سه‌شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۱

هرانا؛ وخامت حال حشمت الله طبرزدی در زندان رجایی شهر کرج


خبر گزاری هرانا - حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج با بیماریهای عدیده جسمی دست و پنجه نرم می‌کند.
http://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/11917-1.html

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار، فعال دانشجویی - سیاسی و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی راه ‏و‎ ‎ساختمان از دانشگاه پلی تکنیک تهران (امیر کبیر) که در تاریخ ۷ دیماه ۱۳۸۸، بلافاصله پس از وقایع ۶ دی ۱۳۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به ۹ سال حبس محکوم گردید، هم اکنون در وضعیت وخیم جسمی بسر می‌برد و و از مشکلات قلبی و درد شدید معده گلایه دارد. شایان ذکر است حشمت الله طبرزدی پیش‌تر بیش از ۹ سال حبس در زندان و و بازداشت در بازداشتگاه‌های سپاه و وزارت اطلاعات را پشت سر گذاشته است.




iran#

اعتراض سندیکای شرکت واحد به حکم زندان رضا شهابی


اعتراض سندیکای شرکت واحد به حکم زندان رضا شهابی
سه شنبه 17 آوريل 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1937


بنا به اخبار رسیده، رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که از ۲۲ خرداد ۱٣٨۹ و به مدت ۲۲ ماه در بازداشت بسر می برد، طبق حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری، ۵ سال محروم از فعالیتهای سندیکایی و پرداخت ۷ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم گردید.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم نمودن این حکم خواستار آزادی فوری رضا شهابی و دیگر کارگران در بند است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

سه‌شنبه ۲۹ فروردين ۱٣۹۱ - ۱۷ آوريل ۲۰۱۲



iran#

دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۱

داوود هرمیداس باوند-جزایر سه گانه؛ محکم بایستیم


جزایر سه گانه؛ محکم بایستیم : داوود هرمیداس باوند
دو شنبه 16 آوريل 2012

جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بخشی از تمامیت ارضی ایران است و مطمئنا هر ایرانی می‌تواند به هر بخش از خاک سرزمینش سفر کند و نیازی به توضیح ‌دادن در این‌باره به کشورهای دیگر ندارد. در این میان واکنش امارات متحده عربی به سفر آقای احمدی‌نژاد به جزیره ابوموسی بیشتر بهانه‌ای برای تقابل با ایران است. فضایی به وجود آمده که کشورهای عربی منطقه در مقابل ایران صف کشیده‌اند و از آن طرف هم نظریات و بحث‌های مربوط به سپر دفاع موشکی که قرار است در امارات متحده عربی تحقق یابد سبب شده تا بهانه‌ای برای امارات متحده عربی، شورای همکاری خلیج‌ فارس و اتحادیه عرب به‌وجود آید تا ایران را در تنگنا قرار دهند.

جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بخشی از تمامیت ارضی ایران است و مطمئنا هر ایرانی می‌تواند به هر بخش از خاک سرزمینش سفر کند و نیازی به توضیح ‌دادن در این‌باره به کشورهای دیگر ندارد. در این میان واکنش امارات متحده عربی به سفر آقای احمدی‌نژاد به جزیره ابوموسی بیشتر بهانه‌ای برای تقابل با ایران است. فضایی به وجود آمده که کشورهای عربی منطقه در مقابل ایران صف کشیده‌اند و از آن طرف هم نظریات و بحث‌های مربوط به سپر دفاع موشکی که قرار است در امارات متحده عربی تحقق یابد سبب شده تا بهانه‌ای برای امارات متحده عربی، شورای همکاری خلیج‌ فارس و اتحادیه عرب به‌وجود آید تا ایران را در تنگنا قرار دهند.

ایران ضمن آنکه باید روابط حسنه‌ای با همه همسایگان داشته باشد و سعی کند از هرگونه تنش پرهیز کند، لحظات و شرایطی پیش می‌آید که برخی کشورها جسارتی را به سرزمین دیگری در پیش می‌گیرند که خویشتن‌داری و ملاطفت، آنان را نسبت به ادعایشان جری‌تر می‌کند و گمان می‌کنند محق هستند و در نتیجه باید سیاستی محکم در پیش گیرند. با تمام این احوال این رفتارهای اخیر بهانه‌ای بیش، از سوی کشورهای عربی خصوصا خود امارات و شورای همکاری خلیج‌ فارس نیست و ایران باید با قوت تمام از جزایر خصوصا ابوموسی به عنوان بخشی از تمامیت ارضی خویش دفاع کند. در برهه زمانی پیش از انقلاب، ایران به همراه عربستان مسوولیت امنیت منطقه را بر عهده داشت و تصمیم بر این بود تا برای رفع نگرانی و رضایت خاطر کشورهای منطقه گام‌هایی برداشته شود.

از این رو، تهران نیز امارات متحده عربی و چند شیخ‌نشین کوچک دیگر خلیج‌ فارس را به رسمیت شناخت و از آن سو نیز برای رفع هرگونه نگرانی و اطمینان‌بخشی به کشورهای حوزه خلیج‌فارس و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و برقراری امنیت، از حق تاریخی خود نسبت به بحرین چشم‌پوشی کرد و درباره جزیره ابوموسی سیاست مشارکت را پذیرفت که در سرزمین خودش با کشور دیگری مشارکت داشته باشد و بنابر این با شارجه در این‌باره توافق کرد.

در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ دولت انگلستان به دلایل اهمیت استراتژیک و خصوصا به دلیل سیاست‌های روسیه تزاری درخصوص دستیابی به آب‌های خلیج‌ فارس از یک سو و مطرح‌کردن راه‌آهن برلین- خلیج‌ فارس از سوی آلمان‌ها از سوی دیگر اعلامیه‌ای را منتشر کرد که در آن تاکید شده بود دولت بریتانیا اجازه نمی‌دهد تا سلطه بلامنازع انگلیس در خلیج‌ فارس مورد چالش کشورهای دیگر قرار گیرد و حتی در این‌باره تا پای جنگ نیز پیش می‌رود.

در همین راستا از سوی وزارت خارجه انگلیس یادداشتی برای کارگزار انگلیس در خلیج‌فارس ارسال می‌شود که در رابطه با جزایر ایرانی تحقیق کند که اگر شیخ و حاکمی در آنها وجود دارد برای مذاکره وارد شوند. خصوصا که تنگه هرمز ارزش استراتژیک داشت و از این رو بر جزایر آن منطقه تاکید بیشتری می‌شود. از آن طرف در سال ۱۹۰۳ از سوی دولت ایران بازنگری‌هایی درخصوص نقشه‌های جغرافیا شده بود و با کمک کارشناسان بلژیکی ساماندهی در خصوص جزایر ایرانی مورد موافقت قرار گرفت که بر اساس آن در برخی بنادر، گمرکی به وجود آمد و پرچم ایران نصب شد که این مساله درباره ابوموسی و تنب‌بزرگ نیز اعمال شد. اما دولت انگلیس نسبت به این مساله بی‌اعتنایی می‌کند و مامورین گمرک ایرانی را از تنب‌بزرگ خارج می‌کند و از آنجا که ایران نیز در بحران مشروطه به سر می‌برده نسبت به این مساله بی‌توجهی می‌شود و پرچم شارجه در تنب‌بزرگ نصب می‌شود. انگلستان ادعا می‌کند که چون این جزیره پیش از این اشغال نشده و چون شارجه نخست آن را اشغال کرده پرچم این امارت‌نشین را در آن نصب می‌کنند؛ در حالی‌که در تمام اسناد حکومت انگلیس در قرن ۱۹ تنب‌بزرگ و ابوموسی و دیگر جزایر خلیج‌فارس جزو ارباب جمعی حاکمیت فارس آورده شده‌اند و حتی در نقشه‌های رسمی دولت انگلیس خصوصا نقشه‌های وزارت جنگ این جزایر به رنگ ایران مشخص شده بودند. نایب‌السلطنه انگلیس در هند نیز در کتاب ایران و مساله ایران در نقشه رسمی، جزایر را به رنگ ایران در آورده و در نقشه‌های غیررسمی نیز این جزایر متعلق به ایران معرفی شده است. بنابراین جزایر نه جدیدالاکتشاف هستند و نه رها شده بودند. در نهایت در هشت آذر ۱۳۵۰ با قراردادی که با میانجی‌گری بریتانیا میان دولت ایران و شیخ شارجه بسته شد، حاکمیت ایران بر جزیره ابوموسی به رسمیت شناخته شد و در ۹ آذر، یک روز قبل از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه و دو روز قبل از تشکیل رسمی اتحادیه امارات، نظامیان ایران وارد سه جزیره شدند. به موجب موافقت‌نامه شارجه ایران متعهد شد که به مدت ۹ سال، سالیانه یک‌ونیم‌ میلیون لیره به شیخ شارجه بپردازد.

در مورد جزیره ابوموسی ایران به شیخ شارجه این امتیاز مشارکت را قایل شد و در مورد تنب‌ها حاکمیت ایران کاملا مسلم و مسجل شناخته شد. بنابر این موضع‌گیری‌ها در مقابل ادعای امارات و اتحادیه عرب که حتی کشوری مانند موریتانی در این خصوص هیچ نقشی نداشته موضع می‌گیرد و حتی واقعیت تاریخی و حقوقی ایران را مطالعه نمی‌کند. این اتفاق نظر در بین اعراب هم فقط در این‌باره وجود دارد و حتی در قبال اسراییل نیز این اتفاق آرا وجود نداشته است. به هرحال موضع ما درخصوص تمامیت ارضی باید محکم و قاطع باشد و نباید با خویشتن‌داری بیش از حد آنان را جسورتر کرد.



iran#

کيانوری-چرا به خلخالی رأی دادیم؟

ارسالی مهدی خانباباتهرانی

چرا به خلخالی رأی دادیم؟

توضیح نورالدین کیانوری درباره تصمیم حزب توده در بهمن ۵۸

منبع

http://tarikhirani.ir/fa/news/26/bodyView/2058/%DA%86%D8%B1%D8%A7.%D8%A8%D9%87.%D8%AE%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C.%D8%B1%D8%A3%DB%8C.%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%9F.html

تاریخ ایرانی: حزب توده ایران چه می‌گوید؟ مشی سیاسی و دیدگاه‌های حزب توده ایران بر شالودۀ چه درک و تحلیلی استوار است؟ جلسات هفتگی «پرسش و پاسخ» که اوایل انقلاب با شرکت نورالدین کیانوری، دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران تشکیل می‌شد، بر محور این سووالات، زمینه‌ها و گوشه و کنار سیاست حزب را در عرصه روز می‌کاوید و حرکت‌های تاکتیکی و استراتژیک آن را تفسیر و تشریح می‌کرد و سپس گزارش کامل این جلسات پیاده شده و بصورت جزوات «پرسش و پاسخ» منتشر می‌شد. «تاریخ ایرانی» یکی از سووالات شماره پنجم جزوه «پرسش و پاسخ» شماره بهمن ماه ۱۳۵۸ را انتخاب کرده که در ادامه به همراه پاسخ کیانوری آمده است:

***

در نشریۀ «کار»، شمارۀ ۳۶، آمده است که حزب توده ایران به شیخ صادق خلخالی در هر نقطه‌ای که کاندیداتوری خود را اعلام کند، رأی خواهد داد. بعد اضافه شده است که این چگونه پدیده‌ای است که کاندیدای یک حزب دو تن از اعضای حزب را اعدام کند؟ شما به این پرسش چه پاسخی می‌دهید؟

