دوشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۹

علی طبرزدی: پدرم به آینده این جنبش و حرکت امید دارد


گفت‌وگو تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۸۹, ساعت ۲۳:۴۶
علی طبرزدی: پدرم به آینده این جنبش و حرکت امید دارد
مژگان مدرس علوم
http://www.rahesabz.net/story/28331/

جرس: حشمت الله طبرزدی، دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران یازدهم مهر ماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبری، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به ۹ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.


این روزنامه نگار در یاداشتی از زندان این حکم را نتیجه کینه ورزی مسئولین دانسته و نوشته است: " همان گونه که پیش تر گفته بودم، این دادگاه را صالح ندانسته و رای آن را قبول ندارم. از دادگاه نظامی - امنیتی، انتظار چنین احکامی هست اما این چوب الف، در مرحله ی نخست عدالت، در مرحله ی بعد متهم و در مرحله ی سوم قاضی قربانی می شوند . به امید اصلاح "



اما علی رغم این حکم سنگین فرزند وی علی طبرزدی روحیه او را "عالی" توصیف می کند و می گوید: "ایشان به آینده این جنبش و حرکت امید دارد و اگر غیر از این بود "پایداری" که این زندانیان سیاسی در زندان دارند کمتر از این بود."



گفتنی است، حشمت الله طبرزدی اعلام کرده بود: "من به عنوان سخنگوی "همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران"، "دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران" و یک روزنامه نگار مستقل، از حقوق شهروندان ایرانی و جنبش سبز پشتیبانی کردم و از دیدگاه من، رژیم برنده این بازی نیست. اگر چه اینک از میلیون ها دختر و پسر جوان در خیابان ها خبری نیست، اما جنبش سبز نمرده و نخواهد مرد."



به همین مناسبت با علی طبرزدی در خصوص آخرین وضعیت پدرش و زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر به گفتگو پرداختیم که متن آن در پی می آید:



لطفا در خصوص آخرین وضعیت پدرتان برایمان بگویید.



ایشان در زندان رجایی شهر هستند و در حال گذراندن حکمشان که نه سال حبس و 74 ضربه شلاق در دادگاه بدوی بوده است که در واقع قرار بود در دادگاه تجدید نظر این حکم بررسی شود اما آنطور که می گویند به علت نقص پرونده به دادگاه شعبه ای که رای را صادر کرده اند برگشت خورده است. اساسا با توجه به شرایطی که اینها ایجاد کرده اند ما امید اینکه در دادگاه تجدید نظر تخفیفی براین حکم داده شود را نداریم و از طرفی هم به علت شرایط بغرنج و نابسامان که در جامعه و خارج از زندان برای روزنامه نگاران ایجاد کرده اند به نظر ما شاید روزنامه نگاران زندان را ترجیح می دهند تا در بیرون به علت این فشارها مجبور به سکوت شوند.



پدر از موارد غیرقانونی که برایشان ایجاد کردند ناراحت بودند و پیش از اینکه حکمی برایشان صادر شود ایشان اعلام کرده بودند که دادگاه و مرجع رسیدگی را فاقد وجاهت قانونی می دانند. این حکم سنگینی هم که برای ایشان صادر کردند پرونده سازی وزارت اطلاعات برای ایشان بوده است. از دوسه تا مقاله و مصاحبه خبری و حقوق بشری این حکم را صادر کردند و خودشان هم که این دادگاه را به رسمیت نشناختند و امضاء هم نکردند.



آخرین دیداری که با ایشان داشتید مربوط به چه زمانی بوده است؟



دو هفته پیش با ایشان ملاقات داشتیم.



وضعیت روحی و جسمی ایشان چطور بود؟



وضعیت روحی بسیار خوبی دارند البته نه تنها ایشان بلکه همه همبندی هایشان در شرایط روحی بسیار خوبی بسر می برند. اما از لحاظ امکانات که در اختیارشان قرار می دهند محدود هستند و ایشان هم که زندان های طولانی را تحمل کرده و می کنند این محدودیت ها بر روی جسم ایشان تاثیر گذاشته و ضعیف شده اند، علتش هم کمبود ویتامین و رطوبت و عدم امکانات مناسب است. البته خودشان یک روحیه ای دارند که از این شرایط شکایت نمی کنند اما وقتی می بینند که ما این راه طولانی را برای ملاقات چند دقیقه ای می رویم ناراحت می شود. زندان رجایی شهر هم نسبت به زندان اوین شرایط نامناسب تری دارد و زندانی است که قبلا زندانیان خطرناک مثل قاتلین و قاچاقچیان در آنجا نگهداری می شدند الان هم تفکیک جرایم نمی کنند و همه این زندانیان با هم هستند. و اساسا شاید در آینده محدودیت ها بیشتر شود و اصلا ملاقات ها برداشته شود.



