سه‌شنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۴

لیلی امیرارجمند و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان











لیلی امیرارجمند وکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_63.html

منفردزاده: "این بخش از نادرترین سرویس های فرهنگی در جهان بود که زیر یک مدیریت درستکار کار می کرد. این ها نتیجه سرپرستی خانم لیلی امیرارجمند و حضور صادق و شرافتمندانه او در کانون بود. در جهان غرقه در بروکراسی در کانون، همه با هم دوست بودند. همه کارها بدون کاغذ بازی و به صورت شفاهی و دوستانه پیش می رفت. کار ما کار دل بود. کاش می توانست سرمشق ادارات دیگر باشد."
منبع:


کانون پرورش فکری و دوران طلایی موسیقی و شعر
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/09/150907_l41_kanoon_music_interviews?SThisFB
محمود خوشنام پژوهشگر موسیقی
7 سپتامبر 2015 - 16 شهریور 1394


امسال برابر است با پنجاهمین سالگرد تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. به همین مناسبت، بی‌بی‌سی فارسی طی ماه های گذشته و آینده با انتشار مجموعه گفتگوها، یادداشت ها و جستارهایی، به شیوه شکل گیری، فعالیت های موثر و محصولات ماندگار این نهاد فرهنگی پرداخته و خواهد پرداخت.
 

دو دهه چهل و پنجاه از قرن خورشیدی جاری شکوفاترین سال های فرهنگی و هنری ایران را در خود دارد. یکی از نهادهای همه فن حریف آن سال ها کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود که هنوز هست ولی دیگر، آنی نیست که زمانی بود. این سازمان یکی از پویاترین سازمان های فرهنگی ایران به شمار می رفت. کانون، تفاوت های صوری و ماهوی چشمگیری با سازمان های فرهنگی دیگر داشت.


پدیده های فرهنگی را به میان جوانان و کودکانی می برد که فرهنگ سازان آینده بودند و نیز آیینه ای بود که هدف، استراتژی و شیوه های عملی نوآورانه را بازتاب می داد. کتاب ها با هر محتوائی به زبان جوان‌پسند ساخته می شد. سوژه ها زبان و بیانی همه فهم و در عین حال امروزی داشتند. شعر نو که از آن در مدارس کم تر مورد استقبال قرار می گرفت پایگاهی برای گسترش خود پیدا کرده بود. برای بسیاری از مجموعه های شعر نو موسیقی متن فراهم می شد. برنامه های رسیتال و کنسرت های کوچک برگزار می گردید. به نوازنده ها و خوانندگان برتر جوایزی داده می شد.


"اُرف" در ایران


شیدا قراچه داغی مسئول موسیقی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پیش از انقلاب ایران است. او روش تدریس جهانی کارل ارف را در کانون، و در ابعاد بزرگ‌تر در ایران، رواج داد.


خانم قراچه داغی می گوید هنگامی که مسئول موسیقی کانون شد، نخستین فکرش پیاده کردن روش آموزشی کارل ارف در ایران بود. در آن زمان نه تنها شیوه تدریس مطرح نبود که شاگردان از داشتن سازهای معمولی هم محروم بودند. ولی در کوتاه مدت همه سازهای لازم و حتی کتاب های ارف در کانون رواج پیدا کرد.
 

نکته دیگری که خانم قراچه داغی به عنوان کار اصولی بیان می کند ارتباط با متن های بسیار پیش پا افتاده و مبتذل دارد. "حرف هایی بی معنی که هیچ تاثیری در کودکان و نوجوانان نمی گذاشت. متن این آهنگ ها باید عوض می شد و برای این کار شاعران نوسرا قابلیت فراوان داشتند."
 

خانم قراچه داغی به ویژه از احمد رضا احمدی یاد می کند که نخستین یا بهترین متن های کودکانه ولی سالم را که حرفی برای گفتن داشتند برای پیوند با موسیقی سرودند که بعضی از آن ها به ترانه های کودکانه ماندگار تبدیل شده اند.
 

غیر از احمد رضا احمدی از آثار احمد شاملو و نیما یوشیج نیز استفاده می شد و این کار علاوه بر تنوع بخشیدن به موسیقی نوجوانان، آنان را با شیوه نو سرائی در شعر ایران آشنا می ساخت.


کار دیگر کانون در این زمینه خلق موسیقی برای اشعار کلاسیک ایران و جهان بود. مولوی، سعدی، حافظ و... در ضبط های کانون با موسیقی نو در می آمیخت و ارزش خود را افزون می ساخت.
 

از خانم قراچه داغی از وضعیت کار کانون پس از انقلاب می پرسم، می گوید: "خبری از نزدیک ندارم چون در ایران نیستم. به هر حال در و پیکر آن بر جا مانده است ولی نتیجه کارش با وضعیتی که موسیقی در ایران امروز دارد، فکر نمی کنم جالب توجه باشد."


نوجوانان جوان شده


سرپرستی بخش موسیقی کانون مدتی نیز بر عهده اسفندیار منفردزاده، آهنگساز و موسیقی پرداز فیلم، بود. او در حاشیه کار اصلی خود شیوه های موسیقی نویسی برای فیلم را در کتابخانه های کانون تدریس می کرد. آقای منفردزاده تدریس موسیقی فیلم در واحد های کانون را به شدت سازنده توصیف می کند و می گوید:


"بسیاری از هنرمندان فعال در سینمای امروز ایران، نوجوانان جوان شده پس از انقلاب هستند. بیشتر آن ها خوش فکر و خوش کار از آب درآمده اند."


منفردزاده می افزاید: "این بخش از نادرترین سرویس های فرهنگی در جهان بود که زیر یک مدیریت درستکار کار می کرد. این ها نتیجه سرپرستی خانم لیلی امیرارجمند و حضور صادق و شرافتمندانه او در کانون بود. در جهان غرقه در بروکراسی در کانون، همه با هم دوست بودند. همه کارها بدون کاغذ بازی و به صورت شفاهی و دوستانه پیش می رفت. کار ما کار دل بود. کاش می توانست سرمشق ادارات دیگر باشد."

از منفردزاده در مورد پروژه آهنگسازی یا آهنگ گزینی برای همراهی با شعر شاعران ایرانی می پرسم. او نیز ابتدا از احمد رضا احمدی می گوید که مبتکر و طراح این پروژه بود: "بیشتر کارها از انتخاب تا اجرا با او بوده است."


اسفندیار منفردزاده تنها برای همراهی با شعر احمد شاملو موسیقی نوشت که یکی از بهترین ها از کار درآمده است.


دیگر شاعران نام آوری که صدایشان در این مجموعه به ثبت و ضبط رسیده عبارتند از: نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، فروغ فرخزاد، یدالله رویائی، نصرت رحمانی.البته موسیقی سنتی نیز در این مجموعه برای خود جائی داشت. به ویژه صدای محمدرضا شجریان با قدرت از کار درآمده است.
 
