چهارشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۳

درفش کاويانی-چند کتاب

آيا مي دونيد قبر امير كبير كجاست ؟


 آيا مي دونيد قبر امير كبير كجاست ؟
http://iranscope.blogspot.com/2010/08/blog-post_5022.html

سه‌شنبه ۳ اوت ۲۰۱۰
آيا مي دونيد قبر امير كبير كجاست ؟
http://aryaeian.blogspot.com/2010/08/blog-post_6906.html

اصلا تا حالا فكر كردين مزار اين بزرگمرد ايراني كجاست ؟
.
.

احتمال قريب به يقين نمي دونيد ...
تعجبي نداره
غصه هم نخوريد خيلي ها مثل شما هستند
از جمله خود من كه تا همين چند هفته پيش نمي دونستم و كاملا اتفاقي اين موضوع رو فهميدم
.
.
امير كبير صدر اعظم ايران در زمان ناصر الدين شاه كه با دسيسه هاي يك سري وطن فروش و طماع در حمام فين كاشان به قتل رسيد در شهر كربلا در كشور عراق به خاك سپرده شد
.
.
اين كه چرا او را به كربلا بردند براي من سوال است و احتمال مي دهم براي دور ماندن مردم از مزارش وجلوگيري از تبديل آن به ميعادگاه مظلومان او را از ايران و ايراني دور كردند
و اينكه چطوري در آن زمان جسد اين مرد بزرگ رو با امكانات محدود آن زمان به عراق منتقل كرده اند هم باز جاي سوال دارد
.
.
. اما چيزي كه بيش از همه مايه شرمندگيست اين است كه اكثر قريب به اتفاق ايرانيها نمي دانند مزار اين اسطوره تاريخ كجاست
تا زماني كه روابط ايران و عراق تيره بود و كسي حق سفر به كربلا رو نداشت شايد اين ندانستن توجيه داشت ولي
امروزه با سفرهاي متعدد مردم به عراق و كربلا جاي بسي تاسف است كه حتي يكي از كساني كه از عراق بر مي گردد نمي داند كه امير كبير هم در آنجا دفن بوده

.
.
.
. آيا فكر نمي كنيد كه همين عراقيها به ما خواهند خنديد كه چطور مردي رو كه بسياري از داشته هاي امروزمان را مديون اوهستيم فراموش كرديم؟
من كه خودم از خودم خيلي خجالت كشيدم
البته من تا حالا به عراق نرفته ام ولي به هر حال وظيفه ام بود به عنوان يك ايراني كه دم از عشق به وطن مي زنم بدانم كه سرنوشت اين مرد بزرگ پس از مرگ چه شد

.
.
.
لطفا اين متن رو براي همه بفرستيد تاشايد كمي از قصورمان نسبت به روح اين مرد بزرگ تاريخ كشورمان راجبران كنيم



روحش شاد

گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت/هوشیار نراقی

http://www.ghandchi.com/gozari.htm
گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت/هوشیار نراقی
http://iranscope.blogspot.com/2014/11/blog-post_59.html


گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت
 هوشیار نراقی
مجله کاپوچینو


هفته نامه کاپوچينو -  Cappuccino Magazine

نسخه مخصوص چاپ
March 04, 2003
internet - knowhow

گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت


گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت 

نیّت من اين بود كه از وب هم بعنوان يك منظومه اطلاعات شخصی استفاده شود و هم بعنوان يك ابزار گروهی در همه موازين، حالا يك تيم دو نفره را در نظر بگير كه مشغول طرّاحی يك بروشور برای نمايشنامه ای در مدرسه ابتدائيشان هستند تا جمعيت كره زمين كه بخواهند در مورد مقوله های محيط زيست تصميم بگيرند. 

وب بيشتر يك بدعت اجتماعی است تا يك اختراع فنّی. من آنرا بمنظور يك اثر اجتماعی، كه به مردم كمك كند تا با هم كار كنند، بوجود آوردم و نه بعنوان يك اسباب و ابزار فنّی. هدف غائی وب اينست كه هستی وب سانانه ما را در دنيا پشتيبانی كند و بهبود بخشد. 


تيم برنرز-لی، مخترع وب 
*** 

پيشگفتار 

ديروز يك زن ايرانی مقيم خارج درد دلهايش را در اينترنت نوشت. ده سال بعد و هزاران كيلومتر آنورتر امروز زنی در ايران از دلتنگي هايش در همين اينترنت مينويسد. 

از عمر اينترنت و آن روزی كه آن دو محقّق آمريكائی بفكرش افتادند فقط سی سال ميگذرد. عمر «تور جهان گستر» يا همان وب (World Wide Web) تازگيها از مرز ده سالگی گذشت. در ايران نيز كاربرد اينترنت به شكل گسترده اش فقط در چند سال اخير ميان عموم مردم مورد استفاده قرار گرفته است. من خوب بخاطر می آورم كه در سال ۱۳۷۶ و بخاطر فعاليت های ورزشی ام چقدر بايد صغری كبری می چيدم تا به رؤسای چند فدراسيون ورزشی بفهمانم منظور از صفحه خانه و شبكه اينترنت چيست. آنروزها جرأت نميكردم بگويم وب سايت! البته زمان بايد سير تكاملی خودش را بپيمايد تا بتوان به افكار و ايده های جديد جامه عمل پوشاند. چه كسی ميتوانست تصوّر كند كه امروز اينترنت وسيله ای فراگير برای ارتباط و گفتمان بين مردم باشد؟ انگار تحوّلات سی سال گذشته اينترنت در يك كپسول زمانی فشرده شده كه برای سهولت ميگوئيم ديروز چون اين فراگيری خيلی سريع رخ داد، و اصولا امروز تصوّر اينكه روزی اينترنت وجود نداشت در مغزمان نميگنجد. 


در اين نوشتار نظری اجمالی به تاريخ حضور ايرانيان در اينترنت انداخته و سعی كرده ام روزشمار فعاليت هاي آنان را در اين فضا از ديدگاه ثبت حوادث و وقايع نشان دهم. شكی نيست كه اين كار آسانی نيست و احتياج به تحقيق مداوم و نظرپرسی همگانی دارد. در اين راستا من به آرشيو شخصی خودم كه در طی ساليان گذشته جمع آوری كرده ام رجوع كردم. همچنين چون برحسب خوش اقبالی از همان اوائل در كوران حوادث اينترنت بوده ام، افتخار آشنائی و در بعضي جاها تماس با چند تن از پيشروان ايرانی را پيدا كردم كه حامل پرچم ايران در اينترنت بودند، و بدينوسيله توانسته ام در مورد بعضی وقايع به جزئيات امور واقف شوم. ناگفته نماند كه يكی از علائق شخصی من وقايع نگاری است كه بيشتر بر محور تاريخ ورزش ايران ميگردد. 

آشنائی شخص خودم با اينترنت به بهمن ۱۳۶۶ و زمانيكه تازه به استخدام دانشگاه استانفورد درآمده بودم برميگردد. همان روز اول كه كارم را شروع كردم رئيسم به همكار آينده ام گفت «يادت نره امروز هوشيار رو ببری بخش مركز كامپيوتر و براش ايميل بگيری.» در راه از همكارم پرسيدم ايميل يعنی چه؟ او جواب داد چون اين دانشگاه در بستری گسترده قرار گرفته و فاصله بين ساختمانها زياد است، برای بالا بردن راندمان كاری و بمنظور هدر ندادن وقت كاركنان كه مجبور نباشيم برای هر جلسه ای از اين ساختمان به آن ساختمان برويم بيشتر امور اداری را از طريق كامپيوتر و ابزاري بنام پست الكترونيكي يا كلمه كوتاه شده اش يعني ايميل هم آهنگ ميكنيم. بزودی فهميدم كه استفاده از اين ابزار محدود به محيط خاصی نيست و ميتوان به افراد خارج از دانشگاه هم ايميل فرستاد. دو سال بعد وقتي پيروزمندانه و در عين حال چون بچّه اي هيجان زده اوّلين سِروِر (Server) بخش را به شبكه اينترنت وصل كردم، ناخودآگاه به جستجوي نام هاي ايراني در فايل هوست ها (Hostname)، كه آنروز بزور شامل هزار هوست در دنيا بود، پرداختم. وقتي آن دو كامپيوتر بنام «تهران» و «شيراز» را در ليست ديدم، از خوشحالي در پوست نميگنجيدم. بَه، چه جالب! هر دو در همين دانشگاه و بغل گوش من بودند و من نميدانستم. پس از ۱۵ سال، امروز از ايميل برای تماس با ايران نيز استفاده ميكنم. حالا براي ارتباط با مردم نه تنها احتياجی نيست از اين ساختمان به آن ساختمان بروم بلكه لازم نيست از اين كشور به آن كشور سفر كنم. در مورد سرورها هم همينقدر بگويم كه امروز تعدادشان از چهل ميليون كامپيوتر گذشته است. 

وقتی از چشم انداز ايرانيان ديروز، كه حضور ايران در فضای اينترنت را در خارج از ايران شروع كردند، به افق ايرانيان امروز، كه از داخل ايران و با نيروی انسانی بمراتب قويتری به اين حضور ادامه می دهند، نگاه می كنم اقيانوسی مملوّ از وب نويسان جوان می بينم كه هر روز و هر دمی در زورق های مستقل و مخلص خود بی پروارانه و بزرگوارانه پارو ميزنند. من سخت معتقدم حركت ايرانيان درون مرزی امروز دنباله حركت ايرانيان برون مرزی ديروز است. اين يعنی صحّت يكی از رسالت هاي اينترنت كه بنا به تعريف به مكان و زمان بخصوصی بستگی ندارد ولی ارتباط با مردم و تبادل افكار بين آنان را امكان پذير ميسازد. اميدم اينست كه اين تاريخچه كوتاه پلی شود برای پيوستگي ايرانيان ديروز، كه هنوز هم در اينترنت حضوری فعّال دارند، و ايرانيان مشتاق امروز. 

