاده است. اما کدام استحکام ساخت داخلی قدرت به مدد کشور در سطح بین المللی می انجامد؟
دولتی که ریشه در رضایت مردم داشته باشد، بهتر از هر دولتی قادر به دفاع از منافع ملی کشور در سطح بین المللی خواهد بود. اگر چه دولت دموکراتیک محصول صندوق های آرای آزاد مردم است، اما این نوع دولت را نمی توان به صندوق های رأی فروکاست. رعایت حقوق بشر در عمل، شرط لازم دموکراتیک بودن دولت است.
برای قدرتمند کردن دولت در مذاکرات خارجی، باید گام های اساسی در سیاست داخلی برداشته شود. آزاد کردن کلیه زندانیان سیاسی حداقل کاری است که باید صورت بگیرد تا جامعه جهانی شاهد تغییر رویکرد عملی شود. روشن است که زندانیان در اختیار قوه مجریه قرار ندارند، اما حسن روحانی چاره ای ندارد جز آن که خامنه ای و مسئولان قضایی را برای این عمل آماده سازد.
مطابق قانون، وزیردادگستری توسط رئیس قوه قضائیه معرفی شده و وظایف بسیار محدودی دارد. صادق لاریجانی، مصطفی پورمحمدی را به عنوان وزیر دادگستری معرفی کرده است. نام پورمحمدی اصول گرا با سرکوب های دهه شصت و قتل عام تابستان 67 گره خورده و این برای دولت عقلانیت و اعتدال بسیار بد است. پورمحمدی با ایستادن در برابر احمدی نژاد و کاندیداتوری ریاست جمهوری کوشید تا چهره جدیدی از خود به نمایش بگذارد. در عین حال او می تواند در مذاکره برای آزادی زندانیان سیاسی نقش مهمی ایفا کند. چون نه تنها به قوه قضائیه تعلق دارد، بلکه مورد وثوق آیت الله خامنه ای است. چهره جدیدی که پورمحمدی از خود به نمایش می گذارد، مطلوب حسین شریعتمداری نیست (رجوع شود به خبر ویژه کودتای حاشیه علیه متن کیهان ۱۵.۵.۱۳۹۲).
وزیر کشور هم به علی لاریجانی تعلق گرفت. این هم نوعی معامله بود تا جناح او به کابینه رأی دهند. لاریجانی وزیر کشور را برای انتخابات بعدی نیاز دارد. اما برکناری استانداران احمدی نژاد توسط وزیر کشور اصلاح طلب کار دشواری بود. وزیر کشور جدید که یکی از اصول گرایان نزدیک به لاریجانی است، بهتر می تواند از پس استانداران احمدی نژاد بر آید. اما در اینجا نیز نیازمند حل مشکل احزاب تعطیل شده و تأسیس نهادهای مستقل مدنی هستیم. بدون نهادهای صنفی و مدنی- که یکی از وعده های روحانی در انتخابات بود- نه دموکراسی ای در کار خواهد بود و نه دولت به واقع دولت قدرتمند قابل احترام در سطح جهانی خواهد شد.
وزیر ارشاد نیز نصیب فرزند آیت الله جنتی شد. او از نظر فکری به هاشمی رفسنجانی نزدیک است. مطبوعات، سینما، کتاب و بسیاری دیگر از مسائل فرهنگی در حوزه ی ارشاد قرار دارد. باز شدن روزنامه ها و هفته نامه های جدید، سپردن کار نشر به ناشران، و...حداقل کارهایی است که باید صورت بگیرد تا چهره ایران در سطح جهانی بهبود یابد.
حسن روحانی باید قفل سیاست داخلی را بگشاید تا قفل سیاست خارجی گشوده شده و قفل های دیگر هم متأثر از آنها گشوده شوند. تغییر سیاست در داخل، مهمترین نقش را در تقویت موضع جهانی دولت ایران خواهد داشت. دولت قدرتمند، دولت مخلوق جامعه مدنی و رضایت شهروندان است. تنها از راه قدرتمند کردن مردم در نهادهای متنوع و متکثر می توان ساخت داخلی قدرت را استحکام بخشید. روحانی از واگذاری همه امور در همه قلمروها به مردم و گروه های صنفی سخن گفت، اگر این وعده، با اجماع ملی، محقق شود، دموکراسی شکل خواهد گرفت. اتحادیه های گارگری مستقل، یکی از لوازم ضروری این فرایند اند."من تأیید می کنم" باید خود را در واگذاری امور به مردم بروز دهد.
اکبر گنجی
http://www.ayandeh.com/page1.php?news_id=9240
متغیرهای سیاسی مهمترین نقش را در پیدایش وضعیت کنونی ایران بازی کرده و می کنند. از نظر داخلی، سیاست همه حوزه ها را قفل کرده و بدون گشودن قفل سیاسی، قفل اقتصاد و فرهنگ و اجتماع باز نخواهد شد.