به گفته اسفندیار چهار کارگاه وابسته به کانون، بازدهی بسیار خوبی داشتند:


کارگاه نقاشی با هدایت پرویز کلانتری، کارگاه تئاتر زیر نظر اردوان مفید، کارگاه شعر با سرپرستی احمد رضا احمدی و کارگاه موسیقی با مدیریت شیدا قراچه داغی.


به گفته منفردزاده نتایج کار این کارگاه ها در سال های بعد مورد توجه و استفاده جوانان هنردوست قرار گرفت.


او در مورد سرنوشت کانون می گوید: "از وضعیت بعد از آن خبری ندارم ولی به طور کلی معتقدم همیشه سلیقه حکومت ها به خصوص حکومت های ایدئولوژیک همه چیز را متناسب با هدف های خود تغییر می دهند. آنها حتی به جعل تاریخ، متن و فرهنگ دست می زنند. وقتی آزادی سیاسی و فرهنگی در کار نباشد حکومت های استبدادی حافظه تاریخی مردم را دستکاری می کنند. باید با گفتن و نوشتن با این دستکاری ها مقابله کرد."


صدای شاعران


ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد فیلم، نیز یکی از کوشندگان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و مدت ۹ سال با این نهاد همکاری کرد. زراعتی که مراحل مختلفی را در کانون از مربی گری تا دستیار کارگردانی فیلم گذراند، به ویژه از گنجینه ای یاد می کند که به همت احمد رضا احمدی با عنوان صدای شاعر، با موسیقی درآمیخته بود. در این مجموعه هم شاعران کلاسیک و هم شاعران نوآور جای داشتند.


"صدای شاعران با موسیقی همراه آهنگسازان پیشرو مثل اسفندیار منفردزاده، فریدون شهبازیان و فرهاد فخرالدینی در می آمیخت. کانون، صدای شاعران را به صورت کاست انتشار می داد."


به گفته زراعتی فعالیت کانون نه تنها در زمینه موسیقی که تقریبا در همه زمینه های فرهنگی چشمگیر بود: "برجسته ترین آنها کار انیمیشن بود. بسیاری از نقاشان و طراحان مثل زرین کلک، علی اکبر صادقی، مرتضی ممیز و...به کار در این زمینه علاقمند شدند. در جشنواره سالانه ای نیز که در تهران بر پا می شد، شرکت می کردند. کانون نشریه ای نیز برای خود تهیه دیده بود با نام "خط و ربط" به مدیریت پرویز کلانتری و سردبیری من که آئینه ای بود برای بازتاب فعالیت های کانون.»

 
مطلب مرتبط:
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ( زیباترین فراز دوران پهلوی )؛ فرح پهلوی
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_20.html

----------------------

محمد نوری زاد: فیلمی از حضور دوستان جلوی دنا

محمد نوری زاد: فیلمی از حضور دوستان جلوی دنا
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_97.html









----------------------

دوستانی که توافق اتمی را به ضرر مردم ایران می دانند

دوستانی که توافق اتمی را به ضرر مردم ایران می دانند

http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_27.html

شخصاً نظرم را درباره توافق اتمی ایران و آمریکا در همان اولین ساعات تفاهمنامه لوزان به روشنی توضیح دادم (1) و در چند ماهه گذشته به ابعاد مختلف موضوع توافق وین پرداخته ام (2).
 
دوستانی در اپوزیسیون هستند که این توافق را به ضرر مردم ایران می دانند. از جمله سه هفته پیش آقای دکتر اسماعیل نوری علا نظرات خود را در این مورد در پاسخ نوشتاری از اینجانب، منتشر کرد (3). دو روز پیش نیز آقای دکتر ایمان فروتن نظر خود را در این مورد در نامه ای سرگشاده به اعضای کنگره و سنای آمریکا منتشر کرد (4). آقای دکتر اهریمن ایکس نیز روز گذشته نظر خود را درباره توافق هسته ای در نوشته ای به زبان انگلیسی در سایت "آی پی سی" منتشر کرده است (5).
 
مطمئنم از نظرات همه دوستانی که توافق وین را مضر می دانند، مطلع نیستم اما مهم این واقعیت است که همانگونه که در دولت های جمهوری اسلامی ایران و آمریکا مخالفان و موافقان با این توافق وجود دارند که در مطبوعات فارسی و انگلیسی به روشنی نظراتشان انعکاس یافته است، و همچنین دوستانی در اپوزیسیون داخل نظراتشان اعلام شده (6)، این دوستان نیز در خارج کشور به روشنی نظرات خود را در این مورد مشخص بیان کرده اند.
 
در گذشته چنین امکانات اینترنتی وجود نداشت که بشود در اینگونه برهه های تاریخی نظرات خود را در مورد موضوعی به این حساسی بیان کرد. به ویژه آنها که در سیاست ایران فعالند با بیان صریح موضع خود در چنین روزهایی است که پاسخگویی خود را در برابر مردم ایران و تاریخ نشان می دهند. در نتیجه به رغم آنکه با نظر دوستانی که این توافق را به ضرر مردم ایران می دانند مخالفم، اما به آنها تبریک می گویم که با صراحت نظرشان را بیان کرده اند.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هفدهم شهریور ماه 1394
September 8, 2015
 
پانویس:
 
1. فرض کنیم تفاهمنامه لوزان به عهدنامه ترکمانچای دیگری ختم شود
http://www.ghandchi.com/899-lausanne-iran.htm

2. اپوزیسیون از دولتهای ایران و آمریکا چه تعهدی می خواهد؟
http://www.ghandchi.com/983-opposition-iran-us.htm
 
3. پاسخ دکتر اسماعیل نوری علا به نامه سام قندچی در مورد کامنت جنبش سکولار دموکراسی
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_48.html
 
4. ايمان فروتن ـ رئيس هيئت امنای «نهاد مردمی»: نامه سرگشاده به اعضای کنگره و سنای آمریکا
http://isdmovement.com/2015/0915/090715/090715.Iman-Forutan-Letter-to-US-Congress.htm
 
 
6. مخالفین ایرانی توافق هسته ای در کنگره آمریکا
http://www.ghandchi.com/991-congress-iranians.htm
 
 
متون برگزیده

 



----------------------
http://www.iranscope.com

کورش زعیم در مورد اظهارات آیت الله خامنه ای درباره توافق هسته ای

کورش زعیم در مورد اظهارات آیت الله خامنه ای درباره توافق هسته ای
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_8.html
 
اظهارات آقای خامنه ای درباره توافق هسته ای

گفتگوی کورش زعیم با رادیو فردا

۱۲ شهریور ۱۳۹٤- ۳ سپتامبر ۲٠۱۵م

پرسش ۱: اظهارات امروز آیت الله خامنه ای که مجلس نباید از بررسی توافق حذف شود، چقدر کفه ترازو را بسوی مجلس سنگین می کند؟

کورش زعیم: این اظهارات کفه ترازو را بسوی مجلس سنگین نمی کند، فقط آنها را کمی ارضاء می کند به حسابشان آورده اند. مجلس کنونی خودش می داند که در این ماجرا محلی از اعراب ندارد و چه بررسی بکند و چه نکند تاثیری در روند پیشرفت توافق که به تایید پنج قدرت جهانی، شورای امنیت و اتحادیه اروپا رسیده ندارد. آنها نیز باید بدانند که این توافق برای ایران حیاتی است. در هر حال من تصور نمی کنم حتا در صورت بررسی مجلس، موضوع به رای گیری یا نفی برسد. بررسی و تصویب توافق برای مجلس آینده خواهد ماند.