برای پاسخ به این پرسش، در آغاز می‌کوشم بد‌ترین امکان را مورد بررسی قرار دهم و پس از آن به مورد مشخص بپردازم. به طور کلی ما در مورد هیچ کسی، از پیش نمی‌توانیم بگوییم که در آینده چه خواهد کرد. در این زمینه، تاریخ نمونه‌های فراوانی ارایه می‌دهد که افراد در دوران‌های مختلف تکامل یک جنبش انقلابی، مواضع کاملا متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. تاریخ تمام جنبش‌های انقلابی جهان از این پدیده‌ها بسیار به خود دیده است. در تاریخ جنبش انقلابی میهن خود ما، حتی در داخل حزب کمونیست، افرادی بوده‌اند که زمانی در جهت مثبت قرار داشته‌اند و بعد در یک زمان دیگر، در جهت منفی حرکت کرده‌اند. مگر مائوتسه دون، چوئن‌لای و همین دن‌سیائوپینگ، زمانی از رهبران بزرگ یک جنبش انقلابی نبودند که تمام خلق‌ها و نیروهای مترقی جهان به آن‌ها احترام فراوان می‌گذاشتند؟ این افراد، در آن تاریخ، مورد احترام خلق‌ها، احزاب و نیروهای مترقی جهان بودند. آیا اکنون باید یقۀ آن‌ها را چسبید که «چرا در آن زمان از این افراد ستایش کرده‌اید؟» و یا «مگر نمی‌دانستید که آن‌ها روزی خیانت خواهند کرد؟»

مثال دیگری می‌زنم: لنین با اینکه ۱۵ سال علیه تروتسکی مبارزه کرده و او را حتی «یهودای خائن» نامیده بود، در یک لحظۀ مهم انقلابی که سیاست ایجاب می‌کرد برای پیروزی انقلاب اکتبر وحدت کامل همۀ نیرو‌ها فراهم آید، مهم‌ترین پست اجرایی انقلاب، یعنی وزارت جنگ انقلاب را به تروتسکی سپرد. و تروتسکی، پس از انقلاب نیز مرتکب خیانت شد. خوب، آیا اکنون باید گفت لنین در سپردن مقام وزیر جنگ انقلاب به تروتسکی، اشتباه کرد؟ نه، هرگز چنین نیست. در آن زمان، توان و استعداد سازماندهی تروتسکی که یکی از جنبه‌های مثبت و نیرومند شخصیت او بود– و همۀ تاریخ‌نویسان به آن معترفند – به انقلاب کمک فراوانی کرد. در عین حال، لنین در‌‌ همان زمان نیز نقاط ضعف تروتسکی را شدیدا می‌کوبید و حتی می‌گفت: «او از مارکسیسم چیزی نفهمیده است.» پس از آن هم که کاملا به انحراف کشیده شد، حزب کمونیست او را کنار گذاشت.

اما دربارۀ حجت‌الاسلام خلخالی، وضع به هیچ ‌وجه در این چهارچوب‌ها نیست. خلخالی خدمات پر ارزشی در زمینۀ قلع و قمع ضد انقلاب، جنایتکاران و سرسپردگان رژیم گذشته دارد. ما زمانی گفتیم به خلخالی رای می‌دهیم که کار او، به عنوان دادستان کل انقلاب، دارای جنبه‌های مثبت فراوانی بود. او با شجاعتی بی‌نظیر، چند صد نفر از مهم‌ترین مهره‌های امپریالیسم را به جوخۀ اعدام سپرد و با این کار، صد‌ها بار حکم اعدام خود را نیز از سوی ضد انقلاب صادر کرد، چون میزان کینه و خصومت ضد انقلاب نسبت به او، به‌‌ همان اندازه‌ای است که از او ضربه خورده است. ضد انقلاب، این ضربه‌ها را فراموش نمی‌کند و اگر بتوانند انتقام می‌گیرد. ما در آن زمان، از چنین شخصی – که بعداً بر اثر فشار و توطئۀ ضد انقلاب و گروه‌ها و جناح‌های سازشکاری مانند بازرگان‌ها و غیره، از کار برکنار شد – این تجلیل سیاسی را به عمل آورده‌ایم. کار ما، تجلیل از احکام دادگاه‌های انقلاب علیه مهم‌ترین مهره‌های جنایتکار رژیم سرنگون شدۀ شاه و امپریالیسم در ایران بوده است. به اعتقاد ما، خلخالی در کردستان دچار اشتباه جدی شد و کاش او این اشتباه را نمی‌کرد. ولی اشتباه او در کردستان و حتی اشتباهات و یا خطاهای جدی‌تر احتمالی در آینده، نمی‌تواند بر روی خدمات او در دشوار‌ترین مرحلۀ انقلاب خطا بطلان بکشد. خلخالی باز هم می‌تواند – و ممکن است – در دورۀ دیگری، نقش مثبتی بازی کند. عکس آن هم کاملا ممکن است. کار سازمان‌ها و احزاب سیاسی معتقد به سوسیالیسم علمی، پیشگویی کارهای افراد که نیست. این ایراد هم، درست در شمار‌‌ همان ایرادهای جزیی و بچگانه‌ای است که قبلا از آن‌ها سخن گفتیم.

شما به روش‌های لنینی برخورد با جریانات، گروه‌ها، احزاب و افراد مختلف توجه کنید. لنین اس.ار.‌ها را که یک عمر، یعنی از آغاز جوانی با آن‌ها جنگیده بود و اولین اثرش علیه آن‌ها نوشته شده است، در نخستین دولتی که تاسیس کرد، شرکت داد. اس.ار.‌های چپ، پس از انقلاب اکتبر در دولت اولیۀ لنین شرکت داشتند. بعد که مرتکب خیانت شدند و دست به کودتا زدند، دولت انقلابی آن‌ها را تار و مار کرد.

نمونۀ دیگر طرز برخورد او با زینوویف و کامنف است. لنین پیش از انقلاب با این دو شدیدا مبارزه می‌کرد. در دوران انقلاب با آن‌ها به همکاری پرداخت. بعد در آستانۀ انقلاب اکتبر که این دو در موضع ضد انقلابی قرار گرفتند، کمیته مرکزی عمل آن‌ها را به شدت محکوم کرد و خواستار اخراج آن‌ها از حزب شد. پس از آن، بار دیگر به پیشنهاد خود لنین در رهبری حزب وارد شدند و با آن‌ها به همکاری پرداخت. تا وقتی هم که لنین زنده بود، در رهبری حزب باقی ماندند.

ما با انسان‌ها هرگز به عنوان یک پدیدۀ مطلق، ساکن و بی‌تغییر برخورد نمی‌کنیم. ما دربارۀ هر فرد یا شخصیتی، در هر مرحلۀ تاریخی،‌‌ همان طور قضاوت می‌کنیم که هست. هیچ سند و مدرکی هم نمی‌دهیم که قضاوت امروز ما یک قضاوت ابدی است و هیچ کس حق ندارد در تاریخ عوض شود! ما برای خودمان چنین سندی صادر نمی‌کنیم، تا چه برسد برای دیگران. در رهبری حزب خود ما، چند تایی بودند که خیانت کردند، ضعف نشان دادند و دچار فساد شدند. و مگر در میان چریک‌ها، مائوئیست‌ها و گروه‌های دیگر از این نمونه‌ها پیدا نشده است؟ از این پدیده‌ها در تمام گروه‌ها، سازمان‌ها و احزاب، بسیار می‌توان یافت. در میان آن‌ها نیز کسانی که ضعف نشان داده‌اند و یا خیانت کرده‌اند، فراوان بوده است.

به این ترتیب، این هم یکی از آن سوال‌ها و ایرادهای جزیی و بچگانه است. من اگر به این چیز‌ها جواب می‌دهم، فقط به خاطر این است که دوستانی که در اینجا حضور دارند، برخورد خود را نسبت به مسائل تصحیح کنند و بدانند چه مسائلی عمده است و چه مسائلی فرعی. و دیگر اینکه با کسانی که این مسائل جزیی و پیش پا افتاده را بزرگ می‌کنند، چگونه باید روبرو شد. وگرنه، واضح است که این‌ها بهانه است و مساله سیاسی نیست. در خاتمه این توضیح را می‌دهم که مقاله نشریۀ «کار» از اساس مخدوش است و آن طور که اطلاعات کافی به دست آمده اثبات می‌کند، خلخالی در ماجرای اعدام دو تن از اعضای حزب توده ایران در کرمانشاه کمترین نقشی نداشته است. این توطئه‌ای بوده که کم و کیف آن را در جزئیات، روزنامه مردم روشن و افشاء کرده است.

يکشنبه 27 فروردين 1391 16:29


iran#

قندچی-از رفراندوم تا انتخابات آزاد


از رفراندوم تا انتخابات آزاد
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/689-FreeElection.htm

جنبش سکولار ايران که بخش اصلی آن را پيش از انقلاب و تا ده سال پس از انقلاب، جريانات کمونيستی تشکيل می دادند، از يکسو به دليل شکست از جريانات اسلامی در انقلاب و از سوی ديگر به دليل پاشيدن جنبش کمونيستی در سطح بين المللی، دچار انفعال شديدی در سالهای 1370 تا 1380 شد و اکثر فعالين آن به اين نظر رسيدند که جمهوری اسلامی در ايران و حکومت طالبان در افغانستان و جريانات اسلامی در نقاط ديگر منطقه خاورميانه بسيار قدرتمندتر از آن هستند که قبلاً تصور می کردند و در نتيجه عملاً به رفرمی در درون خود اين جريان اسلامی، اميد بستند. با پايان جنگ ايران و عراق و مرگ آيت الله خمينی و بالاخره در پی تلاشهای اکبر هاشمی رفسنجانی در پايان دوره دوم رياست جمهوری اش برای جلب روشنفکران و تحصيلکردگان به اصلاحات اقتصادی مورد نظرش، کم کم اميدهايی به امکان تغيير رژيم جمهوری اسلامی از درون قوت گرفت و با انتخابات دوم خرداد و رياست جمهوری حجت الاسلام خاتمی، اميد به اصلاحات سياسی درون رژيم نيز بوجود آمد، و روشنفکرانی بودند که خاتمی را گورباچف و اميرکبير ايران می ناميدند. اما در پی عکس العمل خاتمی به قتل های زنجيره ای و با مشاهده سرکوب دانشجويان در 18 تير و به مرور تا پايان دور دوم رياست جمهوری او، همه اين اميدها رنگ باختند. از سوی ديگر سه سال قبل از پايان رياست جمهوری خاتمی، حمله تروريستی القاعده به نيويورک صورت گرفت و عکس العمل سريع آمريکا که به سقوط دولت طالبان در افغانستان انجاميد، به نيروهای سکولار ايران نيز اميد داد که سقوط دولت های بنيادگرای اسلامی خيلی دور نيست. يکسال قبل از پايان دوره خاتمی، هنگام حمله آمريکا به عراق، حتی دولت ايران از امکان حمله نظامی به ايران آنقدر به وحشت افتاده بود که شخص آيـت الله خامنه ای آمادگی خود را برای دادن امتيازات به آمريکا و مذاکرات جهت بهبود مناسبات، مطرح کرد. در اين برهه زمانی بود که نه تنها جريانات وابسته به دولت های خارجی که اميد حمله نظامی به ايران را داشتند، بلکه نيروهای سياسی مستقل و مترقی ضدجنگ اپوزيسيون ايران نيز امکان تحولی مردمی و سکولار را برای آينده نزديک در ايران، مورد نظر قرار می دادند.

در چنين زمينه ای بود که طرح رفراندوم در ميان اپوزيسيون ايران مطرح شد.

