دوشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۴

کلاهی که عربستان در اوپک بر سر ایران گذاشت

کلاهی که عربستان در اوپک بر سر ایران گذاشت
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_8.html

یکسال است عربستان قصه ای راه انداخته است که گویا نفت شیل آمریکا چنان رقابت عظیمی را با اوپک می تواند رقم زند که خیرخواهانه لازم شده عربستان تولید نفتش را شدیداً بالا ببرد تا رقبای آمریکایی را ورشکست کند. در باره دلائل واقعی اقدام عربستان سال گذشته بحث شد (1).
 
آیا ورشکست شدن شرکتهای نفت شیل و تعطیلی چاه ها واقعی است؟ بله واقعی است اما اینها آنقدر اهمیتی ندارند. این ها تعدادی شرکت نوپا هستند. اگر چشم انداز نفت شیل آنقدر عظیم بود، شرکتهای اصلی نفتی، اول در خارج و بعد هم در خود آمریکا، از تولید شیل بیرون نمی آمدند.
 
درست است که از نظر هزینه تولید، شیل مسأله هزینه بالای انرژی های آلترناتیو دیگر مانند انرژی خورشیدی را ندارد؛ اما، نظیر ذغال سنگ، با معضلات زیاد زیست محیطی روبرو است. اولین ایالتی که در آمریکا فرکینگ را ممنوع کرد، نیویورک بود. لطماتی که استخراج شیل به مخازن آب زیرزمینی میزند بسیار زیاد است. تازه خود این سوخت شیل به موازات استفاده بیشتر، مخاطرات دیگرش را برای سلامتی مردم، در فرآورده هایش نشان خواهد داد، و این نیست که می تواند به این راحتی جایگزین نفتی شود که یک قرن آزمایش خوب و بد خود را در فرآورده های مختلف نشان داده است.
 
اقلاً در آمریکا بهای گاز داخلی که اصل تولید شیل باید بر آن اول اثر بگذارد، تنزلی نکرده است. تنها تنزل در بازار داخلی آمریکا، پایین آمدن قیمت بنزین است که به دلیل سیاست عربستان و اوپک است و ربطی به نفت شیل ندارد. به هر حال قصه عربستان سعودی کار خود را کرد و ایران که اجازه گرفته یک میلیون بشکه بر تولید خود بعد از لغو تحریم ها بیافزاید، خوشحال شد و در اجلاس اوپک با تصمیم عربستان برای ثابت نگهداشتن سقف تولید همکاری کرد.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هجدهم خرداد ماه 1394
June 8, 2015

1. نفت ارزان سعودی برای نگهداشتن آمریکا در عراق و سوریه
http://www.ghandchi.com/842-saudi-oil.htm
 
 
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۴

آیا تعجب می کنید چرا به نتیجه ای نمی رسیم؟

آیا تعجب می کنید چرا به نتیجه ای نمی رسیم؟
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_64.html
 
مطمئنا ً اگر کسی به آتنا فرقدانی توجه کند می بیند که نسل جدید اپوزیسیون ایران در شجاعت نه تنها دست کمی از گذشتگان ندارد (1) بلکه حتی در جنبشهای مدنی شجاعت خود را نشان می دهد که بسیار تحسین برانگیز است چرا که در گذشته همواره اینگونه ازخودگذشتگی ها در نیروهایی دیده می شد که به نوعی اتوپی معتقد بودند و تلاش خود را شکلی از فداکاری برای آن اتوپی می دیدند (2).
 
اما چرا بعد از 36 سال فعالیت هنوز اپوزیسیون به نتیجه چشمگیری نرسیده است؟ درست است که جنبش مدنی فعالیت اصلی در همه این سالها بوده، چه در ایران و چه در خارج، و حتی جنبش های دیگر جهان نیز در این سه دهه اساساً جنبشهای مدنی بوده اند و نه سیاسی، ولیکن به هرحال نحوه اندیشیدن شرکت کنندگان این جنبش ها کماکان در همان خانواده های فکری 100 سال گذشته دور میزند. برای جنبش مدنی مردم آمریکا و اروپا این موضوع مشکلی نیست چرا که با ساختار سیاسی و حقوقی جامعه در اساس مسأله ای ندارند. حتی دوران آبراهام لینکلن و یا زمان مارتین لوترکینگ در آمریکا اساس قانون و سیستمی که از 200 و اندی سال پیش، از عهد جفرسون به ارث رسیده، مشکل جنبش نبود. توجه فعالان جنبش حقوق مدنی در آمریکا بر اجرای خواستهای خود بوده و هست. اما در ایران چنین نیست.
 
حالا سؤال این است که آیا نحله های فکری موجود در میان فعالان مدنی ایران چندان تفاوتی با برداشتهای موجود در جنبش سیاسی ایران دارد؟ در پاسخ باید بگویم که خیر چندان تفاوتی با هم ندارند و در هردو مورد اساساً با دوران قبل از انقلاب هم زیاد فرقی ندارند. از رنسانس فکری و همه این بحث ها حرف زده می شود اما اساساً جریانات فکری ایران همان پادشاهی خواهان و اسلامگرایان (محافظه کار، اصلاح طلب و رادیکال) و کمونیستها و ملیون و جریانات اتنیکی هستند. تعداد کسانیکه بشود گفت از نظر فکری شکل تازه ای میاندیشند بسیار کم است. در چنین وضعیت چطور می خواهیم نتیجه دیگری بدست آید. مگر انقلابیون سال 1357 شجاعت نشان ندادند و کم مایه گذاشتند.
 
تا وقتی که بطور جدی پلاتفرم تازه ای را فعالان اپوزیسیون مورد توجه قرار ندهند (3)، به افق تازه ای نمیرسیم. هیچ اشکالی ندارد حتی اگر صد درصد وقتمان در جنبش مدنی صرف شود، اما اگر دیدگاهمان همان افق گذشته باشد، نتیجه همان خواهد بود که از آرایش نیروهای سیاسی گذشته می شد انتظار داشت. حالا حتی اگر همگی متحد عمل کنیم هم فرقی نمی کند همانگونه که در سال 1357 همه متحد شدند. مسأله تولد جریان فکری تازه است و نه به اصطلاح نو اندیشی باپسوندهای قدیم. اگر راه های گذشته توانسته بود ایران را به ساحل نجات رهبری کند که بعد از 100 و چند سال به نتیجه رسیده بودیم. البته همه این نیروهایی که نام برده شد وجود داشته اند و وجود خواهند داشت اما اگر درصد فعالانی که به هر کدام تعلق دارند همان نسبت های گذشته بماند، نتیجه هم چندان فرقی با قبل نخواهد داشت. بیشتر مانند رستورانی است که همان غذا و سرویس و محل را دارد اما تابلوی جدیدی زده و بر سر در خود نوشته تحت مدیریت جدید.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هفدهم خرداد ماه 1394
June 7, 2015

1. شادی صدر: آتنا یک مثال نقض است
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_77.html
 
2. مشکل اصلی سکولارهای ایران
http://www.ghandchi.com/816-seculars-problem.htm
 
3. پلاتفرم پیشنهادی برای حزبی آينده نگر
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm
 
 
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

سام قندچی-متون برگزیده

شادی صدر: آتنا یک مثال نقض است

شادی صدر: آتنا یک مثال نقض است
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_77.html
 

