چهارشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۹۱

هشدار پزشکان درباره وضعیت حسین رونقی

هشدار پزشکان درباره وضعیت حسین رونقی
http://www.rahesabz.net/story/53233/

 




جـــرس: منابع خبری گزارش داده اند که از بین رفتن کلیه های حسین رونقی در صورت ادامه حضور در زندان قطعی است.

به گزارش کلمه، بعد ازظهر روز دوشنبه ٢۵ اردیبهشت با وخامت حال حسین رونقی، بهداری زندان اوین وی را به بیمارستان هاشمی نژاد اعزام کردند.

پزشکان معالج این فعال حقوق بشر پس از معاینه اش اعلام کردند که در صورت ادامه حضور وی در زندان و اگر فورا تحت درمان و عمل جراحی در بیرون از زندان قرار نگیرد برای همیشه کلیه هایش را از دست می دهد و با خطر جدی مواجه خواهد شد.

پیش تر جراح رونقی اعلام کرده بود وی به علت عمل جراحی پلیوپلاستی نیازمند عمل جراحی مجدد است. او در معاینات اخیر خود عنوان کرده است که معالجه و درمان دیر هنگام وی باعث از بین رفتن کلیه هایش خواهد شد و احتمالا کلیه وی باید خارج شود.

پدر این وبلاگ نویس زندانی در نامه ای که اخیرا به دادستان تهران نوشته عنوان کرده است: جناب آقای دادستان سپاه ارگان مقدسی می باشد، اما چند نفر از ماموران سپاه گفته بودند اگر به مقامات قضایی شکایت کنید فرزندتان کشته می شود و نیز نمی گذاریم از زندان بیرون بیاید. جناب دادستان دارند به گفته هایشان عمل می کنند و فرزندم را می کشند.

محمد علی دادخواه وکیل حسین رونقی نیز در نامه ای خطاب به ریاست شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب گفته بود: ریاست محترم دادگاه اکنون سخن از زندگی یک انسان است. شدت بیماری به گونه ای است که هر نوع سهل انگاری خسارت غیرقابل جبران رابه همراه خواهد داشت.

خانم زلیخاموسوی مادر این وبلاگ نویس دربند که بارها از طرف ماموران سپاه تهدید شده است، هم گفته بود: مانگران حسین هستیم، قبلا مرا تهدید کرده بودند که اگر مصاحبه کنی دخترانت را هم می بریم و خودت را هم بازداشت می کنیم. باور کنید بی قانونی و ظلم روزگار ما را سیاه کرده است. چگونه آرام باشم و ساکت بنشینم وقتی می بینم پسرم ذره ذره می میرد. من برای پسرم هر روز اشک می ریزم و دعا می کنم. می ترسم اتفاق بدی برایش بیافتد.

گفتنی است، سید حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس، فعال حقوق بشر در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ٨٨ توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ١۵ سال حبس محکوم شد.

بر اساس گزارش ها، کلیه های وی به دلیل ضربات وارده در دوران بازجویی بشدت آسیب دیدند که تحت عمل جراحی پلیوپلاستی قرار گرفت. اما به دلیل بازگردانده شدن به زندان در دوران نقاهت، با عفونت و خونریزی کلیه مواجه شد که این امر موجب شد بعد از آن ۴بار تحت عمل جراحی قرار گیرد و در نهایت کلیه وی عمل جراحی را پس زد.

این درحالی بوده است که متخصصان پزشکی قانونی، بهداری زندان اوین و بیمارستان هاشمی نژاد تاکید کرده بودند که رونقی بعد از عمل جراحی باید بیرون از زندان تحت مراقبت های فوق تخصصی باشد اما اطلاعات سپاه با مرخصی درمانی وی همچنان مخالفت می کند.






iran#

خودرو تک نفره هوندا بدون استفاده از دست هدايت ميشود

خودرو تک نفره هوندا بدون استفاده از دست هدايت ميشود
http://ir.voanews.com/archive/persian_news_science-technology/latest/1037/1037.html

 



کارخانه خودروسازی هوندا ژاپن اولين خودرو برقی يک نفره ده کيلوگرمی خود را به نمايش گذاشت، که بدون استفاده از دست هدايت ميشود.

کنيچی سوئدا، مهندس ارشد کارخانه هوندا، گفت: اين بار شرکت هوندا، بجای اتومبيل و موتور سيکلت، دست به ساخت وسيله نقليه جديدی زده است که ميتواند در داخل فروشگاها، سالن های سرپوشيده، پياده روها، ساختمانها و يا تأسيسات بزرگ براحتی به رفت و آمد مردم کمک کند.

مهندس ارشد کارخانه هوندا افزود که خودرو تک نفره جديد هنوز در مراحل آزمايشی است، ولی وی ابراز اميدواری که در آينده بعنوان وسيله نقليه تک نفره داخلی مورد استفاده بسياری از مردم قرار گيرد.

استفاده کنندگان خودروی تک نفره آن را بدون استفاده از دست، و تنها با حرکت بدن خود به چپ و راست، هدايت ميکنند.

سرعت خودرو تک نفره شش کيلومتر در ساعت است، و باتری آن قابل شارژ و ظرفيت آن برای يکساعت حرکت در نظر گرفته شده است.



iran#

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۹۱

باوند-ملی‌گرایی و لزوم پرهیز از ماجراجویی

ملی‌گرایی و لزوم پرهیز از ماجراجویی
داوود هرمیداس باوند
سه شنبه 15 مه 2012
 http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article2022



جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بخشی از تمامیت ارضی ایران است و مطمئنا هر ایرانی می‌تواند به هر بخش از خاک سرزمینش سفر کند و نیازی به توضیح دادن در این‌باره به کشورهای دیگر ندارد. در این میان واکنش امارات متحده عربی به سفر آقای احمدی‌نژاد به جزیره ابوموسی بیشتر بهانه‌ای برای تقابل با ایران است. فضایی به وجود آمده که کشورهای عربی منطقه در مقابل ایران صف کشیده‌اند و از آن طرف هم نظریات و بحث‌های مربوط به سپر دفاع موشکی که قرار است در امارات متحده عربی تحقق یابد سبب شده تا بهانه‌ای برای امارات متحده عربی، شورای همکاری خلیج‌فارس و اتحادیه عرب به‌وجود آید تا ایران را در تنگنا قرار دهند.

 ایران ضمن آنکه باید روابط حسنه‌ای با همه همسایگان داشته باشد و سعی کند از هرگونه تنش پرهیز کند، لحظات و شرایطی پیش می‌آید که برخی کشورها جسارتی را به سرزمین دیگری در پیش می‌گیرند که خویشتن‌داری و ملاطفت، آنان را نسبت به ادعایشان جری‌تر می‌کند و گمان می‌کنند محق هستند و در نتیجه باید سیاستی محکم در پیش گیرند. با تمام این احوال این رفتارهای اخیر بهانه‌ای بیش، از سوی کشورهای عربی خصوصا خود امارات و شورای همکاری خلیج‌فارس نیست و ایران باید با قوت تمام از جزایر خصوصا ابوموسی به عنوان بخشی از تمامیت ارضی خویش دفاع کند.

در برهه زمانی پیش از انقلاب، ایران به همراه عربستان مسئولیت امنیت منطقه را بر عهده داشت و تصمیم بر این بود تا برای رفع نگرانی و رضایت خاطر کشورهای منطقه گام‌هایی برداشته شود. از این رو، تهران نیز امارات متحده عربی و چند شیخ‌نشین کوچک دیگر خلیج‌فارس را به رسمیت شناخت و از آن سو نیز برای رفع هرگونه نگرانی و اطمینان‌بخشی به کشورهای حوزه خلیج‌فارس و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و برقراری امنیت، از حق تاریخی خود نسبت به بحرین چشم‌پوشی کرد و درباره جزیره ابوموسی سیاست مشارکت را پذیرفت که در سرزمین خودش با کشور دیگری مشارکت داشته باشد و بنابر این با شارجه در این‌باره توافق کرد.

 در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ دولت انگلستان به دلایل اهمیت استراتژیک و خصوصا به دلیل سیاست‌های روسیه تزاری درخصوص دستیابی به آب‌های خلیج‌فارس از یک سو و مطرح‌کردن راه‌آهن برلین- خلیج‌فارس از سوی آلمان‌ها از سوی دیگر اعلامیه‌ای را منتشر کرد که در آن تاکید شده بود دولت بریتانیا اجازه نمی‌دهد تا سلطه بلامنازع انگلیس در خلیج‌فارس مورد چالش کشورهای دیگر قرار گیرد و حتی در این‌باره تا پای جنگ نیز پیش می‌رود.

در همین راستا از سوی وزارت خارجه انگلیس یادداشتی برای کارگزار انگلیس در خلیج‌فارس ارسال می‌شود که در رابطه با جزایر ایرانی تحقیق کند که اگر شیخ و حاکمی در آن‌ها وجود دارد برای مذاکره وارد شوند. خصوصاً که تنگه هرمز ارزش استراتژیک داشت و از این رو بر جزایر آن منطقه تأکید بیشتری می‌شود. از آن طرف در سال ۱۹۰۳ از سوی دولت ایران بازنگری‌هایی درخصوص نقشه‌های جغرافیا شده بود و با کمک کارشناسان بلژیکی ساماندهی درخصوص جزایر ایرانی مورد موافقت قرار گرفت که بر اساس آن در برخی بنادر، گمرکی به وجود آمد و پرچم ایران نصب شد که این مسئله درباره ابوموسی و تنب‌بزرگ نیز اعمال شد. اما دولت انگلیس نسبت به این مسئله بی‌اعتنایی می‌کند و مأمورین گمرک ایرانی را از تنب‌بزرگ خارج می‌کند و از آنجا که ایران نیز در بحران مشروطه به سر می‌برده نسبت به این مساله بی‌توجهی می‌شود و پرچم شارجه در تنب‌بزرگ نصب می‌شود.

 انگلستان ادعا می‌کند که چون این جزیره پیش از این اشغال نشده و چون شارجه نخست آن را اشغال کرده پرچم این امارت‌نشین را در آن نصب می‌کنند؛ در حالی‌که در تمام اسناد حکومت انگلیس در قرن ۱۹ تنب‌بزرگ و ابوموسی و دیگر جزایر خلیج‌فارس جزو ارباب جمعی حاکمیت فارس آورده شده‌اند و حتی در نقشه‌های رسمی دولت انگلیس خصوصاً نقشه‌های وزارت جنگ این جزایر به رنگ ایران مشخص شده بودند. نایب‌السلطنه انگلیس در هند نیز در کتاب ایران و مسئله ایران در نقشه رسمی، جزایر را به رنگ ایران در آورده و در نقشه‌های غیررسمی نیز این جزایر متعلق به ایران معرفی شده است. بنابراین جزایر نه جدیدالاکتشاف هستند و نه رها شده بودند.

 در نهایت در هشت آذر ۱۳۵۰ با قراردادی که با میانجی‌گری بریتانیا میان دولت ایران و شیخ شارجه بسته شد، حاکمیت ایران بر جزیره ابوموسی به رسمیت شناخته شد و در ۹ آذر، یک روز قبل از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه و دو روز قبل از تشکیل رسمی اتحادیه امارات، نظامیان ایران وارد سه جزیره شدند. به موجب موافقت‌نامه شارجه ایران متعهد شد که به مدت ۹ سال، سالیانه یک‌ونیم‌میلیون لیره به شیخ شارجه بپردازد.

در مورد جزیره ابوموسی ایران به شیخ شارجه این امتیاز مشارکت را قایل شد و در مورد تنب‌ها حاکمیت ایران کاملاً مسلم و مسجل شناخته شد. بنابر این موضع‌گیری‌ها در مقابل ادعای امارات و اتحادیه عرب که حتی کشوری مانند موریتانی در این خصوص هیچ نقشی نداشته موضع می‌گیرد و حتی واقعیت تاریخی و حقوقی ایران را مطالعه نمی‌کند. این اتفاق نظر در بین اعراب هم فقط در این‌باره وجود دارد و حتی در قبال اسراییل نیز این اتفاق آرا وجود نداشته است. به هرحال موضع ما درخصوص تمامیت ارضی باید محکم و قاطع باشد و نباید با خویشتن‌داری بیش از حد آنان را جسورتر کرد.

منبع: شرق



iran#

کانن: تا سال ۲۰۱۵ دوربين های ديجيتال بصورت تمام اتوماتيک ساخته خواهند شد

کانن: تا سال ۲۰۱۵ دوربين های ديجيتال بصورت تمام اتوماتيک ساخته خواهند شد
http://www.voanews.com/persian/news/Canon_Robotics-2012-05-15-151494205.html

 

شرکت ژاپنی کانُن در نظر دارد دوربين های عکاسی ديجيتال را بطور تمام اتوماتيک و بدون استفاده از نيروی انسانی بسازد.

ژاپن، پيشتاز صنعت «رباتيکس» در جهان، اخيراً سخت تلاش ميکند تا با پايين آوردن هزينه های توليد، به ويژه کاهش هزينه های کارگری، قدرت رقابتی خود را در بازارهای جهانی توسعه داده، و فروش خود را افزايش دهد.

در همين راستا، جون ميسومی، سخنگوی شرکت کانن، روز شنبه ابراز اميدواری کرد که روش توليد تمام اتوماتيک و استفاده از رباتهای پيشرفته بتواند قدرت فن آوری و صنعتی ژاپن را در جهان حفظ کند.

سخنگو گفت که انتظار ميرود که تا سال ۲۰۱۵ ميلادی ساخت توليد تمام دوربين های ديجيتال اين شرکت بصورت تمام اتوماتيک درآيد.

