سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۴

دیرنج مین ائللی: راز حمایت بسیاری از مارکسیست-لنینیستها از پوتین و روسیه

دیرنج مین ائللی: راز حمایت بسیاری از مارکسیست-لنینیستها از پوتین و روسیه
http://iranscope.blogspot.com/2016/02/blog-post_86.html

اینروزها حمایت همه جانبه بسیاری از مارکسیست-لنینیستها از پوتین و حکومت مافیائیش, برخی را دچار سردرگمی کرده است. چراکه کاپیتالیسم بغایت وحشی روسیه همراه با سیاست تجاوز و الحاق بخشهائی از کشورهای همسایه از طریق بکار بگیری قدرت نظامی,  ایجاد بحرانهای منجمد  سیاسی-نظامی در جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی,  در تناقص آشکار با اصولیست که احزاب کمونیست صد سال منادی آن  بوده اند.  دیکتاتور روسیه صدها هزار نفر را  تا کنون در جمهوری چچن, شبه جزیره کریمه, اوستیای جنوبی, آبخازیا و مناطق دانباس اوکرائین بخاک و خون کشیده و با ترور فعالین حقوق بشری  منتقد همانند آننا پولیتووسکایا و یا رقیبان مطرح  سیاسی  مثل نمتسوف  در واقع یکی از منفورترین شخصیتهای جهانیست و حمایت از او می تواند تبعات منفی برای هر دسته و گروهی داشته باشد. اما چرا گروههائی  همانند حزب توده و سایت تبلیغاتیش "پیک نت " که ادعای چپ گرائی و مردم دوستی  دارند  با تمام توان در خدمت سیستم اولترا  راستگرا و ضد انسانی کرملین قرار گرفته اند؟

بعد از سقوط دیکتاتوریهای کمونیستی و فاش شدن شقاوت بی حد و مرزش در برخورد با شهروندان خود, بلندگوهای تبلیغاتی کمونیسم  برای همیشه خاموش شدند. اکثریت قریب به اتفاق مردم آگاه جهان, از قحطی مهنسی شده توسط استالین  در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم در اوکرائین, که به مرگ  بیش از یک سوم اوکراینها انجامید  (ده ملیون و پانصد هزار نفر) و به  هولودومور مشهور است تا نسل کشی های پول پوت, مائو و همه  رهبران کشورهای کمونیستی آگاه شدند. دیگر امکان فریب جوانان احساساتی در جهان آزاد و حتی بسیاری از کشورهای جهان سوم, با شعارهای چپ افراطی و بظاهر مردمی  ممکن نبود.  علاوه بر شوک مرگ ایئولوژیکی ناگهانی کمونیسم, منابع مالی  و  پشتیبانی های سیاسی-تبلیغاتی بسیاری از گروههای مارکسیست –لنینیستی  نیز قطع شد و نقش هسته های سخت جان آنها به حرکتهای ایذائی تقللیل یافت. بعبارتی  کمونیسم همانند فاشیسم  به خیل افکار شکست خورده پیوسته ودر گورستان ایدئولوژیها برای همیشه مدفون شد.

در دهه اول بعد از سقوط شوروی, در جو نسبتا دموکراتیک بوجود آمده, بخشهای آگاه شهروندان روسیه فدراتیو ازعمق جنایات لنین و بخصوص استالین آگاهی یافتند. بسیاری از شاهدان عینی که زنده بودند دیگر وحشتی از عواقب بازگوئی مشاهداتشان نداشتند و لهذا  لب به سخن گشودند و در فیلمهای مستند و گزارشهای متعدد,  نسل کشی ها و جنایات هفتاد ساله  را  سندیت بخشیدند.  بحران اقتصادی ناشی از سقوط سیستم  اداری-امنیتی و  اسناد  جنایات حاکمانی را که دستگاه تبلیغاتی عریض و طویل, آنان را  در حد خدا معرفی کرده بودند, جامعه روسیه  را بمروردچار نوعی سرشکستگی و خود کم بینی نمود.