----
12 سال و 9 ماه حبس برای آتنا فَرَقدانی؛ آتنا که در قاب یک عکس موبایلی با کیفیت پایین، اینطوری جلو در دادگاه انقلاب تهران می ایستد و علامت پیروزی نشان می دهد. او را از فیلمی می شناسم که در آن آزار جنسی و هتک حرمت توسط زندانبانان زن بند 2الف، جایی که هنوز هم در آن زندانی است را روایت کرده بود. بر این باورم که آتنا نه فقط به خاطر نقاشی نمایندگان مجلس یا پست های فیس بوکی، چنین حکم سنگینی گرفته است، بلکه مهمترین "جرم" او، در مملکتی که مطالبه حق، می تواند "جرم" باشد، دادخواهی و عمومی کردن دادخواهی با انتشار آن فیلم است.
آتنا، از خیلی جهات، یک مثال نقض است. مثال نقضی برای همه ویژگی های کلیشه ای که در مورد نسل آتنا، ورد زبان و لقلقه ذهن ها شده است: اینکه نسل جوان، زندگی را به زندان، اعتراف را به مقاومت، و اصلاح طلبی را به رادیکالیسم سیاسی ترجیح می دهند. آتنا، اعتصاب غذایش واقعی بوده است، تا به حال و علیرغم همه فشارهای اطلاعات سپاه، از حرفش کوتاه نیامده و به وضوح، هر جایی که نوشته و حرف زده، سیاست رادیکال خود را ابراز کرده است. آتنا خیلی وقتها مرا یاد زندانیان سیاسی دهه 60 می اندازد. 


12 سال و 9 ماه حبس برای آتنا، به خاطر همه چیزهایی است که آتنا هست و خیلی از ما نیستیم.

لینک ویدئوی دادخواهی آتنا فرقدانی:
https://www.youtube.com/watch?v=Ybx0HE7ykt8

ایرانسکوپ#
#iranscope

آقای اوباما، آیا زمان قدردانی از ری کورزویل فرا نرسیده است

آقای اوباما، آیا زمان قدردانی از ری کورزویل فرا نرسیده است
 http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_6.html
 
Mr. Obama, Isn't it Time to Honor Ray Kurzweil
 
پرزیدنت اوباما عزیز،
 
آیا وقت آن نرسیده که از ری کورزویل برای پارادیم سینگولاریته تکنولوژیک قدردانی شود؟ با ری یکسالی است که تماسی نداشته ام و نمی دانم اگر برنامه ای در دولت آمریکا برای سپاسگزاری از خدمات بزرگ او در دست باشد، خدماتی که به درک ما از جهان و خودمان، از طریق نشان دادن مجاورت سینگولاریته ای در سفر طولانی بشریت در نزدیکی سال 2045، به انجام رسانده است (1).
 
آنچه ری نشان داده، نه تنها بر استراتژی مؤسسات جهانی نظیر سازمان ملل اثر می گذارد بلکه برنامه های هر کشور، خانواده و فرد را دگرگون می کند. بسیاری از کشورهای دیگر نظیر روسیه از هم اکنون همایش هایی را بر حول سینگولاریته 2045 در سطح ملی آغاز کرده اند، و مایه شگفتی است در آمریکایی که خود کورزویل زندگی و کار می کند و بیشترین خدمات را نظیر تأسیس دانشگاه سینگولاریته در کالیفرنیا انجام داده است، دستاوردهای بزرگ او در عرصه سینگولاریته که بر همه جوانب زندگی ما اثر داشته، هنوز ارج گذاری نشده است (2).
 
مایه تأسف است که ما بطور فعال از ویزیون ری کورزویل برای برنامه ریزی رهبری علم و تکنولوژی در قرن بیست و یکم، بهره وری نمی کنیم. سینگولاریته تنها پارادیمی جدید در مورد آینده علم نیست؛ بلکه آموزش و پرورش، بهداشت، سیستمهای دفاعی و مالی می توانند به شکل بهتری با استفاده از دیدگاه سینگولاریته، ساخته شوند (3).
 
ری کورزویل سرمایه بزرگ بشریت در عصر ماست، همانگونه که آلبرت اینشتین دارایی بزرگ بشریت در نیمه قرن بیستم بود. تواضع ری نباید دلیلی باشد که تأثیر عظیم ویزیون، علم و اختراعات او را بر دنیای حاضر، مشاهده نکنیم (4).
 
 با آرزوی بهترین ها،

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
شانزدهم خرداد ماه 1394
June 6, 2015
 
 
پانویس:
 
1. Ray Kurzweil: Singularity is Near
http://www.singularity.com
 
2. مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm
 
3. نقطه انفصالی: پاراديم جديد آينده نگری
http://www.ghandchi.com/716-singularity-paradigm.htm
 
 
 
 
Mr. Obama, Isn't it Time to Honor Ray Kurzweil
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/931-kurzweil-obama-english.htm

آقای اوباما، آیا زمان قدردانی از ری کورزویل فرا نرسیده است
http://www.ghandchi.com/931-kurzweil-obama.htm
 
Dear President Obama,

Isn't it about time to recognize Ray Kurzweil for his technological singularity paradigm? I have not been in contact with Ray for about a year and do not know if there is anything in the works by the US government to recognize his great contributions to our understanding of our world and ourselves, by showing the proximity of a Singularity in the long journey of humanity to be as close as 2045 (1).
 
What Ray has shown, not only impacts the strategies for world bodies like United Nations but impacts plans of every country, every family and every individual. Many other countries like Russia have already started conventions centered around 2045 Singularity at national scale, and it is surprising that the United States where Mr. Kurzweil lives, works and contributes the most, such as founding the Singularity University in California, has not recognized him for his great achievement in the area of Singularity, which impacts every aspect of our lives (2).
 
It is a pity that we are not actively taking advantage of Ray Kurzweil's vision to plan for science and technology leadership of the 21st century. The Singularity is not just a new paradigm for thinking about the future of science; but also our education, healthcare, defense and financial systems can be better built by using this scientific outlook (3).
 
Ray Kurzweil is a great asset for humanity in our times, the same way Albert Einstein was a great asset for humanity in the mid twentieth century. Ray's humility should not be a reason for us not to see the immense impact of his vision, science and inventions on our world (4).
 
All the Best,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com

June 6, 2015


Footnotes:
 
1. Ray Kurzweil: Singularity is Near
 
2. Singularity Topics with Kurzweil's Comments
 
3. Singularity: A New Paradigm of Futurism
http://www.ghandchi.com/716-singularity-paradigm-eng.htm
 
 

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۴

برای حقوق بهاییان ایران چه کار می شود کرد؟

برای حقوق بهاییان ایران چه کار می شود کرد؟
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_5.html

سه هفته پیش پیامی ویدیویی را نسرین ستوده به مناسبت سالگرد بازداشت مدیران جامعه بهاییان ایران، منتشر کرد (1). چهار ماه پیش نیز بهمن احمدی امویی به محض آزاد شدن از زندان با شجاعت در مورد وضعیت بهاییان زندانی و دیگر زندانیان، اطلاع رسانی کرد (2). این اقدامات اولین تلاشها در این زمینه نبوده اند، اما پس از 36 سال می توان گفت که چندان نتیجه ای از همه فعالیتهایی که برای احقاق حقوق بهاییان در ایران شده، به دست نیامده است. البته منظور این نیست که حقوق بشر غیربهاییان در ایران رعایت می شود، لیکن معتقدان به هیچ نحله فکری و مذهبی بدینگونه به روشنی بخاطر آیین اجدادی خود مورد تبعض آشکار و نفی حقوق شهروندی، قرار ندارند.
 
درباره اینکه چرا این تبعیض آشکار علیه بهاییان وجود دارد، کتابها نوشته شده است و بویژه در سالهای اخیر روشنفکران ایران به طرز بی سابقه ای رفتار جمهوری اسلامی را با بهاییان محکوم کرده اند. حتی کسانیکه در اپوزیسیون منتقد آشکار آیین و تشکیلات بهاییان هستند؛ در عین حال، مدافعان سرسخت حقوق بهاییان بوده و رژیم جمهوری اسلامی را بخاطر نقض آشکار حقوق انسانی بهاییان به شدت محکوم می کنند (3).
 
