دوشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۴

شادی امین: درباره لزوم علنی کردن بازداشت هنگام سفر به ایران

شادی امین: درباره لزوم علنی کردن بازداشت هنگام سفر به ایران
http://iranscope.blogspot.com/2016/03/blog-post_24.html

به ایران سفر می کنند،
انتخاب خودشان است.
کامپیوتر و گوشی اشان را میگیرند و ضبط می کنند،
هنوز ضرر خودشان است.
ایمیلش باز است و ای دی اسکایپ و ... تمام دست بازجویان افتاده، اما خبر را منتشر نمی کند.
اینجا دیگر جان و امنیت بقیه در میان است... در این مرحله بدون مکث باید اعلام کنی و بگویی کامپیوتر من را برده اند و به ایمیل من دسترسی دارند و ...
دعوت می شوند و روزی 6 تا 10 ساعت مورد بازجویی قرار می گیرند،
باز به توصیه بازجویان علنی نمی کنند و در سکوت به خیال خودشان به سوالات "مهم" آنان پاسخ های "معمولی" می دهند.
چه توهم عظیمی... آنها وقت خود را هدر نمی دهند. اگر ساعتها برایت وقت می گذارند، چون داری اطلاعات خوبی به آنها می دهی... ایمیلت را هم که دارند...تمام مکالمات و حس ها و روابطت را دارند. باز به حرف آنها گوش می کنی و خبر رسانی نمی کنی... اینجا آنها را باور کرده ای... یقین داری که آنها خیر تو را می خواهند.
از ایمیلت به همه دوستانت ویروس می فرستند و دوستان از همه جا بی خبرت، گاه در اثر بی دقتی به دام می افتند و تو هنوز به حرف برادران بازجویت گوش می دهی... می گویی "من که کاری نکرده ام، بیخود شلوغش نکنیم"
با این جمله نشان می دهی که گفتمان حاکم تا پوست و استخوان همه ما نفوذ کرده است. گویی "آن دیگران" کاری کرده اند! باور کرده ای که کسانی را می گیرند که "کاری کرده اند."
و در باور به اینان، مرگ مقاومت رقم می خورد. در باور به اینان است که آرام ارام سر خم می کنی...چه در زندان باشی و چه بیرون از زندان، قدرت آنان برایت بلامنازع می شود. کوچک می شوی. فلج می شوی. منتظر دستوراتشان می مانی... دستوراتی که گاه نرم و دوستانه به تو دیکته می شوند. کم کم حتی صدایشان را بالا نمی برند. دیگر جزیی از دستگاه شده ای و نقش مشخصی داری. جایت را برایت تعیین کرده اند. سعی می کنی از این مدار خارج نشوی. نگران نزول هستی... می دانی هر لحظه می توانند تو را از هستی ساقط کنند. پس با آنها در نهان و یا حتی ندانسته معامله ای انجام می دهی...
و من از خودم می پرسم: بر ما چه رفته است؟
منبع:



----------------------

بايگانی وبلاگ