سه‌شنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۰

نقد کتاب: تاریخچه ترانه های انقلابی


نقد کتاب: تاریخچه ترانه های انقلابی
http://www.voanews.com/persian/news/arts/Revolutionarysongs-2011-9-20-130219848.html

در کتاب تازه ای به نام «٣٣ انقلاب در هردقیقه»، نویسنده و منتقد موسیقی، دوریان لینسکی، به این مسئله می پردازد که چگونه موسیقی پاپ و ترانه های محبوب و مورد علاقه مردم در طول سال ها موجب بروز جنبش های مردمی و تظاهرات مختلف شده است و چگونه «بیلی هالیدی» و «باب دیلان» که درکتاب به طور مفصل از آن ها سخن رفته، برخی از مهم ترین این نوع ترانه ها را ارائه داده اند.

جان لنون فقید دریکی از ترانه هایی که در سال ١٩٦٨ ساخته است می خواند:«تو می گویی یک انقلاب می خواهی؟ خوب ..همه ما می خواهیم دنیا را عوض کنیم...» دوریان لینسکی در کتاب خود «٣٣ انقلاب در هر دقیقه » می نویسد:«هرچند همه ما نمی توانیم دنیا را عوض کنیم اما بسیاری از ستاره های موسیقی پاپ توانسته اند این کار را انجام بدهند و به صورتی دنیای همه ما را عوض کنند.»

کتاب با ماجرای ساختن ترانه «میوه غریب» Strange Fruit بیلی هالیدی در سال ١٩٣٩ آغاز می شود. این ترانه اعتراضی اشاره به رفتار مردم نژاد پرست ایالت های جنوبی آمریکا نسبت به سیاهان وبه دار آویختن آن ها از درخت ها به جرم سیاه بودن دارد. این ترانه های اعتراضی و انقلابی سپس یک به یک تا به امروز بررسی و تجزیه و تحلیل می شوند. در کتاب به بیش از ١٢٠٠ ترانه اشاره شده است.
در سی و سه بخش مختلف کتاب درباره ترانه های شناخته شده و حتی ترانه های میهنی مهمی چون «این سرزمین مال توست» This Land Is Your Land، «ما پیروز خواهیم شد» We Shall Overcome و «جنگ» نیز اشاره شده است.

دوریان لینسکی سال هاست به حرفه نقد موسیقی اشتغال دارد و به همین جهت نیز کتاب او مملو از اطلاعات و جزئیات تازه و گاه هرگز فاش نشده در رابطه با این ترانه هاست. برای مثال در بخشی از کتاب آمده که هنگامی که «بیلی هالیدی» نوجوان برای نخستین بار در کلاب «کافه سوسایتی» نیویورک ترانه «میوه غریب» را می خواند، مدیر کلاب به گارسون ها دستور می دهد که از پذیرائی از مشتری ها خودداری کنند تا آن ها شش دنگ حواسشان پیش خواننده باشد.

بسیاری از ترانه های اعتراضی در اول کار از جنبه های مذهبی برخوردار بودند بعد کم کم این کلام ها با مهارت و زیرکی به مسائل روز تبدیل می شدند و مثلا نام «خدا» در این ترانه های مذهبی با کلمه «کارگر»عوض می شد.

همانطور که قرن بیستم به سوی جنبش های مردمی و مدنی پیش می رفت برخی از این ترانه های اعتراضی با شکل های تازه یک بار دیگر به داخل کلیساها بازگشتند. یکی از این ترانه ها «ما پیروز خواهیم شد» بود که «پیت سیگر» آن را نخستین بار در سال ١٩٤٧ نوشت و این ترانه به مرور زمان شکل عوض کرد تا بالاخره در سال١٩٦٣ پس از آن که سه ترانه سرای دیگر نیز در طول سال ها روی آن دست بردند به ثبت رسید.