با روی کار امدن پوتین , رویای احیائ امپراتوری شوروی-روسی جانی دوباره گرفت. رئیس جمهور جدید  با کوبیدن بر طبل راسیسم روسی و  هجوم وحشیانه به مردم چچن همراه با تبلیغات مسموم دولتی مبنی بر اینکه قفقازیهای مو سیاه, روسیه را نابود خواهند کرد موجبات اتحاد بخش های کم سواد تابع پروپاگاندا و راستگرایان جامعه روس را  فراهم ساخته و رهبری آنرا در دست گرفت.   پترو دلارهای سرازیر شده از چاههای جدید الحفر شرق روسیه که بکمک تکنولوژی غربی و شرکت های نفتی اروپائی ممکن شده بود  موجب افزایش اعتماد به نفس حاکمیت و متحدین راستگرای آن گردیده  و  نهایتا منجر به تدوین سیاست  گام به گام برپائی مجدد امپراطوری شوروی  شد.

از موانع  عمده موجود برای تحقق  رویای احیای اتحاد جماهیر شوروی, یکی نزدیکی مرزهای ناتو به سرحدات روسیه و دیگری عدم وجود امکان نفوذ ایدئولوژیک همانند سابق بر  بخشهائی ازافکار عمومی کشورهای متخاصم و یا رقیب ارزیابی شد.  پوتین برای  حل دو مشکل فوق الذکر اقدام به بازسازی صنایع نظامی و شبکه های کمونیستهای جهان که قبلا تحت الحمایه شوروی بودند  نمود.  ارتباط مجدد  با احزاب و دستجات وا بسته, به گنادی ژیگانف رهبر حزب کمونیست روسیه واگدار گردید. ژیگانف از پوتین در ازای برآورده ساختن  درخواست رئیس جمهور  دو شرط روی میز گذاشت. اول اینکه  مانع افشا گری جنایات استالین  شده و سیستم آموزشی-تبلیغاتی روسیه از او بعنوان انسانی اومانیست و وطن پرست  یاد کند.  شرط دوم  اجازه  فعالیت آزادانه و بدون محدودیت حزب کمونیست و تبلیغ شخص ژیگانف  بود . پوتین که میداند کمونیسم هرگز به جامعه روسیه تا زخمها تازه هستند باز نخواهد گشت شروط رهبر حزب کمونیست را قبول کرد. در روزگاری که مخالفان پوتین یکی پس از دیگری سر به نیست می شدند ژیگانف نه تنها اجازه شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشت بلکه از امکانات  وسیع تبلیغاتی دولت نیز بهره مند بود.  بدین ترتیب یکبار دیگر بودجه ای کلان برای رسوخ بر افکار مردمان کشورهای دیگر اختصاص یافت و در اختیار حزب کمونیست روسیه قرار گرفت. بعلاوه اف اس بی (جانشین کا گ ب) موظف شد چالش برقراری  ارتباطات کمونیستهای احزاب برادر با  دار و دسته ژیگانف را بر عهده گیرد.

احزاب وابسته سابق در چند سال اخیر دوباره به حرکت در آمده و سعی در بازسازی تشکیلات و متعاقبا بالا بردن سهم خود از بودجه  فوق الذکر دارند. اطلاعیه اخیر حزب توده مبنی بر اجماع دوباره , بخشی از پازل حمایت بی قید و شرطشان از مافیای روسیه و رهبر رانت خوار هفتاد میلیارد دلاری آن میر ولید ( ولایمیر)  پوتین   است. حزب توده در انتخابات فرمایشی جمهوری کهریزکی-اسلامی ایران در اوان انقلاب با  ورود به انتخابات و حمایت از جناح چپ آخوندهای  حاکم شامل جنایتکارانی همانند خلخالی  ,  خواست کرملین را منعکس  می کرد. بعبارت دیگر, در آن دوران برای تبیین  سیاست روسیه شوروی در قبال مسائل ایران  کافی بود مروری بر برنامه های حزب توده داشت. اینک نیز علیرغم تغییر رژیم در کرملین و قدرت گیری راست مافیائی رانت خوار, حضرات باز منافع برادر بزرگ را پاس می دارند.

دیرنج مین ائللی
دوشنبه پانزدهم فوریه 2016




 


منبع:
http://www.iranglobal.info/node/53300


مطلب مرتبط

نورالدین کیانوری: چرا به خلخالی رأی دادیم؟
http://tarikhirani.ir/Modules/News/Phtml/News.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=26&NewsId=2058

 
----------------------

 

بايگانی وبلاگ