دوشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۹۴

چرا برخی بحثهای تاریخی را مطرح کردم

چرا برخی بحثهای تاریخی را مطرح کردم
 
دوستی می پرسد که چرا برخی بحث های تاریخی را بتازگی مطرح کرده ام؟
 
ایران در پیچ تاریخی مهمی قرار دارد و معمولاً در چنین زمان ها، هم رژیم و هم اپوزیسیون از تشبیهات تاریخی برای انتقال نظرات خود به مردم بهره می جویند. اما بسیاری از اوقات نیز ممکن است تصوراتی نادرست از تاریخ، خود زندگی مستقلی پیدا کنند و بمثابه استراتژی روز قلمداد شوند همانگونه که دو سال پس از انقلاب 57 عده ای در اپوزیسیون تصور کردند با استبداد صغیر دوران محمد علی شاه روبرو هستند و اقداماتی را انجام دادند که بر مبنای مدل فتح تهران طرح ریزی شده بود و این کار به قیمت نابودی خودشان و دیگران و تشدید خفقان در جامعه تمام شد. رهبران آنها حتی مشخصاً استراتژی خود را به فتح تهران تشبیه می کردند که به فرار محمد علی شاه انجامید. آنگونه که بحث شد آنها حتی درک درستی از دوران فتح تهران در مشروطیت نداشتند (1).
 
تشبیهات تاریخی لزوماً خطرناک و مضر نیستند. مثلاً در انقلاب کبیر فرانسه حتی پوشیدن لباس رومی، نوعی فاصله گرفتن از سنتهای مذهبی مسیحیت قرون وسطی بود که خود را با به عاریت گرفتن پوشش دوران باستان، نشان می داد. پیش از آن نیز انقلابیون آمریکا آنقدر مفتون یونان و روم باستان بودند که تا به امروز اگر به بناهای آن دوران در واشنگتن بروید، نقاشی ها و مجسمه های فراوانی با الهام از یونان و روم باستان می بینید که یادگارهای همان دوران انقلاب آمریکا هستند. حتی سمبل های مصر باستان در انقلاب آمریکا فراوان بوده و هنوز بر روی اسکناس یک دلاری می توان آن را دید (2). البته از سوی دیگر ایالت هایی نیز نظیر کارولینای جنوبی حتی می خواستند برای کشور نوپای آمریکا مذهب رسمی تعیین کنند، و پروتستاتیسم را بعنوان مذهب رسمی در قانون اساسی بگنجانند (3).
 
در خاورمیانه نیز نمونه های مدد گرفتن از تشبیهات تاریخی فراوان است. محمد رضا شاه در جشن های دوهزار و پانصد ساله و نیز در طرح های دروازه های تمدن بزرگ بسیار از تاریخ باستان ایران پیش از اسلام مدد می گرفت تا سمبل هایی برای اندیشه های مدرن خلق کند. همین چند روز پیش سیسی در مصر که بنای جدید کانال سوئز را افتتاح می کرد مراسمی برگزار کرد که از سمبل های دوران فراعنه مصر الهام گرفته بود. به عبارت دیگر هم پوزیسیون و هم اپوزیسیون در زمانهای مختلف از تاریخ مدد می گیرند. داشتن درک درست و علمی از تاریخ می تواند در تشخیص سره و ناسره کمک کننده باشد اما چنانکه کارل پاپر نشان داده تاریخ گرایی خود درکی غیرعلمی است. و بالاخره آنکه این دوست عزیز حق دارد که می گوید مفتون جزئیات تاریخی شدن بجای دستاوردهای آن، می تواند بیشتر مضر باشد تا مفید و ما را ممکن است از آینده نگری بسوی گذشته نگری سوق دهد (4).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
بیستم مرداد ماه 1394
August 11, 2015
 
پانویس:
 
1.  گفتمان فتح تهران و فرار محمد علی شاه به همت محمد امینی
http://www.ghandchi.com/963-fathe-tehran.htm
 
 
 
4. ترقی خواهی در عصر کنونی
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm
 
 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

دیدار حشمت‌الله طبرزدی با نسرین ستوده

دیدار حشمت‌الله طبرزدی با نسرین ستوده
iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_57.html


منتشر شده در دوشنبه 19 مرداد 1394

حشمت‌الله طبرزدی روزنامه‌نگار و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران که به تازگی از زندان آزاد شده، با نسرین ستوده وکیل خود ملاقات و از زحمات وی در قبول وکالت پرونده‌اش قدردانی کرد.

به گزارش «سحام»، حشمت‌الله طبرزدی درباره این دیدار نوشته است: «با نسرین ستوده از سال ۸۸ و با شرکت ایشان در جلسات همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران آشنا شدم. تا این که بازداشت شدم و ایشان در همان سال وکالت من را پذیرفت و در مراحل اولیه‌ی بازپرسی و پیش از تشکیل دادگاه، وکالت من را برعهده داشت. نسرین از دفاعیات من در زیر بازجویی‌های سنگین، ابراز شگفتی کرده و به من شادباش گفت. حضور جسورانه‌ی او در دادگاه انقلاب و سماجت زیاد برای خواندن پرونده‌ام و دفاع شجاعانه از من را هیچ‌گاه فراموش نخواهم کرد. او البته هزینه‌ی این‌گونه شجاعت‌ها را پرداخت کرد و به صورت ظالمانه ۳ سال حبس تحمل نمود. ستوده اینک به شخصیت بین‌المللی در دفاع از حقوق بشر تبدیل شده و افتخار همه‌ی ما است. برای سپاس از این همه تلاش، به دیدارش رفتم.

منبع:
http://sahamnews.org/2015/08/288128


ایرانسکوپ#
#iranscope

کورزویل، پانزده سال رکود مدوام را بحث می کند

کورزویل، پانزده سال رکود مدوام را بحث می کند
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_10.html

 
Kurzweil Discusses 15 Years of Secular Stagnation
 
ری کورزویل دیالوگ بسیار جالب خود را با جرج گیلدر چند روز پیش منتشر کرد (1) گیلدر طرفدار توجه مجدد به طلا، از جمله شکل دیجیتال بیتکوین است و ضد برزیدن پول توسط دولت یعنی اقداماتی نظیر افزایش نقدینگی یا ایجاد فشار مصنوعی بر نرخ بهره، بحث می کند. گیلدر خیلی بجا گفته ای را از لری سامرز، وزیر پیشین خزانه داری آمریکا نقل می کند که اقتصادهای جهانی "وارد دوران رکود مداوم و احتمالاً سقوط دائمی نوآوری و اختراعات شده اند." گیلدر، "آلترناتیوهای دیجیتال و طلا را بعنوان اشکالی از پول بمثابه راهی برای گریز از مانیتریسم مرکزی" که از نظر وی دلیل رکود مداوم 15 سال گذشته است، مطرح می کند.
 
گیلدر اینگونه نتیجه گیری می کند که: "مانیتریسم (کنترل پول)، کینزینیسم (کنترل مخارج)، و مرکانتالیسم (کنترل تجارت) جملگی به این توهم دامن می زنند که گویی قدرت دولت می تواند رشد اقتصادی و ثروت آفرینی را هدایت کند. دولت تحت چنین توهمی توزیع مجدد ثروت می کند و البته معمولاً به نفع آنهایی که در حال حاضر ثروتمندند و یا بازیگران درون سیستم و مقربان سیاسی می باشند."
 
شخصاً با نتیجه گیری آقای گیلدر کاملاً موافقم، اما تئوری خود آقای گیلدر نوع دیگری است از مانیتریسم. برای توضیح اولین بحرانهای جوامع صنعتی، کوششهای مشابهی از سوی مانیتریستها به عمل آمد، اما بالاخره تئوری پولی که موفق به درک واقعیت آن جامعه شد نظرگاهی بود که به اقتصاددانان کلاسیک برای درک مسأله رجوع کرد تا آنچه را در زیر مناسبات پولی جریان دارد، کشف کند. یعنی درک بنیانی که نظرگاه های مختلف مانیتریستی در مورد اقتصادهای جامعه صنعتی آن زمان، تنها بیان پولی آن واقعیت بودند.
 
