چهارشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۰

گشایش «موزه سکس» در مسکو


گشایش «موزه سکس» در مسکو
http://www.voanews.com/persian/news/arts/RushianSexMuseum-2011-8-17-127957588.html

یک پسربچه ازخانواده ای فقیر در روسیه به جایی می رسد که اولین مغازه فروش لوازم جنسی یا «سکس شاپ» را در شهر محل زندگی خود باز می کند. بعد ها با رای اکثریت به مقام شهرداری این شهر می رسد، کمی برخلاف جهت «کرملین» حرکت می کند، به زندان انداخته می شود، از سیاست منع می شود و یک بار دیگر به همان خانه اول باز می گردد: به محل نمایش و فروش اجناس و لوازم جنسی از جمله نوعی عروسک قدیمی «ماتریوشکا».

ماجرای ریسک های تجاری «الکساندر دونسکوی» و «اودیسه» سیاسی او ازجمله تصمیم به بازکردن یک «موزه سکس» در وسط شهر «مسکو» شاید به نظر بسیاری، داستانی نامأنوس و عجیب و غریب به شیوه برخی از فیلم های سینمایی غیرمتعارف بیاید. اما در روسیه و درمکانی که امروز سیاستمداران مردم معمولی را تشویق به انجام هرگونه اعمال کاپیتالیستی می کنند چیز تازه ای نیست.

دونسکوی ٤١ ساله که درحال حاضر به نمادی از رفتار بد و غیراخلاقی تبدیل شده می گوید که برای تاسیس این موزه سکس ، از یک طراح معروف آمریکایی کمک گرفته است. هنرمندی که توانسته است با دقت و ظرافت لازم عروسک سنتی مردم روسیه را برای فروش درمغازه های این موزه طراحی کند:«شاید براتون جالب باشه بدونید که مردم روسیه هنوز به اندازه کافی آزاد نیستند که یک چنین عروسکی را با دست های خودشون بسازند.»

دونسکوی پس از آن که عروسک «ماتریوشکا» را روی طبقه بندی مخصوص قرار می دهد، تور موزه را آغاز می کند و خبرنگاران را از یک اطاق به اطاق دیگری هدایت می کند. یکی از این اطاق ها یک میکده تاریک با دیوارها و پرده های قرمز و عکس هایی از زنان عریان است.

الکساندر دونسکوی، نامزد ریاست جمهوری پیشین معتقد است که باز کردن یک موزه سکس در نزدیکی کاخ کرملین یک حرکت سیاسی نبوده است:«من فقط می خواهم به مردم روسیه کمک کنم تا سطح احساسات هیجان آمیز خود را بالاترببرند.»

دونسکوی، شهردار پیشین شهرکی به نام «آرخانگلسک» با جمعیتی در حدود ٦٢٥ نفر در شمال مسکو بوده است و ماجراهای جالب توجهی از تجربیات خود در صحنه سیاست های روسیه دارد. او که ثروت خود را از مغازه های فروش لوازم جنسی به دست آورده است، یک روز ناگهان تصمیم می گیرد تا از حقوق خود در رابطه با قانون اساسی استفاده کرده ودر انتخابات شرکت کند. او درسال ٢٠٠٥ در انتخابات شهرداری شهر کوچک خود با به دست آوردن دوبرابر رای بیشتر از رقیب انتخاباتی خودبرنده می شود آن هم رقیبی ازاعضای حزب حاکم مملکت.

دونسکوی می گوید:«آن ها خیلی تعجب کرده بودند و وقتی که آرا را شمردند دیدند حتی با تقلب هم نمیتونند خودشونو برنده اعلام کنند». به این صورت «دونسکوی » ناگهان در سیستم سیاسی که به مدت یک دهه در اختصار «ولادیمیر پوتین» بوده است تبدیل به یک شخصیت سیاسی مستقل و یک پدیده بی سابقه شد.

کمی بعد و هنگامی که محبوبیت دونسکوی چندین برابر شد و او اعلام کرد که در رقابت های رسیدن به مقام ریاست جمهوری روسیه در سال ٢٠٠٨ شرکت خواهد کرد ناگهان محدودیت هایی که این سیاستمدار مستقل بودن برای او به همراه داشت برایش آشکار شد.

ابتدا در سال ٢٠٠٧ «دونوسکوی» به اتهام «سوء استفاده از قدرت» دستگیر و زندانی شد و هشت ماه بعد به شرط عدم شرکت در هرگونه انتخاباتی برای مدت دوسال آزاد شد.

بعدها «سرگئی کازاکف» سخنگوی منطقه ای دولت در «آرخانگلسک » به خبرنگاران گفت که «دونسکوی» به خاطر استفاده نامشروع از بودجه شهری دستگیر و زندانی شده است:«او تاجر خوبی بود اما درنقش شهردار ثابت کرد که رفتاری بچه گانه و غیرقابل قبول دارد.» اما «دونسکوی» این اتهامات را رد کرد و براین مسئله تاکید گذاشت که اتهامات ناروا به او ساختگی ومنظور از آن تخریب شخصیت و دورکردن او از صحنه سیاست بوده است:«پوتین دوست نداشت مقامات زیر دست و به ویژه سرمایه داران از خط قرمزهای او پا بیرون بگذارند.»