پرسش ۲: اگر تحریم ها برداشته نشود،‌ این چقدر منطقی است که ایشان گفته ما هم در حد تعلیق تحریم ها برخورد می کنیم.

کورش زعیم: اینکه تحریم ها برداشته نشود تهدید به رویدادی است که اتفاق نخواهد افتاد، بویژه اکنون که رای کافی هم برای تضمین وتوی آقای اوباما در سنای امریکا فراهم آمده. حتا پیش از اینکه امریکا به برداشتن تحریم ها اقدام کند، با گزارش های مثبتی که آژانس انرژی اتمی داده، اتحادیه اروپا و شورای امنیت کار خود را خواهند کرد. من می پندارم که ایشان با وقوف به اینکه چنین چیزی نمی تواند رخ دهد این موضع را گرفته تا تندروان را آرام کند، یعنی که ما هم ضعف نشان نخواهیم داد. برخورد تعلیق در برابر تعلیق چیزی را عوض نمی کند، زیرا هم اکنون ایران در حال انجام تعهدات خود است، و رفع تحریم ها طبق برنامه زمانبندی توافق انجام خواهد شد.

پرسش ۳: چرا خامنه ای موضعگیری شدید کرده برخلاف ماههای گذشته که کنار آمده بود. آیا گفته های جان کری او را برانگیخته یا اینکه طرفش مقامات امریکایی هستند؟

کورش زعیم: می پندارم که این موضعگیری بیشتر به جریان انتخابات مجلس آینده ارتباط دارد تا توافق هسته ای. آقایان یزدی و جنتی در شورای نگهبان موضعگیری بسیار تندی درباره خواسته آقای روحانی که شورای نگهبان باید فقط نظارت کند نه دخالت، و موضعگیری تند فرمانده سپاه در برابر آقای روحانی که نظامیان نباید در سیاست و انتخابات دخالت کنند، آقای خامنه ای بر آن داشته که با یک موضعگیری به ظاهر تند خودش فضا را کمی آرام کند. یعنی ایشان در واقع می گوید که من خودم سوار بر کار هستم، نیازی نیست شما اظهار نظر کنید.

اظهارات آقای کری که هنوز گزینه نظامی روی میز است که البته برای خوراک داخلی بوده و میخواهد جو را برای رای گیری کنگره کنترل نماید، بهانه ای داد که آقای خامنه ای هم یک موضعگیری مشابه بکند. هیچکدام از آنها را من جدی نمی گیرم و هیچ اثری در روند اجرای برجام نخواهد داشت. -0-
 
منبع:


----------------------

دوشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۴

آقای روحانی برای کردها و متهمان به ارتداد چه کار کرده اید

آقای روحانی برای کردها و متهمان به ارتداد چه کار کرده اید

آقای حسن روحانی ریاست جمهوری ایران،
 
بیش از دوسال از عمر دولت شما می گذرد و مقاماتی نظیر آقای علی یونسی از توجه به مسائل ویژه کردستان بارها صحبت کرده اند اما در عمل آنقدر اقدامات در این زمینه ناچیز بوده که حتی مطبوعات جمهوری اسلامی نیز آن را کمتر قابل گزارش یافته اند. ممکن است گفته شود که پذیرفتن دانشجو برای رشته زبان کردی در دانشگاه کردستان از جمله اقدامات دولت شماست (1). لطفاً مقایسه ای کنید بین حقوقی که کردها تحت دولت اقلیم کردستان عراق دارند و آنچه در ایران پس از اقدامات دولت شما به دست آورده اند و خود قضاوت کنید که اگر یک کرد بودید به کدام راه رأی می دادید. شخصاً با تجزیه کردستان عراق و آنچه تحت عنوان فدرالیسم اما در واقع شبه تجزیه، در کردستان عراق شاهد هستیم، مخالف بوده و هستم (2)، اما تا زمانی که ایران متحد نتواند برای یک کرد همانقدر امکانات فراهم کند که کردستان شبه تجزیه شده عراق ایجاد کرده، نمی توان انتظار داشت کردها در ایران یکپارچه احساس خوشبختی کنند. درست است که کردستان عراق منابع ویژه نفتی در اختیار دارد که در ایران چنین نیست، و منابع نفتی جنوب ایران برای همه ایرانیان از جمله کردستان صرف می شود، اما منظور در اینجا مقایسه حقوق سیاسی و فرهنگی در کردستان ایران و عراق است. دولت ایران همواره با حکومت اقلیم کردستان عراق روابط حسنه داشته و شایسته است از این فرصت استفاده کند و از آنها در عرصه درک نیازهای مردم کرد بیاموزد. کردستیزی که در اوائل تشکیل جمهوری اسلامی شیعه در ایران زبانه کشید، چه دیروز، چه امروز و چه فردا فقط خشک و تر، سنی و شیعه را باهم در آتش نفرت می سوزاند. کردستان ایران می تواند دروازه دوستی ایران با بخش مهمی از خاورمیانه از جمله عراق باشد و نه عرصه دامن زدن به جنگهای قومی در منطقه و تاریخ کردستان بهترین شاهد این حقیقت است (3).
 
موضوع دیگری که هنوز دولت شما حتی از آن حرفی نمیزند آزادی متهمان به ارتداد در ایران است. مثلاً درباره آقای سهیل عربی یکسال پیش از شما سؤال کردم (4). چرا ایشان هنوز در زندان است و همسر و کودک خردسالش در مشقت به سر می برند؟ هنوز نه تنها در دولت شما استفاده از فیسبوک غیرقانونی است بلکه با اتهامات پوچ فیسبوکی، افرادی نظیر سهیل عربی را به زندان انداخته و برایشان حکم اعدام داده اند که بعداً لغو شده اما اصلاً بایستی آزاد می شده است. اگر جوانان حتی در فیسبوک نتوانند احساسات خود را بیان کنند چه راهی برایشان می ماند جز آنکه حرفشان را با اسلحه بیان کنند. مقامات عالیرتبه نظام از جمله آیت الله خامنه ای در توییتر فعال هستند و در دنیای قرن بیست و یکم این کاری درست است و نه آنکه قوه قضاییه ایران شبکه های اجتماعی را برای مردم ممنوع کند. امروز بسیاری از مراسم مذهبی مسیحیان در همین شبکه های اجتماعی مجازی در اینترنت انجام می شود، کاری که قرن ها پیش فقط در ساختمان فیزیکی کلیسا انجام می شد. آن زمانی که مراسم مذهبی در مساجد و کلیساها انجام می شد، شیطان پرستان هم مراسم خود را در معابد خود انجام می دادند. امروز اگر مسلمانان شبکه های اجتماعی را تحریم کنند در واقع خود را از این امکانات محروم کرده اند. طالبان با روش حرام دانستن اینترنت شکست خورد و امروز حتی نیروهای افراطی جدید سنی مذهب در شبکه های اجتماعی فعال هستند، اما در چنین شرایطی است که هنوز قوه قضاییه ایران مردم کشور را از شبکه های اجتماعی جهانی منع می کند و برای حرفهای معصومانه کسی مانند سهیل عربی پاپوش درست می کند. چرا اگر در این زمینه کاری از دست شما بر نمی آید اقلا مخالفت خود را با این حق کشی های قوه قضاییه غیرانتخابی، اعلام نمی کنید؟ ای کاش رییس قوه قضاییه در ایران انتخابی بود تا خود می دید که رابطه مستقیم بین رأی مردم و پاسخگویی به خواستهای مردم وجود دارد (5).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
شانزدهم شهریور ماه 1394
September 7, 2015
 