واقعیت اقتصادی موفقیت های آنترپرونرهای کارآفرین "سیلیکان ولی" کالیفرنیا پیش از سقوط دات کامها در سال 2000 مکانیسم بنیادینی داشت که در نوشتار "عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری" (2) توضیح داده ام که در آن "ارزش ویژه" در قلب فعالیت اقتصادهای فراصنعتی قرار دارد. با استفاده از اصطلاحات امروز، باید گفت "اینکه برنده همه چیز را تصاحب می کند" (3) اصل مشکل در این سکتور اقتصادی است.  شکل پاداش فعالیتهای بشر و سیستم مالیاتی که از جامعه صنعتی به ارث رسیده است به این مکانیسم اجازه می دهد به عنوان قانون سرزمین عمل کند. تا وقتیکه ما چارچوب آلترناتیوی برای مدل درآمد ایجاد نکنیم (4) که حقوق تازه ای برای بازندگان سر میز در نظر گیرد، ما بر سر درخت نشسته و ترکه هایی را می بریم که از همان اول با تکیه بر آنها به آن بالا رسیدیم. به قول ضرب المثلی فارسی آنکه بر سر شاخ، بن می برید، با خود جفا می کرد.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
نوزدهم مرداد ماه 1394
August 10, 2015
 
پانویس:
 
1. Ask Ray | Renowned economist and author George Gilder’s new information theory of money
http://www.kurzweilai.net/ask-ray-renowned-economist-and-author-george-gilders-new-information-theory-of-money

2. عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری
http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm
 
Social Justice and the Computer Revolution
http://www.ghandchi.com/238-SocialJustice.htm

3. آقای پیکتی، اینکه برنده همه چیز را تصاحب می کند مسأله است
http://www.ghandchi.com/835-piketty-winnertakeall.htm

Mr. Piketty, Winner-Take-All is the Problem
http://www.ghandchi.com/835-piketty-winnertakeall-english.htm
 
4. درآمد آلترناتیو-عدالت اجتماعی در جامعه فراصنعتی
http://www.ghandchi.com/427-AlternativeIncome.htm 

Alternative Income-Social Justice in Post-Industrial Society
http://www.ghandchi.com/427-AlternativeIncomeEng.htm 
 

 
 
متون برگزیده

 

 
Kurzweil Discusses 15 Years of Secular Stagnation
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/979-kurzweil-gilder-english.htm

کورزویل، پانزده سال رکود مدوام را بحث می کند
http://www.ghandchi.com/979-kurzweil-gilder.htm
 
Ray Kurzweil has just published his very interesting dialogue with George Gilder (1). Gilder speaks for reconsidering gold, including the digital form of bitcoin and argues against government manipulating money, i.e. printing currency or artificially suppressing interest rates. Gilder aptly quotes former US Treasury Secretary Larry Summers saying the world’s economies are "entering an era of secular stagnation, and possibly permanent decline of innovation." Gilder sees "digital alternatives and gold as forms of money offering escape from the centralized regime of monetarism" which he sees responsible for the secular stagnation of the last 15 years.

Gilder's conclusion is as follows: "Monetarism (control of money), Keynesianism (control of spending), and Mercantilism (control of trade) all foster the illusion that government power can drive economic growth and wealth creation. What government does under this illusion is redistribute wealth, usually to the already rich and politically favored inside players."

I cannot agree more with Mr. Gilder's conclusion, but Gilder's own theory is another form of monetarism. To explain the early crises of industrial societies, similar monetarist attempts were made, but finally the successful theory of money was the one which returned to classical economists as a way to understand what was beneath the money relations that were expressed in various monetarist views of the economies of industrial society of that time.

The economic reality of successes of entrepreneurs of Silicon Valley before dotcom bust of the year 2000 has a fundamental mechanism which I have explained in "Social Justice and the Computer Revolution" (2) where "uniqueness value" is at the heart of the economic activity of post-industrial economies. In today's wording, the problem lies with the reality of "winner takes all" in this sector (3). The reward system and existing tax system that we have inherited from the industrial society allow this mechanism as legal. Until a time we can frame an alternative income model (4) to consider new rights for the losers at the table, we are sitting on top of the tree and cutting the stems that have supported us to get to the top in the first place. There is a Persian proverb that says the one who sits on top of the tree and saws the roots is only doing disservice to himself.
 
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com 
http://www.iranscope.com
August 10, 2015

Footnotes:
 
1. Ask Ray | Renowned economist and author George Gilder’s new information theory of money
http://www.kurzweilai.net/ask-ray-renowned-economist-and-author-george-gilders-new-information-theory-of-money

2. Social Justice and the Computer Revolution
http://www.ghandchi.com/238-SocialJustice.htm

3. Mr. Piketty, Winner-Take-All is the Problem
http://www.ghandchi.com/835-piketty-winnertakeall-english.htm

4. Alternative Income-Social Justice in Post-Industrial Society
http://www.ghandchi.com/427-AlternativeIncomeEng.htm
 
 
 

 
Featured Topics
http://featured.ghandchi.com 

 
 
ایرانسکوپ#
#iranscope

یکشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۴

کلمه: زندان تهران بزرگ؛ جهنمی در همسایگی ام‌القرای جهان اسلام

کلمه: زندان تهران بزرگ؛ جهنمی در همسایگی ام‌القرای جهان اسلام
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_68.html

 

چکیده :فراوانی مواد مخدر، فعالیت باندهای سازمان یافته، تعرض و تجاوز به زندانیان جوان و باجگیری از تازه واردان؛ از جمله مشکلات فراگیر در سالن های نگهداری سارقان است. بعضی سالن های آنجا و خصوصا سوئیت های تنبیهی آنقدر کثیف و غیرقابل مشاهده است که حتی مسئولان سازمان زندان ها نیز از آنجا بازدید نمی کنند. سوئیت های بیست تخته ای که بعضا 60 تا 70 نفر در آنجا مشمول حبس تنبیهی می شوند. در گوشه این سوییت ها، یک حمام و یک توالت وجود دارد که با پرده از سالن جدا شده است و بوی تعفن آنها در تمام سالن پخش می شود....

کلمه – گروه اجتماعی: زندان تهران بزرگ، جایی است که در آن نه نشانی از حقوق بشر است و نه از انسانیت و دین و اخلاق، هرچند در ابتدا نمایی شیک و زیبا و مدرن از خود به نمایش بگذارد.

گزارش تکان دهنده ای که در ادامه می خوانید، جزئیاتی از شرایط فاجعه بار این زندان را که قرار است هزاران زندانی دیگر به آنجا منتقل شوند، برای اولین بار به نمایش می گذارد. جزئیاتی که احتمالا مسئولان دولتی بازدیدکننده نیز از آنها بی خبر نگه داشته می شوند تا بگویند: “وضع آموزش قرآن و مفاهیم قرآنی، نظافت و پاکیزگی، فضا و محیط استراحت و هواخوری بسیار مطلوب و قابل تقدیر بود.”

احتمالا معاون امنیتی و انتظامی استاندار تهران که این جملات را چهارشنبه گذشته پس از بازدید از زندان مذکور بر زبان رانده بود، با خواندن این گزارش در برداشت ظاهربینانه خود تجدیدنظر خواهد کرد.

* * *

به گزارش خبرنگار کلمه، از ابتدای مردادماه و طی دو هفته گذشته حدود هزار نفر از بندهای مختلف اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شده اند و در نتیجه تعداد کل زندانیان اصطلاحا حاضر به خواب در اوین به سه هزار نفر کاهش یافته است.

زندان تهران بزرگ در مسیر جاده قدیم قم – از فشافویه به سمت ورامین در کنار زندان فشافویه و زندان جدید التاسیس شهید لاجوردی واقع شده است و چند سالی است که در سه تیپ این زندان، زندانیان متهم به سرقت نگهداری می شوند. تیپ چهار این زندان نیز بندی است با دوازده سالن دویست نفری که اخیرا هزار نفر از محکومان متهم به کلاهبرداری از اوین به آنجا منتقل شده اند.

بنابر شنیده ها قرار است طی روزهای آینده سایر زندانیان اوین که چنین اتهامی دارند و تعداد آنها حدود پانصد تا ششصد نفر برآورد شده است (البته غیر از آنهایی که از حمایت های ویژه برخوردارند) به همراه تعدادی از زندانیان زندان های استان البرز (قزل حصار و رجایی شهر) به زندان تهران بزرگ انتقال یابند.

نحوه انتقال زندانیان از اوین به این نحو است که هر روز صبح ابتدا تلفن های بندها قطع می شود تا کسی نتواند خبر انتقالش را به بیرون از زندان اطلاع دهد و سپس همه کسانی که نامشان برای انتقال خوانده می شود، باید ظرف حداکثر دوساعت با تمام وسایل آماده رفتن شوند. زندانیان را با دستبند و پابند سوار اتوبوس ها می کنند و با اسکورت نیروهای ویژه پلیس از اوین به تهران بزرگ می برند.

