پنجشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۹

احضار رضا خندان، همسر نسرين ستوده و نامه وی به رياست قوه قضائيه


24 شهریور 89
احضار رضا خندان، همسر نسرين ستوده و نامه وی به رياست قوه قضائيه
مدرسه فمينيستی
http://www.chrr.biz/spip.php?article11100

نسرين ستوده، وکيل دادگستری روز ۱۳ شهريور ماه در پی احضار به دادسرای ويژه اوين بازداشت شد و از آن روز تاکنون فقط يک بار در تاريخ ۱۷ شهريور تماس کوتاه تلفنی داشته که به گفته آقای رضا خندان همسر نسرين ستوده اين تماس نه تنها خانواده را از نگرانی خارج نکرده بلکه بر نگرانی های شان افزوده است. وکيل نسرين ستوده نيز نتوانسته او را طی اين مدت ملاقات کند و از همين رو خانواده نسرين ستوده، به شدت نگران وضعيت او هستند. اما نگرانی خانواده از وضعيت نسرين ستوده، با فشار بر همسر و وکيل اش (نسيم غنوی) توام بوده است، به طوری که عصر روز ۲۲ شهريورماه، رضا خندان احضاريه رسمی «جهت پاره ای از توضيحات» دريافت کرده است که بايد روز شنبه به دادسرای ويژه اوين مراجعه کند. اين درحالی است که رضا خندان در نبود همسرش، مسئوليت دو فرزند خردسالش را به تنهايی برعهده دارد و به دليل ضبط برخی از وسايل و ابزارهای مربوط به شغل اش در زمان تفتيش خانه شان، با مشکلات متعدد کاری نيز مواجه شده است. رضا خندان، همسر نسرين ستوده، طی نامه ای به رياست قوه قضائيه ضمن شرح رنج ها و گرفتاری هايی که برای خانواده در طی تفتيش و بازداشت همسرش ايجاد شده، خواهان آزادی هر چه سريع تر همسرش شده است. متن نامه ايشان را در زير می خوانيد:

رياست محترم قوه قضائيه با سلام و احترام

نزديک به سه هفته از مراجعه ماموران امنيتی به محل کار و منزل اينجانب، رضا خندان، همسر خانم نسرين ستوده، حقوقدان و وکيل پايه يک دادگستری می گذرد، مراجعه ای که متاسفانه با يک دروغ آغاز شد يعنی مامور مربوطه خود را با دهان روزه «پستچی» معرفی کرد و پس از ورود به منزل، مشخص شد که مامور امنيتی است.

متعاقب مراجعات ماموران امنيتی به محل کار و منزل ما، اکنون بيش از ۱۰ روز از احضار و سپس بازداشت همسرم نسرين ستوده می گذرد، در اين مدت پس از مراجعات مکرر برای پيگيری وضعيت اش تنها يک بار به همسرم اجازه مکالمه تلفنی چند دقيقه ای داده شده که بعدا مشخص شد اين اجازه نيز گويا به قصد آرامش خانواده و زندانی نبوده، بلکه صرفا با نيت فشار هر چه بيشتر بر همسرم به منظور جلوگيری از ارتباط خانواده با رسانه ها بوده است، ارتباطی که حق قانونی هر شهروندی است. چنانچه مهرآوه، دختر خردسال ام با شناختی که از مادرش دارد می گويد: «اگر مامان را اعدام می کردند از من چنين تقاضايی نمی کرد و با اين لحن عجيب و غيرمعمول، با من صحبت نمی کرد». و اين جملات را مهراوه در حالی بيان می کرد که زار زار می گريست و تلاش های من برای آرام کردنش تاثيری نداشت. در نتيجه، ما بسيار بيشتر از زمانی که همسرم تلفن نکرده بود نگرانيم، نگرانيم چون در اين سوی ديوارهای قطور زندان، از آن سو خبر نداريم و نمی دانيم چه شرايطی سبب شده که همسرم در اولين تماس تلفنی اش به جای آن که مانند هميشه با کلمات محبت آميز عشق اش را به فرزندان اش برساند، مجبور است که با لحنی غيرعادی، تنها پيام آور درخواستی غيرمنطقی از خانواده اش باشد. به ما حق بدهيد که امروز بيش از روز بازداشت همسرم نگران و مضطرب باشيم، و از شما بپرسيم به راستی شما هم مثل ما از آن سوی ديوارهای قطور زندان بی خبريد؟

من و دو فرزند خردسالم به شدت دلشوره داريم چون ماموران شما با اطلاع از عدم حضور اينجانب در منزل، امکان تماس همسرم را با دختر خردسالم را برقرار کردند و فرزندان خردسال ام در غياب من، در آن مکالمه کوتاه و رنج آور با مادرشان دچار تألم و رنج فراوان شدند و ساعت ها پس از آن نيز يکسره اشک می ريختند. به يقين اين چنين مکالمه ای که احتمالا تحت فشار انجام گرفته است بر عواطف مادرانه همسرم نيز تاثير بسيار منفی گذاشته است. حال پرسش من از شما اين است که چه کسی از رنج مادر و فرزندان کوچک اش بهره می برد؟ بی شک بازی با عواطف شکننده کودکان و مادران يعنی توسل به غيرانسانی ترين شيوه جهت اعمال فشار بر خانواده يک زندانی.

