پنجشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۳

چند کلمه ای در سالگرد انقلاب پنجاه و هفت

http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_5.html
چند کلمه ای در سالگرد انقلاب پنجاه و هفت
http://iranscope.blogspot.com/2015/02/blog-post_5.html
http://www.ghandchi.com/872-enghelaab-e-57.htm

کمتر از یک هفته دیگر سی و ششمین سالگرد انقلاب 57 است. همه این سالها در مورد انقلاب به تفصیل بحث شده است (1). در واقع چه این تحول را واپسگرا ارزیابی کنیم و چه پیشرو در این شکی نیست که در سال 1357 در ایران انقلابی اجتماعی صورت گرفته است. شاید بتوان گفت انقلاب کبیر فرانسه که انقلابی اجتماعی بود نه تنها در اروپا بلکه در ایران نیز از زمان فتحعلیشاه قاجار و محمد شاه تأثیر خود را گذاشت هرچند از نظر نگارنده اهداف اکثریت نیروهای شرکت کننده در انقلاب 57 درست نقطه مقابل ترقی خواهی انقلاب فرانسه بود (2).

شاید بد نباشد به تلاشهای امیر کبیر که بعد از انقلاب کبیر فرانسه برای ایجاد جامعه مدرن در ایران انجام شده، نگاهی بیاندازیم. مهمترین مسأله جامعه ایران برای ورود به جامعه مدرن تداخل دستگاه مذهبی تشیع و دولت بود که هم در دوران صفویه و هم در دوران قاجار غیرقابل انکار است. تداخلی که در اروپا برای بیش از دو قرن قبل از انقلاب کبیر فرانسه به چالش کشیده شده و از هم جدا شده بود. اما متأسفانه امیرکبیر این مسأله را هم سنگ بسیاری مسائل دیگر می دید و مثلاً نیروی خود را صرف موضوعاتی نظیر درآمدهای زنان دربار ناصرالدین شاه می کرد که آنقدر اهمیتی نداشت و آخر نیز بنظر می رسد جان خود را بر سر چنین موضوعات فرعی داده است. از سوی دیگر با جنبش باب درگیر می شود که خواسته روحانیت شیعه بوده است. جنبش باب برعکس تصور امیرکبیر حرکتی بنیادگرایانه نظیر جنبش خمینی که ما در 57 شاهدش بودیم نبوده است. دو شاخه بعدی جنبش باب یعنی ازلیان و بهائیان، اولی جریانی روشنفکری و دومی جنبشی پارلمانتاریستی شد و همه تبلیغات دستگاه مذهبی تشیع که آنان را جنبشی بنیادگرا ترسیم می کرد، شایعاتی برای ادامه دعوای مذهبی بوده است که امثال امیرکبیر و بعدها نیز دیگران فریب آن تبلیغات را خوردند. به هرحال اگر امیر کبیر از سکولاریسم و جدایی دولت و مذهب دفاع کرده بود نه تنها آن فجایع در مورد جنبش باب پیش نمی آمد بلکه اینگونه ذرگیر شدن نیروهای سیاسی مدرن ایران با موضوعات مذهبی در همه این سالها انرژی جریانات مدرن اجتماعی را به تحلیل نمی برد و فجایع بعدی نیز صورت نمی گرفت. کلاً گویی از زمان امیر کبیر نیروهای مدرن ایران می خواستند همه مسائل جامعه را حل کنند بجای آنکه توجه خود را بر جدا کردن دولت و دستگاه مذهبی تشیع بگذارند که به نقع هم مذهب است و هم دولت و هم جامعه (3).