زندان تهران بزرگ در محیط کویری فشافویه که آبی شور و هوایی بسیار گرم دارد، ایجاد شده است. وسعت این زندان بسیار زیاد است و غیر از تیپ چهار که به تازگی ساختمانش به اتمام رسیده و به زندانیان تازه وارد از اوین اختصاص یافته، تیپ های بعدی نیز قرار است به مرور آماده شوند.

تهران بزرگ یکی از امنیتی ترین زندانهای کشور است و به برخورد شدید و تند با زندانیان شهرت دارد، اما افراد زندانی به دلیل نوع اتهاماتشان هرگز نتوانسته اند حتی گوشه ای از این خشونت ها را بازگو کنند.

اما در مقابل، زندانیان انتقال یافته از اوین به دلیل برخورداری از روحیه بهتر، پس از چند روز به دلیل نبود آب شیرین، پتو، سیگار و امکانات اولیه لازم، دست به اعتراض زده و از گرفتن غذاهای خود خودداری کردند تا اینکه سه شنبه گذشته متعاقب بازدید رییس سازمان زندان ها و معاونت امنیتی استانداری تهران، ضمن تامین آب شرب با تانکر، اقدام به توزیع و فروش برخی اقلام مورد درخواست زندانیان مانند آب معدنی و سیگار در فروشگاه ها شد. ولی مشکل تلفن این زندانیان هنوز حل نشده، زیرا در هر سالن فقط یک دستگاه تلفن موجود است و آنها برای چند دقیقه تماس تلفنی باید ساعت های متمادی در صف باشند.

بر خلاف زندان اوین که در آن زندانیان در صورت تخلف، مطابق آیین نامه سازمان زندان ها برای مدت کوتاهی و حداکثر تا بیست روز به سلول های انفرادی دارای حمام و توالت در بند ۲۴۰ منتقل می شوند، در تهران بزرگ به جای انفرادی، سوئیت های بیست تخته ای وجود دارد که بعضا ۶۰ تا ۷۰ نفر در آنجا مشمول حبس تنبیهی می شوند. در گوشه هر سوییت، یک حمام و یک توالت وجود دارد که با پرده از سالن جدا شده است که با این ساختار بوی آزار دهنده ی تعفن به طور مداوم، در تمام سالن طبیعی به نظر می رسد.

در سوئیت های تنبیهی درها همیشه بسته است و زندانیان هیچ گونه دسترسی به هواخوری، نور آفتاب، سیگار و فروشگاه ندارند. آنقدر زندانی در آنجا نگه داری می شود تا به اصطلاح ببرد و به قول زندانبان ها به غلط کردن بیفتد، سپس با گرفتن تعهد آنها را به بند عمومی برمی گردانند. به طور کلی فضای عمومی زندان تهران بزرگ آنقدر بسته و سرکوبگرانه است که همه زندانیان را به تعظیم و تکریم زندانبان ها وا می دارد.

از دیگر مسائل عمده در سالن های نگهداری سارقان؛ فراوانی مواد مخدر، فعالیت باندهای سازمان یافته، تعرض و تجاوز به زندانیان جوان و باجگیری از تازه واردان است که این اعمال بدون هماهنگی وکیل بند ها و مسئولین رده پایین زندان امکان پذیر نبوده و نیست. ظاهرا تا کنون دستگاه قضایی به هیچ مقام دولتی یا نمایندگان مجلس نیز اجازه بازدید از تهران بزرگ را نداده است، ضمن آنکه بعضی سالن های آنجا و خصوصا سوئیت های تنبیهی آنقدر کثیف و غیرقابل مشاهده است که حتی مسئولان سازمان زندان ها نیز از آنجا بازدید نمی کنند.

بازرسی های ماهیانه نیز در آنجا به صورتی خشن و غیر انسانی انجام می شود و مسئولان زندان به سربازان میدان می دهند که با خشونت با زندانیان برخورد کنند؛ به نحوی که حتی ظروف و فلاسک های آنها را برای پیدا کردن مواد مخدر می شکنند و تمام اسباب و لوازمشان را وسط اتاق زیرورو و گاه تخریب می کنند. کوچک ترین اعتراض زندانی نیز با باتون و ضرب و شتم پاسخ داده می شود و در مواردی گزارش شده که حتی به زندانیان گفته شده که در موقع بازرسی حق نگاه کردن و شناختن صورت سربازان را ندارند و در صورت بلند کردن سر با شدیدترین عکس العمل پاسیاران و سربازان مواجه می شوند.

سربازان مستقر در تهران بزرگ نیز از شرایط این زندان بسیار ناراضی هستند و اکثر آنها تلاش می کنند با یافتن آشنایان ذی نفوذ، به زندان های دیگر به ویژه اوین منتقل شوند، زیرا فضای زندان بر این سربازان ۱۹-۲۰ ساله نیز اثر مخرب روانی دارد. سربازانی که شبها صدای گریه و فریاد زندانیانی را می شنوند که زندانیان قدیمی تر به آنها تجاوز می کنند، یا آنها که نیاز به مواد مخدر یا سیگار نخی پنج هزار تومان دارند (به دلیل ممنوعیت فروش سیگار در فروشگاه های آنجا، قیمت سیگار بسته ای تا صد هزار تومان است و معلوم نیست که سودش را چه کسانی می برند) اما به دلیل بی پولی یا بدهی به آنها مواد داده نمی شود و آنها با التماس و تضرع یا فریاد و شیون درخواست مواد دارند.

 
  منبع:

ایرانسکوپ#
#iranscope

حشمت طبرزدی: به من پاسپورت ندادند

حشمت طبرزدی: به من پاسپورت ندادند
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_16.html


از زندان که ازاد شدم دختر ها و همسرم از من خواستند تا برای پاسبورت اقدام کنم و کمینه با هم سفری به ترکیه برویم. البته یکی از دوستان نیز دعوت کرده بود که این سفر را میهمان او باشیم. من اگر چه هیچ میلی به این کار نداشتم اما ، حق بچه هایم می دانستم . من را بردند پلیس+10 و کار ها را انجام دادند و البته حدود 100 هزارتومان ( به جز وقتی که گذاشتیم،)هزینه دادیم. اما پس از یک هفته پاسخ دادند:از یک جای خیلی بالا با پاسپورت شما مخالفت شده است؟
من تصمیم دارم برای نشریه ی پیام دانشجو نیز به وزارت ارشاد مراجعه کنم.
همچنین من تصمیم دارم برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی نامنویسی کنم.
برای این که داشتن پاسپورت، ازادی بیان و شرکت در انتخابات ازاد و دموکراتیک ، مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ،حق هر شهروند ایرانی و جهانی است.در برابر هر حقی که دولت اسلامی حاکم بر ایران از من سلب می کند، افشاگری کرده و این حکومت قانون شکن را رسوا می کنم.

منبع: اینترنت

ایرانسکوپ#
#iranscope

چرا صدای احمد رضا بهارلو ها را باید شنید

http://www.ghandchi.com/GhandchiBaharloo111207.jpg
چرا صدای احمد رضا بهارلو ها را باید شنید
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_79.html

دوست عزیز آقای احمد رضا بهارلو سخنانی را بتازگی بمناسبت سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی بیان کرده اند (1). گویی به کسانی پاسخ می دهند که طبق معمول می گویند "اگر شاه آزادى بيشترى داده بود" چنان می شد و چنین نمی شد. آقای بهارلو حق دارد از این بحث های "اگر" چنین و چنان خسته شده، مثل این است که بگوییم اگر مظفرالدین شاه آنقدر زود فوت نکرده بود، مشروطه در ایران نظیر بریتانیا قوام یافته بود و غیره. اینگونه بحثها ممکن است برای تحلیلگران تاریخ جالب باشد اما برای آنهایی که زندگی شان در مشروطه و استبداد صغیر و بعد از آن زیر و زبر شد، حتی مرهم دردها نیست. منظورم چیست؟
 
آقای بهارلو نه مورخ است، نه سیاستمدار، نه از پوزیسیون یا اپوزیسیون رژیم کنونی است و نه رژیم گذشته. احمد رضا بهارلوها در واقع بیانگر افکار و احساسات مردم عادی هستند که زندگی خود و خانواده و دوستانشان در این توفان انقلاب 1357 جلوی چشمانشان از هم پاشیده شده است. متأسفانه این صدایی است که کمتر در محافل سیاسی و اپوزیسیون کسی از آن حرفی می زند. این صدای خانمی است که در سال 1359 از مرز فرار کرد و دختر نوجوانش در ترکیه مورد تجاوز قرار گرفت، اما نه سیاسی بود و نه از مقامات رژیم پیشین و دلیل فرارش هم این بود که می خواست زندگی عادی خود را جدا از غوغای روز، ادامه دهد.
 