در خارج کشور اين طرح بصورت طرح 60 ميليون امضا برروی اينترنت مطرح شد. از همان ابتدا، طرح يک مسأله اساسی داشت. اگر قرار بود رفراندوم توسط جمهوری اسلامی انجام شود، حداکثر می شد انتظار تغييراتی در بندهايی از قانون اساسی جمهوری اسلامی را داشت و اگر قرار بود بعد از انحلال جمهوری اسلامی باشد، رفراندوم در بهترين حالت يک ليست اسامی سيستم های حکومتی ميتوانست باشد که بخودی خود هيچ معنايی ندارند. بسياری از جمهوری های خلق و مردمی استبدادی تر از جمهوری اسلامی هستند و به همين شکل بسياری رژيم های سلطنتی. همان زمان بحث های مفصلی شد که اصل مسأله، تدوين قانون اساسی جديد است (1).

به هرحال جنبش رفراندوم که عملاً به بحثی در درون اصلاح طلبان ايران خلاصه شد، با پايان دولت خاتمی و با شکست اصلاح طلبان در انتخابات و بالاخره با پيروزی احمدی نژاد، خاتمه يافت و دو حزب اصلی اصلاح طلبان يعنی حزب مشارکت و حزب اعتماد ملی پس از آن تاريخ، موضوع اصلی فکری شان طرح رفراندوم نبود، و برای پيروزی در انتخابات بعدی رياست جمهوری بعد از پايان دوره اول احمدی نژاد، فعاليت های خود را متمرکز کردند. در انتخابات بعدی رياست جمهوری نيز آنچه تعيين کننده شد شرکت در انتخابات رياست جمهوری بود و به اينطريق جنبش سبز شکل گرفت که سرکوب آن نيز با اعلام محمود احمدی نژاد بعنوان رييس جمهوری، صفحه ای بزرگ از تلاشها و فداکاری های ملت ايران را رقم زد.

در سالهای بعد از دوران دوم رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، طرح انتخابات آزاد که پيشتر از سوی چند نفر از اعضاء اتحاد جمهوريخواهان ايران مطرح شده بود، در چندين گردهمايی اپوزيسيون در خارج مورد بحث قرار گرفت. البته طرح انتخابات آزاد را همه فعالين قديمی جنبش سياسی ايران از زمان پيش از انقلاب بياد می آورند که همواره از سوی جبهه ملی مطرح می شد. اما چرا در آن سالهای سلطنت پهلوی، جبهه ملی اين طرح را مطرح می کرد؟ به اين دليل که از ابتدای بقدرت رسيدن رضا خان، مليون ايران اعتقاد داشتند که قانون مشروطه زير پا گذاشته شده است و بايد آن قانون را از طريق انتخاب نمايندگان واقعی مردم در مجلس احيا کرد. به همين دليل نيز از شعار شاه سلطنت کند و نه حکومت دفاع می کردند. حتی بعد از کودتای 28 مرداد نيز هنوز جبهه ملی هدفش احيا حکومتی مردمی برمبنای قانون اساسی مشروطه بود و نه تدوين قانونی نوين. درست است کسانی نظير دکتر حسين فاطمی خواستار پايان دادن به آن ميراث و ايجاد جمهوری مدرن بودند، اما نه مليون در شهريور 20 و سالها بعد نيز هنگام تأسيس جبهه ملی، اکثريت جبهه، هيجگاه نظير دکتر فاطمی نميانديشيدند. در نتيجه حتی سالها بعد از کودتای 28 مرداد، يعنی در سالهای 1339 تا 1342 که جبهه ملی دوباره فعال شد، کماکان استراتژی اصلی جبهه در همان ميدان جلاليه، بازهم انتخابات آزاد بود.

امروز کسانيکه طرح انتخابات آزاد را دنبال می کنند لازم است از خود اين سؤال را بکنند که هدفشان چيست؟ اگر هدف افشاگری از جمهوری اسلامی است، که حتی قوانين خود را هم رعايت نميکند و به حتی ميرحسين موسوی ها و مهدی کروبی ها اجازه انتخاب شدن به مجلس و رياست جمهوری در رژيم خود را نمی دهد، که می شود آن موضوع را به اشکال مختلف مطرح کرد. اما داشتن استراتژی انتخابات آزاد به اين معنی است که با اين قانون اساسی، خواستار انتخابات ارگان های تعيين شده در همين قانون هستيم. اگر هم کسی بگويد منظور بعد از انحلال اين رژيم است، در آنصورت انتخابات آزاد برای رييس جمهور و مجلس شورا بی معنی است. فقط يک انتخابات معنی خواهد داشت و آنهم انتخابات برای مجلس مؤسسان است. يعنی حکومت موقت وظيفه اصلی اش نه رفراندوم است و نه انتخابات مجلس شورا، بلکه انتخابات مجلس مؤسسان را بايد در مقابل خود قرار دهد تا قانون اساسی جديد را تدوين کند، کاری که آيت الله خمينی بعد از انقلاب 1357 همه اپوزيسيون ايران را از آن منحرف کرد و بالاخره هم مجلس خبرگان را بر ملت تحميل نمود.

روشن بودن اين موضوع مهم است چرا که وقتی امکان آن پيش آيد عملاً اپوزيسيون برای چنين کاری آمادگی خواهد داشت. يعنی پيش نويس های قانون اساسی برای آينده را آماده دارد و بطور فعال برای شرکت در مجلس مؤسسان و تدوين قانون اساسی جديد تلاش خواهد کرد (2).

بازهم يادآوری کنم که حتی برای انتخابات های خود جمهوری اسلامی نيز اپوزيسيون می تواند برای خود، انتخابات مقدماتی بگذارد، و کانديداهای خود را اعلام کند. اما چنين فعاليتهايی هرچند در مبارزات روزمره در دوران جمهوری اسلامی بسيار مهم و ارزشمند هستند وليکن استراتژی اپوزيسيون نميتوانند باشند، در صورتيکه متأسفانه انتخابات آزاد از سوی هوادارانش، بعنوان استراتژی اپوزيسيون مطرح می شود. از نظر اين حقير همان اندازه که رفراندوم بعنوان استراتژی اپوزيسيون غلط بود، طرح انتخابات آزاد بعنوان استراتژی اپوزيسيون نيزغلط است و برای اپوزيسيون ايران فقط يک کار هدف عمده پس از انحلال جمهوری اسلامی است و آنهم انتخابات برای مجلس مؤسسان است که با نظارت بين المللی و در نهايت آزادی برگزار شود و آن مجلس است که بايد قانون اساسی جديدی را برای ايران بنويسد. همه نيروهای سياسی نيز برای فرستادن نماينده به آن مجلس تلاش خواهند کرد.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و هشتم فروردين ماه 1391
April 16, 2012

پانويس:

1. قانون اساسي جديد- رفراندوم ترقي و تحجر
http://www.ghandchi.com/364-ConstRef-plus.htm

2. قانون اساسی ايران
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Constitution/const.htm




iran#

یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۱

رضا شهابی به ۶ سال حبس و ۵ سال خاموشی محکوم شد


رضا شهابی به ۶ سال حبس و ۵ سال خاموشی محکوم شد
شنبه 14 آوريل 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1932


• کمیته ی دفاع از رضا شهابی در اطلاعیه ی شماره ی ۲۶ خود از محکومیت سنگین رضا شهابی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه خبر داده است ...

اخبار روز: کمیته ی دفاع از رضا شهابی در اطلاعیه ی شماره ی ۲۶ خود از محکومیت سنگین رضا شهابی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه خبر داده است.

پس از بیش از ۲۲ ماه حبس و آزار و اذیت برای رضا شهابی، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی صلواتی، حکم ۶ سال حبس تعزیری برای رضا شهابی صادر کرد.

این حکم شامل یک سال زندان به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و پنج سال زندان به اتهام واهی "تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" میباشد که با توجه به اینکه اساسا این اتهامات پوچ و واهی بوده است چیزی جز ماهیت ضد کارگری دادگاه را نشان نمیدهد. زیرا رضا شهابی تنها و تنها در راستای دفاع از حقوق کارگری خود و همکارانش فعالیت کرده است. با توجه به وضعیت بسیار وخیم شهابی در زندان که حتا مقامات پزشک قانونی را نیز وادار به اعتراض و هشدار کرده است، هر روز زندان برای رضا شهابی چیزی جز شکنجه ی جسمی نیست.

همچنین در این حکم، رضا شهابی، کارگر و عضو هیات مدیره و مسوول مالی سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، به ۵ سال ممنوعیت از فعالیت نیز محکوم شده است که به معنای تلاش برای خاموش کردن این انسان تلاشگر و شریف است. در ادامه این حکم ضد کارگری، رضا شهابی محکوم به بازگرداندن ۷ میلیون تومان پول به صندوق حاکمیت شده است. پولی از سوی تعداد زیادی کارگر( که لیست نام آنها در سایت ها موجود است) جمع آوری شده است و رضا به عنوان امین این کارگران، این مبلغ را به خانواده ی کارگران زندانی داده است.

در چنین شرایطی که احکام ضد انسانی اینچنینی علیه کارگران و فعالان کارگری صادر میشود دولت ایران با حضور در مراجع جهانی، از جمله سازمان جهانی کار، وانمود میکند که هیچ کارگر و فعال کارگری در ایران در بند نیست! کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن محکوم کردن این حکم ضد کارگری، به نمایندگی از ۵۰۰ نفر عضو خود مشتمل بر اعضای خانواده رضا شهابی، و کارگران و فعالان کارگری عضو خود، از تمامی کارگران، فعالان کارگری و تشکل های و نهاد های داخلی و جهانی کارگری اکیدا درخواست میکند که برای لغو احکام صادره علیه رضا شهابی، به صورتی متحد و یکپارچه اقدام و اعتراض کنند و برنامه ها و اقدامات پیشنهادی خود را برای هماهنگی و اجرا به این کمیته اعلام نمایند.



iran#

شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۱

دادگاه جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود


دادگاه جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود
http://newsecularism.com/2012/04/13.Friday/041312.Court%20Hearings%20on%20Crimes%20against%20Humanity.htm
” کشتار زندانيان سياسي ايران در دهه شصت: در جستجوي عدالت و دادخواهی”
لندن 18 تا22 ژوئن 2012
info@irantribunal.com

برای نخستین بار در تاریخ ایران و جهان، مردمی ظلم دیده و تحت ستم، که شاهد یکی از فجیع ترین جنایات تاریخ معاصر بشری و کشتار یک نسل از مبارزان سیاسی در زندان بوده اند- در حالی که دادگاه ها و نهادهای حقوقی و قضائی بین المللی از رسیدگی به آن اجتناب می کنند - پرچم دادخواهی و رسیدگی به آن را به دست گرفته اند.

چهار سال پیش، اواخر شهریور 1386برابر با سپتامبر 2007، جمعی از اعضای خانواده های جان سپردگان دهه شصت و جان بدربردگان از کشتار زندانیان سیاسی در این دهه، با یاری و همراهی فعالان عرصه های سیاسی و اجتماعی، حرکتی را آغاز کردند که در بدو امر تصویر و آینده آن به روشنی امروز نبود. می دانستیم رسیدگی مردمی به هولناک ترین کشتار تاریخ معاصر ایران، کار بسیار دشوار و صعب العبوری است. با دست خالی و تنها با اتکا به انگیزه و تلاش مشترکمان، می خواهیم جمهوری اسلامی را به خاطر کشتار بیش از پانزده هزار زندانی سیاسی در دهه شصت به محاکمه مردمی بکشیم.