در نتیجه سؤال این است که به رغم همه این تلاشها چرا نتیجه چندانی به دست نیامده است؟ بنظر می رسد راه حل را باید با کمک روحانیت شیعه پیدا کرد. لازم است روحانیت شیعه بطور مشخص در مورد حقوق شهروندی بهاییان بدون اما و اگر موضع بگیرد. می بایست از رهبران اصلاح طلب و روحانیون طرفدار اصلاح طلبی و نیز از تک تک رهبران اصول گرا و روحانیون طرفدار آنها، بطور روشن درخواست کرد موضع خود را درباره حقوق شهروندی مساوی بهاییان، علناً اعلام کنند (4).
 
این کاری است که در زمان هیتلر هنگام فرستادن یهودیان به کوره های آدم سوزی در رابطه با مسیحیت انجام شد و از پاپ خواسته شد موضع روشن درباره حقوق شهروندی مساوی یهودیان اعلام کند. موضوعی که تاریخ ویژه خود را دارد اما در تغییر وضعیت حقوقی یهودیان در جهان مسیحیت نقش به سرایی ایفا کرده است. شاید بهتر باشد به هر حوزه علمیه شیعه، از نجف و کربلا گرفته تا قم، اصفهان و مشهد برویم و این موضوع حقوق شهروندی مساوی برای بهاییان را از فقهای شیعه استفسار کنیم و از آنها خواهان موضع گیری علنی شویم. کاری که مرحوم آیت الله منتظری بطور داوطلبانه انجام داد.
 
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
شانزدهم خرداد ماه 1394
June 6, 2015

1. پیام تصویری نسرین ستوده بمناسبت هفتمین سالگرد دستگیری مدیران جامعه بهایی ایران
https://www.youtube.com/watch?v=ZtZ0cAlqT6c
 
2. روایت بهمن احمد امویی از وضعیت ۱۳ زندانی عقیدتی بالای ۶۰ سال زندان رجایی شهر کرج
http://goo.gl/cstb9n
 
3. Ahreeman X: Baha’i Cult Contradictions, 28 Contradictions of Bahai Doctrine
http://iranpoliticsclub.net/philosophy/bahai-cult/index.htm
 
4. آقای خاتمی مذهب بهائی را برسمیت بشناسید
http://www.ghandchi.com/489-recognizebahais.htm
 
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

شاهین فاطمی: آیا پایان تحریم ها تورم زا خواهد بود؟

شاهین فاطمی: آیا پایان تحریم ها تورم زا خواهد بود؟
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_5.html

باآنکه بازی قایم‌موشک دیپلماتیک مذاکرات هسته‌ای با سانحه «تصادف دوچرخه» جناب وزیر خارجه آمریکا ممکن است بهانه مطلوبی برای «کش دادن» مجدد تاریخ ضرب‌الاجل برای حصول توافق شود، کماکان اندک نوری در انتهای دالان طویل مذاکرات چشمک می‌زند.

این حادثه تصادف دوچرخه‌سواری وزیر آمریکایی حداقل موجب خواهد شد بهانه مطلوبی برای تمدید مذاکرات حاصل شود. ازآنجاکه طرف اسلامی دعوا به تمدید ضرب‌الاجل برای ادامه مذاکرات اظهار علاقه کرده بود و جانب آمریکایی این تانگوی دیپلماتیک بر آخر ژوئن اصرار می‌ورزید، اندک مشکلی که ایجادشده بود اکنون با سانحه ناگوار اما مفید و به‌موقع برای وزیر دوچرخه‌سوار به سهولت برطرف می‌شود و یکی دو ماه دیگر بر ادامه مذاکرات ظاهراً پایان‌ناپذیر خواهد افزود. ازاین‌رو لااقل برای طرف ایرانی این رویداد «در زمان و غیرمترقبه» کمال مطلوب است.

درهرحال اگر سانحه دیگری رخ ندهد و بهانه تازه‌ای ایجاد نشود هر دو طرف ناچار خواهند شد برای دو مشکل اساسی یعنی نحوه حذف تحریم‌ها که برای تهران به‌صورت شرط اساسی مطرح‌شده است و امکان بازرسی تأسیسات نظامی که شرط غیرقابل انصراف آمریکایی‌ها و حداقل کشور «فرانسه» در میان پنج عضو دیگر است، چاره‌ای بیاندیشند. ظاهراً سرنهادن به تقبل NPT برای رژیم تهران اجتناب‌ناپذیر خواهد بود و هرگونه تعهد به آن میثاق بازرسی‌های سرزده به همه تأسیسات را الزام‌آور خواهد کرد. دادوستد دیپلماتیک و بده-بستان‌ها در پیرامون این دو مطلب یعنی نحوه زمان‌بندی لغو تحریم‌ها و چگونگی دستیابی بدون قید و شرط آژانس به مراکز مشکوک در سراسر کشور متقابلاً درگرو یکدیگر خواهند بود.

بازار ایران بعد از تحریم

در صورت حصول توافق، دیر یا زود، تحریم‌ها تعطیل و یا تعدیل خواهد شد. آن دسته از تحریم‌ها که به اتحادیه اروپا مربوط می‌شود و یا از طرف شورای امنیت سازمان ملل تصویب‌شده است در حیطه اقتدار زمامداران گروه پنج به‌اضافه یک است و در مورد آن‌ها اشکالی در پیش نیست. ولی آن بخش از تحریم‌ها که از سوی کنگره آمریکا به تصویب رسیده و به اجرا گذاشته‌شده است نیازمند رأی سنا و کنگره آمریکا خواهد بود و حصول آن به‌سادگی امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین هنوز تا رسیدن به رهایی از شر تحریم‌ها فاصله زیادی باقی‌مانده است؛ اما سرانجام اگر همه‌چیز بر وفق مراد اوباما و سران کشورهای اروپایی پیش رود یا همه تحریم‌ها لغو خواهند شد و یا به حالت تعویق درخواهند آمد.

اکنون باید پرسید در چنین شرایطی تأثیر چنین رویداد بر اقتصاد ایران چه خواهد بود؟ آنچه از قرائن برمی‌آید رژیم ایران برنامه و یا نقشه راهی برای این رویداد مهم و بی‌سابقه تهیه نکرده است. اگر حدس ما درست باشد و یک‌بار دیگر مبلغ قابل‌توجهی پول وارد اقتصاد کشور شود و بخش اعظم این پول به مصرف سرمایه‌گذاری نرسد باید در انتظار موج جدیدی از تورم باشیم. آنچه مسلم است دولت‌ها در رژیم اسلامی درگذشته از خود هرگز دوراندیشی و انضباط مالی نشان نداده‌اند؛ و این بار نیز نباید انتظار چنین معجزه‌ای از دستگاه دولتی در جمهوری اسلامی داشت. احمدی‌نژاد رفته است ولی روش احمدی‌نژادی در سپاه و بیت رهبری تغییر چندانی نکرده است. همچنین بعید به نظر می‌رسد که دولت روحانی بتواند به‌اندازه کافی جلودار حیف‌ومیل اموال عمومی شود. در چنین شرایطی نقش بانک مرکزی بسیار حساس خواهد بود، اگر متصدیان و مسئولین بانک مرکزی نیز تحت تأثیر گروه‌های فشار و عوامل فساد بند را آب دهند و با تزریق دلارهای آزادشده در اقتصاد کشور بر نقدینگی بیفزایند نه‌تنها سیاست مبارزه با تورم شکست خواهد خورد بلکه با آغاز موج نوینی از تورم بازهم بخش دیگری ازآنچه از طبقه متوسط باقی‌مانده است به خط فقر رانده خواهد شد.