سالها پیش با پایان برنامه "میزگردی با شما" ی آقای احمد رضا بهارلو که آغازگر تلویزیون بخش فارسی صدای آمریکا بود، یادداشتی در مورد آن نوشتم (2). آقای بهارلو تنگ نظر نبود و همه طرف داستان را نیز مورد توجه قرار می داد، اما خود او زبان مردم عادی این مرز و بوم است که از سیاست و دین هر دو خسته شده اند و آینده بهتری برای خود و نزدیکانشان خواسته و می خواهند.
 
ما در تاریخ می خوانیم که انقلاب کبیر فرانسه چنین و چنان بود، اما زندگی مردم عادی که در آن روزگار یک روزه تغییر کرد، تجربه مشابهی بود، جدا از اهداف متضاد دو انقلاب (3). منظومه زیبای ساموئل تيلور کولريج، شاعر و منتقد انگلیسی، تحت عنوان "ترانه دریانورد کهنسال" که در قالب داستان کشتن پرنده دریائی خارق العاده ای به رشته تحریر درآمده، در همین مورد است (4). بحث احمد رضا بهارلوها بحث تاریخی و سیاسی نیست. حرف او احساسات مردم عادی نسلی است که خود را همچنان قربانی آن تحول می بینند و لازم است که این احساسات را شنید و درک کرد.
 
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هجدهم مرداد ماه 1394
August 9, 2015
 
پانویس:
 
1. احمد رضا بهارلو: بخشى از عرايض بنده در مراسم يكشنبه اى كه گذشت
https://www.facebook.com/ahmadrezab/posts/10153555809664301?pnref=story
 
2. رمز موفقيت ميزگردهای احمد بهارلو
http://www.ghandchi.com/538-AhmadBaharloo.htm

Secret of Baharloo's VOA Roundtables' Success
http://www.ghandchi.com/538-AhmadBaharlooEng.htm
 
3. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm
 
4. Rime of the Ancient Mariner, Samuel Taylor Coleridge
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Ancient_Mariner.htm
 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

پیشنهادی برای استراتژی حزب آینده نگر ایران

پیشنهادی برای استراتژی حزب آینده نگر ایران

پیشنهادی برای پلاتفرم حزب آینده نگر 15 سال پیش مطرح شد (1) و خوشبختانه به تدریج پیشرفتهایی برای تدوین نهایی حاصل می شود.  پلاتفرم حزب آینده نگر اساساً سندی است که اهداف دور و نزدیک حزب را بیان می کند و مدون کردن آن مطمئناً به این معنا است که اعضاء حزب خواهند دانست با پیوستن به چنین حزبی از چه اهداف و آرمانهایی حمایت می کنند، و مانند پیوستن به سازمانهایی نخواهد بود که چه در ایران و چه در سطح بین المللی، اعضا بعد از پیروزی شگفت زده شدند که برای چه اهداف وحشتناکی جان و مال خود را به خطر انداخته اند، و چه بسیاری نیز جان باختند و عزیرانشان افسوس می خورند که آنان زندگی خود را برای چه اهداف نامطلوبی، فدا کردند. به همین دلیل وقت گذاشتن برای تدوین پلاتفرم حزبی بهترین پیشگیری از پشیمانی در آینده بوده و هست.
 
پلاتفرم، اهداف و آرمانهای حزب را مشخص می کند همانگونه که حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه در آمریکا، چه در زمان تأسیس و چه امروز پلاتفرم داشته و همواره آن را به روز کرده اند. اما مثلاً در تدارک انتخابات سال 1861، حزب جمهوریخواه آمریکا استراتژی بدست گرفتن رهبری مبارزه با برده داری را در پیش گرفت و آبراهام لینکلن نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه، با چنین استراتژی به ریاست جمهوری آمریکا رسید در صورتیکه حزب دموکرات در آن سالها استراتژی دفاع از حقوق ایالات را در پیش گرفت و عملا به متحد نیروهای هوادار برده داری در جنوب تبدیل شد. در نتیجه فقط پلاتفرم حزبی نیست که سرنوشت احزاب و اعضاء آن را رقم میزند بلکه استراتژی حزب بویژه در دورانهای بحرانی نظیر دوران جنگ داخلی در آمریکا می تواند تعیین کننده شود و زندگی حزب و اعضاء آن را زیرو رو کند.
 
جنبش بزرگی در ایران از زمان انقلاب ناتمام 1388 آغاز شده است (2). مسأله مرکزی این جنبش پایان دادن به دولت مذهبی در ایران است. استراتژی حزب آینده نگر از نظر اینجانب باید رهبری این جنبش باشد. آینده ایران و ایرانی را این جنبش رقم خواهد زد. مثلا حرکت برای پایان دادن به حجاب اجباری یکی از نمودهای این جنبش تنومند است. شیوه مبارزه حزب آینده نگر نیز مبارزه مسالمت آمیز خواهد بود. امیدوارم این جنبش بتواند نظیر بسیاری از جنبشهای مشابه در اروپا بدون خون و خونریزی به ثمر برسد. هم اکنون بسیاری از شخصیت های مذهبی ایران، خود نیز نه تنها حامی پایان دادن به دولت مذهبی در ایران هستند بلکه معتقدند که اسلام از اول سکولار بوده و ایجاد دولت اسلامی را خلاف شرع اسلام می دانند (3). البته کسانی هم، چه در میان اسلام گرایان و چه در میان دشمنان اسلام، معتقدند اسلام از اساس ضد سکولار است (4). با اینحال جدا از نقطه نظرات محتلف، جنبشی که برای پایان دادن به دولت مذهبی در ایران 6 سال پیش آغاز شده آنقدر قدرتمند است که ابداً منشاء آن روشنفکران گروه های ریز و درشت این طیف ها نیست و این حرکت عظیم در بطن جامعه در واکنش به 36 سال دولت تئوکراتیک در ایران شکل گرفته و برخاسته و کار چند گروه فعال سیاسی نیست. آینده ایران را رهبری این جنبش بزرگ رقم خواهد زد.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هجدهم مرداد ماه 1394
August 9, 2015
 
پانویس:
 
 
2. باز هم درباره رهبری انقلاب ناتمام 1388 در ایران
http://www.ghandchi.com/939-enghelaabe88.htm 
 
3. اکبر گنجی: «اسلام کامل»، آلترناتیو آیت‌الله خامنه‌ای در برابر «اسلام سکولار»
http://isdmovement.com/2015/0615/062615/062615.Akbar-Ganji-Khameneis-alternative-to-secular-Islam.htm
 
4. بحث توکويل در مورد اسلام برای ايران اهميت استراتژيک دارد
http://www.ghandchi.com/714-tocqueville-islam.htm 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

شنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۴

ساواک هنوز در آمریکا زنده است

ساواک هنوز در آمریکا زنده است

آیا واقعاً ساواک هنوز در آمریکا زنده است؟ هفته پیش در مورد دو مصاحبه در میزگرد برنامه پرگار بی بی سی درباره ساواک که اخیراً پخش شد، یادداشتی نوشتم. لطفا متن را تا آخر بخوانید و خود قضاوت کنید که منصفانه نوشته شده یا نه (1).
 
پس از آن مصاحبه های بی بی سی، آقای احمد فراستی در برنامه تلویزیونی یکی از  جریانات پادشاهی خواه مصاحبه کرده اند و از خوانندگان خواهش می کنم به مصاحبه ایشان نیز که لینک آن در پانویس آمده دقیقاً گوش فرا دهند و خود قضاوت کنند (2).
 
