سه‌شنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۴

تأملی بر اظهارات یک فعال اصلاح طلب

تأملی بر اظهارات یک فعال اصلاح طلب
 
سه هفته پیش یکی از فعالان معروف اصلاح طلب پس از امضای توافق اتمی در وین یادداشت تبریکی خطاب به دولتمردان ایران نوشت با اظهار رضایت از اینکه حاضر شدند برای حل مسأله ملی با دولت های خارجی سر میز مذاکره بنشینند و سپس این پرسش را مطرح کرد که چرا با منتقدین داخلی نیز بجای حصر و حبس، گفتگو نمی کنند. منظور  ایشان بسیار روشن بود که خواستار گفتگوی دولت درباره آزادی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد هستند. نه تنها با این فعال اصلاح طلب در مورد رفع حبس و حصر موافقم بلکه خود نیز بارها در این مورد نوشته و از هر تلاشی برای آزادی این بزرگان حمایت کرده ام (1)، اما به رغم احترامی که برای آنها قائلم، از رهبری آنها برای کل جنبش حمایت نمی کنم (2). مایه گله هم نباید باشد چرا که اصلاح طلبان نیز حاضر نیستند از رهبری شخصیت های سکولار نظیر حشمت طبرزدی حمایت کنند و انتظاری هم از آنها نیست. البته اگر تشکیلاتهایی یا رهبرانی با هم ائتلاف کنند، طبیعتاً هوادارانشان نیز از رهبر ائتلاف پشتیبانی خواهند کرد.
 
تا اینجا بحث احترام دو بخش اپوزیسیون به یکدیگر است که به رهبران یکدیگر احترام می گذاریم گرچه هر کسی رهبر خود را دارد.
 
اما این فعال اصلاح طلب نکته دیگری هم نوشته بود. وی با مورد خطاب قرار دادن جمهوری اسلامی می گوید "بی شك میان منتقد داخلی و اپوزیسیون نظام تفاوت های زیادی وجود دارد؛ منتقدین دلسوزانی هستند كه توانشان را برای اصلاح امور كشور بكار می گیرند و اگر اینگونه نبود می توانستند راههای جدی تری برای مبارزه با نظام اتخاذ كنند."
 
نمی دانم معنی حرفهای بالا چیست. مگر آنهایی که اپوزیسیون نظام هستند همه به راه انقلاب مسلحانه اعتقاد دارند. اگر نه، در آنصورت چرا چنین تفکیکی بین منتقد داخلی و اپوزیسیون نظام مطرح می شود. تفاوت در کسانی است که راه مسالمت آمیز و راه قهرآمیز را برگزیده اند. اتفاقاً فردی می تواند خواستار همین نظام باشد و راه قهرآمیزی نظیر کودتا را برای اصلاح آن برگزیند. بهتر بود این فعال اصلاح طلب می گفت که کسانیکه راه مسالمت آمیز را برگزیده اند، چه اپوزیسیون نظام بوده و خواستار رژیمی سکولار باشند و چه اصلاح طلب اسلامی، باید بتوانند آزادانه فعالیت سیاسی کنند و نه آنکه به حبس و حصر و غیره دچار شوند. البته از نظر اینجانب فعالیتهای مسالمت آمیز جدی ترین کار است ولی این بحث درست است که در صورت بسته شدن این راه، عده ای چه همین نظام را بخواهند و چه نظامی سکولار، ممکن است به راه مسلحانه روی آورند. بهترین نمونه اش را امروز در مصر می بینیم که بسیاری از کسانیکه رژیم اسلامی را می خواستند و راه مسالمت آمیز اخوان المسلمین را برگزیده بودند، بعد از کودتای سیسی و بسته شدن آن راه، همچنان دنبال راه انداختن رژیمی اسلامی هستند اما این بار داعشی شده اند و به مبارزه قهرآمیز روی آورده اند.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
چهاردهم مرداد ماه 1394
August 5, 2015
 
پانویس:
 
1. نتیجه حصر میرحسین موسوی
http://www.ghandchi.com/804-hasr-e-mousavi.htm
 
2. چرا دیگر نباید از رهبری میر حسین موسوی دفاع کرد
http://www.ghandchi.com/934-mousavi-leadership.htm
 
 
 
متون برگزیده

 

بايگانی وبلاگ