همه قلمروها در چنگال سیاست های نادرست اسیر شده اند.
انتخابات مهندسی شده ۹۲ نیز نتوانست مانع شنیدن صدای اعتراض مردم و مطالبه تغییر خواهانه آنان شود.
حسن روحانی نیز وعده های بسیار داد.
اینک همه در انتظارند که با شروع به کار دولت جدید- پس از رأی اعتماد مجلس به کابینه- مسائل و مشکلات رفته رفته حل و رفع شوند.
برخلاف دورانی که محمد خاتمی کار خود را آغاز کرد، ایران اینک تحت «شدیدترین تحریم های اقتصادی تاریخ»- به گفته اوباما و وزیر خزانه داری آمریکا- قرار دارد.
بدون حل مسائل مورد نزاع ایران و دولت های غربی به رهبری دولت آمریکا، قفل های اساسی جامعه ایران گشوده نخواهند شد. برای این که تحریم های فعلی نیز جامعه ایران را از درون نابود خواهند ساخت، چه رسد به این که تحریم ها دائما افزایش یابند.
یکی از وعده های حسن روحانی مذاکره با دولت های غربی و آمریکا جهت حل مسائل- خصوصاً لغو تحریم های اقتصادی- بود. پیروزی روحانی تقریباً با استقبال دولت های غربی مواجه شده است. یک نوع خوش بینی در جهان غرب نسبت به حل مسائل با ایران به چشم می خورد.
حسن روحانی در مراسم تنفیذ در برابر آیت الله خامنه ای نیز مجدداً از تعامل به دولت های غربی، تنش زدایی در سیاست خارجی و تحریم های اقتصادی سخن گفت.
آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنان روحانی گفت: رئيس جمهور محترم اشاره كردند به تحریم ها و فشارهائى كه دشمنان ملت ايران - كه البته در رأس آنها آمريكا است - بر كشور وارد می كنند. من می خواهم بگويم درست است كه فشارهاى دشمنان براى مردم مشكلاتى را بهوجود مىآورد، اما تجربههاى باارزشى هم در اختيار مسئولان و در اختيار مردم می گذارد. درس بزرگى كه ما از اين فشارهاى اقتصادى دريافت كرديم، اين است كه هرچه می توانيم، بايد به استحكام ساخت داخلى قدرت بپردازيم؛ هرچه می توانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهائى كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران مي بندند، وقتى با يك چنين مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاى ملت ايران خيلى زياد است.
«استحکام ساخت داخلی قدرت» و «مقتدر کردن درونی»، سخنانی بسیار سنجیده اند. اما محل نزاع، معنای این مفاهیم است که در پایان به آن خواهیم پرداخت.
خامنه ای، سپس نکته مهمی را گوشزد کرد و گفت: مسائل سياسى هم مسائل مهمى است. من تأييد می كنم نظرى را كه رئيس جمهور محترم ابراز كردند در زمينهى برخورد حكمتآميز با مسائل گوناگون بينالمللى و مسائل سياسى و مسائل ارتباطات بينالمللى و اينها. حتماً بايد برخوردِ حكمتآميز و عاقلانه باشد.
نکته کلیدی، «من تأیید می کنم» بود، یعنی تأیید رویکرد حسن روحانی در رابطه با سیاست خارجی. اگر این مدعا صادق باشد، چشم اندازهای جدیدی گشوده خواهد شد. آیت الله خامنه ای البته بر خودی بودن حسن روحانی و حرکت او در چارچوب نظام تأکید کرد که امر درستی است، اما هاشمی رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد هم خودی بوده و سه مشی متفاوت را به نمایش گذاردند. حالا باید دید که حسن روحانی چه خواهد کرد.
خامنه ای حداقل روی پنج وزیر خارجه، کشور، اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهنگ و آموزش عالی حساس بوده و بدون موافقت او وزیری برای این پست ها انتخاب نمی شود. در این دوره هم افرادی چون علی یونسی، احمد مسجد جامعی، توفیقی، معصومه ابتکار و...را به عنوان وزیر نپذیرفت.
اما پذیرش محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امورخارجه بسیار مهم است. ظریف هم هیچ گاه از اصلاح طلبان نبوده است. اما دیپلماتی کارآزموده و دارای روابط گسترده در جامعه آمریکا است. او نیز همچون حسن روحانی دارای روابط خوبی با آیت الله خامنه ای است.