مصاحبه بالا نشان می دهد آنچه سالها پیش بحث شد که ساواک در آمریکا همچنان در میان برخی جریانات پادشاهی خواه زنده و فعال است، درست بود. بیش از 10 سال پیش در مقاله ای تحت عنوان "از یهودیان بیاموزیم" نوشتم که چرا باید به جنایات ساواک که سران آن در آمریکا آزادانه زندگی می کنند، رسیدگی شود و برخی دوستان که مؤسسه حقوق بشری در آمریکا دارند مرا بخاطر طرح آن بحث سرزنش کردند و همچنان فقط رسیدگی به جنایات امنیتی را از آغاز تشکیل جمهوری اسلامی دنبال می کنند و برایشان گویی همه نقض حقوق بشر توسط ساواک پیش از جمهوری اسلامی در دوران شاه وجود نداشته است (3).
 
شخصا علاقه ام به آینده نگری است و هیچ تمایلی به این بحث ها نداشته و ندارم و همه این سالها بخاطر عملکرد بازماندگان ساواک به این بحثها کشیده شدم. دوستانی که از این پاسخها گلایه می کنند چرا فکر می کنند تقصیر ما است که این بحثها ادامه دارد. آنها ما را با اقدامات امنیتی خود از کارمان در همین صدای آمریکا بیکار کردند. و حالا بجای نقد کارهای امنیتی ساواک حتی در آمریکا و 36 سال بعد از سقوط شاه، ما را سرزنش می کنید. مسؤلِ نداشتن بیمه خود و خانواده ام برای 10 سال در همین آمریکا اینها هستند. مسؤل نداشتن حقوق بازنشستکی در پیری در همین آمریکا این ها هستند. اگر ما می خواستیم نظیر نسرین ستوده عمل کنیم باید روز و شب مقابل صدای آمریکا با در دست گرفتن پلاکاردهایی با ذکر نام اینان، بست می نشستیم. حتی آنقدر حجب و حیا داشته ام که نام هیچکدام از آن مدیران مسؤل این کارها را که با همین ساواک در ارتباط بوده و هستند، ذکر نکردم. روز گذشته بازهم با حجب و حیا توضیح دادم که چرا به دلیل عملکرد جریانی سیاسی در اپوزیسیون خارج، دو سال و نیم است که تأکید آینده نگری حتی برای ما هم تعطیل شده و گذشته نگری ناخواسته محور بحث ها گشته است و هنوز هم این دوستان از ما نارحت هستند به جای آنکه یک سوزن به خود بزنند و یک جوالدوز به ما (4).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هفدهم مرداد ماه 1394
August 8, 2015
 
پانویس:
 
1. در حاشیه برنامه بی بی سی درباره ساواک
http://www.ghandchi.com/968-savak-bbc.htm
 
2. بررسی برنامه پرگار بی بی سی ساواک در گفتگو با احمد فراستی_رو دست 52
https://www.youtube.com/watch?v=9pQ-dyFcqT0 
 
3. از يهوديان بياموزيم
http://www.ghandchi.com/372-genocides.htm

Let's Learn from the Jews
http://www.ghandchi.com/372-genocidesEng.htm
 
4. چرا درباره آینده و آینده نگری کمتر می نویسم؟
http://www.ghandchi.com/975-why-no-fuurism.htm
 
 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۴

چرا درباره آینده و آینده نگری کمتر می نویسم؟

چرا درباره آینده و آینده نگری کمتر می نویسم؟

دوستی که در صداقتش تردیدی ندارم  این سؤال را دو روز پیش کرد که چرا مدتهاست در مورد آینده و آینده نگری نمی نویسم. پاسخ کوتاهم این بود که قصدی در کار نبوده و همواره تلاشم نوشتن مطالبی علمی و مستدل بوده، اما بعدآً قدری فکر کردم و دیدم که تأکیدم در این مدت چندان بر موضوعات مربوط به آینده نبوده است. در یکسال آخری که در صدای آمریکا بودم بلاگی در آنجا داشتم بنام "بلاگ فرادید" که بیش از نود در صد مطالبم درباره آینده نگری بود. سرشار بود از شور و شوق جستجو و معرفی روندهای آینده ساز در ایران و جهان. شاید بشود گفت که در 30 سال گذشته بیشترین مطالب آینده نگری را در دوران انتشار "فرادید" به نگارش درآوردم. مطالب آن بلاگ را می توانید با مراجعه به لینک پانویس بخوانید و خود قضاوت کنید (1).
 
دو سال و نیم پیش ارواح گذشته مرا مورد عنایت خود قرار دادند و نقطه پایانی بر انتشار "فرادید" گذاشته شد. شرح آن را می توانید در لینک زیر در پانویس بخوانید (2).
 
متأسفانه این رویداد به من محدود نماند و آن آتشی که در مقاله مورد اشاره در بالا برافروختند گریبان خودشان را نیز گرفت و هر روز بدتر شد و گویی امروز انقلاب 57 دیگری اما این بار در آمریکا و در اپوزیسیون صورت گرفته و خشک و تر را باهم می سوزاند. در همان روزگار به آنان گفته شد که تنگ نظری هایتان بالاخره تجربه انقلاب 57 را این بار در آمریکا بین ما نیروهای مختلف سیاسی ایران رقم خواهد زد اما باور نکردند و امروز خود می گویند که وقتی بر چهره ام می نگرند عرق شرم بر پیشانی شان می نشیند. اما چه سود که دیگر دیر شده است همانطور که در 1357 دیگر دیر شده بود و آنها که با سرمشق قرار دادن تجربه فتح تهران و فرار محمد علی شاه خواستند جبران مافات کنند، سرشان بر سر دار رفت (3).
 
شاید به این دلیل است که توجه منِ آینده نگر در دوسال گذشته بدون تعمد بر گذشته متمرکز شده است. گذشته ای که در 1357 در تهران، انقلابی را رقم زد و نیروهای جامعه مدرن ایران را چه در سمت انقلاب و چه در سمت ضد انقلاب از صحنه به بیرون پرتاب کرد، و امروز در 1394 در آمریکا رویدادی مشابه را رقم زده و در هر دو مورد نیز این کندن چاه برای عده ای نان داشت اگر که برای مردم ایران و اپوزیسیون به آبی هم نرسید و دلیلش را می بایست در تنگ نظری انحصارطلبانی جستجو کرد که با گذشته گرایی خود نه تنها ما را نیز به گذشته نگری انداختند بلکه خود را نیز نظیر 1357 به نابودی سوق دادند. آیا دوباره در زمانی دیگر و جایی دیگر فرصتی خواهند یافت که جبران مافات کنند و از آنچه در تهران 1357 و واشنگتن 1394 به آتش کشیدند درس بگیرند و تنگ نظری را به کناری نهند و نه تنها اجازه دهند ما آینده نگر باشیم و انرژی مان را با گذشته نگری برای مقابله با آنها تلف نکنیم بلکه خودشان نیز بجای سودجویی از واژه زیبای آینده نگری، واقعاً آینده نگر شوند و همگان را از این آفت تلاش برای احیاء گذشته با عناوین مختلف، رها کنند.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
شانزدهم مرداد ماه 1394
August 7, 2015
 
پانویس:
 
1. بلاگ فراديد
Faradid Blog
 
 
3. گفتمان فتح تهران و فرار محمد علی شاه به همت محمد امینی
http://www.ghandchi.com/963-fathe-tehran.htm
 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

آرشیو برنامه های "یک کلمه" محمد امینی

https://goo.gl/cW4hqU
آرشیو برنامه های یک کلمه محمد امینی
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_61.html
 




بر روی عکس کلیک کنید

https://goo.gl/cW4hqU
ایرانسکوپ#
#iranscope

آرشیو برنامه های "برگی از تاریخ" محمد امینی

https://goo.gl/q7AQqn
آرشیو برنامه های "برگی از تاریخ" محمد امینی
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_7.html
 

 

بر روی عکس کلیک کنید

https://goo.gl/q7AQqn

ایرانسکوپ#
#iranscope

پنجشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۹۴

دکتر داود هرمیداس باوند: برجام و پیامدهای آن؟

برجام و پیامدهای آن؟
داود هرمیداس باوند
سخنگوی جبهه ملی ایران
http://iranscope.blogspot.com/2015/08/blog-post_6.html


هموطنان،
مذاکرات ایران و نمایندگان پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان و نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از 12 سال فراز و فرود و کشش و کوشش به فرآیندی موفقیت آمیز منتهی گردید. به همین جهت منابع ارتباط جمعی غرب از آن بعنوان طولانی ترین مذاکرات قرن و از نتایج حاصله آن بعنوان "توافقی تاریخی" نام برده اند. بی تردید این توافق بازتاب جهانی خاص خود را از جمله در رابطه با معادلات منطقه¬ای خواهد داشت. بویژه آنکه این توافق در شرایطی صورت می گیرد که منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با نابسامانیها و آشفتگیهای سیاسی و اجتماعی و آینده-ای ابهام آمیز روبروست. همچنین بخش عمده¬ای از جهان غرب از جمله اتحادیه اروپا با نارسائیهای اقتصادی و مالی مواجه بوده و برای رفع آن برقراری تعاملات اقتصادی و مالی با کشورهای طالب جلب سرمایه¬گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی مفید دانسته و از ایجاد شرایطی برای حصول این مقصود دید مثبت داشتنند.