در اینجاست که کتاب «لینسکی» به بخش مربوط به «باب دیلان» می رسد و ترانه «استادان جنگ» Masters Of War را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. شاید به این جهت که این ترانه یکی از واضح ترین و روشن ترین ترانه های اعتراضی «دیلان» به شمار می رود. هرچند «باب دیلان» به هیچ عنوان یک هنرمند ساده به حساب نمی آید اما «لینسکی» خواسته است سر راست ترین راه به این شخصیت پیچیده موسیقی را که همین ترانه باشد برای بررسی موضوع انتخاب کند.

ترانه «استادان جنگ» در سال ١٩٦٣ نوشته شده و بخشی از آلبوم معروف « فری ویلین» Freewillen باب دیلان به شمار می رود که ترانه «برباد داده» Blown On The Wind نیز در همین آلبوم گنجانده شده است. ترانه ای که علیرغم چالش هایی که باب دیلان برای توصیف آن با دیگران داشته ، توانست تبدیل به مهم ترین ترانه انقلابی زمانه خود بشود.

استقبالی که تماشاگران فستیوال جاز «نیوپورت» در آن زمان از این خواننده بعمل آوردند نشان دهنده احساساتی است که مردم نسبت به این ترانه داشته اند. اما در کتاب صحبتی از این مسئله که چگونه این ترانه مورد استفاده اعضای جنبشی قرار گرفت که خود دیلان با آن مخالف بوده نشده است.

کتاب «لینسکی» بخشی از وقایع مربوط به دهه شصت میلادی در آمریکا را به خوبی روشن کرده است:«این دورانی است که جوان های آن قدیم دوست دارند فکر کنند که موسیقی راک و نوازندگان و خواننده های آن در مرکز جنبش های ضد جنگ آن زمان قرار داشته اند. اما درحقیقت این یک افسانه بیشتر نیست و مخالفت این موسیقی دان ها با جنگ خیلی اتفاقی و سرپوشیده بود.»

درکتاب «٣٣ انقلاب در هر دقیقه» در توصیف ترانه های انقلابی آمده است:«این کاری است که یک ترانه سرا انجام می دهد تا کمی از یک ترانه سرای معمولی قدم فراتر بگذارد.»
لینسکی در کتاب خود در دهه هفتاد میلادی به خارج از ایالات متحده پرداخته است و به دورانی که ترانه های انقلابی در نقاط دیگرجهان از جمله «شیلی» و «نیجریه» و حتی «جامائیکا» جایی برای خود پیدا کرده اند. اما از چکسواکی اواخر دهه شصت میلادی یا حتی ایران و برزیل اواخر دهه هفتاد میلادی در کتاب نامی برده نشده است. هم چنین در کل بخش های مختلف این کتاب بجز بیلی هالیدی از هنرمندان زن فقط از گروه زنانه انگلیسی «هاگی بر» Hugy Bear و «نینا سیمون» نام برده شده است. از موزیسین های انقلابی کالیفرنیای جنوبی چون «فرانک زاپا» ، «جکسون براون» و «گراهام پارسون» هم نامی برده نشده است.

کتاب «لینسکی» به ما نشان می دهد که در سال های اخیرهنرمندان موسیقی پاپ دیگر از ترانه برای بازگوی عقاید خود استفاده نمی کنند بلکه مستقیما و رو در رو این مسائل را مطرح می سازند. از این جمله باید به گروه «دیکسی چیکز» اشاره کرد که اعتراض خود را به به جنگ تهاجمی به عراق در سال ٢٠٠٣ با یک جمله بیان می کنند:«ما این جنگ را نمی خواهیم.»کانیه وست هم دو سال بعد در یک کنسرت جمع آوری کمک برای بازماندگان طوفان «کاترینا» می گوید:«جورج دبلیو بوش به مردم سیاه پوست اهمیت نمی دهد.»

لینسکی درپایان کتاب خود می نویسد:«شاید در کتاب بعدی بتوانیم به ترانه هایی که ضمن خیزش مردم عرب توسط خوانندگان محبوب آن ها خوانده شده بپردازیم.»


iran#

بايگانی وبلاگ