اخیراً کتاب خاطرات ظریف تحت عنوان «آقای سفیر» در تهران منتشر شده است. در بخشی از آن درباره ی روابط اش با آیت الله خامنه ای نوشته است: فکر میکنم در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ بین من و آقای دکتر خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت. ظاهرا آقای دکتر خرازی نیز همان موقع موضوع اعزام من را به رهبری هم گفته بودند. بعدها رهبری به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید؛ اما بگذارید روند معمول وزارت خارجه طی شود. وقتی که رسما به ما معرفی شدید، شما هم رسما موافقت کنید... همچنین نکاتی را که برای مأموریت لازم بود یادآوری کردند. از جمله نکتهای را فرمودند که من در همه کلاسهایم برای دانشجویان گفتهام. به من فرمودند، حتی اگر در موردی یقین داری که دیدگاهت ۱۸۰ درجه با من مخالف است، وظیفه داری دیدگاهت را بگویی. حتی ایشان مطرح کردند که این یک وظیفه شرعی است. بحمدلله من نیز همیشه این کار را انجام دادم.
دیپلمات های آمریکایی او را از نزدیک می شناسند و دیدارهای زیادی با او داشته اند. از جمله جو بایدن- معاون اوباما- در زمانی که سناتور بود، با ظریف دیدار کرده است. انتخاب ظریف به عنوان وزیر امور خارجه، با استقبال دولت های غربی و آمریکائیان روبرو خواهد شد.
لیسانس و فوق لیسانس و دکترای ظریف متعلق به آمریکا است. شاید تأیید ظریف را هم بتوان بخشی از «من تأیید می کنم» خامنه ای به شمار آورد. البته انتخاب ظریف با مخالفت اصول گرایان افراطی ، کیهان، رجانیور که آنها را «محفل نیویورکی ها» می نامد، مواجه شده است. کیهان خبر ویژه «واسطههای ملاقات با سوروس چه خوابی برای وزارت خارجه دیدهاند؟!» را علیه ظریف انتشار داد و نوشت که ظریف ملاقات خاتمی و جورج سوروس را ترتیب داده بود.
رجانیوز در یکی از مقاله هایش ده مشکل اساسی ظریف را برشمرده بود.
ظریف در ۱۴ مرداد در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حاضر گردید و به پرسش های نمایندگان پاسخ گفت.
او در این جلسه گفته است: در تمام مراحل کاریام نظرات مقام معظم رهبری را عملیاتی کردم، حتی اگر نظرم مخالف با نظر آقا بوده است، همچنین با هرکسی در خارج از کشور در سطح سیاست خارجی ارتباط داشتم، اجازه داشتم... خود را ملزم میدانم تا با نظرات مقام معظم رهبری هماهنگی داشته باشم و اگر حتی نظرات کارشناسیام با نظرات حضرت آقا مغایرت داشته باشد، تبعیت از نظرات ایشان را لازم میدانم.
نزدیکی ظریف به خامنه ای شرط لازم انجام کار از سوی اوست. بدون تأیید خامنه ای، حسن روحانی و تیم سیاست خارجی اش کاری از پیش نخواهند برد. مذاکره با آمریکا قطعاً نیازمند تأیید اوست. خیال خامنه ای باید کاملاً آسوده باشد که خیانتی صورت نخواهد گرفت و مسئولان در مذاکرات کاملاً به او وفادار هستند.
دو سمت دیگر نیز در سیاست خارجی او نقش کلیدی دارند. اولی، دبیر شورای عالی امنیت ملی است و دومی، نماینده ایران در سازمان ملل. هر دوی اینها هم نیازمند تأیید خامنه ای است. اگر این دو سمت نیز صاحب افراد شایسته ای شوند، حداقل امیدواری ایجاد خواهد شد. اما چرا حداقل امیدواری؟
یکم- مجرب بودن دیپلمات شرط لازم مذاکره و دفاع از منافع ملی کشور است. اما گفت و گو نیازمند سازش و عقب نشینی طرفین از مواضع حداکثری به منظور رسیدن به توافق است. طرف غربی خط قرمزهایی برای خود وضع کرده است، طرف ایرانی هم دارای خطوط قرمزی است. اگر طرفین بر خطوط قرمز خود اصرار ورزند، سازشی در کار نخواهد بود. باید دید خامنه ای تا چه اندازه دست روحانی/ظریف را باز خواهد گذاشت.