خود آقای طبرزدی در نامه ای که نوشته بودند بیشتر نگران مادر و خانواده اشان بودند می توانید از وضعیت مادر ایشان بگویید؟



مادر ایشان در برهه های زمانی مختلف همیشه در نگرانی بودند. چه آن زمانی که پدرم در جنگ بود که دو برادر ایشان هم در جنگ شهید شدند چه الان که این زندان ها را تحمل می کند. ایشان الان از نارحتی کمر رنج می برد و راه رفتن برایشان دشوار است و نمی تواند به ملاقات ایشان برود و می گوید" آیا من می توانم یکبار دیگر پسرم را در آزادی و بیرون زندان ببینم". خوب شرایط یک مادری که بارها و بارها فرزندش را بگیرند و به او توهین کنند و حرف های رکیک بزنند چگونه باید باشد؟ وقتی مادر ایشان می بیند که در مورد فرزندش اینگونه برخورد می شود واقعا در رنج است.



دادگاه تجدید نظر ایشان چه زمانی برگزار می شود؟



اینها هیچ تاریخی مشخص نکرده اند. از طرفی هم این حکمی که داده بودند گویا به مشکل یا بهانه تراشی اصلا برای تجدید نظر نرفته است.



ایشان و وکیلشان در دادگاه حضور داشتند؟



بله در دادگاه حضور داشتند اما یک مواردی در پرونده بوده که خود قاضی هم اعتراف کرده که این موارد را در مورد پدرم صادق نمی بیند و کلا یک پرونده سازی بوده که آقایان می خواستند حتی پرونده ای سنگین تر از این برای ایشان درست کنند.که رابط پرونده اطلاعات بوده و کلا پرونده هاییکه سیاسی است تحت نفوذ اطلاعاتی و امنیتی این دستگاهها هستند و قاضی نقشی ندارد که به این موارد رسیدگی کند.



در خصوص وکلای ایشان هم که خانم ستوده را یک هفته پیش از تشکیل دادگاه بازداشت کردند که دلیل اصلی بازداشت ایشان هم می تواند همین فرجام خواهی ایشان باشد یا رسیدگی ایشان در پرونده. اما آقای دادخواه وکیل دیگر ایشان در دادگاه حضور داشتند. اما الان شرایط طوری است که کلا وکلا هم در سخت ترین شرایط هستند و حق دفاع از موکلاشان را ندارند.



مواردی که می گویید چی بودند؟



تبانی یکی از آن موارد است که خود آقای طبرزدی نسبت به این مورد خیلی شاکی شدند که این اجتماع و تبانی یک توهین است و توهین به رئیس جمهور و رهبری اساسا نادرست بوده است و موارد دیگر که کلا درصدد تشکیل یک پرونده سنگین بودند.



آقای طبرزدی در نامه ای نوشته بودند که جنبش سبز نمرده و نخواهد مرد، در ملاقات هایی که با ایشان داشتید نگاهشان به فضای سیاسی کشور چگونه بود آیا در این مورد صحبتی می کردند؟



ایشان الان در کنار دوستانی هستند که رهبران این جنبش هستند و خودش را جزیی از این جنبش می داند و می گوید این جنبش مردمی است که از همان هیجده تیر این موج بوجود آمد حالا با نام های مختلف اما محتوی همان دموکراسی خواهی است که در این برهه زمان با نام جنبش سبز بوجود آمده است. ایشان به آینده این جنبش و حرکت امید دارد و اگر غیر از این بود پایداری که این زندانیان سیاسی در زندان دارند کمتر از این بود اما می بینیم که در این شرایط سخت با روحیه عالی و با اتحاد و دوستی که در بین آنها است این حرکت رضایت بخش و امید بخش خواهد بود.



در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید.



من صحبتم این است که اگر ما واقعا به آن حرف هایی که از تریبونها می زنیم عمل کنیم و کلا کمتر حرف بزنیم و بیشتر عمل کنیم. اگر مدعی آزادی و عدالت هستیم و از آن صحبت می کنیم حتی کمی به آن عمل کنیم شاید شاهد وقایعی که در جامعه رخ می دهد نباشیم. آیا بهتر نیست به جای اینکه پز تمدن و فرهنگ بدهیم یک نظارتی بر روی دستگاههای قضایی که روی پرونده ها کار می کنند داشته باشیم؟ و در این موارد عدالت معیار قرار داده شود و نه تنها من بلکه میلیون ها ایرانی و خانواده هایی که در این شرایط بسر می برند از مسئولین این است که بازنگری کنند و عادلانه و بدون غرض به این موارد بپردازند. تا زمانیکه ما از غرض ورزی دست بر نداریم مطمئنا تنش و شرایط بدتر می شود. مسئولین با یک حرف تنش آمیز می توانند یک حرکتی را ایجاد کنند که گریبانگیر خودشان شود. امیدوارم در آینده ای نزدیک شاهد شرایط بهتری در خصوص روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشری باشیم.



با تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.

بايگانی وبلاگ