به همین جهت اتحادیه اروپا همراه با آمریکا استفاده از استراتژی نرم¬افزاری و پی¬گیری مذاکرات با ایران برای حل این مسأله مورد نگرانی جهانیان را ضروری تشخیص داده، راه همسویی و همدلی با آمریکا را در پیش گرفت. زیرا فرآیند موفقیت آمیز آن را به نفع خود نیز می دانست. به همین جهت پس از توافق مورد بحث برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا مانند آلمان و فرانسه بلافاصله با اعزام هیأت¬های به ایران برآن شدند با انعقاد قراردادهایی در عرصه¬های مختلف از جمله انرژی، این فرصت پیش¬¬آمده را به نفع خود تضمین نمایند.
از سوی دیگر، این توافق و صدور قطعنامه جدید از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد دائر به لغو تحریم¬های اعما ل شده قبلی سبب گردید برخی مخالفان توافق مورد بحث که خود را با عمل انجام شده روبرو می دیدند مانند عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برآن شدند با تعدیل مواضع اولیه خود، راه همسویی با فرآیند این توافق را در پیش گیرند. بعلاوه این توافق از دو جهت موجب رفع نگرانی جهانیان گردید: یکی آنکه این توافق خطر احتمالی جنگ را اگر کاملاً برطرف نکرده است، ولی امکان آن را قویاً بی رنگ ساخته است؛ دیگر آنکه نگرانی ناشی از اینکه دسترسی ایران به سلاح هسته¬ای، دیگر کشورهای منطقه را نیز طالب دستیابی به سلاح هسته¬ای خواهد ساخت، منتفی دانستند. این توافق سرآغاز راه جدیدی است احتمالاً با برخی ناهمواریها. زیرا اجرای مفاد آن برای مدت قابل توجه ادامه خواهد داشت و تحقق آن ممکن است با اماها و اگر¬هایی در خصوص تفاسیر مربوط به جزئیات آن مواجه شود.
اما آنچه این توافق را تکمیل و اجرای آن را تسهیل می نماید، همانا صدور قطعنامه جدید از سوی شورای امنیت دائر به لغو تحریم¬های قبلی است. از آنجاییکه به موجب بند 5 ماده 2 و ماده 25 و فصل هفت منشور از جمله ماده 41 آن، کشورهای عضو ملزم به رعایت و پای بندی به مصوبات شورای امنیت می باشند. بخصوص اینک که موافقتنامه مورد بحث به اتفاق آراء به تأیید شورای امنیت رسیده است، لذا اقدام برخی دولت¬های عاقد موافقنامه دائر به نفی و یا ایجاد تغییراتی در متن آن و همچنین مصوبات شورای امنیت، سؤالات حقوقی جدی را مطرح خواهد ساخت. از یکسو موجب بروز تعارض بین دولت¬های 1+5 درباره اجرای توافق خواهد شد. و از سوی دیگر نوعی بی اعتباری و بی اعتمادی نسبت به تعهدات قراردادی قوه مجریه آمریکا بوجود خواهد آورد.

بی تردید از استراتژی نرم افزاری مبتنی بر سیاست تنش¬زدایی و گفتگوی سازنده مورد استفاده در مذاکرات هسته¬ای، می بایست در دیگر عرصه های مورد اختلاف بین¬امللی استفاده شود. بویژه در شرایطی که منطقه دچار آشفته¬زدگی سیاسی و اجتماعی است که بخشی از آن میراث اعمال استراتژی سخت¬افزاری در افغانستان و عراق بوده است، همه و همه ایجاب می نماید که از استراتژی سخت افزاری در مناقشات منطقه¬ای خودداری شود و فراتر از آن باید برآن بود در تعارض با قدرتهای فرامنطقه¬ای که به نحوی از انحاء در تعاملات منطقه¬ای ذیربط و ذیمدخل هستند بر مبنای دیالوگ سازنده و منافع متقابل در مقام حل و فصل امور فی¬مابین برآمد. بخصوص تجارب تاریخی نشان داده است که تعارض و برخوردها به صورت مقطعی ممکن است دست¬¬آوردهایی داشته باشد، اما تعارض و تخاصم بطور مداوم آن هم در طول زمانی گسترده حاکی از نوعی نارسایی و نابسامانی در سیاست و مناسبات خارجی آن کشور است. بنابراین واقع نگری و خرد سیاسی ایجاب می نماید در صورتی که در پرتو رویدادهای منطقه¬ای و یا حوادث پیش¬¬-آمده نوعی همسویی و اشتراک منافع بین دو دولت متعارض پدیدار شود، می¬بایست از آن به عنوان فرصت¬هایی برای رفع اختلافات و مشکلات فی¬مابین و استقرار زمینه¬ همکاری¬های جدید بر اساس منافع متقابل استفاده شود.و یا بر اساس موازنه منصفانه بین منافع ملی و مبانی ارزشی با آن برخورد و تصمیمات لازم جهت استفاده از فرصت¬های پیش¬آمده اتخاذ گردد. چنانکه به گفته معروف لرد پالمرستون " دولت¬ها در روابط و تعاملات بین¬المللی نه دوستان دائمی دارند و ن دشمنان دائمی، بلکه منافع ملی دائمی دارند که می بایست فراروی تصمیم گیرندگان قرارگیرد. این واقعیت یعنی عطف توجه اولی به منافع ملی، حتی در روابط بین دولت¬های متصف به ارزشهای همسو نیز مصداق داشته است. چنانکه در سالهای دهه شصت به بعد بروز اختلافات بین شوروی و چین، چین و ویتنام، بالاخره ویتنام و کامبوج که به جدایی نسبی خط مشی¬ها و تعارض سیاسی جدی روبرو گردید، گویای این واقعیت است. همچنین باید به یاد داشت برخی گروه¬ها که از لحاظ ارزشی مورد حمایت مالی، سیاسی و تسلیحاتی ایران بودند، پس از تجاوز عراق نه تنها از آن دولت حمایت کردند، بلکه واحدهای نظامی نیز در اختیار آن دولت گذاشتند. در همین راستا برخی از همین گروه¬ها در آغاز خیزش بهارعرب با 180 درجه تغییر رویه راه نزدیکی با ترکیه، مصر و عربستان سعودی را در پیش گرفتند که پس از سرخوردگی¬های مجدداً بسوی ایران عطف توجه نموده¬اند.

خلاصه آنکه در پرتو این توافق، افق جدیدی در مناسبات ایران با جامعه بین¬امللی پدیدار گردیده و امکانات مساعد در عرصه¬های سیاسی، اقتصادی و تجاری وجود دارد که در خور استفاده بهینه است. از لحاظ سیاسی در این موافقتنامه جایگاه ایران بعنوان قدرت برتر منطقه و صاحب نفوذ در رابطه با معادلات ملحوظ شده است. از جهت تجاری امکان ورود ایران به سازمان تجارت جهانی و حضور بعدی آن در گروه بیست دیده می شود که البته تا حدودی بستگی به بهبود روابط با آمریکا دارد.