دوم- بدون تردید سیاست دولت های غربی در پرونده هسته ای ایران یک بام و دو هوایی است. در حالی که کشورهای همسایه ایران- پاکستان، هند، اسرائیل، و...- دارای صدها بمب اتمی هستند، استفاده صلح آمیز در چارچوب NPT نیز از ایران پذیرفته نمی شود. یعنی، غنی سازی اورانیوم، حق کلیه اعضای آژانس است. حسن روحانی گفته است که شفاف سازی را به حداکثر خواهد رساند تا صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران اثبات شود، اما طرف اصلی نزاع- یعنی دولت اسرائیل- مخالف غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی توسط ایران است. نتانیاهو بحث حقوقی در چارچوب NPT نمی کند، بلکه خود به تنهایی «خط قرمز» در این زمینه برای دنیا تعیین کرده است. این مسأله را چگونه می توان حل کرد؟
سوم- سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. خامنه ای هم بر «استحکام ساخت داخلی قدرت» و «مقتدر کردن درونی»، تأکید نهاده است. اما کدام استحکام ساخت داخلی قدرت به مدد کشور در سطح بین المللی می انجامد؟
دولتی که ریشه در رضایت مردم داشته باشد، بهتر از هر دولتی قادر به دفاع از منافع ملی کشور در سطح بین المللی خواهد بود. اگر چه دولت دموکراتیک محصول صندوق های آرای آزاد مردم است، اما این نوع دولت را نمی توان به صندوق های رأی فروکاست. رعایت حقوق بشر در عمل، شرط لازم دموکراتیک بودن دولت است.
برای قدرتمند کردن دولت در مذاکرات خارجی، باید گام های اساسی در سیاست داخلی برداشته شود. آزاد کردن کلیه زندانیان سیاسی حداقل کاری است که باید صورت بگیرد تا جامعه جهانی شاهد تغییر رویکرد عملی شود. روشن است که زندانیان در اختیار قوه مجریه قرار ندارند، اما حسن روحانی چاره ای ندارد جز آن که خامنه ای و مسئولان قضایی را برای این عمل آماده سازد.
مطابق قانون، وزیردادگستری توسط رئیس قوه قضائیه معرفی شده و وظایف بسیار محدودی دارد. صادق لاریجانی، مصطفی پورمحمدی را به عنوان وزیر دادگستری معرفی کرده است. نام پورمحمدی اصول گرا با سرکوب های دهه شصت و قتل عام تابستان 67 گره خورده و این برای دولت عقلانیت و اعتدال بسیار بد است. پورمحمدی با ایستادن در برابر احمدی نژاد و کاندیداتوری ریاست جمهوری کوشید تا چهره جدیدی از خود به نمایش بگذارد. در عین حال او می تواند در مذاکره برای آزادی زندانیان سیاسی نقش مهمی ایفا کند. چون نه تنها به قوه قضائیه تعلق دارد، بلکه مورد وثوق آیت الله خامنه ای است. چهره جدیدی که پورمحمدی از خود به نمایش می گذارد، مطلوب حسین شریعتمداری نیست (رجوع شود به خبر ویژه کودتای حاشیه علیه متن کیهان ۱۵.۵.۱۳۹۲).
وزیر کشور هم به علی لاریجانی تعلق گرفت. این هم نوعی معامله بود تا جناح او به کابینه رأی دهند. لاریجانی وزیر کشور را برای انتخابات بعدی نیاز دارد. اما برکناری استانداران احمدی نژاد توسط وزیر کشور اصلاح طلب کار دشواری بود. وزیر کشور جدید که یکی از اصول گرایان نزدیک به لاریجانی است، بهتر می تواند از پس استانداران احمدی نژاد بر آید. اما در اینجا نیز نیازمند حل مشکل احزاب تعطیل شده و تأسیس نهادهای مستقل مدنی هستیم. بدون نهادهای صنفی و مدنی- که یکی از وعده های روحانی در انتخابات بود- نه دموکراسی ای در کار خواهد بود و نه دولت به واقع دولت قدرتمند قابل احترام در سطح جهانی خواهد شد.
وزیر ارشاد نیز نصیب فرزند آیت الله جنتی شد. او از نظر فکری به هاشمی رفسنجانی نزدیک است. مطبوعات، سینما، کتاب و بسیاری دیگر از مسائل فرهنگی در حوزه ی ارشاد قرار دارد. باز شدن روزنامه ها و هفته نامه های جدید، سپردن کار نشر به ناشران، و...حداقل کارهایی است که باید صورت بگیرد تا چهره ایران در سطح جهانی بهبود یابد.
حسن روحانی باید قفل سیاست داخلی را بگشاید تا قفل سیاست خارجی گشوده شده و قفل های دیگر هم متأثر از آنها گشوده شوند. تغییر سیاست در داخل، مهمترین نقش را در تقویت موضع جهانی دولت ایران خواهد داشت. دولت قدرتمند، دولت مخلوق جامعه مدنی و رضایت شهروندان است. تنها از راه قدرتمند کردن مردم در نهادهای متنوع و متکثر می توان ساخت داخلی قدرت را استحکام بخشید. روحانی از واگذاری همه امور در همه قلمروها به مردم و گروه های صنفی سخن گفت، اگر این وعده، با اجماع ملی، محقق شود، دموکراسی شکل خواهد گرفت. اتحادیه های گارگری مستقل، یکی از لوازم ضروری این فرایند اند."من تأیید می کنم" باید خود را در واگذاری امور به مردم بروز دهد.
iran#
iranscope#
اشتراک در:
پستها (Atom)