طرز عمل اين دو گروه شباهت های زيادی بايكديگر دارد. البته اين وجه تشابه احتياج به تحليل در يك مقاله جداگانه دارد ولی همينقدر بسنده می كنم كه ايرانيان امروز با وبلاگ نويسی با هم ارتباط برقرار می كنند، و ايرانيان ديروز نيز با حضور در بولتن های اينترنتی (Newsgroups) با يكديگر آشنا شدند. وبلاگ نويسان در ايران همايش برگزار می كنند، بولتن نويسان هم چنين همايش هائی (معروف به «ديدار») با حضور گسترده شان براه انداختند. تازگيها شايعه تشكيل باندهای مافيائی و جينگولی بر سر زبان ها افتاده است. ديروز هم چند نفر ادعا ميكردند كه گَنگ مافيائی لانه كرده در دانشگاه استانفورد ميخواهد بقيه ايرانيان حاضر در اينترنت را تحت الشعاع اعمال و افكار خود قرار دهد! چه جالب كه انتقاد هر دو ادعا بر مبناي اين واقعيت است كه چند نفر از طريق اينترنت با هم آشنا ميشوند، با هم قرار ملاقات ميگذارند، و بعداً شرح حال اين ديدار را در اينترنت مينويسند. 

در اين وقايع نگاشت به نام های بسياری برميخوريم كه به فراخوان اينترنت لبيك گفته و بنا بر فراخور خويش بدعت گذار پديده ای و بنحوی مبشّر حركت و نهضتی بمنظور پيوستگی مردم بوده اند، حالا چه در صحنه بين المللی و چه در مقطع ايران. من در آرشيو خود از آنان بعنوان «آرزوساز» نام ميبرم. در مقابل اين آرزوسازان به چند تن از بازيگران صحنه اينترنت برميخوريم كه بنا بر تعصّبات شخصي سعي كردند پديده اينترنت را انحصاري كنند و مايل بودند ديگران را از فوائد آن محروم كنند. من آنان را «آرزوشكن» مينامم. در اينجا بايد تذكّر دهم كه بهيچوجه هدف انسان سالاری و بهمان نسبت انسان سركوبي ندارم. تاريخ خودش نقش ها را تعيين ميكند. شكی نيست كه دير يا زود غارنشينی آتش را كشف ميكرد. بديهي است كه سرانجام عدد «صفر» تعريف ميشد، حالا اگر يك هندي با الهام گرفتن از مفهوم «دنياي تهي» در فلسفه ديانت بودائي آنرا براي علوم رياضيات به ارمغان مي آورد. 

در دنيای اينترنت يك آقای تيم برنرز-لی انگليسی سر از سوئيس در می آورد و تور جهان گستر را اختراع ميكرد. يك فرهاد شاكری پيدا می شد كه اوّلين كامپيوتر را كه محتوایش مطالب مربوط به ايران بود به شبكه اينترنت وصل ميكرد، و وی نيز اوّلين وب سايت ايرانی را بعنوان يك پايگاه اطلاعات و منابع ايراني در تور جهان گستر مستقر ميكرد كه هنوز پس از ده سال چون ستاره ای تابناك در كهكشان اين تور نامتناهی ميدرخشد. يك علی مؤيديان تيزهوشي (متخلّص به مش چراغ علي﴾ متن ساز «گردسوز» را با آن فونت جالب بنام «ميخی-۱۰» میساخت تا ايرانيان در اينترنت بتوانند فارسی را بشكل حروف فارسي ببينند. حروف لاتين را قاطی كن و از تركيب آنها حروف فارسی بساز. وه، چه فكر اصيلی! چرا به عقل من نرسيد؟ در سال ۱۳۷۱ گردسوز يك ابزار همگاني بود. امروز، بخاطر گزينش مجموعه نويسه (Charater Set) فارسی در استاندارد يونيكد كه امكان نشر فارسي در اينترنت را به آساني مقدور ميسازد، گردسوز بسان خطوط ميخی منقوش بر ديوارهاي كاخ تخت جمشيد به اسطوره تاريخ پيوسته تا نامش هميشه جاوداني بماند. 

بلی، خواهی نخواهی استاداني چون ابراهيم مشايخ و سياوش شهشهانی می آمدند و پاها را در يك كفش ميكردند كه ايران را به شبكه اينترنت وصل كنند در حاليكه در آن زمان بسياري از سازمان های خارجی از كمك به ايران خودداری كردند. بعدها دكتر شهشهانی با غرور گفت «پس از اسرائيل، ايران دومين كشور در خاورميانه بود كه به شبكه اينترنت وصل شد. هيچكس بما كمك نكرد و اين فقط از جانب كوششهای شبانه روزی چند جوان ۲۵ ساله دانشگاهی كه سرشان را توي كتاب های فنّی غرق كرده بودند مقدّر شد.» شكی نيست يك انوشيروان حسينی ظهور ميكرد تا درست در زمانی كه هيچكس جرأت نميكرد به ايران تكنولوژی ببرد مديران ندا رايانه را ملاقات كند و برايشان وسائل ارائه سرويس های وب هوستينگ به شركت های خصوصی و ادارات دولتی را فراهم كند. 

در راستاي همين روند، جواني هجده ساله بنام شهباز ثابتي در سال ۱۳۷۲ اوّلين ليست ايميل ايراني را براه مي انداخت كه مشتركانش يك مشت ورزشدوست پر التهاب و وطندوست دو آتشه بودند. پس خيلي هم عجيب نبود كه از داخل همين ليست در شبي گرم و تابستاني يك مهرداد مسعودي نگران در كانادا به يك هوشيار نراقي خوره ورزشي در آمريكا نهيب ميزد تا اوّلين طومار ايرانيان در شبكه اينترنت را براه اندازد تا هزاران ايراني از سراسر دنيا بتوانند آنرا امضاء كنند، و بدان وسيله از فوتباليست سرشناس علي دائي و سرمربي تيم ملّي محمد مايلي كهن بخواهند كه در آن برهه فوق العاده حسّاس در تاريخ ورزش ايران، كه بعداً فهميديم چه نقطه عطفي در تحوّلات اجتماعي ايران شد، دست از خودخواهي بردارند، و بخاطر مصلحت وحدت ملّي و برآورده كردن آرزوي ايرانيان پس از سالها انزوا، كه همانا حضوري آبرومندانه در صحنه اي بين المللي چون جام جهاني بود، بقول معروف از خر شيطان پائين بيايند و با يكديگر مدارا كنند. 

بالاخره سر و كلّه يك سام قندچي بي غَل و غَش، ولي شديداً متعهّد به حقوق بشر، در بولتن ايرانيان در اينترنت پيدا ميشد كه مجازات سنگسار زنان را عملي غير انساني بنامد و بي باكانه از آن انتقاد كند، و از آنطرف دنيا نيز يك حسين باقرزاده ظاهر ميشد كه شجاعانه به نداي قندچي پاسخ مثبت دهد. ناگهان در مقابل چشمان بهت زده مان در همان بولتن اينترنتي شاهد قيام دوازده نفر زن و مرد متقّن شديم كه آگاهانه و جسورانه «گروه ايراني حقوق بشر» را تأسيس كردند. اين اوّلين گروه مجازي اينترنت با اعضاي ايراني از سراسر دنيا بود كه هدفش دفاع از حقوق مدني و فردي ايرانيان درون مرزي بود. موج عدالت خواهي ايرانيان هميشه تابعي پيوسته بوده است و هميشه رهنورد يك ايده آل. حالا چه برون مرزي، چه درون مرزي. چه ديروز، چه امروز. 

و بديهي بود كه عنقريب زمان موعود فرا ميرسيد و يك حسين درخشان نامي از گلستان جوانان ايران برميخاست و ابزار وبلاگ سازی را به عموم مردم معرفی ميكرد تا امروز ايرانيان بتوانند بدينوسيله حرف دلشان را با آزادگی بيان كنند، با يكديگر در سراسر جهان ارتباط برقرار كنند، و به تبادل افكار در همه شئون بپردازند. پس دليل ثبت نام اين اشخاص اينست كه به ابزار اينترنتی كه در اختيار عموم مردم گذاشتند و يا به آثاري كه در اين فضا از خود باقي گذاشتند پی ببريم، و زحمات مخلصانه آن آرزوسازان را سپاس داريم. درست است كه عهد تاريخ اين است كه اين تحوّلات را سرانجام فراهم ميسازد، ولي يكی بايد سرش درد ميكرد، يكی بايد كَك در تنبانش می افتاد، و يكی هم بايد حوصله اش از يكنواختي سر ميرفت. اين افراد به كمبودها و نارسانيهاي موجود پي بردند. پس بپا خاستند و در برطرف كردن آن موانع همّت گماشتند. 

نطفه پروژه اينترنت در وزارت دفاع آمريكا بسته شد و در بستر جنگ سرد بدنيا آمد. اينترنت قرار بود فقط چند كامپيوتر نظامی را، كه بنا بر استانداردهای امروز قكسنی محسوب ميشوند، بهم متصّل كند تا در صورت وقوع جنگ اتمی بين آمريكا و شوروی سابق كامپيوترها بتوانند كماكان اطلاعات نظامي را به يكديگر بفرستند. چند سال قبل از اينترنت نيز آقاي تد نلسون ايده اَبـَرمتن (Hypertext) را اختراع كرده بود ولي هيچكس، حتي خود وي، مورد استفاده اي برايش پيدا نكرده بود. سرانجام در سال ۱۳۷۰ مردم دنيا توانستند اطلاعات و مطالب گوناگون را به مشاركت يكديگر در آورند و اين وقتی ميسّر شد كه آقاي تيم برنرز-لی با تلفيق اَبـَر متن و اينترنت پديده تور جهان گستر را به جهانيان عَرضه كرد. وی در اين مورد، در حاليكه نظريه مساعدت زمان را تأئيد ميكند، ميگويد «من هم به اتفاق زمان، و علاقه و استعداد لازمه، به اينجا رسيدم، البته پس از اينكه اَبـَر متن و اينترنت بلوغ خودشان را كرده بودند. خب تنها كاری كه برای من باقی ماند اين بود كه آن دو را به عقد يكديگر درآورم!» 