اما چنانکه می دانیم، سیاست خارجی و پیشرفت آن ارتباط تنگاتنگی با چگونگی برخورد و حل مسائل داخلی دارد. بویژه مسائلی که مرتبط به ارزشهای جهانشمول و تعهدات بین¬المللی مربوط به آن دارد. تعهداتی که پس از تصویب مجلس در زمره قوانین داخلی درآمده¬اند و قوای سه¬گانه ملزم به رعایت آنها می¬باشند.بی شک اقدامات ناظر به حل مسائل عمده داخلی چون حقوق بشر و آزادیهای اساسی که در ضمن ایفای تعهدات بین¬المللی ایران نیزتلقی می شود، اثرات تسهیل کننده در حل و فصل مسائل سیاسی خارجی در پی خواهد داشت.
اینک که دولت روحانی در پی سیاست تنش زدایی و گفتگوی سازنده، به حل این مسأله خطیر نائل گردیده است ، انتظارات و مطالبات عمومی آن است که در رابطه با حل مسائل داخلی اقداماتی در زمینه¬های زیر انجام گیرد:

1. از آنجاییکه انتخابات مجلسین در پیش است و برگزاری انتخابات آزاد نیاز به فضای سیاسی و اجتماعی باز، و وجود و حضور جوامع مدنی سازمان یافته، احزاب و مطبو¬عات پویا می باشد، لذا قبل از هرچیز می¬بایست زندانیان سیاسی آزاد، رفع توقیف و محدودیت از مطبوعات و تعدیل فضای امنیتی صورت گیرد. و برای تمامی شهروندان ایرانی متصف به هر نوع باور و عقیده و اعتقاد، امکان شرکت در انتخابات، اعم از انتخاب کردن و انتخاب شدن در نظر گرفته شود. و از ادامه بیش از سه دهه برخورد تبعیض¬آمیز نسبت به شهروندان و تقسیم آنها به خودی و غیرخودی، استفاده از عناوین بازدارنده مشارکت مردمی مانند وابستگان به گروهک¬ها و اطلاق واژه¬های مجعول واجد سرکوبگری به تجمعات قانونمند مسالمت آمیز و معترض به نادرستی¬ها و خلافکاریهای نهادهای حکومتی پایان داده شود. همچنین در این راستا شورای نگهبان از برخورد گزینشی-جناحی درباره نامزدهای انتخاباتی خودداری و در این رابطه اصول جامعیت، بی¬طرفی، معدلت طلبی و مصلحت سیاسی و اجتماعی وقت را ملحوظ دارد. در همین رابطه تجمعات مسالمت آمیز معلمان جهت احقاق حقوق حقه صنفی¬شان محترم شمرده شود و با در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی و فرهنگی والای آنها به حداقل درخواستهای ایشان دائر بر رفع مشکلات مالی و معیشتی آنها، اقدامات لازم انجام گیرد و نمایندگان منتخب آنان از زندان آزاد شوند. همچنین با تقاضاهای صنفی کارگران طبق قانون کار و ضوابط پذیرفته شده سازمان بین¬المللی کار از جمله ایجاد اتحادیه¬ یا سندیکای کارگری، حق اعتصاب و غیره برخورد شود. تا ضمن تأمین نیازمندیهای این طبقه محروم در مورد آزادی نمایندگان آنها اقدامات عاجل انجام شود. و بالاخره به فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها پایان داده شود. استقلال دانشگاهها تأمین گردد. و انتخاب ریاست دانشگاهها و رؤسای دانشکده¬ها بعهده اساتید و نمایندگان انجمن¬های دانشجویی گذاشته شود. با ایجاد هرچه بیشتر کانون¬های علمی، پژوهشی، ادبی و ایجاد جوامع مدنی سازمان یافته، امکانات لازم برای فعالیتها و پیشرفت¬های علمی، اجتماعی و سیاسی آنها در نظر گرفته شود. و بدینترتیب برای تغییر جو یأس و بی تفاوتی حاکم بر فضای دانشجویی و انگیزه روزافزون آنها برای خروج از کشور وحتی جلای وطن تدابیر لازم اتخاذ گردد.

2. در عرصه اقتصادی، داراییهای آزاد شده و سرمایه¬های وارده بایستی عمدتاً معطوف به فعالیت¬های تولیدی اشتغال¬ زا شود و بدینترتیب نه تنها به اقتصاد دلالی و واسطه گری که بیش از سه دهه گرینبارگیر کشور شده و موجب نابسامانیهای اقتصادی گردیده، مورد بازنگری قرارگیرد، بلکه فضای مناسب برای بخش خصوصی فعال فراهم شود. البته فعالیت¬های بخش خصوصی در صورتی قرین موفقیت خواهد بود که از سلطه نهادهای شبه دولتی که امور اقتصادی و مالی کلان کشور را در انحصار دارند، برکنار باشد. به دیگر سخن، آزادی عمل اقتصادی داشته باشد. حصول این مقصود تا حدود زیادی بستگی به تجدیدنظر در ساختار نظام مالی و مالیاتی کشور دارد. زیرا به گفته مقامات رسمی، 42% مالیات دهندگان که از پرداخت مالیات مستثنی هستند، همانا نهادهایی می¬باشند که انحصار امور اقتصادی و کلان کشور را در دست دارند. برخی از آنها تحت پوشش عناوین قدسیه خود را محق معافیت¬های مالیاتی می دانند و در این رهگذر از دیگر سوءاستفاده¬های غیرقانونی ابایی ندارند. فراتر از آن پایان دادن به اعمال غیرقانونی کسان یا نهادهایی که در لوای ارتباطات شبه دولتی سالانه بیش از 35 میلیارد دلار کالای قاچاق به کشور وارد می کنند. بالاخره سامان دادن به نارساییهای موجود در اقتصاد ترانزیت کشور. همانطوریکه گفته شد ورود سرمایه¬های خارجی عمدتاً باید معطوف به فعالیت¬های تولیدی و اشتغال زا باشد، از جمله در رابطه با رفع نارساییهای موجود در زمینه صنعت انرژی. چنانکه می دانیم در 27 حوزه مشترک با همسایگان بدلیل عدم دستیابی ما به تکنولوژی پیشرفته مورد نیاز سبب گردیده که دولت¬های طرف مقابل به سبب دسترسی به تکنولوژی مورد بحث، در حال بهره¬ برداری گسترده از حوزه¬های مشترک باشند و ما به 3/1 تولید و یا کمتر بسنده نماییم. اینک انتظار این است که در پرتو توافق انجام شده، موانع دسترسی به تکنولوژی مورد نیاز برطرف گردد و در مورد ترمیم چاه¬های فرسوده و پروژه¬های نیمه تمام اقدامات لازم صورت گیرد. بالاخره در رابطه با اوپک با توجه به اینکه اینک آمریکا از وارد کننده انرژی به صادرکننده نفت و گاز تبدیل شده است، لذا نفوذ برخی از اعضای اوپک بعنوان بزرگترین تولید کننده در تصمیم¬گیری¬های اوپک با کاستی-های جدی روبرو خواهد شد. بنابراین باید تدابیر جدیدی در رابطه با بازنگری انتخاب دبیرکل براساس چرخش و گردش منصفانه بین اعضا صورت گیرد.

3. انتظار دیگر این است دولت در مورد صنعت توریسم یا اکوتوریسم که در وضع نامطلوب است بازنگری خاص بنماید. زیرا امروزه گردشگری به اندازه¬ای در اقتصاد کشور اهمیت پیدا کرده که به گردشگران لقب "صادرات نامریی" را داده¬اند. بر اساس آمارهای سازمان جهانی گردشگری در سال 2015، اسپانیا با جلب 88 میلیون گردشگر و فرانسه 84 میلیون و ترکیه 45 میلیون در صدر کشورهای توریست¬پذیر جهان قرار گرفتند. درآمد ترکیه در این سال بیش از 38 میلیارد دلار بوده است. نکته در خور توجه اینکه توسعه اقتصادی ترکیه با محوریت توریسم پایه¬ریزی شد. بطن و حاشیه این صنعت را به بخش خصوصی واگذار کردند، اما در کشور ما با اینکه ایران از لحاظ میراث فرهنگی و جاذبه¬های باستانی در زمره 5 کشور برتر جهان و از لحاظ تنوع اقلیمی جزو 10 کشور برتر قراردارد و از منظر گردشگری با داشتن سواحل دریای عمان، خلیج فارس و دریای مازندران و همچنین داشتن 33 جزیره بزرگ و کوچک در خلیج فارس، و آشوراده در دریای مازندران جاذبه¬های فراوانی دارد. ولی از جهت صنعت توریسم بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2015 از لحاظ شاخص رقابت پذیری در صنعت گردشگری که مبتنی بر عوامل همچون شرایط محیط کسب و کار، امنیت، سلامت و سرمایه انسانی می باشد رتبه 97 جهان را بخود اختصاص داده است. گذشته از برخی نارسائیها در مورد شاخص رقابت¬پذیری در صنعت گردشگری ایران، عاملی که نقش بازدارنده در خصوص توسعه صنعت گردشگری دارد همانا برخورد ارزشی با گردشگران بویژه گردشگران خارجی است. یکی دیگر از چالشهای جدی توسعه گردشگری در کشورمان این است که صنعت هتلداری که از مهمترین شاخه¬ها و در حقیقت زیرساخت جلب گردشگر به کشور است، با مشکلات بزرگ و کوچک مواجه بوده و راهکاری مطلوب برای رفع این مشکلات تدبیر نشده است. علاوه بر این صنعت هتلداری در ایران نظیربسیاری دیگر از صنایع دارای ترکیبی از بخش دولتی و خصوصی است. به طور قطع صنعت هتلداری نیازی به ورود بخش عمومی ندارد.