چهار سال تلاش بی وقفه مردمی مصمم برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت به بار نشست. این دادگاه مردمی، رژیم جمهوری اسلامی ایران و رهبران و دست اندرکاران کشتار زندانیان سیاسی را، که از روزهای پایانی خرداد 60 آغاز و در تابستان 67 به اوج رسید، به ارتکاب جنایت علیه بشریت محاکمه خواهد کرد. کشتار مخالفان در زندان در دهه شصت، مصداق جنایت علیه بشریت است. هیچ یک از ده ها هزار زندانی سیاسی، چه آن ها که اعدام شدند و چه آن هائی که جان سالم بدر برده و از زندان بیرون امدند، درهیچ دوره ای از دهه شصت به وکیل و تسهیلات و مشاوره حقوقی و خانواده خود دسترسی و حق دفاع از خود نداشتند. محاکمات بدون طی پروسه حقوقی با ملزومات یک دادگاه واقعی، تنها با طرح چند سئوال و در اغلب اوقات تنها با ابلاغ اتهامات به زندانی برگزار می شد و وی را طی چند دقیقه به اعدام محکوم می کردند. کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت، هم چنین به لحاظ جغرافیائی، تعداد و تنوع گرایشات سیاسی و عقیدتی گسترده و طبق قوانین جزائی بین المللی مصداق جنایت علیه بشریت محسوب می شود. طبق آمارها و شواهد موجود، جمهوری اسلامی به فاصله سال های60 تا 63، حدود 15هزار زندانی سیاسی؛ روزانه به طور متوسط چهارده نفر و هر دو ساعت یک نفر را اعدام کرده است. جمهوری اسلامی به فاصله ماه های خرداد تا اسفند 67، چهارهزار زندانی سیاسی؛ روزانه به طور متوسط حدود 15 نفر و هر دو ساعت یک نفر را مخفیانه اعدام و در نهان در گورهای دسته جمعی دفن کرد.

دادگاه جمهوری اسلامی در دو مرحله برگزار می شود. مرحله اول به مدت پنچ روز، از 18 تا 22 ژوئن 2012 در مرکز حقوق بشر سازمان عفو بین الملل در لندن برگزار می شود. مرحله دوم، چهار ماه بعد از آن، در ماه اکتبر در لاهه برگزار خواهد شد. دادگاه مردمی ایران تریبونال، بزرگترین و بی سابقه ترین پروژه دادخواهی مردمی است که در تاریخ معاصر، با حضور بیش از صد شاهد، برگزار می شود.

یک تیم بین المللی حقوقی، متشکل از سرشناس ترین و مجرب ترین حقوقدانان بین المللی و ایرانی؛ پرفسور جان کوپر، پروفسور ریچارد فالک، سیر جفری نایس، پروفسور اریک دیوید، پرفسور پیام آخوان، دکتر نانسی هورماشیا، دکتر هدایت متین دفتری و پروفسور کادر اسمال (ژوئیه 2011 در اثر سکته قلبی در گذشت)، این دادگاه مردمی را سازماندهی کرده و با دعوت از شخصیت های حقوقی و غیرحقوقی و قضات سرشناس جهانی همراه با یک تیم دادستانی متشکل از هشت حقوقدان ایرانی و غیرایرانی به سرپرستی پرفسور پیام اخوان و سیر جفری نایس، آن را برگزار می کنند.

این دادگاه، بخشی از مبارزه توده رنچ کشیده مردم ایران علیه تاریک اندیشان کوردل و جنایتکار حاکم بر ایران است، که وظیفه آن نه تنها رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی و محاکمه جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت است، بلکه این وظیفه را نیز دارد که این تراژدی انسانی را به قضاوت افکار عمومی جهانیان بگذارد و آن را در تاریخ ایران و جهان برای آیندگان به ثبت برساند.



شرکت در دادگاه

حضور در هر دو مرحله دادگاه برای عموم آزاد و رايگان است. اما، براي حضور در آن ها ثبت نام ضروري است. علاقه مندان به شرکت در هر یک از مراحل این دادگاه مردمی، یا هر دو مرحله، مي توانند از طريق تماس با آدرس ایمیل زیر، با ذکر نام و نام خانوادگی ثبت نام نمایند.

کارزار مردمی ایران تریبونال

جمعه 10 آوریل 2012 برابر با 11 فروردین 1391

www.irantribunal.com




iran#

ايرانسکوپ آپديت شد





سايت ايرانسکوپ به روز شد





























iran#

دولت اوکراين از اکران فيلم «مسابقه» جلوگيری کرد


دولت اوکراين از اکران فيلم «مسابقه» جلوگيری کرد
http://www.voanews.com/persian/news/Ukraine_DeathMatch-2012-04-11-146943855.html

دولت کيف در توضيح دليل جلوگيری از اکران فيلم «مسابقه» گفت اين فيلم در شرايطی که اوکراين در آستانه برگزاری مسابقات جام ملتهای اروپاست، به احساسات و تعصبات وطن پرستانه مردم دامن می زند.

فيلم «مسابقه» روايت داستانی است که همه اوکراينی ها کم و بيش آن را می دانند، مسابقه فوتبالی که در سال ۱۹۴۲ فوتباليستهای سرشناس کيف، تيم نيروهای اشغالگر آلمان نازی را شکست دادند، و البته بهای آن را هم به قيمت زندگيشان پرداختند.

مقامهای کيف، روز سه شنبه جلوی پخش اين فيلم را گرفتند. آنها از اين بيم داشتند که پخش اين فيلم در آستانه برگزاری جام ملتهای اروپا که دو هفته بيشتر به برگزاری آن باقی نمانده، احساسات ضدآلمانی را در مردم اوکراين بيدار کند.

مقامهای اوکراين همچنين عنوان می کنند که فيلم مسابقه گرچه از يکسو باعث دلگرمی و تشويق فوتباليستهای اوکراين می شود، در عين حال ممکن است کيفی ها را طوری معرفی کند که گويی با همدستی با نازيستها، قصد دارند اعتبار و تاريخ اوکراين را در نگاه مخاطب اوکراينی تحريف کنند.

بعضی از کارشناسان ابراز نگرانی کرده اند که اين فيلم در شرايطی که اوکراين قرار است ميزبانی چندين مسابقه تيم ملی آلمان را عهده دار باشد، ممکن است لبه تيز خشونتها را متوجه طرفداران فوتباليستهای آلمانی کند.

فيلم، يک مسابقه فوتبال را حکايت می کند که در روز نهم ماه اوت ۱۹۴۲ در آن تيم وِرهارت آلمان در مقابل تيم قوی دايناموی کيف قرار گرفت. در اين بازی، تيم کيف با وجوديکه ارتش اس اس به آنها اخطار کرده بود ببازند، با امتياز ۵ بر ۳ تيم آلمان را شکست داد. يک هفته پس از اين مسابقه، ۹ نفر از اعضای تيم کيف دستگير شدند، يکی از آنها در دوران بازداشت درگذشت، و سه نفر آنها ۶ ماه بعد در اردوگاههای مرگ به دست جوخه اعدام سپرده شدند.

بازيگری که نقش نيکلای رانِويچ، کاپيتان تيم کيف را بازی می کند در صحنه ای از فيلم می گويد، گاهی بعضی چيزها ارزش مردن را دارند. او با چشمان پر از اشک قصد دارد بازيکنان تيمش را متقاعد کند که اين بازی بيانگر روح مقاومت و وطن پرستی آنها است.



iran#

پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۱

وقتی خانم مهندس طبرزدی مبالغ قبض ها را ارسال نمود


وقتی خانم مهندس طبرزدی مبالغ قبض ها را ارسال نمود
پنجشنبه, آوریل 12, 2012 - 21:08
آرش - صبحی
ايران گلوبال
http://www.iranglobal.info/node/4866

برای نگارنده تکان دهند وآزار دهنده بود که ناچار شدم این سط.ر ولو با عصابانیت بنویسم تاشاید نیروهای اپوزیسیون را متوجه مسئولیت خودش بنمایم که بداند در مقابل هر مبارز وهر زندانی سیاسی غیر وابسته ومستقل وآزادیخواه باید احساس مسئولیت بنماید تا دیگر نیروهای فعال درون کشور دریابند که اگر روزی بنا بهر دلیلی کار آنها به رندان وحبس و اسارت افتاد نباید هیچ دغدغه ای در مورد امورات خانواده خود داشته باشند وبدانند که از حمایت یک اپوزیسیون قدرتمند وسئول برخوردار خواهند بود.

امروز نشسته بودم ودر تنهائی داشتم با خودم کلنجار میرفتم. حدود ساعت دو ونیم بعد از ظهر بود. برایم مسیجی آمد با این مضمون. پول قبض برق و تلفن چند ماه است پرداخت نشده. تلفن شش ماه است قطع است. واگر پول برق را پرداخت نکنیم برایمان اخطار آمده است که میایند وآنرا قطع میکنند. وخواسته بودند که من وساید دوستان اگر میتوانند کاری بکنند. ابتدا خودم با تصور اینکه ممکن است مبلغ را بتوانم پرداخت کنم از خانم طبرزدی خواستم که شماره شناسه پرداخت وشناسه قبض را برایم بفرستد که اگر میسر باشد آنرا پرداخت کنم. با توجه به اینکه خود من وامثال منهم با هزاران مشکل مالی و چه وچه روبرو هستیم.

وقتی مبالغ را خواستم و برایم مسیج شد تکان خوردم وبا اندیشیدم که مبارزه سیاسی وزندانی شدن و در اسارت بودن نه فقط گریبان زندانی را میگیرد ، بلکه از او بدتر و عذاب آور تر بلائی است که بر سر خانواده زندانی میاید که فقط آبرو داری و ملاحظات آنها مجبورند که بسوزند وبسازند ودم بر نیاورند. وقتی صورت مسئله را نگاه کردم وبا خودم فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که عجبا به این مبارزه. تاسف خوردم برای مبارزینی که جانانه وشجاعانه بمیدان میایند، اسارت را میپذیرند. هرگونه زجر و مشقت را تحمل میکنند. اما خانواده آنها باید در دوران اسارت آنها کاسه گدائی دست بگیرند. معذورم که چنین بی پرده میگویم. از خانواده طبرزدی و خانواده همه زندانیان سیاسی عذرخواهی ویژه میکنم . منهای اونهائی که زندانیان خودی بحساب میایند وهمه چیزشان روبراه است و هیچ وقت هم برای قبض آب وبرق و تلفن وگاز و کوفت وزهر مار مجبور نمیشوند که مسیج بفرستند و با صراحت بگویند ما مانده ایم وکسی هم یادی از ما نمیکند. با خود اندیشیدم باید در این مبارزه را گل گرفت که یک فعال یا فعالان سیاسی زندانی باشند و یک ملت هفتاد میلیونی اصلا بطورعام ، وجماعت مدعی اپوزیسیون در دروت وبرون مرزها، بویژه همراهان وبه به - چه چه گویان اصلا" یادشان برود که طبرزدی و طبرزدی ها درزندانند وخانواده اویا آنها باید چگونه روزگار بگذرانند؟ در کدام مبارزه بی خیالی وبی خبری آگاهانه ونا آگاهنه در ماندگی تا به این عریان دیده شده. از خود پرسیدم براستی وقتی وضعیت اپزیسیون ورسانه های خبری بین المللی و فارسی زبان برون مرزی وعمدتا" لوس آنجلسی که اتفاقا بعضی از آنها در مقاطعی از کنار نام همین مبارزین ودیگر میارزین از یاد رفته چه بهره ها که نبردند، تا این حد انفعالی و غیر مسئولانه باشد دیگر چه کسی رغبت میکند که قدم بمیدان این مبارزات نفس گیر ودشواربگذارد؟؟

وقتی خانم مهندس طبرزدی مبالغ قبض ها را ارسال نمود ومن با دیدن آنها حیرت زده شدم با چند تن از دوستان صحبت کردم تا شاید بشود کاری کرد که این خانواده با بی برقی و بی تلفنی و فردا بی گازی و... روبرو نشوند متوجه شدم که هر یک از آنها بتناسب بضاعت مالی شان بخش بسیار ناچیزی ازاین مبالغ را پذیرفتند ولی اصلا" آنچه آمها داشتند با آنچه قبض ها میگویند قابل مقایسه نبوده ونییست.