اين وقايع نگاشت به بخش هاي ذيل تقسيم شده است و هر بخش روزشمار (يا دقيقتر سال شمار) وقايع مربوطه را نشان ميدهد: 

تاريخ اينترنت 
تاريخ تور جهان گستر 
اينترنت و ايرانيان برون مرزي 
اينترنت در ايران 
آمار اينترنت 
منابع و مراجع 
تاريخ اينترنت 

۱۳۳۷: سازمان ARPA توسّط وزارت دفاع آمريكا تأسيس ميشود. هدفش ابداع پيشرفته ترين تكنولوژي در رابطه با همكاري با مراكز تحقيقاتي دانشگاه هاي معتبر كشور است. اين سازمان بدستور رئيس جمهور وقت دوايت آيزنهاور و در جواب قمر اسپوتنيك كه شوروي سابق بفضا پرتاب كرده بود بوجود آمد. 

۱۳۴۸: شبكه ARPANET چهار كامپيوتر واقع در چهار دانشگاه آمريكا را بهم وصل ميكند. 

۱۳۵۱: رِي تاميلسون مهندس شركت آمريكائي BBN ايميل را اختراع ميكند. 

۱۳۵۲: دو محقّق آمريكائي بنام وينتون سِرف و رابرت كان ايده اينترنت را براي اولّين بار ابداع ميكنند. 

۱۳۵۳: اينترنت روي كاغذ طراحي ميشود. محققين سِرف و كان پروتكل هاي IP و TCP را بعنوان وسيله حمل پاكتهاي اطلاعات بين دو كامپيوتر تعريف ميكنند. 

۱۳۵۸: نرم افزار USENET توسط تام تراسكات، جيم اِليس و اِستيو بلووين ساخته ميشود. اين ابزار به كاربران كامپيوترها اجازه ميدهد به بولتن هاي مختلف بپيوندند تا در مورد اينترنت، سياست، مذهب و خلاصه هر موضوعي صحبت كنند. در ابتدا جزئي از اينترنت نبود و از پروتكل UUCP استفاده ميكرد. 

۱۳۶۰: پروتكل BITNET اَبـَركامپيوترهاي IBM را بهم وصل ميكند و در اروپا رشد ميكند. قرار است يعنوان پروتكل متفاوتي رقيب ‏TCP/IP شود. 

۱۳۶۲: سازمان DARPA پروتكل هاي ‏TCP/IP (يعني ساختار اينترنت) را بمنظور متصّل كردن كامپيوترهاي وزارت دفاع آمريكا بعنوان استاندارد اختيار ميكند. حالا اينترنت اعتبار رسمي پيدا ميكند. 

۱۳۶۵: سازمان دولتي «بنياد علوم ملّي» (NSF) شبكه NSFNET را بر مبناي پروتكل هاي اينترنت يعني TCP/IP در آمريكا بنا ميكند. 

۱۳۶۶: پروژه يونيكد توسّط مهندسان شركت اَپل و زيراكس يعني جو بكِر،‌ لي كالينز و مارك ديويس آغاز ميشود. هدف اين پروژه اينست كه تمام نويسه هاي موجود در دنيا را در يك بانك اطلاعاتي جا دهد و معضل مجموعه نويسه (Character Set) كامپيوتر را براي هميشه حّل كند. 

۱۳۶۹: شركت هاي مايكروسافت و آي-بي-ام حمايت خود را از پروژه يونيكد اعلام ميكنند و بدان مي پيوندند. 

۱۳۶۹: سازمان غير دولتي/سياسي (NGO) بنام «بنياد مرز الكترونيكي» توسّط چند نفر از پيشكسوتان كامپيوتر و اينترنت در شهر سانفرانسيسكو تأسيس ميشود. هدف اين بنياد دفاع از حقوق بشر در مقوله آزادي فكر و بيان و مشاركت افكار و عقايد مردم در شبكه اينترنت و بعداً تور جهان گستر است. در سال ۱۳۷۵ اين بنياد متهّورانه به دفاع از حقوق كاربران اينترنت در ايران مي شتابد. 

۱۳۷۱: شركت AOL به مشتركانش اجازه ميدهد به اينترنت وصل شوند و آنان براي اولّين بار ميتوانند به اشخاص خارج از محيط AOL ايميل بفرستند و دريافت كنند. 

تاريخ تور جهان گستر 

۱۳۴۴: تد نلسون آمريكائي ايده اَبـَرمتن (Hypertext) را اختراع ميكند. ربع قرن طول كشيد تا تيم برنرز-لي از آن بعنوان يكي از اركان وب استفاده كند. 

۱۳۵۹: تيم برنرز-لي انگليسي برنامه نرم افزار ENQUIRE را مينويسد. هدف اين برنامه مرتبط كردن و رديابي كاركنان، كامپيوترها و پروژه هاي موجود در موسسه تحقيقاتي CERN در سوئيس است. اين برنامه پيشرو و مبشّر تور جهان گستر (وب) ميشود. وي كلمه نامبرده را از كتاب محبوب دوران كودكيش بنام Enquire Within upon Everything اقتباس ميكند. 

۱۳۶۸: تيم برنرز-لي اوّلين نسخه پيشنهاد طرح تور جهان گستر را در موسسه CERN منتشرميكند. 

۱۳۶۹: تيم برنرز-لي نرم افزار «تور جهان گستر» را بر روي يك كامپيوتر NeXT سوار ميكند. اين اوّلين خادم وب (Web Server) است و اوّلين صفحه وب را نمايش ميدهد. 

۱۳۷۰: تيم برنرز-لي نسخه آلفاي مرورگر خود بنام WorldWideWeb را اعلام ميكند و مردم ميتوانند آنرا از هوستي در موسسه CERN اختيار كنند. 

۱۳۷۱: تيم برنرز-لي نسخه رسمي مرورگر خود بنام WorldWideWeb و وب سِرور HTTP را منتشر ميكند و آنرا در اختيار عموم قرار ميدهد. 

۱۳۷۱: پاول كانز در «مركز شتاب دهنده خطي» دانشگاه استانفورد (SLAC) اوّلين وب سِرور را در خارج از اروپا نصب ميكند. 

۱۳۷۲: نسخه 1.0 مرورگر موزائيك (Mosaic) توسط برنامه نويسان مارك اندريسن و اِريك مينا و چند نفر ديگر در «مركز ملّي اجرائي اَبـَر رايانه اي» (NCSA) در دانشگاه ايلينويز انتشار مي يابد. 

۱۳۷۳: مارك اندريسن و سرمايه گذار معروف جيم كلارك شركت موزائيك را در كاليفرنيا تأسيس ميكنند كه بعداً اسمش به Netscape تغيير پيدا ميكند. 

۱۳۷۳: وب سايت ياهو! (!Yahoo) توسط دو دانشجوي رشته دكترا در دانشگاه استانفورد ساخته ميشود. وب سايت شامل ليست وب سايت هاي موجود در اينترنت است كه بر حسب موضوع مرتّب شده است. 

۱۳۷۳: تيم برنرز-لي كنسرسيوم WWW معروف به W3C را در دانشگاه MIT بنياد ميكند. هدف اين سازمان حفظ استانداردهاي موجود و ايجاد استانداردهاي جديد در وب است. 

۱۳۷۳: شركت Netscape نسخه بتاي مرورگر خود بنام Navigator را منتشر ميكند. 

۱۳۷۴: شركت آمازون (Amazon.com) اوّلين وب سايت تجارت الكترونيكي را در شهر سياتل آمريكا براه مي اندازد و كار خود را با كتاب فروشي آغاز ميكند. 

۱۳۷۴: پيـر اميديار (Pier Omidyar) فرانسوي نيمه ايراني و مقيم آمريكا وب سايت Ebay.com را در حومه شهر سانفرانسيسكو براه مي اندازد. هدف اين وب سايت خريد و فروش هرگونه اجناس بين مردم دنيا است. 

۱۳۷۵: شركت مايكروسافت اوّلين مرورگر خود بنام Internet Explorer را منتشر ميكند و بالاخره با حضور خود در اينترنت به همه شايعات خاتمه ميدهد. 

۱۳۷۷: شركت Google در كاليفرنيا سرويس پيشرفته موتور جستجوگرش (Search Engine) را در اختيار همه مردم قرار ميدهد. 

۱۳۷۸: اِوان ويليامز (Evan Williams) در سانفرانسيسكو سرويس وبلاگ را بنام Blogger.com آغاز ميكند و بدينوسيله مردم دنيا را قادر به نوشتن و انتشار خاطرات روزانه شان در اينترنت ميكند. در اواخر تابستان ۱۳۸۰ وبلاگ نويسي به ايران راه پيدا ميكند. 

۱۳۸۰: پديده وب به نقطه اوج تجارت الكترونيكي و سرمايه گذاري «دات كام» ميرسد ولي هنوز سودي براي سرمايه گذاران به ارمغان نياورده است. از اينجا ببعد سرمايه ها مي خشكند و حباب وب شروع به تركيدن ميكند. 

۲۰ شهريور ۱۳۸۰: حمله تروريستي به آمريكا و صدمه و ركود اقتصادي متقاعب، رسماً و عملاً دوران «دات كام» را بپايان ميرساند. حالا فقط چند شركت انگشت شمار اينترنتي ميتوانند به بقاي خود ادامه دهند. 

