چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

فیروزه خطیبی-متال ساناز و کنسرت «هوی متال» در هالیوود دراعتراض به حضور احمدی نژاد در سازمان ملل


متال ساناز و کنسرت «هوی متال» در هالیوود دراعتراض به حضور احمدی نژاد در سازمان ملل
فیروزه خطیبی

http://www.voanews.com/persian/news/arts/MetalSanaz-2010-9-22-103556784.html

متال ساناز، مجری ایرانی و گزارشگر برنامه های رادیویی و تلویزیونی گروه های «هوی متال» Heavy Metal در هالیوود، به همراه گروه سیاسی و حامی حقوق بشری «مرز پرگهر» در لس آنجلس سه شنبه شب (٢١ سپتامبر) برنامه ای را به عنوان اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و حضور احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک در یکی از کلوپ های شبانه لس آنجلس به نام «آئورا» Aura Club اجرا کردند.

در این کنسرت ساناز، زن ٣٦ ساله ایرانی که یکی از معروف ترین و موفق ترین چهره های صحنه موسیقی «هوی متال» در آمریکا به شمار می رود توانست این برنامه را با حضور برخی از معروف ترین گروه های موسیقی «هوی متال» آمریکا، درحمایت از جنبش های آزادیخواهی مردم ایران و جلوگیری از نقض دائمی حقوق بشر در ایران با موفقیت و با حضور جمعیت کثیری از ایرانیان و آمریکایی های ساکن لس آنجلس برگزار کند.

گروه های «هوی متال» معروفی چون «دیو لمباردو» از گروه «اسلیر» Slayer، «نیل توربن» از گروه «انترکس»، «جت بوی» و بسیاری دیگر به اجرای برنامه پرداختند و درطول برنامه علاوه براجرای موسیقی پرطپش و طنین انگیز، دامنه اعتراضات صلح آمیز خود را تا حد پاره کردن عکس هایی از رهبران پیشین و کنونی رژیم ایران بر روی صحنه گسترش دادند.

تنها چند ماه پس از استقرار رژیم جمهوری اسلامی در ایران در سال ١٩٧٩ بود که آیت الله خمینی، رهبر انقلاب ، فتوایی علیه قوانین موجود در رابطه با شرایط اجرای موسیقی در ایران صادر کرد که بر اساس آن موسیقی بر دو نوع «حلال» و «حرام» تقسیم شد و استفاده از این هنر تنها در راه پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی امکان پذیر بود.

درطول نخستین سال های برقراری حکومت جمهوری اسلامی در ایران، براساس همین فتوا، اجرای انواع موسیقی از موسیقی سنتی ایرانی گرفته تا موسیقی غربی از رسانه های شنیداری ممنوع شد و خانه ها و اتومبیل های شخصی برای پیدا کردن کاست هایی از این نوع موسیقی ممنوعه تفتیش شدند. ابزار و آلات موسیقی در خانه ها و اماکن عمومی ضبط ، مصادره و نابود شد. آهنگسازان، نوازندگان وخوانندگان معروف آن دوران مجبور به خانه نشینی یا ترک مملکت شدند.

ممنوعیت رقص و موسیقی که درهرجامعه ای از عناصر شادی آفرین به شمار می رود در ایران به عنوان عاملی «مهاجم» و «اهانت آمیز» شناخته شد و این ممنوعیت به عنوان یکی از ابزارهای رویارویی و مبارزه با فساد اجتماعی درجایگاهی خاص قرار گرفت. در همین دوران در دادگاه های انقلاب از ابزار و آلات موسیقی مصادره شده به صورت مدارکی برای محکوم شناختن صاحبان آن ها استفاده می شد. محکومیت هایی که گاه حتی زندان های طویل مدت و اعدام را نیز به همراه داشت.

ساختن ساز و ابزار و آلات موسیقی و حتی واردات وسائل الکترونیکی جنبی برای اجرای موسیقی تا سال ١٩٩٠ میلادی در ایران ممنوع بود. در اواسط همین سال دولت جمهوری اسلامی درمقابل فشارهای روزافزون مردم مجبوربه لغواین ممنوعیت شد.

«روزبه » از اعضای گروه مرز پرگهر و یکی از دست اندرکاران کنسرت «هوی متال به حمایت از ایران» می گوید:«امروز، در میان مردم و در رسانه های گروهی اجرا و نمایش هرگونه رقصی ممنوع و قابل مجازات است. خواندن زنان نیز در رسانه های داخل ایران ممنوع به شمار می رود. زنان ومردان به طور قانونی اجازه اجرای موسیقی در کنار یکدیگر حتی در یک ارکستر سمفونی را ندارند. اغلب خوانندگان و نوازندگان بجز تعداد انگشت شماری از هنرمندان موسیقی سنتی در خارج از ایران به سر می برند و آن دسته از خوانندگان و نوازندگانی که در ایران زندگی می کنند اغلب به صورت نیمه قانونی و یا غیرقانونی دست به اجرای برنامه هایی می زنند.»