در کشوری که هیچ‌گونه سیاست و تشکیلاتی برای مبارزه با فساد وجود ندارد و سیستم بانکی آن عملاً ورشکسته است با سرازیر شدن میلیاردها دلار درآمد و سرمایه آزادشده از سد تحریم، باید در انتظار سیل نوینی از سوءاستفاده‌ها و رسوایی‌های مالی باشیم. با فساد گسترده‌ای که تمامیت دستگاه اداری و اقتصادی کشور را احاطه کرده است نه‌تنها دستیابی به درآمد بیشتر مشکلی راحل نخواهد کرد بلکه عدم آزادی مطبوعات و عدم شفافیت فرصت طلایی لازم را برای غارتگران اموال عمومی فراهم خواهد آورد. تاریخ نشان داده است که سرانجام رژیمی که اساس و مبنای آن بر پایه تبعیض، خودی-غیرخودی وعدم شفافیت نهاده شده است جز فساد روزافزون و انفجار از درون نخواهد بود.

پاریس: چهارم ژوئن ۲۰۱۵ 

ایرانسکوپ#
#iranscope

پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۴

چند کلمه درباره براندازان و اصلاح طلبان

چند کلمه درباره براندازان و اصلاح طلبان
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_16.html

سه روز پیش در ارتباط با گفتگویی درباره براندازی در برنامه پرگار بی بی سی به موضوع دریافت کمک خارجی اشاره شد اما به خود موضوع وضعیت فعلی نیروهای برانداز و اصلاح طلب در ایران و دلائل آن، برخوردی نشد (1).
 
واقعیت این است که دو سال بعد از انقلاب در پی آنکه مجاهدین در 30 خرداد 1360 در تظاهرات میدان فردوسی تفنگ برداشتند، خود آنها و نیروهای رادیکالی که ایجاد نظامی دیگر مورد نظرشان بود، نابود شدند. ابتدا با اعدام سعید سلطانپور و شکرالله پاکنژاد و سپس کادرهای مجاهدین و بالاخره پس از خیزش جنبشهایی نظیر سربداران در آمل، نه تنها آنها اعدام شدند بلکه حتی جریانات وفادار به جمهوری اسلامی نظیر حزب توده نیز اعدام شدند. به عبارت ساده تر کل نیروهای رادیکال و شبه رادیکال نابود شدند. هفت سال بعد هم تتمه این نیروها در سال 1367 در زندانها اعدام شدند. در نتیجه آنچه بتوان بالقوه نیروهای تغییر رژیم خواند، هرچند اکثراً نظیر چریکهای اکثریت و حزب توده اعتقادی به خود براندازی هم نداشتند، نابود شدند. البته در برخی مناطق مرزی نظیر کردستان نابودی نمی توانست کامل باشد.  در پروسه نابود کردن مجاهدین، آیت الله خمینی نیاز به متحدی نظیر اصلاح طلبان داشت و در مقاطع مختلف در آن سالها به چیزی شبیه اصلاح طلبی تکیه کرد، منظور آنکه در ابتدا به نیروهایی نظیر نهضت آزادی مهدی بازرگان فشار وارد شد که مجاهدین را نفی کنند و بعدها جریاناتی نظیر گروه مهندس میثمی و  مجاهدین انقلاب اسلامی در همکاری با خمینی آلترناتیو مجاهدین شدند و دست آخر نیز پس از دوم خرداد 1376 جنبش اصلاح طلبی با شخصیتهایی نظیر سید محمد خاتمی فراگیر شد. آنچه مهم است همه جزئیات نیست که بسیار بحث شده بلکه مسأله نابود کردن نیروهای رادیکال موضوع اساسی است. در همان سال 1360 مثلاً دانشجویی متهم به هواداری از مجاهدین را می بردند در جاده ای کنار دره و در مغزش گلوله میزدند و به دره پرتاب می کردند. خیلی شبیه کارهای امروز داعش و در دانشگاه هم درباره جنایتشان حرف می زدند. هدف فقط ایجاد رعب و وحشت در دانشگاه ها نبود که با انقلاب فرهنگی تعطیل شده بودند بلکه هدف نابودی گروه های سیاسی رادیکال بود. و واقعا هم از آن دوره رادیکال هایی که باقی ماندند فقط زندانیانی بودند که بالاخره در 1367 در زندانها به دستور خمینی اعدام شدند و خاوران خاطره آنهاست. نابود سازی مخالفین در تاریخ در کشورهای انقلابی نمونه زیاد دارد. مثلا در ویتنام، ژنرال جیاپ از رهبران معروف کمونیستها، سنگهای بزرگی به پای فعالان نیروهای اصلی غیرکمونیست از جمله لیبرالها می بست و همه را غرق می کرد و به این سان رقیبان اصلی خود را نابود کرد. به هر حال در آغاز جنبش اصلاحات، نیروهای رادیکال عملاً نابود شده بودند. در خارج کشور هم آنهایی که توانسته بودند فرار کنند، بیشتر سوگوارانی بودند که باید زندگی را در دنیایی که در آن زندگی عادی جریان داشت، از نو می ساختند، دنیای غرب سالهای 1980 دنیای سالهای جنبش ضد جنگ ویتنام نبود و در جامعه غرب مردم همه به فکر کار و زندگی عادی بودند، و با دردهای این تبعیدیان بیگانه. یعنی دیگر نیروهای رادیکال ایران در داخل نابود و در خارج هم وجود خارجی نداشتند.
 
کسانیکه در این مصاحبه ها آنگونه حرف می زنند که گویی این فعالان جنبش نمی دانستند که مراحل مختلف جنبش اجتماعی چیست، خبر ندارند از چه کسانی حرف می زنند. واقعیت این بود که همه نابود شدند. اینکه اصلاح طلبی میدان دار شد به این دلیل نبود که فعالان اشتباه کرده و راه گم کردند، بلکه به این دلیل بود که آن فعالان نابود شدند. در مورد تطور جریاناتی نظیر مجاهدین در عراق و نیز گروه های دیگر با همان نام های قدیم مانند چریکهای فدایی خلق، اما در خارج، خیلی منتشر شده، اما واقعیت این است که همه این جریانات در همان سال 1367 پایان یافته بودند. آنچه بنام این گروه ها در خارج ادامه یافت نقشی مانند کمیته مرکزی حزب توده بعد از 28 مرداد داشته که در خارج نامی بود اما هیچ شباهتی با حزب توده سالهای 1320 تا 1332 نداشت که سمبل تشکیلاتهای کارگری و اصناف در ایران بود. به هرحال جریان رادیکال در ایران همان سال 1360 نابود شد و تتمه آنهم در سال 1367 از بین رفت. اصلاح طلبان از جریانات اولیه نظیر نهضت آزادی که اصلا اصلاح طلب هم خوانده نمی شدند، تا جنبش اصلاح طلبی بعد از انتخابات خاتمی در 1376، جریانی را تشکیل می دادند که جمهوری اسلامی به آن احتیاج داشت اما بیش از آنچه رژیم می خواست پر و بال گرفتند. انتخاب بار اول خاتمی نیز بیان این واقعیت بود. دلیل روی آوردن بسیاری از روشنفکران به طرف اصلاح طلبان نیز گول خوردن نبود. نیروهای رادیکال سالها بود که نابود شده بودند و جریان اصلاح طلبی تنها جریان موجود بود. خیلی شبیه دورانی که رژیم شاه همه گروه ها مثل چریکها را شدیداً سرکوب کرد اما به دکتر شریعتی اجازه فعالیت داد. به هرحال جنبش اصلاح طلبی تا انتخابات 1388 به اینگونه جلو رفت. در آن سال جنبش سبز سرکوب شد. اگر حوادث کهریزک به نابودی کامل اصلاح طلبان انجامیده بود، شاید ایران نظیر فاشیسم هیتلری حتی نیروهای لیبرال را هم تحمل نمی کرد و احتمالا آنچه یکی از شرکت کنندگان میزگرد خواهان آنست روی می داد یعنی اکثریت فعالان به کشورهای خارجی امید می بستند و وارد کارزار جنگ با ایران در رکاب بیگانگان می شدند، نظیر آنچه آلمانی های فراری در همکاری با متفقین برای نابودی رژیم نازی کردند. خوشبختانه در سال 1388 جمهوری اسلامی دیگر تا حد نابود کردن کامل نیروهای اصلاح طلب جلو نرفت هرچند کسانی نظیر تاجزاده هنوز در زندان به سر می برند. در بک کلمه آنچه امروز می بینیم به این دلیل نیست که گویی رادیکالهای جنبش مستقل سیاسی ایران هانا آرنت نخوانده اند. دلیلش تطور خود جامعه ایران در این سالهاست که به رغم نابود سازی نیروهای رادیکال، جامعه به مدد گیری از جنبش های مدنی توانسته راه های دیگری یافته و خود تلاش کند به دموکراسی برسد، نه آنکه مجبور شود در همدستی با کشورهای خارجی با امید رسیدن به موهبت دموکراسی از سوی آنان، کمک کند به آنها که از آسمان ایران بمب بریزند تا آنگونه که در آخرین روزهای برلین اتفاق افتاد، شاید تغییر رژیم به بهتر صورت گیرد. البته برای این مهم هم رژیم و هم اپوزیسیون تأثیر داشته اند و در آینده نیز انتخابهای هردو مؤثر خواهد بود.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
پانزدهم خرداد ماه 1394
June 5, 2015