اينترنت و ايرانيان برون مرزي 

۱۳۶۵: فرهاد شاكري كارمند دانشگاه بركلي كاليفرنيا اوّلين كامپيوتر بنام «تهران» را به شبكه اينترنت وصل ميكند. 

۱۳۶۷: فرهاد شاكري، كه بتازگي در دانشگاه استانفورد كاليفرنيا مشغول بكار شده است، دو كامپيوتر بنام «تهران» در آدرس tehran.stanford.edu و «شيراز» در آدرس shiraz.stanford.edu را به شبكه اينترنت وصل ميكند. اينها اوّلين كامپيوترهاي موجود در اينترنت هستند كه حاوي مطالب و اطلاعات مربوط به ايران مي باشند. 

۱۳۶۸: فرهاد شاكري اوّلين مقصد FTP را در شبكه اينترنت تحت همان كامپيوتر «تهران» برقرار ميكند. در ابتدا محتويات اين مخزن شامل عكسهاي مربوط به ايران و مجله فنّي «نور» مي باشد و همگان ميتوانند به آن دسترسي داشته باشند. 

۲۳ اسفند ۱۳۶۸: در يك رأي گيري همگاني و دموكراتيك با شركت كاربران اينترنت از سراسر جهان و بر طبق دستورالعمل ها و ضوابط مقرّر شده در محيط USENET، ايجاد بولتن بورد اينترنتي SOC.CULTURE.IRANIAN (كه بعداً به SCI معروف شد) به تصويب ميرسد و رسماً افتتاح ميشود. براي اوّلين بار در تاريخ، ايرانيان از هر قشري، با هر عقيده اي و از همه جاي دنيا ميتوانند در محيطي كاملاً آزاد و بدون سانسور و بدون ناظم حضور يابند تا در مورد هرگونه مطلبي مربوط به ايران به بحث و مناظره بپردازند. منشور SCI بسادگي اعلام ميكند «اينجا بولتني است بدون ناظم بمنظور بيان كردن و بحث كردن هر مطلبي راجب به ايران و هر آنچه كه برچسب ايراني دارد.» 

۱۳۷۱: علي مؤيديان (متخلّص به مش چراغ علي) متن ساز فارسي «گِردسوز» را بر مبناي مجموعه نويسه ASCII اختراع ميكند و آنرا بطور مجاني در اختيار كاربران SCI قرار ميدهد. گردسوز مجهّز به دو قلم «ميخي-۱۰» و «گرد-۲۱» مي باشد. براي اوّلين بار ايرانيان ميتوانند در اينترنت مطالب خود را به فارسي منتشر كنند. 

۱۳۷۱: سيامك هاشمي دانشجوي دانشگاه استانفورد مسئوليت گردهمائي كاربران SCI مقيم منطقه صنعت كامپيوتر در شمال كاليفرنيا (Silicon Valley) را بعهده ميگيرد تا ماهي يكبار دور ميز نهار به ملاقات يكديگر بنشينند. بعداً اين جلسات به «SCI-Lunch» معروف ميشوند. در يك چشم بهم زدن عبارات «SCI آباد» و «SCIer» جزئي جدا ناپذير از حضور ايرانيان در اينترنت ميشوند. 

۱۳۷۲: فرهاد شاكري اوّلين وب سايت ايراني را در آدرس http://tehran.stanford.edu براه مي اندازد كه بهمراه وب سايت پاول كانز جزء اوّلين وب سايتها و وب سِرورهاي خارج از اروپا محسوب ميشوند. 

۱۳۷۲: در حركت بدعت آور ديگري، علي مؤيديان اوّلين تقويم ايراني اينترنتي موسوم به «خيّام» را ميسازد و آنرا بطور مجاني در اختيار كاربران SCI قرار ميدهد. 

۱۳۷۲: جواني هجده ساله بنام شهباز ثابتي در آمريكا اوّلين ليست ايميل ورزشي ايراني را براه مي اندازد. مشتركان اين ليست يك مشت ورزشدوست پر التهاب و وطندوست دو آتشه هستند كه در مورد اخبار و حوادث ورزشي ايران تبادل نظر ميكنند. 

۱۳۷۲: اوّلين همايش كاربران SCI با عنوان «ديدار» در حومه دانشگاه استانفورد كاليفرنيا و با حضور ايرانياني از اروپا و افرادي كه مقيم آمريكا بودند منعقد ميگردد. 

۱۳۷۲: انوشيروان حسيني نسخه فارسي مرورگر موزائيك بنام Pmosaic و ابزاري بنام Hottea، كه به زبان جاوا نوشته شده است، را منتشر ميكند تا كاربران بتوانند متن فارسي را در وب سايت ها به نمايش درآورند. سعيد وحيد مدير فنّي ندا رايانه از اين ابزار استفاده ميكند و روزنامه همشهري را براي اوّلين بار به زبان فارسي بروي وب مي آورد. 

۱۳۷۲: انوشيروان حسيني شركت «گروه انتشارات جهاني» (Global Publishing Group, GPG) را در شمال كاليفرنيا تأسيس ميكند. هدف GPG ارائه خدمات وب هوستينگ به ايرانيان سراسر دنيا مخصوصاً در داخل ايران است. 

۱۳۷۳: سام قندچي مقيم كاليفرنيا در مقاله اي در SCI به مجازات سنگسار زنان اعتراض كرده و آنرا عملي غير انساني مينامد و از آن انتقاد ميكند. از آنطرف دنيا حسين باقرزاده مقيم انگلستان از نظر قندچي دفاع ميكند. پس از چند دور مشاوره، دوازده نفر زن و مرد جسورانه «گروه ايراني حقوق بشر» را تأسيس ميكنند كه فقط از طريق اينترنت و ايميل فعّاليت ميكنند. اين اوّلين گروه مجازي اينترنت با اعضاي ايراني از سراسر دنيا است كه هدفش دفاع از حقوق مدني و فردي ايرانيان درون مرزي ميباشد. بعدها سازمان هاي رسمي حقوق بشر از اين گروه منشعب ميشوند. 

۱۳۷۳: پروژه طرح «تي شرت SCI» با تشريك نظر كاربران در بولتن بورد آغاز ميشود. بنا به نظر مساعد اكثر كاربران، طرح نهائي بر محور موضوعات و مطالبي كه بطور مرتّب در موردشان بحث شده است قرار ميگيرد، و براي عنوان اين طرح عبارت عاميانه «باهاس وصل بشيم» انتخاب ميشود. پس از شش ماه،‌ بالاخره تي شرت ها آماده ميشوند و به سراسر دنيا پست ميشوند. 

۱۳۷۳: بدنبال بحثهاي آتشين و سؤ تفاهم برانگيز ميان كاربران SCI كه ادعا ميكردند حق دارند هرچه ميخواهند بگويند ولي تعجّب ميكنند چرا مورد مخالفت قرار ميگيرند، كاوه مسعوديان با حركتي مسالمت آميز و در عين حال طنز اوّلين اعلاميه آزادي بيان ايرانيان را در SCI منتشر ميكند. عنوان آن «حق شما در SCI» يا به سنّت آمريكائي «SCI Miranda Right» است. اين حق به روشني تضمين ميكند «هر كسي حق دارد هر مطلبي كه دلش ميخواهد به SCI آباد بفرستد، و در عين حال هر كس ديگر نيز حق دارد به همان مطلب اعتراض كند يا با آن مخالفت كند.» 

۱۳۷۳: دومين همايش كاربران SCI با عنوان «جيدار» (مقتبس از G-man كه اسم مستعار امير قاآني مهماندار برنامه بود) در كرانه سان دياگو در كاليفرنيا و با حضور بسياري از ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا در ايّام كريسمس به وقوع مي پيوندد. 

۱۳۷۴: بولتن SCI عمومي ترين محيط براي مطرح كردن مطالب و مباحث راجب به ايران است. آمار USENET نشان ميدهد كه در اواسط اين سال به بالاترين تعداد خوانندگان ميرسد. 

۱۳۷۴: سومين همايش كاربران SCI با مهمانداري سيمين همّتي و عنوان «چيدار» (مقتبس از اسم شهر شيكاگو يعني Chicago) در آن شهر برپا ميشود. باز هم بسياري از ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا حاضر شده و به ديدار يكديگر ميشتابند. 

۱۳۷۴: جهانشاه جاويد در نيويورك اوّلين مجله ايراني و اينترنتي بنام «ايرانيان» را در وب سايت http://www.iranian.com منتشر ميكند. اين وب سايت يكي از غنيترين منابع اطلاعات در مورد ايران است، و تا به امروز پربيننده ترين وب سايت ايراني در فضاي اينترنت محسوب ميشود. 

۱۳۷۵: رويا زمانزاده در سانفراسيسكو اوّلين وب سايت اختصاصي زنان ايراني بنام «زن» را در آدرس http://www.zan.org براه مي اندازد. هدف اين سايت اين است كه برداشت هاي كليشه اي غلط در مورد زنان ايراني را از ميان بردارد. 

۱۳۷۵: هوشيار نراقي و علي ذَهَبي در يكي از شهرهاي حومه دانشگاه استانفورد اوّلين وب سايت مختص به ورزش ايران بنام «اسپرتستان» را در آدرس http://www.sportestan.com براه مي اندازند. 

۱۳۷۵: بدنبال امضاي حكم تحريم اقتصادي ايران و ليبي توسط بيل كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا در تاريخ ۱۴ مرداد، چند روز بعد شخصي بنام دكتر اِستيو گلد استاين، كه در بخش «تحقيق و ساختار شبكه و ارتباطات» مؤسسه ملّي علوم (NSF) كار ميكرد، ايميلي به دانشگاه وين در اتريش ميفرستد و در آن با اشاره به حكم كلينتون ادعا ميكند دانشگاه بايد ترافيك اينترنت ميان ايران و آمريكا را كه از طريق خطوط شبكه NSFNET ميگذرد بلوك كند. دانشگاه وين نيز بدون مطالعه اين دستور را اجراء كرد و تماس ايميلي ميان دانشگاه هاي ايران و آمريكا و اصولاً اتّصال اينترنت از ايران به آمريكا قطع شد. 