در حال حاضر شرکت کانن به دليل دستمزد ارزان بخش عمده ای از محصولات خود را در چين و هند توليد ميکند.



iran#

شنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۹۱

قندچی-دولت اسراييل برای اپوزيسيون ايران چه کار می تواند بکند

دولت اسراييل برای اپوزيسيون ايران چه کار می تواند بکند
What Israeli Government can do for Iranian Opposition
سام قندچي
http://www.ghandchi.com/694-IranIsrael.htm

متن انگليسی English Version
http://www.ghandchi.com/694-IranIsraelEng.htm

بيش از پنج سال پيش نوشتاری تحت عنوان "خطر جنگ جمهوری اسلامی و اسرائيل و اينکه اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند"  منتشر شد (1).

خوشبختانه نه تنها برخی فعالين ايران آن پيشنهادات را مورد ملاحظه قرار دادند اما همچنين دولت اسراييل آن را بدون اطلاع من در سايت وزارت امور خارجه اسراييل، تجديد چاپ کرد (2).

سپس روزنامه اقتدارگرای کيهان مرا به دليل چاپ آن مقاله در سايت دولت اسراييل مورد حمله قرار داد و اينجانب نيز اطلاعيه ای منتشر کردم و در آن تذکر دادم که مقالاتم کپی رايت ندارد و با تجديد چاپ آن بدون تغيير توسط هرکسی از جمله جمهوری اسلامی يا اسراييل، مشکلی ندارم (3).

در نوامبر 2011، هنگاميکه بحث های بيشتری در مورد حمله پيشگيرانه از سوی اسراييل و ايران در مطبوعات منتشر می شد، نظر خود را در مقاله ای تحت عنوان "حمله پيشگيرانه به تأسيسات اتمی نسل کشی است" بيان کردم (4).

موضوع اتمی ايران سالهاست که بسيار روشن است (5).

با اين وجود اينکه چرا با حمله به ايران مخالفم بسيار روشن است و نيازی نيست به آنچه سالها پيش در مورد دليل مخالفتم نوشته ام، اضافه کنم (6).

همه اين مدت بحث ها به گرد آنکه مردم اسراييل و ايران چه کار می توانند بکنند دور ميزد و خيلی خوشحالم که سال گذشته ابتکارهای تازه مردمی، هم در اسراييل و هم در ايران، در اين زمينه آغاز شدند (7).

اما بتازگی علاقه ای از سوی دولت اسراييل برای کمک به اپوزيسيون ايران نشان داده شده است.  در اين يادداشت هدفم توضيح اين امر است که بنظر اين حقير چگونه اسراييل می تواند به بهترين وجه به اپوزيسيون ايران کمک کند.

يکی از معضلات منطقه ای که جمهوری اسلامی از روز نخست تأسيس خود استفاده کرد تا مردم ايران را عليه اپوزيسيون سکولار بسيج کند، مسأله فلسطين بود. آنها تلاش کردند که اختلاف فلسطينيان و اسراييل را بمثابه جنگ اسلام و دشمنان آن نشان دهند و به اينگونه از احساسات مذهبی مردم ايران استفاده کنند تا انديشه سکولار را با تمرکز بر وضعيت مردم فلسطين بعنوان دليل تسليم منافع مسلمانان، مقصر جلوه دهند.

همانگونه که 11 سال پيش نوشتم، اسراييل از ديدگاه اينجانب يک دموکراسی است هرچند وضعيت فلسطينان را در آن کشور مشابه موقعيت سياهان در اوائل دموکراسی ايالات متحده آمريکا می بينم که از حقوق کامل شهروندی برخوردار نيستند (8).

معتقدم بهترين کمکی که دولت اسراييل می تواند به اپوزيسيون ايران بکند تغيير رفتار با جمعيت فلسطينی خود بعنوان شهروندان کامل است و از اين طريق، جمهوری اسلامی ايران مشروعيت حمله به اپوزيسيون سکولار بر مبنای چگونگی رفتار اسراييل با فلسطينيان را از دست خواهد داد. آنچه در اينجا می نويسم ممکن است کليشه و پيش پا افتاده بنظر آيد اما واقعاً اين اصل مسأله ای است که دولت اسراييل لازم است بر روی آن تمرکز کند اگر می خواهد که به اپوزيسيون ايران ياری رساند.

به اميد جمهوری آينده نگر  دموکراتيک و سکولار در ايران،

سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و سوم ارديبهشت ماه 1391
May 5, 2012

پانويس:

1. http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
2. http://www.persian.israel.org/MFAFA/Archive/Rep-Arch2009/Feb09/080209-DidgahGhandchi.htm
3. http://www.ghandchi.com/TakzibeKayhanShariatmadari.htm
4. http://www.ghandchi.com/679-Preemptive.htm
5. http://www.ghandchi.com/483-dalilejang.htm
6. http://www.ghandchi.com/475-Notoanyinvasion.htm
7. https://www.facebook.com/israellovesiran
8. http://www.ghandchi.com/85-AboutIsrael.htm




**************************************************************

What Israeli Government can do for Iranian Opposition
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/694-IranIsraelEng.htm

Persian Version نسخه فارسی
http://www.ghandchi.com/694-IranIsrael.htm

More than five years ago an article entitled "Danger of IRI-Israel War and What Iranian Opposition Needs to Do" was published (1).

Fortunately not only some Iranian activists cared to consider those suggestions but also Israeli government republished it without my knowledge on the web site of Israel Foreign Affairs (2).

Subsequently Tehran's hardline newspaper Kayhan attacked me because of the paper being posted on the Israeli government's website and I wrote a communiqué saying that my articles have no copyright and have no problem if anyone including Islamic Republic or Israel republish them without change on their web sites (3).

In November 2011, when there were more talks of preemptive strike by Israel and Iran in the press, expressed my opinion about such action in an article entitled "Preemptive Strike on Nuclear Sites is Genocide" (4).

The nuclear issue of Iran has been very clear for a long time (5).

Nonetheless, why I am against any invasion of Iran is clear and there is not anything more to add to what have already said long time ago (6).

All this time the discussions were centered around what Iranian and Israeli people can do to prevent a war between Israel and Iran and am very happy that last year new people's initiatives started in both Israel and Iran to that effect (7).

But recently an interest has been shown by Israeli government to help Iranian opposition.  This is the reason I am writing about what I think Israel can do to best help Iranian opposition.

One of the regional issues that has been used by Islamic Republic from its first day of inception to rally Iranian people against the secular opposition has been the Palestinian issue.  They have tried to show the Palestinian-Israeli conflict as a war between Islam and its enemies and this way to use Iranian people's religious sentiments to depict secular thought as betrayal of Muslims by focusing on the plight of Palestinian people.

As written 11 years ago, I view Israel as a democracy although I see the situation of Palestinians in Israel to be similar to the situation of Blacks in early democracy of United States - not being full citizens (8).

I believe the best help Israeli government can provide to Iranian opposition is to treat its Palestinian population as full citizens and by doing this, Islamic Republic of Iran will lose the legitimacy of attacking Iranian secular opposition on the basis of how Palestinians are treated by Israel.  What I am writing may seem like a cliche and trivial, but really this is the bottom line of what Israeli government needs to focus on, to help the Iranian opposition.

Hoping for a Democratic and Secular Futurist Republic in Iran,

Sam Ghandchi, Publisher/Editor
IRANSCOPE
http://www.iranscope.com
May 5, 2012

Footnotes:
1. http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
2. http://www.persian.israel.org/MFAFA/Archive/Rep-Arch2009/Feb09/080209-DidgahGhandchi.htm
3. http://www.ghandchi.com/TakzibeKayhanShariatmadari.htm
4. http://www.ghandchi.com/679-PreemptiveEng.htm
5. http://www.ghandchi.com/483-dalilejang.htm
6. http://www.ghandchi.com/475-NotoanyinvasionEng.htm
7. https://www.facebook.com/israellovesiran
8. http://www.ghandchi.com/85-AboutIsrael.htm





iran#

جمعه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۹۱

پليس آلمان از شاهين نجفی حفاظت می‌کند

پليس آلمان از شاهين نجفی حفاظت می‌کند
http://news.gooya.com/politics/archives/2012/05/140376.php

 
راديو زمانه ـ پس از اجرای ترانه‌ای به‌نام "نقی" از سوی شاهين نجفی، خواننده رپ ايرانی و تهديد وی به مرگ از طرف نيروهای تندرو جمهوری اسلامی ايران، پليس آلمان اعلام کرد که از جان اين هنرمند حفاظت می‌کند.

تارنمای روزنامه "راينيشه پست" آلمان، امروز ۲۲ ارديبهشت‌ماه به نقل از سخنگوی پليس شهر کلن خبر داد که روز گذشته طی نشستی، بخش امنيت ملی اداره پليس کلن به موضوع تهديد به مرگ شاهين نجفی، خواننده رپ ۳۲ ساله ايرانی ساکن اين شهر رسيدگی کرد.

بنا به اين گزارش در اين نشست چند مقام امنيتی و همچنين بخش حفاظت از قانون اساسی و پليس جنايی فدرال شرکت داشتند.

در اين جلسه تدابير حفاظتی در مورد شاهين نجفی به تصويب رسيد.

روز گذشته پيش از برگزاری اين جلسه شاهين نجفی به اداره پليس کلن رفته و در آن‌جا شکايت خود را تقديم کرده بود.

ترانه رپ "نقی" با اجرای شاهين نجفی در روزهای اخير جنجال بسياری به‌پا کرده است.

در اين ترانه شاهين نجفی امام نقی يا امام هادی، دهمين امام شيعيان را مورد خطاب قرار داده و در آن نگاه انتقادی خود از شرايط کنونی اجتماعی و سياسی ايران را بازگو کرده است.

اين ترانه تاکنون، در يک نوبت بيش از هزار و ۷۰۰ و در نوبتی ديگر بيش از چهار هزار و ۶۰۰ بار "لايک" خورده است و صد‌ها بار توسط کاربران فيس‌بوک به اشتراک گذاشته شده است.

همچنين در سايت يوتيوب نيز تا به امروز نزديک به ۵۹ هزار بار شنيده شده است.

با بازتاب گسترده اين ترانه، محافل و نيروهای تندرو جمهوری اسلامی ايران، با استناد به فتوای اخير آيت‌الله صافی گلپايگانی، مرجع دينی شيعه، حکم "ارتداد" شاهين نجفی را صادر و وی را به مرگ تهديد کردند.

يک سال پيش از انتشار ترانه "نقی"، در شبکه اجتماعی فيس‌بوک گروهی از جوانان ايرانی کمپينی به‌نام "کمپين يادآوری امام نقی به شيعيان" راه‌اندازی کرده و در آن طنزهای اجتماعی را منتشر می‌کردند که اين نيز در فضای مجازی گسترش يافت.

فتوای آيت‌الله صافی گلپايگانی دو هفته پيش از انتشار ترانه شاهين نجفی منتشر شد.

يک مقلد اين مرجع دينی شيعه پرسيده بود: "مدتی است عده‌ای اجيرشده که عمدتأ از ضد انقلاب خارج از کشور می‌باشند، در فضای اينترنت، سايت‌ها و وبلاگ‌های خود به‌راحتی به امام مظلوم شيعيان حضرت امام هادی اهانت و جسارت می‌کنند (طراحی، جوک، کاريکاتور، فحاشی، دروغ بستن و ...) حکم اين افراد چيست؟"

آيت‌الله صافی گلپايگانی در پاسخ به اين پرسش شرعی فتوا داد: "چنان‌چه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند مرتدند. والله اعلم."

شاهين نجفی که پيش از ترانه "نقی" در ترانه‌های ديگر خود مسائل سياسی و اجتماعی را به‌نقد می‌کشيد اين بار به‌شدت از سوی محافل تندرو جمهوری اسلامی ايران مورد حمله قرار گرفت.

خبرگزاری فارس، در خبری تحت عنوان "تشکيل کمپين اعدام شاهين نجفی" به نقل از وبلاگی به‌همين نام نوشت: "از تمامی شيعيان و بلکه همه مسلمانان محب اهل بيت تقاضا داريم در صورتی که به هر نحوی به اين فرد مرتد دسترسی دارند او را به سزای اعمالش رسانده و روانه دوزخ ابدی‌اش نمايند."

پايگاه خبری "شيعه آنلاين" نيز برای کشتن شاهين نجفی مبلغ ۱۰۰ هزار دلار جايزه تعيين کرد.

تارنمای عصر امروز نيز نوشت: "شاهين نجفی خواننده رپ، اهل گيلان، که يد طولايی در خزعبل‌گويی و استفاده از کلمات رکيک و ناپسند دارد در تازه‌ترين اقدام خود، با انتشار آلبومی به برخی امامان معصوم (ع) و مقدسات دين توهين کرده است."

سايت عصر امروز و فارس از شاهين نجفی به‌عنوان "خواننده فتنه" نام بردند و در پايان با اشاره به آيه‌ها و روايت‌های اسلامی تأکيد کردند: "کسی که به ائمه و امامان(ع) توهين می‌کند حرام‌زاده است و بايد در نطفه‌اش شک کرد."

اين در حالی است که شاهين نجفی در گفت‌گوهای خود اعلام کرده است که قصدش توهين به باورهای دينی مردم نبوده و هدفش مطرح کردن مشکلات اجتماعی در ايران بوده است.

شاهين نجفی فعاليت در موسيقی را از سال ۱۳۷۹ آغاز کرد و از سال ۱۳۸۴ به آلمان مهاجرت نمود.

وی که دانشجوی اخراجی رشته جامعه‌شناسی در ايران بود، در آلمان ابتدا سرپرست گروهی به نام "اينان" شد و سپس به گروه "تپش ۲۰۱۲" پيوست و با اجرای ترانه‌های سياسی-اجتماعی رپ مطرح گرديد.

او پس از جدايی از گروه "تپش ۲۰۱۲" در سال ۱۳۸۸ گروه موسيقی "آنتی‌کاريزما" را تشکيل داد.