1. بازهم درباره گرفتن کمک خارجی
http://www.ghandchi.com/925-foreign-help.htm
 
 
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

واقعیت داعش چیست؟

واقعیت داعش چیست؟
 
دولت های ایران و آمریکا یکسالی است که درباره داعش خبرهای مختلفی منتشر می کنند و خبرگزاری های مستقل جنایاتی را نظیر سربریدن ژورنالیستهای اروپایی و آمریکایی و افراد بیگناه دیگر توسط داعش، تأیید کرده اند. طبق گزارش ذیروز خبرگزاری های بین المللی، ایران اعلام کرده که 15000 نفر را برای جنگ با این تروریستها به سوریه گسیل کرده است (1).  روز گذشته مقامات دولت آمریکا نیز اعلام کردند 10000 نفر از تروریستهای داعش را در 9 ماه گذشته، به هلاکت رسانده اند (2).
 
بحثهای مختلفی در مورد استراتژی آمریکا و ایران در جنگ با داعش مطرح می شود (3).
 
نظر خود را نیز در مورد ایران و جنگ با داعش نوشته ام (4).
 
اما آنچه برایم شگفت انگیز است اینکه تعداد اعضای گروهی تروریستی، ارقامی باشد که تازه 10000 نفر آنها در عملیات 9 ماه گذشته کشته شده باشند. آیا این تعریف تازه ای از گروه تروریستی نیست؟ معمولاً وقتی در گذشته گروهی تروریست نامیده می شد، تعداد اعضائش چنین اعدادی نبود. حتی القاعده در زمان حمله به نیویورک تعداد اعضائش بسیار اندک بود و آنچه در افغانستان سالها قبل از سپتامبر 2001، شاهد بودیم، طالبان بود که دولت و جنبشی بسیار تاریک اندیش و جنایتکار بود که سنگسار و قطع دست و کارهای شنیع دیگر می کرد، اما نمی شد به آنها نام گروه تروریستی داد. بالاخره نیز بخشی از طالبان با غرب وارد همکاری شد و دولت حامد کرزی را تشکیل داد. واقعیات در مورد داعش چیست؟ چگونه گروهی تروریستی می تواند بیش از 10000 نفر عضو داشته باشد؟
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
چهاردهم خرداد ماه 1394
June 4, 2015


2. CNN: U.S. official: 10,000-plus ISIS fighters killed in 9-month campaign
http://www.cnn.com/2015/06/03/middleeast/isis-conflict

3. چرا آمریکا کاروان داعش را در راه رمادی بمباران نکرد؟/شهیر شهیدثالث
http://iranma.us/150601

4. فرض کنیم ایران در جنگ با داعش در عراق پیروز شود
http://www.ghandchi.com/918-iran-daesh.htm
 
 

ایرانسکوپ#
#iranscope

چهارشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۴

خانم سارا حکمتی، ما "ایرانینز" هستیم

خانم سارا حکمتی، ما "ایرانینز" هستیم
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_3.html

امروز مصاحبه شما را با تلویزیون سی اِن اِن دیدم (1).

شما به حق برای آزادی برادرتان مبارزه می کنید. اما چرا مقامات دولت ایران را "ایرانینز" خطاب می کنید. سالهاست که ژورنالیستها و فعالان حقوق بشر از رسانه های بین المللی خواسته اند که  وقتی منظورشان "مقامات دولت ایران" است، از اصطلاح "ایرانینز" استفاده نکنند و بگویند "ایرانین آفیشالز" (2).

حتی درباره آمریکا که دویست سال قدمت دموکراسی دارد باید بین مردم آمریکا و دولت تفاوت قائل شد، چون بخش مهمی از جمعیت 7 سال پیش، یا سه سال پیش به اوباما رأی نداده است. همچنین بخش مهمی از جمعیت در 15 سال پیش، و 11 سال پیش به بوش رأی ندادند.

لطف کنید حالا که تلویزیون سی اِن اِن، این تریبون را در اختیار شما قرار داده است، از آن برای آزادی برادرتان و سربلندی ایرانیان بهره ببرید. فعالان حقوق بشر ایرانی سالهاست برای زندانیان سیاسی مبارزه می کنند و به ندرت سی اِن اِن حاضر به گفتگو با آنها می شود.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
سیزدهم خرداد ماه 1394
June 3, 2015


1. CNN: Wolf speaks to family of imprisoned U.S. veteran
https://www.youtube.com/watch?v=Gd8X9F4cRQI

  
2. To World Journalists: IRI *not* IRAN
http://www.ghandchi.com/164-journalists.htm
 
ایرانسکوپ#
#iranscope

سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۴

بازهم درباره گرفتن کمک خارجی

بازهم درباره گرفتن کمک خارجی
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_2.html