بدنبال رايزني دكتر ابراهيم مشايخ رئيس مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات،‌ كه تنها خط اينترنت ايران تحت پوشش آن مركز نظارت ميشد، و كوشش هاي بدون وقفه و از خود گذشته چند تن از متخصصين ايراني مقيم آمريكا كه آماده شده بودند عمل غيرقانوني NSF را در محافل علمي افشاء كنند، بالاخره در ۴ شهريور NSF دستور قبلي قطع اينترنت را لغو ميكند. «بنياد مرز الكترونيكي» نيز به دفاع از حقوق كاربران اينترنت در ايران مي شتابد، و درست چند ساعت قبل از اينكه NSF از ادامه عملش عقب نشيني كند، آقاي دِكلان مَك كولا يكي از گزارشگران آن بنياد مقاله اي اعتراض آميز در رابطه با حركت NSF مينويسد و آنرا در اينترنت پخش ميكند. بعداً NSF بر سر اين عقيده باقي ماند كه اقدام غيرمجاز و يكطرفه دكتر گلد استاين شخصي بوده و نه در صلاحيت رسمي سازمان. نكته جالب توّجه اين بود كه محدوديت هاي تعيين شده در حكم رئيس جمهوري مخصوصاً از مسائل مربوط به تبادلات آموزشي و تحقيقات دانشگاهي بين ايران و آمريكا مستثني بود. اين واقعه بعنوان يكي از مهمترين حوادث تاريخ ايرانيان كه در فضاي اينترنت رخ داد به ثبت ميرسد. 

۱۳۷۶: با ظهور پديده تور جهان گستر (وب)، بولتن SCI مركزيت آن محيط ايراني را از دست ميدهد. اكثر كاربران فعّال در SCI وب سايت هاي خويش را ساخته و پرداخته ميكنند و بدين ترتيب رَوند عدم تمركز در ميان ايرانيان آغاز ميشود. 

۱۳۷۶: اوّلين وب سايت اخبار ايران بزبان انگليسي بنام «پيوند» در آدرس http://www.payvand.com منتشر ميشود. علي مؤيديان و مهيار رحمتيان شركت پيوند را در سال ۱۳۷۴ در شمال كاليفرنيا تأسيس كردند. 

۱۳۷۶: پيرو پيشنهاد مهرداد مسعودي مقيم كانادا، هوشيار نراقي در آمريكا طومار ايرانيان در شبكه اينترنت را در وب سايت ورزشي اسپرتستان براه مي اندازد تا هزاران ايراني از سراسر دنيا بتوانند آنرا امضاء كنند، و بدان وسيله از فوتباليست سرشناس علي دائي و سرمربي تيم ملّي محمد مايلي كهن بخواهند كه دست از خودخواهي بردارند، و بخاطر مصلحت وحدت ملّي و برآورده كردن آرزوي ايرانيان پس از سالها انزوا، كه همانا حضوري آبرومندانه در صحنه اي بين المللي چون جام جهاني است، بقول معروف از خر شيطان پائين بيايند و با يكديگر مدارا كنند. همزمان با اين حركت روزنامه هاي همشهري و ابرار ورزشي گزارش اين طومار را در صفحه اوّل چاپ كردند. پس از جمع آوري امضاها، يك نسخه از آن به علي دائي، محمد مايلي كهن، رئيس فدراسيون فوتبال و يك نسخه هم به سردبير ورزشي مجلات همشهري و ابرار ورزشي فرستاده شد. 

۱۳۷۹: شهرام ذوالقدر مقيم مونشن گلادباخ اوّلين وب سايت ايراني بنام «ايران اكنون» بزبان آلماني را در آدرس http://www.iran-now.de براه مي اندازد. 

اينترنت در ايران 

۱۳۶۸: مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات (IPM) به منظور ايجاد و اداره پروژه هاي تحقيقاتي در علوم رياضي و فيزيك و اِشاعه ‌تماس علمي بين دانشگاه هاي ايران و مؤسسات بين المللي آغاز بكار ميكند. 

۱۳۷۱: فقط تعداد كمي از دانشگاه هاي ايران، از جمله دانشگاه صنعتي شريف و دانشگاه گيلان، توسط مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات و از طريق پروتكل UUCP به اينترنت وصل ميشوند تا با دنياي خارج ايميل رد و بدل كنند. دكتر محمد جواد لاريجاني رئيس مركز (نماينده مجلس) و دكتر سياوش شهشهاني معاون رئيس مركز (استاد رياضي دانشگاه صنعتي شريف)تصوّر حضور گسترده اينترنت در ايران را در سر مي پرورانند. 

۱۳۷۱: IPM از طريق «شبكه تحقيقات فرهنگستاني اروپا» يا EARN به شبكه كامپيوتري BITNET مي پيوندد و در نتيجه به اينترنت وصل ميشود. بدين ترتيب ايران دومين كشور در خاورميانه، فقط پس از اسرائيل، محسوب ميشود كه به اينترنت وصل ميشود. بعدها دكتر شهشهاني درباره اين واقعه ميگويد «هيچكس بما كمك نكرد و اين فقط از جانب كوششهای شبانه روزی چند جوان ۲۵ ساله دانشگاهی كه سرشان را توي كتاب های فنّی غرق كرده بودند مقدّر شد.» 

۱۳۷۲: بدنبال كوشش هاي دكتر ابراهيم مشايخ رئيس جديد مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات،‌ اين مركز بعنوان تنها نهاد ثبت اسامي قلمرو [ir.] در ايران به رسميت شناخته ميشود. اين قلمرو مشخّصه تعيين شده براي هويّت ايران در فضاي اينترنت است. دكتر مشايخ اينترنت را در ايران تعميم ميدهد و بدين وسيله اسمش بعنوان «بنيان گذار اينترنت در ايران» ثبت ميشود. 

۱۳۷۳: مؤسسه ندا رايانه تحت حمايت مالي شهرداري تهران ولي بعنوان شركتي مستقل با مديريت ناصر علي سعادت و مدير فنّي سعيد وحيد تأسيس ميشود. پس از راه اندازي اوّلين بولتن بورد (BBS)، در عرض يك سال نيز اوّلين وب سايت ايراني داخل ايران را در آدرس http://www.neda.net براه مي اندازد. همچنين، اين مؤسسه روزنامه «همشهري» را به زبان فارسي در اينترنت منتشر ميكند، كه اين اوّلين روزنامه رسمي ايراني در وب محسوب ميشود. 

۱۳۷۳: مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات دروازه اينترنت را از شبكه BITNET به TERENA («انجمن شبكه تحقيقي و آموزشي اروپائي» كه جايگزين مؤسسه EARN شد) منتقل ميكند تا بتواند از پروتكل رسمي اينترنت يعني TCP/IP بهره مند شود. 

۱۳۷۳: مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات توسط يك مودِم ۹۶۰۰ بيتي با دانشگاه وين در اُتريش براي اوّلين بار يك لينك IP تمام وقت اينترنت برقرار ميكند. در اوّلين فرصت حدود هجده دانشگاه و مؤسسه تحقيقاتي از طريق مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات به اينترنت دسترسي پيدا ميكنند. در ابتدا اكثر كاربران اعضاي كادر آموزشي و دانشجويان فوق ليسانس دانشگاه ها هستند. 

۱۳۷۳: بدنبال اتصال به اينترنت از طريق ماهواره كانادائي «كد ويژن» (Cadvision)، مؤسسه ندا رايانه فعاليت بازرگاني خود را بعنوان اوّلين شركت خدمات سرويس اينترنتي (ISP) آغاز ميكند.

۱۳۷۴: مجلس ايران تأسيس شركت «امور ارتباطات دِيتا» تحت نظر شركت مخابرات ايران را تصويب ميكند و مسؤليت توسعه خدمات ديتا در سطح كشور را بطور انحصاري در اختيار آن شركت قرار ميدهد. 

۱۳۷۶: اوّلين مسابقه فوتبال (ايران-عربستان در تهران) توسط صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بطور زنده در اينترنت از طريق وب سايتي در انگلستان پخش ميشود. 

۱۳۷۶: براي اوّلين بار در تاريخ انتخابات ايران،‌ نامزدهاي رياست جمهوري محمد خاتمي و علي اكبر ناطق نوري وب سايت هاي رسمي خود را منتشر ميكنند تا فعاليت هاي تبليغاتيشان را به خارج از ايران گسترش دهند. 

۱۳۷۶: خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (IRNA) وب سايت خود را از طريق شركت مخابرات انگلستان انتشار ميدهد. بعداً آنرا به آمريكا منتقل ميكند تا بوسيله وب سرور شركت GPG منتشر شود. 

۱۳۷۶: به منظور توسعه پهناي باند اينترنتي، مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات از طريق يك لينك جديد ۱۲۸ كيلو بيتي به ماهواره Archway در شهر ميلان (ايتاليا) وصل ميشود. 

۱۳۷۷: پروژه يونيكد در ايران با قرارداد شوراي عالي انفورماتيك و همكاري بنياد دانش و هنر واقع در انگلستان و با نظارت و مديريت فنّي دانشگاه صنعتي شريف تحت عنوان «فارسي وب» آغاز ميشود. هدف پروژه اينست كه با گنجاندن كامل و جامع الفباي فارسي در استاندارد يونيكد، نشر فارسي در كامپيوتر، مخصوصاً اينترنت و وب، استاندارد شود و اصولاً مشكل قلم (فونت) هاي غير استاندارد موجود در نرم افزارهاي ايراني حل شود. 