پانویس:
 
1. دانشگاه کردستان برای اولین بار در رشته زبان کردی دانشجو می‌پذیرد
http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150725_l26_iran_kurdish_language_kurdistan_university
 
2. يادداشتی درباره طرح بحث انگيز خودمختاری کردستان
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm

A Note about the Controversial Kurdistan Autonomy Plan
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm
 
3. کردها و شکل گيري دولت مرکزي در ايران
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm

Kurds & Formation of Central Government in Iran
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm
 
4. گزارش آخرین وضعیت سهیل عربی در آذرماه 1393
http://iranscope.blogspot.com/2014/12/blog-post_61.html
 
5. سؤالی از حقوقدانان ايران
http://www.ghandchi.com/795-elected-judiciary.htm 
 
 
متون برگزیده

 

----------------------
http://www.iranscope.com

یکشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۹۴

بحثهایی پیرامون پیشنهاد محمد امینی به جلال متینی و علی میرفطروس درباره مناظره در مورد مصدق

https://www.balatarin.com/permlink/2015/9/5/3947872
بحثهایی پیرامون پیشنهاد محمد امینی به جلال متینی و علی میرفطروس درباره مناظره در مورد مصدق
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_56.html





"اصولاً نخست وزیری مصدق و نیز نمایندگی وی در مجالس چهاردهم و شانزدهم ، برخلاف قوانین مدنی( مواد 988 و 989) ایران بوده و چنین مشاغلی برای مصدق که پیشتر تابعیت سوئیس را تحصیل نموده بود ، به کلی غیرقانونی بود. بقیۀ ماجرای مصدق اصلاً احتیاجی به ورود به ماهیتش نیست چراکه داستان از بیخ باطل است !"

برای همه این بحثها لطفاً به لینک زیر مراجعه کنید


مطلب مرتبط
دعوت محمد امینی از جلال متینی و علی میرفطروس برای بحث در مورد دوران مصدق در برنامه یک کلمه چهارم سپتامبر 2015
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/2015.html

----------------------

تقی رحمانی درباره کودک غرق شده سوری

تقی رحمانی درباره کودک غرق شده سوری
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_15.html


شعر ، نثر. کودک دریایی سوری. داستان از این قرار است که شعر نمی تواند توجیه کند جنایات از این دست را. پس فریاد می زند یا ناله می کند از ظلم رفته .شعر حماسه و شکست و اعتراض و توضیح وضع آرمانی و یا اعتراض به درد های ناروا است.اما نثر می تواند با کلمات این درد را توجیه کند با دلایل عقلی وضع را توضیح دهد که علت این حادثه تلخ چه کسانی بوده اند یا کودک قربانی چه سیاستی بوده است.شعر در این رابطه جهت را و آرمان را توضیح می دهد اما نثر با هدایت شعر می تواند از توجیه ظلم بپرهیزد. این شعر هم در مرگ کودک سوری درد اعتراض خود را با بیان تاریخ و باور ها نشان می دهد.



منبع:




----------------------

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ( زیباترین فراز دوران پهلوی )؛ فرح پهلوی

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ( زیباترین فراز دوران پهلوی )؛ فرح پهلوی
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_20.html

بحث جالبی بین دکتر رسول نفیسی و رضا علامه زاده در مورد ماهی سیاه کوچولو.
برنامه ای باشرکت رضا علامه زاده، دکتر رسول نفیسی، و رضا گوهر زاد







مطلب مرتبط:
کانون پرورش فکری و دوران طلایی موسیقی و شعر

محمود خوشنام 
پژوهشگر موسیقی
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/09/150907_l41_kanoon_music_interviews?SThisFB

----------------------

گفتگوی حشمت طبرزدی با رسانه اهل سنت و بحث در مورد مواضع حسن روحانی در زمان جنبش سبز 1388

گفتگوی حشمت طبرزدی با رسانه اهل سنت و بحث در مورد مواضع حسن روحانی در زمان جنبش سبز 1388
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/1388.html





----------------------

عکسی از صفحه فیسبوکی مسعود بچاری

عکسی از صفحه فیسبوکی مسعود بچاری











----------------------

نصرت الله امینی اجازه نداد، شیخ محمد صادق خلخالی تخت جمشید را تخریب کند

نصرت الله امینی اجازه نداد، شیخ محمد صادق خلخالی تخت جمشید را تخریب کند
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_6.html


احترام آزادی: از اقدامات مهم نصرت الله امینی در مدت زمان کوتاه استانداری فارس، ایستادن او در برابر شیخ محمد صادق خلخالی بود. وقتی که خلخالی با همراهی عده ای از پاسدارانش به شیراز آمده بود تا تخت جمشید این نماد «طاغوت»! را از میان بردارد، این نصرت الله امینی بود که با ایستادگی قاطع، در رادیوی سراسری استان اعلام کرد که مگر از روی جسد او رد شوند، اگر بخواهند کوچکترین گزندی به «تخت جمشید» برسانند.

وی به ماموران انتظامی شهر دستور داد تا در برابر خلخالی و پاسداران همراهش بایستند. خلخالی و دارودسته اش ناچار به تهران بازمی گردند." یادش گرامی باد.

ایمیل دریافتی در باره ی پدر آقای محمد امینی، زنده یاد نصرت الله امینی

جنابان اقایان امینی ومهری: با درود فراوان.
انتظارتوجه دارم. درمجله ره اورد نام شخصیتی بنام نصرت الله امینی نوشته شده بودکه ضمن کارهای ایشان جلوگیری ازخرابی مقبره کوروش وتخت جمشید که گویا خلخالی بعزم خرابی آنها به شیرازرفته بود، یادی ازکارهای ایشان شده بود که ایشان درمقام استاندارفارس ازاین اقدام جلوگیری کرده اند.