بوریس نمتسوف، سیاستمدار دیگری است که روزی در نقش معاون ریاست جمهور به خدمت اشتغال داشته است. او نیز مانند «دونسکوی» درسال های اخیر مجبور به حاشیه نشینی و کناره گرفتن تدریجی از سیاست شده است:«دونسکوی یک آدم خیلی کنجکاو و مرد بسیار جالبیه اما کرملین با بی رحمی هرچه تمام تر او را ازصحنه سیاست بیرون انداخت.»

دونسکوی هم می گوید دیگرحاضر نیست در این بازی ها با کرملین شرکت کند اما یکی از تصاویری که در یکی از اطاق های موزه سکس او قرار گرفته، نقشی از «پوتین» و «پرزیدنت اوباما» است که در یک جنگل خیالی داستان های بچه ها در حال قدم زدن هستند:« سرنوشت روسیه این است که پوتین را در مقام رهبری داشته باشد و پوتین هم هرگز از مسند قدرت قدم پائین نخواهد گذاشت مگر به میل و خواسته خودش. هرسیاستمداری هم که بخواهد برعلیه او فعالیت کند ناگهان تبدیل به یک دلقک می شود. برای همین هم من از سیاست کناره گیری کرده ام.»

درحالی که دونسکوی این سخنان را می گوید، چند دیدارکننده جوان موزه سکس، روی نیمکت های مخصوص اطاقی با یک پرده سینما می نشینند تا فیلمی درباره «تاریخچه سکس در اتحاد جماهیر شوروی» را تماشا کنند.

یکی از شخصیت های فیلم ، یک زن روسی است که می گوید:«ما در روسیه سکس نداریم و اغلب ما اصولا با سکس مخالفیم!» این قطعه فیلم از یک برنامه تلویزیونی زنده که در آن تماشاگران استودیویی در «بوستون» با تماشاگران استودیویی در «لنینگراد» به بحث و گفتگو نشسته اند از دهه هشتاد میلادی کمی پیش از اجرای طرح فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توسط «گرباچف» برداشته شده است.

دونسکوی می گوید:« امروز ما با افتخار میتوانیم بگوییم که مردم در روسیه سکس دارند. اما بسیاری از آن ها خواستار و نیازمند تعلیمات در اطراف این روابط جنسی هستند. اما چیزی که ما هنوز هم نداریم همون آزادیه و من امیدوارم موزه سکس من بتواند به جوانان این مملکت کمک کند که احساس آزادی بیشتری کنند چرا که مفهوم زندگی در کل همان آزادی است. آزادی بیان و حق انتخاب.»

پس از تماشای فیلم، دیدارکنندگان جوان به اطاق دیگری برای تماشای مجسمه های سکسی قرن هیجدهم افغانستان ، یکی از قدیمی ترین اجناس موزه سکس می روند. در آنجا هم چنین مجسمه چوبی مرد آفریقایی که آلت جنسی او از دندان یک سوسمار درست شده قرار گرفته و یک سری نقاشی های آبرنگ ژاپنی که افرادی را در حال انجام اعمال جنسی نشان می دهد.

موزه سکس مسکو جمعا ٤٠٠٠ قطعه هنری جنسی را به نمایش گذاشته است و موزه هر روز ٤٠٠ دیدارکننده را به خود جلب می کند. بهای بلیت های این موزه در حدود شانزده دلار است و فقط اشخاص بالای هیجده سال اجازه ورود به آن را دارند.

موزه سکس، مغازه فروش اجناس و میکده مجاور آن تنها دو ماه است که درهای خود را بر روی دیدارکنندگان گشوده اند. اما از هم اکنون توجه مقامات شهری و دولتی به آن جلب شده است. مردی از بخش امنیتی دولت چندی پیش به موزه آمد و از دونسکوی خواست تا تصویر پوتین و اوباما را از روی دیوارهای موزه بردارد اما دونسکوی از انجام این کار خودداری کرد.

لئونید کالاشنیکوف یکی از قانون گزاران محافظه کار درمورد موزه دونسکوی می گوید: «الکساندر دونسکوی آدم افراط گرایی است باید اعمالش تحت نظر باشد. این موزه با فرهنگ، اخلاق و روحیات ملت روسیه هیچگونه همخوانی ندارد.»

اما دونسکوی می گوید: «کرملین ممکن است بتواند پارلمان، روزنامه ها ، رادیو و تلویزیون را کنترل کند اما نمی تواند احساسات و عواطف بشری را تحت کنترل خود قرار بدهد.


iran#

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بايگانی وبلاگ