۱۳۷۷: شركت «امور ارتباطات دِيتا» توسط يك لينك جديد ماهواره اي از طريق كويت به پاريس (فرانسه) مستقلاً به اينترنت وصل ميشود. 

۱۳۷۹: شركت IranGate.net در شهر اصفهان تأسيس ميشود تا بعنوان يك ISP خدمات اينترنتي را بطور اختصاصي به شهرهاي پر جمعيت غير از تهران ارائه دهد. 

۲۷ اسفند ۱۳۷۹: ايران بطور رسمي عضو كنسرسيوم يونيكد ميشود، و روزبه پورنادر از دانشگاه صنعتي شريف بعنوان نماينده ايران به آن سازمان معرّفي ميشود. 

۱۳۸۰: براي اوّلين بار پديده وبلاگ نويسي در ايران توسط دانشجو سلمان جريري آغاز ميشود. سه ماه بعد حسين درخشان (متخلص به «حدر») نويسنده و گزارشگر امور اينترنتي به جريري مي پيوندد و با نوشتن يك راهنماي ساده و در عين حال كافي وبلاگ نويسي را به ايرانيان معرفي ميكند. درست يك سال بعد، بنا بر آمار غير رسمي تعداد وبلاگ نويسان از مرز ۱۵۰۰۰ ميگذرد. 

۱۳۸۱: اوّلين سرويس وبلاگ نويسي ويژه فارسي زبانان در وب سايت Persianblog.com در ايران آغاز بكار ميكند. هدف تيم ارائه دهنده اين سرويس مجاني ايجاد محيطي كاملاً فارسي از جمله متن نويس سازگار با زبان فارسي، تقويم شمسي و سيستم نظرخواهي فارسي، و متمرکز نمودن وبلاگ نويسان فارسي زبان در يک سايت و در نتيجه افزايش بينندگان اين وبلاگها است. در عرض هفت ماه نزديك به ۲۱۰۰۰ ايراني براي استفاده از اين سرويس ثبت نام ميكنند. 

آمار اينترنت 

سال تعداد كاربران اينترنت در ايران 
۲۰۰۵ ۱۵ ميليون (تخمين) 
۲۰۰۲ ۱۵۰۰۰۰۰ 
۲۰۰۱ ۴۱۸۰۰۰ 
۲۰۰۰ ۱۳۲۰۰۰ 
۱۹۹۹ ۴۸۰۰۰ 
۱۹۹۸ ۲۲۰۰۰ 
۱۹۹۷ ۵۰۰۰ 
۱۹۹۶ ۲۰۰۰ 



سال تعداد كاربران اينترنت در آمريكا (ميليون) 
۲۰۰۲ ۱۶۵ 
۱۹۹۹ ۱۰۰ 
۱۹۹۸ ۵۷ 
۱۹۹۷ ۱۹ 



تاريخ تعداد كاربران اينترنت در جهان (ميليون) درصد جمعيت جهان (%) 
آگوست ۲۰۰۱ ۵۳۱ ۸/۵ 
آگوست ۲۰۰۰ ۳۶۸ ۶/۰ 
آگوست ۱۹۹۹ ۱۹۵ ۴/۶ 
سپتامبر ۱۹۹۸ ۱۴۷ ۳/۶ 
نوامبر ۱۹۹۷ ۷۶ ۱/۸ 
دسامبر ۱۹۹۶ ۳۶ ۰/۹ 
دسامبر ۱۹۹۵ ۱۶ ۰/۴ 



كشور تعداد كاربران اينترنت (ميليون) تاريخ سرشماري 
آمريكا ۱۶۵ مي ۲۰۰۲ 
چين/هنگ كنگ ۶۹ ۲۰۰۲ 
ژاپن ۶۱ ۲۰۰۲ 
آلمان ۳۵ آگوست ۲۰۰۲ 
بريتانيا ۳۳ آگوست ۲۰۰۱ 
فرانسه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۱ 
كانادا ۱۷ فبريه ۲۰۰۲ 
استراليا ۱۰/۶ فبريه ۲۰۰۲ 
اسپانيا ۹/۴ دسامبر ۲۰۰۱ 


زبان محتواي وب تا سال ۲۰۰۲ (%) 
انگليسي ۶۸/۴ 
ژاپني ۵/۹ 
آلماني ۵/۸ 
چيني ۳/۹ 
فرانسوي ۳/۰ 
اسپانيائي ۲/۴ 
بقيه ۱۰/۶ 


سال تعداد وب سِرورها 
۱۹۹۲ ۵۰ 
۱۹۹۳ ۶۰۰ 
۱۹۹۴ ۱۰۰۰۰ 
۱۹۹۵ ۳۰۰۰۰ 
۱۹۹۶ ۶۰۰۰۰۰ 
۱۹۹۷ ۱/۷ ميليون 
۱۹۹۸ ۳/۷ ميليون 
۱۹۹۹ ۹/۶ ميليون 
۲۰۰۰ ۲۵/۷ ميليون 
۲۰۰۱ ۳۶/۳ ميليون 
۲۰۰۲ ۴۰ ميليون 


منابع و مراجع 

آزادي در اينترنت: بنياد مرز الكترونيكي 
تولّد اينترنت: سازمان DARPA 
تاريخ اينترنت: جامعه اينترنت 
تاريخ USENET: تولّد USENET > 
آمار اينترنت: 
۱، ۲، ۳، ۴ ، ۵ ، ۶ 
بولتن بورد: پيام تأسيس بولتن بورد ايرانيان 
گروه ايراني حقوق بشر در اينترنت: مقاله سام قندچي 
آمار اينترنت در ايران: ۱، ۲، ۳، ۴ 
تاريخ تور جهان گستر (وب): مأخذ كنسرسيوم وب 
تحريم اينترنت در ايران: ۱، ۲، ۳ 
يونيكد: وب سايت كنسرسيوم يونيكد 
يونيكد: صفحه فارسي در وب سايت كنسرسيوم يونيكد 
يونيكد ايران: وب سايت رسمي «فارسي وب» 
پروژه يونيكد: گزارش دي ماه ۱۳۷۹ 
نرم افزارهاي GPG: موزائيك فارسي، جاوا فارسي (HOTTEA) 
نشر فارسي در مجموعه نويسه ASCII: متن ساز «گردسوز» 

 
هوشيار نراقی



هنگامه ای دیگر-- حسن رشدیه پدر فرهنگ جدید ایران


 هنگامه ای دیگر-- حسن رشدیه پدر فرهنگ جدید ایران

هنگامه ای دیگر-- حسن رشدیه پدر فرهنگ جدید ایران
دیریست که رنج نامه های ۱۴ سده پیش، در غبار پیمایش زمان، به افسانه ها پیوسته اند...
نویسندگان تاریخ، رنگی "آسمانی" بر رنج زدند و بدینسان ما رنج را فراموش و رنگ را پذیرا گشتیم...
تیغ نادانی که در پایان بری زیبایی گشاده دست بود فرمانفرما شد؛
دستاوردهای کشورهای مغلوب نامی دگر گرفت و "تمدن (نا داشته) اسلامی" بس زیبا شد؛
شب پروازی که داستان امید می گفت "جغد" نام گرفت و پیام آور زشتی ها شد؛
پرستش مرگ جای ستایش زندگانی را گرفت
و ما آموختیم تا در مویه ی از دست دادن ها هر آنچه را که داریم وانهیم و فراموش کنیم هر آنچه که بر ما شد...
رنج نامه پیوست، داستان نمونه وار افت و خیز نو آورانی ست که از فلاکت زار نادانی ره به آگاهی می گشایند. آنچه بر میرزا حسن رشدیه گذشت تنها یکی از "حلقه های مفقوده" ایست که سده های پیش را با آنچه که امروز می بینیم (بگفته خودشان) "وصلت" می دهد. بگواه "احادیث" دشوار نیست دریابیم که این همانی ست کز آغاز پدید آمده بود... درد آنجاست که هر گاه این سیاهه تاریخی پای به تالار داوری انسانی می نهد، بسیاری از شاگردان این "مکتب" به یاری اش می شتابند که "این آنی نیست کز آغاز پدید آمده بود!"
چرا که رنگ خوش نشین چشم است و رنج غباریست که در باد زمان سخت به یغما رفته ست ...
اما اکنون هنگامه دیگریست... چرا که تغییر خواهان بیشمارند!
آری، "ندا" را بیاد آور و "ترانه" را که میخواند: بر خیز! که بشکفند گلهای امید...
آرمان - ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۹
حسن رشدیه
پدر فرهنگ جدید ایران
میرزا حسن تبریزی (1230 تبریز – 1323 قم ) ، مشهور به رشدیه ، از پیشگامان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود . وی نخستین موسس مدارس جدید در تبریز و تهران بود . او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیده اند.

حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه ومشورت پدرش تصمیم گرفت که بجای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی ، روانه استانبول ، مصر و بیروت شود وآموزگاری نوین را فرا گیرد . به بیروت رفت ودرآنجا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب وهندسه وتاریخ وجغرافیا را آموخت . سپس در تفلیس مشغول به کارشد .

هنگام بازگشت سلطان قاجار ( ناصرالدین شاه ) از سفر فرنگ، رشدیه طرح های آموزشی خود را ارائه کرد وشاه اورا مامور کرد که به ایران آمده وهمین سبک را در شهرهای ایران راه اندازی کند اما پس از چندی از این تصمیم پشیمان شد و راه اندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.