من درانموقع درامریکا بودم، وقتی این خبرراشنیدم، مانند دیگران، ازدوجنبه یکی اینکه فارسی هستم ودیگراینکه درمیهنم می خواست این چنین حق ناشناسی اعمال شود، بسیارمتاثرشدم

ولی ازآن استاندارکه این اقدام را کرده بسیارتقدیرکردم ونام او را جویا شدم ولی کسی پاسخ درستی نداد ویکنفرپاسخ داد که گویانامش حبیبی بوده است ومن نادانسته از او تقدیرداشتم.

اکنون که مجله ره اورد گذشته را دوباره مرور می کردم درآن مجله ضمن تقدیرازاقای امینی نوشته بودکه ایشان قبلا هم وکیل دکترمصدق بوده اند وانگاه من فکرکردم که ان شادروان پدراقای امینی بوده اند و من با نام دیگری دراشتباه بودم.

بنابراین چون ازآنچه دران قضیه اتفاق افتاده واین خدمت آن مرد بزرگوار را همه اگاه نیستند، ازهردواقایان مخصوصا اقای امینی تقاضادارم که آن  داستان را مشروحا شرح دهند تا همگان از آن اگاه شوند.

بطور کلی دراین باره بایدعرض کنم که قبرکوروش، تخت جمشید ومجمسه شاپورو نقش شاپورکه درکازرون فارس است همیشه موردتجاوزافراد یا حکومت های متعصب که افکارداعشی و پیروی ازاین گروه تازه داشته اند، قرارداشته اما مردمانی یا حکومت های صالحی که خرافاتی نبوده اند از آن اثارحفاظت کرده اند.

درقدیم برای حفاظت ازین بناه ااز حمله اشخاص متعصب، مردم فارس این مقبره را در فارس مقبره مادرسلیمان وتخت جمشیدراتخت سلیمان نام نهاده بودند.

اتابکان فارس که شایداگاهی داشته اند، انرابه همین نام رواج دادند واتابک ابوبکرهم دوره سعدی دراطراف ان حصاری کشیدومسجدی درآنجا ساخت که سالها مردم درآن نمازمی گزاردند که بقایای آن مسجد تا جشن دوهزارو پانصدساله شاهنشاهی برقراربود ومتاسفانه درآن موقع جشنها اثاران مسجد وسنگهای ان مسجد را که ازان خرابه به جا مانده بود، برای زیبا ترنمودن ان محل دردید مدعوین ازبین بردند و چندتکه آن رادر موزه شیرازگذاشته اند که کسی هم ازان اگاهی ندارد.

درهرحال اتابکان ازکیفیت ان بنا مطلع بودند وآن قبررا بنام مشهد مادرسلیمان نام نهادند و دهستان اطراف آن را که به اصطلاح بلوک یعنی مجموعه چند ده یا قریه می باشد، مشهد بنام بلوک مشهدام النبی خواندند که تا به امروزهم بهمان نام نامیده میشود. چون سخن به درازاکشید، تفصیل مسافرت خلخالی وعلت آن وکارهای دیگر او را در آن سفربه شیراز، اگر بخواهید دراینده شرح خواهم داد.
با احترام بهبهانی
منبع:



----------------------

شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۴

دعوت محمد امینی از جلال متینی و علی میرفطروس برای بحث در مورد دوران مصدق در برنامه یک کلمه چهارم سپتامبر 2015

دعوت محمد امینی از جلال متینی و علی میرفطروس برای بحث در مورد دوران مصدق در برنامه یک کلمه چهارم سپتامبر 2015
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/2015.html
 





محمد امینی در این گفتار به برخی شایعه پراکنی های شخصی پاسخ می دهد و خواستار بحث تاریخی با آقایان جلال متینی و علی میرفطروس در مورد ارزیابی دوران مصدق می شود.



منبع:


----------------------

چرا "جین تراپی" پیشرفت نمی کند و یک راه حل

چرا "جین تراپی" پیشرفت نمی کند و یک راه حل
Why Gene Therapy is Not Making Progress and a Solution

علاوه بر امراضی نظیر بیماری هانتیگتون که صرفاً ژنتیکی هستند، شانس زیادی وجود دارد که "جین تراپی" بتواند سرطان و ایدز را درمان کند و حتی سرعت پیر شدن را تقلیل دهد، اما پیشرفت این عرصه علم و تکنولوژی در پنج سال گذشته بطور مداوم کاهش پیدا کرده و دلیل آن هم ترس از عوارض جانبی است.
 
نه تنها "جین تراپی" برای انسانها و حیوانات به دلیل این مشکل به چالش کشیده شده است، تغییر ژنی گیاهان که در 20 سال پیش پیشرفت سریعی داشت با مانع مشابهی روبرو شده، هنگامیکه ترس از عوارض جانبی "جی اوم او" برای سلامتی بشر وحشت آفرین شده است (1).
 
دانشکده های پزشکی و کشاورزی قادر نیستند با این چالشهای تغییر ژنی مقابله کنند، گروه اول در پی درمانهایی هستند که در آزمایشهای کلینیکی ثابت شوند عوارض جانبی مضر ندارند و چنین کاری به معنی دهه ها کار آزمایشی است وقتی انجام آزمایشات کلینیکی بسیار آهسته صورت می گیرد چون اساس پروسه های بیولوژیک کُند است. و  مورد دوم، یعنی مدارس کشاورزی، کلاً از محصولاتی که باعث وحشت عمومی می شوند اجتناب می کنند و دوباره آزمایشات محصولات "جی ام او" برای عوارض جانبی در لابراتوارهای کشاورزی سالها طول می کشد چرا که پروسه های بیولوژیک بسیار کُند هستند و تسریع چنین آزمایشات هم غیرممکن است.
 
با اینحال پتانسیل تغییرات ژنی برای انسانها، حیوانات و گیاهان آنقدر زیاد است که نادیده گرفتن این کار به دلیل جایی که انتظار می رود صورت گیرد، به ضرر بشریت است.  راه حلی ممکن این است که انستیتویی درست شود که صرفاً به سیمولیت و ایمولیت کردن تغییرات ژنی بپردازد و تست های نرم افزاری برای این هدف بسازد که بشود سریع برای ارزیابی عوارض جانبی ادیت های ژنی به کار برد. (سیمولیت کردن یعنی ساختن نرم افزار کامپیوتری که تغییر ژنی را شبیه سازی کند و ایمولیت کردن هم ساختن سخت افزار کامپیوتری نظیر "اف پی جی ای" است که تغییر ژنی را شبیه سازی کند.) چنین پروژه ای می تواند کاهش عمده ای را در زمان لازم برای آزمایشات کلینیکی راه حل های "جین تراپی" ممکن کند. همچنین با چنین روشی زمان لازم برای آزمایشات عوارض جانبی محصولات "جی ام او" در لابراتوارهای کشاورزی تقلیل پیدا خواهد کرد و این کار به پیشرفت تغییراتی ژنی که برای آینده بشریت کلیدی هستند، یاری خواهد رساند.
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
دهم شهریور ماه 1394
September 5, 2015
 
پانویس:
 
1. تکامل گیاهان راه حل دی اکسید کرین است و نه ضدیت با جی ام او
http://www.ghandchi.com/948-evolution-plants.htm  
 
متون برگزیده

 

 
Why Gene Therapy is Not Making Progress and a Solution
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/995-gene-therapy-english.htm
 
چرا "جین تراپی" پیشرفت نمی کند و یک راه حل
http://www.ghandchi.com/995-gene-therapy.htm

Beside purely genetic diseases like Huntington's, there is a good chance that gene therapy can be used to cure cancer, AIDS and even curtail aging, but its progress in the last five years has continuously slowed down and the reason is the fear of side-effects.