مدتهاست درباره دریافت کمک از دولتهای خارجی برای جنبش دموکراتیک ایران بحث می شود و روز گذشته در برنامه پرگار بی بی سی (1)، مثال انقلاب آمریکا، جفرسون و دریافت کمک از فرانسه از سوی یکی از شرکت کنندگان مطرح شد. مخالفتی که در اپوزیسیون مستقل می شود با عدم شفافیت و دریافت کمکهای مخفی است؛ با نوکری برای دولت های خارجی در ازاء دریافت کمک است. آیا انقلابیون آمریکا از جمله توماس جفرسون اجازه دادند سفیران لویی شانزدهم برایشان تصمیم بگیرند؟ خیر. حتی چند سال پس از پیروزی انقلاب آمریکا هنگامیکه در خود فرانسه انقلاب شد، آمریکایی ها از لویی شانزدهم فرانسه که مدافع آنها در زمان انقلاب آمریکا بود، حمایت نکردند. در نتیجه به روشنی می شود دید که رهبران انقلاب آمریکا سرسپردگی به نیرویی خارجی را که از آن کمک مالی گرفتند، هیچگاه نپذیرفتند. متأسفانه کسانیکه این حرفها را در جنبش ایران می گویند نه تنها دخالت نئوکانها (2) و تشکیلاتهای امنیتی آمریکایی را در کارهای جنبش سیاسی ایران راه انداخته اند بلکه این تصور کاذب را ایجاد کرده اند که گویی فعالان جنبش مستقل ایران با دریافت کمک های بین المللی مخالفند. مأموران دولت های خارجی هم با کپی کردن و کاربردن اصطلاحات جنبش چپ می خواهند خود را بعنوان بخشی از جنبش سیاسی مستقل ایران نشان دهند در صورتیکه هیچگاه بخشی از جنبش دموکراتیک ایران نبوده اند و توسط رسانه های خارجی و عده ای فریب خورده بعنوان بخشی از جنبش دموکراتیک ایران معرفی می شوند، و با ظاهری که گویی بخشی از جنبش هستند اما نظری دیگر دارند، و نه آنکه سفیر دولتهای خارجی هستند. این افراد هیچگاه نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن بخشی از اپوزیسیون مستقل ایران نبوده اند و هم آنزمان و هم در دوران جمهوری اسلامی بعنوان سفیر دولت های خارجی عمل کرده اند و درست است حقیقت را درباره آنها گفت و نه آنکه آنها ژست اپوزیسیون بگیرند وقتی مأمور دولت های خارجی هستند. هیچ اشکالی ندارد که کسی سفیر دولتهای خارجی است اما حقیقت را به مردم بگوید.
 
جنبش دموکراتیک ایران سالهاست که تابو غرب را به دور ریخته است (3). اما کسانیکه سفیر دولت های خارجی هستند لطف کنند خود را بخشی از جنبش مستقل ایران با نظری متفاوت معرفی نکنند و حقیقت را بگویند و اگر هم قصد همکاری با نیروهای جنبش دموکراتیک را دارند شفاف عمل کنند. در جنبش دموکراتیک ایران زمانی دکتر مدنی از رهبران جبهه ملی از سازمان سیا کمک مالی دریافت کرد و هدفش دادن کمک به برخی نظامیان آزادیخواه در خارج بود که حتی خانواده هایشان نان شب نداشتند. متأسفانه آقای مدنی این دریافت کمک را اعلام نکرد و مخفیانه اقدام کرد و بعداً هواداران دکتر علی امینی که با دستگاه های جاسوسی آمریکا رابطه داشتند برای ریختن آبروی دکتر مدنی این دریافت کمک را علنی کردند. هنوز یادم نمی رود روزی را که در دانشگاه دی آنزا در کوپرتینوی کالیفرنیا دکتر مدنی عرق پیشانی را پاک می کرد و تلاش داشت در پاسخ به مردم ایران این اقدام خود را در دریافت کمک از سارمان سیا توجیه کند. اما متأسفانه دیر بود. دریافت کمک از دولتی خارجی مسأله ای خصوصی نیست که به عموم مردم ربطی نداشته باشد. او می بایست از روز اول شفاف عمل می کرد. کسانیکه سفیر دولت های خارجی در میان ایرانیان هستند جایگاهشان مشخص است و مشکلی هم نیست و نظیر دولت لویی شانزدهم فرانسه که بخاطر منافع فرانسه از انقلابیون آمریکا حمایت کرد، عالی است که سفیران دولتهای خارجی از اپوزیسیون ایران حمایت کنند. اینکه لویی شانزدهم در خود فرانسه به دلیل استبداد یک دهه بعد اعدام شد دریافت چنین کمکی را رد نمی کند. اما اگر انقلابیون آمریکا از لویی شانزدهم و سفیرانش رهبر جنبش آزادیخواهانه خود را می ساختند و شفاف عمل نمی کردند مایه خجالت می شد. شفاف عمل کنیم و اجازه ندهیم برایمان رهبر جنبش بسازند. اختلاف درباره اصلاحات یا براندازی موضوعاتی در داخل جنبش دموکراتیک مستقل ایران است و نه چیزی که سفیران دولتهای خارجی برایمان تصمیم بگیرند.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
سیزدهم خرداد ماه 1394
June 3, 2015
 
1. پرگار: براندازى، دوم ژوئن 2015
https://www.youtube.com/watch?v=DlPIdr8HhWE
 
2. يکبار ديگر نئوکان ها هوس نظام سازی کرده اند
http://www.ghandchi.com/663-NationBuilding.htm
 
فرونت های تازه نئوکان ها در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/784-neocon-new-fronts.htm
 
 
 
مطلب مرتبط
 
 
درباره دریافت کمک عطا مهاجرانی از عربستان
 
 
ایرانسکوپ#
#iranscope

محمود صالحی: کلیه‌‌هایم را در سلول از دست دادم


محمود صالحی: کلیه‌‌هایم را در سلول از دست دادم
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_60.html


کاوه قریشی
k.ghoreishi(at)roozonline.com

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴
در مصاحبه با روز مطرح شد

 
منیع:

محمود صالحی، فعال کارگری که بعد از حدود یکماه حبس در زندان و نگهداری در بیمارستان، پیش از پایان مهلت قرار بازداشت، به علت وخامت حال جسمانی آزاد شده در مصاحبه با روز می‌گوید سلامتی او در زندان به خطر افتاده و کلیه‌هایش را از دست داده است.

این فعال حقوق کارگران و عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری روز شنبه، ۹ خرداد ماه، بعد از ۳۲ روز بازداشت با قید ضمانت آزاد شد. آقای صالحی در آستانه اول ماه مه، ‌روز جهانی کارگر، از سوی ماموران وزارت اطلاعات در استان کردستان بازداشت شده بود.

مقامات دادگستری در شهرستان سقز به نجیبه صالح‌زاده همسر این فعال کارگری گفته بودند که حکم بازداشت او مستقیما از تهران صادر شده است. آقای صالحی خود نیز می‌گوید که به استناد اظهارات مقامات قضایی، تصمیم بازداشت او مربوط به نهادهای استان نبوده است.

محمود صالحی از بیماری‌هایی مانند فشار خون و دیسک کمر در رنج است و نیاز به دیالیز مداوم دارد. دو هفته بعد از بازداشت، ماموران اداره اطلاعات به خانواده او اجازه داده بودند داروهایش را به زندان ارسال کنند، اما او خود می‌گوید از چهارشنبه گذشته تا روز آزادی به علت عدم دسترسی به امکانات پزشکی و وخامت حال جسمانی به بیمارستانی در سنندج منتقل و در این فاصله دو مرتبه دیالیز شده است.

او توضیح می‌دهد: "به علت عدم دسترسی به موقع به دارو، کلیه‌هایم را در سلول از دست دادم. بعد از وخامت حال جسمانی به بیمارستانی خارج از زندان منتقل و از آنجا نیز پیش از پایان قرار بازداشت که تا پایان خرداد تعیین شده بود، آزاد شدم. در حال حاضر نیز تحت مداوای پزشکان قرار دارم."

در آستانه اول ماه می، روز جهانی کارگر، علاوه بر آقای صالحی جمعی دیگر از فعالان سرشناس کارگری، مانند ابراهیم مددی و داوود رضوی، از اعضای هیات رئیسه سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بازداشت شدند.

عثمان اسماعیلی، سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد نیز قبل از روز کارگر بازداشت شده بود.

ابراهیم مددی و داوود رضوی هفته گذشته بعد از ۲۲ روز بازداشت به قید وثیقه آزاد شدند.

هنوز مشخص نیست این دو فعال کارگری به چه اتهامی بازداشت شده بودند اما محمود صالحی می‌گوید یکی از اتهامات او "ارتباط با احزاب کُرد" بوده که از طرف وی رد شده است. دیگر اتهامی که به این فعال کارگری تفهیم شده، "تاسیس کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری" است.