میرزا حسن رشدیه درسال 1268 خورشیدی به زادگاه خود تبریز بازگشت ودرمسجدی در محله ششکلان تبریز، مدرسه ای به شیوه جدید راه اندازی کرد که به دوزبان فارسی وترکی آذربایجانی درآن تدریس می شد. تخته سیاهی جلوی شاگردان آویخت والفبای آسان شده را به سرعت به آنها آموخت. از کتابهای آسان حکایت ها را خواند ونظم و انضباطی را درمیان شاگردان حاکم کرد . پس از چندی تابلوی مدرسه رشدیه را بر سر در مکتب خانه ششکلان تبریز آویزان کرد.

گروهی از روحانیون آن روز این شیوه نوین آموزشی را که با اصول قدیم آموزش متفاوت بود، برنتافتند و هر روزعلیه وی شایعاتی درست میکردند.

متحجران، زنگ مدرسه وی را ناقوس کلیسا می نامیدند و اعلام می کردند که کسانی که فرزند خود را به مدرسه می فرستند کافرند. رشدیه برای آرام کردن اوضاع ، تصمیم گرفت دیگر از زنگ مدرسه برای صف بستن استفاده نکند و به جای آن، یکی از دانش آموزان، با صدای بلند ، شعر زیر را که سروده خود او بود می خواند :

هر آنکه درپی علم و دانایی است
بداند که وقت صف آرایی است
البته این کار نیز فایده ای نداشت وپس از آن برخی طلاب تحریک شده به مدرسه رشدیه حمله کرده، تابلوی آن را پایین آورده وتخته سیاه آن را آتش زدند ومیرزا حسن رشدیه را از مسجد ششکلان بیرون راندند.

میرزا حسن رشدیه چندی بعد حیاط مسجد شیخ الاسلام در تبریز را بازسازی کرده و اتاق های آن را سامان داد تا بعنوان کلاس درس از آن ها استفاده کند. دوباره مردم به این مدرسه جدید، اقبال نیکویی نشان دادند، ومدارس سنتی وقدیمی از رونق افتاد.

چندی نگذشت که تکفیر شد و فتوای انهدام مدارس جدید صادر شد. به دنبال آن عده ای به مدارس جدید حمله کردند وشروع به تخریب اموال مدرسه کردند، دانش آموزان را زخمی کردند وحتی تنی چند از دانش آموزان نیز دراین واقعه کشته شدند.

جالب اینجا بود که در هنگام تخریب یکی از این مدارس، وی میخندید و می گفت «این جاهلان نمی دانند که با این اعمال نمی توانند جلوی سیل بنیان کن علم را بگیرند. یقین دارم که از هر آجر این مدرسه، خود، مدرسه دیگری بنا خواهد شد. من آن روز را خواهم دید.»

این بار، دیگر اوضاع بر میرزا حسن چنان تنگ شد که از ایران به قفقاز رفت و در همانجا به آموزش پرداخت. وقتی که امین الدوله به والی گری آذربایجان منصوب شد، رشدیه را به تبریز فرا خواند و دوباره دبستانی در ششکلان تبریز برپا شد. در این دبستان جدید، شاگردان مدت طولانی تری را در مدرسه می ماندند وعلاوه برپوشیدن لباس های یک شکل، ناهار نیزبه آنها داده می شد.

وقتی امین الدوله درسال 1276 به تهران آمد، میزا حسن خان رشدیه نیز به پشتوانه او به تهران آمد ومدارسی به نام (مدارس رشدیه) در تهران بنیان گذاری کرد.
سالی به سر آمد. در پایان سال، رشدیه جمعی را به مسجد دعوت می کند تا مجلس امتحانی برپا کند و از حاصل کار سخن بگوید وحمایت دعوت شدگان را جلب کند. در مجلس امتحان، "عمق تغیّر" دین فروشان، برملاء می شود. "با کلنگ نجوا و اشارت" برای "برهم زدن مدرسه،" چاه می کنند . به گفته رشدیه :

« یکی از آقایان که مقامش عالی تر از لیاقتش است، خود داری نتوانست و گفت : اگر این مدارس تعمیم یابد، یعنی همه مدارس مثل این مدرسه باشد، بعد از ده سال، یک نفر بی سواد پیدا نمی شود. انوقت رونق بازار علما به چه اندازه خواهد شد معلوم است. علما که از حرمت افتادند، اسلام از رونق می افتد!.... صلاح مسلمین دراین است که از صد شاگرد که درمدرسه درس می خوانند یکی دوتا شان ملا وبا سواد باشند و سایرین جاهل و تابع و مطیع علما باشند.»

میرزا حسن، مدیر مدرسه رشدیه، پس از آنکه درتبریز برای ایجاد مدارس زحمت کشیده بود، به تهران رفت. «فریاد مقدسین بلند شد که آخر زمان نزدیک شده است که جماعتی بابی و لامذهب می خواهند الفبا را تغییر دهند، قرآن را از دست اطفال بگیرند وکتاب به آنها یاد بدهند.»

شیخ فضل الله نوری درجلسه ای، به ناظم الاسلام کرمانی درباره مدارس جدید می گوید : «ناظم الاسلام ، ترا به حقیقت اسلام قسم می دهم، آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه وتحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمی کند؟»

زنده یاد حسن رشدیه، تالیفات متعددی دارد، از جمله: بدایه التعلیم، نهایه التعلیم، وطن دیلی ( به ترکی آذربایجانی )، تاریخ شفاهی، جغرافیای شفاهی وغیره. وی در زمانی که در تهران بود، روزنامه تهران را انتشار می داد .

میزا حسن در 29 آذر سال 1323 در قم، در سن 97 سالگی درگذشت.

جک لی: عکس ارکید و شعر جنگل فراموش شده

این عکس ارکید را جک لی گرفته بود جنگل فراموش شده نیز شعر زیبایی از اوست  
یادش گرامی باد

http://ghandchi.com/flower.bmp
 


















جنگل فراموش شده!

نوشته: جک لي
ترجمه: سام قندچي



در سحرگاه 
در کنار ساحل،
نسيم آرامي از کنارم ميوزد،

به نرمي و در زير پاهايم.

خيره بر افق،
منتظر بر آمدن آفتاب.

عصر نو چه چيزي مياورد؟!
هنوز چکاوک ميخواند؟!
جائي که گلها در بهار غنچه ميکنند؟!
وقتي رؤياهاي ما بال ميگشايند؟!
آيا اين بار روح آزاد طنين ميافکند؟!
اميد، انتظار، و خيال!

پس از سحر،
من بايستي براي آن ستارگاني که در کنار ساحل مانده اند جستجو کنم؛
ستارگاني که به ساحل پرتاب شده اند
بوسيله او که به ستارگان خيره شده.
که دلش  پر از عشق است و نازکي
(او اين ستارگان را با اشکهايش ميشويد.
سپس آنها را با انگشتانش پاک ميکند.)

در مرغزار جنگل فراموش شده،
بزم آماده است تا که شروع شود.

پاره سنگ (تخلص جک لي) 1989، موندوس نووس


Forgotten Forest 
Jack Li

At dawn,
By the shore.
A gentle breeze brushes by,
Soft and under the feet.
Gazing at the horizon;
Waiting for the Sun to rise.

What would the new age bring?!
Would the lark still sing?!
Where the flowers bloom in spring?!
When our dreams will take to the wing?!
Will this time make the free spirit ring?!
Hope, Wait, And dream!

After the dawn,
I shall look for those stars left on the shore;
Stars that had flung on the beach
by the Star Gazer.
Whose heart is full of love and tender.
(He washes these stars with his tears.
Then he wipes them with his fingers.)

In the meadow of the forgotten forest,
The banquet is ready to start.

Little Rock (i.e. Jack Li) 1989 Mundus Novus




توضيحات:
متن بالا ترجمه من از شعر دوست فقيدم چک لي است که در سال 1989 نوشته بود.  تخلص او پاره سنگ بود. جک اين شعر را براي مجله موندوس نووس Mundus Novus ["جهان نو"]، تهيه کرد.  جهان نو مجله علم گراي  آينده نگري به زبان انگليسي بود که من در آن سالها با کمک نزديک جک بمثابه نشريه کتابفروشي نوا در شهر ساني ويل در کاليفرنياي آمريکا منتشر ميکردم. 

جک علاوه بر شعر بالا، دو شعر ديگر  poems، و نيز دو مقاله در زمينه تأمل انديشمندانه Meditation و خواب Dreams براي  "جهان نو" نوشت و در نوشتار "يک ديدگاه آينده نگر" با من همکاري داشت.   جک در سال 1994 درگذشت.

جک بندرت درباره موضوعات معنوي چيزي مينوشت  و دو نوشته ذکر شده در بالا را هم به تقاضاي من نوشت.  او معتقد بود آنچه درباره معنويت لازم است نوشته شود، توسط ديگران نوشته شده است.  او معتقد به عمل کردن به معنويت بمثابه يک امر خصوصي خود بود.

علت اينکه مقاله او درباره تأمل انديشمندانه، درباره *ظنZen* است، به دليل مذهبي نبود.  دليل امر اين بود که جک معتقد بود فرد بايستي با يک سنت در تأمل انديشمندانه کار کند تا بتواند به خود تأمل انديشمندانه و نه ابزار آن، بپردازد، و خود او *ظن* را بمثابه آن ابزار انتخاب کرده بود، گرچه از يک خانواده مسيحي آمده بود.  جک با کريشنامورتي و شونريو سوزوکي که هردو خيلي مورد احترام وي بودند، مستقيماً کار کرده بود.  درباره سوزوکي در نوشته "کنفرانس پرندگان  [http://www.ghandchi.com/320-Conference.htm] قبلاً توضيح داده ام.

هدف جک از همه اين ها رسيدن به جاه و مقام نبود و براي وي مکتب تأمل انديشمندانه چيزي نبود مگر يک ابزار، ابزاري که ميتوانست براي سفري که جهت دستيابي به خود آگاهي فرد است، بکار رود.