برآن شدم تا این سطور را بنویسم که شاید هم چهره واقعی و مالی مبارزات در درون کشور روشن شود وهم اپوزیسیون به به گو را متوجه این مهم بنمایم که در کدام کشور منجمله در همین قیامهای معروف شده به بهار عربی مبارزات بدون حمایت مالی و .... توانست به نتیجه برسد؟ مگر باشکم گرسنه، وخانواده درمانده کسی میتواند بخود این اجازه رابدهد که هم عمر وجوانیش را بگذارد وهم در بیرون شاهد درماندگی خانواده خود در زمینه امورمعیشتی وغیرباشد؟ براستی کدام عقل سلیمی میتواند این مسئله بسیار بااهمیت را نادیده بگیرد وبگوید بمن مربوط نیست؟

مسئله بحدی برای نگارنده تکان دهند وآزار دهنده بود که ناچار شدم این سط.ر ولو با عصابانیت بنویسم تاشاید نیروهای اپوزیسیون را متوجه مسئولیت خودش بنمایم که بداند در مقابل هر مبارز وهر زندانی سیاسی غیر وابسته ومستقل وآزادیخواه باید احساس مسئولیت بنماید تا دیگر نیروهای فعال درون کشور دریابند که اگر روزی بنا بهر دلیلی کار آنها به رندان وحبس و اسارت افتاد نباید هیچ دغدغه ای در مورد امورات خانواده خود داشته باشند وبدانند که از حمایت یک اپوزیسیون قدرتمند وسئول برخوردار خواهند بود.

عین بدهی قبوض را که خانم طبرزدی برای نگارنده واحتمالا" دوستان دیگر ارسال نموده اند منعکس مینمایم گه امیدوارم هرچه زودتراین بخش ازمشکلات این زندانی سیاسی بر طرف گردد واپوزیسیون وهموطنان برون مرزی بویژه رسانه های بورن مرزی این مسئله بسیار مهم را برای همیشه مد نظر داشته باشند.

بدهی قبض برق یرای چهار دوره عقب افتاده5398000 ریال. وبدهی تلفن برای 6 دوره عقب افتاده وفعلا قطع شده 2794000 ریال

ایران آرش - صبحی

بخش:
منتخب مدیریت سایت



iran#

حكم دادگاه انقلاب عليه كورش زعيم اعلام شد; سه سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از فعاليت رسانه اي و حزبي


حكم دادگاه انقلاب عليه كورش زعيم اعلام شد; سه سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از فعاليت رسانه اي و حزبي
پنج شنبه 12 آوريل 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1928


حكم شعبه 14 دادگاه انقلاب عليه كورش زعيم به وكيل ايشان آقاي دكتر محمدعلي دادخواه ابلاغ شد. در پي جلسه محاكمه كورش زعيم در شعبه 14 دادگاه انقلاب اسلامي كه روز 16 اسفند 1390، با حضور ايشان و آقايان دكتر محمدعلي دادخواه و وحيد مشكاني، وكيلان مدافع، انجام گرفت و لايحه دفاعي وكيلان مدافع در روز چهارشنبه 24 اسفند به دادگاه تسليم شد، سرانجام حكم دادگاه صادر و ابلاغ شد.

طبق اين حكم، كورش زعيم با تجميع پرونده هاي دستگيري ها و زندان هاي سالهاي 1361، 1385، 1388 و 1389، به اتهام:

" اقدام عليه امنيت كشور از طريق عضويت در جبهه ملي ايران و فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و اجتماع و تباني به قصد جرم عليه امنيت كشور با توجه به گزارش وزارت اطلاعات، نامبرده از عناصر اصلي و عضو شوراي مركزي و مسئول روابط عمومي و دبير هيئت رهبري گروهك غيرقانوني جبهه ملي ايران مي باشد و بواسطه عضويت در مصاحبه ها و مقاله هاي خود مطالب غيرواقعي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران عنوان داشته و با برگزاري جلسات مختلف اهداف گروهك را تبين و تشريح مي نموده و براي ارتباط با عناصر خارج از كشور نيز با ارسال پيام بصورت مداوم همكاري داشته است. از بدو عضويت وي در جبهه ملي به لحاظ فعاليت غيرقانوني و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي توسط وزارت اطلاعات دستگير و در سه مرحله آزاد شده است. متهم بعضويت در جبهه ملي ايران اقرار صريح دارد و با تجميع پرونده ها متهم اظهار داشت كه عضويت در جبهه ملي جزء افتخارات بنده مي باشد و آنچه از محتويات پرونده هاي مطروحه ملاحظه مي گردد، مجموع عملكرد متهم از جمله فعاليت تبليغي و اجتماع و تباني به قصد جرم عليه امنيت كشور به لحاظ عضويت در جبهه ملي محسوب و طرفا" تمامي اقدامات غيرقانوني متهم مشمول همين عضويت و بزه واحد محسوب مي گردد. كل فعاليت هاي وي در راستاي عضويت در جبهه ملي بوده و تفكيك اقدام متهم به جرائم جداگانه برخلاف منظور قانونگذار در فعل مربوط به جرائم عليه امنيت كشور مي باشد."

" النهايه ضمن رد دفاعيات وكلاي مدافع و لحاظ عملكرد متهم در گزارشهاي تكميلي وزارت اطلاعات و ساير شواهد و قرائن موجود بزهكاري متهم در حد عضويت در جبهه ملي غيرقانوني بنظر دادگاه محرز و مسلم است. مستندا" به مواد 47 و 499 قانون مجازات اسلامي به تحمل سه سال حبس تعزيري محكوم مي نمايد. ليكن نظر به كهولت سن متهم و فقدان سابقه كيفري و لحاظ بند ب ماده 25 قانون مجازات اسلامي، حبس وي را بمدت پنج سال تعليق مي نمايد. چنانچه در مدت تعليق مرتكب يكي از جرائم مستوجب محكوميت مذكور در ماده 25 قانون بشود، در صورت قطعيت آن، مجازات معلق درباره متهم اجرا خواهد شد. ضمنا" نامبرده را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامي بعنوان تتميم حكم تعزيري از عضويت و فعاليت در احزاب و گروهها و فعاليت مجازي و رسانه اي و مطبوعاتي بمدت پنج سال محروم مي نماي د. ماشاءالله احمدزاده، دادرس شعبه 14 دادگاه انقلاب اسلامي ايران – 23/12/1390"

دفتر مردمداري جبهه ملي ايران

تهران – 23 فروردين



iran#

چهارشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۱

بحران مالی شرکت ژاپنی سونی


بحران مالی شرکت ژاپنی سونی
http://www.voanews.com/persian/news/Sony_Crisis-2012-04-11-146943685.html

شرکت سونی از زيان مالی ۶ ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلاری خود خبر داده است. اين شرکت در حال حاضر به خاطر بدهيهای کلان مالياتی، به خط قرمز رسيده و يکی از بدترين بحرانهای مالی خود را طی می کند.

کازو هيرايی، مدير عامل جديد شرکت توليدی وسايل برقی و سرگرمی سونی، روز سه شنبه گفت: پيش بينی می شود هزينه های مالياتی سه ماه اول سال مالی به ۳۰۰ ميليارد ين برسد.

گفته می شود دليل اين امر ارزيابی مجدد داراييهای غيرنقدی شرکت سونی در آمريکا است، دارييهايی که به احتمال زياد در حال حاضر به خاطر زيانهای مالی پی در پی قابل نقد شدن نباشند.

سونی در ماه فوريه گذشته، به خاطر کسادی بازار تلويزيونهای خود ۲۲۰ ميليارد ين، متضرر شد.

اين شرکت می گويد، پيش بينی هايش در مورد از دست دادن يک ميليارد و ۲۰۰ ميليون دلار سود به قوت خود باقی است، اما اين ضرر در سال ۲۰۱۳ جبران خواهد شد.

ماسورا کاتو، سرپرست امور مالی سونی می گويد، شرکت به اين مسئله بطور جدی نگاه می کند و می افزايد، زلزله سال گذشته نيز نقش عمده ای در بروز اين شکست مالی ايفا کرده است.

خبرگزاری ژاپن روز دوشنبه اعلام کرد، حدود ۱۰ هزار نفر از کارکنان شرکت سونی امسال در معرض اخراج قرار دارند. اين خبر گرچه توسط کاتو تأييد نشد، اما وی اذعان کرد که برای ايجاد اصلاحات و نجات سونی ازخودگذشتگيهای زيادی بايد صورت گيرد.

اين چهارمين سال متوالی است که شرکت سونی دچار زيان مالی شده است، چالشی که هيرايی آن را اين ماه از مدير عامل قبلی شرکت به ميراث گرفت. هيرايی قرار است روز پنجشنبه استراتژی جديد شرکت سونی را با روزنامه نگاران در ميان بگذارد.




iran#

لطفاً اينجا را کليک کنيد

سه‌شنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۱

نخستين دانشگاه آمريکايی چين آماده به کار می شود


نخستين دانشگاه آمريکايی چين آماده به کار می شود
http://www.voanews.com/persian/news/NYU_Shanghai-2012-04-09-146631475.html

دانشگاه نيويورک در شانگهای پس از يک سال تهيه و تدارک برای استخدام استاد و پذيرش دانشجو، آماده می شود. اين دانشگاه پژوهشی اولين دانشگاه آمريکايی است که بدنبال اجازه وزارت آموزش و پرورش چين در آن کشور، تاسيس می شود.

تاسيس دانشگاه نيويورک در شانگهای قدم بزرگی در بهسازی آموزش عالی چين است و نشان از تعهد آن کشور به قبول استانداردهای بين المللی دانشگاهی دارد - قدمی که بدنبال برنامه پيشرفت و اصلاح آموزشی در سطح ملی در آن کشور برداشته می شود.

يو لی ژانگ، رييس دانشگاه نيويورک شانگهای، می گويد: دانشگاه نيويورک شانگهای مکانی برای تجربه همکاری بين المللی در زمينه آموزش عالی است. ما اميدواريم به منظور ايجاد يک دانشگاه بين المللی چند فرهنگی و چند زبانی، برجسته ترين استادان بين المللی و بهترين دانش آموزان را از سراسر جهان به اينجا جلب کنيم.

اولين دوره ليسانس اين دانشگاه در سپتامبر سال ۲۰۱۳ آغاز می شود و در حالی که شاگردان فوق العاده با استعداد سراسر جهان می توانند درخواست ورود به اين دانشکاه را بدهند انتظار می رود نيمی از دانشجويان اين دانشگاه چينی باشند.

روند پذيرش دانشجو در اين دانشگاه بسيار مشکل خواهد بود.

دکتر الن گودمن، رييس انستيتوی آموزش و پرورش بين المللی، می گويد: اميدواريم به شمار بسياری از شاگردان باهوش آموزش دهيم. شاگردان بااستعداد بسياری وجود دارند ولی ما خيلی سختگير خواهيم بود و فقط بهترين های جهان خواهند توانست در اينجا تحصيل کنند.

برنامه تحصيلی و مطالب آموزشی بطور مستقل توسط دانشگاه نيويورک ايالات متحده، تهيه می شود و انتخاب استادان و دانشجويان نيز به عهده اين دانشگاه است. کلاس ها به زبان انگليسی خواهد بود و مطالبی که تدريس می شود بر اساس استاندارد دانشگاه های آمريکاست. اين دانشگاه قابليت پذيرش ۳۰۰۰ دانشجو را دارد.



iran#

دولت يونان نيرو و امکانات پليس خود را اجاره می دهد


دولت يونان نيرو و امکانات پليس خود را اجاره می دهد
http://www.voanews.com/persian/news/Greece_Police-2012-04-10-146779045.html

دولت يونان در نظر دارد برای افزايش منابع مالی و رفع بحران اقتصادی کشور، نيرو و امکانات پليس يونان را اجاره بدهد. اين خدمات که پيش از اين به صورت رايگان در اختيار اشخاص و شرکتها قرار می گرفت، از اين پس به صورت ساعتی اجاره داده می شود.