Not only gene therapy for humans and animals is challenged by this dilemma, gene modification of plants that used to see a rapid progress twenty years ago is facing the same kind of barrier when the fear of side-effects of GMO for human health are causing fear (1).

These challenges of gene modification cannot be dealt with by medical schools or agricultural schools where the former look for cures that can clinically prove not to have detrimental side effects and in this case it would mean decades of testing because such clinical tests are very slow because basically biological processes are slow. And for the latter, i.e. the agricultural schools, shy away from products that can scare the public and again testing GMO products for side-effects in agricultural labs takes years because biological processes are very slow and it is impossible to expedite such tests.

Nonetheless, the potential of gene modifications of humans, animals, and plants is so much that neglecting the work by where it is expected to happen is hurting humanity. A possible solution is to create an institute fully dedicated to simulation and emulation of modified genes and create software tests for that purpose, to be run quickly to check for side-effects of gene editing. (Simulation is creating computer software that mimics gene modifications and emulation would be making computer hardware like FPGA to mimic gene modifications.) Such a project can drastically reduce the time needed for clinical tests of gene therapy solutions, and agricultural lab tests of GMO products, and by doing so, to help the progress of gene modifications that are so central to the future of humanity.

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
September 5, 2015

Footnotes:

1. Evolution of Plants Solves CO2 not Anti-GMO
http://www.ghandchi.com/948-evolution-plants-english.htm


Featured Topics
http://featured.ghandchi.com

 
 

----------------------
http://www.iranscope.com

جمعه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۴

پرسش و پاسخی با انوشه انصاری در مورد سفر فضایی یکطرفه

پرسش و پاسخی با انوشه انصاری در مورد سفر فضایی یکطرفه
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_4.html

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=tGfKwidkfxo

**چهار مقاله در شماره این هفته ساینس ای ای ای اس در مورد ایران است
مقالات در مورد سینکروترون، رصدخانه مراغه، دریاچه ارومیه، و اکوسیستم است
http://www.ghandchi.com/AAASScienceWeeklyNewsVolume349Issue

----------------------
http://www.iranscope.com

پنجشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۴

کریشنامورتی: ترس ناشی از به خطر افتادن نظریات و باورها

https://www.facebook.com/1240278034/videos/10207916105280753کریشنامورتی: ترس ناشی از به خطر افتادن نظریات و باورها

گفتاری از کریشنامورتی از صفحه فیسبوکی افشین افشار

ترس ناشی از به خطر افتادن تعلقات و اندوخته‌ها است و ما نظریات و باورهای خود را نیز شکلی از اندوخته‌های خود می دانیم، به هیمن جهت است که وقتی نظریات و باورهایمان مورد ضربه قرار می گیرند و نفی می‌شوند همانقدر دچار هراس می‌شویم که دارایی‌هایِ مادیمان به خطر افتاده‌اند.

کریشنامورتی

https://www.facebook.com/1240278034/videos/10207916105280753



----------------------

ایرانسکوپ به روز شد

http://www.iranscope.com




ایرانسکوپ به روز شد
http://www.iranscope.com

حشمت طبرزدی: تهدید!؟

حشمت طبرزدی: تهدید!؟
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_3.html

شب گذشته اقایان دکتر باوند،حاتمی،اویسی وجانفشان از اعضای همبستگی به دیدار من امده بودند که در ساعت 10.30 رفتند.قرار بود ساعت 11.30 با عسل پهلوان مصاحبه داشته باشم. ان روز علی، از سوی برخی تهدید شده بود که در مورد فاجعه ی اسفناک اتش سوزی در پناهگاه گربه ها و مرگ خانم رئوفی حرف نزند. پیام های زیادی نیز از مانور دهندگاه امنیت، برای همه ی ما رسیده بود. بنابر این ذهنم درگیر بود. مصاحبه شروع شد و درست در وسط برنامه صدای دو شلیک که نور اتش باروت لوله تفنگ یا هر چه بود، روی نرده خورده و به درون اتاق منعکس می شد، به من شوک وارد کرد. صدا قطع نمی شد و من از پشت دوربین برخاستم تا به طرف هال بروم. هر یک از اعضای خانواده از اتاقی بیرون امد و در هال جمع شدیم. رنگ ها پریده و بسیار وحشت زده بودند. به دلیل این که پس از دو صدای اول، صحبت من قطع شده بود ،گمان کرده بودند از تراس به من شلیک شده و من مرده ام. شاید جرات نمی کردند درب اتاق من را باز کنند.

من تصور کردم از طرف حیات به درون ساختمان حمله ور شده اند و با این ذهنیت اماده می شدم تا به خانواده تسلی بدهم.البته خوشحال بودم که پیرامون خانه ی ما از طرف حیات و خیابان نرده کشی است و نمی توانند به راحتی وارد خانه شوند. بوی باروت تا یک ساعت بعد در تراس، کاملا قابل استشمام بود. حسین بیرون از خانه بود و به محص اگاهی، به پلیس 110 خبر داده بود که با حدود 45 دقیقه تاخیر، امدند و نتیجه گیری مشخصی نداشتند . برای این که همه جا تاریک بود و امکان هیچ گونه ردگیری نبود.

دیشب را اعضای خانواده نتوانستند بخوابند و مرتب صحنه را بیان کرده و گمانه زنی می کردند.من نیز هیچ داوری قاطعی ندارم، اما فقط می توانم بگویم؛وحشت یا ترور ناشی از این اتفاق، هر چه بود به اندازه ی یک حمله ی واقعی مسلحانه علیه یک خانواده ی بی دفاع و غافلگیر شده بود و برداشت همگی ما این بود که یک تهدید بود. اگر قرار بود عملی باشد، فقط جای خوردن تیر ها خالی بود که البته بسیار فوری و در نتیجه، بدون ادامه ی وحشت، اولیه بود. حال اگر احتمالا، ان دست پنهانی مافیای حاکم، فکر کرده است با این اقدام وحشیانه، می خواهد ما را بترساند، باید بداند که انچه باید نمی شد، شد و نیست بالا تر از سیاهی رنگ.

البته ان دست پنهانی نگهدارنده ی مافیای حاکم، خودش می داند که اگر برای طبرزدی یا هر یک از اعضای خانواده اش، اتفاقی بیفتد، همین اتفاق برای همه ی انها و در همه ی ایران خواهد افتاد. برای این که در خانه ی شیشه ای نشسته است و نباید به دیگران سنگ پرانی کند.