اگر سؤالي درباره مقالات و اشعار جک باشد متأسفانه من نميتوانم پاسخ دهم.  خواننده ميتواند به کتابهائي که جک در پايان مقالاتش ذکر کرده است مراجعه کند يا که ميتواند سؤالات خود را به تالارهاي عمومي بحث بفرستد و شايد برخي کساني باشند که بتوانند آن سؤالات را بحث کنند.



سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ


 19 آذر 1385

December 10, 2006

متن مقاله به زبان انگليسي:

 

فکاهي- از امروز ببعد حرف مفت قبول نميشود

http://www.ghandchi.com/iranscope/Fun/HarfeMoft.gif
 فکاهي- از امروز ببعد حرف مفت قبول نميشود
http://iranscope.blogspot.com/2014/11/blog-post_8.html


فکاهي- از امروز ببعد حرف مفت قبول نميشود


فایل صوتی نامە فرزاد کمانگر خطاب بە معشوقەاش

 فایل صوتی نامە فرزاد کمانگر خطاب بە معشوقەاش
 http://iranscope.blogspot.com/2014/11/blog-post_33.html

فایل صوتی نامە فرزاد کمانگر خطاب بە معشوقەاش
http://www.youtube.com/watch?v=Vl3jMLrZNgs

ایرانسکوپ به روز شد http://www.iranscope.com

ایرانسکوپ به روز شد
http://www.iranscope.com

پژوهش تاریخی: ظهور و سقوط رایش سوم


 پژوهش تاریخی: ظهور و سقوط رایش سوم
 http://iranscope.blogspot.com/2010/12/blog-post_31.html

پژوهش تاریخی: ظهور و سقوط رایش سومعلی امینی نجفی
پژوهشگر مسائل فرهنگی
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/12/101230_u03_aa_hitler_review.shtml

کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" بی گمان شناخته‌ترین کتاب تاریخ عمومی درباره دوران تسلط رژیم ناسیونال سوسیالیسم بر آلمان است.

کتاب بر پایه اسنادی معتبر استوار است: مدارک باقی‌مانده از دوران "رایش سوم"، یادداشت‌های روزانه یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی، خاطرات فرانتس هالدر، از فرماندهان ارتش نازی که توسط آدولف هیتلر برکنار شد، اظهارات گالیاتسو چانو، وزیر خارجه ایتالیا در دوران موسولینی، گزارش‌های وزارت خارجه بریتانیای کبیر، و سرانجام اسناد و گواهی‌های دادگاه نورمبرگ، که پس از پایان جنگ به جنایات سران و فرماندهان رژیم نازی رسیدگی کرد.

نویسنده کتاب، ویلیام شایرر (۱۹۰۴ - ۱۹۹۳) تاریخ‌دان آمریکایی از نیمه دهه ۱۹۲۰ به عنوان روزنامه‌نگار در اروپا بود و در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۰ در آلمان نازی زندگی می‌کرد. او از نزدیک شاهد اعتلای رژیم نازی و آغاز جنگ جهانی دوم بود.

کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" در سال ۱۹۶۰ انتشار یافت و با استقبال فراوان روبرو شد: از مرگ آدولف هیتلر (۱۸۸۹ – ۱۹۴۵) و پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ – ۱۹۴۵) پانزده سال گذشته بود و در این مدت پژوهشی ژرف و در عین حال پرکشش انتشار نیافته بود.

"بزرگترین فاجعه تاریخ بشر"

کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" نسبتا مفصل است و متن اصلی آن در چهار جلد تدوین شده است.

تقریبا سراسر نیمه اول کتاب به زندگی آدولف هیتلر و زمینه‌های پیدایش رژیم تمامیت‌خواه (توتالیتر) "رایش سوم" می‌پردازد. پیشرفت هیتلر در صحنه سیاسی آلمان، با تکیه بر عوام‌فریبی و توطئه‌های سیاسی، به ویژه بهره‌گیری از شگردهای "دموکراتیک" برای استقرار نظامی خودکامه.

هیتلر آدمی سطحی و کم‌سواد که در تهییج عوام و سازمان دادن لایه‌های شرور و بی‌اصالت مهارتی کم‌نظیر داشت. زمانه نیز برای رواج راه حل‌های ساده و عقاید افراطی آماده بود. در دموکراسی سست و پرآشوب "جمهوری وايمار" سخنان هيتلر برای ساده‌دلان جذابيت داشت. نيروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت‌گيری هيتلر هشدار می‌دادند.

آلمان با شکست در جنگ جهانی اول به شرایطی خفت‌بار گردن نهاد که فقر و محرومیتی شدید را برای بیشتر مردم به همراه آورد. بسیاری از مردم که از شرایط تحقیرآمیز به ستوه آمده بودند، به وعده‌های شیرین هیتلر دل سپردند، که نه تنها تحمیلات کشورهای پیروزمند را قبول نداشت، بلکه آنها را از نژادی پست می‌دانست.

نویسنده به تفصیل به رشد گرایش‌های ناسیونالیستی بر پایه فلسفه برتری "نژاد ژرمن" می‌پردازد، که زمینه ظهور و رشد حزب "ناسیونال سوسیالیسم کارگری آلمان" را فراهم کرد.

با تبلیغات و تلقینات نازیان، ذهنیتی شکل گرفت که در پرتو آن، شهروند آلمانی بهروزی خود را نه در شکوفایی استعدادهای فردی یا رفاه شخصی، بلکه در همبودی یا احساس تعلق به یگانگی با قوم خود می‌یافت: ملت یگانه، مرام یگانه، حزب یگانه و رهبر یگانه.

بر این اساس هیتلر که با اکثریتی ضعیف و مشکوک در انتخابات سال ۱۹۳۳ به پیروزی رسید، "رایش سوم" را بنیاد گذاشت که قرار بود هزار سال پایدار بماند، اما طی تنها ۱۲ سال نه تنها آلمان، بلکه سراسر اروپا را به "ماقبل بشریت" سقوط داد.

حزب نازی برای سرکوب مخالفان سياسی و عقيدتی، در پیگرد و کشتار يهوديان، يگان‌های ويژه‌ای سازمان داد. اين باندها در اعمال سرکوب و خفقان در سراسر آلمان و سرزمين‌های اشغال شده فعال بودند.

عفریت جنگ

بخش دوم کتاب " ظهور و سقوط رایش سوم" عمدتا به جاه‌طلبی‌های نظامی هیتلر و حملات ماشین جنگی رژیم نازی می‌پردازد: "الحاق" اتریش به آلمان در مارس ۱۹۳۸، فتح چکسلواکی در مارس ۱۹۳۹. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق‌آسای پياده‌نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز شد.

در ژوئن ۱۹۴۱ ارتش نازی با زیر پا گذاشتن پیمان عدم تعرض، به خاک اتحاد شوروی حمله کرد.

کتاب مراحل گسترش جنگ را توصیف می‌کند. فتوحات سریع ارتش نازی در اروپا، سقوط کشورهای اروپایی، پیش‌روی در شوروی و سپس مقاومت سرسختانه "ارتش سرخ" در سال ۱۹۴۲. ضربات مهلک آن بر ارتش نازی و پیش‌روی به سوی شرق اروپا از آغاز سال ۱۹۴۳.

در واپسین فصل کتاب آخرین روزهای "پیشوا" گزارش شده است، در قرارگاهی زیرزمینی در برلین و سرانجام تسلیم بی‌قید و شرط آلمان.

هيتلر اول مه ۱۹۴۵ به همراه چند تن از یاران خود دست به خودکشی زد. با مرگ او نظامی سرنگون شد که طی چند سال از قاره اروپا ويرانه‌ای عظيم، و از کشور آلمان زندانی مخوف ساخته بود. جنگی که مسئوليت مستقيم آن با هيتلر بود، به بهای جان نزديک پنجاه ميليون انسان تمام شد.

کتابی سودمند و جامع

کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" هم از جانب کارشناسان و هم از سوی خوانندگان عادی با استقبالی پرشور روبرو شد، فروشی بالا پیدا کرد و بارها به چاپ رسید، اما برخی از محافل دانشگاهی به آن ایراد گرفتند و آن را میان پژوهشی تاریخی و وقایع‌نگاری سرگردان دانستند.

انتقاد عمده آن است که به نظر برخی از پژوهشگران کتاب در تحلیل پیدایش نازیسم و بررسی ریشه‌های ایدئولوژیک آن به بیراهه رفته است. به نظر این منتقدان سرچشمه نازیسم را بایستی نه در ساختارهای ذهنی یا مکتب‌های فلسفی پیشین، بلکه در مناسبات نوین اجتماعی دید.

پدیده تمامیت‌خواهی (توتالیتاریسم) که نازیسم تنها یکی از نمودهای آن است، به جهان مدرن تعلق دارد. این نظام پیش از هرچیز نشانه آسیب‌پذیری ساختارهای دموکراتیک است که در سایر کشورهای اروپایی، مانند اسپانیا و ایتالیا نیز نمودار شد.

شالوده‌های اقتصادی این رژیم به موازین سرمایه‌داری وفادار است، که بهره‌کشی از نیروی کار را در سطحی گسترده و بی‌بند و بار به نمایش می‌گذارد.

با وجود این گونه انتقادات، کتاب ویلیام شایرر در نوع خود یکی از بهترین کتاب‌های تاریخی به شمار می‌رود.

کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" پیش از این به صورت پراکنده و نارسا به زبان فارسی منتشر شده بود. اینک نسخه کامل آن با ترجمه دقیق و روشن کاوه دهگان (۱۳۰۱ – ۱۳۸۷) به بازار آمده است.

---

شناسنامه کتاب:
ظهور و سقوط رایش سوم
نوشته: ویلیام شایرر
ترجمه: کاوه دهگان
تهران: نشر آمه، ۱۵۴۰ برگ در دو جلد


بايگانی وبلاگ