پنجشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۹

قندچی-آينده نگری و جنبش سبز


آينده نگری و جنبش سبز
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/636-ayandehnegar.htm

"آدمی در عالم خاکی نميايد بدست، عالمی ديگر ببايد ساخت و از نو آدمی" حافظ

چرا اتحاد شوروی و بلوک شرق با آن عظمت سقوط کردند؟ اتحاد شوروی فقط يک دولت نبود بلکه طرحی بود برای جامعه و سقوط شوروی در واقع بيان اين بود که ديگر آن طرح اجتماعی که با انقلاب اکتبر آغاز شد، کار نميکرد. آيا فقط سوسياليسم بود که با آغاز جامعه فراصنعتی فرو ريخت؟ خير، طرح اجتماعی سرمايه داری نيز با اين تحول نوين در دنيا عدم کارايی خود را نشان داده است اما فروپاشی قابل رؤيت در کشورهای سرمايه داری استبدادی بود چرا که در اروپای غربی، آمريکا، استراليا و کانادا که دولت و جامعه پلوراليسم را پذيرفته بودند اين تحول نوين توانست که بدون زمين لرزه ای نظير اتحاد شوروی بطور مسالمت آميز تطور پيدا کند (1).

يعنی آن دسته کشورهای سرمايه داری که فاقد پلوراليسم در سيستم سياسی-اجتماعی خود بودند، نظير ايران و اکثريت کشورهای آمريکای لاتين، حتی قبل از اتحاد شوروی و اروپای شرقی، فروپاشی خود را با تحول فراصنعتی در جهان، شروع کردند. اما در برابر اين زمين لرزه عظيم که شکل ميگرفت نيروهای جامعه کهن ماقبل صنعتی در برخی از اين کشورها، نظير ايران و افغانستان، که هنوز در عرصه تفکر و انديشه مردم قدرت داشتند، نويد بازگشت به عصر طلايی گذشته را بعنوان آلترناتيوی برای دوران ابهامات، عرضه کردند (2).

خمينی در ايران و طالبان در کشورهای سنی نشين اسلامی دو نيروی عمده اين واپس گرايی در خاورميانه بعنوان راه برونرفت از بحران جهان صنعتی بودند. البته حتی در آمريکای پيشرفته نيز، نيروهای بنيادگرا قد علم کردند، اما اينان در يک جامعه پلوراليستی است که با ديگر نيرو ها به رقابت نشسته اند. در آمريکای لاتين نيز کشورهای سرمايه داری يکی بعد از ديگری پلوراليسم را پذيرفتند و اکنون حتی کوبای سوسياليست در آن قاره نيز نظير اروپای شرقی، پلوراليسم را می پذيرد که اجازه می دهد تحول مسالمت آميز به جامعه فراصنعتی، بدون نياز به انقلاب اجتماعی، ممکن شود و حتی روز گذشته فيدل کاسترو خود اذعان کرد که راه کوبا حتی برای خود کوبا نيز کار نميکند تا چه رسد به انکه به خارج صادر شود (3).

در چنين جهانی است که بعد از پايان جنگ ايران و عراق اپوزيسيون ايران از نو بر می خيزد. ديدگاه های اپوزيسيون کهنه ايران اساساً جلب کننده نيستند چرا که همان دولت های ايده آل اپوزيسيون قديم ايران، در خود ايران يا در کشورهای ديگر نظير شوروی و اروپای شرقی بودند، که در برابر تحول فراصنعتی پاشيدند، و روشن است که چنين برنامه هايی نميتوانند راه تکامل آينده را نشان دهند. حتی چين کمونيست نيز تا حد زيادی پلوراليسم را در عرصه اقتصادی و حتی سياسی پذيرفته است که دوام آورده است (4).

اما در ايران، در همين حال حرکتی اصلاح طلبانه در داخل جمهوری اسلامی شروع شد که از يکسو بخاطر طرح پلوراليسم يعنی کثرت گرايی اميدی در دل ها انداخت که شايد نظير پلوراليسم کشورهای غربی بتواند امکان تحول مسالمت آميزی به جامعه فراصنعتی را نظير آنچه در دموکراسی های غربی تاکنون ديده ايم، فراهم سازد. از سوی ديگر اين اصلاح طلبی بخاطر اشتراکش در ديدگاه های واپس گرای خمينی عملاً خود نيز از پويايی لازم برای جذب نيروهای پيشرو و رهبری مدرن جامعه، عاجز است. در واقع علت اصلی بدبينی و يأس در جنبش سبز ايران همين ديدگاه واپس گرای خمينيسم در رهبران اصلاح طلب است که بخش های ديگر جنبش را نيز فلج می کند. اصلاح طلبان در شوروی واروپای شرقی نيز همين مسأله را داشتند که تا آنجا که آزادی و پلوراليسم را مطرح می کردند به تحول جامعه کمک کردند اما بخاطر اشتراک ايدئولوژيک با رژيم های استبدادی آن کشورها، توان رهبری را نداشتند و بالاخره نه امثال دوبچک و نه امثال گورباچف نتوانستند کار را تمام کنند و واسلاو هاول ها و يالتسين ها که از رژيم گذشته کاملاً بريده و در پی اصلاح آن نبودند، توانستند راه گشا شوند (5).