شاهين نجفی تاکنون چهار آلبوم استوديويی و دو آلبوم گروهی منتشر کرده است.



iran#

پرویز شهریاری چهره‌ی ماندگار زرتشتی درگذشت

پرویز شهریاری چهره‌ی ماندگار زرتشتی درگذشت
منبع

از سايت زردتشتيان استکهلم
http://www.szf.se

پرویز شهریاری چهرهٔ ماندگار و استاد ریاضیات، بامداد امروز ٢٢ اردیبهشت‌ماه در سن ۸۶ سالگی در تهران گذشت.

به گزارش ایلنا، پرویز شهریاری چهره‌ی ماندگار زرتشتی، استاد ریاضیات و سردبیر مجله‌های وهومن، دانش‌و مردم و چیستا پس از ٨۶ سال زندگی پربار علمی و فرهنگی، بامداد امروز، ٢٢ اردیبهشت‌ماه در بیمارستان‌ جم در تهران گذشت.

وی که پیش از این نیز، چند بار دچار حملهٔ قلبی و مغزی شده‌بود، ساعت ۵ بامداد امروز، بر اثر سکتهٔ فلبی چشم از جهان فروبست.

پیکر این استاد ریاضیات، امروز، حدود ساعت ١۶ در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه به خاک سپرده می‌شود.

به همین مناسبت اتوبوس‌هایی از روبروی آدریان تهران در خیابان جمهوری، خیابان میرزاکوچک‌خان، آماده شده‌اند که از ساعت ١۶، شرکت‌کنندگان در آیین خاکسپاری را به آرامگاه زرتشتیان تهران در قصرفیروزه خواهند برد.

پرویز شهریاری، ریاضیدان و چهرهٔ ماندگار زرتشتی، در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در کرمان‌زاده شد و نخستین کلاس کنکور ایران را به نام «گروه فرهنگی خوارزمی» ‌در ایران پایه‌گذاری کرد.



وی چندین سال سردبیر مجلهٔ سخن علمی نیز بود، نشریه‌ای که تا فروردین‌ماه ١٣۴٩ منتشر شد.

شهریاری همچنین دبیرستان‌های خوارزمی، مرجان و مدرسه‌ عالی اراک را نیز بنیان‌گذاشت تا بتواند راه‌گشای دانش‌اندوزی فرزندان ایران‌زمین باشد.

این استاد ، با نگارش کتاب‌های ریاضی در درازای سالهای ١٣٣۵ تا ١٣۵٢ خورشیدی برای دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی، نقش مهمی در آموزش ریاضیات در ایران ایفا کرد.

وی که دکترای افتخاری ریاضیات را در سال ١٣٨١ خورشیدی از دانشگاه کرمان گرفته‏، تاکنون صد‌ها کتاب نوشته و برگردان کرده است وی با سردبیری مجله‌های وهومن و چیستا، سهم بسزایی در گسترش فرهنگ و دانش در سطح هازمان ایرانی داشته است.

پرویز شهریاری، چندین سال در دبیرستان فیروزبهرام، به دانش‌آموزان ایرانی، علم ریاضیات را می‌آموخت.

پرویز شهریاری در سال ١٣۴۵ خورشیدی نشان درجهٔ یک علمی را دریافت کرد و در سال ١٣٨۴ به عنوان چهرهٔ ماندگار علمی در رشتهٔ ریاضیات برگزیده شد.



فیلم زندگی پرویز شهریاری در شش قسمت فانوس گلستان

بخش اول
http://www.youtube.com/watch?v=Ub182lTdC6U&feature=relmfu

بخش دوم
http://www.youtube.com/watch?v=c_XHI6WFsZg&feature=relmfu

بخش سوم
http://www.youtube.com/watch?v=TIuQoAB8tuk&feature=relmfu

بخش چهارم
http://www.youtube.com/watch?v=sCvOEpzS-tM&feature=relmfu

بخش پنجم
http://www.youtube.com/watch?v=4GqUzMZLWrQ&feature=relmfu

بخش ششم
http://www.youtube.com/watch?v=ioyiHH-Brsg&feature=relmfu



iran#

مصاحبه مهم با محمد نوری زاد

مصاحبه مهم با محمد نوری زاد

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۱

قندچی-بهار سبز ايرانی پيروز شد يا شکست خورد؟

بهار سبز ايرانی پيروز شد يا شکست خورد؟
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/693-BaharSabz.htm



در آستانه سومين سالگرد جنبش سبز ايران هستيم و بسياری از مردمی که جان و مال و زندگی خود را در اين رويداد تاريخی مايه گذاشتند حق دارند که بپرسند اين بهار سبز ايرانی پيروز شد يا شکست خورد. اين سؤال فقط برای حاميان اصلاح طلبان مطرح نيست بلکه حتی برای کسانی نظير اين حقير که در آن زمان از حرکت هايی نظير سکولارهای سبز حمايت کرديم، مورد پرسش است (1).

تا آنجا که به اشتباهات رهبران اصلاح طلب در آن جنبش مربوط می شود در همان اولين سالگرد جنبش سبز در سال 1389 موضوع به تفصيل مورد بحث جنبش سياسی ايران قرار گرفت (2).

ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، اين دو بزرگواری که رهبری جنبش سبز را در دست داشتند، و زهرا رهنورد، کماکان در حصر خانگی هستند و به گزارش همراهانی نظير فاطمه کروبی، همچنان آنها استوار ايستاده اند، و ابداً اين بحث ها برای تخطئه زحمات آن عزيزان نيست.

شايد بشود گفت بهار سبز ايرانی همانقدر شکست خورد و موفق شد که بهار پراگ!

بهار پراگ شديدا سرکوب شد و تا بيست سال پس از آن، جامعه چکسلواکی تحت خفقان بود، اما در عين حال بايد گفت که بهار پراگ موفق بود چون مردم آموختند که در عين احترام به الکساندر دوبچک و اصلاح طلبان کمونيست لازم است که فراسوی خط مشی آنان برای رهبری آينده جنبش دموکراسی خواهی خود جستجو کنند و به اين طريق بود که امثال واسلاو هاول ها در آن جامعه مطرح شدند؛ البته بياد داشته باشيم که خود واسلاو هاول تا آخرين سالهای خفقان در چکسلواکی هيچگاه در عرصه سياسی مطرح نبود و بعنوان يک نويسنده مورد حمايت مردم بود، نويسنده ای نظير محمد مختاری ما در ايران. اما منظور اينکه ديگر بيست سال بعد از بهار پراگ در دوران سقوط بلوک شرق به رغم احترام جنبش به الکساندر دوبچک، مردم به او و نظرات اصلاح طلبان کمونيست بمثابه راه حل نمينگريستند. حتی خود اصلاح طلبان کمونيست هم ديگر نظرات گذشته خود را قبول نداشتند و در پايان از رهبری واسلاو هاول حمايت کردند به همانگونه که امروز بسياری از اصلاح طلبان ايران در جنبش دموکراسی خواهی ايران به سکولاريسم رسيده اند (3).

در يک سال اخير جنبش های موسوم به بهار عرب در خاورميانه شعله ور شده اند که در تونس، مصر، ليبی، و يمن، در هريک به نوعی، به پيروزی دست يافتند. اما وقتی به وضعيت تازه در آن کشورها می نگريم واقعاً معلوم نيست که اين پيروزی ها را بايد موفقيت خواند يا که ظاهراً پيروز نشدن بهار پراگ در 1968 را بايد موفقيت آميز تلقی کرد؟ بسياری اوقات پيروزی يک حرکت لزوماً به معنی موفقيت در رسيدن به آرمانهای کنشگران آن نيست. شايد موفقيت يا عدم توفيق بستگی به انتظار ما از هر جنبش دارد همانگونه که هنوز موفقيت يا عدم توفيق انقلاب 1357 ايران را هم مردم و هم صاحب نظران مورد پرسش قرار می دهند (4).


سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و يکم ارديبهشت ماه 1391
May 10, 2012

پانويس:

1. http://www.seculargreens.com/3.signature.htm
2. http://www.ghandchi.com/626-Mousavi89.htm
3. http://www.ghandchi.com/686-ReformersSolution.htm
4. http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm


iran#

کتاب ايران آينده نگر











کتاب ايران آينده نگر



iran#

کتاب در دامگه حادثه














کتاب در دامگه حادثه


iran#

آغاز حفاری عميق در دريای جنوب چين برای استخراج نفت

آغاز حفاری عميق در دريای جنوب چين برای استخراج نفت
http://www.voanews.com/persian/news/SouthChinaSea_Oil-2012-05-10-150913805.html

 
چين اولين حفاری مستقل نفت و گاز طبيعی را در اعماق دريا آغاز کرد.

به گزارش شين هوا، خبرگزاری رسمی چين، پکن روز چهارشنبه اولين حفاری نفت در عمق هزار و ۵۰۰ متری در دريای جنوب چين را آغاز کرد.

رييس شرکت ملی نفت فراساحلی چين که کار حفاری را برعهده دارد، آغاز حفاری را گامی بزرگ و تاريخی برای صنعت نفت چين خواند و گفت اين اقدام نه تنها باعث رشد صنعت نفت خواهد شد بلکه گام بزرگی در تأمين انرژی کشور و تأييد حق حاکميت پکن بر دريای جنوب چين است.

به نظر نميرسد حوزه ای که چين حفاری عميق نفت را آغاز کرده بخشی از منطقه مورد اختلاف با فيليپين باشد.




iran#

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۱

نامه حشمت الله طبرزدی به مناسب روز جهانی آزادی مطبوعات و کارگر

هرانا؛ نامه حشمت الله طبرزدی به مناسب روز جهانی آزادی مطبوعات و کارگر
https://hra-news.org/685/1389-01-27-05-27-21/12200-1.html

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 ساعت 20:54 |


خبرگزاری هرانا - حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات و روز کارگر یادداشتی را از این زندان به رشته تحریر در آورده است.

متن این نامه که اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:

گفتند: روز سوم می روز جهانی آزادی مطبوعات است. گفتم: ناسلامتی من هم یک روزی یک روزنامه نگار بودم. پس خوب هست یک چیزی بنویسم و این روز را گرامی بدارم. گفتم: روز اول می به عنوان روز کارگران را گرامی بداریم. یکی از همبندیان عزیز گفت: پیشنهاد می دهم یکروز دیرتر برگزار شود، زیرا ایام فاطمیه است، دیگر همبندیان عزیز پاسخ دادند: درین مملکت سال به دوازده ماه عزا است ولی روز جهانی کارگر فقط یک روز است، این بود که روزجهانی کارگر و آزادی مطبوعات را باهم جشن گرفتیم،
جالب این است که در سالن دوازده رجایی شهر نمایندگانی از همه گروههای سیاسی فعال در ایران حضور دارند و باهم دوستی مصالمت آمیز دارند، از جمله جنبش سبز ایران، بهاییت، سازمان مجاهدین خلق، حزب دموکرات کردستان ایران، طرفداران پادشاهی ایران، حزب پژواک، حزب پ. ک. ک، دستگاههای مستقل و حتی کسانیکه به جاسوسی متهم شده اند. همه این جریانات در جشن اول و سوم ماه می شرکت کردند ولی شنیدم زندانبانان غیظ کرده که چرا جشن گرفتید،
دیروز پنج شنبه همسرم محبوبه و دخترم فاطمه آمده بودند ملاقات، پرسیدم: چگونه آمدید؟ محبوبه گفت: با آژانس ۲۵۰۰۰ تومان نیز میدهیم با خود حساب کردم هر رفت و آمد میشود ۵۰۰۰۰ تومان. یادم آمد سال ۱۳۵۹ برای مدتی معلم دینی و امور تربیتی دبیرستان و دانشگاه ملی بودم ۱۵۰۰تا۲۰۰۰ تومان حقوق می گرفتم، اجاره خانه میدادم و زندگی دو نفری را به خوبی اداره میکردیم به راستی به برکت جمهوری اسلامی چقدر پیشرفت کرده ایم.
یادم آمد خرداد ماه و تیر ماه در راه است، ۱۸تیرماه ۱۳۷۸ هزاران زندانی. زندانیها آنقدر زیاد بودند که اوین، شکنجه گاه توحید، بازداشتگاه های نیروی انتظامی و سپاه مملو از زندانی فقط من ماندم و من. اکبر محمدی، ابراهیم عزت نژاد و چند نفر دیگر نیز به خاک این مرزپرگهرسپرده شده اند. تجربه خوبی بود چرا که از ۱۸ تیر میگوییم ازین کار نوستالژیک،
چرا از ۲۵ تیر ۸۸ نگوییم، نزدیک به چهار میلیون از این ملت خوب به خیابان ریختند و فریاد برآوردند رای ما کجاست به مدت ۷ ماه زدو خورد، تجاوز، شکنجه، سرکوب، کُشتن، زندان، بعد اعدام کردند، موسوی دستگیربشه ایران قیامت میشه، به خودم گفتم و حتی به بازجویان بسیاردوست داشتنی اما خشن و از انسانیت بدور گفتم: این بار این شعله ها خاموش شدنی نیست. حالا همه ما زندانیان سیاسی، جنبش سبز، هیچ! بیش از یکسال است که موسوی و کروبی و زهرا رهنورد را به اسارت گرفته اند اما آب از آب تکان نخورد.
با خود فکر میکردم؛ آیا این مردم همان هایی هستند که سال ۵۶ و۵۷ دیده بودم، خود پاسخ خود را دادم، شاه بویی از انسانیت برده بود، لازم باشد خامنه ای همه را میکشد تا جمهوری اسلامی زنده بماند، نگاهی به روزنامهء حکومتی انداختم مدتی است فقط ایران و همشهری میدهند، حتی کیهان را قطع کرده اند. دیگر دو جناح اندرونی حکومت یعنی پایداری و جبهه متحد برای تقسیم غنایم آنگونه به جان هم افتادند که نگو و نپرس. اینها که از خود بدتر میگویند پس چرا ما زندان هستیم دراین مورد در حقیقت افتادم سرانجام چه باید بودن؟ ما که دسترسی به رسانه های آزاد نداریم. ولی همین صدا و سیمای اسلامی انحصاری حکومت را که میبینیم با خود میگوییم، راستی که از سماجت بحرینیها و شجاعت سوریها در شگفتم.
سوریها از همین حالا دیکتاتور حاکم را به خاک ذلت بنشانده اند که براستی برود، بحرینیها نیز دست بردار نیستند ولی خداکند که مثل ما از چاله به چاه نیفتند. کاش جوانان بحرینی از انقلاب ما درس بگیرند، اگرچه هرکس حق داردآنچه را که دوست دارد تجربه کند.
شنیدم که در بیرون زندان گرانی و تورم بیداد میکند، حکومتیها نیز تقصیرها را به گردن هم می اندازند. حکومتیها که به خود واگذاشته شده اند، جنگ قدرت برای اشغال کرسیهای مجلس فرمایشی و ریاست جمهوری آینده و چانه زنی باقدرتهای غربی برای اینکه مصالحه ای صورت بگیرد و اینها پول نفت را بگیرند و حکومت کنند و اپوزسیون بیرون مرز نیز، بقدری درگیر مسایل فراوان و مهم خودش است که کمتر به امور دیگر میپردازد، باخود فکر کردم تکلیف این ملت ستم دیده با اینهمه رنج فراوان چیست؟ چیزی به نظرم رسید که مایه آرامشم شد، که این مردم خود میدانند چه کنند، تو بهتر است کار خود را انجام بدهی، کار تو این است که با شکیبایی دوران مبارزه و حبس را تحمل کنی و دیگران را به شکیبایی در راه مبارزه تا رهایی دعوت کنیم. بسیار خوب، من راه مقاومت را برگزیدم و ادامه میدهم. مردم نیز خوب میدانند چه کنند.
به دانشگاه و مجید افتخار میکنم
جنبش سبز زنده باد زیرا که مبارزه برای آزادی، عدالت، دمکراسی و حقوق بشر بشدت ادامه دارد
حشمت الله طبرزدی
بند ۱۲ زندان رجایی شهر کرج






