چهارشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۹

نقد کتاب : توهمات غلط مردم آمریکا درباره عرب ها


نقد کتاب : توهمات غلط مردم آمریکا درباره عرب ها
محمد الشیناوی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Arabvoices-2011-1-26-114651744.html

جیمز زاگبی، پایه گذارو مدیر «انستیتوی آمریکایی های عرب تبار»، یک موسسه غیرانتفاعی مدافع حقوق شهروندان عرب تبارآمریکایی در شهر واشنگتن، دریک کتاب تازه منتشر شده به نام «صداهای عرب» Arab Voices، پنج مورد اساسی در رابطه با دیدگاه مردم آمریکا نسبت به اعراب را به چالش گرفته است.

نخستین دیدگاه غیرواقعی در رابطه با عرب ها به نظر زاگبی این است که مردم آمریکا همه کشورهای عربی را یکسان، یکپارچه ومتشکل می بینند.

دومین مورد، مسئله «دنیای عرب» است که بنا برتحقیقات سازمان پژوهشی وابسته به انستیتوی آمریکایی های عرب تبار(زاگبی اینترنشنال)، یک مورد خیالی واصولا غیرواقعی است. نتایج این پژوهش های گسترده در کشورهای عربی از غرب و مراکش تا شرق و امارات عربی نشان می دهد که هریک ازاین کشورها دارای فرهنگی غنی ، جدا و متفاوت از دیگری هستند که هریک از آن ها نیز به نوبه خود متشکل از اقوام گوناگون و فرهنگ های مختلف وکوچک ترمی باشد. اما درمجموع همه این اقوام و ملیت های متفاوت دارای نوعی احساس وابستگی به جهان عرب هستند.

جیمز زاگبی می گوید:«برای مثال فرهنگ مراکش با فرهنگ لبنان از زمین تا آسمان فرق دارد. هم چنین فرهنگ عربستان سعودی هیچ ارتباطی با فرهنگ مصر ندارد. مردمی که در این کشورها زندگی می کنند از افکار و عقاید مختلفی برخوردارند که زندگی آن ها را در این کشورهای خاص به طور روزمره تحت تاثیر قرار می دهد. اما درعین حال یک ریسمان ظریف و نامرئی همه آن هارا در سطح منطقه ای به هم پیوند می دهد. این پیوند هم نتیجه زبان مشترک ، احساس، درک و حساسیت های مشترک آن هاست.

عرب ها هم از لحاظ اختلاف نظربایکدیگر می توانند به اندازه دیگر مردم جهان ازهم گسیخته باشند اما مشاهده کردیم که هنگامی که عراق مورد تهاجم قرارگرفت آن ها ناگهان به هم پیوستند.هم چنین وقتی فلسطین مورد تهاجم قرار می گیرد آن ها متحد و هم زبان می شوند و همین صدای اتحاد است که به صورتی قدرتمند انعکاس پیدا می کند و این توهم را بوجود می آورد که جهان عرب یک جهان واحد است.»

«زاگبی» در کتاب تازه خود، رسانه های خبری آمریکایی را دلیل اصلی مشکل و معضل سوم می داند. این همان دریافت ودرک منفی است که با تماشای اخباراین رسانه ها از عرب ها به آمریکایی ها منتقل می شود:«درآمریکا ما تصورمی کنیم هرفرد عرب هرشب با تنفر از آمریکا به رختخواب می رود و هر صبح با تنفر از اسرائیل از خواب برمی خیزد درحالی که آمار به ما نشان می دهد که عرب ها هم مثل مردم دیگر جهان نگران خانواده، بیمه سلامتی، مخارج تحصیلی فرزندان و نگهداشتن شغلشان هستند.»

نتایج آمارگیری ها درخاورمیانه در طول دهسال گذشته نشان می دهد که تعداد کسانی که در این منطقه برای عبادت به مساجد می روند کوچکترین تغییری نکرده است. چنانچه تعداد کسانی که در ایالات متحده آمریکا به کلیساها می روند نیز از دهه پیش بیشتر نشده است.