البته امیدوارم، حادثه ی دیشب فقط یک اتفاق بوده باشد و مثلا همان گونه که مامور 110 حدس می زد، فقط یک ترقه بازی، البته در پشت پنجره های خانه ی ما و در تراس رو به حیات باشد!

منبع: اینترنت


با حمیرا در بیابان های زادگاهم روستای در. شما هم میهمان. چند دقیقه خستگی در کنید. بی خیال شلیک 9 گلوله در پشت پنجره ی ما توسط برادران قاچاقچی!
https://www.facebook.com/heshmat.tabarzadi/videos/10207968894320655

----------------------

چهارشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۴

بهروز سورن: سرزمین کر و کورها و شاهکار گروه سیاسی سایت کلمه!

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=26965&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=fea970ecf67bfcd8c25fdc07a880e62e
بهروز سورن: سرزمین کر و کورها و شاهکار گروه سیاسی سایت کلمه!
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_35.html



بهروز سورن: سرزمین کر و کورها و شاهکار گروه سیاسی سایت کلمه!

گروه سیاسی سایت کلمه در مطلبی که در تاریخ دوم شهریور 94 منتشر کرده است به حصر سیاسی منتظری پرداخته است و اینکه آیا رهبران جنبش سبز که در حصر بسر میبرند, زمانی که وزیر و وکیل بودند به حصر منتظری اعتراض کردند؟ این سوال بسیبار بجائی است که حتما زمانی پس از خروج از حصر میبایستی از آنان پرسش شود. اما نکته دیگر و مهم تر شعبده بازی گروه سیاسی این سایت است که موفق شده است از همه چیز بگوید جز به علت حصر منتظری که در اساس اعتراض به احکام و اعدام زندانیان سیاسی بوده است. گروه سیاسی در تمام مطلب بلندبالای خود حتی کلمه ای نیز از کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت سخن نگفته است. نامی نبرده است و حتی اشاره ای تمثیلی نیز نداشته است.

جالب این است که این مطلب چند روز قبل از سر رسید دهم شهریور یادروز قربانیان وحوش اسلامی در زندانها میباشد.مشکل گروه سیاسی کلمه همانند تمامی طیف های داخلی و خارجی سبز ها این است که هرگز از خط قرمزشان عبور نکنند و به دایره حقیقت گویان وارد نشوند. این طیف نه تنها از حقیقت نمی گویند بلکه حقایق گفته شده از سوی دیگران را هم قلب می کنند. تلاش می کنند که نشان دهند کروبی و موسوی سکوت نکردند در برابر حصر منتظری اما هیچ برهانی ارائه نمیدهند و از کنار جملات و واژه ها سر میخورند بدون آنکه به موضوع بپردازند.

بعبارت دیگر گروه سیاسی کلمه در ایام تابستان پیله میکند که خارج از این پیله را نبیند و در وضعیتی قرار نگیرد که نسبت به کشتار سراسری زندانیان سیاسی سخن بگوید و ناچار شود از خط قرمز حکومتی که بخوانید ( خودسانسوری ) عبور کند. بنابر این به آکروبات سیاسی پناه میبرد. از حاشیه میگوید و از پرداختن به متن می پرهیزد. به متن پرداختن را خودزنی میداند زیرا رد پای تمامی اصلاح طلبان در آن جنایت رقته در دهه شصت دیده می شود.

گروه سیاسی کلمه با این نوشته خود میخواهد بگوید حصر منتظری ظالمانه بوده است. چرائی این ستم رفته به منتظری را نمی گوید. حذف می کند و نوشتاری عقیم را به خورد خلق اله میدهد. این شیوه برخورد از اصلاح طلبان با کشتار 67 و حتی دلائل حصر و برکناری منتظری نه تنها جدید نیست بلکه کاملا شناخته شده است.

عهد اخوتی که این طیف با حاکمان بسته اند سکوت و کتمان جنایاتی است که طی دهه شصت بر مردم , تشکل ها و احزاب, فرهیختگان و فرهنگیان رفت و جنایتی علیه بشریت را شکل داد. چکونه میتوان به افشاگر آن منتظری پرداخت اما از این جنایت بزرگ و از آنچه افشا شده هیچ نگفت؟ این همان شاهکار! گروه سیاسی سایت کلمه است که به تمامی ابزار موجود متوسل می شود و این را ممکن می کند تا پای حصر شدگان فعلی را از آن دهه خونین بیرون بکشد.

متن اصلی سایت کلمه را اینجا ببینید
http://www.kaleme.com/1394/06/02/klm-222599

منبع:
http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=26965&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=fea970ecf67bfcd8c25fdc07a880e62e






 

 
----------------------
http://www.iranscope.com

ارزیابی زیباکلام از نتیجه اینکه دلواپسان توافق اتمی را عهدنامه ترکمانچای خواندند


ارزیابی زیباکلام از نتیجه اینکه دلواپسان توافق اتمی را عهدنامه ترکمانچای خواندند
http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post_2.html

دکتر صادق زیباکلام در این گفتگو با آقای بیژن فرهودی می گوید که اگر دلواپسان می توانند از تفاهمنامه لوزان و بعد توافق وین انتقاد کرده و آنرا به صراحت عهدنامه ترکمانچای بخوانند، دیگر هر کسی حق دارد که در مورد برنامه اتمی نظر دهد و این باز شدن بحث اتمی که با حرکت دلواپسان شروع شد به ضد خود تبدیل شده یعنی مردم تمایل خود را به زندگی عادی و دور از آنچه تهدیدهای مداوم جنگ طلبانه عده ای از نظامیان و روحانیون سالهاست به مردم ایران تحمیل کرده، آشکارا در کوچه و بازار بیان می کنند و به این صورت آمریکا ستیزی با این حرکت عمومی در میان مردم شکاف بزرگی برداشته که با ادامه حملات دلواپسان به توافق اتمی هر روز عمیق تر می شود.