بعد از امیرکبیر نیز در انقلاب مشروطه تفاوت مهم اروپا با ایران درک نشد. همانطور که ذکر شد در اروپا قبل از انقلاب کبیر فرانسه بیش از دو قرن برای جدایی دستگاه مذهبی و دولت مبارزه شده بود و به همین علت بعد از انقلاب کبیر فرانسه بسیاری از کشورهای اروپایی فقط سلطنت را تعدیل کرده و مشروطه را پذیرفتند و توانستند به جامعه مدرن وارد شوند و مدرنیسم را بسازند اما در ایران تلاش مشابه نمی توانست به همان نتیحه برسد چرا که جدایی دستگاه مذهبی تشیع و دولت نه تنها شکل نگرفته بود بلکه در انقلاب مشروطه محکم تر هم شد. مسأله فقط شیخ فضل الله نوری نبود که با استبداد سلطنتی سمت گرفت یلکه کل روحانیت شیعه بود که از موضع سکولار دفاع نمی کرد و با مشروطه به قدرت نزدیکتر هم شد. بعد از شکست کودتای محمد علیشاه و اعدام شیخ فضل الله نوری در واقع مجلس در دست روحانیتی بود که مقاماتشان در دستگاه تشیع را نه تنها ترک نکردند بلکه مقامات عالیتری را در دستگاه مذهبی تشیع بدست آوردند و خمس و زکات بیشتری دریافت می کردند. در صورتیکه در جامعه ای سکولار فرد روحانی وقتی مقامش را در دستگاه مذهبی حفظ کند حق تصدی مقام دولتی را ندارد (4). در واقع همین بزرگترین عامل شکست مشروطیت شد که نمی توانست جامعه را به مدرنیسم رهنمون شود و رضا شاه این هدف را در برابر خود قرار داد.

رضا شاه توانست تا حد زیادی جدایی دولت و دستگاه مذهبی تشیع را شکل دهد اما او نه تنها نماینده جنبشی اجتماعی نبود بلکه در مقابل اکثریت جنبشی که از زمان مشروطه پاگرفته بود قرار داشت و کسانی مانند مصدق و دهخدا در مقابلش قرار می گرفتند. مــتأسفانه جنبش ملی در تجربه مشروطه با جریان مذهبی غیرسکولار تنیده شده بود و رضا شاه نیز بیشتر و بیشتر به نیروهای خارجی و استبداد نو تکیه کرد. کسانی نظیر احمدکسروی نیز در حقیقت جنبشی را نمایندگی نمی کردند هرچند درک بهتری از سکولاریسم داشتند و در نتیجه حمایت احمد کسروی از رضا شاه نه توانست رضا شاه را به دموکراسی نزدیک کند و نه آنکه قادر بود نیروهای جنبش ملی را به مواضع سکولار نزدیک سازد و فقط خود او بیشتر و بیشتر منفرد شد.

در واقع با سقوط رضا شاه سکولاریسم ضربه شدیدی خورد و حتی بعد از کودتای 28 مرداد نیز سکولاریسم نه تنها تقویت نشد بلکع ضعیف تر شد چرا که نیروهای چپ جامعه بیشتر و بیشتر جریانات ضد سکولار اسلامی را بعنوان متحدین خود علیه شاه و حامیان غربی دولت او می دیدند. در چنین شرایطی است که انقلاب 57 آن تتمه سکولاریسمی را که از بالا تا حدی در زمان رضا شاه بوجود آمده بود، درو کرد. بسیاری از جوانانی که امروز در 36 سال جمهوری اسلامی به سکولاریسم رسیده اند یا در اروپا و آمریکا آن را می بینند با دیدن عکس های دوران قبل از انقلاب (4) فکر می کنند که جامعه ایران واقعاً در آن سالهای پیش از انقلاب سکولار بوده است. اما واقعیت این است، سکولاریسمی که از پایین شکل گرفته باشد تازه در 25 سال اخیر است که بوجود آمده و پیش از آن متأسفانه نه در اصلاحات اجتماعی نظیر کوششهای امیرکبیر و نه در انقلاب های اجتماعی نظیر مشروطیت، سکولاریسم در مرکز توجه رهبران فکری ایرانیان نبوده است. امیدوارم ایرانیان امروز با این آگاهی بتوانند در ایجاد ابتکاری گلوبال برای سکولاریسم پیشقدم شوند (5).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com  
شانزدهم بهمن ماه 1393
February 5, 2015
 

پانویس:
 
1. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm


2. اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

ترقی خواهی در عصر کنونی
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm

کمونيسم افيون روشنفکران ايران
http://www.ghandchi.com/616-CommunismOpiate.htm

ترقی خواهی، جنبش باب، اميرکبير، کسروی و دهخدا
http://www.ghandchi.com/bab-amirkabir-kasravi-dehkhoda.htm 


3. ایران-جمهوری آینده نگر
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm


4. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm


6. وقت تشکیل "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" است
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative.htm

Time for a Global Secular Initiative
http://www.ghandchi.com/871-global-secular-initiative-english.htm

بايگانی وبلاگ