جنبش سبز ايران اکنون بيش از 6 ماه است که دارد درجا ميزند و اصل مشکل نيز رهبری اصلاح طلیان است. نه اينکه آقای کروبی يا خانم رهنورد يا آقای موسوی انسان های ناصادق و بدی باشند اما تفکر آنها هنوز ايده آلش جمهوری اسلامی است که خود اصل مسأله است، همانگونه که آقای ميخائيل گورباچف در شوروی يا الکساندر دوبچک در چکسلواکی انسانهای شريفی بودند اما راه اصلاح طلبی شان در محدوده همان سيستمی بود که خود سد راه تحول آينده بود (6).

پلوراليسم در جامعه همانطور که غرب قرن هاست نشان داده است با رژيم های مذهبی يا ايدئولوژيک ميسر نيست و پلوراليسم حداقلی است که امکان تحول به جامعه فراصنعتی به شيوه مسالمت آميز را ممکن می سازد وگرنه هدف جامعه سرمايه داری يا سوسياليستی، خود پلوراليسم نيست بلکه پلوراليستی بودن جوامع امکان تحول مسالمت آميز را به آنچه آينده فراصنعتی است، ممکن می سازد. تحول آينده حکايت از نقطه انفصالی تا سال 2045 دارد که پس از آن اساساً آنچه تا کنون بعنوان بشريت شناخته می شد معنايش کاملاً عوض خواهد شد به همان اندازه که انسانها و ميمونها امروز متفاوت هستند. حتی هوش مصنوعی تا نيم قرن بعد از آن تفوق کامل خواهد يافت و باهوش ترين موجودات روی زمين قادر خواهند بود شکل خود را به دلخواه انتخاب کنند و ديگر موضوعات نيازهای اوليه از غذا تا پوشاک تا مسکن نه تنها به موضوع مؤثرترين شکل انرژی تقليل پيدا خواهند کرد بلکه حتی آنگونه که ست شوستاک می بيند شايد مسکونی ترين نقاط گيتی برای موجودات تکامل يافته تر نه سياراتی به اصطلاح قابل سکونت به معنی کنونی آن، نظير کره زمين، بلکه نقاطی نزديک به مرکز کهکشان ها خواهند بود که انرژی و ماده در آنجا به وفور يافت می شود (7).

معضل جنبش سياسی ما اين است که در دعواهای مأيوس کننده ايدئولوژی های کهنه ای که می خواهند اين دنيای نوين را درک کنند به بيراهه افتاده است و انرژی مثبت آينده نگر خود را به اين شکل از دست می دهد و يک سايت آينده نگر روز و شب به نظرات اصطلاح طلبان مذهبی می پردازد و ديگری به نظرات چپ های تحول خواه و گرچه هر دو صادقانه به آينده نظر دارند اما هنوز در بند ايدئولوژی های کهنه گرفتارند و به همين دليل انرژی آنها بيشتر منفی، و متمرکز بر نفی است، تا مثبت و در پی سازندگی، و به بحث های کهنه در مورد دموکراسی و آزادی می انجامد. يک نگاه ساده به کره شمالی و کره جنوبی نشان می دهد که هر دو يک ملت و با تاريخ مشترکند اما در يکی جامعه مدرن بوجود آمده و رشد آزادی و در ديگری عکس آن و اين هم طی کمتر از نيم قرن. در نتيجه بجای بحث های تاريخی در مورد به نتيجه نرسيدن تلاشهای ايرانيان بهتر است خوش بينی در پرتو يک ويزيون مثبت رو به رشد بسوی آينده را در نظر بگيريم تا از اتلاف انرژی خود در کوره راههای کهنه ای که سالهاست در حال فروپاشی هستند، اجتناب کينم و پتانسيل عظيم آينده را در چشم انداز خود ببينيم (8).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
هجدهم شهريور ماه 1389
Sept 9, 2010

پانويس ها:

1. http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm
2. http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
3. http://www.theatlantic.com/international/archive/2010/09/fidel-to-ahmadinejad-stop-slandering-the-jews/62566
4. http://www.ghandchi.com/628-mostaghelandishi.htm
5. http://www.ghandchi.com/412-PowerReligion.htm
6. http://www.ghandchi.com/595-MousaviError.htm
7. http://www.bbc.co.uk/news/science-environment-11041449
8. http://www.mefeedia.com/watch/22932908

بايگانی وبلاگ