محمود صالحی به روز می‌گوید: "من بانی کمیته هماهنگی هستم که یک تشکل کارگری مدافع حقوق کارگران است. از این اقدام همانطور پیش از بازداشت و در دادگاه دفاع کرده بودم اکنون نیز کاملا دفاع می‌کنم. این تشکل برای پیگیری حقوق کارگران است و تنها در این زمینه فعالیت می‌کند."

محمود صالحی، در سال‌های گذشته هم بارها احضار و بازداشت شده است.

این کمیته تنها چند روز قبل از بازداشت آقای صالحی، در بیانیه‌ای از "فشار سیستماتیک" علیه اعضای خود خبر داده بود.

شمار دیگری از اعضای کمیته هماهنگی با احکام قضایی همچنان در زندان به سر می‌برند.

کنفدراسيون بين‌المللی اتحاديه‌های کارگری و فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل در اردیبهشت‌ماه، از دولت جمهوری اسلامی به دلیل بازداشت فعالان کارگری به سازمان بين‌المللی کار شکايت کرده بودند.

این دو سازمان در شکایت خود به سازمان بین‌المللی کار، خواهان آزادی فعالان کارگری و منع تعقیب آنها شده بودند.

در ادامه موج بازداشت فعالان کارگری در ایران، روز یکشنبه، سوم خرداد ماه، جعفر عظیم‌زاده، رئیس هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، در شهرستان ساوه بازداشت شد. اتحاد، سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرده رئیس این تشکل کارگری به دلیل اعتراض به وضعیت پرونده شاپور احسانی‌راد‌ در دادگاه ساوه، بازداشت شده است.

شاپور احسانی‌راد، عضو هیات مدیره این تشکل نیز روز شنبه، ۲۶ اردیبهشت‌ماه با حکم دادستانی و به اتهام تحریک کارگران نورد لوله صفا در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

سایت "اتحاد" خبر داده که این دو فعال کارگری همچنان در قرنطینه زندان ساوه به سر می‌برند و کماکان اطلاعی از وضعیت نگهداری و سلامتی آنها در دست نیست.

سخنگوی قوه قضاییه اخیرا در اظهار نظری رسمی پیرامون بازداشت فعالان کارگری در ایران گفته بود اینکه بین هزاران کارگر دو نفر بازداشت شوند دلیل افزایش بازداشت‌ها نیست.

طبق قوانین جمهوری اسلامی فعالیت‌های صنفی و سندیکایی در انحصار نهادها و تشکل‌های حکومتی وابسته به آنهاست. در سالهای گذشته ده‌ها تن از فعالان کارگری به دلیل فعالیت‌های صنفی و جمعی بازداشت شده و به زندان رفته‌اند.

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

دوشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۴

آیا نگاه جنبش به کودتا تغییر کرده است

آیا نگاه جنبش به کودتا تغییر کرده است
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_51.html


دو روز پیش متنی را آقای بیژن فرهودی تحت عنوان مصاحبه با دکتر ابوالحسن بنی‌صدر در کیهان لندن منتشر کرده است (1). مسأله اینکه آقای بنی صدر کودتای نوژه را به اطلاع آیت الله خمینی رسانده حرف تازه ای نیست و دکتر بنی صدر هم پاسخ خود را در این مورد پیشتر داده است. اما آنچه در این مصاحبه جلب توجه می کند نوع برخورد دکتر بنی صدر کلاً به گزینه کودتا در ایران است که با مواضع تاریخی اپوزیسیون دموکراتیک در 100 سال گذشته متفاوت است.
 
اپوزیسیون دموکراتیک ایران کودتای 1299 رضا شاه و نقش دولت بریتانیا در آن را سالها قبل از انتشار اسناد رسمی دولت بریتانیا مطرح، و از آن به رغم توسعه سکولاریسم، بعنوان رویدادی که از تطور دموکراتیک ایران جلوگیری کرده، نقد کرده است (2). در مورد کودتای 28 مرداد 1332 سازمان سیا علیه مصدق نیز سالها پیش از آنکه دولت آمریکا به کودتا بودن آن اذعان کند، اپوزیسیون دموکراتیک ایران آن را کودتای آمریکایی خوانده و محکوم کرده است، هرچند همچنان این بحث ها ادامه دارد (3).
 
اینها هیچکدام حرف تازه ای نیست. اما بحث آقای بنی صدر در مصاحبه اخیر بنظر می رسد متفاوت است. اجازه دهید بیشتر توضیح دهم. در جنبش سیاسی ایران حتی وقتی فعالین چپ پس از انقلاب سفید به دنبال مشی چریکی رفتند هدفشان کودتا نبود بلکه خود را موتور کوچکی می دیدند که قرار بود موتور بزرگ یعنی قیام مردم را به حرکت درآورد. دقیقا این اصطلاح را مسعود احمدزاده به نقل از رژی دوبره در کتاب "مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک" به کار می برد، یعنی هنگامیکه این جریان از جبهه ملی خود را جدا می سازد همچنان در پی قیام مردمی بوده است و نه کودتا. مؤسسین سارمان مجاهدین خلق نیز وقتی از نهضت آزادی جدا شده و مبارزه مسلحانه را برگزیدند، دنبال کودتا نبودند. همین حرف را پیش از آنها درباره بیژن جزنی می شود گفت که هرچند حرکت همه آنها مبارزه مسلحانه روشفکران جدا از مردم بود، اما هدفشان کودتا نبود. پیشتر از مشی چریکی و بعد از آنهم، جبهه ملی و حزب توده، همواره از اقدام مردمی حمایت می کردند، هرچند در مقطعی کوتاه در همان سالهای 1320 تا 1332 نورالدین کیانوری نظر کودتا مطرح کرده که فوراً هم فراموش شده است. منظور آنکه در جنبش سیاسی ایران از زمان رضا شاه تا به امروز مگر در مواردی غیر جدی نظیر آنچه درباره ناصرخان قشقایی گفته اند، کسی کودتا را بعنوان راهکار برای اپوزیسیون نگاه نکرده است. اما سخنان نقل شده از آقای بنی صدر در این گفتگو بحثی دیگر است. خودتان بخوانید و قضاوت کنید (4).
 
پس از کودتای السیسی در مصر بنظر می رسد در میان اپوزیسیون ایران به این کودتا بعنوان راه جلوگیری از فرورفتن مصر در مسیری نظیر آنچه ایران در 30 و چند سال گذشته طی کرد، نگریسته می شود بویژه چون سیسی نوعی رفرم را نیز در اسلام، هدف خود قرار داده است (5). نمی گویم که آقای بنی صدر هم از چنین منظری بحث کودتا را دیده است اما نظراتی که مطرح کرده اند قابل تأمل است. واقعیت این است که جنبش مردم ایران در 35 سال گذشته اساساً جنبشی مدنی بوده است و جنبشهای مدنی در شوروی و بلوک شرق توانستند نه تنها با ظهور امثال گورباچف در هیئت حاکمه بلکه با برخاستن شخصیتهایی نظیر یالتسین در حزب کمونیست حاکم که از کمونیسم برید، مثمر ثمر شوند و تحول در جامعه را سامان دهند. در کل دنیا حتی در غرب هم در این 35 سال اخبر جنبشهای مدنی جریانهای اصلی اجتماعی بوده اند. اما در ایران این جنبشهای مدنی حتی با اوج گیریشان در 20 سال گذشته از دوم خرداد تا کنون، هنوز نتوانسته اند تغییر عمده ای را در جامعه ایران رقم بزنند و حتی موضوعی نظیر حجاب و آزادی پوشش زنان را که 80 سال پیش در جامعه ایران از بین رفته نتوانسته اند حل کنند و زنان برای رفتن به استادیومهای ورزشی که حتی در مورد نداشتن چنین حقی کسی در زمان شاه فکرش را هم نمی کرد، امروز باید برای درخواستی چنین ناچیز، همچنان هزینه دهند. به هر حال هنوز جنبش مدنی ایران اهرم های قدرت خود را کشف نکرده است (6). شاید این وضعیت باعث مطرح شدن ایده کودتا شده که اقلا برای اپوزیسیون سیاسی ایران شگفت انگیز است. شاید هم به خاطر ترس از آنکه جمهوری اسلامی دوباره ایران را وارد جنگ تازه ای کند، راه کودتا کم هزینه تر جلوه می کند. اما آنچه در تجربه شوروی و بلوک شرق بود فشار از پایین و شکاف از بالا بود که به پیروزی دموکراسی انجامید، در صورتیکه آمریکای لاتین نیم قرن با تلاشهای کودتاگرانه دست و پنجه نرم کرد و جز استبداد چیزی نصیبش نشد. کودتا نوشداروی بدون هزینه برای آزادی نیست و چه بسا زنجیرهای تازه ای را بر جسم و روح ملت ایران بیآویزد و از چاله در آییم و به چاه افتیم.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
دوازدهم خرداد ماه 1394
June 2, 2015
 
