جمعه، آذر ۱۳، ۱۳۹۴

شادی امین: کنار زندگی از مرگ پژمردم

شادی امین: کنار زندگی از مرگ پژمردم
http://iranscope.blogspot.com/2015/12/blog-post_12.html

****************
روزهایی هست که شما آرزوهای بزرگت و جهانی انسانی‌ رو، به روی کاغذ میاری تا برای اجرایش قدم برداری.
روزهایی که تا مرز ناامیدی پیش می‌ری و دوباره می‌گی، نه، اجازه نداریم خسته بشیم. اجازه نداریم برای یاس در گوشه دل‌هایمان آشیانه بسازیم.
روزهایی که به خودت نگاه می‌کنی و سخت خودت رو نقد می‌کنی و از خودت می‌پرسی آیا همیشه و همه توان و انرژی‌ام را بهینه صرف کرده‌ام؟
و به خودت نهیب می‌زنی که، چشمانی که به انتظار دست یاری و "تغییر" به گوشه و انزوای زندگی‌هایشان خیره شده اند، باید که بدرخشند. دست‌هایی که برای یاری گرفتن دراز شده‌اند باید پاسخ بگیرند.
و فکر می‌کنی، اگر نسل من تجربه همراهی و یاری و شنیده شدن و دیده شدن نداشته است، این همراهی و یاری را نباید از نسل و نسل‌های بعدی دریغ کنیم.
و به یاد شعر زیبای ایرج جنتی عطایی عزیزم می‌افتم که می‌گوید:
اقیانوسی به عمق یک وجب بودم
تو مثل من نباش
چراغواره یی هم‌جنس شب بودم
تو مثل من نباش
همیشه ‍پیشتاز دایره گردی
همیشه رو به خود
همیشه سایه یی از من عقب بودم
تو مثل من نباش!
ای آینده ی عشق و رویا و تلاش
تو مثل من نشو تو مثل من نباش
به خود خنجر زدم با یار بد کردم
امیدو پس زدم رویا رو رد کردم
کنار زندگی از مرگ پژمردم
نفس هامو به روی عشق سد کردم
خودگریزی کردم از تقویم تا تقویم
به‌شب برگشتم و پیرانگی کردم
راهمو کج کردم از گلبرگ و تابستون
تو بهاری یخ زده پروانگی کردم
ای آینده ی عشق و رویا و تلاش
تو مثل من نشو تو مثل من نباش
چقد از جشن از خلوت شبم بد شد
چقد از خاطره از خواب ترسیدم
چقد اندوه از دیروز با من بود
چقد دلشوره رو آینده پاشیدم
گذرگاهم گدار وحشت و کابوس
تمام راه مالیخولیایی بود
به عمق پرتگاه همسفر با من
سقوطم شکل پرواز رهایی بود
ای آینده ی عشق و رویا و تلاش
تو مثل من نشو تو مثل من نباش
نشه غول زمین‌گیر درون تو
قفس تو فصل پروازت ببارونه
نشه مترسک تسلیم وتنهایی
پرنده های رویاتو بتارونه
نشه برگردی از رفتن
نشه گم شی تو گم بودن
نشه بعد گریز از خود
بشی چیزی شبیه من!
ای آینده ی عشق و رویا و تلاش
تو مثل من نشو تو مثل من نباش
****
امروز دوباره امیدوارم. و چه اندازه دلم آفتابی‌ست. می‌دانم که نمی‌گذاریم "آنها" مثل "ما" -کنار زندگی از مرگ پژمرده شوند-
امروز دوباره می‌خوانم:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

منبع:



----------------------

بايگانی وبلاگ