چهارشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۹۲

طبرزدی-آيندهء ايران و سکولار دموکراسی

آيندهء ايران و سکولار  دموکراسی
 حشمت طبرزدی
http://www.newsecularism.com/2013/07/10.Wednesday/071013.Heshmat-Tabarzadi-Irans-future-and-secular-democracy.htm

من بر این باور هستم که جامعه ی ایران و ساختار سیاسی آینده ی ایران قطعاً سکولار دموکراسی خواهد بود. از سال 1378 و طی "بیانیه ی ساختار سیاسی آینده ی ایران" این موضع را بیان کردیم و همواره برای آن تلاش کرده ایم. همان گونه که مشاهده نمودید، منشور ده گانه ی جبهه ی دموکراتیک ایران نیز بر پایه ی سکولار دموکراسی خواهی است. در این مدت، که حدود دو دهه از مبارزات ما می گذرد، با برنامه ای روشن و استراتژی معین راه خود را پی گرفته ایم. آمادگی برای پرداخت هزینه و تداوم مبارزه و استمداد از خردورزی سیاسی و امر تشکیلات، راهکار ما بوده و خواهد بود. انتظار نداریم زود به نتیجه برسیم. البته پیشتر گرفتار این توهم بودیم و فکر می کردیم حتماً فوراً به خواست خود می رسیم اما به مرور با واقعیت ها کنار آمدیم. اما برنامه ی سکولار دموکراتیزه کردن جامعه و حکومت را در برنامه داریم و تردیدی به پیروزی آن نداریم.

می دانیم که جامعه باید آمادگی فرهنگی برای پذیرش آن را داشته باشد و هنوز زود است. حتا این انتظار را نداریم که در دوره ی زندگی خود به سکولار دموکراسی برسیم. در عین حال، دو نکته را نیز مد نظر داریم. اول این که نيروی اصلی اصلاح طلبان طرفدار مردم سالار دینی، رقیب خود را سکولار دموکرات ها می بینند و اين امر در همین نمایش انتخاباتی نیز آشکار شد. البته از موضع پراگماتیستی، این دو جریان گاهی نیز به یکدیگر مدد می رسانند، اما در اصل رقیب هم هستند. هیچ سکولار دموکراتی نمی تواند در میدان اصلاح طلبان دینی بازی کند و هیچ اصلاح طلب دینی نیز حاضر نیست جاده ی سکولار دموکرات ها را هموار کند. اما، در عین حال، و عمدتاً به صورت نا خواسته، این دو جریان گاهی به یکدیگر سود می رسانند. اگر چه در استراتژی با یکدیگر رقابت جدی دارند و اصلاح طلبان دینی به خوبی می دانند که در آینده باید میدان را به سکولار ها وا بگذارند. هیچ سکولاری به سمت اصلاح طلب دینی نمی رود اما فوج فوج از اصلاح طلبان دینی به راه سکولار دموکراسی خواهان می پیوندند.

از مقدمه ی بالا این نتیجه را می گیرم که سکولار دموکراسی خواهان جبهه ی خود را مستحکم تر کنند و بعضاً در میدان اصلاح طلبان دینی توپ به دروازه ی خود نزنند.

دوم این که، اگر چه معنای سکولاریزم تا حدودی آشکار است اما هر سکولاری لزوماً دموکرات نیست. هر فرد یا گروه دموکرات در درجه ی اول باید از هر نوع جزمیت به دور باشد. اعم از این که بخواهد سکولار دموکراسی را به یک آیین با اصول مقدس تبدیل کند یا ناسیونالیست افراطی باشد یا جنسیت گرا و یا قوم گرای جزم اندیش باشد و یا بخواهد زیر پرچم سکولار دموکراسی به ادیان و طرفداران آنان توهین کند.

آدم دموکرات یعنی آدم رها از هر نوع جزمیت گرایی و تقدس مآبی. آن هایی که روز و شب به بهانه ی دفاع از دموکراسی به عقاید دیگران توهین می کنند، و دشمنی های دینی یا قومی یا جنسی و یا صنفی را بر می انگیزانند، نمی توانند مدعی سکولار دموکراسی باشند. البته می توانند سکولار باشند اما لزوماً دموکرات نیستند.

یادم هست در تدارک تهیه و تصویب "اصول همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران" بودیم. طبیعتاً از همه ی گرایش ها جز وفاداران به تفکر حکومت مذهبی دعوت به عمل آمد. جالب است بدانید نماینده ی یکی از این گروه ها که مدعی لیبرال بودن است، و تمام قد پشت سر حسن روحانی قرار گرفته، یکی دو جلسه شرکت کرد اما برای من پیام گذاشت که فلانی اگر چه برای تو و سایر دوستان احترام قایل هستیم اما به دلیل حضور چپ هایی مثل رییس دانا در این جلسات نمی توانیم به حضور خود ادامه دهیم! من همان جا به یکی از دوستان گفتم که این ها حتا مفهوم لیبرالیزم را درک نکرده اند. چگونه ممکن است فرد یا گروهی مدعی لیبرالیزم باشند اما امکان نشستن با تفکر رقیب بر سر یک میز را در خود نبینند؟

به نظر من حتا جزم اندیشی در لیبرالیزم و تبدیل آن به اصول مقدس اگوستین، یا سنت انسلم، نیز فرد و گروه را از منش دموکراتیزه شدن بیرون می کند چه رسد به افراد جزم اندیشی که اثبات خود را در نفی دیگران می بینند.

در هر حال سکولار دموکراسی راه آینده است و از آن اجتنابی نیست.

به وضعیت مصر و ترکیه نگاه کنید.

11 تير 1392 ـ 2 جولای 2013

https://www.facebook.com/bente.nicolai?fref=ts

بايگانی وبلاگ