این فعال سیاسی و حقوق بشری معتقد است درفضای امروز ایران، بیش از هرچیز غم و اندوه ترویج می شود:« جایی که شنیدن موسیقی و نمایش احساسات درونی و شخصی مثل هیجان، شادی و شعف غیرقابل قبول و حتی غیرقانونی است میلیون ها تن از جوانان ایرانی در داخل کشور همه قوانین موجود را درهم شکسته اند و به صورت اعجاب انگیزی توانسته اند به اجرای موسیقی غربی به خصوص موسیقی خلاف جهت اصلی چون «هوی متال» بپردازند. موسیقی اعتراضی که تمام عوامل آن با اصول کلی رژیم اسلامی ایران و نوع حکومت آن در تضاد است. جوانان ایرانی علیرغم تهدیداتی چون شکنجه و زندان امروزه صدای درونی خود را از طریق این نوع موسیقی سرداده اند و در اماکنی چون مزرعه هایی در خارج از شهر با دیوارهای بلند کنسرت هایشان را به طور غیرقانونی اجرا می کنند. آن ها می دانند که این اوقات خوش چند ساعت بیشتر به طول نخواهد انجامید و می دانند که هر آن ممکن است بسیجی ها به داخل بریزند و آن ها را دستگیرکنند و برچسب «شیطان پرست» به آن ها بزنند. اما اهمیت نمی دهند. »

بنا برگفته این فعال سیاسی وحقوق بشری در طول دو سال گذشته بیش از ٤٠٠ تن از اعضای گروه های «هوی متال» و طرفداران آن ها توسط این گروه های بسیجی دستگیرو بازداشت شده اند.

«متال ساناز»هم که بخش اعظم زندگی خود را در ایران گذرانده از اواسط دهه ٩٠ میلادی در آمریکا زندگی می کند.وقتی برای نخستین بار در خردسالی به همراه پدرخوانده اش به کنسرت گروه قدیمی هوی متال «بلک سبث» Black Sabath می رود از همان موقع به این نوع موسیقی علاقمند شده و ه شدت تحت تاثیر نوع اجرای آن قرار می گیرد.

متال ساناز که از طریق برنامه های رادیویی و تلویزیونی در رسانه های آمریکا، معرف برخی از چهره های معروف امروز هوی متال بوده است فارسی صحبت می کند و علیرغم ظاهر«هوی متال» که جنبه های نمایشی کار او را در برمی گیرد خود را یک زن تمام عیار ایرانی می داند: «همه زن ها و دختران ایرانی قرار نیست دکتر روانشناس و مهندس آرشیتکت بشوند. باید سنت هایی از این رقم را شکست، از این چهارچوب ها بیرون زد و اگرعلائق دیگری هم در دختران و زنان ما وجود دارد به آن ها هم اجازه تجلی داد.

متال ساناز موسیقی «هوی متال» را هم مثل هرهنر و موسیقی دیگری نوعی ابراز احساسات درونی به ویژه برای نسل جوان می بیند. او به صدای آمریکا می گوید:«به نظر من سوء تفاهم های زیادی در اطراف موسیقی هوی متال وجود دارد. مردم به قیافه های این موزیسین ها نگاه می کنند ودر فکر خودشان بلافاصله به آن ها برچسب شیطان پرست می زنند اما این طور نیست. ما شیطان پرست نیستیم و این موزیسین ها هم افراد معمولی هستند مثل من و شما و زندگی روزانه معمولی را می گذرانند. با این تفاوت که از طریق این نوع موسیقی بهتر می توانند درونی ترین احساساتشان را ابراز کنند.»

متال ساناز که در جامعه آمریکایی از موفقیت زیادی برخوردار است رابطه خود را با گروه های هوی متال داخل ایران نیز از طریق سایت های اجتماعی «مای اسپیس» My Space، «فیسبوک» و «توییتر» حفظ می کند. او درباره کنسرت حقوق بشری هوی متال می گوید:«چگونه می شود در مورد همه این مسائل سکوت کرد؟ من قبل از هرچیز یک ایرانی هستم و با تماس هایی که با بچه های داخل کشور دارم می دانم آن ها هم مثل همه جوان های دیگر دنیا به موسیقی علاقه دارند. آنوقت باید این موسیقی پرسروصدا را به زیرزمین های خفقان آور ببرند و در آنجا تمرین کنند. این خودش فقط یک نمونه کوچک از نقض حقوق بشر در ایران است.»

بايگانی وبلاگ