پليس يونان روز دوشنبه اعلام کرد از اين پس بابت تأمين خدمات امنيتی برای شرکتهای خصوصی و افراد، به صورت ساعتی پول دريافت خواهد کرد. امکاناتی که پيش از اين رايگان بود، اکنون فقط در موارد خاص و در صورتی قابل دسترس خواهد بود که از لحاظ امنيتی مسئله ای جدی وجود داشته باشد، مواردی چون، اسکورت و مراقبت از مواد خطرناک، کالاها و وسايل خصوصی با ارزش، آثار هنری و مقادير زياد پول، يا تأمين پوشش امنيتی برای مراسم فرهنگی و تحصيلی.

سخنگوی پليس يونان در اعلام اين خبر گفت فروش خدمات پليس در چند کشور ديگر اروپا نيز امری متداول و رايج است. وی گفت، فرمهای درخواست خدمات پليس توسط دايره ويژه ای در اداره پليس بررسی خواهند شد تا مشخص شود متقاضيان، واجد شرايط دريافت اين خدمات هستند يا نه.

درآمد حاصل از اين اقدام، به جبران کمبود بودجه و نقدينگي و تأمين هزينه استهلاک تجهيزات و زيرساختهای لجستيکی پليس يونان، کمک خواهد کرد.

بر اساس اين روش جديد، نيروهای پليس يونان ساعتی ۳۰ يورو، اتومبيل اسکورت پليس ۴۰ يورو و موتورسيکلت اسکورت ۲۰ يورو، اجاره داده می شوند.

نرخ اجاره قايقهای گشتی و هليکوپترهای پليس برای پروژه های بزرگ هريک به ترتيب ساعتی ۲۰۰ و ۱۵۰۰ يورو اعلام شده است.

سخنگوی پليس يونان گفت، اداره پليس نيز نظير ساير بخشهای دولت تحت تأثير بحران اقتصادی موجود متحمل لطمات زيادی شده است.

يکی از خواستهای اساسی وام دهندگان بين المللی از دولت يونان، ايجاد اصلاحات در بخشهای مولد خدمات همگانی است.



iran#

دوشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۱

بردگان مدرن: نگاهی به تضییع حقوق کارگران خانگی در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس


بردگان مدرن: نگاهی به تضییع حقوق کارگران خانگی در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس
برگردان مقالۀ سسیلی هیلیری، از صداهای خاورمیانه
http://www.voanews.com/persian/news/world/ModernSlaves-2012-04-09-146678755.html

در لبنان یا هریک از کشورهای عضو شورای همکاریهای خلیج فارس، در هرروزنامه ای می توان حکایت هایی مشابه را یافت: فرار یا خودکشی کارگران خانگی که درپی اضافه کاری طاقت فرسا، آزار و اذیت روحی و جسمی یا شکنجه یا سوء استفادۀ جنسی کارفرمایانشان روی می دهد.

هر سال، فرصتهای شغلی برای خدمت درخانه ها درکشورهای حوزۀ خلیج فارس حدود سه میلیون زن را از کشورهای درحال توسعۀ آسیای جنوبی به حاشیۀ خلیج فارس می کشاند. برآورد سازمان جهانی کار آن است که کشورهای عربی بیش از بیست میلیون مهاجر کارگر دارند که بیش از یک سوم آنان زنانی هستند که از کشورهای سری لانکا، بنگلادش، نپال، اندونزی، فیلیپین و اتیوپی راهی کشورهای عربی می شوند.

ندیم حوری- نایب رئیس بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی دیده بان حقوق بشر، می گوید که کارگران خانگی در خاورمیانه عمدتاً از راه ساختاری به نام کفاله استخدام می شوند که برمبنای آن، خانواده یا فردی در کشور مبدأ باید ضامن مالی و کاری کارگری شود که استخدام می شود و کار را آغاز می کند. قوانین کار کشورها، عملاً شامل حال این کارگران نمی شود و بنابراین بسیاری از آنها به راحتی مورد ستم واقع می شوند و به گونه ای غیرقانونی مورد تبعیض واقع می شوند.

کمیسیون حقوق بشر بحرین گزارش می دهد که بیش از ۴۰% از کارگران خانگی در آن کشور، مورد آزار یا تنبیه بدنی، زبانی یا جنسی قرار می گیرند و از آنجا که خانواده یا فردی ضامن آنها شده، فرار از خانه یا محل کار، به معنای استرداد به کشورخودشان یا دست کم اخراج از کشوری است که در آن مشغول کارند. ساختار کفاله درواقع معادل کار اجباری است و شرایط را برای اعمال تبعیض در حق کارگران تسهیل می کند.

مدیر یک سازمان فیلیپینی دفاع از حقوق زنان که نخواسته نامش فاش شود، کفاله را این گونه تبیین می کند که درواقع، معادل بردگی است نه کارگری. این سازمان در تلاش است تا زنان را از این شرایط دشوار نجات دهد یا دست کم به آنها آموزش بدهد که چگونه می توانند با نگاه داشتن سلاح سرد حتی در جایی چون زیر بالش خود، از خود محافظت – و درصورت لزوم دفاع- کنند. او می گوید حدود صد زن فیلیپینی فراری به جرم گریختن از محل کار خود در امارات متحده عربی، هم اکنون در زندانند.

کنوانسیون بین المللی صیانت از حقوق کارگران مهاجر و اعضای خانواده شان در سال ۲۰۰۳ در سازمان ملل متحد تصویب شده اما تاکنون از کشورهای عربی، مصر، لیبی، مراکش و سوریه، تنها چهار کشوری بوده اند که به آن پیوسته اند. در این حال، دیده بان حقوق بشرمی گوید اردن طی سالهای اخیر بیشترین میزان کوشش را برای محافظت از کارگران خانگی به کار گرفته و با اعمال تغییراتی در قوانین کار خود، برای آنها حقوقی فراهم کرده، از جمله دستمزد ثابت، حق مرخصی و تعیین ده ساعت به عنوان حداکثر مدت کار روزانه و برخورداری از حق عضویت در اتحادیه های کارگری. برخی کشورهای عربی دیگر نیز درصدد یا در حال اعمال تغییراتی در قوانین کار خود هستند.

دیم حوری- نایب رئیس بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی دیده بان حقوق بشر- می گوید: «در حالی که تعلیم کارفرمایان اهمیت دارد، برای ایجاد تغییرات پایا و حقیقی؛ کارفرمایان باید به تشخیص آن واداشته شوند که تضییع حقوق کارگرانشان پایمال کردن آزادیهای اولیۀ انسانی است که بدون مجازات باقی نخواهد ماند.






iran#

اتومبيل پرنده «انتقال» در نمايشگاه نيويورک


اتومبيل پرنده «انتقال» در نمايشگاه نيويورک
http://www.voanews.com/persian/news/Transition_Autoshow-2012-04-09-146634535.html

شرکت های خودروسازی جهان آخرين اتومبيل های خود را در نمايشگاه بين المللی اتومبيل در نيويورک آمريکا، عرضه کردند. شرکت آمريکايی ترافيوجا، اولين نمونه از اتومبيل پرنده جهان را در اين نمايشگاه عرضه کرد.

در نمايشگاه بين المللی اتومبيل، شرکت های خودروسازی، آخرين نمونه از توليدات خود را عرضه کردند.

سخنگوی شرکت ترافيوجا می گويد: با اولين اتومبيل پرنده جهان که ۲۷۹ هزار دلار فروخته خواهد شد، ديگر کسی در ترافيک سنگين شهرها رانندگی نخواهد کرد. اين اتومبيل شرکت ترافيوجا، «انتقال*» نام دارد. اين اولين اتومبيل پرنده در آمريکا و در جهان است که هم در خيابان حرکت می کند و هم در آسمان. ما کليه مقررات سازمان ترافيک بين جاده ای و هم مقررات سازمان هواپيمايی فدرال آمريکا را رعايت کرده ايم. اولين مدل از «انتقال» سال آينده وارد بازار خواهد شد.

«انتقال» اتومبيل پرنده جهان ماه گذشته در ارتفاع ۱۴۰۰ پا پرواز کرد. هواپيماهای تجاری در ارتفاع ۳۵ هزار پا پرواز می کنند. تا کنون صد نفر برای پيش خريد انتقال، هر يک، مبلغ ۱۰ هزار دلار بيعانه داده اند.

* Transition



iran#

شنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۱

قندچی-رياليتی تی وی اپوزيسيون ايران


رياليتی تی وی اپوزيسيون ايران
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/688-OurRealityTV.htm

در چند سال اخير در برنامه های تلويزيونی کشورهای مختلف سريال هايی محبوبيت يافته است که به آنها می گويند "رياليتی تی وی" که خيلی هم مورد توجه بينندگان تلويزيون قرار گرفته است. برنامه ای بنام "جرزی شور" شايد معروف ترين در تلويزيونهای آمريکاست که در ميان جوانان بسيار پربيننده است و محلی که از آن پخش می شود شهری است در ايالت نيوجرسی در آمريکا. جالب است وقتی اولين بار آن برنامه را ديدم به دانشجويی که آنرا معرفی کرده بود گفتم اينها مثل هيپی های سالهای 60 زندگی می کنند و او گفت همه کسانيکه در دانشگاه امروز می شناسد، همينطوری زندگی می کنند!
به هر حال ايرانی ها هم از «رياليتی تی وی» عقب نيفتاده اند و يک شو بنام "شاهان سانست" در لوس آنجلس بتازگی خيلی سرو صدا کرده است و در مطبوعات و تلويزيونهای فارسی زبان نقاط ديگر نيز درباره اش بسيار بحث شده است. اما اين سطور نه درباره آن برنامه تلويزيونی است و نه در مورد "رياليتی تی وی." هنوز تا آنجا که اطلاع دارم کسی "رياليتی تی وی" با سوژه اپوزيسيون ايران نساخته است، چه در داخل و چه در خارج!
يکی دو هفته پيش با يکی از رهبران اپوزيسيون در مورد آنچه امروزه روز مردم از رهبران سياسی خود انتظار دارند تبادل نظری ميکردم و مقاله ای را برای او فرستادم با اين بحث که لازم است رهبران آينده ايران درباره موضوعاتی نظير مسأله همجنسگرايان روشن نظر دهند (1).
دوست عزيزم در پاسخ گفت مقاله بسيار درست است، ولی اضافه کرد که حقوق دگرباشان در چارچوب حقوق بشر مي آيد. البته ميدانست که در پاسخش خواهم گفت حقوق زنان را نيز عده ای 40 سال پيش اينگونه مينگريستند که در چارچوب حقوق بشر می آيد و وقتی جامعه آزاد شد زنان هم آزاد خواهند شد و در نتيجه نيازی به تأکيد مشخص نيست، اما همانطور که ميدانيم جنبش مدنی زنان در 30 سال گذشته به همه سازمانها و رهبران سياسی ثابت کرد که بايد مشخصاً از حقوق زنان حمايت کنند. مضافاً آنکه کمتر رهبر سياسی است که امروز در مورد موضوعات مشخص مربوط به مسائل همجنسگرايان نشنيده باشد (2).
البته دوست گرانمايه ام از اين موضوعات مطلع است و فردی است با دانش. و در ادامه گفت تا "دوستان خودمان كه مدعي دموكراسي و حقوق بشر هستند، ولي حقوق همرزمانشان را هم رعايت نمي كنند و مبارزه را در مبارزه با يكديگر خلاصه مي كنند و حرف نوي بجز هجو يكديگر ندارند، كافی است ما اين بهانه را بدستشان بدهيم كه بتوانند از احساسات هرچند غلط اكثريت مردم استفاده كنند و ما را بزنند. آقای قندچي عزيز، مبارزه سياسي در ايران خيلي خطرناك است و بيشتر خطر آن از جانب به اصطلاح خودي ها است."
در اينجاست که گفتم ای کاش يک "رياليتی تی وی" از اپوزيسيون ايران بود و اين حقايق را که از دل سوخته دوستم بر ميآمد، مطرح می کرد. منظورم اين است که اگر اين اپوزيسيون قرار است به اين دلايل امروز حرفهايش در سطح 50 سال پيش باقی بماند چه چيز تازه ای برای مردم ما دارد که خودشان از رهبران اپوزيسيون سياسی ما جلوترند. وقتی رياليتی تی وی شاهان سانست مردم عادی از واقعيت جنبش سياسی ما، بيشتر حرف برای گفتن دارد.
هنوز رهبران اپوزيسيون ما نظير رؤسای دولت های ايران هنگام عيد نوروز برای مردم پيام می فرستند و رهنمود می دهند که مردم سال آينده چه کار کنند. آخر رهبران کدام کشور پيشرفته را ديده ايد که چنين کنند. رييس جمهور آمريکا يک ماه و نيم بعد از سال نو به مردم گزارش کار سال گذشته خود را می دهد و نه پيام دهد که قرار است مردم سال آينده چه کار کنند. او از مردم مواجب ميگيرد و نه بر عکس. هر هفته نيز گزارش هفتگی از کارهايش را در راديو می دهد. حالا اپوزيسيون ما، حتی آمريکا و اروپا را نيز به اندازه کافی پيشرفته و مترقی نمی داند و بالاتر از آن را برای ايران آينده می خواهد - که عالی است - اما وقتی به نحوه برخورد به کار روزمره می نگريم، متأسفانه هنوز در 50 سال پيش سير می کنيم.