منبع:
کیهان لندن- توافق وین در گفتگو با دکتر صادق زیباکلام: ترک برداشتن گنبد آمریکاستیزی
https://www.youtube.com/watch?v=Xox2Dd5z2TE



----------------------

سه‌شنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۴

حشمت طبرزدی: به دیدار مادر ستمدیده ام رفتم

حشمت طبرزدی: به دیدار مادر ستمدیده ام رفتم







برای دست بوسی مادر شیر زن اما ستمدیده و زحمت کشیده ام، راهی گلپایگان و سپس در خدمت ایشان، راهی زادگاهم روستای در شدیم. مادرم یک سال پیش در دفتر اطلاعات سکته ی مغزی کرد. او به همراه برادرم دکتر بهروز و فرزندم حسین ، برای پی گیری پرونده ی من به دفتر اطلاعات واقع در خیابان سهروردی رفته بود.به دلیل فشار روحی ناشی از مزخرفاتی که امننیتی ها مطرح کرده بودند، در همانجا سکته ی مغزی می کند که برادرم دکتر بهروز با اقدام سریع ، ایشان را از مرگ حتمی نجات می دهد.
منبع:
https://goo.gl/quJDE7
--------------------------------------
ویدیو سازمان حقوق بشر ایران: حشمت الله طبرزدی از ۱۶ سال زندان و مبارزه برای آزادی و دمکراسی می گوید
https://goo.gl/3hm1M2


----------------------

پاسخی به نقد امنیتی از مارکس و مارکسیستها

پاسخی به نقد امنیتی از مارکس و مارکسیستها

http://iranscope.blogspot.com/2015/09/blog-post.html

نقدهای امنیتی از نیروهای اپوزیسیون و از جمله جنبش چپ موضوع تازه ای نیست و در رژیم گذشته و رژیم کنونی هر از چندگاهی در مطبوعات رسمی ایران زبانه می کشد و امروز نیز جریان مشابهی در نشریه "مهرنامه" در ایران آغاز شده و آقای فرج سرکوهی به این حملات پاسخ داده است (1).
 
اما نقد چپ منحصر به این جریان امنیتی نیست و سالهاست که مطرح و از جمله خود نیز شخصاً در نقد چپ ایران مفصل نوشته ام (2). متأسفانه، سالها پیش، در سایت "اخبار روز" که پاسخهای آقای فرج سرکوهی را اکنون منتشر کرده، بحثهای سالمی در این زمینه منتشر می کردم؛ اما، سردبیر "اخبار روز" مقالاتم را بلوک کرد و هیچگاه نیز از این کار خود پوزش خواهی نکرد (3).
 
امروز نیز سردبیر "اخبار روز" خود قادر نیست به نقدهای امنیتی "مهرنامه" پاسخ دهد چرا که نظیر همین جریانات امنیتی فقط سانسور کردن را بلد است. اما آنچه در بخش اول پاسخهای آقای سرکوهی در مورد ادعاهای نقدهای امنیتی از مارکس و مارکسیسم آمده موضوع تازه ای نیست (4) با اینحال در فضای ایران از سوی هم این حمله کنندگان امنیتی و هم چپ ایرانی که می خواهد بنیانگذار خود را نظیر پیامبری معصوم جلوه دهد، این حرفها مشکل ساز می شود. کارل مارکس با کلفت خانه خود رابطه جنسی داشت و فرزندی از آن رابطه متولد شد که نامش را هم فردریک گذاشتند و مارکس از او هیچ حقی ضایع نکرد. اما در شوروی وقتی مکاتبات مارکس و انگلس را چاپ می کردند، صفحات مربوط به این واقعه را حذف کردند چون می خواستند از مارکس پیغمبر مذهبی جدید درست کنند که لازم بود پاک و منزه باشد. حالا آیا در چپ ایران می شد این بحث ها را کرد یا امثال سردبیر "اخبار روز" سانسور می کرد. امنیتی های رژیم هم از این نادانی ها سوء استفاده می کنند و با اعلام این واقعیات در کنار دروغهای دیگر، گویی کشف تازه ای کرده اند. داشتن کلفت در خانواده بزرگ مارکس با چند کودک خردسال به معنی ثروتمند بودن نبود. فقر مارکس وقتی یکی از کودکان خردسالش را از فقر از دست داد، به خاطر باده خواری نبود بلکه تلاشش برای مستقل کار کردن و تکیه بر پول کم ماهانه ای بود که برایش انگلس میفرستاد؛ و دلیل نامه تند مارکس به انگلس و بی توجهی او به درگذشت دوست دختر انگلس که بیست سال با هم زندگی می کردند، که باعث ناراحتی فردریک انگلس شده بود، به دلیل این فشار مالی بر زندگی مارکس در آنزمان بود. اما وقتی سانسور هست، راست و دروغ را دشمنان به هم می چسبانند و علت فقر او را باده خواری اعلام می کنند و حاصل کار می شود آنچه در "مهرنامه" دیده ایم. تازه مگر مسائل خصوصی مارکس قرار است معیار تصمیم در مورد درستی یا غلطی نظراتش باشد. مگر او ادعای پیغمبری کرده است. مارکس نظریه پردازی غیر مذهبی بود. نظرم را در مورد مارکس و مارکسیسم روشن نوشته ام (5).
 
در مورد فعالین جنبش سیاسی نیز از همان نخستین سالهای بعد از انقلاب هرگاه بازداشتشان می کردند فوری اعلام می شد که در خانه شان عکس های لختی مجله پلی بوی پیدا کرده اند. مگر این فعالین قرار است که پیغمبر مذهبی باشند که با پورنوگرافی مخالف است که چنین کاری به معنی بی اعتباری آنها باشد. متأسفانه در پاسخهای اپوزیسیون و مشخصاً چپ همیشه تلاش این بوده که نظیر دفاع جریانات مذهبی عمل شود. وقت آن است که دوستان چپ نیز در پاسخ خود به این نقدهای امنیتی به روشنی اعلام کنند که نه رهبرانشان و نه پایه گذاران اندیشه شان ادعای مذهب تازه ای را نداشته و ندارند. شخصاٌ به رغم احترام به مارکس بمثابه دانشمند علوم اجتماعی و فیلسوف، نظیر احترامی که برای ارسطو قائلم، خود را مارکسیست نمی دانم نه به این دلیل که مارکس شخص کاملی نبوده، که هیچکس کامل نیست، بلکه به دلیل اختلاف نظرم با مارکسیسم که در نوشتاری تحت عنوان "چرا آینده نگری را برگزیدم" به روشنی توضیح داده ام (6).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
دهم شهریور ماه 1394
September 1, 2015
 
پانویس:
 
1. فرج سرکوهی: احضار گذشته برای سرکوب آینده

بخش ۱- جوش های احلیل مارکس و لیبرالیزم رانتی
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68849
بخش ۲ - حجاریان. کابوس انقلاب یا بن بست اصلاحات؟
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68875
بخش ۳ ــ جزنی ناسیونال سوسیالیست و ارکستری که خارج می زند
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68912
بخش ۴ ـ من و هابرماس، جزنی مسلمان و چند نمونه از نوعی برخورد
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68932
بخش ۵ ـ شاملوی ضد چپ، نقد کلیدر، عکس های جعلی و باقی قضایا
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68950
 
2. کمونيسم افيون روشنفکران ايران
http://www.ghandchi.com/616-CommunismOpiate.htm
 
3. اطلاعيه درباره نشريه اخبار روز
http://www.ghandchi.com/419-akhbare-rooz.htm
 
4. فرج سرکوهی، بخش ۱- جوش های احلیل مارکس و لیبرالیزم رانتی
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68849
 
5. مارکسيسم و آينده نگری
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism.htm 
 
6. چرا آینده نگری را برگزیدم
http://www.ghandchi.com/988-why-futurism.htm
 
 
متون برگزیده

 


----------------------
http://www.iranscope.com

بايگانی وبلاگ