رياست محترم قوه قضائيه

پيشتر گفتم که ماجرای تفتيش منزل ما با يک دروغ آغاز شد، حال می خواهم اضافه کنم که اين ماجرا با دروغ نيز ادامه يافت. چرا که آنان به طور غيرقانونی علاوه بر وسايل همسرم، ابزار و وسايل کار و زندگی من و حتی وسايل بازی فرزندان ام را نيز با خود بردند و «قول دادند» که چند روزه آن را بازپس خواهند داد، اما اين هم دروغی بيش نبود. حال از شما می پرسم که چرا وسايل کار اينجانب و حتا وسايل بازی بچه هايم را ضبط و عودت نمی دهند؟ از شما می پرسم که چرا در سيستم قضايی ما با يک وکيل پايه يک دادگستری که کارهايش در چهارچوب وظايف حرفه ای اش بوده چنين رفتار می شود و با اعمال روش های غيرمستقيم، چنين فشاری بر فرزندانش روا می شود؟ از لحظه بازداشت همسرم و هر روز که می گذرد فشار ماموران امنيتی بر اعضای خانواده، بر خود من و حتی بر وکيل همسرم نيز تشديد شده است.

جناب آقای لاريجانی اگر قرار است همسرم محاکمه شود، چرا ايشان را تا وقت برگزاری دادگاه اش آزاد نمی کنيد؟ مگر بيم آن می رود که ايشان خدايی ناکرده فرار کند؟ همسرم از فاصله ابلاغ احضاريه اش با احتساب تعطيلات، يک هفته فرصت برای فرار داشته است و اگر چنين قصدی داشت در اين مدت می توانست به راحتی اين کار بکند، اما رعايت قانون مهم ترين دغدغه ای است که همسرم به عنوان وکيلی متعهد و ملتزم به رعايت ضوابط قانونی، همواره به آن پايبند بوده است، و همواره سعی داشته از موکلان اش در همين چهارچوب های قانونی دفاع کند، وظيفه ای که از زمانی که وکالت نامه اش را دريافت کرد با صداقت و تعهد به آن پايبند بوده است. بنابراين بازداشت چنين فردی واقعا برای چيست؟ نسرين ستوده واقعا چه جرمی مرتکب شده است؟

ايشان يکی از وکلا و حقوقدانان برجسته اين کشور هستند و در صحبت هايشان هيچگاه نجابت کلام را ناديده نگرفتند، چه برسد به نجابت کردار. قوه قضائيه بايد به داشتن چنين وکلايی که به نوعی همکار در امر قضا هستند، و به حسب وظيفه از حقوق موکلان شان، دادخواهی می کنند، بر خود ببالد و نه اينکه او را بازداشت کند. پرونده سازی و بازداشت يک وکيل، به اتهامات واهی، راه را برای انجام عمل غيرقانونی ديگر باز می کند. همسر من به عنوان يکی از وکلای مستقل و مدافع حق در اين مملکت هميشه پايبند به قانون بوده و انتظار قانونی برخورد کردن با وی از سوی مراجع قضايی، انتظار زيادی نيست. از اين روست که از جنابعالی تقاضا دارم با استناد به همين قوانين و مقررات موجود و با توجه به آن که ايشان هرگز «فرار نخواهند کرد»، دستور قرار بازداشت ايشان را تبديل کرده و پيش از برگزاری يک محکمه عادلانه و علنی و با حضور هيئت منصفه، ايشان را آزاد کنيد.

در آخر اضافه می کنم که همسرم، نسرين ستوده، در کمال صحت و سلامت جسمی و روحی در دادسرا حضور پيدا کرده و به دنبال آن در ۱۳ شهريورماه بازداشت شده است، از اين رو مسئوليت هر گونه بيماری جسمی و روحی (مشابه آنچه بر سر خانم نرگس محمدی در زندان رفت) در اين مدت با جنابعالی و مسئولان مربوطه در آن قوه است.

به اميد استقرار قانون رضا خندان همسر نسرين ستوده، وکيل دادگستری

بايگانی وبلاگ