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
نوزدهم فروردين ماه 1391
April 7, 2012

پانويس:

1. مردم دنبال چه رهبری در اپوزيسيون می گردند-- موضوع همجنسگرايان
http://www.ghandchi.com/631-OppositionLeader.htm
2. خودکشی و همجنسگرايان
http://www.ghandchi.com/648-SuicideAndGays.htm

جمعه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۱

كورش زعيم-نامه پوزشخواهي كورش زعيم به سفير افغانستان در تهران


نامه پوزشخواهي كورش زعيم به سفير افغانستان در تهران
جمعه 6 آوريل 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1923


14 فروردين 1391

عاليجناب پروفسور دكتر عبيدالله عبيد

سفيركبير گرامي جمهوري افغانستان در ايران

خ. عباس اباد، خ. پاكستان، نبش خ. چهارم

تهران 15 ، ايران

عاليجناب سفير گرامي،

در روز سيزده بدر امسال خطاي بخشايش ناپذيري از يك مسئول نابخرد و گمراه حكومت ايران با دستور توهين آميزي نسبت به شهروندان افغانستان در اصفهان رخ داد كه دل هر ايراني را جريحه دار كرد. من از سوي خود و جبهه ملي ايران انزجارمان را از اين رويداد دردناك فرهنگي كه با باورها و پيشينه تاريخي مردم ايرانزمين بيگانه است اعلام و از ملت شريف و بزرگوار افغانستان پوزشخواهي مي كنم.

ما ملت افغانستان را از خود مي دانيم و خودمان را از آنان. هر بلايي بر سر مردم افغانستان بيايد، ما هم در اينجا درد آن را احساس مي كنيم. كما اينكه نخستين بيانيه در محكوم كردن حمله شوروي به افغانستان در همان هفته هاي واپسين 1358 به ابتكار و امضاي شادروان دكتر غلامحسين صديقي، از رهبران جبهه ملي، اينجانب، فرستاده اي از احمد شاه مسعود و يك فعال سياسي ديگر صادر شد.

در دهه 1370، ما مكرر در رسانه هاي داخلي و بين المللي به رفتار دولت نسبت به پناهجويان افغان اعتراض نموديم و گفتيم كه وظيفه ملي و فرهنگي ماست كه آنان را در جامعه ايراني جذب و از همه امكانات شهروندي بهره مند سازيم. در بازسازي افغانستان ما تلاش زيادي براي تشويق به سرمايه گذاري و راه اندازي صنايع در افغانستان كرديم.

ما فاجعه ترور احمد شاه مسعود، سردار بزرگ افغانستان و ايرانزمين را از آن خود دانستيم و بيانيه زير را در يكم مهر 1380، صادر نموديم:

" جبهه ملي ايران ضايعه بزرگ قتل ناجوانمردانه احمد شاه مسعود، قهرمان بزرگ آزاديخواه افغانستان را به همه مردم فلات ايران تسليت مي گويد. مسعود وجدان بيدار مردم ستمديده و تحت تجاوز افغانستان بود و مي توانست مردم افغانستان را بسوي آينده اي روشن، صلح آميز و حكومتي مردم سالار هدايت كند. نسلها طول مي كشد تا قهرماناني مانند احمد شاه مسعود زاده شوند.

طالبان بايد بدانند كه با ترور رهبران مقاومت ملت افغانستان نمي توانند اراده آنانرا بشكنند. مردم افغانستان سرانجام و بزودي بر فساد و استبداد و واپس گرايي پيروز خواهند شد و طالبان بايد به همان تاريكخانه اي كه از آن درآمده اند برگردند ."

همه سران و فعالان جبهه ملي ايران در ختم و بزرگداشت او در مسجد ارك تهران شركت كردند و آنجا را گلباران نمودند. پيروزي احمد شاه مسعود براي جبهه ملي ايران بسيار پراهميت مي بود.

هنگام رياست جمهوري شهيد شادروان پروفسور استاد برهان الدين رباني، جبهه ملي ايران، بويژه با تلاشهاي خستگي ناپذير زنده ياد دكتر پرويز ورجاوند، عضو رهبري و سخنگوي جبهه ملي ايران، در تدوين اساسنامه و منشور حزب نوبنياد "جبهه ملي افغانستان" و قانون اساسي افغانستان، همچنان كه پاره اي از وطن خودمان باشد ياري كرديم و از هيچگونه همفكري و مساعدت در راستاي موفقيت دولت جديد و سعادت مردم افغانستان دريغ نكرده و نخواهيم كرد. مسئوليت ايران به عنوان برادر بزرگتر، همراهي و همدوشي در راستاي آزادي، رفاه و سعادت ملت افغانستان است، و شما در آينده مي توانيد روي آن حساب كنيد.

با گراميداشت،

كورش زعيم

عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران

14 اسفند 1391 ( 2 آوريل 2012)



iran#

عينک های هوشمند شرکت گوگل


عينک های هوشمند شرکت گوگل
http://www.voanews.com/persian/news/Google_Glasses-2012-04-06-146398115.html

شرکت اینترنتی گوگل اعلام کرد عینک های هوشمندی را در معرض آزمایش عموم قرار می دهد که می تواند کار تلفن های پیشرفته ای چون آیفون اپل را انجام دهد.

گوگل امید دارد پس از انجام این مرحله آزمایشی که «پروژه عینک» نام گرفته این عینک را به بازار عرضه کند.

عینک گوگل خواهد توانست صدای شخص را تشخیص دهد و در نتیجه صاحب عینک می تواند با فرمان خود پیامک بفرستد، عکس بگیرد، با پایگاه اینترنتی گوگل ارتباط برقرار کند، مکان دوستان خود را بیابد، نقشه مورد نظر خود را جهت و مسیریابی کند، تقویم شخصی تنظیم کند و به عبارتی تمام کارهای تلفن های پیشرفته کنونی را انجام دهد.

قراردادن چنین فناوری پیچیده ای در یک عینک کار آسانی نخواهد بود ولی گوگل انتظار دارد تا یک سال آینده این عینک را به بازار عرضه کند. محصولی که انقلاب دیگری در جهان فناوری و اطلاعات به حساب می آید.




iran#

پنجشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۱

گوگل درهای خود را به روی مهمترین موزه های جهان باز می کند


گوگل درهای خود را به روی مهمترین موزه های جهان باز می کند
http://www.voanews.com/persian/news/Google_Museums-2012-04-05-146233995.html

گوگل پیشنهاد کرده است که از کارهای هنری مهم، تصاویری با کیفیت بالا و اطلاعات دقیق به کاربران، عرضه کند.

پروژه پیشنهادی گوگل به علاقمندان تبادل فرهنگی، فرصتی می دهد تا از طریق این موتور جستجوگر مجموعه های موزه ها را بیشتر تماشا کنند.

به عنوان نمونه، تا کنون اگر کسی قصد داشت ماسکی را که قدمت ۹ هزار ساله دارد، و اخیراً در صحرای یهودا یافت شده است، تماشا کند باید به اسراییل سفر می کرد و به موزه اسراییل در اورشلیم می رفت. اما از این ببعد با مشارکت گوگل و موزه ها و گالریهای معتبر جهان، مردم می توانند در هر جای دنیا که هستند آثار هنری باستانی را که با کیفیت بالا و جزییات دقیق روی صفحه کامپیوتر نشان داده می شوند، نگاه کرده و حتی آنها را، از زوایای مختلف، مورد مطالعه قرار دهند.

يک ماسک ۹ هزار ساله، یکی از ۵۲۰ اثری است که با مشارکت موزه اورشلیم و پروژه هنری گوگل در معرض تماشای علاقمندانی که به کامپیوتر دسترسی دارند، گذاشته می شود.

این پروژه در موزه های دیگر، مثل موزه متروپولیتن نیویورک، گالری تات در لندن، موزه فلورانس، و موزه ون گوگ در آمستردام پیاده شده است.




iran#

چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۱

همسر نسرین ستوده: با مرخصی او پس از دو سال حبس و با وجود دو بچه کوچک مخالفت شد!


همسر نسرین ستوده: با مرخصی او پس از دو سال حبس و با وجود دو بچه کوچک مخالفت شد!
http://sahamnews.net/1391/01/191041/

سحام نیوز: همسر نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر که امسال دومین بهاریست که در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که آنها هنوز به بودن نسرین در زندان عادت نکرده اند و حکم و اتهام های او را غیرقانونی می دانند و خواستار آزادی سریعش هستند.

رضا خندان با اشاره به اینکه نه تنها با مرخصی نوروزی خانم ستوده مخالفت شده بلکه حتی حق تماس تلفنی نیز در روزهای آغازین عید از او سلب شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« متاسفانه با اجازه مرخصی او پس از دو سال حبس موافقت نشد و حتی اجازه تماس تلفنی هم در این روزهای عید نه او و نه دیگر زنان هم بندش با خانواده هایشان نداشتند. در طول روزهای عید به عده ای از زندانیان سیاسی مرد مرخصی داده شد تا عید را در کنار خانواده هایشان باشند ولی به هیچکدام از زنان سیاسی حتی مرخصی ساعتی هم در طول این روزهای عزیز داده نشد. ما از خانم ستوده از ۲۹ اسفند تا ۱۰ فروردین ماه خبری نداشتیم. بس از گذشت ده روز از عید بالاخره اجازه ملاقت گرفتم و او را به همراه بچه ها دیدیم.»

همسر نسرین ستوده گفت:« از یک طرف حکم خانم ستوده است که هیچ حقانیتی برایش قائل نیستیم و از طرف دیگر رعایت نشدن حقوق عادیش در زندان است. نزدیک یک سال است که او از حق تلفن محروم است. تلفنی که در بالای تخت خیلی از زندانیان غیر سیاسی وجود دارد و آنها روزانه می توانند با هر کس که بخواهند تماس بگیرند و حتی مسائل کاریشان را هم با تلفن انجام بدهند اما زندانیان سیاسی زن حتی در عزیزترین روزهای ما که عید نوروز است نیز از داشتن تماس تلفنی ساده با خانواده هایشان محروم بودند.»