iran#

دانشمندان استراليا: افزايش مقدار نمک موجود در اقيانوسها

دانشمندان استراليا: افزايش مقدار نمک موجود در اقيانوسها
http://www.voanews.com/persian/news/Salt_Oceans-2012-05-09-150734525.html



دانشمندان استراليا برای تعيين تغييرات ميزان بارش باران و آب اقيانوسها پژوهشهايی انجام داده اند.

در گزارش اين دانشمندان آمده است که گرمايش جو زمين بر ميزان باران و افزايش مقدار نمک موجود در اقيانوسها اثر گذاشته است.

چکيده اين گزارش می گويد بارش باران در مناطق مرطوب، بيشتر و در مناطق خشک، کمتر شده است.

پژوهشگران پيش بينی می کنند که بر سرعت اين تغييرات افزوده شود، و ممکن است بر امنيت مواد غذايی تأثير بگذارد.

در اين پژوهش، گويهای شناور در سطح اقيانوس قرار داده شد، و داده های مربوط به ميزان نمک موجود طی ۵۰ سال، از سال ۱۹۵۰ تا سال ۲۰۰۰ مقايسه، و نتيجه گرفته شد که ميزان شوری آب طی اين مدت افزايش يافته است؛ که نشان از تغييرات ميزان باران دارد.




iran#

دولت بريتانيا از برنامه صرفه جويی حمايت می کند

دولت بريتانيا از برنامه صرفه جويی حمايت می کند
http://www.voanews.com/persian/news/UK_Austerity-2012-05-09-150736855.html

 
در حاليکه موجی از مخالفت با برنامه صرفه جويی، اروپا را فرا گرفته و اکثر رأی دهندگان فرانسوی و يونانی در انتخابات روز يکشنبه گذشته رسماً مخالفت خود را با برنامه صرفه جويی ابراز داشتند، ديويد کامرون، نخست وزير، و «نيک کِلگ» معاون وی، روز سه شنبه مشترکاً از برنامه صرفه جويی دولت حمايت کردند.

با وجود آنکه در انتخابات محلی اخير حزب محافظه کار آقای کامرون، و حزب ليبرال آقای «کِلگ» به دليل حمايت از برنامه صرفه جويی، رأی بسياری از شهروندان اين کشور را از دست دادند، نخست وزير بريتانيا گفت که طرح صرفه جويی را دنبال خواهد کرد.

آقای کامرون اجرای اين طرح را بيش از هر زمان ديگر برای بريتانيا ضروری خواند.



iran#

وبسايت ايرانسکوپ به روز شد



وبسايت ايرانسکوپ به روز شد



iran#

لطفاً اينجا را کليک کنيد

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۱

آنچه در اوین بر فرزاد و دیگران گذشت

آنچه در اوین بر فرزاد و دیگران گذشت
سه شنبه 8 مه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article2008

مصاحبه روز با برادران علایی در دومین سالگرد اعدام آن پنج زندانی سیاسی

با گذشت دو سال از اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی دیگر در زندان اوین، هنوز روایات و ناگفته‌های بسیاری در خصوص نحوه اعدام و آخرین روزهای زندگی آنها وجود دارد. کاملا مشخص نیست پیش از اعدام در زندان اوین بر این پنج نفر چه گذشته است؟ زندگی آن‌ها در دوران زندان چگونه بوده و به چه فعالیت‌های مشغول بوده‌اند؟

چند هفته بعد از اعدام این افراد عکسی از فرزاد کمانگر، ‌علی حیدریان و چند نفر دیگر که آنها را با پوشش لباس ورزشی در حیاط زندان اوین نشان می‌داد منتشر شد. یکی از آن چند نفر، آرش علایی، پزشک ایرانی فعال در زمینه مبارزه با بیماری ایدز در ایران است که در عکس کنار فرزاد کمانگر نشسته است. این عکس در نشریه "آوای اوین" به چاپ رسیده است؛ نشریه‌ای که به گفته آرش علایی شاید اولین تجربه روزنامه نگاری در زندانهای جمهوری اسلامی است.

آرش و کامیار علایی، دو پزشک فعال در زمینه مقابله با گسترش بیماری ایدز، در تابستان سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) در ایران بازداشت و چند ماه بعد به اتهام توطئه برای براندازی رژِیم جمهوری اسلامی محاکمه شدند. آن‌ها در زمان زندان با فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی روزهای زیادی را در بندهای عمومی، ۲۰۹ و ۳۵۰ گذرانده‌اند.

در دومین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی در سال ۱۳۸۹، سراغ بردران علایی رفته و سوالاتی را در خصوص ناگفته‌های زندگی فرزاد کمانگر،‌ علی حیدریان و فرهاد وکیلی در زندان اوین مطرح کرده‌ایم. آرش علایی به این سوالات پاسخ داده است.

 فرزاد کمانگر، ‌معلم، نویسنده و فعال مدنی کُرد، به همراه چهار زندانی عقیدتی دیگر در ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ بدون اطلاع و حضور خانواده و وکلا در زندان مرکزی اوین اعدام شدند.

شما مدتی با فرزاد و دو تن دیگر اعدام شده‌های ۱۹ اردیبهشت هم بندی بودید. در مورد شب قبل از اعدام فرزاد چه می‌دانید؟

متاسفانه شبی که فرزاد و بقیه اعدام شدند ما به صورت موقت به یک زندان دیگر در شهرستان منتقل شده بودیم. جابه جایی در زندان‌ها امری رایج بود. فرزاد قبل از اعدام، در بند ۳۵۰ اوین زندانی بود. زمانی که ما به ۳۵۰ برگشتیم نقل کردند که آن‌ها قبل از اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده بودند و از آنجا که بارها به انفرادی منتقل شده بودند، کسی پیش بینی اجرای حکم را نداشته است. من و برادرم کامیار با علی، فرزاد و فرهاد مدت زیادی هم بند بودیم. چه در سلول و چه در بند عمومی. این مساله همیشه بسیار تاثیر گذار و چە بسا شکنجه آور بود که یک زندانی محکوم به اعدام در خصوص زمان دقیق اجرای حکمش دچار بلاتکلیفی باشد. هر از چند گاهی فرزاد و بقیه را به انفرادی منتقل می‌کردند، یا به رجایی شهر و دیگر زندان‌ها. جابه جایی‌های هر از چند گاهی، برای همه به ویژه ما به شدت نگران کننده بود. مدام این سوال برایمان پیش می‌آمد که آیا آن‌ها را برای اجرای حکم می‌برند یا نه. از طرف دیگر بازجو‌ها دائما به بچه‌ها می‌گفتند که حکم شما اجرا نخواهد شد اما لغو حکم نیاز به پروسه زمانی و مقررات اداری دارد. آن‌ها در تمام دوران حبس در چنین فضایی زندگی کردند تا اینکه یک شب رفتند و دیگر برنگشتند. این رفتار به نظر من مصداق بارز شکنجه مضاعف بر این دوستان عزیز بود.

شما می‌گویید که حدود یک سال با اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشت هم بند بودید. در شرایطی که توصیف کردید، چقدر خود آن‌ها برای اجرای حکم آماده بودند؟ نگاه خودشان چه بود؟

یک جا هست انسان می‌گوید مرتکب اقدامی شده و خودش را برای هزینه آن حاضر می‌کند. من می‌دانم اتو داغ هست و با این وجود به آن دست می‌زنم، بنابراین خودم را برای هزینه ناشی از سوختگی حاضر کرده‌ام. اما فرزاد، شیرین و فرهاد و مهدی مرتکب گناهی نشده بودند که خود را برای هزینه و پی آمد‌هایش آماده کنند. چه جرمی مرتکب شده بودند که مجازات آن اعدام باشد؟ این موضوع مدام یکی از دغدغه های هم بندی‌ها بود. به ویژه که هیچ مستندی در خصوص اتهامات آن‌ها وجود نداشت. این تنها حرف من نیست، همه همین را می‌گفتند. با این توصیف آن‌ها اصولا در فکر این نبودند که چرا باید اعدام شوند. نکته بعدی هم شجاعت فرزاد و فرهاد و علی بود که مشابهش را هیچ جا نمی‌توان دید. حقیقتا می‌توان گفت که این سه نفر با آن شجاعت ستودنیشان در زندان اسطوره بودند. هیچ وقت نگران اجرای حکم نبودند. پس ما باید در دو ساحت این موضوع را بررسی کنیم. یک اینکه آیا این دوستان انتظار چنین حکمی را داشتند؟ خیر. دوم نگران اجرای حکم بودند که آن هم مسلما خیر. در تمام مدتی که ما با آن‌ها هم بند بودیم، یک روحیه مثال زدنی داشتند. حس خوبی که مدام به بقیه هم منتقل می‌کردند. بسیار فعال بودند داخل زندان و همیشه حاضر بودند به همه کمک کنند. چه در ۲۰۹ چه در ۳۵۰ و چه در دیگر بندهای عمومی

واکنش آن‌ها به اتهامات مطرح شده از سوی دستگاه قضایی چه بود؟

به عنوان یک همبندی و فرا‌تر از آن به عنوان دوست فرزاد و علی و فرهاد می‌توانم بگویم که آن‌ها جز این هدف که به مردمشان کمک کنند، جز اینکه صدای افرادی باشند که صدایشان به گوش کسی نمی‌رسد مرتکب جرم دیگری نشده بودند. فرزاد معلمی بود که می‌خواست تجارب علمی‌اش را به دانش آموزانش منتقل کند، علی نمونه یک آدم کشاورز سخت کوش و انساندوست بود که جز خدمت به کشاورزی منطقه و کشور و ایجاد یک رفاه حداقلی برای خانواده‌اش و دیگران دغدغه‌ای دیگر نداشت. فرهاد نیز یک متخصص کشاورزی در منطقه بود. آن‌ها جز این ویژگی های ساده و به غایت انساندوستانه، چیز دیگری نبودند. حال اگر دستگاه قضایی سناریوهای توهمی درست می‌کند موضوع دیگری است. آن‌ها می‌توانند از کاه کوه بسازند. چه مستندی برای این ادعا‌ها وجود داشت؟ دو مرتبه می‌گویم هیچ سندی دال بر اینکه این دوستان عزیز بر خلاف امنیت ملی یا بر خلاف امنیت و آسایش انسانی عمل کرده باشند وجود نداشت. آن‌ها جز اینکه می‌خواستند صدای فراموش شدگان و محروم شدگان جامعه خود باشند دغدغه دیگری نداشتند. این نه تنها اعتقاد من که دوست آن‌ها بودم، بلکه نظر تمام همبندی‌های این عزیزان از زندانی سیاسی تا زندانیان جرایم کیفری در دوران زندانشان بود. جز نیکی و محبت و همیاری و کمک به دیگران، روایت دیگری از این دوستان را در زندان از کسی نخواهید شنید.

می‌گویید که این افراد از دوستان شما در زندان بودند. آیا از برخورد‌های بازجوها و مسولان زندان و دستگاه قضایی به شما چیزی هم می‌گفتند؟

بار‌ها. فرزاد در دوره‌های مختلف مورد آزار و اذیت و شکنجه شدید قرار داشت. تمام مدت برای اعتراف به آنچه بازجو‌ها می خواستند تحت فشار بود. به او شوک الکتریکی زده و فک و دندان‌هایش را شکسته بودند. شکنجه‌هایی که منجر به واکنش‌های غیر ارادی شده بود. در مورد علی حیدریان هم همینطور. بار‌ها مورد شکنجه‌های شدید فیزیکی و روحی قرار گرفته بود. سنگین‌ترین شکنجه برای هر سه این عزیزان اما بلاتکلیفی دوران بعد از صدور حکم بود. در تمام مدت آن‌ها میان خبر اجرای حکم و آزادی معلق بودند. این موضوع حتی برای ما هم شکنجه شده بود.