چهارمین مسئله مهمی که «زاگبی»آن را در کتاب خود یک اسطوره غیرواقعی و خیالی می خواند این است که مردم آمریکا تصور می کنند عرب ها همگی از تندروی های مذهبی پیروی می کنند. نتایج به دست آمده از اذهان عمومی در کل خاورمیانه نشان می دهد که این مسئله واقعیت ندارد و بنا برگفته «جیمززاگبی» این «هالیوود» است که عرب ها را یا به صورت یک عده تروریست به نمایش می گذارد یا به شکل میلیونرهای فاسدی که پول نفت را حیف و میل می کنند:«البته که آن ها می توانند عربی را به شکل تروریست نشان دهند. ما می دانیم که عرب های تروریست وجود دارند. هم چنین شیخ های ثروتمندی که کارهای زشتی با پول های بی حسابشان انجام می دهند. اما اگر تنها تصویری که ازیک عرب می بینیم همین باشد مسلم است که مردم تحت تاثیر قرار می گیرند. تصور کنید اگر ما یک شخص سیاهپوست یا آفریقایی تبارآمریکایی را توی تلویزیون همیشه به عنوان یک جنایتکار نشان دهیم. یا یک فرد یهودی تبار را به شکل یک دغلکارمالی به تصویر بکشیم. اگر این تنها تصویری باشد که ما از این افراد نشان می دهیم مسلم است که کم کم در ذهن مردم این تصاویر با واقعیت یکی می شوند. مسئله در اینجاست که اگر ما این چهره های کریه و ناهمگون را از اعراب به آمریکایی ها نشان می دهیم باید درمقابل آن چهره های دیگری که در میان اعراب وجود دارد را نیز به نمایش بگذاریم تا این اثرات منفی را ازبین ببرد و مردم این کشور بدانند که همه عرب ها یک جور نیستند.»

مسئله پنجمی که در کتاب «صداهای عرب» مطرح شده شاید بتوان گفت مهم ترین این مسائل را تشکیل می دهد. این مسئله که اعراب با رفرم و دگرگونی مخالفند مسئله ای است که زدودن آن فقط با تلاش و کوشش غرب امکان پذیر است. زاگبی با آمار و ارقام دقیق نشان می دهد که مردم در سراسر کشورهای عربی خواستار تغییرات سیاسی و اجتماعی هستند. اما نمی خواهند این تغییرات به زور کشور دیگری در مملکت آن ها انجام شود. آن ها از رفرم و حرکت های خودجوش و خودخواسته مردمی حمایت می کنند.

زاگبی معتقد است سیاستمداران آمریکایی باید از تجار این کشورراه داد وستد با اعراب را بیاموزند:«تجار آمریکایی هنگام تجارت از انجام یک دادوستد استقبال می کنند. آن ها با دقت به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهند تا به درستی متوجه شوند خواست های آن ها چیست. این تجار می دانند که تا بازار جنسی را که می خواهند بفروشند نشناخته اند نمی توانند این معامله را به انجام برسانند. اگر ما می توانستیم سیاست را هم به صورتی که تجارتمان را انجام می دهیم به ثمر برسانیم، خیلی زودتربه صلح و دوستی که خواهان آن هستیم درمیان مردم درسراسر جهان می رسیم. مردم اجناس آمریکایی را از طریق این تجار می خرند چرا که آن ها فرهنگ و ارزش های ما را دوست دارند و محصولات ما را می پسندند. آن ها نوع زندگی ما را دوست دارند و می خواهند مثل ما باشند اما ما دائما با سیاست های غلط آن ها را دلزده می کنیم.»

این سوء تفاهم ها به نظر می رسد نسل بعدی آمریکایی ها را هم درخود فروخواهد کشید. چرا که به نظر زاگبی سیستم و شیوه های رایج آموزشی در آمریکا اطلاعات کافی در مورد اعراب و خاورمیانه در دسترس دانش آموزان این کشور قرار نمی دهد. او می گوید این نا آگاهی و عدم اطلاعات لازم باید جبران شده و این سوء تفاهم ها بایستی از بین برده شود. این یکی از راه های رسیدن به مرحله ای است که ایالات متحده آمریکا بتواند جایگاهی را که شایسته آن است درقلب و ذهن مردم عرب پیدا کند.



بايگانی وبلاگ