چهارشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۴

چرا مردم انقدر درباره فساد مالی رژیم حرف میزنند

چرا مردم انقدر درباره فساد مالی رژیم حرف میزنند
 http://iranscope.blogspot.com/2016/02/blog-post_42.html
 
مسأله فساد مالی مقامات دولتی همواره چه در رژیم گذشته و چه در جمهوری اسلامی واقعیت داشته و  بحث تازه ای نیست و  موضوع این نوشتار را تشکیل نمی دهد. دلیل فساد مالی هم بسیار ساده است که در کشورهایی نظیر ایران که مستمری رسمی مقامهای دولتی بسیار کمتر از قدرت تصمیم گیری آنها برای کارهایی است که عهده دار آن هستند، پتانسیل فساد مالی زیاد است و در هرزمان بستگی به سطح اخلاق در جامعه، قوانین و اجرای قوانین، می توان فساد مالی را بیشتر یا کمتر در ادارات و مؤسسات مختلف مرتبط با دولت، مشاهده کرد. اما بحث ما در اینجا این موضوع نیست که سالهاست در مطبوعات اپوزیسیون و رژیم به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.
 
در اواخر دولت محمود احمدی نژاد در ایران بحث فساد مالی بالا گرفت و حتی برخی مقامات دولت او در همان زمان زمامداری وی با اینگونه اتهامات محاکمه شده و به زندان افتادند. دولت محمود احمدی نژاد با نقد فساد مالی علی اکبر رفسنجانی و نزدیکان او به قدرت رسید و شگفت آور است که چگونه این مسأله بیشتر در پایان دوران خود آقای احمدی نژاد مشکل ساز شد. بنظر نگارنده این سطور موضوع نه به آقای احمدی نژاد و اصول گرایان مرتبط بود و نه به آقای رفسنجانی و اصلاح طلبانی که هوادار او شده بودند. مسأله پایه ای تر از این حرفها است.
 
با سقوط رژیم شاه اساساً  صعود درآمد نفتی ایران که وقفه ای کوتاه در دوران انقلاب داشت، ادامه یافت. در واقع درآمد نفتی ایران در آستانه انقلاب 57 تنزل کرد و صعود درآمد نفت که پس از سال 1973 شاهد آن بودیم و بخش های مختلف جامعه ایران به درجات مختلف از آن بهره مند شدند، وقفه پیدا کرد و آنها که صاحب نفوذ بودند اجازه ندادند این وقفه به درآمد آنها لطمه بزند و ضرر را دیگران و آندسته از مردم متحمل شدند که دست به انقلاب زدند. یعنی انقلاب به دلیل فقر عمومی نبود بلکه انقلاب را سقوط مالی سریع وضع کسانی که مدت کمی پیش از آن افزایش قابل ملاحظه درآمد داشتند، دامن زد. محققانی نظیر سورِل نشان داده اند که انقلاب کبیر فرانسه نیز حاصل چنین تغییراتی در آن کشور بوده و نه آنگونه که برخی دیگر مبنای آن را فقر عمومی، تصویر کرده اند.
 
به هر حال ایران در پایان دولت آقای احمدی نژاد، با آغاز سقوط بهای نفت با چنین شرایطی روبرو بود. دولت آقای روحانی برنامه مشخصی در پیش گذاشت که وضعیت اقتصادی کشور را با دریافت طلب های بین المللی ایران، ترمیم کند و برای این کار باید به تنش اتمی پایان می داد و پایان دادن به تنش اتمی نتیجه دیگری نیز به همراه داشت و آن رفع خطر فوری جنگ ایران و آمریکا بود. در پایان دوران محمود احمدی نژاد دو گروه در ایران با هدفی متضاد حمله آمریکا به ایران را می خواستند. یکی آندسته از مردم بودند که می گفتند ما زورمان به این دولت که به زور سرنیزه پاسداران بر سر کار است نمی رسد و تنها راه نجات از خارج است که حمله ای به ایران شود و اینها را نابود کند. دیگری هم شماری در داخل رژیم بودند که به جنگ بمثابه نعمت نگاه می کردند تا به این طریق از جنبش سبز تازه ای که می توانست انقلاب 57 دیگری شود، اجتناب کنند. اما دولت آقای روحانی موفق شد و در نتیجه هم پولی به دست ایران آمد و هم خطر جنگ رفع شد. حالا دوباره موضوع فساد مالی مطرح شده و اینکه این طلبهای بین المللی دریافتی ایران به جیب چه کسانی می رود.
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
بیست و هشتم بهمن ماه 1394
February 17, 2016
 
 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com
 

 
 


----------------------
http://www.iranscope.com

SEARCH

بايگانی وبلاگ