 نامه‌هایی که فرزاد از داخل زندان منتشر می‌کرد تاثیرات زیادی بر مخاطبان خارج از زندان داشت. خود فرزاد چقدر از این موضوع اطلاع داشت؟

 کسی مانند فرزاد با آن قلم توانا و نثر شیوا و لحن لطیف برای بازتاب و انعکاس نمی‌نوشت. او از دلش می‌نوشت. برای همین موج تاثیراتی که ایجاد کرد شاید نه تنها برای خود او برای هیچکس قابل انتظار نبود. او از جایگاه یک معلم مهربان برای دانش آموزانش می‌نوشت و موقعی که متوجه می‌شد نامه‌ها به مقصد می‌رسند دو چندان انرژی می‌گرفت. مردمی که او با کلمات ساده برایشان از آینده و امید‌ها می‌نوشت، نوشته‌هایش را درک می‌کردند. فرزاد پاسخش را از جامعه گرفت. او اما فرا‌تر از تمام این‌ها یک انساندوست واقعی بود. در‌‌ همان زمان که هم بند ما بود یک روز آمد و به ما گفت هر چند این‌ها مشخص نیست با من چه می‌خواهند بکنند، اما اگر در ‌‌نهایت اعدام شدم، دوست دارم اعضای بدنم را هدیه کنم به کسانی که نیازمند پیوند اعضا هستند. منش بسیار بزرگی است وقتی انسان به این نتیجه برسد که اعضای بدنش را هدیه کند بدون آنکه بداند آن شخص از چه‌ نژاد و مذهب و رنگی است و چه اعتقادی دارد. فرزاد با تمام وجودش می‌خواست به همنوعان خود کمک کند. او یک اسطوره دوست داشتنی و فراموش نشدنی برای همه ما بود.

به نوع دوستی فرزاد اشاره می‌کنید. خیلی‌ها می‌گویند که نامه‌های او تاثیر چشمگیری بر نزدیکی ملتهای مختلف ایران و بویژه بر نگاه مردم به جامعه کردستان گذاشت. این تجربه در زندان چگونه بود؟

سه نفری که با من هم بند بودند هر سه تاثیر به سزایی در زدودن این نگاه داشتند. تصور رایجی از کردستان وجود دارد که شخصا نمی‌دانم منشا آن کجاست. اما همیشه این تصور از کرد‌ها وجود داشت که آن‌ها سر می‌بُرند. وقتی که با آن‌ها آشنا می‌شوی می‌بینی که چقدر این ذهنیت غیر واقعی بوده است. کرد‌ها می‌گویند ما هم مثل شماییم، ‌زبانمان فرق می‌کند، شما در نقطه‌ای زندگی می‌کنید ما در جایی دیگر. ما شبیه هم هستیم اما موسیقی و رقصمان جداست. فرزاد، ‌علی و فرهاد در عمل نشان دادند که مردم کردستان خصومتی با بقیه ندارند. حرف آن‌ها این است: ما را هم مثل بقیه ببنید. دسترسی به امکانات را برای همه یکسان کنید. این نگاه و رفتار، همدلی زیادی بین اقلیت‌های مختلف در زندان ایجاد کرد.

گفته شده که شما، فرزاد و چند نفر دیگر در زندان نشریه‌ای درآورده‌اید به نام «آوای اوین». عکسی هم از شما و فرزاد منتشر شده که گویا برگرفته از‌‌ همان نشریه است. در مورد این نشریه بگویید.

این اولین بار است که می‌خواهم از این موضوع صحبت کنم. تا قبل از دورانی که ما زندان بودیم، زندانی‌های سیاسی ارتباطشان با دیگر زندانی‌ها تقریبا قطع بود. بند عمومی این امکان را به ما داد که در کنار زندانیان جرایم کیفری هم حضور داشته باشیم. حتی در بند ۳۵۰ که ویژه زندانیان سیاسی است، ارتباطات خارج از تفکرات سیاسی قطع بود. ما با فرزاد و چند نفر دیگر گروهی تشکیل دادیم. به مسائل فرهنگی و آموزشی داخل زندان فکر می کردیم. ایده‌هایمان را با مسولین فرهنگی زندان مطرح کردیم. توضیح دادیم که شاید دیدگاه و تفکر ما با شما فرق داشته باشد یا حتی در پاره‌ای موارد به هم نزدیک باشد، ‌اما شما اجازه بدهید ما تجربیات خودمان را با بقیه به اشتراک بگذاریم. من و کامیار پزشک هستیم در دانشگاه تدریس کرده ایم، فرزاد معلم است، سه نفر دیگر هم ورزشکار بودند و خیلی‌های دیگر که در زمینه‌های مختلف تجارب و دانسته‌های قابل انتقالی داشتند. از آن‌ها خواستیم که به ما اجازه دهند به سطح فرهنگی، آموزشی بند عمومی زندان کمک کنیم. خوشبتخانه با درخواست ما موافقت شد و ما توانستیم یک نشریه داخلی به نام "آوای اوین" منتشر کنیم که در برگیرنده موارد فوق بود. بسیاری از زندانیان سیاسی در این نشریه نوشتند. شاید این اولین بار در تاریخ معاصر ایران بود که امکان چاپ یک نشریه به زندانیان داده می‌شد. نشریه لباب لب بود از مقالات مختلف. چندین مقاله فرزاد آنجا چاپ شد. ما در مورد مسائل پزشکی نوشتیم. نشریه را حتی خودمان چاپ و توزیع می‌کردیم. متاسفانه بعد از مدتی این نشریە به دلایل نا‌معلوم توقیف شد.

بر گردیم به شب اعدام. شما چطور متوجه اجرای حکم شدید؟

ما آن زمان در زندان قم بودیم و بعدها به ۳۵۰ برگشتیم. ارتباطات، محدود به تماس‌های تلفنی و ملاقات‌های حضوری بود. در یکی از ملاقات‌ها بود که متوجه اجرای حکم شدیم. باورنکردنی بود برایمان. سرانجام فرزاد و بقیه در کمال قساوت اعدام شدند. مدتهای مدیدی به فرزاد و خانواده‌اش وعده آزادی داده بودند. برای همین از شنیدن خبر شوکه شدیم. تا الان هم سوالهایی در ذهنمان هست که پاسخی برایشان وجود ندارد. چطور می‌توان چند شخص خوش فکر و انساندوستی را که برای جامعه‌شان مفید بودند به راحتی و در چند لحظه اعدام کرد؟ چه کسی می‌تواند جانشین این پنج تن شوند؟ چه کسی می‌تواند به جای فرزاد در روستاهای کامیارن تدریس کند؟ چه کسی می‌تواند جای پد را برای بچه‌های فرهاد وکیلی پر کند؟ چه کسی می‌تواند به جای شیرین علم هولی باشد و به دخترهای روستایش نشان دهد که چگونه توانایی‌هایشان را ارتقاء‌ دهند؟

موقع بازگشت به بند ۳۵۰ سایر هم بندی ها در مورد آن شب چه گفتند؟

در آخرین هفته‌های قبل از اعدام فرهاد وکیلی به اصطلاح "وکیل بند" بند ۳۵۰ زندان اوین شده بود. آنهایی که زندانی سیاسی بوده اند می‌دانند که پذیرفتن این مسولیت و ایجاد تفاهم، موازنه و همبستگی بین انسان‌ها با عقاید مختلف چقدر دشوار است. فرهاد وکیلی اما به نحو شایسته‌ای از عهده این مسولیت برآمده بود.همه به نیکی از این سه نفر یاد می کردند

کاوه قریشی

k.ghoreishi(at)roozonline.com



iran#

تبعات انتخاب فرانسوا اولاند در بازارهای مالی جهان

تبعات انتخاب فرانسوا اولاند در بازارهای مالی جهان
http://www.voanews.com/persian/news/FrechElection_Markets-2012-05-08-150558025.html

نتايج انتخابات فرانسه و يونان و نگرانی از سياست مقابله با برنامه های صرفه جويی، و بطور کلی ترديد در مورد توانمندی اتحاديه اروپا در مقابله با بحران بدهی روز دوشنبه بازتابی نگران کننده در بازارهای بورس سهام، کالا و ارز جهان داشت.

رأی دهندگان فرانسوی «فرانسوآ اولاند» را بعنوان رييس جمهور جديد خود برگزيدند که متعهد شده است با برنامه صرفه جويی و تعادل بودجه مبارزه کند.

در يونان نيز رأی دهندگان، دو حزب عمده اين کشور را به دليل حمايت از برنامه صرفه جويی مجازات کرده به احزاب کوچکتر رأی دادند، که اکثراً مخالف برنامه صرفه جويی هستند. و اين در حاليست که نرخ بيکاری در حوزه يورو به بالاترين سطح تاريخی خود پس از تشکيل اتحاديه اروپا رسيده، و اکثر کشورهای بدهی زده عضو اتحاديه اروپا به رکود اقتصادی دچار شده اند.

نتايج انتخابات در فرانسه نشانگر بارزی از مقابله با برنامه صرف جويی و تعادل بودجه کشورهای عضو اتحاديه اروپاست که آشکارا منشور اتحاديه اروپا را نقض ميکند.

نتايج انتخابات فرانسه و يونان و ترديد در مورد توانمندی اتحاديه اروپا در مقابله با بحران بدهی روز دوشنبه بازتابی منفی و نگران کننده در بازارهای بورس سهام، کالا و ارز جهان داشت.

بازارهای بورس آسيا روز دوشنبه کار خود را با کاهش قيمت سهام پايان دادند. بازارهای بورس اروپا نيز شاهد کاهش قيمت شاخص های عمده سهام بودند. در فرانسه قيمت شاخص سهام پاريس يک درصد کاهش يافت و بر سود اوراق قرضه دهساله اين کشور افزود شد. در بازار بورس سهام يونان قيمت سهام ۷ درصد تنزل کرد. بازارهای بورس آمريکا روز دوشنبه کار خود را با کاهش قيمت سهام آغاز کردند.

در بازار نفت لندن قيمت نفت برنت دريای شمال ۴۰ سنت افت کرد و هر بشکه به قيمت ۱۱۲ دلار و ۷۶ سنت دادوستد شد. در بازار نفت نيويورک قيمت نفت ۷۵ سنت پائين رفت و هر بشکه به قيمت ۹۷ دلار و ۷۴ سنت خريدوفروش شد.

در بازار فلزات قيمتی قيمت طلا ۵ دلار ۶۰ سنت تنزل کرد و هر اونس به قيمت هزار و ۶۳۹ دلار و ۶۰ سنت دادوستد شد. روز دوشنبه در بازارهای ارزی جهان قيمت يورو نيز در مقابل دلار آمريکا برای ششمين روز متوالی کاهش يافت و به پائين ترين سطح خود در سه ماه گذشته رسيد.

روز دوشنبه هر يورو به قيمت يک دلار و ۲۹ سنت بفروش رفت.



iran#

جنرال موتورز: رکورد فروش اتومبيل در چين

جنرال موتورز: رکورد فروش اتومبيل در چين
http://www.voanews.com/persian/news/GM_China-2012-05-08-150556865.html

 

کارخانه اتومبيل سازی جنرال موتورز آمريکا روز دوشنبه اعلام کرد که فروش اين کارخانه در ماه گذشته در چين رکورد فروش اين کارخانه را شکسته است.

به رغم کاهش فروش اتومبيل در چين، جنرال موتورز طی صدور بيانيه ای اعلام کرد که در ماه گذشته برای اولين بار ۲۲۷ هزار و ۲۱۷ خودرو در اين کشور بفروش رسانده است.

جنرال موتورز در چهارماهه اول سال ميلادی جاری نزديک به يک ميليون اتومبيل در چين فروخته که نسبت به سال گذشته ۹ و ۴ دهم درصد رشد، نشان ميدهد.

جنرال موتورز در سال گذشته در چين ۲ و نيم ميليون اتومبيل به فروش رساند.




iran#

دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۱

یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل

یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل
دو شنبه 7 مه 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article2002


نبود حاکمیت ملی و ضعف حاکمیت اسلامی در دفاع از منافع ملی ایران ٬ سبب آن شده است که میهن عزیزمان از هر سو مورد تهدید و تعرض قرار گیرد . امروز بازهم موسسه دیگری ٬ تاریخ سرزمین ما را تحریف میکند.بر خلاف صدها نقشه و سند در موزه های دنیا و هزاران نوشته و مدرک در کتابخانه های جهان ٬موسسه گوگل بر اثر فشار دلارهای عربی و یا جهالت محض ٬ نام خلیج فارس را از روی نقشه خود حذف کرده است .

جبهه ملی ایران در آمریکا به این گستاخی به تاریخ جهان و میراث فرهنگی کشور بزرگ ایران اعتراض میکند و خواستار تصحیح فوری این اشتباه بزرگ و استفاده از نام و اقعی و همیشگی "خلیج فارس" برروی نقشه گوگل همانند دیگر نقشه های معتبر در جهان میباشد.

از هممیهنان عزیز تقاصا داریم اعتراض خود را به این اجحاف تاریخی با تظاهرات ٬ارسال نامه و یا به هر صورت که میتوانند اعلام فرمایند.

