چهارشنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۳

جهان بينی ميمونی هوشمند


جهان بينی ميمونی هوشمند
سام قندچی
 http://www.ghandchi.com/802-worldview.htm

English Text متن انگليسی
از همسر اسقف ورسستر نقل شده است که در مورد تئوری تکامل داروين گفته بود: اميدوار باشيم حقيقت نداشته باشد. اما اگر که حقيقت داشت، اميدوار باشيم اطلاع عمومی از آن حاصل نشود.
 
اساساً آن خانم از اينکه با ميمونها نسبتی داشته باشد خجالت می کشيد.
 
امروز سخت است کسی نسبت انسان ها و ميمونها را بتواند انکار کند و يا که بخواهد اميدوار باشد اين حقيقت پنهان بماند. انديشيدن در مورد خود بمثابه ميمونی هوشمند تصوری خيلی دور از واقعيت نيست. شايد 100 سال بعد در بخش های مختلف بدن و مغز ما تغييرات اساسی بوجود آيد و بسياری اجزاء مصنوعی و هوش مصنوعی به آن اضافه شود اما در زمان کنونی ما هنوز چندان تفاوتی با انسان های يک ميليون سال پيش نداريم.
 
جهان بينی های مذهبی که به دوران آغاز تمدن های بشری برميگردند هنوز با ما هستند. برای برخی انسانهای روشن بين سخت است به اين باور باشند که مذهبی بتواند مالکيت کامل حقيقت را داشته باشد و در نتيجه در ميان پيروان همه مذاهب و در همه نقاط جهان نظرات عرفانی مرسوم بوده است. شعر زير از مولوی بهترين بيان اين نکته است وقتی که موسی و فرعون را بعنوان دو سايه از حقيقت توصيف می کند و می گويد:

چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد
 موسیی با موسیی در جنگ شد
 
عرفان مطمئناً تصور مالکيت بر حقيقت را نسبت به هر مذهب معينی کمتر به خود راه می داد. اما دانش بشری گسترش پيدا کرد و آشکار بود باور به اينکه زمين و اجرام سماوی در هفت روز خلق شده اند با کشفيات علمی قابل تطابق نبود حتی اگر همه مذاهب به شکل عرفانی بر اين نظر توافق ميکردند. بنابراين علم چالش اصلی عرفان شد گرچه نظير مذهب، تمايل بيشتری به ايجاد اين تصور داشت که مالکيت حقيقت را در دست دارد.
 
طی تکامل علوم و تکنولوژی پنج قرن گذشته بيش از پيش آشکار شد که هر قدر ما از زمان خود از نظر زمانی و از کره زمين از نظر مکانی دور شويم، ديدگاه های علمی ما نظير ديدگاه های مذهبی به گمانه زنی نزديکتر می شود اما با اينحال خردپردازی های علمی نظير تئوری بيگ بنگ می بايست که از معيارهای سخت تجربی عبور کنند و ما چنين نظريات علمی را از روی ايمان نمی پذيريم هر قدر هم برای دانشمند معين يا علم معينی احترام قائل باشيم. حتی تئوری های انشتين همچنان سالها پس از درگذشت وی تحت آزمايشهای سخت قرار می گيرند.
 
فلسفه های علمی ابتدايی نظير ماترياليسم قرن هجدهم فرض می کردند که پيش بينی های علمی جديد را می توان در زمان و مکان بطور نامحدود با استنتاج تعميم داد. کيهانشناسان بيشتر به تئوری استدی استيت در مورد جهان تمايل داشتند. نسبيت انشتين، تئوری کوانتا و بالاخره تئوری بيگ بنگ ضربات مهلکی نه تنها بر مطلق گرائی ماترياليسم مکانيکی وارد آوردند بلکه ماترياليسم ديالکتيک کمونيستها را نيز از ميدان به در کردند. علم هيچ دگم و جزم انديشی را بمثابه موضوع ايمانی نمی پذيرد. به همين دليل نيز تلاشهای نازی ها و کمونيستها برای ساختن دگمی ابدی از علم، شکست خورد.
 
می دانيم جهان ما 14 ميليارد سال عمر دارد. اما به سختی چيزی را در فراسوی مکان و زمان می توانيم درک کنيم و اينکه آيا ابعاد بيشتر و جهان های ديگری ممکن است وجود داشته باشد. علم بشری ممکن است تا مدت زمانی طولانی پاسخی برای اين سؤالات نداشته باشد. در چنين مواردی استنتاجات علوم مختلف می تواند همانقدر ارزش داشته باشد که گمانه زنی های مذاهب مختلف؛ اما، تفکر علمی به هيچ دگم و جزم انديشی نظير ماترياليسم ديالکتيک متوسل نمی شود تا برای خود نوعی قطعيت و اطمينان کامل خيالی، ايجاد کند.
 
علم امروز از ماترياليسم قرن هجدهم فرسنگها فاصله دارد. نه تنها پديده هايی نظير کوارک های تئوری کوانتا بخشی از علم کنونی هستند بلکه علم امروز برای ارزيابی از چيزهايی فراسوی ابعادی که حسيات بشر قادر به رديابی باشند نيز تلاش می کند و چنين گمانه زنی هايی را تخيلات غيرعلمی نمی پندارد. اين امر بمعنی عقب رفتن به ايدئولوژی ها و مذاهب عهد عتيق نيست اما نشان می دهد که ما آماده ايم گستره بزرگتری از پديده ها را مورد تفحص قرار دهيم. برای علم فرابشری بسيار بيشتر از علمی که با ماترياليسم محدود می شد، عرصه پژوهش وجود دارد.
 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
پانزدهم ارديبهشت ماه 1393
May 5, 2014
 

ایران#
#iran
iranscope@

بايگانی وبلاگ