4. بالاخره یکی از خطیرترین معضلات و در عین حال بی توجه ترین به آن در کشور ما همانا برخورد با محیط زیست و نگرانی های ناشی از آن می باشد. نگرانی مشترک جهانیان در رابطه با تخریب محیط زیست بعنوان بزرگترین چالش قرن سبب گردید که تعدیل آن را در گروی همکاری دولت¬ها با سازمان¬های بین المللی از جمله منطقه¬ای، جوامع مدنی سازمان یافته و بخش خصوصی متصف به ارزشهای زیست محیطی اعلام دارند. بعلاوه مشارکت عمومی نیز در این مورد تا حدودی ضروری است. در این رابطه آموزش نهادهای ذیربط از جمله در سطوح دبیرستان و دانشگاهی، آگاهی و اطلاع رسانی به گروهها و نهادهای مربوطه، مشارکت جوامع مدنی و دیگر گروههای ذیربط در جریان بررسی و تصمیم گیری درباره مسائل زیست محیطی که در کشور ما تخریب بی پروای محیط زیست بوسیله گروههای سودجو وابسته به نهادهای متصف به عناوین قدسیه و یا تعاونی از جمله تخریب و آتش زدن عمدی جنگلها به منظور شهرک سازی، بدون توجه به آنکه جنگل زدایی، بیابان زایی در پی دارد. عدم توجه به اثرات جانبی سدسازی، راه سازی، و پل سازی در رابطه با تخریب تالاب ها و جنگل ها و کاهش فاحش تاسماهیان یا ماهیان خاویاری به دلیل احداث سدها که ورود آنها به رودخانه را برای تخم ریزی غیرعملی ساخته است. بخصوص با توجه به آنکه یکی از اقلام مهم صادراتی ایران خاویار بوده است. ولی اکنون بسبب آلودگی¬های روزافزون اعم از دریا- پایه و ساحل- پایه از یک سو و صید بی رویه و قاچاق خارج از فصل و شن برداری از رودخانه ها از سوی دیگر. و همچنین ورود آبزی غیربومی بنام شانه دار از دریای سیاه و تغذیه ماهیهای کیلگا، خوراک ماهیان خاویاری همه و همه سبب کاهش فاحش ماهیان خاویاری و دیگر آبزیان شده است. دریغا که در این باره بدلیل عدم همراهی کشورهای ساحلی حتی در مورد دولت¬های طرف قرارداد منطقه ای کویت در خصوص آبزیان فضای شکننده و آسیب پذیر خلیج فارس نیز مشهود می باشد.

باری جبهه ملی ایران ضمن پایبندی خود به آزادی، مردم سالاری، حقوق بشر و توسعه اقتصادی پایدار یعنی مبتنی بر ایجاد موازنه منصفانه بین پیشرفت اقتصادی و حفظ محیط زیست و در نظر داشتن منافع نسل حاضر و آینده و حکومت قانون، انتظار دارد پیروزی حاصله در رابطه با برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و پیروی از سیاست تنش زدایی و گفتگوی سازنده در دیگر عرصه های سیاست خارجی استمرار یابد و فراتر از آن این رویداد طلیعه میمونی برای عطف توجه به رفع مسائل و مشکلات داخلی بویژه تحقق آزادی¬های اساسی، تأمین رفاه عمومی، اعتلای علمی و فرهنگی و حکومت قانون صورت گیرد.

داود هرمیداس باوند
سخنگوی جبهه ملی ایران
14 مرداد 1394
 
منبع:
دفتر مردمداری
جبهه ملی ایران
تهران، ایران

ایرانسکوپ#
#iranscope

چهارشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۴

فرض کنیم مسأله آمریکا و ایران حل شده است

فرض کنیم مسأله آمریکا و ایران حل شده است

در دوسال گذشته و بویژه در چند ماه اخیر بحثهای زیادی در مورد مذاکرات اتمی و نتایج آن برای جنبش سیاسی شده است. فرض کنیم مسأله آمریکا و ایران تمام شده باشد، آیا اصلاً اپوزیسیون کاری دارد؟ اجازه دهید دلائل موجودیت اپوزیسیون را یک به یک مورد توجه قرار دهیم:
 
1. آنچه همه اپوزیسیون در 36 سال گذشته بر آن توافق داشته موضوع فقدان دموکراسی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است. پیش از آن نیز در رژیم سابق همین موضوع برای اپوزیسیون مطرح بود. مگر رژیم سابق مسأله ای با آمریکا داشت و یا مگر آمریکا به اپوزیسیون کمکی می کرد که همه آن سالها مبارزات اپوزیسیون جریان داشت و حتی به سقوط رژیم انجامید؟ در نتیجه حالا نیز که دموکراسی همچنان در ایران جمهوری اسلامی مسأله است، فعالیت اپوزیسیون نیز در رابطه با دموکراسی و حقوق بشر ادامه خواهد یافت.
 
2. دومین موضوع، تداخل مذهب و دولت در جمهوری اسلامی است. حتی اصلاح طلبان اسلامی نیز وقتی امروز خبر قطع انگشتان سارقی را در مشهد شنیدند (1)، اعتراض کردند و نگفتند که اجرای قانون قصاص عملی اسلامی است. در نتیجه گرچه برای سکولارها موضوع جدایی مذهب و دولت طی همه این 36 سال در کانون توجه بوده، برای حتی اصلاح طلبان اسلامی نیز به نوعی مطرح است. برخی در ایران می گویند که این خبرهای قطع دست و انگشت و غیره شایعه است. اما متأسفانه همانطور که در رژیم طالبان در افغانستان واقعیت بود در ایران تحت قدرت جمهوری اسلامی هم واقعیت دارد. در نتیجه فعالیت اپوزیسیون در زمینه سکولاریسم نیز ادامه خواهد یافت.
 
پس اگر فرضی که در این نوشتار کرده ایم درست باشد، تازه اپوزیسیون به معنی واقعی کلمه می تواند فعالیت کند. البته آرزوی ماست که نظیر کشورهای متمدن، اپوزیسیون و پوزیسیون هر دو همیشه به موازات هم در صحنه حضور داشته باشند و هر روز  کسی را بخاطر عضویت در اپوزیسیون به زندان و حصر و بدتر محکوم نکنند. همین چند روز پیش حکم یکسال زندان به آقای مهندس کورش زعیم دادند (2). جالب است که آقای زعیم بتازگی شرکت سکولارها را در انتخابات پیشِ رو در مجلس مطرح می کرد (3) و گویا این پاسخ قوه قضاییه به تلاش مسالمت آمیز اوست. در کشورهای متمدن جرم سیاسی وجود ندارد و کسی را بخاطر اختلاف سیاسی زندانی نمی کنند. امیدوارم  جمهوری اسلامی حقوق اپوزیسیون را به رسمیت بشناسد و اپوزیسیون هم فعالیت خود را بطور مسالمت آمیز ادامه دهد. برای این هدف آیا قوه قضاییه ایران به اصلاحات تن خواهد داد و مقامات آن انتخابی خواهند شد. این تلاش شاید بیش از آنکه مورد توجه قرار می گیرد، اهمیت دارد (4).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
پانزدهم مرداد ماه 1394
August 6, 2015
 
پانویس:
 
1. انگشتان یک سارق مسلح در زندان مرکزی مشهد قطع شد
http://dw.com/p/1GAR7
 
2. هرانا: کوروش زعیم به یک سال حبس محکوم شد
https://hra-news.org/fa/thought-and-expression/a-1750
 
HRANA: Kourosh Zaim Sentenced to 1 Year in Prison
https://hra-news.org/en/kourosh-zaim-sentenced-1-year-prison
 
3. زنان و اقلیت های مذهبی می توانند مجلس آینده را شکل دیگر دهند - گفتگوی روز با کورش زعیم
 
4. سؤالی از حقوقدانان ايران
http://www.ghandchi.com/795-elected-judiciary.htm
  
 
 
 
 
متون برگزیده

 

ایرانسکوپ#
#iranscope

بايگانی وبلاگ