جبهه ملی ایران (آمریکا)

www.jebhe.net

17 اردیبهشت 1391

اعضا و هواداران;

واشنگتن: امير آزادی ، حسين آيتی ، مهدی مدنی، علی مدنی ، امير هوشنگ آريان پور ، داريوش ايزدی ، حسن بوشهری ، عباس صيرفی٬ اردشير لطفعليان، طلا مينايی ، مهین عبدالله زاده ٬يوسف عبدالله زاده ، اسمائيل مير مظفری، حسين معبوديان,مرتضی انواری٬ هرمز چمن آرا ،خسرو رازقی ، مهدی جلالی ، علی ضرابی، فروزان فرنوش ٬احمد کاظمی موسوی ، علی تهرانی ، رضا قاسميان

شمال کالیفرنیا : منوچهر قنبری ، بهمن فرقانی٬ناصر رستگار نژاد٬ پريچهر پروهان ، محمود علومی ٬تقی سنمار ، ايرج جوادی ، محسن معصومی ، اسدثابت پور ٬ناصر پل ، حسين جوادی٬ خسرو قدیری ، حسن لباسچی، امير جلالپور ، کمال آذری ٬غلامرضا مهاجری نژاد ، آرش مهاجری نژاد

جنوب کالیفرنیا:یحیی آل آقا٬سیامک يزدی زاده ،عطا عبدالله زاده ، سخاوت عليزاده ، علی غضنفری ،محمد وزين , احمد مصباح ، امير نجات ، فرخ نقابت ,زری دوها ،علی حازمی

بوستون:بيژن مهر٬احمد طباطبایی٬جواد ولی زاده٬ونوس طباطبایی٬ احمد صمدی٬مژده کهن لو,مجید باهری

جنوب فلوریدا :محمد محبوب٬فرزین بستجانی٫حمید صدر الاشراف

تگزاس: حسین رازی

INF protest letter to Googel

It is astonishing to note the ignorance of Google Site Administrators with regard to the facts and history of our civilizations on the planet Earth! Throughout the history of mankind, as recorded in all authentic documents in different world libraries, museums and archives, the gulf which is separating Iran from the Arabian Peninsula is called Persian Gulf, and nothing else.

It is not the political choice or taste of a superpower, depending on the mood of the day or time, to distort or rename the facts of history. Iran National Frontّ (INF), which is struggling for peace, implementation of human rights and democracy in Iran since 1948 , strongly condemns the misrepresentation of Iranian people, or their cultural heritage in omiting the name Persian Gulf from Google map or any manner of this kind .

Iran National Front-Abroad-US Setion

www.jminews.com

Members and supporters of the National Front of Iran (America )

Washington: A. azadi, Hussain Ayati , M. Madani, Ali Madani, Amir Houshang Aryanpour, D. Izadi, H. Bushehri, Abbas Syrfy, Ardeshir Lotflyian, Tala Minaei, Mahin Abdullah Zadeh, Yusuf Abdullah Zadeh, Mir Esmaili Mozaffari, H. Mbodyan, J. Beheshti, Amir Jalalpour, Morteza Anvari, Hormoz chaman ara, Khosrow Razeghi, Mehdi Jalali, Ali Zarrabi, F. Farnoosh, R. Ghasemian

Northern California: Kamal Azari, GH Mohajerinejad, Arash Mohajerinejad, Bahman Forghani, N. Rastegar-Nejad, Parichehr Parvahan, Mahmoud Olomi, San Mar Taqi, Ali Tehrani, Iraj Javadi, Hazem Ali, Ahmad Kazemi, Mousavi, M. Massoumi, Asdsabt Poor, N. Paul, H. Javadi, Khosrow Ghadiri, Zari Doha, M. Ghanbari, H. Lebaschy

Southern California: Yahya Al-Agha, Siamak Yazdi Zadeh, Ata Abdullah Zadeh, S.Alizadeh, Ali Ghazanfari, Mohammad Vazin, Ahmad Mesbah, Amir Nejat, Farrokh Neqabt

,Boston: B. Mehr, Ahmad Tabatabaei, Javad Valizadeh,M.Baheri , Venus Tabatabai, A. Samadi, Mojdeh Kohan Lou

South Florida: Mohammad Mahboob, Farzin Bostjany. Hamid Sadr Alashraf

Texas: Hossein Razi



iran#

به ياد فرزاد کمانگر

به ياد فرزاد کمانگر

یکشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۹۱

بیانیه بیش از سیصد و پنجاه کنشگر حقوق زنان و حقوق بشر: خواسته ما آزادی فوری و بی‌قید و شرط نرگس محمدی است


بیانیه بیش از سیصد و پنجاه کنشگر حقوق زنان و حقوق بشر: خواسته ما آزادی فوری و بی‌قید و شرط نرگس محمدی است
http://we-change.org/spip.php?article9488

16 اردیبهشت 1391 - - نسخه قابل چاپ


بیش از سیصد و پنجاه نفر از فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی با امضای بیانیه ای اعتراض خود را به بازداشت نرگس محمدی اعلام کردند و خواستار آزادی او شدند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، روز یک شنبه سوم اردیبهشت ماه سال ۹۱ برای اجرای حکم شش سال حبس، به زندان اوین منتقل شده است.

این محکومیت ناعادلانه درحالی به این زن شجاع مدافع حقوق بشر وارد شد، که او پیش از این، در پی اتهام‌های واهی “اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام” به طور غیر قانونی بازداشت ، در شرایط غیر قانونی نگهداری و در دادگاهی غیرعلنی و غیرمنصفانه به تحمل شش سال زندان محکوم شده بود.

نرگس محمدی،زنی که زندگی اش را وقف دفاع از محرومان و ستم‌دیدگان جامعه و تلاش برای داشتن جامعه‌ای سالم و عاری از بی‌عدالتی، تبعیض و حق‌کشی کرد، در منزل والدینش بازداشت شد و قوه قضائیه جمهوری اسلامی با بازداشت او به جای قدرشناسی و پاس‌داشت فعالیت‌های ارزنده‌اش، آشکارا اقدام به نقض صریح مواد ۳-۵-۹-۱۰-۱۱-۱۳-۱۹و۲۰ اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر کرده است.

چه مرجعی پاسخ گوی این پرسش­ها خواهد بود که” دفاع از حقوق بشر ” چگونه و چرا می‌تواند جرم تلقی شود؟ چرا باید خشونت دولتی علیه دو کودک خردسال به جرم دفاع مادرشان از حقوق شهروندی و انسانی اعمال شود؟ وقت آن است که از خودمان بپرسیم جای ما در اعمال این خشونت­ها کجاست، اگر به آن اعتراض نکنیم؟ آیا سکوت در برابر احکام سنگین فعالان حقوق بشر، تایید و همراهی با آن نیست؟

با استناد به ماده­ی ۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودک دولت­ها موظف­اند؛ در هر اقدامی منافع کودک را در نظر بگیرند. محرومیت از دیدار فرزندان خردسال وی با مادر، نقض صریح ماده­ی ۹ پیمان­نامه حقوق کودک به شمار می­آید.

نرگس محمدی در دوران بازداشت غیر قانونی‌اش دچار بیماری شده و بیماری او با شرایط عصبی و تنش‌های محیطی ارتباط مستقیم داشته و در صورت ادامه­ی نگهداری‌ در شرایط زندان، به دور از مراقبت پزشکی خطر جانی وی را تهدید می­کند.

ما فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی مصرانه از حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم دست از پرونده‌سازی علیه فعالان مدنی برداشته و به خشونت علیه فعالان مدنی و سیاسی پایان دهد.

ما آزادی بدون قید و شرط خانم نرگس محمدی را خواستاریم و با وجود همه بی‌عدالتی‌ها، هنوز امید داریم که آزادی وی، مقدمه‌ای برای آزادی همه زندانیان اندیشه شود.

امضا کنندگان :

آذر محلوجیان،آذر کوچک،آذر یغمایی، آرش حافظی ،آزاده بهکیش ،آزاده خسروشاهی،آزاده دواچی،آزیتا رضوان،آسو صالح،آسیه امینی ،آنا پاک،آیدا سعادت ،آینده آزاد، آیدا قجر آرمین رحمانی،آزاد مرادیان ، آزاده تهرانی ، آزاده فرامرزیها،آزاده کیان، آزاده مرادیان ،آراز فنی، آمنه زمانی، آذر منصور،آدر داوودی، الناز انصاری ،الناز بهنام ، احسان حقیقت ، احمد احقری، احمد فرسان، احمد مدادی ، ارشاد علیجانی ، ،افروزمغزی،افسانه ایرانی،اقدس چرونده،اکبر زینالی، اکبر کریمیان،اکرم ابویی، اکرم خیرخواه،اکرم کوهساری مرند،اکرم محمدی ،امنه زاهدی ، اکرم نقابی، الهه گلکار،امیر رشیدی ،امیر کلهر،امیر مقراضی، امیر وارسته حیدری،امیرمحسن محمدی ،آنجلا نوبهار،انسیه سلمانی، اویس اخوان ،آیدا ابروفراخ ، ،بنفشه جمالی، بنفشه رحمانی،بهارا بهروان،بهاره اسدی،بهاره افقهی،بهرام اسماعیل بیگی،بهمن امینی،بهیه جیلانی،بورگان نظامى نرج آباد،بیژن مهر، بیژن افتخاری، بیژن پیرزاده،پانته آ بهرامی،پرتو نوری علا،پرستو اله یاری پروانه راد،پرویز داورپناه،پروین اردلان، پروین بختیار نژاد،پروین شهبازی،پری نعمانی، پریچهرافخمی،پریچهر نعمانی،پریسا کاکائی،پوران رضایتی، پوران رضایی،پوران کریمی، پویا جهاندار،پویان مکاری،توران ناظمی،توران همتی،ثریا فلاح، جادی میرمیرانی ،جعفر بهکیش،جلوه جواهری ،جمشید مهر،جهانگیر همتی، حامد ابراهیمی نژاد،حسن خرد ورزیان،حسن عربزاده حجازی،حسن نایب هاشم، حسن نجفی،حسن یوسفی اشکوری،حسین علوی،حسین همدانی،حمید بی آزار ، حمید کوثری، حمید مافی،حمیدرضا مسیبیان،حمیده نظامی،خدیجه مقدم، دانیال محمدزاده،درسا سبحانی ،دلارام علی،دیمتری بلوس، راضیه (پری) نشاط ،ربابه مستقیمی ،رزیتا فا ئزی،رزیتا فضایی،رضا گوهرزاد، رضا افشار،رضا کریمی،رضا علیجانی، رضا هیوا،رضوان مقدم،رمان کریمی،رهاعسگری زاده ، روان راونی، روحی شفیعی،روشنک آسترکی، رشید یاسائی ،رویا سحری،رویا شمس ، رویا طلوعی،رویا عراقی،رویا کاشفی، رها عسکری زاده ،زری کوچک، زندا سخی، زهرا رخشی، زهرا ابراهیمی،زهرا داوری،زهرا رضایی،زهره ارزنی،زهره اسدپور، زهره برومندی، زهره پهلوانی،زهره کریمی، زهره صادقی ،زینب پیغمبرزاده،ژیلا مهدویان ، ژیلا گل عنبر،ساحل سیستانی، سارا صحرانورد ،ساسان مهتدی، سامان ساواری، سپهر عاطفی،سپیده یوسف‌زاده،ستاره ساجدی،ستاره هاشمی، سحردیناروند،سحر کی،سحر مفخم،سعید حبیبی،سعید آگنجی،سعید پورحیدر، سعید کلانکی،سلمان سیما،سمیه رشیدی،سهراب رزاقی،سهیلا وحدتی، سوسن ایزدی،سوده راد،سوری برجیس،سوسن طهماسبی، سوسن محمدخانی غیاثوند، سوسن مهتدی ،سوفیا صدیق پور،سیاوش آریا، سیاوش عبقری،سیاوش لشگری- ،سیروس مقدم،سیما بختیاری، سیما حسین زاده،شاه غلامی،شاهین بنی احمدی، شایان وحدتی،شبنم موسوی، شری فرامرزی، شفیقه حمیدی، شقایق کمالی،شکوفه قبادی ،شمس تولایی،شهره شریفی ،شهلا انتصاری،شهلا عبقری، شهین بنی احمدی، شیرین شریفی، شیرین عبادی،شیرین فامیلی، شیوا بدیهی نژاد، شیوا نوجو،صادق کمالی، صبا واصفی،صبرا رضایی ، صبری نجفی،صدیقه مقدم،صدیقه وسمقی، طلعت ابراهیمی ،عاطفه امین، عسل پیرزاده، عشا مومنی،عشرت بستجانی ،عفت ماهباز،علی ابراهیمی،علی اکبر مهدی، علی اکبرموسوی(خوئینی)،علی تکواردی، علی سعیدیان،علی‌ شاکری، علی عبدالرضایی ، علی گوشه،علی عبدی،علی فاتحی،علی ماهباز،علی معینی،علی مهتدی، علیرضا منصوری،عیسی علوی،فاطمه بهادر،فاطمه بهاور،فاطمه رضایی، فاطمه حقیقت جو ،فاطمه مسجدی،فاطمه مقدم، عصمت بهرامی،فایزه ایزدی، فخری شادفر،فخری فرین، فرح شیلاندری، فرزانه آقایی پور، فرزانه جلالی ،فرزانه راجی ، فرشته جلیلی ، فروغ سمیع نیا، فریبا داودی مهاجر،فرید فرهان، فریدقائم مقامی، فریده کیومهر، فریده یزدی، فهیمه ملتی،فیروزه رمضان زاده، فیروزه مهاجر، کاظم علمداری، کاظم کردوانی، کاوه کرمانشاهی،کاوه مظفری، کلارا مرادیان ،گلنار جاوید،گیسو جهانگیری،گیتی سلامی، لادن نصرالهی، لاله موذن زاده، لیلا اسدی،لیلا سیف الهی،لیلا صحت،متین مسکین،مجید حسینی ،محبوبه محمدی،محبوبه منصوری،محبوبه عباسقلی زاده،محبوبه حسین زاده ،محمد حسین جعفری، محمد رحمان زاده،محمد شوراب،محمد صادقی،محمد متقی، محمود رفیع ، مرتضی کاظمیان،مریم ابراهیمی ،مریم افشاری،مریم اکبری،مریم اهری ، مریم حکمت شعار،مریم رحمانی،مریم زندی ،مریم قاسمی، مریم حسین خواه ،مریم کاویانی ، مریم موذن زاده، مریم محمد زاده ،مریم موسوی،مریم نایب یزدی، مژگان ثروتی، معززخواهشی، معصومه ضیا ، معصومه زمانی،مقداد بیاتی،منصور اسالو،منصوره بهکیش ،منصوره شجاعی، منوچهر شجاعی،منوچهر فاضل،منوچهر مقصودنیا، منیره دهکردی، منیره برادران، منیره کاظمی، منیژه شکوهی تبریزی ،مهدی حاجتی، مهدی یوسفی ، مهدی عربشاهی،مهدیه صالحپور، مهدیه فراهانی، مهرانگیزکار، مهرداد درویش پور،مهرنوش اعتمادی ،مهرنوش کریمی اندو،مهری جعفری، مهشید پگاهى،مهشید راستی،مهناز پراکند،مهنازعلایی ،مهوش علاسوندی، مهین افشار، مهین شکراله پور،مونا آقایی ،میترا ابراهیمی ،میترا آریان ، میثاق افشار، میثاق پارسا ،میثم معتمدنیا، میرحمید سالک ، مینا کشاورز، مینا نیک ،مینوایرانمنش، نادر احسنی ،ناهید قاسمی، ناهیدانتصاری، ناهید جعفری،ناهید حسینی ،ناهید کشاورز، ناهید میرحاج ،نجیبه اسدپور، نرگس کرمانشاهی، نریمان مصطفوی، نسرین بصیری، نسیم آریان ، نصرت اله شاهدی، نسترن سمیعی ،نوشین احمدی خراسانی،نوشین شاهرخی، نوید خانجانی،نوید محبی،نیره توحیدی، نیره جلالی (مادربهکیش) ، نیکزاد زنگنه، نیما گنجفر،هادی یوسفی، هایده کاظمی، هدا امینیان، هلن نوشای، الهه امانی،وجیهه مقدم،وحیده محمودی،ویکتوریا آزاد، یاسر معصومی،یاور خسروشاهی،یوروش مهر علی بیگی

ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران(ایکاوی)

کمیته گزارشگران حقوق بشر

حامیان مادران پارک لاله لس آنجلس-ولی

حامیان مادران پارک لاله

حامیان مادران پارک لاله ایتالیا

حامیان مادران پارک لاله - دورتموند

حامیان مادران پارک لاله ایران ، هامبورگ

حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت



iran#

نامزدی در زندان اوین؛ ازدواج در آمریکا

نامزدی در زندان اوین؛ ازدواج در آمریکا
http://www.voanews.com/persian/news/hikers-ex-American-hostages-Iran-marry-150326495.html

دو آمریکایی که پیشتر به اتهام جاسوسی در ایران زندانی بودند روز شنبه در سانفرانسیسکو با یکدیگر ازدواج کردند.

شین بائر و سارا شورد حدود سه سال قبل در نزدیکی مرز ایران و عراق بازداشت شدند و حکومت ایران آنها را به همراه یک دوست دیگرشان (جاش فتال) به جاسوسی برای آمریکا متهم کرد.

این سه شهروند آمریکایی که فارغ التحصیل از دانشگاه برکلی هستند روز ۹ مرداد ۱۳۸۸ (۳۱ ژوییه ۲۰۰۹) هنگامی که در منطقه کردستان عراق در حال کوهپیمایی بودند به دست نیروهای ایرانی افتادند و جمهوری اسلامی آنها را به ورود غیرقانونی به خاک ایران متهم کرد.

سارا شورد پس از تحمل ۱۴ ماه زندان به قید وثیقه آزاد شد اما شین بائر و جاش فتال که ابتدا به هشت سال حبس محکوم شده بودند پس از گذراندن بیش از دو سال از زندان اوین آزاد شدند.

شین بائر و سارا شورد هنگامی که در زندان اوین تهران بودند با یکدیگر نامزد شدند.

هر سه کوهنورد آمریکایی تاکنون بارها گفته اند که بازداشت شان در ایران براساس سوتفاهم بوده است و آنها هیچ ارتباطی با فعالیت های جاسوسی ندارند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، شین باور و سارا شورد قرار است پس از ازدواج همچنان در سانفرانسیسکو زندگی کنند.




iran#

شنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۱

تقاضای پشتيبانی مالی از «ایران گلوبال»

تقاضای پشتيبانی مالی از «ایران گلوبال»
یکشنبه, فوریه 12, 2012 - 21:03
http://www.iranglobal.info/node/2721

«کمون اینترنتی فرهنگ گفتگو »پس از 11 سال فعالیت مستمر خود در فضای مجازی نیاز به پشتیبانی مالی دارد اکنون برای ادامه فعاليت خود به حداقلی از تامين هزينه ها نيازمند هستيم ....

«کمون اینترنتی فرهنگ گفتگو »پس از 11 سال فعالیت مستمر خود در فضای مجازی نیاز به پشتیبانی مالی دارد گروه ما بطور مداوم و خستگی ناپذیر از خط مشی اتحاد عمل برای دمکراسی ؛ حقوق بشر وبا رهیافتی آینده نگری به فعالیت خود ادامه داده است. اکنون برای ادامه فعاليت خود به حداقلی از تامين هزينه ها نيازمند هستيم که اميدواريم بخشی از آن از طريق دريافت آگهی و بخشی نيز از طريق ياری علاقمندان به ادامه فعالیت گروه ما فراهم شود .
شایان ذکر است که گروه اینترنتی ما شامل اتاق پال تاکی ، سایت های ایران گلوبال ،فرهنگ و گفتگو ، و سایت فیلم تحت نام « ایران گلوبال TV » می باشد . گروه ما ؛مستقل از احزاب و دولت هافعالیت می کند .

برای پشتيانی از گروه اینترنتی فرهنگ گفتگو می توانيد کمک های مالی خود را به حساب زیر واریز کنید:

برای پشتيانی از گروه اینتر نتی « فرهنگ گفتگو» می توانيد کمک های مالی خود را به حساب زیر واریز کنید:

Keianosh Tavakkoly
Bank:
Nordea
Kontonummer
0756177265
IBAN
DK 3320000756177265
S.W.I.F.T.:
NDEADKKK
Danmark

تماس مستقیم با مسئول هماهنگی ایران گلوبال:
keianoshtavakkoly@hotmail.com
تلفن:
004526730554

منبع:
ایران گلوبال





iran#

روایت آمریکاییان هندی تبار و صنعت مُتِل در ایالات متحده

روایت آمریکاییان هندی تبار و صنعت مُتِل در ایالات متحده
http://www.voanews.com/persian/news/Motel_IndianAmericans-2012-04-05-150185365.html

مسافرخانه ها یا مُتِل های کنارجاده ای بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم آمریکا است، که پیشینه آن به سالهای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بازمی گردد. این مُتِل ها حتی امروز هم چشم انداز آشنای بزرگراههای آمریکا هستند. روایت این مُتِل ها موضوع کتاب جدیدی است از زندگی مهاجران به آمریکا.

صنعت مُتِل داری در ایالات متحده، از مُتِل های کوچک و مستقل گرفته تا مُتِل های زنجیره ای بزرگ، هم اکنون در قبضه جامعه هندی تباران امریکاست.  بسیاری از این آمریکاییان هندی تبار طی هفته جاری برای شرکت در کنوانسیون سالانه «انجمن هتلداران آمریکایی آسیایی» در آتلانتا در ایالت جورجیا گردهم می آیند. این کنوانسیون از محبوبیت بسیاری برخوردار است و چهره های سرشناس و معروفی همچون بیل کلینتون، رئیس جمهوری پیشین، جک ولش، رئیس جنرال الکتریک و دیگر شخصیتهای شناخته شده برای سخنرانی به آن دعوت می شوند.

این پدیده اخیراً در کتاب جدیدی زیر عنوان «زندگی پشت لابی: مُتِل داران آمریکایی هندی و رویای آمریکایی» مطرح شده است. پاوان دینگرا، استاد جامعه شناسی کالج اوبرلین این کتاب را به رشته تحریر درآورده است.

دینگرا می گوید: «(آمریکاییان هندی تبار) مالک بیش از نیمی از مُتِل های سراسر کشور هستند. اما آنها فقط یک درصد جمعیت آمریکا را شکل می دهند و از آنجا که بیشتر صاحبان مُتِل ها اهل ایالت گوجارات هند هستند، در واقع کمتر از یک درصد» جمعیت را تشکیل می دهند.

دینگرا می گوید آمریکاییان هندی تبار به هدف تسخیر صنعت مُتِل داری به ایالات متحده کوچ نکردند و «نسل اول (مُتِل داران) معتقدند که به طور اتفاقی در این صنعت قدم گذاشتند. وی می افزاید بیشتر آنها بدون هیچ تجربه ای در این زمینه وارد آمریکا شدند».

بنا به گفته دینگرا، ورود این هندی تباران آمریکا به این صنعت با فعالیت مهاجران هندی در زمینهای کشاورزی شمال کالیفرنیا آغاز شد. کارگرانی که در هتلهای مسکونی زندگی می کردند که یک مهاجر هندی مالک آن بود و بقیه هم این کار را از او آموختند.

دینگرا می گوید بسیاری از کارگران دریاقتند که گذران زندگی با اداره یک مُتِل خیلی بهتر از  کار در زمین و شخم زدن است. و اداره یک مُتِل با موج مهاجرت مهاجران جدید جور درمی آمد. دینگرا می گوید مهاجران می توانستند با داشتن یک دانش ابتدایی از بازرگانی و خدمات کار را اداره کنند و فصاحت در زبان انگلیسی ضروری نبود. به علاوه، آمریکاییان هندی تبار برای اداره مُتِل ساخته شده اند.

او افزود: «آنها در کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت اقامت (مسافران) مهارت دارند. بخش بزرگی از کار را خودشان انجام می دهند و به جز اعضای خانواده شان کارمندی ندارند و اغلب خودشان هم در مُتِل زندگی می کنند.»

این واقعیت که صاحبان مُتِل ها در محل کار خود زندگی می کنند، در رواج و محبوبیت مُتِل ها و مالکیت آنها بین هندی تباران کلیدی است.

دینگرا می گوید «این واقعیت که فرد می تواند به طور رایگان در مُتِل اقامت کند، عامل مهمی بود که اعضای خانواده آنها می توانستند از هند به آمریکا سفر کنند و آنها نیز این تجارت و حرفه را بیاموزند.

در آستانه تصویب قانون مهاجرت در سال ۱۹۶۵ که درهای مهاجرت به ایالات متحده را به روی اقوامی باز کرد که از پیشینه های قومی و نژادی متنوع تری برخوردار بودند، تعداد بیشتری از مهاجران اهل گجرات به آمریکا کوچ کردند و در صنعت مسافرخانه داری مشغول به کار شدند. از سویی دیگر، هندیهای اهل گجرات که مقیم شرق آفریقا بودند و کسب و کارهای کوچکی در آفریقا داشتند نیز به آمریکا کوچ کردند و وارد تجارت مُتِل داری شدند.

بنا به گفته دینگرا، این مهاجران در بهترین زمان ممکن وارد این صنعت شدند چرا که موج مهاجران هندی تبار زمانی به ایالات متحده رسید که بسیاری از مالکان مُتِل ها درصدد فروش مُتِل های خود و اغلب به قیمت مناسبی بودند.

دینگرا خاطرنشان می کند که امروز کلیدهای موفقیت، آمیزه ای از فرصت، انگیزه و شبکه بزرگ و روزافزون آمریکاییان هندی تبار مُتِل دار است.

در مقام نمونه، «انجمن هتلداران آمریکایی آسیایی» برای منافع تقریباً ۱۱ هزار عضو خود رایزنی می کند و فرصتهای متعددی برای آنها فراهم می کند تا شبکه خود را توسعه دهند و بهترین شیوه ها را از یکدیگر یاد بگیرند. براساس اطلاعات موجود در تارنمای این انجمن، اعضای آن مالک بیش از ۲۰ هزار هتل هستند که ارزش ملک آنها حدود ۱۲۸ میلیارد دلار است.

دینگرا می گوید اداره مُتِل برای بسیاری از مالکان مُتِل ها فراتر از صرفاً یک شغل است.
او می افزاید: «آنها طوری در مورد کار خود صحبت می کنند که گویی ماشین هایشان را خودشان ساخته اند، به شیوه ای واقعاً احساسی و خالصانه.» وی می افزاید که زمانی که با صاحب یک مُتِل در آن قدم می زند، آنها اغلب به شیوه های دکوراسیون، نوع فرشهایی که پهن کرده اند و حتی سیم کشی آن افتخار می کنند و پز می دهند.»

او می گوید: «این کار برای آنها کسب و کار و تجارت نیست، شیوه زندگی است، شاید خیلی از این راه پول درنیاورند، اما بیشتر آنها از عهده هزینه دانشگاه فرزندانشان و گذران معیشت و نیز سرمایه گذاری در ملک برمی آیند.»

نسل جوان تر آمریکاییان هندی تبار همچون نسلهای گذشته والدینشان به صنعت مسافرخانه داری علاقه و توجه نشان نمی دهند اما اغلب آن را به عنوان یکی از حرفه های آینده خود انتخاب می کنند.

نسل جوان که شاهد ساعات طولانی کار والدینشان بوده اند، وارد دانشگاه می شوند و با کسب مدرک، وارد بازار کار سطح بالا می شوند و بنابراین علاقه و توجه چندانی به انتخاب این کار برای حرفه آینده خود ندارند. اما از سویی دیگر، بعدها تصمیم می گیرند که شغل مستقل خود را داشته باشند و بنابراین مدیریت یکی از این مسافرخانه های زنجیره ای را به عهده می گیرند.

دینگرا به نمونه ای اشاره می کند که یک آمریکایی هندی تبار جوان پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه از هتل بسیار شیک و مدرن «والدورف آستوریا» پیشنهاد کار گرفت اما او این پیشنهاد را رد کرد و تصمیم گرفت تا مدیریت مسافرخانه خانواده اش را به عهده بگیرد.