1. سیدابوالحسن بنی‌صدر نخستین رییس جمهوری اسلامی در گفتگو با بیژن فرهودی ..من ۱۲ اشتباه کردم
http://goo.gl/J4PXI9
 
2. گفت و گو با محمد امینی در مورد کودتای رضا شاه در برنامه "برگی از تاریخ" حسین مهری در تلویزیون اندیشه در تاریخ بیست و هفتم ماه مه 2015
 
3. محمد امينی و علی ميرفطروس: دو روايت از سقوط دولت دکتر مصدق
http://www.ghandchi.com/794-amini-mirfetros.htm
 
4. سیدابوالحسن بنی‌صدر نخستین رییس جمهوری اسلامی در گفتگو با بیژن فرهودی ..من ۱۲ اشتباه کردم
http://goo.gl/J4PXI9
 
5. Egyptian President El-Sisi Calls to Reform Islam
 
6. يک اشتباه اساسی در استراتژی جنبش حقوق مدنی ايران
http://www.ghandchi.com/586-madaniat.htm
 
 

صفحه فبسبوک فارسی ایرانسکوپ

https://www.facebook.com/ghandchi
صفحه فبسبوک فارسی ایرانسکوپ
https://www.facebook.com/ghandchi

راه احمد چلبی یا واسلاو هاول

راه احمد چلبی یا واسلاو هاول

بتازگی توهین بزرگی سناتور آمریکایی لیندسی گراهام به مردم ایران کرد که با اعتراض ایرانیان در خارج روبرو شد (1). واضح است از کسانی که بین ایرانیان و مقامات دولت ایران فرق نگذاشته اند، و هردو را با عنوان "ایرانینیز" خظاب می کنند، نمی شود بیش از این انتظار داشت. سالهاست به روشنی این موضوع از سوی بسیاری از ایرانیان مقیم آمریکا توضیح داده شده است و اگر می خواستند بشنوند تا به حال شنیده بودند (2).
ممکن است سؤال شود که چرا مقامات آمریکایی بیشتر و بیشتر به خود اجازه می دهند در مورد ایرانیان چنین رفتارهایی را از خود نشان دهند؟ پاسخ را باید در گروه بندی های تازه مخالفان رژیم در خارج جستجو کرد.
در گذشته تنها جریان ایرانی که در آمریکا با نئوکانها ارتباط داشت پادشاهی خواهان و در رأس آنها شاهزاده رضا پهلوی بود. شخصیتهای پادشاهی خواه نیز کسانی نظیر زنده یاد دایوش همایون بودند که سالها در داخل ایران با دولت آمریکا کار کرده بودند و خود را نوکر آنها نمی پنداشتند. کم کم در خارج نیروهای تازه ای وارد مراوده با مقامات آمریکایی و نئوکان ها شدند. مثلاً 13 سال پیش دانیل پایپز از شخصیتهای برجسته نئوکانها در آمریکا توصیه کرد که دولت آمریکا با سازمان مجاهدین خلق وارد مراوده شود (3). البته توصیه او در زمان دولت بوش مطرح شد اما در دوران ریاست جمهوری آقای اوباما جامه عمل به خود گرفت و دفتر مجاهدین خلق در واشنگتن در نزدیکی کاخ سفید افتتاح شد. تازه مجاهدین تنها نیروی تازه ای نبود که وارد مراوده با نئوکانها می شد. آقای امیر عباس فخرآور (4) نیز که در دوران ریاست جمهوری جرج بوش به آمریکا آمده بود از همان بدو ورود مستقیماً وارد مراوده با نئوکانها شده و در سخنانی در کنگره آمریکا قول داد که اگر به او برای دستیابی به اهدافش در ایران یاری شود، او هم جبران می کند. بسیاری لابی ها امروز در واشنگتن فعال هستند که اساساً بر مبنای موضوع سلطنت یا جمهوری در ایران خود را تعریف نمی کنند و پیروی از اوامر نئوکانها وجه مشخصه شان است (5).
در واقع خارج از کشور امروز بسیار به دوران اواخر قاجار شباهت دارد که عده ای از رجال ایران روسوفیل بودند و عده ای دیگر انگلوفیل، و یا نظیر سالهای بعد از جنگ جهانی دوم که حزب توده فرمانبردار اتحاد شوروی بود. همانطور که ذکر شد امثال داریوش همایون وقتی با مقامات آمریکایی در مراوده بودند حتی در برابر ایده حمله به ایران به روشنی و بسیار محکم می ایستادند و تا به امروز حزب مشروطه که تشکیلاتی پادشاهی خواه است مراوداتش با مقامات آمریکایی چنین است. نیروهای ملی نیز از زمان مصدق و پیش از آن همواره بر استقلال ایران پای فشرده اند و حاضر نبودند عامل دولت های خارحی باشند. اما برخی جریانات تازه در خارج که مراوداتی مستقیم با جریانات نئوکان و مقامات آمریکایی دارند کاسه داغ تر از آش شده و حتی خود بر طبل خوار کردن ایرانیان و حمله به ایران می کوبند. به هرحال اینها واقعیات تازه در خارج کشور است و اظهارات سناتور آمریکایی لیندسی گراهام هم انعکاس چنین جوی در خارج است. اگر اپوزیسیون ایران بعنوان نیرویی مستقل و سکولار شناخته می شد، دعوت از شخصیتهای ما نظیر دعوت از واسلاو هاول در کنگره آمریکا با احترام به ما همراه می شد و مایه افتخار می بود نه آنکه تصور شود ما قرار است نظیر احمد چلبی نوکر و عامل سیاستهای نئوکانها در ایران باشیم.
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
یازدهم خرداد ماه 1394
June 1, 2015
1. احمد رضا بهارلو: ما جماعت دنده پهن
 Alaleh Kamran: Open letter to Senator Graham: we are not your political ladder
http://alalehkamranlaw.blogspot.com/2015/05/open-letter-to-senator-graham-we-are.html?m=1
 
 
2. To World Journalists: IRI *not* IRAN
3. About Mr. Daniel Pipes' Article
4. شفافیت: خبر ایران و گروه های لابی در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups.htm 
Transparency: Iran News and Lobby Groups in Washington, DC
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups-english.htm
5. چند سؤال در مورد ارتباط با لابی هوادار اسراییل
http://www.ghandchi.com/917-israel-lobby.htm

ایرانسکوپ#
#iranscope

بايگانی وبلاگ