پنجشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۳

تازه شدن درد دلها در سالگرد انقلاب پنجاه و هفت

http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_12.html
تازه شدن درد دلها در سالگرد انقلاب پنجاه و هفت
http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_12.html

دوباره سالگرد دیگری از انقلاب 57 برگزار شد. در مورد انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب آمریکا که بیش از دو قرن از وقوع آنها گذشته همچنان نظرات تازه ای توسط مورخان مطرح می شود. همچنین درباره انقلاب مشروطه که یک قرن پیش در ایران رخ داد، بحثهای تاریخی ادامه دارد. انقلاب 57 نیز به تفصیل سالهاست بحث شده و خواهد شد (1). اما در سالگرد انقلاب، همه ساله دولت ایران و اپوزیسیون با حرارت زیاد آنگونه صحبت می کنند، که گویی امروز بهمن 57 است.

دولت ایران این تصور را می دهد که کشور هنوز در شرایط انقلابی قرار دارد و از تکرار شعارهای گذشته در خیابانها، تلویزیون و رادیو کم نمیگذارد و اپوزیسیون نیز بحثهایی را ادامه می دهد که اگر فلان فرد یا جریان این کار را می کرد یا نمی کرد، چنان و چنین می شد یا نمی شد، گویی امروز در حال انقلاب کردن است. اما نمی دانم آیا همه بحثهای سالگرد انقلاب، آموختن از تجربه انقلاب، نظیر آموختن از بسیاری رویدادهای تاریخی دیگر است، یا اینکه نوعی نخواستن برای روبرو شدن با واقعیت جامعه کنونی ایران، چه برای رژیم و چه برای اپوزیسیون. به هر حال بعد از چند روز دوباره زندگی به حالت عادی باز می گردد و همه این حرفها به بوته فراموشی سپرده می شود تا سال بعد. البته مورخان همچنان به کار خود ادامه می دهند چون تاریخ موضوعی است نظیر عرصه های دیگر دانش.

مشکل دولت و اپوزیسیون در ایران عدم قبول واقعیت کنونی است. مثلاً دولت حتی فعالین حقوق بشر را که گناهشان فقط اعتراض به نارسایی های اجتماعی و رفتار دولت با فعالین سیاسی است، به زندان می اندازد. مثل این است که مثلا دولت در آمریکا بیاید و اعضا ای سی ال یو* را به زندان بیاندازد. اپوزیسیون هم اساساً در ایران جریانی مسالمت آمیز است که می تواند به حل و فصل بسیاری از مشکلات کشور کمک کند و دادن تصویری بسیار رادیکال از اپوزیسیون چه از سوی رژیم و چه از سوی اپوزیسیون باعث می شود آنچه برای پیشبرد جامعه امکانپذیر است نیز صورت نگیرد. ما در وضعیتی نظیر انقلاب 57 نیستیم.

شخصاً با اینکه نظرم با آقایان رضا پهلوی، میرحسین موسوی یا مهدی کروبی متفاوت است و به روشنی نیز گفته ام (2) اما نمی فهمم چرا آنها حق ندارند در ایران آزادانه بعنوان اپوزیسیون فعالیت کنند. همانطور که شخصاً در اینترنت اختلاف خود را با آنها نوشته ام چرا در جامعه ایران نیز نتوانند آنها نظرشان را بحث کنند و مخالفانشان اینگونه با نظر آنها مخالفت کنند. مگر هیچکدام از این سه نفر به کسی گفته اند که علیه دولت جمهوری اسلامی تفنگ بردارند؟ مگر خودشان تفنگ برداشته اند؟ این راهی است که امروز اکثر نقاط جهان پذیرفته اند و اپوزیسیون به موازات دولت موجود حق حیات دارد و نه تنها اینگونه تنش زدایی می شود بلکه متقابلاً به پیشرفت کار مملکت کمک می کنند. این راهکار در دنیای کنونی است. امروز دنیای 50 سال پیش نیست و حتی نگاهی ساده به زندگی اجتماعی در خود ایران این واقعیت را نشان می دهد و دیدن آن نیازی به بحثهای تاریخی ندارد. آنچه لازم است کمی حسن نیت از هر دوسو است.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
بیست و سوم بهمن ماه 1393
February 12, 2015

پانویس:
*ACLU
1. ايران آينده نگر
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

چند کلمه ای در سالگرد انقلاب پنجاه و هفت
http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_5.html

 
2. میرحسین موسوی و رضا پهلوی رهبران دموکراتیک نیستند
http://www.ghandchi.com/848-mousavi-rezapahlavi.htm





متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com 

ایرانسکوپ#
#iranscope

بايگانی وبلاگ