دینگرا می گوید با وجودی که دوستان آمریکایی این جوان متعجب شده بودند اما دوستان هندی تبار او علت این تصمیم را درک کردند و این که او نمی خواست در این هتل کار کند و در سطح میانه مدیریت بماند زیرا آن ها واقعاً می خواهند سرنوشت خود را به دست بگیرند و اداره یک کسب و کار کوچک اجازه چنین کاری را به او خواهد داد.



iran#

جمعه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۱

پاسخ صریح سپاه به مراجع ، پایان هژمونی مرجعیت؟

ارسالی مهدی خانبابا تهرانی


پاسخ صریح سپاه به مراجع ، پایان هژمونی مرجعیت؟
http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/05/post-123.html
فرج سرکوهی | 2012-05-04 ,14:42


* فرج سرکوهی روزنامه نگار و منتقد ادبی مقیم آلمان است.


پاسخ صریح و روشن علی سعيدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، به گفته های آیت الله مکارم شیرازی در باره رابطه مرجعیت و سپاه را می توان از گویاترین شاخص های روند حذف یا تضعیف هژمونی مراجع و موقعیت زوال یافته نهاد مرجعیت در بافت قدرت و نشانه ای بارز از کاهش معنادار نفوذ این نهاد در جامعه تلقی کرد.

 هژمونی فکری و فرهنگی بر لایه های گسترده ای از مردم، که از رهبری سیاسی عمیق تر و پایاتر است، بر اتوریته آزادانه پذیرفته شده فکری، معنوی و فرهنگی شکل می گیرد. هژمونی مرجعیت شیعه بر مقلدان در بستر تاریخ معاصر ایران راه کسب هژمونی فکری و فرهنگی جامعه را بر گرایش های غیر مذهبی، و از جمله روشنفکران و گرایش های لیبرال و چپ می بست و دستکم تا انقلاب اسلامی بستر ساز برخی حرکت های مهم در تاریخ ایران معاصر بود.



هژمونی مرجعیت شیعه از زمینه های اصلی رهبری آیت الله خمینی در انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی نیز بود. جمهوری اسلامی یک فقیه را به رهبری سیاسی و فرماندهی قوای مسلح و بخشی از روحانیت را به قدرت و ثروت رساند اما نهاد مرجعیت شیعه، هژمونی فکری و فرهنگی و نفوذ معنوی گسترده این نهاد را در جامعه و در بافت سیاسی و اجتماعی چندان تضعیف کرد که رئیس جمهور احمدی نژاد از دخالت مراجع در امور دولتی و اجرائی به صراحت انتقاد و نهادی چون سپاه پاسداران جهت گیری سیاسی مراجع و تبعیت آنان را از فرمانده کل قوای مسلح مهم ترین معیار ارزیابی جایگاه آنان تلقی و این تلقی را به صراحت اعلام می کند.


 تضعیف یا حذف هژمونی مراجع

روند حذف یا تضعیف هژمونی نهاد مرجعیت از قدرت و جامعه با حذف و بازداشت آیت الله شریعتمداری در نخستین سال های جمهوری اسلامی و حذف آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی از فهرست نامزدان جانشینی آیت الله خمینی آغاز و با خلع آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، حذف شرط «مجتهد جامع الشرایط » از شرایط رهبری در قانون اساسی، و در مواردی استفاده از عبارت «آیت الله العظمی» برای آقای علی خامنه ای بدون کسب مقام مرجعیت به شیوه سنتی و انتخاب او به رهبری تشدید شد.

خانه نشین کردن مراجع منتقد حکومت، ظهور نسل دوم در عرصه قدرت، درگیری مراجع مقیم ایران در رقابت های جناحی و در نتیجه کاهش نفوذ معنوی آنان در میان مردم، دگرگونی های بزرگ ذهنی و روان شناختی جامعه و دیگر تحولات ساختاری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز در شکل گیری و تشدید این روند نقشی مهمی داشتند.

این روند در دولت احمدی نژاد و با به قدرت رسیدن نسل دوم رهبران جمهوری اسلامی و برنامه های این نسل برای مستقل کردن حکومت اسلامی از هژمونی فکری و سیاسی مراجع به انجام خود نزدیک شده و انتقاد مراجعی را برانگیخته است که از کاهش، تضعیف و حذف جایگاه خود نگران اند.

آیت الله مکارم شیرازی، از مراجع مشهور قم، اخیرا در ديدار با برخی فرمانده هان سپاه این نیرو را «نهادی رزمی ـ ارزشی که با انگيزههای مذهبی تشكيل شده است» توصیف و نسبت به نفوذ«شبهات عقيدتی و مفاسد اخلاقی» در سپاه و «گرفتار» شدن برخی فرماندهان سپاه در «دام مكتبهای عرفانی كاذب و عرفانها نوظهور غيراسلامی» هشدار داد و با اشاره به نسل دوم سپاه « كه دوران انقلاب و جنگ را درک نكردهاند»، خواستار آن شد که «سپاه همانگونه كه با رهبر ارتباط تنگاتنگ دارد با مرجعيت هم ارتباط داشته باشد».

 آیت الله مکارم شیرازی با انتقاد از آن که «گاهی ديده می شود ارتباط بعضی ها نسبت به مرجعيت تضعيف می شود» سپاه را تهدید کرد « اگر سپاه از مرجعيت جدا شود ضرر می كند، چراكه مردم مرجعيت را رها نمی كنند».

گزارش ها و تحلیل های منابع گوناگون داخلی و خارجی ارزیابی آیت الله مکارم شیرازی را در باره موضع گیری مردم به سود مرجعیت تائید نمی کنند و در سی ساله گذشته نیز حذف مراجع، حتی وادار کردن مرجع پرنفوذی چون آیت الله شریعتمداری به ندامت و طلب عفو، واکنش اعتراضی بالفعل مردم را به دنبال نداشته و نفوذ نهاد مرجعیت چندان نبوده است که حکومت را به دادن امتیازات جدی بدانان مجبور کند.

پاسخ سپاه به مراجع

علی سعيدی،نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، در نشستی مطبوعاتی در پاسخ به پرسشی در باره گفته های آیت الله مکارم شیرازی به صراحت مراجع را بر اساس موضع گیری سیاسی آنان ارزیابی و آنان را به دو گروه «حامی نظام» و «در برابر نظام» تقسیم کرد و گفت «سپاه هيچگونه مرزبندی با مراجع حامی نظام ندارد و البته با مراجعی كه در برابر نظام ايستادهاند حرف دارد»

در باره انواع و شرایط مرجعیت از جمله «تقوا»، «عدالت» و تسلط بر «مبانی و اصول فقه، تقسیر قرآن، حدیث و سنت، درایه، منطق ، رجال، زبان و ادبیات عربی و فارسی، منابع فقهی» و «توانائی عقلانی» برای استنباط فتوا سخن بسیار گفته اند اما از نخستین روزهای تاریخ شیعه تا انقلاب اسلامی، «موضع سیاسی» از شرایط اجتهاد نبوده هرچند موضع گیری سیاسی مراجع در میزان نفوذ آنان بر مردم تاثیری جدی داشته است.

نماینده ولی فقیه در سپاه نه فقط موضع سیاسی مراجع را چون میعار اصلی در برخورد سپاه با آنان مطرح کرد که حمایت از نظام و رهبری را وظیفه مراجع دانست و گفت «ما مرجعيت را پشتوانه نظام و پايه ولايت فقيه می دانيم»

علی سعيدی گفته های آیت الله مکارم شیرازی را حاصل «اطلاعات غلط» دانست و گفت«اين مسائل ناشی از اطلاعات غلطی است كه برخی عناصر مساله دار با مراجع مطرح می كنند. ما بايد ذهنيتهای اشتباه را برطرف كنيم»

پیش از او نیز عبدالله حاج صادقی، جانشين نماينده ولی فقيه در سپاه، اتهامات آیت الله مکارم شیرازی را در باره اعتقادات انحرافی در سپاه رد کرد و گفت « هيچ گونه انحراف فكری و اعتقادی در اين نهاد ارزشی وجود ندارد». عبدالله حاج صادقی با اشاره به آن که «در طول تاريخ شخصيتهايی همچون طلحه و زبير هستند كه از مسير اصلی منحرف می شوند» مراجع منتقد رهبری را تهدید کرد و گفت «سپاه اجازه نمی دهد آن چه در طول تاريخ اسلام بر سر ائمه آمد بر سر نايب امام زمان (رهبری کنونی)بيايد».

صف بندی آشکار مراجع علیه یک دیگر

یکی دو روز پس از سخنان آیت الله مکارم شیرازی، علی مطهری، نماینده منتقد محمود احمدی نژاد که با کاهش شدید آراء خود رو به رو و از نفر سوم تهران در انتخابات گذشته به نفر نهم در انتخابات اخیر مجلس سقوط و برای راه یافتن به مجلس در دور دوم انتخابات تلاش می کند، با چهار تن از مراجع، مكارم شيرازی، جوادی آملی، صافی گلپايگانی و مقتدايی دیدار کرد و چهار مرجع از او چون «صدائی مستقل» در مقابل دولت و در برابر دو فهرست جبهه متحد اصول گرایان و جبهه پایداری حمایت کردند.

صف بندی مراجع علیه یک دیگر در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بی سابقه نیست اما این صف بندی هرگز تا حد انتخابات اخیر مجلس آشکار نبوده است.

در انتخابات اخیرآقایان مهدوی کنی و یزدی با حمایت از جبهه متحد اصول گرایان، در مقابل آیت الله مصباح، حامی جبهه پایداری موضع گیری و چهار آیت الله در مخالفت با هر دو جبهه از علی مطهری حمایت می کنند. چند آیت الله هوادار اصلاح طلبان مذهبی نیز در مقابل اصول گرایان صف بندی کرده اند.

درگیری تا این حد آشکار مراجع در رقابت های جناحی و جنگ قدرت موقعیت فراجناحی مفروض آنان را تضعیف و و روند تضعیف یا حذف هژمونی نهاد مرجعیت را در جامعه تشدید می کند


 مرجعیت و سیاست

آیت الله خمینی بخشی از شهرت و محبوبیت خود را در پرتو شجاعت و انتقاد صریح از حکومت وقت کسب کرده بود اما اغلب مراجع کنونی مقیم ایران از ولی فقیه کنونی طرفداری کرده و مقلدان خود را به اطاعت از آیت الله علی خامنه ای فرامی خوانند و این موضع گیری هژمونی فکری آنان را در میان مقلدان کاهش می دهد.

آیت الله های منتقد حکومت نیز از هژمونی فکری در میان مردم برخوردار نبوده و چون چهره های سیاسی درگیر در جنگ قدرت جناحی ارزیابی می شوند.

نه فقط رهبری سیاسی که هژمونی فرهنگی و فکری آیت الله خمینی از بستر خودجوش انقلاب اسلامی سربرکرد اما در همان روزگار سه مرجع مشهور، آیت الله شریعتمداری، آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی، با برخی نظریات فقهی و سیاسی و برخی فتواهای آیت الله خمینی موافقت نداشتند .

آیت الله شریعتمداری کوشید تا با حمایت از حزب جمهوری خلق مسلمان در مقابل او بایستد اما محبوبیت آیت الله خمینی در میان مردم راه را بر او بست و آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی را نیز به تایید دوفاکتو و سکوت مجبور کرد.

تا آیت الله خمینی زنده بود هیچ کس در ایران ادعای مرجعیت نداشت چرا که اعلمیت خمینی و میزان برخورداری او از شرایط سنتی اجتهاد از دیگر مراجع بالاتر بود.

در متن اصلی قانون اساسی اجتهاد از شرایط رهبری بود و پس از آیت الله خمینی آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی بیش از دیگران از این شرط برخوردار بودند اما مجلس خبرگان آیت الله منتظری را، نه بر مبنای اعلمیت که به دلیل نزدیکی او به آیت الله خمینی و تعلق خاطر او به انقلاب و جمهوری اسلامی، به قائم مقامی رهبری برگزید.

حذف آیت الله منتظری و حذف شرط اجتهاد از شرایط رهبری در قانون اساسی راه را بر رهبری آقای خامنه ای، که لقب آیت الله گرفت،‌ هموار کرد و این تحولات جایگاه و ارزش نهاد مرجعیت را به شدت کاهش داد.

لقب آیت الله که تا پیش از انقلاب اسلامی به مجتهدانی اطلاق می شد که مقلدان و پیروان قابل توجهی داشته و به شیوه سنتی اجازه مرجعیت را از مراجع مهم کسب کرده بودند، معنای خود را از دست داد و رسانه های جمهوری اسلامی نه فقط آقایان خامنه ای و رفسنجانی که دیگر مقامات روحانی درجه اول جمهوری اسلامی را به این لقب ملقب کردند.

 با بالا گرفتن تضاد بین اصلاح طلبان مذهبی و اصول گرایان، اصلاح طلبان نیز روحانیون مشهور هوادار خود را آیت الله و مرجع خطاب کرده و بر تعداد آیت الله ها و مراجع خودخوانده افزودند.

اغلب کارشناسان مذهبی آیت الله سیستانی را بر اساس معیارهای سنتی علم و تقوا و عدالت از دیگر مراجع اصلح تر و اعلم تر می دانند و دامنه نفود او در عراق و ایران پس از سقوط صدام حسین افزایش یافت اما جمهوری اسلامی، چون پهلوی اول، ترجیح می دهد که مراجع با نفوذ در ایران بوده و نفوذ گسترده مرجعی مقیم عراق را با منافع خود هماهنگ نمی بیند.

همسوئی ناهمسویان

رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بارها و به صراحت از دخالت مراجع در امور دولتی و اجرائی انتقاد کرده است و اصلاح طلبان مذهبی مخالف احمدی نژاد نیز بر آن اند که نقش مراجع و روحانیت را در حکومت کاهش دهند.

موضع گیری همسوی این دو گرایش ناهمسو نیز از زمینه های کاهش ، تضعیف یا حذف هژمونی مراجع در جامعه است.

تضعیف یا حذف هژمونی فکری،فرهنگی و معنوی نهاد مرجعیت شیعه بر دلایل گوناگون متضاد و ناهمسو شکل گرفته است اما تحقق نهائی آن راه را بر هژمونی فکری و فرهنگی گرایش های دیگر هموار می کند.



iran#

بايگانی وبلاگ