رضا خندان درباره اینکه پاسخ مسولان به ندادن مرخصی نوروزی به خانم ستوده چه بوده است، گفت:« سیاستی که مسولان در قبال زندانیان سیاسی در این مدت اتخاذ کرده اند سیاست سکوت است. متاسفانه هیچ کدام از مسولان خود را در مقام پاسخگویی به خانواده های زندانیان سیاسی نمی دانند و ما تا به حال هیچ جوابی از درخواست های کتبی و شفاهی مان دریافت نکرده ایم. یعنی اگر ده بار هم تقاضای مرخصی و یا هر تقاضای دیگری بدهید و مسولان با آن مخالف باشند به شما هیچ پاسخی برای دلیل مخالفتشان نمی دهند. کاملا بی اعتنا به نامه ها و درخواست های شفاهی مان هستند. من هم نمی دانم چرا آنها با مرخصی خانم ستوده مخالفت کردند!»

رضا خندان با تاکید بر اینکه زندانی بودن همسرش خلاف قانون است به کمپین گفت:« بازداشت غیرقانونی و بدون جرم نسرین ستوده مهمترین نکته است. او ۱۹ ماه است که با وجود داشتن دو بچه کوچک در زندان است.ما آزادی سریع او را می خواهیم. او و زندانیان دیگری که به دلایل واهی بازداشت شده اند و داخل پرونده های که برایشان تشکیل شده هیچ مسئله مجرمانه ای وجود ندارد باید سریع آزاد شوند، خودشان هم این ها را بهتر از ما می دانند.»

نسرین ستوده در تاریخ ۳۱ شهریور ماه سال ۸۹ بازداشت شد و ۱۹ دی ماه همان سال به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد.



iran#

سه‌شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۱

پروژه کيزاد ابتکار تازه امارات برای کاهش اتکا به صنعت نفت


پروژه کيزاد ابتکار تازه امارات برای کاهش اتکا به صنعت نفت
http://www.voanews.com/persian/news/UAE_Kizad-2012-04-03-145887735.html

امارات متحده عربی اميدوار است برای کاهش اتکا به اقتصاد نفت، بنادر خود را به يک مرکز فرا قاره ای انتقال کالا تبديل کند؛ پروژه ساخت يک بندر جديد در آب های ابوظبی، مساحتی معادل دو سوم کشور سنگاپور را در بر می گيرد.

شرکت منطقه صنعتی خليفه در ابوظبی موسوم به کيزاد، مسئول پروژه ساخت بندر خليفه است؛ اين پروژه تلاشی برای کاهش اتکا به صنعت نفت و توسعه بخش های ديگر اقتصادی آن کشور است.

ابو ظبی، پايتخت امارات متحده عربی، که يکی از بزرگترين صادرکنندگان نفت جهان است، ميلياردها دلار برای ساخت روبناها، توسعه املاک و صنعت گردشگری پروژه کيزاد، هزينه خواهد کرد.

مارتين ورتيگانز، معاون شرکت بنادر ابوظبی که بر تعدادی از بنادر اين شهر نظارت می کند، می گويد: بندر جديد خليفه تقريباً تکميل شده است و اطمينان دارم اين بندر جديد و منطقه صنعتی در کنار آن، اقتصاد ابوظبی را متحول خواهند کرد.

پروژه کيزاد که بخشی از برنامه اقتصادی درازمدت تا ۲۰۳۰ است، بيش از ۱۵ درصد از توليد ناخالص ملی ابو ظبی را توليد خواهد کرد.

ورتيگانز می گويد، بيش از ۳۰ شرکت بين المللی، برای آغاز فعاليت در کيزاد اعلام آمادگی کرده اند. اما، به غير از اين بندر و يک کارخانه توليد آلومينيوم بسيار بزرگ در کنار آن، بقيه منطقه صنعتی کيزاد در مساحتی به وسعت ۴۱۷ کيلومتر مربع، خاليست.

پروژه کيزاد در کانون توجه نمايشگاه تجارت و بندر در ابوظبی بود که در سال جاری برگزار شد. سلطان بن سعيد منصوری، وزير اقتصاد امارات متحده، سخنرانی خود را در اين نمايشگاه به اهميت اين پروژه در خليج فارس اختصاص داد.

وزير اقتصاد امارات متحده گفت: در دو دهه اخير بنادر امارات متحده عربی بالاترين سهم تجارت را در منطقه کشورهای عضو شورای همکاری خليج داشتند. بندر جِبِل علی و بندر زايد در ابوظبی حدود ۵۹ درصد از اقتصاد اين منطقه را به خود اختصاص دادند.

قرار است اولين مرحله از بندر خليفه در سه ماهه آخر سال جاری گشايش يابد. اين بندر نهايتاً ظرفيتی معادل ۱۵ ميليون فوت انبار و ۳۵ ميليون تن کالا خواهد داشت. بازارهای کشورهای در حال رشد، به ويژه چين و همچنين اروپا و آمريکا به بندر خليفه علاقمند خواهند بود.



iran#

دوشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۱

حشمت الله طبرزدی: اجازه ندهیم بازی خمینی بار دیگر تکرار شود


حشمت الله طبرزدی: اجازه ندهیم بازی خمینی بار دیگر تکرار شود
دو شنبه 2 آوريل 2012
http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article1918


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) در نامه ای از داخل زندان نکاتی را پیرامون دمکراسی و حقوق بشر بیان داشت. دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران در این نامه و در پاسخ برخی از منتقدین خود به توضیح پیرامون مسایلی مانند حقوق انسان ها، عدالت، دمکراسی و تمامیت ارضی ایران پرداخت. متن کامل نامه حشمت الله طبرزدی:

عید فرخنده باستانی را بار دیگر به هم میهنان عزیز شادباش می گویم. می خواهم در این پیام به دو مساله حقوق بشری تاکید کنم.

یک؛ در شگفتم با وجود اینکه نزدیک به دو سال از طرح شکایت من علیه سید علی خامنه ای می گذرد، اما هیچ یک از افراد و نهادهای داعیه دار دفاع از حقوق بشر آن را پیگیری نکرده و یا حداقل نتیجه ای ملموس دست نداد. آیا حقوق بشر متمدن این امکان را نیافته است که دیکتاتورها را به پای میز محاکمه بکشاند و حتما می بایست با جنگ و دخالت نظامی به دیکتاتوری ها پایان داده شود؟ یا اینکه طرح چنین مسایلی برای برخی سیاست بازان مدعی دفاع از حقوق انسان ها به اندازه کافی نفع سیاسی ندارد؟

دو؛ گویا ویدئویی از من منتشر شده که در آن مساله ای تکراری در باب دمکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم برای آینده سیاسی ایران را مطرح کرده بودم و طرح مساله فدرالیسم از سوی من نزاع هایی در بین اپوزیسیون به راه انداخته بود. حتی برخی دوستانم از راه هایی برایم پیام فرستادند که فعلا به چنین بحث هایی دامن نزنم. این موضوع موجب شد تا صرفاً به عنوان نظرات شخصی یک مبارز و یک روزنامه نگار حرف هایم را شفاف تر بیان کنم. من نمی خواهم رئیس جمهور شوم، نه شاه و نه رهبر. افتخار مبارز بودن و روزنامه نگار بودن را برای خود حفظ خواهم کرد. بنابر این منتقدین اجازه بدهند آزادانه حرف هایم را بزنم و من را سانسور نکنند. از دیگر سو من از کسانی هستم که اگر یک دولت خارجی یا گروه داخلی قصد تجزیه ایران عزیز را داشته باشد حتماً از اولین هایی خواهم بود که اسلحه در دست گرفته و از وطن دفاع خواهم کرد. فکر می کنم سابقه خودم و خانواده ام در جنگ عراق و ایران که صدام چشم طمع به خوزستان داشت این را نشان می دهد.

اما سخن اصلی من این است که برای این مبارز و روزنامه نگار زندانی زندگی انسان ها، حقوق آنها و عدالت و دمکراسی مثل تمامیت ارضی مهم است. تجربه تاریخی ایران نشان می دهد که به دلیل ضعیف بودن احزاب، جناح ها و نهادهای صنفی و مدنی در ایران همواره حکومت ها ولو اینکه با عنوان مشروطه و غیره شروع به کار کرده اند به مرور به حکومت مطلقه و دیکتاتوری لگام گسیخته تبدیل شده اند. این واقعیت را در بیانیه «ساختار سیاسی آینده ایران» که در عید ۱٣۷٨ منتشر کردیم تحلیل نموده ایم. برای انتشار آن بیانیه که به نام «اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان» منتشر کرده بودیم هزینه سنگینی دادیم زیرا خواستار جمهوری آزاد و دمکراتیک شده بودیم.

اینک اما می خواهم تاکید کنم ساختار سیاسی آینده ایران زیر عنوان هر نامی اعم از ملی یا مشروطه که باشد اگر به توزیع عادلانه قدرت توجه نشود بار دیگر از آن نوعی دیکتاتوری سر بر خواهد آورد. زیرا در ایران بنیادهای دمکراسی بسیار ضعیف است. تنها مکانیزمی که تضمین کننده حقوق انسان ها، عدالت و دمکراسی خواهد بود، پذیرش نوعی فدرالیسم است. از این طریق می توان به صورت علمی از تمرکز قدرت در مرکز و توسط یک جناح پیشگیری کرد. البته محتوای یک جمهوری فدرال را مجلس موسسان باید تعیین کند، برای اینکه مساله بسیار پیچیده ای است. پس پیشنهاد معین من جمهوری فدرال برای ایران است.

من اساساً مایل نیستم گفتمان حقوق بشری و دمکراسی خواهی را به یک گفتمان قومی تقلیل دهم، ولی می خواهم تاکید کنم نوعی جمهوری فدرال می تواند آینده دمکراسی، حقوق بشر و نفی تبعیض در ایران عزیز را تضمین کند.

باید از تاریخ انقلاب و نحوه برخورد خمینی با مساله توزیع قدرت درس بگیریم و پیش از اینکه رویدادهای تاریخی، خود را بر ما تحمیل کنند ما خودآگاهانه ضرورت های تاریخی را دریابیم. و با ارائه راه حل های بیرون از جزمیت های ایدئولوژیک به پیش از تاریخ برویم و بر سرنوشت خود حاکم شویم. برخی شخصیت ها و احزاب و گروه هایی که هنوز جزم های سنت گرایانه را کنار نگذاشته اند، تمایل دارند اتحاد اپوزیسیون را بدون لحاظ خواسته های به حق تاریخی گروه های بزرگ ایران اعم از قومیت ها، صفوف طبقات، مذاهب، احزاب و نهادهای مدنی و حتی جنسیتی حل کنند، و به همین دلیل هیچ گاه موفق نبوده اند.

شاید برخی معترضین و منتقدین این نظریه ایراد کنند که فعلا طرح چنین نظریه هایی زود است برای اینکه موجب تفرقه اپوزیسیون خواهد شد. برداشت من البته این است که وحدت کاذب موجب بروز دیکتاتوری فرد یا جریانی خاص خواهد شد، و مدتی پایدار و حقیقی است که حول مسایل و منافع مشخص باشد و تضمین کننده حقوق اساسی همگان باشد. هر گاه چنین شد پیروزی حتمی خواهد بود.

من از چنین نظریه ای که معطوف به دمکراسی، عدالت و حقوق بشر است دفاع می کنم و از موافقین دعوت می کنم حول آن وحدت حقیقی را پایه گذاری کنند. نباید به کسانی که صرفاً به جابجایی قدرت از این رژیم به رژیم خود می اندیشند اجازه داد بار دیگر بازی خمینی را برای ملت ایران تکرار کنند.

حشمت الله طبرزدی

۱۲ فروردین ۱٣۹۱ خورشیدی

سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی شهر کرج



iran#

بايگانی وبلاگ